شنبه, 28 مرداد 1396 04:31

جستجو در شبکه گسترده

اجتماعی

یازده آسیب خاص شبکه های ماهواره ای

همین چند وقت پیش رسانه‌ها خبری را منتشر کردند که جوانی تحت تأثیر برنامه‌های ماهواره خواهر زاده کودک خود را به قتل رساند. در برنامه‌های این شبکه‌ها صحنه‌های خشن بدون توجه به سن مخاطب نمایش داده می‌شود و مسلماً افراد چه بخواهند و چه نخواهند  این برنامه‌ها در ضمیر ناخود آگاه آنها تأثیر می‌گذارد


کارشناس مسائل رسانه‌ حجت‌الاسلام جواد نصرالله‌پور در گفتگویی با فارس به سوالاتی پیرامون  ماهواره در جامعه ایرانی جواب داده است که به قسمتی از این گفتگو  که به یازده آسیب شبکه های ماهواره ای اشاره کرده است اشاره می کنیم

به نظر شما چرا طیف گسترده‌ای از مردم به سمت شبکه‌های ماهواره‌ای اعم از خبری و یا شبکه‌های فیلم و سریال و سرگرمی‌ رو می‌آورند؟

ماهواره

وی دلایل استقبال از شبکه‌های ماهواره‌ای  را  مسائل  مختلف و متعددی می داند که.دلیل اصلی و مهم آن نیاز مخاطب است که شاید در شبکه‌های داخلی پاسخ مناسبی برای نیازش پیدا نکرده است. و از میان ده‌ها اثر تخریبی و آسیبی که برنامه‌های ماهواره‌ای دارد بنده به 11 مورد اشاره می کند:

1- ترویج خشونت

یکی از مهمترین و آشکارترین آسیب‌های فیلم‌ها و برنامه‌های شبکه‌های ماهواره‌ای و بازی‌های رایانه‌‌ای خشن غربی، افزایش خشونت در جامعه است.

همین چند وقت پیش رسانه‌ها خبری را منتشر کردند که جوانی تحت تأثیر برنامه‌های ماهواره خواهر زاده کودک خود را به قتل رساند. در برنامه‌های این شبکه‌ها صحنه‌های خشن بدون توجه به سن مخاطب نمایش داده می‌شود و مسلماً افراد چه بخواهند و چه نخواهند  این برنامه‌ها در ضمیر ناخود آگاه آنها تأثیر می‌گذارد گاهی خصوصاً در فیلمهای سه بعدی چنان هنرمندانه صحنه‌ها را ساخته‌اند که افراد انگار که آموزش خشونت می‌بینند و در صحنه‌های مشابه آن صحنه، ناخودآگاه رفتاری مشابه آن را انجام خواهند داد.

2- سست شدن بنیاد خانواده

متأسفانه ورود بدون کنترل ماهواره در خانواده‌ها را به تعبیری می‌توان ورود یک فرد نامحرم و لاابالی و دوست ناباب برای بچه‌ها و خانواده تشبیه کرد که به دنبال اختلاف بین زن و شوهر است و به ناموس او چشم طمع دارد، و دین آنها را می‌گیرد، اعتقادات آنها را ضعیف می‌کند، مرزهای حیا و غیرت را می‌شکند، حقایق سیاسی و اجتماعی را وارونه جلوه می‌دهد، وقت آنها را می‌دزد و آنها را به همدیگر بد بین می‌کند. خرید ماهواره برای منزل ورود چنین افرادی به منزل است.

مجاز شمردن خیانت زن به شوهر و عادی سازی روابط با جنس مخالف، عادی سازی روابط دختر و پسر قبل از ازدواج، زشتی‌ زدایی از حاملگی بدون روابط قانونی و ازدواج، اهانت به والدین و بی توجهی به آنها، نفوذ جادو و تلسم در زندگی؛ همه نشان می‌دهد که شبکه‌های ماهواره‌ای بطور هدفمند عفت و غیرت و روابط خانوادگی سالم را نشانه گرفته است.

3- زیاد شدن آمار دختران فراری

یکی از کارکردهای سریال‌ها و فیلم‌های پخش شده در ماهواره این است که القا می کنند که آزادی دختران در خارج از خانه است. یعنی دختران جوانی که به صورت سنتی در خانه با محدودیت‌هایی روبه رو هستند که مقداری از آن هم ضروری و لازم است، اینها را دچار حس زندانی بودن در خانه می‌کنند.

در فیلم‌ها دختران موفق را کسانی نشان می‌دهند که خارج از خانه آزاد هستند و دخترانی که داخل خانه هستند را نا موفق و افسرده نشان می‌دهند و کم کم این حالت که معمولاً هم از طرف خانوده‌ها مدیریت نمی‌شود به عقده و افسردگی منجر می‌شود و خدای ناکرده به فرار و رویگردانی جوان از خانواده کشیده می‌شود و فرزندی که از طرف خانواده جدا شد انواع آسیب‌ها و انحرافات در انتظار اوست.

4- اختلافات خانوادگی و شکستن حریم‌های خانواده

یکی دیگر از خطرهایی که سریال‌های ماهواره‌ای دارند این است که در بسیاری از این فیلم‌ها افراد با انزوا طلبی و حتی مقابله با افراد خانواده و حتی خیانت به خانواده می‌توانند به موفقیت برسند.

این فضا کم کم خانواده را به سمت بدبینی‌ها و کم اهمیت شدن نقش پدر، ایجاد اختلاف بین زوجین و دور شدن فرزندان از خانواده می‌کشاند وقتی پدر و مادری با دختر و پسر جوانشان فیلمی را می‌بینند که یک معاشقه و لو خفیف صورت می‌گیرد این مسأله پرده‌های حجاب و عفاف را از بین می‌برد و فقط خدا می‌داند که در خانواده‌هایی که قبح این مسائل بشکند چه اتفاق ناگواری می‌تواند به ‌دنبال داشته ‌باشد.

