سه شنبه, 06 تیر 1396 15:03

جستجو در شبکه گسترده

اجتماعی

چگونه بلیت اینترنتی بخریم؟

خرید اینترنتی بلیط هواپیما هواداران خاص خود را پیدا کرده است. برای خرید اینترنتی باید سه شرط زیر را داشته باشید.
سفر

 

1- یک ایمیل باید داشته باشید تا بتوانید ثبت نام کنید. اگر ندارید برای خود یک حساب ایجاد کنید.

2- یک کارت بانکی عضو شتاب که رمز دوم آن را هم داشته باشید. اگر رمز دوم ندارید می توانید از خودپرداز همان بانکی که در آن حساب دارید رمز دومتان را بگیرید.

3- پول به اندازه کافی برای خرید بلیت هواپیما شما دو راه دارید؛ هم می توانید به سایت تک تک شرکت های هواپیمایی مراجعه کنید و بلیت خود را تهیه کنید و هم اینکه از یک سایت جامع این کار را انجام دهید. عیب روش اول این است که با انتخاب های کمتری روبرو هستید.

مثلا شما اگر قصد سفر به مشهد را داشته باشید، می توانید به سایت ایران ایر مراجعه کنید و فقط از بین هواپیماهای این شرکت پرواز خود را انتخاب کنید و دیگر دسترسی به شرکت آسمان و ... ندارید اما در یک سایت جامع تمام پروازهای موجود از هر شرکت برای شما به نمایش گذاشته می شود و حق انتخاب بیشتری دارید.

سایت های بسیاری این کار را انجام می دهند. شما کافی است به یکی از این سایت ها وارد شوید و ثبت نام کنید و بعد از انجام امور ثبت نام روی دکمه بلیت هواپیما کلیک کنید و مشخصات سفر خود وارد کنید. مشخصاتی مثل اینکه پرواز داخلی می خواهید یا خارجی، مبدا، مقصد و تاریخ حرکت تان. پس از جستجو پرواز مورد نظرتان را انتخاب کنید و پول بلیت را از طریق عابر بانک تان پرداخت کنید. کار خرید بلیت تان تمام شده است و شما می توانید در زمان مناسب به فرودگاه بروید و با نشان دادن یک کارت شناسایی به باجه صدور کارت پرواز بگویید که بلیت تان را به صورت اینترنتی گرفته اید.

افرادی که در پروازهای داخلی تخفیف ویژه می گیرند

تمامی افراد زیر با ارائه مدارکی که گفته می شود، می توانند در روازهای داخلی 50 درصد تخفیف بگیرند:

- تمام خانواده های شهدا، اسرا و مفقودان شامل پدر، مادر، همسر و فرزندان/ مدارک لازم: معرفی نامه بنیاد شهید و یا تصویر کارت شناسایی از این نهاد.

نکته: جانبازان جنگ تحمیلی تنها به همراه یک همسفر شامل این تخفیف می شوند.

- معلولان/ مدارک لازم: معرفی نامه سازمان بهزیستی یا کارت معلولیت معتبر

نکته: تنها فرد معلول شامل این تخفیف می شود.

- کارکنان سازمان هواپیمایی کشوری/ مدارک لازم: معرفی نامه از سازمان هواپیمایی کشوری

نکته: این تخفیف تنها برای خود کارمند و تنها یک بار در سال ارائه می شود.

- نمایندگان مجلس شورای اسلامی/ مدارک لازم: کارت شناسایی معتبر

نکته: تخفیف نمایندگان تنها در مسیر بین تهران و استان حوزه انتخابیه نماینده اعمال می شود.

بهترین و بدترین صندلی های هواپیما

آمارهای جهانی می گویند، در صورت فرود اضطراری یا وقوع آتش سوزی تعدادی از صندلی های هواپیما شانس بهتری برای خروج و زنده ماندن در اختیار صاحبانشان می گذارند. نیتجه تحقیق دانشگاه گرینویچ بعد از بررسی 105 سانحه هوایی فاش کرده است مسافرانی که در قسمت جلوی هواپیما (تا ردیف 5)، پشت یا جلوی خروجی های اضطراری می نشینند، بیشترین شانس زنده ماندن را دارند و اما بدترین صندلی ها که در مسافرت های طولانی چند ساعته خواب و خوراک را از شما می گیرند، صندلی های روبروی دستشویی ها، صندلی های نزدیک آشپزخانه و صندلی های ردیف میانی هواپیما هستند که با بوی نامطبوع و رفت و آمد زیاد مسافران و مهماندارها آسایش شما را سلب می کنند.

دقیقه نود خرید بلیت

آخرین مهلت برای مراجعه به باجه های پذیرش مسافر در پروازهای داخلی یک ساعت و 30 دقیقه قبل از پرواز و برای سفرهای خارجی سه ساعت پیش از پرواز است بعد از این زمان باجه پذیرش مسافر برای یک پرواز خاص، بسته می شود و شما فرصت تهیه بلیت را از دست می دهید.

اگر چمدان تان گم شد به امور جامه دان شرکت هواپیمایی پروازتان، مستقر در سالن ورودی فرودگاه مراجعه کنید و با پر کردن برگه ها و فرم های مخصوص برگه «اطلاعات و مشخصات اثاثیه تحویل نشده به مسافر» را تحویل بگیرید که حاوی یک شماره پیگیری برای پیدا کردن و ردیابی وسایل تان است

میزان باری که می توانید به صورت رایگان حمل کنید

با توجه به مقصد نهایی سفرتان، چمدانی که حمل می کنید به دو روش وزنی و تعدادی پذیرش می شود. در مسیرهای آمریکا و کانادا چمدان به روش بسته ای و در سایر مسیرها به صورت وزنی محاسبه می شود همچنین تعداد چمدانی که مجاز هستید حمل کنید براساس رده های مختلف پروازی متفاوت است. میزان دقیق بار مجاز در بلیت شما ذکر می شود. در پروازهای داخلی میزان بار مجاز 20 کیلوگرم است.

