سه شنبه, 08 فروردين 1396 00:59

جستجو در شبکه گسترده

اجتماعی

دوست شدن دختر و پسر در ایران (1)

ایران جزو جوانترین کشورهای دنیاست. بیش از 20 درصد جمعیت این سرزمین در گروه سنی 25-15 سال قرار دارند. عده دانشجویان ما نزدیک چهار و نیم میلیون نفر است. بیشتر افراد مجرد هستند و در دانشگاه های مختلف در کنار هم به تحصیل می پردازند.
 

آنان که می دانند هیچ کاری برای آگاهی و آموزش دیگران نمی کنند و آنان که نادانند هیچ کوششی در آموختن ندارند، چنان که گویی واقعیت بیش از اوهام آنان را می ترساند. (آلندی)

ایران جزو جوانترین کشورهای دنیاست. بیش از 20 درصد جمعیت این سرزمین در گروه سنی 25-15 سال قرار دارند. عده دانشجویان ما نزدیک چهار و نیم میلیون نفر است. بیشتر افراد مجرد هستند و در دانشگاه های مختلف در کنار هم به تحصیل می پردازند. در متن دگرگونی های جسمی و روانی و با آمیزه شورمندانه جوانی و عشق است که دوستی با جنس مخالف و پیوند با او پیدا می شود و نخست شعله های خود را در وجود جوان برمی افروزد و پس از آن آتش به خرمن آرامش خانواده و سنت های جامعه می زند. پیشینه دراز آهنگ این دلدادگی که یافته های استوار روان شناسی، مهر تایید بر آن می زند، می رساند که هیچ زمان و مکانی را نمی توان نشان داد که از گرمی عشق و زمزمه عشاق خالی باشد!

با این بیان، چون دوستی جوانان با جنس مخالف ریشه در طبیعت انسانی آنها دارد و واقعیتی است که با جلوه گری های مثبت و منفی خود را بر ما می نمایاند و تحمیل می کند، نه می توان با این کشش تند و بهنجار مبارزه کرد و نه درست است که عنان این میل سرکش را در اختیار خود جوانان قرار داد.

جوانی با همه زیبایی و شکوه، دوران نابخردی و بی پروایی است و جوان به فرموده علی (ع): «آرزومند بیش از توان»، «سوداگر غرور» و «به خاک افتاده شهوت ها» است. از سوی دیگر غریزه جنسی، نیرومندترین کششی است که خداوند در وجود انسان قرار داده است، به گونه ای که بعضی از مفسران قرآن کریمی یکی از مصداق های بارز کریمه «خلق الانسان ضعیفا» (نساء، 28) را ناتوانی آدمی در برابر سرکشی های این میل دانسته و نیایش «پروردگارا چیزی که در توان ما نیست بر گرده ما منه» (بقره، 286) را درباره آن ذکر کرده اند.

بررسی دوستی های دختران و پسران (1)

عالمان دین وشاعران و نویسندگان حکیم نیز در این زمینه نکات نغز گفته اند و هشدارها داده اند: «شهوت اگر غالب شود و قوت تقوی آن را مقاومت نکند و مخدافعت ننماید، به ارتکاب کبیره کشد و به اقتحام فاحشه انجام.» (غزالی)

پسر چون ز ده بر گذشتش سنین

ز نامحرمان گو فراتر نشین

بر پنبه آتش نباید فروخت

که تا چشم بر هم زنی خانه سوخت

(سعدی)

و این تنها شعر و اندرز گذشتگان نیست، بلکه تجربه های گران و تلخ انسان مدرن فریاد می زند: «در 1970، 29 درصد دختران 15 ساله تا 19 ساله آمریکایی رابطه جنسی داشته اند، این میزان در 1980 به 42 درصد و در سال 1988 به 52 درصد رسیده است. در سال 1992، 70 درصد پسران 18 ساله و 56 درصد دختران همین سن، نزدیکی جنسی را تجربه کرده بودند. این میزان در 19 سالگی برای هر دو جنس به 76 درصد رسیده است.»

شاید گمان کنیم که این فعالیت گسترده جنسی نوجوانان و جوانان آمریکایی به آنها لذت و سرزندگی جوانی می بخشد و توان و بازدهی علمی و کاریشان را افزایش می دهد. هوفمان و همکارانش یادآور می شوند: «نمره های پایین درسی و آرزوهای پایین تحصیلی، رابطه نزدیکی با فعالیت زود هنگام جنسی دارند چون اغلب نوجوانان و جوانان به طریق سالم ارتباط جنسی برقرار نمی کنند، خطر ابتلا به ایدز در کمین آنهاست، خطری که تا سال های بعد به شدت آن پی نمی برند.»