5- بد حجابی و زنان خیابانی

وقتی همه افراد خانواده بدون کنترل و محدودیت پای برنامه‌های ماهواره می‌نشینند که برای خانواده مناسب سازی نشده و بی حجابی و بی حیائی در آن موج می‌زند و هیچ حریمی در روابط زن و مرد نیست کم کم حجاب به عنوان یک ارزش تلقی نمی‌شود و زنان و دختران خانواده با کم حجابی یا بد حجابی در جامعه ظاهر می‌شوند و زمانی که کم کم بد حجابی زیاد شد و چشمان هوس باز هم با نگاهشان این روند را تشویق کردند جامعه به فضای خود نمائی برای مردان نا محرم تبدیل می‌شود و کم کم رابطه‌های دور از خانواده و زنان خیابانی و روابط پنهانی مردان و زنان متأهل زیاد می‌شود. در چند سال اخیر آرایش‌های بسیار زننده زنان متأهل و دختران جوان  که ایران را رکورد دار مصرف لوازم آرایشی بهداشتی جهان کرده است و بروز رفتارهای دوستانه و بیان کلمات دوستانه به نامحرمان در جامعه به شدت زیاد شده است.

ماهواره

6- تبلیغ تنوع‌طلبی و هوس‌بازی

آنچه در شبکه‌های ماهواره‌ای به ویژه شبکه من و تو و فارسی‌وان مشاهده می‌شود این است‌ که بازیگران فقط به دلیل زیبایی‌شان جلوی دوربین هستند و در تمام برنامه زیبایی‌های صورت و اندام او نمایش داده می‌شود و احساسات جنسی و شهوت مخاطب را به صورت غیر مستقیم تحریک می‌کند و مخصوصاً آقایان را تحریک می‌کند که برای تفریح و تنوع هم که شده دنبال این مسائل باشند و حتی اگر دنبال این مسائل هم نروند ذهنشان درگیر خواهد شد.

کمترین اثر این مسأله این است که روابط زن و شوهرها کمرنگ شده و رضایت جنسی از همدیگر نخواهند داشت و یک ناآرامی و نا امنی روانی و بی‌اعتمادی به همدیگر در افراد خانواده ایجاد خواهد شد و کم کم فرزندان تحت تأثیر این برنامه‌ها پدر و مادر اصیل و سنتی و مذهبی خود را بی کلاس و عقب افتاده می‌دانند و خانواده دچار بحران خواهد شد.

7- افزایش خریدهای کاذب و بی برنامه در زندگی، فاصله گرفتن از ساده زیستی و تمایل به زندگی لوکس و اشرافی

8- تبلیغات ضد دینی و ضد اسلامی

شبکه‌های متعدد در زمینه تبلیغ وهابیت تکفیری و بر علیه شیعه، ترویج مسیحیت تبشیری، ترویج مذاهب خرافی مثل شیطان پرستی و تبلیغ حزب صهیونیستی بهائیت، تبلیغ سکولاریزم و القای شخصی بودن دین، ایجاد شک و تردید حتی در مسلمات دین اسلام فعالیت می‌کنند.

9- نهادینه کردن بی‌غیرتی

یکی از ویژگی‌های مهمی که اسلام و دیگر ادیان آسمانی حتی کسانی که اهل دین‌داری نیستند برای یک مرد ارزش می‌دانند غیرت است و تقریباً همه مردان جامعه ما روی ناموس خود حساسیت دارند و ناموس یکی از ویژگی‌های آشنای فرهنگ ماست. 

یکی از موانع اصلی انحراف و یکی از سدهای محکم فرهنگی جامعه ما در برابر فساد و انحراف همین غیرت است.

اگر مردی حساسیت خود را نسبت به ناموس از دست بدهد می‌تواند زمینه ساز انحراف بشود چرا الان بعضی از مردان جامعه ما هیچ حساسیتی نسبت به آرایش و پوشش‌های زننده همسران و دختران و نوامیس خود ندارند؟

این موضوع مهمی است آیا این مردان نمی‌دانند که مردانی که از چشمان خود مراقبت نمی‌کنند چگونه و با چه نگاه لذت جویانه‌ای به ناموسشان نگاه می‌کنند؟

پس چرا با علم به این مسأله باز هم جلوگیری نمی‌کنند و شاید هم خودشان همسرشان را به  این نوع پوشش دعوت می‌کنند؟

این به خاطر ضعف غیرت است و آن ویژگی مردانه است که این ویژگی زنانه را حفظ می‌کند و غرب در شبکه‌های ماهواره‌ای به‌ ویژه در فارسی وان و من و تو به شدت بر این مسأله با حساسیت تمرکز دارد که غیرت مردان ما را ضعیف کنند چون آنها می‌دانند تا غیرت مردان باشد عفت و حیای زن لکه‌دار نمی‌شود.

10- اعتیاد به ماهواره

متأسفانه اعتیاد به ماهواره مثل اعتیاد به مواد مخدر به یکی از بیماری‌ها و بحران‌های عصر ما تبدیل شده است و ارزش‌های اخلاقی و خانوادگی را تهدید می‌کند.

11- بلوغ زود‌رس

دیدن برنامه‌‌های برخی شبکه‌های ماهواره‌‌ای موجب بلوغ زودرس بچه‌ها می‌شود. اگر فرزندان ما صحنه‌های مبتذل و رقص و صحنه‌های تحریک کننده را ببینند و شرایط ازدواج برای آنها فراهم نباشد سعی می‌کنند عطش خود را از راه دیگری فرو بنشانند کم کم زمینه خود ارضایی یا ارتباط‌های غیر اخلاقی برای آنها فراهم می‌شود.

 

منبع : فارس( با تلخیص)


 

تاثیر رابطه با جنس مخالف بر تصویر بدن

جنس مخالف نقش بسیار مهمی در شکل گیری و تحول تصویر بدنی فرد دارد. دوستی با جنس مخالف در عین اینکه می تواند منبعی برای کسب لذت و تجارب جدید و رفع نیازها باشد منبعی برای ایجاد استرس و تغییراتی در عزت نفس افراد نیز به حساب می آید.
 

همه افراد و به خصوص دخترها نسبت به این مسئله که چهره و اندام و ظاهری دوست داشتنی داشته باشند حساس هستند. البته این حساسیت زیاد هم بی مورد نیست زیرا اطرافیان ما به طور ناخودآگاه به این ویژگی ها اهمیت می دهند و این امر بر مسائل بسیاری در زندگی ما تاثیر می گذارد. برای مثال، پژوهش ها نشان داده است که کودکان زیبا کمتر از کودکان زشت تنبیه می شوند و افراد زیبا نسبت به همتایان خود مشاغل بهتر و درآمد بیشتری دارند.