نکته: اگر چمدان تان گم شد به امور جامه دان شرکت هواپیمایی پروازتان، مستقر در سالن ورودی فرودگاه مراجعه کنید و با پر کردن برگه ها و فرم های مخصوص برگه «اطلاعات و مشخصات اثاثیه تحویل نشده به مسافر» را تحویل بگیرید که حاوی یک شماره پیگیری برای پیدا کردن و ردیابی وسایل تان است.

وقتی می خواهیم بلیت مان را پس بدهیم

تمام بلیت های معمولی و غیرچارتر با کسر مبلغی خسارت، امکان لغو یا تغییر دارند. پول پرداختی هم تا پایان همان روز ابطال بلیت، به حساب شما برگردانده می شود.

اما پرواز چارتر چیست؟ پرواز چارتر به تمام پروازهایی گفته می شود که توسط یک ارگان، سازمان، هتل، تور و ... برای شما رزومه شوند، شرکت های هواپیمایی این پروازها را باطل نمی کنندو زمان آن را به خواست مسافر تغییر نمی دهند.

اما مبلغ خسارت لغو یا تغییر زمان پرواز طبق مقررات سازمان هواپیمایی کشوری بر این اساس محاسبه می شود.

- تا ساعت 12 ظهر سه روز قبل از پرواز پنج درصد

- تا ساعت 12 ظهر روز قبل از پرواز 10 درصد

- تا 30 دقیقه قبل از پرواز 30 درصد

- از 30 دقیقه قبل از پرواز تا بعد از پرواز 50 درصد

 

منبع: برگرفته از هفت صبح
 
 

دنیای بدون زنان

دنیای بدون زنان، چنین دنیایی خواهد بود: مردان نه خود را می شویند و نه صورت خود را اصلاح می کنند. لباس خانگی ما بسیار ساده خواهد بود: پیراهن، عرق گیر،جوراب، حتی کفش های بیرون هم ساده خواهند بود.

zano mard2
 
دنیای بدون زنان، چنین دنیایی خواهد بود:
  • مردان نه خود را می شویند و نه صورت خود را اصلاح می کنند.
  • لباس خانگی ما بسیار ساده خواهد بود: پیراهن، عرق گیر،جوراب، حتی کفش های بیرون هم ساده خواهند بود.
  • نیازی به ظروف آشپزخانه و حتی غذا نیست؛ چند ظرف یک بار مصرف، چند تکه غذای سرد و پیتزا کافی است.
  • و برای خانه مان یک یخچال، جاروبرقی، تلویزیونی بزرگ و یک کنترل تلویزیون از راه دور کفایت می کند.
  • تنها برنامه های دو کانال تلویزیونی را تماشا می کنیم، شبکه خبری و ورزشی.
  • به همین دلیل می گویند مردان موجوداتی ساده هستند و اگر زنان در زندگی شان نباشند، زندگی ساده ای خواهند داشت.
  • اما شما زنان سلطان «جمع و جور کردن» هستید. پس از یک کار تمام وقت به خانه می روید و تازه کار تمام وقت منزل یعنی نقش همسر و مادر بودن شروع می شود. باید به همه امور رسیدگی کنید و اغلب این کارها را بدون کوچکترین کمک از سوی مردان انجام می دهید. بزرگترین تصمیمات خرید مربوط به شماست، نقش کلیدی در اجتماع دارید و گاهی برخی کارها را به منزل می آورید.

چگونه یک خانم تمام عیار باشید؟
  • به او نگویید، کجا دوست دارید بروید – به او نوع غذا و فضایی را که دوست دارید بگویید و بعد اجازه دهید محل آن را او انتخاب کند که فکر می کند مناسب شماست.
  • به او نگویید من خودمرانندگی می کنم – اجازه دهید او شما را به محل مورد نظر برساند.
  • به او نگویید که من صورتحساب را می پردازم – اجازه دهید خودش بپردازد.
  • سعی نکنید سینک ظرفشویی، ماشین یا هر چیز دیگری را خودتان تعمیر کنید – اجازه دهید او این کار را بکند، سطل زباله را بیرون نگذارید، خانه را نقاشی نکنید، چمن ها را کوتاه نکنید، تمامی اینها وظایف اوست.
  • جابجایی های سنگین را انجام ندهید – او با عضله ای قوی به دنیا آمده است تا کاناپه، تلویزیون، کتابخانه و امثال آن را جابجا کند.
  • از پختن یک غذا یا دو نوع غذا نترسید – آشپزخانه دوست شما و اوست.

شما زنان قدرت دارید

در دانشکده بهترین هستید و نمراتتان بهتر از آقایان است و مدیریت مدارس و تربیت بچه ها به عهده شماست، در حقیقت تغذیه و حمایت از روح و ذهن ما به عهده شماست. ما مردان بیش از آنچه شما بدانید، قدردان این موضوع هستیم، فقط به دلیل مغرور بودن به زبان نمی آوریم. «استیو هاروی» در کتاب «مثل یک مرد فکر کن، مثل یک زن رفتار کن» می نویسد: «در ذهن یک مرد، قدرتی که در یک زن نهفته است، وجود ندارد. به نظر ما، قدرت شما ناشی از یک چیز است، شما زن هستید. شما انگیزه بیدار شدن هر روزه ما هستید. مردان بیرون می روند و کار می کنند و پول به دست می آورند، فقط به خاطر زنان. به خاطر زنان، سوار ماشین های شیک می شوند. به خاطر زنان لباس شیک می پوشند، موهای شان را کوتاه می کنند و سعی می کنند که تمیز و براق جلوه کنند. همه این کارها برای این است که هر چه بیشتر شما را درگیر بازی خودمان کنیم و شما در واقع پاداش نهایی برای ما هستید.»

