سه شنبه, 02 آبان 1396 01:58

جستجو در شبکه گسترده

اجتماعی

مجری های ویژه برنامه های نوروزی

هرسال نزدیک به سال نو که نزدیک می شویم یکی از بحث های داغ رسانه ای صحبت کردن و نوشتن درباره مجموعه ها و برنامه های مناسبتی شبکه های مختلف سیما در این ایام است.


چه کسانی مجری ویژه برنامه های نوروزی هستند ؟

ویژه برنامه هایی که به مناسبت سال تحویل به روی آنتن می روند هم یکی از بخش های جذاب و کنجکاوی برانگیز این خبررسانی هاست.

در خبری از جانب روابط عمومی شبکه سوم اعلام شد که احسان علیخانی قرار است اجرای برنامه تحویل سال شبکه سوم را برعهده داشته باشد ؛ خبری که طرفداران این مجری را خوشحال کرد و در فضای مجازی در این باره اظهارنظرهای مثبتی داشتند. علیخانی دوسال گذشته را در شبکه دوم گذراند و حالا بازگشت او به شبکه سوم سیما احتمالاً با ویژه برنامه متفاوتی همراه خواهد بود.

فضل الله شریعت پناه،مدیرگروه اجتماعی شبکه سوم ، درباره جزییات این برنامه برای اولین بار به «صبا» می گوید:«آقای علیخانی پیشنهادشان این است که از شب قبل از سال تحویل یک برنامه داشته باشند و از ظهر سال تحویل هم ساعاتی ویژه برنامه داشته باشند. پیشنهادی که ما هم آن را پذیرفتیم و قرار است اجرایی شود. اگر به پخش فوتبال مهمی ؛ خصوصاً از باشگاه های مهم اروپایی نخوریم ایشان دوقسمت ویژه برنامه قبل و بعد از سال تحویل خواهند داشت«.

 او درباره اینکه چرا علی ضیاء که سال گذشته در این شبکه ویژه برنامه سال نو داشته امسال فرصت اجرای برنامه را پیدا نکرده می گوید:«علی ضیاء هرروز صبح برنامه «ویتامین ۳» را دارند و ما دیدیم که آقای علیخانی بعد از «ماه عسل «روی آنتن شبکه سوم نبودند و به همین خاطر ایشان انتخاب شدند. اما این را هم باید بگویم که آقای ضیاء هم طرحی را به ما ارائه دادند که سیزده روز عید برنامه داشته باشند که اگر کنداکتور خالی داشته باشیم شاید با طرح ایشان موافقت شود«.

*رامبد جوان در شبکه پنج

اما از طرف دیگر شبکه پنج سیما هم ویژه برنامه اش مشخص شده و آن طور که در اخبار آمده رامبد جوان به عنوان سازنده‌ برنامه تحویل سال ۹۳ شبکه تهران انتخاب شده است. این ویژه برنامه در روز ۲۹ اسفند ماه از ساعت ۶ تا ۸ صبح شروع می‌شود و تا ساعت ۲۴ ادامه خواهد داشت.

*فرزاد حسنی در شبکه دو؟!

شبکه اول و دوم سیما هنوز اخبار رسمی مبنی بر اینکه امسال چه ویژه برنامه ای برای مخاطبانشان درنظر گرفته اند اعلام نکرده اند اما شنیده ها حاکی از آن است که شاید فرزاد حسنی با ویژه برنامه ای به تلویزیون برگردد. خبر غیررسمی که وقتی آن را با علی بخشی زاده مدیر شبکه دوم سیما مطرح کردیم  می گوید:« اجازه بدهید فعلاً در این باره صحبتی نکنیم ، هنوز هیچ چیزی قطعی نیست.» با توجه به گفته بخشی زاده انتظار بعیدی نیست اگر بعد از چندسال فرزاد حسنی را در ردای مجری در تلویزیون ببینیم.


منبع: شبکه ایران


جدیدترین عکس از اشرف پهلوی

روزگاری به اشرف «اردک سیاه رضاشاه» می‌گفتند. اما بعدها یکی از روزنامه‌نویسان فرانسوی به او لقب «پلنگ سیاه» داده بود. لقبی که اشرف از شنیدنش خرسند ‌شد.