هر کسی تصور و دیدگاه خاصی نسبت به ظاهر بیرونی خود دارد که آن را با توجه به تجربیات بیرونی و درونی از جمله واکنش والدین، بزرگترها، همسالان و به خصوص جنس مخالف کسب و تعدیل می کند. این تصویر که در روان شناسی «تصویر بدنی» نامیده می شود عامل مهمی است که در بسیاری از تعاملات روزمره و حتی سلامت روان ما نقش دارد. زیرا براساس این تصور که بخشی از خودانگاره مار ا تشکیل می دهد محبوبیت و میزان اهمیت خود را برای دیگران تخمین می زنیم.

تاثیر رابطه با جنس مخالف بر تصویر بدن

این اهمیت و محبوبیت، از آنجا که موجوداتی اجتماعی هستیم، ارزش بسیار زیادی در سلامتی و هستی بقای ما دارد. بنابراین اگر خود را برای دیگران محبوب یا جذاب، تصور نکنیم، نگرانی و اندوده در خطر بودن ما را فرا می گیرد و آرامش و سلامت روان را الزاما سلب می کند.

برای مثال، پژوهشی که توسط وادا و مارکه در سال 2006 انجام شد نشان داده است که زنان نسبت به تحسین و تمجید حساس بوده و پاسخ مثبتی به آن نشان می دهند.

از سوی دیگر، ناولی و ایکاردلی در پژوهشی بر روی مردان جوان دریافتند که اظهارنظرهای مربوط به ظاهر حتی برای مردان جوان نیز بسیار مهم است و با نارضایتی از بدن و میزان اعتماد به نفس آنان در ارتباط است. پسرانی که اظهارنظرهای منفی نسبت به ظاهر خود دریافت کرده بودند عزت نفس و رضایت کمتری از بدن خود داشتند.

از سوی دیگر همانطور که عنوان شد جنس مخالف نقش بسیار مهمی در شکل گیری و تحول تصویر بدنی فرد دارد. دوستی با جنس مخالف در عین اینکه می تواند منبعی برای کسب لذت و تجارب جدید و رفع نیازها باشد منبعی برای ایجاد استرس و تغییراتی در عزت نفس افراد نیز به حساب می آید.

در این میان جوانان و نوجوانان که به تازگی گرجایشی به برقراری ارتباط با جنس مخالف پیدا کرده اند بیش از هر گروه دیگری در معرض این خطر هستند که در حین روابط دوستی خود عزت نفس و تصویر بدنی شان دستخوش تغییر و تحول شود. این موضوع در پژوهش های خارجی به حدی در نظر قرار گرفته است که حتی برای آن واتژه ای تعیین شده است؛ واژه دغدغه قرار عاشقانه شامل دغدغه های نوجوانان به خصوص دختران در زمینه محبوبیت برای جنس مخالف، قرار گذاشتن و جذابیت برای آنهاست.

این دغدغه ها ارتباط تنگاتنگی با سلامت روانی فرد دارند به طوری که هر چه عزت نفس فرد پایین تر و افسردگی وی بالاتر است اهمیت بیشتری برای محبوبیت نزد دیگران قائل خواهد شد.

همچنین پژوهش ها نشان داده است که دخترانی که با فردی از جنس مخالف دوست هستند، بیش از دیگران رژیم می گیرند، بیشتر از بدن خود ناراضی هستند و بیشتر به اختلالات خوردن مثل پرخوری یا بی اشتهایی روانی مبتلا می شوند.

دوستی با جنس مخالف از دو سو تاثیر خود را بر سلامت روان فرد و تصویری که از خود دارد، بر جای می گذارد. از یک سو وجود عقایدی مانند اهمیت لاغر بودن برای دختران و عضلانی بودن برای پسران در کسب محبوبیت و جذابیت برای جنس مخالف و فشارهای خانواده، همسالان و رسانه ها باعث می شود که فرد نسبت به ظاهر خود احساس ناراحتی و ناامنی کند، زیرا کمتر کسی از اندام یا چهره ایده آل برخوردار است و حتی گاهی علی رغم داشتن چهره یا اندامی زیبا ممکن است به دلیل تفاوت با آنچه که مورد پسند اجتماع است خود را محبوب یا دوست داشتنی احساس نکند که این به نوبه خود می تواند باعث احساس عدم اعتماد به نفس شود و روابط فرد را تحت تاثیر قرار دهد و از سوی دیگر درگیر بودن در یک رابطه عاشقانه خودذ می تواند باعث بروز چنین مسائلی گردد.

برای مثال، پژوهش شیتس و اجمر در سال 2005 نشان داده است که حداقل 30 درصد افرادی که درگیر رابطه عاشقانه هستند از شریک خود تقاضای تغییر و افزایش یا کاهش وزن می کنند که این به نوبه بر رضایت فرد مقابل از رابطه تاثیر می گذارد.

همچنین در پژوهش دیگری مشخص شد که وقتی فرد مقابل برای تغییر دادن وزن دوست خود فشار وارد می کند و از او می خواهد که تغییر کند باعث می شود که فرد مقابل احساس نماید که همانطور که هست پذیرفته نشده است و از ظاهر و اندام خود ناراضی شود. نارضایتی از بدنیا داشتن تصویری نادرست از چهره، ظاهر و اندام می تواند تاثیر زیادی بر زندگی افراد بگذارد. این تاثیر طیف وسیعی را از یک غم و ناراحتی زودگذر تا جراحی های پر خرج زیبایی شامل می شود.

در پی دریافت واکنش منفی نسبت به ظاهر ممکن است فرد احساس کند که مورد قبول واقع نشده است. اندوهگین و ناراحت شود. اما برخی افراد واکنش بسیار شدیدتری نشان می دهند. بسیار ممکن است شروع به اقدامات زیبایی در رابطه با خود کنند.

از سوی دیگر افرادی که اعتماد به نفس کمی دارند و به دنبال تایید دیگران هستند، ممکن است به همین دلیل خود را در دریایی از روابط بی حد و مرز و نامشخص غرق کنند، به این امید که با گرفتن تایید و تحسین دیگران خود را راضی ساخته و اثبات کنند که جذاب هستند، در حالی که این اقدام علاوه بر آسیب هایی که ممکن است به آنها وارد کند و اوضاع را وخیم تر سازد، آتش فرد را تندتر کرده و تمایل او را برای دریافت بازخوردهای بیشتر از دیگران شعله ور می سازد. البته ممکن است عکس این نیز رخ دهد، فردی که از تعداد معدودی بازخورد منفی دریافت کرده است (اتفاقی که ممکن است برای هر فردی رخ دهد) به دلیل حساسیت و آسیب پذیری نسبت به این واکنش ها و ترس از طرد شدن توسط دیگران تصمیم به کناره گیری از دیگران گرفته و به کلی منزوی می شود که این، فرد را به نوبه خود در چرخه معیوب شکست و طرد قرار می دهد.