می دانم که برخی از شما به خاطر مسائلی که عنوان می کنم، آزرده خاطر می شوید و مثل این می ماند که قرص بزرگی را قورت داده اید اما ما مردان بازی های زیادی می کنیم، حقه های زیادی از کلاه مان بیرون می کشیم تا شما را مطمئن کنیم که خیلی برای مان مهم نیستید. به همین دلیل خیلی از زنان اینگونه این روزها بزرگ می شوند؛ آنان مرتبا از سوی مادر، خاله، مادربزرگ و دوستان خانم خود تشویق می شوند که درس بخوانید، شغل خوبی پیدا کنید تا زنانی مستقل باشید، بهای آن مهم نیست، فقط این کار را بکنید و یا اینکه مطبوعات مرتبا به شما یادآوری می کند به تکامل بخشیدن به خود بیندیشید. از مجله گرفته تا برنامه های تلویزیونی، پیام های بازرگانی و سایت ها و همه به شما می گویند که بایستی بهترین باشید تا بتوانید یک مرد خوب را به خود جلب کنید. ما مردان خوب می دانیم که شما به قدر کافی زیبایی خود را دارید و فلان زن هم زیبایی خودش را دارد و شما نمی توانید مثل او باشید. اگر شما خودتان پول به دست آورید، ماشین خودتان، خانه خودتان، سیستم ایمنی خودتان را داشته باشید، همه چیز فریاد می زند که دیگر نیازی به ما مردان ندارید تا از شما حمایت و نیازهایتان را برطرف کنیم. اگر همه این موارد را داشته باشید واقعا چه نیازی به ما مردان است؟»

آقایان محبت می خواهند

اشتباه نکنید. ما نگران داشتن این امکانات از جانب شما نیستیم. می توانید پول، خانه و ماشین خودتان را داشته باشید اما اگر مردی واقعا به دنبال محبت شما باشد و شما هرگز اجازه ابراز عشق از طریق حمایت کردن و تامین نیازها و خواسته های تان را به او ندهید، پس چگونه احساس کند که مرد است؟ امکاناتی که از نظر مالی به دست می آورید و از نظر تحصیلی به آن می رسید هرگز جایگزین رابطه با یک مرد نخواهد شد. دی ان ای او اجازه این کار را نمی دهد. ترجمه این جمله: «ما مردان به زنانی که مثل یک مرد با ما رفتار می کنند، احترام می گذاریم و دوستشان داریم» پس اجازه دهید که ما فک رکنیم شما به ما نیاز دارید، ما نیاز داریم که توسط شما مورد نیاز واقع بشویم تا ماهیت خود را به عنوان مرد بودن به نتیجه برسانیم.


zano mard1



استیو هاروی می گوید: «البته شنیده ام که زنان می گویند «آنقدر خودم را حقیر نمی کنم که او فکر کند مرد است؛ او می خواهد پول، موفقیت و استقلالم را از من بگیرد تا من تحت کنترلش باشم.» ما می فهمیم و می توانیم حتی زنان قدرتمند را نیز هدایت کنیم. در حقیقت، ما محصول زنان قوی هستیم که توانسته اند زندگی شان را هدایت کنند. این یک موضوع پنهان نیست. شما به ما مردان اجازه می دهید که خود را رأس خانواده بدانیم، در صورتی که تصمیمات کلیدی در خانه و در رابطه با بچه ها به عهده شماست. می دانیم که مهم نیست چه کسی بیشترین درآمد را دارد، مهم این است که شما مسائل مالی را حل و فصل می کنید و تعیین می کنید که پول در چه راهی و کجا خرج شود. می دانیم که اگر توافق می کنیم که درست عمل کنیم اما در نهایت برای حفظ آرامش، به کمک شما نیاز داریم. همه این موارد را می دانیم و مشکلی با آن نداریم اما اگر جملاتی بگویید که تاثیر ما را غیرضروری اعلام کنید و غرور ما را نادیده بگیرید، آن قوت دیگر به دنبال در کنار شما بودن نخواهیم بود. ما اینطور تصور می کنیم که اگر شما خودتان درآمد داشته باشید، یعنی به پول ما نیاز ندارید. اگر خود دست به کار شده و کارهایتان را انجام دهید، یعنی به حمایت ما نیاز ندارید. اگر نتوانیم از شما حمایت کنیم و خواسته هایتان را تامین کنیم، عشق ما به شما بی فایده خواهدبود. اگر اجازه ندهید، آنچه واقعا باید باشیم، باشیم، مطلقا نخواهیم گفت: «من مرد تو هستم.» پس چه اتفاقی می افتد؟ هیچ. خیلی زود از کنارتان دور می شویم. این حقیقت تلخی است اما واقعیت دارد. اگر زنان به آقایان بفهمانند که کمتر از یک شریک هستند، اتفاق های خوبی نمی افتد. پول و موفقیت شما او را می ترساند و تهدید می کند. بله، چون او را از نقش خود به عنوان یک مرد و یک تامین کننده دور می کند چون این انتظاری است که جامعه از او دارد و به آنان اینگونه یاد داده اند، که آنان باید مراقب و حامی شما باشند. البته وقتی مردی جوان است و تجربه زیادی ندارد، کارهای عجیب و غریبی انجام می دهد؛ مثلا بیهوده پولش را خرج چیزهایی می کند که نیاز ندارد. به جای مغزش از بازویش استفاده می کند اما هر چه بزرگتر می شویم بیشتر می فهمیم که برای ابراز عشق به کشانی که دوستشان داریم، بایستی به عنوان یک مرد واقعی، تامین کننده خواسته های آنان باشیم. به یاد داشته باشید اگر زنی عادت بد به رخ کشیدن نقصان های یک مرد را داشته باشد، دیگر ان مرد سعی نمی کند که نیازهای او را تامین کند و برای خوشبختی آن زن هرگز کاری نمی کند.