اشرف پهلوی در روز چهارم آبان ماه سال 1298 هجری شمسی در محله سنگلج تهران، پنج ساعت پس از تولد برادرش محمدرضا به دنیا آمد.

اشرف پهلوی

پدرش رضاخان هنگام تولد او و برادرش هنوز در گمنامی به سر می‌برد و در لشکر قزاق درجه سرهنگی داشت. مادرش تاج‌الملوک آیرملو یکی از مهاجران روسیه به شمار می‌آمد، که بعد از انقلاب بلشویکی همراه خانواده‌اش به آذربایجان ایران نقل مکان کرده بود.

اشرف پهلوی در سن هفده سالگی به عقد علی‌محمد قوام پسر ابراهیم خان قوام‌الملک شیرازی درآمد. ازدواج اشرف با علی قوام در فضایی آکنده از رنگ و بوی سیاسی، بدون پیش‌زمینه‌های عاطفی و اخلاقی لازم برای پیوند زناشویی، به اشرف پهلوی تحمیل شد. او از خاطره این ازدواج به تلخی یاد کرده و می‌گوید: « در حالی که پیراهن سفید به تن داشتم، در مراسم عروسی مشترکی که برای من و شمس برپا شده بود، تن به ازدواج دادم. اما اگر پیراهن سیاه پوشیده بودم، مناسب‌تر بود.»

ازدواج اشرف پهلوی با علی‌محمد قوام بیش از شش سال دوام نیاورد و در سال 1322 رسماً به طلاق انجامید. حاصل این ازدواج شهرام است که نام خانوادگی پهلوی‌نیا را برای خود برگزیده است.

در پی سفر اشرف پهلوی به مصر و آشنایی او با احمد شفیق، مقدمات ازدواج آنها فراهم آمد. احمد شفیق یک تاجر مصری بود. او پسر شفیق پاشا رئیس دفتر خدیو عباس حلمی بود، که بعد از انتخاب ملک فۆاد به سلطنت، از مصر تبعید و مقیم اروپا شد.

ازدواج اشرف پهلوی با احمد شفیق در سال 1322 صورت گرفت. اما این ازدواج نیز از آسیب زوال در امان نماند و آنها در سال 1329، یعنی نه سال پیش از طلاق رسمی با توافق دوجانبه از هم جدا شدند. احمد شفیق در سال 1355 بر اثر بیماری سرطان درگذشت و فرزندان او شهریار و آزاده، نام خانوادگی شفیق را برگزیدند.

سومین شوهر اشرف پهلوی، مهدی بوشهری است. پدرش جواد بوشهری از خانواده‌های با نفوذ بوشهر به شمار می‌آمد. مهدی بوشهری سفیر سیار و رئیس هیئت مدیره فستیوال‌های هنری بود. وی در اواخر عمر رژیم محمدرضا پهلوی، سازمان گسترش سینمایی را تأسیس کرد و چند فیلم سینمایی مشترک با شرکت هنرپیشگان معروف جهان، در ایران تهیه کرد.

در دوران سلطنت پهلوی هیچ زنی به اندازه اشرف در سیاست داخلی و خارجی نقش‌آفرین نبود. او نقش اصلی را در کودتای 28 مرداد 1332 بازی کرد.

وی در سیاست‌های بین‌‌المللی ایران هم دخالت داشت. به مسافرتهای خارجی متعددی می‌رفت و از طرف برادرش، مذاکراتی را با دولت‌های متخاصم ایران انجام می‌داد. برای نمونه، اشرف در سال‌های بعد یکی از چهره‌های مهم در برقراری رابطه ایران با جمهوری خلق چین بود. او همچنین از سال‌های دهه 1950 یکی از اعضای اصلی هیئت نمایندگی ایران در سازمان ملل محسوب می‌شد.

اشرف پهلوی

یکی از نخستین نقشه‌های او این بود که با استفاده از مطبوعات بتواند پایگاهی سیاسی برای محمدرضا پهلوی تدارک ببیند و برای این منظور با یافتن یک سردبیر مشتاق و با کمک مالی دربار، روزنامه اطلاعات را ارگان دربار ساخت.