گاهی ارتباط با جنس مخالف به طور غیرمستقیم تاثیر خود را بر فرد می گذارد. برای مثال، تجربه مورد خیانت واقع شدن یا آگاهی از این نکته که فرد مقابل به افراد دیگری نیز توجه دارد به خودی خود می تواند باعث نارضایتی فرد از ظاهر و اندام خود شود، زیرا ممکن است فرد در پی خورد خیانت واقع شدن، تقصیر مسئله را به گردن بگیرد و احساس کند که این مسئله به دلیل کمبودی در خود او به خصوص کمبودی در ظاهر یا اندام است که این باعث کاهش دیدی احساس عدم اعتماد به نفس و واکنش های شدیدی مانند برقراری ارتباط با دیگران به منظور اثبات دوباره محبوب بودن به خود، جراحی های پلاستیک و ... شود.


منبع: مجله سپیده دانایی


 

نوجوانی و گرایش به جنس مخالف؛ چرا؟!

از دوران نوجوانی، احساسات جنسی با تاکید بیشتری نسبت به سنین قبلی افزایش می یابد و نوجوانان میل شدیدی برای برقراری رابطه صمیمی و عموما با غیرهمجنس پیدا می کند. البته این گرایش در پسران و دختران متفاوت است، به طوری که پسران احساسات و تمایل روابط جنسی شدیدتری دارند.
 
رابطه دوستی و صمیمیت یعنی توانایی در میان گذاشتن افکار و احساسات با یک دوست. در یک رابطه صمیمی، فرد احساس راحتی می کند و اطلاعاتی راجع به خود در اختیار دیگری قرار می دهد. گونه ای از این رابطه دوستی و صمیمیت مربوط به جنس مخالف می شود.

رویکردهای گوناگون، تلاش هایی برای تبیین دلایل و عوامل زمینه ساز گرایش به جنس مخالف داشته و هر یک از منظری به این مسئله نگاه کرده اند اما آنچه می توان در همه این رویکردها و نظریه ها یافت، بیان این است که «گرایش به جنس مخالف امری کاملا طبیعی و سالم است». با اینحال در این مقاله سعی خواهیم داشت از منظر روانشناسی دلایل گرایش به جنس مخالف را برای شما شرح دهیم.

گرایش به جنس مخالف؛ چرا؟!

 

وارد شدن به سنین نوجوانی

عشق، پدیده ای هیجانی و اعجاب انگیز است که بیشتر مردم جهان را درگیر خود می کند. دلباختگی و عشق برای اولین بار در دوران بلوغ، احساس و معمولا با یک نگاه شروع می شود. از این رو، خاطرخواهی و تمایل به غیرهمجنس در نوجوانی طبیعی است و نوجوانان با فشار زیادی برای داشتن رابطه با غیرهمجنس روبرو هستند. بسیاری از آنان، ساعت ها درباره خاطرخواهی که حتی او را هم نمی شناسند، به خیالبافی می پردازند و این خاطرخواهی را به عنوان عشق قلمداد می کنند در حالی که این دلباختگی احساس درازمدت و پایداری نخواهد بود.

بیدار شدن تمایلات جنسی و میل به رابطه صمیمی

از دوران نوجوانی، احساسات جنسی با تاکید بیشتری نسبت به سنین قبلی افزایش می یابد و نوجوانان میل شدیدی برای برقراری رابطه صمیمی و عموما با غیرهمجنس پیدا می کند. البته این گرایش در پسران و دختران متفاوت است، به طوری که پسران احساسات و تمایل روابط جنسی شدیدتری دارند، به سرعت تحریک می شوند و در روابط دوستی با غیرهمجنس بر جنبه های روابط جنسی تاکید می کنند، در حالی که نوجوانان دختر، تمایل زیادی به نشانه های عاطفی دارند.

رهایی از هیجانات منفی

دوره نوجوانی و جوانی پر از هیجان است، هیجاناتی که گاهی مانند افسردگی و اضطراب جنبه منفی دارند. برخی از مشاوران سلامت روان، فرض می کنند افسردگی و اضطراب با گرایش به جنس مخالف ارتباط دارد. مطالعه ای در این زمینه نشان داد افسردگی در تعدادی از دختران و مصرف مواد مخدر در تعدادی از پسران عامل خطرناکی برای تجربه جنسی در رابطه با غیرهمجنس است. در واقع برخی از نوجوانان و جوانان برای کنترل اضطراب و افسردگی به سمت برقراری رابطه با جنس مخالف رو می آورند و این روابط راه فراری برای آنان می شود.

دستیابی به هویت مردانگی و زنانگی

در اواخر نوجوانی و اوایل جوانی، فرد به دنبال کسب هویتی است که متناسب با جنسیت خود باشد، گرایش به جنس مخالف می تواند برای هر دو جنس احساس هویت مردانگی و زنانگی را تقویت کند. در تحقیقی، نوجوانانی که به دنبال هویت بوده اند، انتخاب دوست دختر و پسر آنها اتفاقی تر و تصادفی صورت می گیرد اما نوجوانانی که ایده های نسبتا روشنی از هویت خود داشته اند، بیشتر به دنبال صمیمیت و اعتماد در روابط بوده اند.

کسب شناخت برای ازدواج

برخی از افراد به خصوص دختران، صرفا برای ایجاد زمینه های شناخت بیشتر که منجر به ازدواج و رابطه ای متعهدانه و بلند مدت شود، به سمت برقراری ارتباط با جنس مخالف می روند. در این موارد دختر و پسر با طرح مسئله ازدواج با یکدیگر رفاقت و سعی می کنند نیازهای عاطفی همدیگر را برآورده کنند و به شناخت بیشتر یکدیگر مبادرت ورزند. گرچه در شرایط کنونی جامعه ما، بسیاری از این روابط با مخالفت خانواده، در نهایت منجر به ازدواج نخواهد شد.