چگونه باید از این موقعیت عبور کنیم؟

پول، شغل، تحصیل، غرور و افتخار ناشی از آن را رها نکنید. فقط یک خانم باشید، می دانم الان مثل ماشین و هلی کوپتر پلیس آژیر می کشید و عصبانی هستید اما این داغ کردن و ناراحتی، حقیقتی را که در مورد مردان می گویم، عوض نمی کند. برای آنها مهم نیست که چه موقعیت مالی، شرایط اجتماعی، درآمد و سابقه کاری داشته باشند، فقط می خواهند مراقب زن خود باشند.

می دانیم که شما به قدر کافی قوی هستید که تلویزیون را جابجا کنید اما اجازه بدهید او این کار را بکند و بگویید برای شما سنگین است و این یک کار مردانه است. می دانیم که پول زیاد دارید و می توانید پول شام را بپردازید اما همانجا بنشینید و اجازه دهید او پول شام را بپردازد. او وقتی با نامزدش یا همسرش بیرون می رود، وظیفه او انجام همین کارهاست. درست است، شما زن مستقلی هستید وبه او نیاز ندارید تا آشغال ها را بیرون ببرد یا قاب عکس را به دیوار آویزان کند یا به انبار برود و وسایل تعمیر سینک ظرفشویی را بیاورد اما اگر انگشت به دهان بگذارید و وانمود کنید که نمی توانید این کارها را بکنید و نیاز به مرد دارید تا آن را انجام دهد و با لبخند بر لب بگویید: «عزیزم، ممنونم که این کار را به خاطر من کردی، نمی دانستم بدون تو باید چه کار می کردم.» چه می شود؟

از همسرتان تعریف کنید

بسیاری از مردان، اگر بدانند که مورد نیاز هستند، مردان بهتری خواهند بود. در عصر جدید زنان این نقش های ضروری را از ما گرفته اند و ما آن را قبول کردیم اما در برخی موارد، شما می خواهید که بپذیرید زنانی قوی و تنها هستید یا اینکه می خواهید تنها یک خانم باشید. بنابراین وقتی می دانید که اگر یک خانم باشید، ما به شما آنچه را می خواهید و نیاز دارید می دهیم، چرا این کار را نمی کنید؟ خانم بودن به شما احساس آرامش و راحتی می دهد. چرا از فرصت آرام بودن استفاده نمی کنید؟ عزیزان، قول می دهم که خیلی سخت نیست، شما را نخواهد کشت و اگر کمی قدردانی به او نشان دهید، آنچه را نیاز دارید تامین خواهد کرد.


دوستی برای من تعریف می کرد:روزی نخواهد بود که ما «من و همسرم» از یکدیگر تعریف نکنیم. حداقل طی روز چندین مرتبه این کار را می کنیم اما یک روز، او مرا برای مراقبت از بچه ها در خانه تنها گذاشت تا کمی خرید و به کارهایش در بیرون از منزل رسیدگی کند. وقتی به خانه برگشت، مرا خسته و به هم ریخته از مراقبت بچه ها دید دنبال کردن بچه ها، کاری نیست که از عهده من بربیاید. منظورم این است که می توانم اما بسیار خسته کننده است. وقتی زنم وارد اتاق شد و صورت خسته مرا دید، گفت: «واقعا ممنونم که مراقب بچه ها بودی، تو پدر فوق العاده ای هستی!» پسر، نمی توانم بگویم چه احساس خوبی به من دست داد. کلماتی از دهانش خارج شد که انتظار آن را نداشتم. همین تعریف کار من را تمام کرد. برایم بسیار آزاردهنده بود که تمام روز در خانه بنشینم و مراقب بچه ها باشم، در حالی که می توانستم خیلی کارهای دیگری انجام بدهم، اما همین تعریف باعث شد به یاد بیاورم که چرا در بازی هستم قدردانی و سپاس از یک مرد، نه تنها اطمینان و اعتماد او را تضمین می کند، بلکه از شما نیز بهترین می سازد. بهترین راه برای قدردانی این است که یک خانم باقی بمانید و به او اجازه دهید که مرد خانه باشد.

امروزه مطمئنم خانم بودن، هنری است که به فراموشی سپرده شده و برخی خانم ها باید درس هایی در این زمینه بیاموزند. چند نکته به شما می گویم تا بیاموزید چگونه می توانید خانم باشید، به خصوص در مواردی که رو در روی شوهر و نامزدتان قرار می گیرد اگر از روزهای اول ازدواج اینگونه عمل کنید، شاید خیلی کم پیش بیاید تا در آینده دچار مشکلات زناشویی شوید.


منبع: مجله خانواده سبز


کمال گرایی از نوع مثبت!

جستجو برای بی‌نقص بودن و بهترینِ بهترین ها بودن از جمله خصوصیت افراد کمال طلب است.آنها معمولا معیارهایی آرمانی و یا بالاتر از حد معمول را ایده آل خود در نظر می گیرند و بسیار نیز متمایلند بدون اشتباه عمل کنند.

کمال‌گرایی

 آنان شاید تنها زمانی  از خود به رضایت برسند که به مطلوب آرمانی مورد نظر دست یابند و یا تائیدی بر آن از جانب دیگران دریافت کنند. کمال گراها از کودکی به واسطه وجود والدینی زیاده خواه، قدرت طلب و آرمان خواه و یا مربیانی این چنینی، نادرست تربیت یافته اند. این خصوصیت شکل گرفته، ممکن است در جوانی آنان را با مصائب بسیاری در زندگی مواجه سازد.

  ویژگی‌های افراد کمال گرا را بشناسید

* جاه  طلب و بلند پرواز هستند.

* اعتماد به نفس پائینی دارند.

دائما در حال سرزنش و نقد خویشتند.

* آرمان گرای مطلق هستند و غالبا چیزی را خواهانند که ممکن است برای همیشه دست نیافتی باشد.

* فقط پیروزی و برنده شدن برای آنها ارزش است و شکست هیچ مفهومی در خزانه رفتاری آنها ندارد.

* پیروزی را باید به هر طریق ممکن ،چه درست چه غلط، بدست آورند. 

* از شکست و ناامیدی وحشت دارند و عدم موفقیت را مترادف با نابودی شخصیت و ارزش خود تلقی می کنند.