اشرف پهلوی در رأس هرم تصمیم‌گیری‌های سیاسی در کشور قرار داشت و در زندگی خصوصی برادرش دخالت می‌کرد و تا آنجا پیش می‌رفت که میان شاه و ملکه‌اش آتش نفاق می‌انداخت و همچنین در مورد تصمیم‌گیری‌ها خط اصلی را می‌داد و عقیده‌اش را به برادرش تحمیل می‌کرد و قدرتش به حدّی بود که محمدرضا پهلوی نمی‌توانست در مقابل وی مقاومت کند.

روزگاری به اشرف «اردک سیاه رضاشاه» می‌گفتند. اما بعدها یکی از روزنامه‌نویسان فرانسوی به او لقب «پلنگ سیاه» داده بود.

لقبی که از شنیدنش خرسند می‌شد. اشرف در خاطرات خود اعتراف کرده است که از این عنوان خوشش آمده و آن را متناسب با خلقیات خود می‌داند. «البرتو بلیجی» یکی از روزنامه‌نگارانی که شرحی درباره زندگی اشرف نوشته، به وی لقب «ام‌الفساد» داده است.

این لقب خشم اشرف را به دنبال داشت و به نظر وی از او جز یک بیمار جنسی با تمایلات سادیسمی، هیچ نکته مثبت دیگری ترسیم نشده است.

 

منبع : فارس


 

دانستنیهای انقلاب اسلامی

 

22بهمن

12رویدادهای بهمن1357

امام خمینی پس از سال‌ها دوری و تبعید به کشور بازگشت. ایران اسلامی شاهد بزرگترین و تاریخی‌ترین استقبال بود. جمعیت انبوهی که به استقبال رهبر خود رفته بودند در فرودگاه و در طول مسیر آن تا بهشت زهرا در طرفین خیابان ساعت‌ها به انتظار نشسته بودند تا حتی یک لحظه از نزدیک چهره نورانی رهبر دور از وطن خویش را ببینند.

همه شهر گلباران و چراغانی بود. خنده از لب‌های هیچکس دور نمی‌شد. میلیون‌ها انسان که از سراسر ایران برای دیدار امام خمینی (ره) به تهران آمده بودند در انتظار بودند.

عده‌ای نیز در شهرستان‌ها دقیقه شماری می‌کردند. در فرودگاه عده‌ای از علما و یاران دیرین امام خمینی (ره) به استقبلال آمده بودند.

امام خمینی (ره) قصد داشتند ابتدا در دانشگاه تهران چند دقیقه صحبت کنند، اما فشار جمعیت به حدی بود که این کار غیرممکن بود، لذا مستقیماً به بهشت زهرا تغییر مسیر دادند و این نشان دهنده ی احترام و ارزشی بود که امام خمینی (ره) قلباً به شهیدان و راه آنها داشتند که به جای رفتن به هر محل دیگر بهشت زهرا را پس از 15 سال دوری از وطن جهت سخنرانی انتخاب کردند.

مقصد امام خمینی (ره) در بهشت زهرا مزار شهدای گلگون کفن 17 شهریور بود.

رویدادهای 13 بهمن 1357

امام خمینی در جمع روحانیون بیاناتی را ایراد کردند. ایشان در قسمتی از این بیانات فرمودند: رژیم سلطنتی از اول خلاف عقل بود ... هر ملتی باید خودش سرنوشت خودش را تعیین کند.

 

رویدادهای 14 بهمن 1357

حضرت امام طی یک مصاحبه مطبوعاتی در مدرسه رفاه اعلام کردند: شورای انقلاب حکومت موقت تعیین خواهد شد و حکومت موقت، موظف خواهد بود که مقدمات رفراندم(رأی گیری) را تهیه کند. همچنین قانون اساسی که تدوین شد، به آراء عمومی گذاشته می‌شود. ایشان دولت بختیار را غیرقانونی اعلام کردند و گفتند: کاری نکنید که مردم را به جهاد دعوت کنم.  