گرایش به جنس مخالف؛ چرا؟!

 

فشار همسالان

در سنین نوجوانی و جوانی برای هر دو جنس فشار زیادی از طرف دوستان و همسالان برای برقراری رابطه نزدیک با غیرهمجنس ایجاد می شود. به طوری که دختران داشتن دوست پسر را نشانه جذابیت و پسران داشتن دوست دختر را نشانه قدرت و احساس مردانگی می دانند.

فرصت های اجتماعی بیشتر

در تحقیقات مشخص شده است گاهی صرف نمایش مکرر یک محرک معین، رفته رفته نگرش خوشایندتری نسبت به آن پدیده به وجود می آورد. شاید به وجود آمدن بیشتر زمینه های آشنایی، مجاورت، اوقات خوش، دیدن مداوم و طولانی افراد در طی یک دوره و ... یکی از دلایل به وجود آمدن و به خصوص شیوع علاقه و گرایش به جنس مخالف باشد. البته این بدان معنا نیست که به وجود آمدن زمینه های حضور زنان و دختران در عرصه های اجتماعی مانند مردان، بد و نکوهیده است، بلکه بدین معناست که در روند طبیعی این موضوع، پیدایش و شیوع بیشتر گرایش به جنس مخالف به دلیل فراهم شدن زمینه های مناسب، افزایش می یابد.

شیوه های فرزند پروری والدین

نوع روابط با غیر همجنس در نوجوانی و جوانی، رابطه نزدیکی با پیوند بین والدین و نوجوان در کودکی دارد. اگر فرد در کودکی حضور فعال، حساس و همیشگی والدین را تجربه کند، بر روابط نوجوانی او تاثیر مطلوبی می گذارد.

در یک پژوهش در آمریکا، نشان داده شد حمایت والدین از نوجوانان خود و درگیر شدن در زندگی آنها، تاثیر مهمی بر رفتار دوستی نوجوان دارد. در بین نوجوانانی که می گویند آنها هرگز درباره مشکلات خود با اعضای خانواده بحث و گفتگو نمی کنند، احتمال گرایش به جنس مخالف و اعمال رفتارهای پرخطر جنسی شایع تر است.

نوجوانان پسر، که حمایت عاطفی بسیاری از والدین خود دریافت می کنند، و دخترانی هم که با مادرانشان صحبت می کنند، کمتر در معرض خطر برقراری روابط خطرناک با غیرهمجنس قرار دارند. نوجوانی که در دوره کودکی خود پاسخ های مناسبی به نیازهای عاطفی و جسمی اش از سوی والدین دریافت نکرده، ممکن است به دلیل احساس طرد از سوی والدین در صورت ارتباط با غیر همجنس به سرعت در روابط درگیر شود تا احساس کند به دوست پسر یا دختر خود بسیار نزدیک است.

همچنین نداشتن علاقه برای تشکیل خانواده، بالا رفتن سن ازدواج، کمبود محبت، نیاز به همدلی و ابراز عاطفه، زندگی در خانواده با روابط ضعیف عاطفی، ناآگاهی از خود و جنس مخالف، چشم و هم چشمی و ... از جمله عوامل تاثیرگذار بر افزایش گرایش به روابط احساسی بین دختر و پسر در این دوران است.


منبع: مجله سپیده دانایی


راهنمای ساده و جمع و جور برای ورود به یک جمع تازه

وقتی قرار است وارد یک جمع کاملا ناآشنا شوید – مهمانی یا محل کار جدید – چه کار می کنید؟ آیا از مهارت های ارتباطی مناسب این موقعیت ها آگاهید؟

 صبح قبل از اینکه ساعت زنگ بزند، بیدار شد. از آن اتفاق های نادری بود که نشان می دهد حال و روز روح و روانش خوب نیست و حسابی دارد استرس می کشد بیچاره. قرار برود یک جای تازه سر کار. خیلی وقت بود که جای جدید برای کار نرفته بود و هر بار هم کارش عوض شده بود با همان جمع قبلی یک جای تازه مشغول شده بود. برای همین رفتن بین آدم های که ندیده و نمی شناسد خیلی برایش راحت نبود.

کلا نیم ساعت طول کشید تا بالاخره تصمیم گرفت چی بپوشد. ناآشنایی مسیر هم باعث می شد توی ترافیک بماند. خلاصه از ترسش کلی زود رسید! روز خیلی عجیبی بود. حتی وقتی می خواست لبخند بزند یک دور با خودش حرف می زد. چه روزی بود. مرز صمیمیت و همکاری و حرف زدن عادی و همه و همه قاطی شده بود. هر چه می گفت یک دور با خودش فکر می کرد که خوب گفت یا نه. عین این فیلم های کمدی پیش پا افتاده که برمی گردد صحنه آهسته را نشان می دهد! خلاصه یک وضعی بود.

انیمیشن کوتاه «برای پرندگان» محصول سال 2000 پیکسار را دیده اید؟ داستان مربوط به پرنده بزرگی است که می خواهد با گروهی از پرندگان کوچکتر دوست شود اما با واکنش منفی آنها روبرو می شود چون با آنها متفاوت است. اگرچه ماجرا طوری پیش می رود که در انتها آنها مجبور می شوند او را بپذیرند. این انیمیشن زیبا را می توانید از لینک www.shortoons.com دانلود کنید.

چی کار کنم سوژه نشم؟

 

بخندم یا نخندم؟

یکی از مواردی که در جمع های جدید باید مراقب آن باشید، خنده و لبخند و هر چیزی است که در این طبقه جا شود؛ برای مثال حتی قهقهه و پوزخند را هم شاید بتوان حساب کرد. با اینکه خیلی واضح به نظر می رسد اما خیلی ها اصولش را رعایت نمی کنند و به دردسر می افتند. اصل کلی در این دسته این است که به بقیه احساس بد ندهید. در عوض بقیه باید حس کنند شما آدم مثبت، ملیح و دوست داشتنی هستید. این موارد را رعایت کنید:

- لبخند را ترک نکنید. ورودتان گرم و با لبخند باشد. از قبل حتما قیافه خودتتان را هنگام لبخند زدن در آینه ببینید تا بدانید زورکی خندیدن تان چقدر با لبخند واقعی که به دل آدم ها می نشیند فرق دارد. پس حتی شاید لازم باشد تمرین کنید. لبخند باید در کل چهره دیده شود؛ بخصوص در چشم ها!