* پس از شکست یا بازنده شدن، به شدت امید خود را از دست می دهند، احساس افسردگی می‌کنند و تا مدتها ممکن است از ترس شکستی دیگر، سراغ فعالیت دیگری نروند.

معمولا ناراضی هستند، این عدم رضایت به قدری است که حتی اگر دستاورد فعالیت شان بهتر از دیگران هم باشد باز به دنبال چیزی برتر از آن هستند و هیچ‌گاه احساس پیروزی نمی‌کنند.

کمال‌گرایی از نوع منفی

روان شناسان از دو نوع کمال گرایی صحبت می کنند: کمال‌گرایی مثبت و کمال‌گرایی منفی. آنان معتقدند آنچه که در بسیاری از افراد تحت عنوان کمال گرایی  یاد می شود کمال‌گرایی از نوع منفی است. در این نوع از کمال گرایی، فرد به دنبال بی‌نقص و کامل بودن در همه زمینه ها بوده و بیش از حد نگران ارزیابی و قضاوت های منفی دیگران است و با نادیده گرفتن  خود واقعی خویش و آرمانی کردن افراطی آن در نظر خود و دیگران، به طرق مختلف تحت استرس و فشار روانی قرار می گیرد. چنین فردی ممکن است با بسیاری از مشکلات روانی چون اضطراب، افسردگی، بدخلقی، افکار خودکشی و... و یا مشکلات جسمانی مثل ضعف سیستم ایمنی، بیماری‌های قلبی و عروقی، کلیوی، کبدی و...  دست و پنجه نرم کند. اعتقاد به برترین ها بودن، یک تفکر غلط است و لطمات عدیده ای را بر فرد وارد می کند.

در قطب مقابل کمال گرایی منفی، کمال گرایی مثبت قرار دارد که فرد می تواند با ایده آل گرایی درست و بجا و بر اساس تجارب بدست آمده، احساسات مثبتی در خود شکل دهد و به نتایج خوشایندی نیز دست یابد.

کمال‌گرای مثبت باشید

کمال گرایی صفت  پسندیده ای است، اما به شرط چاقو باید ببُرید و بِبرید! اگر می خواهید یک کمال گرای کال ونرسیده باشید، همان بِه، که دو دستی بر خودآرمانی غیر واقعی تان بچسبید، اما اگر خواهان کمال گرایی شیرین و رسیده اید باید سعی کنید یک کمال گرای مثبت باشید. درکمال گرایی مثبت، فرد خود واقعی اش را می شناسد و انتظار آرمانی و به دور از حقیقت از خویش ندارد و برای بهتر کارکردن و بهتر بودن در حد توان، کوشش می کند. یک کمال گرای مثبت از تلاش زیاد لذت می برد و برای انجام بهترین عمل تا بدان جایی که می تواند سعی کرده اما هیچ گاه کار و کوشش بیش از حد را به خود تحمیل نمی کند. اکثر اوقات از نتایج فعالیت های خویش راضی است و احساس رضایت و موفقیت می کند. انگیزه فعالیت و حس رقابت سالم در کمال گرایان مثبت بسیار مشهود است و اغلب با انتخاب اهداف بلند مدت، پرتوان و با اعتماد به نفسی بسیار بر صحنه عمل وارد می شوند و فعالیت مورد نظر خود را انجام می دهند. انتقادپذیر هستند؛ بدون هیچ هراسی و با رویی گشاد از نقدها و اظهارنظر دیگران استقبال می کنند و در صورت لزوم نیز پیشنهادات مناسب را می پذیرند و در پیشبرد بهتر اهداف خود، از آنها بهره می گیرند. شکست ناپذیر هستند و معتقدند با سعی و تلاش مجدد می توانند موفق شوند.

خلاصه آنکه پیروزی از آن کسانی است در زمین کمال گرایی مثبت توپ می زنند. پزشکان حاذق، مهندسان نمونه ، وکلای مجرب، مدیران موفق و... از جمله این افراد هستند. ازدواج های موفق و خانواده های به سامان نیز در این گروه از افراد بسیار قابل مشاهده است.  

کمال‌گرایی

از کمال‌گرایی منفی به کمال‌گرایی مثبت حرکت کنید

افراد کمال گرای منفی برای شروع  انجام هر فعالیتی (شغل، ازدواج، روابط اجتماعی و... )، ملاک های سختی را برای خود در نظر می گیرند و گمان می کنند همان گونه که فکر می کنند باید بهترین و نمونه باشند، انتخاب هایشان نیز باید کامل و برترین باشد. کمالگراها به قدری بر عقاید و باورهای خود پایبند و وفادارند که نادیده گرفتن هر یک از آنها امری محال است. از آنجایی که ایده آل کاملی در جهان وجود ندارد، این حس کامل بودن، مشکلاتی را فراروی آنان قرار می دهد، موفقیت این افراد به خاطر سخت گیری بسیار به تعویق می افتد و یا آن که با شکست مواجه شده و منجر به خستگی و بیزاری می شود.

برای پرهیز از مصائب کمال گرایی منفی توصیه می شود این افراد به روان شناس مراجعه نمایند و با واکاوی علت این رفتار و انجام تمرینات مختلف، در جهت کاهش این خصلت منفی گام برداشته و بُعد مثبت این خصلت را پویا و فعال سازند.


منبع: تبیان


 

با زبان بدن افراد خود‌شیفته آشنا شوید!