 

رویدادهای 15 بهمن 1357

حضرت امام خمینی طی یک سخنرانی جوانان را به ادامه تظاهرات و اعتصابات فرا خواندند. به دنبال جلسه روز گذشته شورای انقلاب ـ که نخست وزیری دولت موقت به مهندس بازرگان پیشنهاد شده بود ـ این شورا برای گرفتن جواب از وی تشکیل جلسه داد.

رویدادهای 16 بهمن 1357

انتخاب بازرگان به عنوان نخست وزیر دولت موقت، رسما اعلام شد. حکم و فرمان نخست وزیری که با اتفاق آراء شورای انقلاب و تصویب امام خمینی صادر شده بود، توسط حجت‌الاسلام والمسلمین رفسنجانی در حضور حضرت امام و آقای بازرگان قرائت شد. حضرت امام در حکم نخست وزیری بازرگان، وی را موظف به انجام رفراندوم تغییر نظام به جمهوری اسلامی، تشکیل مجلس مۆسسان (خبرگان) برای تصویب قانون اساسی، برگزاری انتخابات مجلس شورا طبق قانون اساسی جدید و انتخاب هیأت وزیران بدون در نظر گرفتن روابط حزبی کردند.

در متن حکم آمده است: بنا به پیشنهاد شورای انقلاب، بر حسب حق شرعی و قانونی ناشی از آراء اکثریت قاطع قریب به اتفاق ملت ایران که طی اجتماعات عظیم نسبت به رهبری جنبش ابراز شده است، جنابعالی را مأمور تشکیل دولت موقت می‌نمایم.  

رویدادهای 17 بهمن 1357

امام خمینی در سخنان خود گفتند: کار عاقلانه و مفید به حال کشور این است که بختیار و ارتش در مقابل انقلاب اسلامی، عکس‌العملی مثبت داشته باشند. در پاسخ به پیام‌های تشکر از سوی مردم و یا شخصیت‌ها و گروه‌های مختلف به مناسبت ورود حضرت امام به کشور، از سوی ایشان پیام تشکری خطاب به عموم انتشار یافت.  با فراخوانی مردم به راهپیمایی عمومی در تأیید دولت بازرگان از سوی جامعه روحانیت تهران، مردم ایران حکومت مهندس بازرگان را تأیید کردند و موج راهپیمایی، شهرها را فرا گرفت.

رویدادهای 18 بهمن 1357

حضرت امام در دیدار با روحانیون شهر اهواز گفتند: ادامه نهضت یک تکلیف است.  در ملاقات وکلای دادگستری با حضور امام، ایشان گفتند که شاه باید محاکمه شود.  رییس جمهور و وزرای خارجه و دفاع آمریکا، پس از پایان مأموریت ژنرال‌ هایزر در ایران، جلسه‌ای با حضور وی تشکیل دادند.

رویدادهای 19 بهمن 1357

جمعی از پرسنل نیروی هوایی با انجام رژه و خواندن سرود در مقابل حضرت امام، با حرکت اسلامی مردم ایران و رهبری نهضت اعلام همبستگی کردند. ایشان همچنین از راهپیمایی مردم در حمایت از دولت مهندس بازرگان تشکر کردند.  

رویدادهای 20 بهمن 1357

با حمله مأموران گارد به پادگان نیروی هوایی تهران، جنگ خیابانی آغاز شد . به گفته همافران(نیروی هوایی شاهنشاهی ایران) ، وقتی که رادیو اعلام کرد فیلم ورود امام خمینی بعد از اخبار تلویزیون نمایش داده خواهد شد، آنها در سالن پادگان اجتماع کردند. با ظاهر شدن تصویر حضرت امام بر صفحه تلویزیون، طنین صلوات سالن را پر کرد و در این هنگام، افراد گارد به سوی آنها تیراندازی کردند و درگیری آغاز شد.  