- حتی اگر موقعیت، مناسب لبخند زندن نیست؛ برای مثال خیلی جدی است و ممکن است شبیه احمق ها به نظر برسید، سعی کنید چهره تان باز باشد. دقت کنید اخم نداشته باشید. یک لحظه به پیشانی تان دقت کنید. آیا گرفته است؟ عضلاتش را دارید به هم فشار می دهید؟ پس اخم کرده اید. آن را آزاد کنیدو بگذارید ماهیچه های چهره تان احساس راحتی داشته باشند. در این حالت به احتمال زیاد خوشروتر به نظر می رسید. با اینحال، بهتر است همه این تمرین ها را از قبل در خانه جلوی آینه انجام داده باشید. برای خودتان می گویم!

- از خنده های خیلی بلندو طولانی و بدون حتی لحظه ای نفس کشیدن جدا اجتناب کنید. یک خنده خیلی کوتاه، می تواند خیلی هم دلنشین باشد اما صدای بلند، ترسناک، دهانی که خیلی باز شده و باز مانده و ... می تواند دل بقیه را بزندیا خیلی ناخوشایند به نظر برسد. به علاوه، شما که نمی خواهید سبک سر و بی فکر به نظر برسید؟ جمع معمولا از آدم هایی که صدای خنده شان به آسمان می رسد انتظار ندارند که آنها خیلی خوشفکر باشند و ممکن است ازشان فاصله بگیرند.



چی بپوشم بهتره؟

البته لباس پوشیدن کاملا شخصی است اما قواعدی دارد که روی ذهنیت بقیه درباره شما تاثیر می گذارد. با اینکه نوع لباسی که می پوشید و رنگی که انتخاب می کنید، قرار است بر اساس سلیقه شما باشد اما اگر معیارهای بقیه را نادیده بگیرید، مجبور می شوید پیامدهای آن را هم متحمل شوید.

بهترین حالت این است که حد وسط متعادلی پیدا کنید که هم خیلی احساس محدودیت و اجبار و در نتیجه خفگی نکنید و خیلی هم با معیارهای پذیرفته شده در جمع مغایرت نداشته باشد. در انتخاب لباس در جمع تازه به چند نکته دقت کنید:

- هر چه می پوشید، دقت کنیدکه مرتب، تمیز، خوشبو و سالم باشد: لباس کثیف، نامرتب یا بدتر از همه لباسی که بوی ناخوشایندی داشته باشد، همه را فراری می دهد. به علاوه آدم ها خواه نهاخواه برای آدم های خوش پوش احترام بیشتری قائل هستندو درباره آدم های مرتب و تمیز و خوشبو، ذهنیت بهتری دارند.

- تناسب را رعایت کنید: تناسب؛ یعنی اینکه لباس از همه نظر با موقعیت، شما و بقیه فاکتورها تناسب داشته باشد؛ برای مثال لباسی را بپوشید که با اندام شما متناسب است، اگر قدتان خیلی بلند است، لباس های تنگ و تیره و بلند به شما نمی آید، یا اگر چاق هستید، لباس تنگ و رنگ روشن اصلا شما را جذابتر نمی کند. باید لباسی را انتخاب کنید که وقتی می پوشید حداقل یک درجه ظاهر شما را بهتر نشان دهد.

- نکته بعدی، رنگ لباس است: رنگ لباس باید با پوست، هیکل و البته جایگاه شما تناسب داشته باشد. هر قدر هم نسبت به رنگ و نوع لباس ها بی تفاوت باشید، احتمالا کت و شلوار بنفش براق را برای مدیر بانک مناسب نمی بینید، نه؟ پس در نظر گرفتن جایگاه هم در دید بقیه تاثیر دارد. به علاوه، اگر جوانید، بهتر است با رنگ های روشن، جوانی خود را به رخ بکشید و اگر سنی از شما گذشته، با انتخاب رنگ های دوست داشتنی، نشان دهید که هنوز دلتان جوان است!

- هماهنگی لباس ها با هم را نیز در نظر بگیرید: رنگ هایی را که به هم ربط ندارند با هم نپوشید. چه اصراری است؟ یعنی اینکه وقت لباس پوشیدن، لباس ها را لحظه ای کنار هم قرار دهید تا ببینید به هم می آیند یا نه، خیلی کار سختی است؟ به نتیجه اش نمی ارزد؟



زیاد حرف نزنید. همین!

سکوت محض آزاردهنده است. اگر از آن آدم هایی هستید که زیاد در جمع ها به شما می گویند: «شما هم چیزی بگو تا اقلا صدایت را بشنویم!» بدانید که باید روی این موضوع کار کنید. اگر چیزی در جمع های جدید آزارتان می دهد که باعث می شود حرف نزنید، آن را کشف و برطرف کنید؛ برای مثال از قضاوت بقیه ناراحتید؟ از اینکه نمی دانید چه بگویید کلافه می شوید؟ مطمئن نیستید حرف تان به سلیقه بقیه خوش بیاید؟ عیبی ندارد، حرفی را انتخاب کنید که کاملا خنثی باشد؛ برای مثال وقتی درباره باران دیشب حرف می زنند، می توانید بگویید، من یادمه ساعت 9 بود که شروع شد.

وقتی درباره موضوعی حرف زده می شود، خیلی اعلام انزجار یا علاقه نکنید. صبر کنید تا اول جمع را بشناسید اگر درباره فلان سریال تلویزیونی ابراز نفرت کنید، یا مثلا بگویید کسانی که این سریال را می بینند خیلی آدم های سطحی هستند، باید انتظار این را که حداقل یکی دو نفر در جمع از شما دلخور شوند داشته باشید.



حرف نزنیم تا عیب و هنرمان نهفته باشد؟

وقتی وارد یک جمع تازه می شوید، مهم است که به اندازه حرف بزنید. این به اندازه حرف زدن یعنی رعایت تعادل خوبی بین سکوت کردنو حرف زدن. این جمله هم خیلی تکراری است و هم خیلی واضح ولی خود شما در اولین جمعی که در آن قرار می گیرید می توانید آدم هایی را شناسایی کنید که این اصل را رعایت نمی کنند.