تا به حال طاووس را دیده‌اید؛ نوع ایستادن، راه رفتن، نگاه کردن يا خودنمایی‌هایش در قلمرو حیوانات. طاووس دائما  در پی بزرگنمایی توانایی‌ها و موفقیت‌هایش است و از هیچ فرصتی  برای جلب توجه سایرین به استعدادهایش دریغ نمی‌کند.


khod shifte


این روزها کم نیستند افراد مغرور و خود شیفته‌ای شبیه طاووس‌ها که روابط ديگران با خودشان را سخت می‌کنند. ارتباط برقرار کردن با این نوع افراد سخت است، افراد ناخواسته سعی مي‌کنند تا از این نوع افراد دوری کنند. تحمل افراد خودشیفته سخت است؛ «من این اخلاق را دارم »، «ما خانوادگی اینطوریم»، «من هر طور دوست داشته باشم رفتار می‌کنم» و هزاران جمله دیگری که با من شروع می‌شوند و همگی رنگ و بویی از خودخواهی و خودپسندی دارند. آیا ما هم از نظر دیگران خودشیفته هستیم؟ افراد مغرور را چگونه تشخیص دهیم و با آنها چگونه رفتار کنیم؟ این سؤالات را با مشورت از دکتر علی دربانی کارشناس ارشد مشاوره خانواده پاسخ می‌دهیم.


نازپرورده‌های مغرور

خودشیفتگی صفتی شخصیتی است که با احساس قدرت، بزرگنمایی، حق به جانب بودن و سلطه‌جویانه حرکت کردن همراه است. کمی به اطراف خود نگاه کنید آیا کسانی را می‌شناسید که انتظارات فراوانی از شما دارند و مدام در پی شنیدن تعریف و تمجید از سوی شما هستند.

کشف این افراد خیلی سخت نیست، کافی است این 3 علامت را در آنها ببینید:

1. داشتن حس خودمهم‌بینی مطلق

2. تمایل بیش از حد به شنیدن تعریف و تمجید از دیگران

3. عدم توانایی در ابراز همدردی با دیگران یا حتی شنیدن یا درک کردن نظرات آنها اگر با چنین افرادی در ارتباط هستید اغلب اوقات حس می‌کنید، این افراد دائما در حال خودستایی و کذب‌گویی در مورد خود و توانایی‌هاي​شان هستند و از این رو دیگران آنها را افرادی متکبر و گاه نفرت‌انگیز می‌دانند. عده‌ای از روانشناسان بر این باورند  افرادی که بر اثر تربیت ناز پرورانه بزرگ شده‌اند و  هر چه در کودکی خواسته‌اند برای‌شان فراهم بوده است، والدین آنها را به‌اصطلاح لوس و نونور بار آوردند که درصد این افراد در جامعه ما کم نیست. همچنین روانشناسان بر این باورند كه دسته دیگری هم امکان خودشیفته شدن را دارند و آنها افرادی هستند  که با زجر و محرومیت بزرگ شده‌اند، اینها برای جبران افراطی احساس حقارت دست به رفتارهای خودشیفتگی می‌زنند.


ازدواج با فرد خودشیفته یعنی بردگی

 در واقع كسی كه تصمیم می‌گیرد با فردی خودشیفته ازدواج كند باید بداند كه در زندگی مشترك تنها نقش یك برده را ایفا  کند و به دنبال حق و حقوق همسری نباشد. به همین دلیل است كه شناخت افراد خودشیفته و اجتناب از ازدواج با آنهایكی از مسائل مهم زندگی محسوب می‌شود. یادتان باشد در ارتباط با یک خودشیفته قرار نیست  بتوانید خودشیفته‌ای را که در زندگی شما قرار دارد درمان یا اصلاح کنید، خودشیفته‌ها کمک شما را نمی‌خواهند. به معجزه اعتماد نکنید و دست کم در مورد همسر خودشیفته خود چنین باوری نداشته باشید.

نكته مهم

خودشیفتگی صفتی شخصیتی است که با احساس قدرت، بزرگنمایی، حق به جانب بودن و سلطه‌جویانه حرکت کردن همراه است. کمی به اطراف خود نگاه کنید آیا کسانی را می‌شناسید که انتظارات فراوانی از شما دارند و مدام در پی شنیدن تعریف و تمجید از سوی شما هستند.


افراد خودشیفته خوش سر و زبان هستند

انسان خودشیفته قادر به دوست داشتن دیگران نیست و دوست داشتن برای او نامفهوم است (مشاهده می‌کنید که دائم دیگران را مورد تمسخر قرار می‌دهد و با زیر دستان خود رابطه تحقیرآمیز دارد). البته در اوايل ارتباط برای فریب دادن دیگران و صید آنها از این مفهوم (دوست داشتن) استفاده می‌کند ولی همه‌ فیلم و نقش بازی کردن است. باید توجه داشته باشید که افراد خودشیفته خوش سر و زبان هستند و در برخورد اول شما را جذب خود می‌کنند و در ضمن ظاهرا از اعتمادبه‌نفس بالا و شاید کاذبی برخوردار باشند و حتی برای موفق جلوه دادن خود دروغ می‌گویند و بسیار بلوف می‌زنند.

اگر از بین علائم زیر چهار یا پنج علامت در شما یا همسرتان وجود داشته باشد می‌توان به احتمال زیاد تشخیص اختلال شخصیت خود شیفته را اعمال کرد:

۱-خودبزرگ بینی و مبالغه در مورد توانايی‌های خود و احساس مهم بودن افراطی.

۲-اشتغال ذهنی زیاد و خیالبافی افراطی در مورد پیشرفت و موفقیت‌های نامحدود.

۳-این باور که فرد بی نظیر و استثنایی است ولی توسط دیگران درک نمی‌شود.

۴-نیاز شدید به تمجید و ستایش شدن توسط دیگران.

۵-احساس حق به جانب بودن در اکثر مواقع بدون شواهد کافی.


۶-استثمار دیگران.

۷ -ناتوانی در همدلی کردن با دیگران (قادر به درک احساسات و رابطه همدلانه با دیگران نیست).

۸-حسادت نسبت به دیگران یا اینکه دیگران به من حسادت می‌کنند.

۹-متکبر و خودبین بودن (منم منم کردن).