 

رویدادهای 21 بهمن 1357

با آغاز درگیری مسلحانه، پرسنل انقلابی نیروی هوایی برای مسلح کردن مردم در ازاء کارت پایان خدمت سربازی، یک قبضه سلاح و هفت فشنگ در اختیار آنان قرار می‌دادند.  درساعت 5/4 بعدازظهر کلانتری تهران نو ـ پس از پنج ساعت زد و خورد شدید بین مأمورین گارد و مردم ـ سقوط کرد و مردم و گاردی‌ها در این زدو خورد چندین کشته و مجروح داشتند . از این پس، کلانتری‌ها یکی پس از دیگری به دست مردم ساقط شدند.

رویدادهای 22 بهمن 1357

دراین روز، سقوط نظام 2500 ساله استبداد و پایان شب سیاه ستم تحقق یافت و نغمه دل انگیز "در بهار آزادی، جای شهدا خالی" همه جا طنین انداز شد. در این روز، نفس های سبز بهاری در تنمان جاری شد. «22 بهمن، ستم نابود شد، پلیدی رفت و تباهی و سیاهی رخت بر بست.

در 22 بهمن، شادی و سرور به خانه ها آمد، استقلال نصیب ما شد، و نور جمهوری اسلامی دمید. در 22 بهمن، باغچه هامان گل داد، دلهامان شادمان شد و مردم ما جشن پیروزی بر پا کردند. دراین روز، ما به همه خیرها، امیدها و خوبی ها نایل شدیم. این جشن بی بدیل بر همگان خجسته باد.

 

 

منابع: حوزه- همشهری آنلاین- مفتاح


 

نامحرم یا دوست اجتماعی!

 دختری حدود 20 ساله در دانشگاه به برای مشاوره به من مراجعه کرده بود و می‌گفت: "من عاشق شده‌ام!"‌‌ گفتم: "عاشق چه کسی؟ گفت: "عاشق شوهر خاله ام شده ام! و این صرفا یک عشق ظاهری و قلبی نیست بلکه قضیه ازدواج در میان است! 


ارتباط
 

این روزها در برخی خانواده ها شاهد رفتارهای هنجار شکنانه و دور از ارزش‌های اخلاقی و اسلامی هستیم، مرزهای محرم و نامحرمی گسیخته شده است و کسی اهمیت نمی دهد که عاقبت این اتفاق شوم چقدر می‌تواند وخیم باشد.

متأسفانه برخی خانواده ها تحت تأثیر تبلیغات ماهواره ای و برنامه های هدفدار آن و یا به علت بی اطلاعی از مبانی اخلاقی و ارزش های اسلامی، برخورد نزدیک با نامحرم بدون هیچ قیدی و بدون حجاب را نوعی تجدد و روشنفکری قلمداد می کنند، تا جایی که نسل جدید نمی داند محرم کیست و نامحرم کیست؟

دیگر دختران ما شوهر عمه، شوهر خاله، پسر دایی ها و پسر عمه ها و ... را نامحرم حساب نمی کنند، با همکلاسی هایشان از جنس مخالف روابط صمیمانه ای دارند و می گویند فلانی دوست اجتماعی من است و رابطه خاصی با هم نداریم، در فضای مجازی هر مدل عکسی از خودشان منتشر می کنند و خانواده هایشان هم تأیید شان می کنند.

البته پسران ما هم  همین وضع را دارند، با خانم های فامیل روابطشان کاملا گرم و صمیمی است و با هر دختری که تمایل داشته باشند بدون هیچ حجب و حیایی طرح دوستی های نزدیک می ریزند و خانواده ها گویی در خوابی خوش هستند و اهمیت نمی دهند که عاقبت این سهل انگاری ها چقدر می تواند خود و فرزندانشان را به تباهی بکشاند.

متأسفانه شاهدیم که روز به روز فرزندان از والدین خود غریبه تر می شوند و فاصله می گیرند و در عوض با فامیل و دوستان خود رفیق شده و سفره دل می گشایند.

بارها شنیده‌ایم از برخی دوستان که پدر و مادرم مرا درک نمی‌کنند، به خواسته‌هایم احترام نمی‌گذارند، اما دوست پدرم یا دوست مادرم نهایت محبت را نسبت به من دارد، شوهر خاله‌ام مرد فوق العاده‌ای است کاش او پدر من بود... کاش پسر فلانی برادر من بود... کاش خواهری چون دختر عمه‌ام می‌داشتم و... این‌ها دیالوگ‌های آشنایی است که بسیار می‌شنویم .