چی کار کنم سوژه نشم؟

 



اگر از کسی تعریف کنم چاپلوسی حساب می شود؟

شاید فکر کنید من آدم چاپلوسی نیستم. خب، چه خوب، آفرین! اما اگر کسی از جلویتان رد شود و از سلیقه شما در چیدن میزتان تعریف کند، فکر می کنید چاپلوس است؟ اولینه واکنش تان چیست؟ شرط می بندم یک لبخند! همین است: تعریف کردن و جمله های محبت آمیز گفتن، باعث احساس خوب در همه آدم ها می شود. فقط رعایت تعادل خیلی در این باره اهمیت دارد.

حواستان باشد تعریف تان الکی نباشد. در مهمانی، الکی از غذایی که همه می دانند شور شده تعریف نکنید چون به نظر جمع جدید، آدم چاپلوس و لوسی می رسید که می خواهد خودشیرینی کند. همین که بخورید وغر نزنید، ادب و احترام خود را نشان داده اید.

تعریفی که می کنید به اندازه باشد. اگر روسری همکارتان امروز خیلی خوشرنگ است، وسط دفتر غش نکنید. کافی است لبخند بزنید و بگویید به نظرتان روسری اش خوشرنگ است، یا به او خیلی می آید. بیش از حد نشان دادن اینجور احساس ها، باعث می شود طرف حس کند دروغ می گویید، به خصوص وقتی تازه وارد باشید.

در تعریف کردن خسیس نباشید؛ حتی اگر کسی را نمی شناسید، با تعریف از او که چیزی از شما کم نمی شود. وقتی آدم غریبه ای در جمع هستید، با یک تعریف کوتاه و گذرا، فقط رد خوبی از خود به جا می گذارید و راحت تر با آدم ها ارتباط برقرار می کنید. فقط در این کار زیاده روی نکنید. رسالت ندارید به هر کس رسیدید تعریف و تمجید بگویید و رد شوید، چون با این کار کلا وجهه و کارتان را خراب می کنید و هیچ حس خوبی هم به کسی نمی دهید. آن وقت اگر همه از شما فاصله گرفتند، تعجب نکنید. چه کسی دوست دارد یک آدم متملق و پرحرف دور و برش باشد؟


منبع: همشهری تندرستی


ایرانی ها عاشق اسم های عجیب و جدید

این روزها بعضی از والدین ترجیح شان این است که اسم بچه شان را یک نام خاص بگذارند. برای همین سازمان ثبت احوال پر شده از اسامی که شبیه هیچ اسم دیگری نیستند.


انستیاژ، تامارا، اسپاندا، راتاناز، نیلفام، نوشیکا، ریونیز. کنار هم گرفتن این واژه بیشتر آدم را یاد منوی یک رستوران فرنگی می اندازد تا کتاب راهنمای نامگذاری ثبت احوال، اما اگر دوروبرتان نوزادی قرار است به منصه ظهور برسد! که پدر و مادر کمی متفاوتی هم دارد، حتما به اسم های سخت تر از اینها هم برخواهید خورد. اسم هایی که برای انتخاب شدن باید از فیلترهای زیادی بگذرند که مهمترینشان متواتر بودن است؛ یعنی قبلا سابقه ای برای این اسم در ثبت احوال وجود داشته باشد و بعد هم طی مراحل دیگر؛ البته پدر و مادرانی که متفاوت فکر می کنند یا دوست دارند اینگونه به نظر می رسند، همه اینها را به ان می خرند تا بچه شان یک اسم «خاص» داشته باشد. اسمی که خیلی از ما بعد از شنیدنشان کمی چشمانمان را تنگ و گردنمان را کج می کنیم و می پرسیم: «خب حالا این یعنی چی؟» اسدالله پارسامهر، مولف کتاب فرهنگ نام و نام گزینی ومسئول نام وسجلی ثبت احوال کارشناسی است که در طول این گزارش ما را همراهی کرد و هر جایی که نیاز داشتیم، توضیح داد و نگذاشت که کارمان لنگ بماند.

ایرانی ها عاشق اسم های عجیب و جدید

 

ژابیز؟ کدام ژابیز؟

برخلاف دهه های قبل که مردمبرای نامذگاری نوزادان اکثرا به دنبال نام های «متداول» بودند، در سال های اخیر به دنبال نام هایی «متمایز» هستند.

مثلا اگر در دهه 70 امیر علی ها وکورش ها زیاد بودند و در دهه 80 پارساها وایلیاها، در این سال ها نوبت به پادرا و هیراد و رشان و ... رسیده است. ظهور این جریان در سال های اخیر موجب شده که مردم در نامگذاری به دنبال واژه های جدید باشند، واژه هایی که قبلا خیلی مورد استفاده قرار نمی گرفته و به دلایلی بخشی از والدین علاقه دارندکه از این اسامی برای فرزندانشان استفاده کنند. این نوع نام ها را در سازمان ثبت احوال اسم های تو پدید می گویند که ازغ چند منبع وارد پروسه نامگذاری شده اند.



شبنمی از جنگل شمال، ایرانی

خب علاقه است دیگر. بعضی وقت ها ماجرا آنقدر کشش داردکه دو فرداز فرهنگ های مختلف با هم ازدواج می کنند و همینطور می شودکه اسمی از فرهنگی به فرهنگ دیگر منتقل می شود. یا حتی بعضی وقت ها یک زوج تهرانی آنقدر دوست و رفیق این ور و آن ور دارندکه مثلا نهایتا با هزار جور پرس و جو انتخابشان این می شودکه اسم بچه شان را از فرهنگ کردی یا ترکی یا لری انتخاب کنند. برای همین بعضی نام ها که از قومیت ها و گویش های منطقه ای وارد سطح ملی می شودو جزو گزینه های انتخابی قوم های دیگر قرار می گیرد، مثل هیوا که از زبان کردی آمده، این اسم در خود کردستان اکثرا به عنوان اسم دخترانه استفاده می شود اما در دیگر جاها به عنوان اسم پسر هم استفاده می شود یا مثلا تیامبه معنی چشم هایم که از زبان لری وارد شده یا مانلی، رایکا و ریکا در زبان مازندرانی و یا گیلوا یا گیلدا در گویش گیلکی.

این گروه از نام ها یک زیرمجموعه دیگر هم دارند، نام های دو رگه ای که نیمی از آن از یک منطقه ونیم دیگر از منطقه ای دیگر انتخاب شده. این جور ترکیب ها اکثرا به صورت ترکی – فارسی ساخته می شوند مانند آیلار، آتاشا.