پنجره‌ها را باید شست

یک روز خانم خانه که از پشت پنجره اطاق خود منزل همسایه را مشاهده می‌کرد، به همسرش گفت: «نمی‌دانم چرا لباس‌های این همسایه که روی بند آویزان شده اینقدر کثیف است، انگار او این لباس‌ها را با آب کثیف شست‌وشو می‌کند. هر بار که این خانم از پشت پنجره این لباس‌های همسایه را می‌دید این مسئله را با شوهرش در میان می‌گذاشت. یک روز صبح که خانم طبق معمول به طرف پنجره رفته بود تا لباس‌های همسایه را مشاهده کند، با تعجب و خوشحالی به همسرش گفت: «بالاخره انگار صدای نق زدن های من به گوش همسایه اثر کرد، امروز لباس‌هایش بسیار تمیز است.» شوهرش لبخندی به لب زد و گفت: «عزیزم لباس‌های او همان لباس‌هاست، من امروز پنجره اطاقمان را شُستم.»خود شیفتگان به دليل عدم شست و شوی پنجره دیدگاه خودشان همه چیز دیگران را تیره و تار می‌بینند. آنها برای پر کردن خلأ اعتمادبه‌نفس خود تمام تلاش و کوشش خود را می‌کنند تا به دیگران بقبولانند که چقدر مهم هستند.

طبق آمارهای به دست آمده، مردان بیشتر از زنان به دام خودشیفتگی پرتاب می‌شوند.

خودشیفته به دنیا آمده‌ایم

جهان بینی یک انسان خودشیفته روی خودمحوری قرار دارد. او تشنه است و عطش تشنگی او در جلب توجه دیگران حد و مرزی نمی‌شناسد. هر چه بیشتر توجه مردم را به خود جلب کند، عطش او بیشتر می‌شود و همیشه یک انسان تشنه باقی می‌ماند، رابطه او با دیگران یک رابطه یک طرفه است. او فقط دریافت می‌کند. ما همگی با نوعی خودشیفتگی به دنیا آمده‌ایم و تقریبا تمام انسان‌ها زندگی خود را با خودشیفتگی آغاز می‌کنند. یک نوزاد هنگامی که پا به عرصه گیتی می‌گذارد، یک دنیای کوچک و محدودی را مشاهده می‌کند که فقط خودش در درون آن زندگی می‌کند. او فقط نیازهای خود را می‌بیند که باید به‌وسیله دیگران آنها را برطرف كند ولی زمانی که نوزاد به سنین رشد می‌رسد، متوجه می‌شود که دنیایی که در آن زندگی می‌کند بزرگ‌تر و پیچیده‌تر از دنیای کوچک و رویایی اوست که همه چیز را در خود می‌بیند. در این درک و توجه، والدین و اطرافیان او نقش مهمی را ایفا می‌کنند که به بچه‌ها تفهیم کنند؛ این دنیا فقط در آنها و خواسته‌های‌شان خلاصه نمی‌شود.

خودشیفتگی در حد متعادل خود، همانند پدیده‌های دیگر بد نیست و می‌تواند به اعتمادبه‌نفس هم کمک کند ولی هنگامی که از حد متعادل خود پا فراتر بگذارد، مشکلات زیادی را فراهم می‌کند. در پی معالجه نیستند، چون باور ندارند که بیمار هستند. آنها تصور می‌کنند که افرادی استثنایی هستند که هیچ گونه نیازی به کمک و درمان ندارند.


خودشیفته خطرناک

 80-71

خودشیفته درجه 1

70-62

خودشیفته درجه 2

61-53

خودشیفته درجه 3

53-44

خودشیفته متعادل

43-40

کم شیفته متعادل

39-36

کم شیفته درجه 4

35-27

کم شیفته درجه 3

26-18

کم شیفته درجه 2

17-9


منبع: مجله زندگی ایده آل


 

افزایش سن ازدواج یک مشکل جهانی!

اگر فکر می‌کنید افزایش میانگین سن ازدواج فقط در ایران وجود دارد و به بحران تبدیل شده سخت در اشتباه هستید.نتایج یک مطالعه آماری نشان داد تقریبا در تمام کشورهای دنیا میانگین سن ازدواج نسبت به دهه‌های قبل افزایش یافته و بیشتر زنان و مردان در سنین بالاتر تن به ازدواج می‌دهند.

اطلاعات جمع‌آوری شده از سوی سازمان ملل متحد در سال 2012 میلادی حاکی از آن است که در کشورهای اروپای غربی میانگین سن ازدواج بیش از 30 سال است و افغانستان نیز پایین‌ترین میانگین سن ازدواج را در بین سایر کشورهای جهان دارد به طوری که در این کشور 20 سالگی متوسط سن ازدواج جوانان است.
ازدواج

در حالی که ازدواج کردن هنوز معمول‌ترین الگوی زندگی در سراسر جهان است اما آمار تایید می‌کند که در عصر حاضر در هر کشوری افراد مجرد خیلی دیرتر از دهه‌های گذشته تصمیم به ازدواج می‌گیرند.

همچنین طبق بررسی‌ها در بیشتر کشورهای جهان مهمترین عامل افزایش سن ازدواج، مسائل اقتصادی است به طوری که هرچه کشوری غنی‌تر باشد مردم آن کشور زمان بیشتری را مجرد می‌مانند. به گزارش روزنامه دیلی‌میل، مرکز تحقیقاتی pew طی مطالعه‌ای که در سال 2011 میلادی انجام داده، اعلام کرد: میانگین سنی ازدواج زنان آمریکایی 26.9 و برای مردان این کشور 29.8 بوده است. همچنین طبق این بررسی در اکثر کشورهای مطالعه شده 80 درصد زنان و مردان قبل از رسیدن به سن 50 سالگی ازدواج می‌کنند.

دلایل افزایش سن ازدواج

مهدی ورمزیار با اشاره به اینکه افزایش سن ازدواج به خودی خود نمی‌تواند یک آسیب باشد، اظهار کرد: ممکن است این امر باعث شود که فرد در یک موقعیت زمانی مناسب با فراغ بال و بدون اجبارهای اجتماعی و خانوادگی در بهترین شرایط ممکن همسر مناسب را انتخاب کند.