 

بارها و بارها در صفحه حوادث روزنامه ها و خبرگزاری ها شاهد بوده ایم که چگونه فرزندان ساده دل یک خانواده قربانی هوس های کثیف برخی فامیل ها و دوستان خانوادگیشان می شوند، آمار قتل های عشقی و تجاوزهای فامیلی یک زنگ هشدار است که این اتفاق شوم دیر یا زود ممکن است گریبان ما را بگیرد ، کابوس هایی برایمان بسازد که تا ابد راه نجاتی از آن نداشته باشیم. 

حضرت علی علیه السلام در باره سخن گفتن با زن نامحرم فرمود:

«ای بندگان خدا! بدانید که... گفتگو و اختلاط مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد، و دل‌ها را منحرف می سازد، و پیوسته به زنان چشم دوختن؛ نور چشم دل را خاموش می گرداند، و همچنین با گوشه چشم به نامحرم نگاه کردن از حیله و دام های شیطان است.» (بحارالانوار ج 74 ص 291 )

نقل یک ماجرای واقعی

دختری حدود 20 ساله در دانشگاه برای مشاوره به من مراجعه کرده بود و می گفت: "من عاشق شده ام!"

گفتم: عاشق چه کسی؟

گفت: عاشق شوهر خاله ام شده ام! و این صرفا یک عشق ظاهری و قلبی نیست بلکه قضیه ازدواج در میان است! به خانمش که خاله من است گفته می خواهی از زندگی من بیرون برو می خواهی بمان من می خواهم  زن بگیرم! فقط به او نگفته که زن دومم دختر خواهر خودت است!”‌

گفتم: “چند سالش است لابد خیلی خوش تیپه !؟”‌

گفت: “ شاید برای دیگران نباشه چون حدود 60 سال دارد ولی برای من هست!”‌

گفتم: “حتما خیلی پولداراست؟”‌

گفت: “نه راننده مردم است !”‌

بعد نگاهی طلبکارانه من گفت:

“حاج آٍٍقا! حالا هم پیش شما نیامده ام به من بگویید اسغفرالله و از این حرفها، بلکه آمده ام که به من بگویید مادرم را چیکار کنم مادری که شنیده شوهر خواهرش می خواهد دوباره زن بگیرد سکته ناقص را زده است اگر بفهمد زن دوم این آقا، دختر خودش است حتما می میرد. می خواهم بدانم جان مادرم ارزش عشق من را دارد یا نه؟!”‌

گفتم: “ قبول داری خیلی عجیب است دختری بیست و یکی دو ساله با مردی حدود 60 ساله ازدواج کند؟”‌

گفت: “ راستش را بخواهید نمی دانم چی شد ولی یک چیزی را خیلی خوب می دانم مسافرت می رفتیم خیلی با شوهر خاله ام راحت بودم مثل پدرم بود والیبال بازی می کردم توپ بر سر و کله من می زد و درد دل های خصوصی، پیامهای قشنگ و عاشقانه، حتی پدر و مادرم می دانند که من با شوهرخاله ام راحتم اما خبر از عشق ما ندارند. بعد از مدت طولانی دختر گلم، دختر گلم، تبدیل به همسر گلم شد!”‌

عاقبت شوم برداشتن مرز محرم و نامحرم 

و نیز آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «لان یطعن فی راس احدکم بمخفط من یدیه خیر له من ان یمس امراة لا تحل له». اگر سوزنی با شدت و ضربه بر سر یکی از شما فرود آید، بهتر از آن است که زنی را که نامحرم است لمس کند. (مرات النساء ص 117)

رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم  درباره شوخی با زن نامحرم فرمود: «من فاکه امراة لا یملک ها حبس به کل کلمة کلمها فی الدنیا الف عام فی النّار، و المراة اذ طاوعت الرجل فالنزمها او قبل ها او باشرها خراما او فاکهها واصاب منها فاحشة فعلیها من الوزر ما علی الرّجل فان غلبها علی نفسها کان علی الرّجل وزره ووزرها». (عِقاب الاعمال: ص 652 )