آقای پارسامهر زیاد شدن نام های قومیتی را اینگونه توجیه می کند: «اینگونه نام ها به دلیل ویژگی هایی که دارند، مثل تلفظ و آهنگ زیبا با معنای قشنگ و شادابی و طراوتی که با خود دارند، مورد استقبال بقیه اقوام قرار می گیرند.»

ایرانی ها عاشق اسم های عجیب و جدید

 



یاس + من + گول + ا

پارسامهر می گوید: «گروه دیگری از نام های تازه به دوران رسیده، نام هایی است که توسط مردم ساخته می شود؛ یعنی اینکه اینها یا نام هایی هستندکه به صورت ترکیب جدید پیشنهادی از دو نام مستقل توسط والدین پیشنهاد می شود و یا نام ها از ترکیب چند تک واژه و واژه هایی که به تنهایی به عنوان نام استفاده نمی شوند ساخته می شوند.»

ترکیب اسم هایی که نام می برد بامزه هستند: «در اکثر نامگذاری های نوع اول از الگوی مذهبی – غیرمذهبی پیروی می شود؛ مانند امیر آرشام، محمد آریا، یاسمین زهرا و ... اما نمونه های دیگری هم وجود دارد که از این الگو پیروی نمی کنند، مانند یاس باران. پارسامهر معتقد است: «این نوع ترکیبات هم ظاهر جدیدی را به واژه می بخشد و هم به آن ترفیع معنایی می دهد. یعنی بار معنایی و بار عاطفی واژه را از جهت مثبت بالا می برد چون بعضی واژه ها ممکن است به تنهایی ویژگی خاصی نداشته باشندولی وقتی در ترکیب با یک واژه دیگر استفاده می شوند زیباتر جلوه می کنندوترکیبات این دو واژه نام متفاوت و متمایز از دیگر نام ها را در اختیار ما قرار می دهد.»

حالا البته همه ماجرا هم به این سادگی ها نیست. مثلا شما فکر کنید برای دختر یا خواهرتان یا هر کسی اسمی به نام «زیبا مهر» انتخاب می کنید. تحلیل لغوی این ماجرا در ثبت احوال این می شود: «یکسری از نام ها از تلفیق چند جزء واژگانی تشکیل شده اند که معنای خوبی دارند، مثل زیبامهر که می شود هم آن را به صورت ترکیب دو واژه زیبا + مهر (عاطفه زیبا داشتن) در نظر گرفت و هم ترکیب واژه های زی + با + مهر (با مهربانی زندگی کن) و ...» ضمن اینکه کشفیات ما نشان می دهد آمار نامگذاری فرزندان از طریق یکسری از این واژه هایغ نوساخته به شدت دارد بالا می رود.

یکی اش همین «مهری ماه» که احتمالا شما را هم مثل ما یاد یک چیزهایی می اندازد. «نیلفام» و یا «هویار» که هم معنای زیبایی دارند و هم خوش آوا هستند، از نوع واژه های نوساخته هستند که این روزها کلی طرفدار پیدا کرده اند.



خسرو کجا بود دیگه؟

پارسامهر برای جریان نامگذاری در ایران چهار سطح قائل است. نام های دینی و مذهبی – نام های ایرانی و ملی – نام های قومی و منطقه ای – نام های خارجی و فرنگی: «چندین سال است که این سطوح الگوی نامگذاری اکثریت مردم بوده است اما در حال حاضر و با توجه به وضعیتی که در فرهنگ نامگذاری ایرانی به وجود آمده، این سطوح در حال دگرگونی و جابجایی است؛ مثلا در آینده به احتمال زیاد نام های قومی و منطقه ای به سطح دو ارتقاء پیدا می کند و یا نام های ایرانی و ملی از گردونه نامگذاری خارج می شوند چون در یک زمانی هر یک از این نام ها مورد اقبال بوده ولی در حال حاضر، آن شادابی و تازگی را ندارد و به نوعی دِمده شده. مثل واژه خسرو و داریوش و رستم، که در دوره های قبل جزو انتخاب های پرطرفدار نامگذاری بوده اند اما در حال حاضر از اقبال کمتری برخوردارند.»



چرا باید بچه مان صاحب یک اسم درست و درمان باشد؟
اسمشو بذار عم قزی

1- برای اینکه بفهمیم چگونه باید یک نام درست درمان برای بچه انتخاب کنیم باید خیلی از نکات را در نظر بگیریم؛ اول از همه اینکه اسم انتخابی باید معنای خوبی داشته باشد، بعضی اسم ها هستندکه در لغتنامه معنای خوبی دارنداما در واقعیت تصویر خوبی به ذهن متبادر نمی کنند و یا کژتابی دارند. اینگونه اسم ها موارد خوبی برای انتخاب نیستند چون والدین نمی توانند همه جا دنبال بچه راه بیفتند ومعنی واقعی اسم بچه شان را به همه اعلام کنند.

2- نکته بعدی اینکه نام انتخابی باید خوش آوا و گوشنواز باشدو بقیه برای تکرار کردنش زیاد به زحمت نیفتند. کسی که اسم نوزادش را هیژا می گذارد، حتما باید قبل از آن یک دوره آموزش زبان کُردی بگذراند تا بچه اش را درست تلفظ کند.

3- موقع انتخاب اسم به این مسئله دقت کنید که نام انتخابی در حالت عامیانه و کوتاه شده چه صورتی به خود می گیرد. گاهی اوقات یک اسم متناسب زیبا با کمی تغییر تبدیل به یک اسم نامتناسب با معنای بد می شود.

4- نکته دیگر اینکه به معنای اسم و نوع تلفظ آن در زبان های دیگر توجه کنید که اگر فردا، پس فردا کودکتان فرار مغزها شد، در کشورهای دیگر با مشکل مواجه نشود.

5- به این مسئله حتما دقیقا کنید که در طول تاریخ چه کسانی صاحب این نام بوده اند، به بهانه متفاوت بودن، اسم یک پادشاه ستمگر و عیاش را روی فرزندتان نگذارید.

6- و در آخر اینکه قرار نیست همه بچه هایی که به دنیا می آیند، آرتیست و آرت دوست باشند، جوری برای کودکتان اسم انتخاب کنیدکه اگر راننده کامیون یا جراح مغز و اعصاب شد. رویش بشود اسمش را بنویسد و زیرش را امضا کند.


منبع: همشهری جوان