وی افزود: با این اوصاف آنچه در اینجا به عنوان آسیب تلقی می‌شود، افزایش بیش از حد سن ازدواج و عمومیت یافتن آن در مقیاس وسیع است.

این کارشناس ارشد جامعه شناسی اظهار کرد: ازدواج واقعه‌ای اجتماعی، زیستی و فرهنگی است که بدلیل نقش بنیادین آن در تشکیل خانواده از اهمیت بسزایی برخوردار است، بطوریکه پایندگی گروه و زندگانی کمی و کیفی نسل‌های متوالی به ازدواج بستگی دارد

وی با اشاره به اینکه سن ازدواج به عنوان یک مسئله مهم با عوامل متعددی ارتباط دارد، اعلام کرد: سن بلوغ، آداب و سنن و فرهنگ جامعه، قوانین و مقررات اجتماعی، نوع شغل، میزان تحصیلات و جنس فرد از جمله عوامل موثر در سن ازدواج هستند.

ورمزیار ادامه داد: عامل دیگری که در سن ازدواج موثر بوده نظام خانواده است، بر این اساس در جوامعی که نظام گسترده شایع است، سن ازدواج معمولا پایین‌تر است.

وی با اعلام اینکه در هر جامعه‌ای سن معیار برای ازدواج متناسب با شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آن متغیر است، تصریح کرد: در کشور ما در سال‌های اخیر با پدیده "افزایش سن ازدواج"مواجه هستیم، بر همین اساس در محافل و رسانه پیرامون علل و عوامل و تبعات آن به کرات بحث می‌شود.

وی بیان کرد: نوسازی با تغییر ساختار سنی و جنسی جمعیت و تغییر ایده‌ها و ارزش‌های مرتبط با ازدواج و تشکیل خانواده، وضعیت افراد آماده ازدواج از لحاظ در دسترس بودن همسر مناسب در کشورهای مختلف به ویژه کشورهای در حال توسعه را تحت تأثیر قرار داده است. 


وی با اشاره به اینکه نوسازی و مدرنیزاسیون باعث تحرک اقتصادی و تکاپوی بخشی از زنان برای دستیابی به موقعیت‌هایی شغلی می‌شود، عنوان کرد: دستیابی به موقعیت‌های برتر شغلی و اجتماعی در جوامع جدید نیازمند تحصیلات آکادمیک است، مدرنیزاسیون، رفاه اقتصادی، بالا رفتن سطح تحصیلات و تلاش برای دستیابی به شغل می‌تواند سن ازدواج را بویژه در مناطق توسعه یافته کشور افزایش دهد.

ورمزیار با اعلام اینکه تغییرات ارزشی و تغییر نگرش زنان نسبت به خود در افزایش سن ازدواج موثر بوده است، اظهار کرد: در کارکردهای نظام اقتصادی نظیر فقر، بیکاری و ناتوانی طبقات پایین در تدارک مقدمات ازدواج به عنوان عوامل افزایش سن ازدواج است.

وی با اشاره به اینکه امروزه وجود مسائل مختلف اجتماعی بویژه در شهرهای بزرگ پدیده ازدواج را به صورت امری پیچیده و مبهم درآورده است که نهایتا منجر به تأخیر در سن ازدواج می‌شود، ادامه داد: نوسازی در سطح فردی و اجتماعی بر زمان ازدواج تاثیر می‌گذارد.

این کارشناس جامعه شناسی ازدواج و قرارداد ناشی از آن را دارای نوعی تقدس دانست و گفت: در دین مبین اسلام، احادیث و روایات بی‏شماری بر این امر سفارش کرده است، لیکن علیرغم تمام تأکیدات و ضرورت‌های فردی و اجتماعی در خصوص انجام این امر، متأسفانه شاهد افزایش میانگین سن ازدواج در کشور هستیم.

وی بیان کرد: هر چند ازدواج به عنوان یک عمل ارادی، تابع خواست، تمایلات و دیدگاه‌های فردی است، اما زندگی اجتماعی انسان و روابط پیچیده او با پیرامونش، ازدواج را تحت روابطی دوسویه با متغیرهای اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی قرار می‌دهد و لذا به عنوان یک پدیده اجتماعی مورد توجه محققان علوم اجتماعی از جمله جامعه‌شناسان قرار گرفته است.افزایش بیش از حد سن ازدواج باعث سرخوردگی‌های عاطفی و روانی در فرد می‌شود که حتی افزایش توانمندی‌های فردی هم نمی تواند این سرخوردگی‌ها را درمان کند.

ورمزیار عنوان کرد: بر این اساس می‌توان گفت ازدواج فرد باید در سن مطلوب انجام شود نه آنقدر زود که صرفا مبتنی بر غرایز جنسی و یا اجبارهای اقتصادی باشد و نه آنقدر دیر که منجر به بروز اختلالات روانی اجتماعی و یا حتی آسیب‌های اجتماعی شود. شهرنشینی یکی دیگر از عوامل مۆثر در افزایش سن ازدواج است و افراد شهرنشین به دلیل کاهش حمایت‌های خانوادگی، اشتغال بیشتر به تحصیلات و تمایل به کسب شغل بهتر و بالاتر، دیرتر ازدواج می‌کنند.

کارشناس ارشد جامعه‌شناسی خاطرنشان کرد: با افزایش ضریب توسعه یافتگی بر میانگین سن ازدواج سن ازدواج افزوده می‌شود. بنابراین می‌توان گفت که شاخص توسعه یافتگی یکی از مهمترین متغیرهای مداخله‌گر در میانگین سن ازدواج به حساب می‌آید. سن ازدواج با شاخص‌های میزان با سوادی و اشتغال به تحصیل زنان، میزان اشتغال زنان در بخش‌های صنعت و خدمات و ضریب شهرنشینی رابطه مستقیم دارد.


منبع : ایسنا و مشرق