هر کس با زنی نامحرم شوخی کند برای هر کلمه که با او گفته است، هزار سال در آتش دوزخ او را زندانی می کنند. و آن زن اگر با رضایت، خود را در اختیار مرد قرار دهد و مرد او را در آغوش گیرد یا ببوسد یا تماسی برقرار سازد یا با وی بخندد و منجر به عمل خلاف شود، این زن هم مثل مرد گناهکار است و عذابش مثل اوست. ولی اگر زن راضی نبوده و مرد به زور مرتکب این عمل زشت شد، گناه هر دو بر گردن مرد خواهد بود.

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم درباره ارتباط زن و مرد نامحرم فرمود:

«با عدوا بین انفاس الرّجال و النساء فانه اذا کانت المعاینة واللقاء کان الدّاء الّذی لا دواء له».(بهشت جوانان، ص 468 )

بین مردان و زنان نامحرم جدایی ایجاد کنید [تا با هم برخورد و تماس نداشته باشند]؛ زیرا هنگامی که آنان رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و با هم رفت و آمد داشتند، جامعه به دردی مبتلا خواهد شد که درمان نخواهد داشت.

براستی چرا بعضی خانواده ها باور ندارند که پسر عمو و دختر عمو، پسر خاله و دختر خاله و امثال شوهر خواهر و یا زن برادر نامحرم هستند و متاسفانه بخاطر این که طرف مقابل را در حد معصوم می دانند گرفتار وابستگی هایی می شوند که گاهی به فحشا هم کشیده می شود. در حالی طرفین اهل فحشا نبودند. براستی آیا پدر و مادر نمی دانند بخاطر عدم رعایت حرمت های خانوادگی در جرم بچه ها سهیم هستند.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

"وای بر اولاد آخر الزمان از دست پدرانشان! سئوال شد یا رسول الله: آیا از پدران مشرکِ آنان؟ فرمود: خیر ،از دست پدران مومن آنها، چون واجبات دین را به فرزندانشان نمی آموزند و اگر اولاد آنها بخواهند، بیاموزند، آنان را منع می کنند. و تنها به این قانع هستند كه فرزندانشان از مال دنیا چیزی را به دست آورند. من از آنها بیزارم و آنها هم از من بیزارند."                                                   

 
منبع: سایت خاطرات یک حاج قا (خاطرات حاج آقا داودی نژاد)

 

در این موارد زیپ دهان خود را بکشید!

 توجه کرده اید همیشه یافتن و ارایه راه‌حل برای مشکلات دیگران بسیار آسان تر از برطرف کردن مشکلات خود است؟ اما حتی هنگامی که تصور می کنید در مساله ای تبحر کامل دارید، پیشنهادات و توصیه هایی هستند که باید از بیان و مطرح کردن آنها پرهیز کنید.


zip dahan

8 مورد از این نظرات را در این مطلب معرفی کرده ایم تا بی خیال بیان آنها شوید و تا حد امکان زیپ دهان خود را بکشید.

پیشنهاد تربیتی به والدین

مشکل: زندگی دوست شما بسیار فرزند سالار شده است و کودک آنها بسیار گستاخ و غیرقابل کنترل است.

چه حرفی را نباید بیان کنید: «فرزند خود ر ا می توانید با انظباط و سخت‌گیری بیشتری پرورش دهید و او را این همه لوس بار نیاورید. چرا از روش های تربیت کودکان شیطان و بی ادب کمک نمی گیرید؟» پدر یا مادر بودن و تربیت فرزندان بیش از این که یک علم باشد، یک هنر است. شاید روشی که شما برای کودک خود استفاده می کنید برای کودک دیگر کارساز نباشد. بنابراین نمی توانید همه را مجبور کنید بر اساس یک اصل رفتار کنند.

پیشنهاد رفتاری برای زمان بارداری

مشکل: دوست باردار شما دو نوع دسر برای خود سفارش می دهد.

چه حرفی را نباید بیان کنید: «آیا دسر دوم برای خودت است یا برای فرزندت؟» این گونه حرف ها فقط موجب آزار و رنجش روحی دوست باردار شما می شود. بنابراین، پیش از مطرح کردن مسایلی که تصور می کنید دوستانه است، خوب فکر کنید. شاید شما قصد بدی نداشته باشید اما این جمله ها بسیار آزاردهنده هستند.

نظر دادن در مورد مسایل عاطفی

مشکل: دوست صمیمی شما با فردی آشنا شده است که به نظر شما فرد لایق و مناسبی نیست

چه حرفی را نباید بیان کنید: «او فرد مناسبی نیست. تو باید هرچه سریع تر با او قطع رابطه کنی!». حتی اگر مطمئن هستید که مردی که دوست شما با او رابطه دارد انسان درستی نیست، مثلا با زنان دیگر قرار می گذارد تا خیلی مصنوعی به دوست شما احترام می گذارد، بهتر است حرف نزنید و در این رابطه نظر ندهید. اگر آن مرد واقعا بد و نامناسب باشد، دوست شما خودش متوجه این مساله خواهد شد.

پیشنهاد در مورد انتخاب محل زندگی

مشکل: دوست شما و همسرش در محله ای دنبال خانه هستند که به نظر شما به هیچ عنوان امن و مناسب نیست.

چه حرفی را نباید بیان کنید: «من هرگز در چنین محله هایی زندگی نمی کنم.» شما هر چه قدر هم با دوست خود صمیمی باشید، این قدر اجازه ندارید در مورد مسایل شخصی و محل زندگی آنها ابراز عقیده کنید. شاید آنها بر اساس بودجه ای که دارند، محله ای را انتخاب می کنند که شما نمی پسندید. این نظرات به هیچ عنوان دوستانه و سازنده نیستند. بنابراین دخالت نکنید.

پیشنهاد به مجردها

مشکل: دوست شما مجرد است و برای ازدواج تلاشی نمی کند

چه حرفی را نباید بیان کنید: «اگر کمی به ظاهر خود بیشتر رسیدگی کنی و بیشتر بیرون بروی، شاید با فرد مناسبی آشنا شوی.» این حرف ها بسیار کلیشه ای، تکراری و بی اثر هستند. اگر تمایل به کمک به دوست خود دارید، بهتر است مطالب یا مقاله های مناسب در این زمینه را به او پیشنهاد دهید. یا او را با فرد مناسبی آشنا کنید.

پیشنهاد دادن در مورد موی نامزد/همسر خود

مشکل: از مدل موی جدید همسر/نامزد خود خوستان نمی آید.

چه حرفی را نباید بیان کنید: « دفعه بد دیگر به این آرایشگاه نرو. چرا موهایت را این مدلی زده است؟» مو خیلی سریع رشد می کند و دوباره می توان مدل آن را تغییر داد. چرا همسر خود را برای چنین مسایل ساده ای آزرده می کنید؟

نظر دادن در مورد غذا

مشکل: دوست شما هر روز غذاهای ناسالم و بدون ارزش غذایی میل می کند

چه حرفی را نباید بیان کنید: «ببخشید این را می گویم، اما این غذا بیشتر از اینکه گوشت باشد چربی است. چرا غذای خانگی نمی خوری؟ یا چرا سبزیجات را انتخاب نمی کنی؟ آنها سالم تر هستند.» وقتی می خواهید حرفی را با عذرخواهی برای دخالت بیان کنید، لطفا بیان نکنید و زیپ دهان خود را بکشید.

نظر در مورد وسایل خانه

مشکل: هنگام شام، سرمیز متوجه می شوید لیوان ها لکه دار شده اند.

چه حرفی را نباید بیان کنید: «من همیشه پس از شستن لیوان ها آنها را با دستمال لطیفی خشک می کنم تا لک نشوند. برای براق ماندن قاشق و چنگال ها هم می توانی از آب‌لیمو استفاده کنی.» چه کسی از شما نظر خواسته است؟


منبع: برترین ها