ترک تحصیل، درگیری های خانوادگی، بیکاری و مشکلات اقتصادی، ضربه های عاطفی و نیز نوعی طرد نامحسوس اجتماعی، مادران و فرزندان بی گناه آنها را به سوی بیماری های جسمی و روانی متعدد می برد و گاه دختران را به خودکشی وامی دارد ... مشکلات پسران جوان گرچه به شدت گرفتاری های دختران نیست اما آنها نیز از نظر تحصیلی، شغلی و عاطفی آسیب های فراوانی می بینند. به گفته سعدی وقتی «نفس طالب و شهوت غالب» آید، امیدی به رهایی و سلامت نماند.

برای دوستی ها و قرارهای عاشقانه این همه جوان شاداب و پرشور که وجودشان پر از کشش و التهاب به جنس مخالف است چگونه می اندیشیم و چه طرح و برنامه ای داریم؟ به نظر می رسد چهار گرایش بین مسئولان سیاسی و اجتماعی و کارشناسان فرهنگی و علمی وجود دارد:

گروه اول

چشم را بر واقعیت نمایان و رو به گسترش این پدیده، با همه آسیب هایی که از نظر فردی، خانوادگی و اجتماعی در پی می آورد می بندند و آن را رفتاری شخصی و خصوصی می دانند که هر کس به نحوی با آن برخورد می کند و سرانجام خود راهی را برای برون رفت از گرفتاری های مقطعی آن می گشاید.

گروه دوم

روابط آزاد دختران و پسران را نشانی از مدرنیته و دموکراسی به حساب می آورند و از عقب ماندگی های بزرگترها و تنگ نظری های برنامه ریزان حکومتی به شدت انتقاد می کنند که جلوی آزادی و شادی جوانان را می گیرند و آنها را از قافله تمدن دور نگاه می دارند.

گروه سوم

هر نوع ارتباط میان دختر و پسر و زن و مرد را جز در صورت اضطرار، ممنوع می دانند زیرا رابطه میان این دو، رابطه آتش و پنبه است و برای دوری از خطر، عقل حکم می کند که این دو، هر چه بیشتر از همدیگر دور نگه داشته شوند. بر این مبنا هر نوع ارتباطی میان دو جنس مخالف، ممکن است باعث جرقه ای شود که کنترل آن در اختیار هیچ یک از طرفین نباشد. از این گذشته، تاثیرات منفی شنیدن صدای نامحرم و هر نوع مصاحبت با جنس مخالف در روح انسان قابل انکار نیست.

بررسی دوستی های دختران و پسران (1)

 

گروه چهارم

هم دیدگاه سهل گرایانه گروه دوم را ناسازگار با علم و تجربه می دانند و هم دیدگاه گروه سوم را تا حدود زیادی بی انصافی و افراط گرایی به حساب می آورد و با استناد به نظر شهید مطهری، روایاتی را که بر منع زنان در جامعه دلالت دارد، توصیه های اخلاقی و نه فتواهای فقهی معرفی می کنند.

این دیدگاه بر این باور است که روابط زن و مرد نباید به گونه ای باشد که تمتعات جنسی در آن سهمی داشته باشد زیرا متعات جنسی منحصرا در چهارچوب زندگی زناشویی مجاز است و کشاندن آن از محیط خانه به اجتماع، موجب تضعیف فعالیت های اجتماعی می شود و در کنار عوامل دیگر،در کاهش آمار ازدواج تاثیر مستقیم و بسزایی دارد.

رها کردن دختران و پسران جوان، در منجلاب عشق های آزاد را اگر معدودی خودباخته غرب زده بپذیرند، دیگر مورد قبول دانشمندان و برنامه ریزان اجتماعی نیست. روانشناسان معاصر، در آغاز هزاره سوم میلادی با طرح مباحث همچون روانشاسی مثبت گرا، هوش هیجانی، روانشناسی دینی، روانشناسی شادکامی این مطلب را مدلل کرده اند که انسان سالم، خوشبخت و مثبت گرا کسی است که بتواند بر تکانه ها و وسوسه های نفسانی خود مهار بزند، لذت های آنی را به تاخیر بیندازد، رابطه جنسی را تا زمان ازدواج برقرار نسازد، خویشتن دار باشد و به جای پرداختن به منافع شخصی خود با دیگران همدردی کند و به حمایت آنها بپردازد.

سخت گیری و اعمال محدودیت های زیاد – که مانع آزادی و خلاقیت افراد است – نیز مانع تربیت و رشد انسان های مثبت و خودنگهدار می شود. اینجاست که ناگزیریم میانه روی را پیشه کنیم و در این موضوع یعنی برخورد با مسئله روابط دختران و پسران گرایشی اعتدالی را برگزینیم.

اما نکته مهم این است که مدافعان دیدگاه اعتدالی، جز نقد و رد سایر نظرها، طرح روشنی برای جهت دادن روابط دختران و پسران، همسو با ارزش های فرهنگی و دینی جامعه ندارند!

راستی چه تعداد از دختران و پسران نوجوان و جوان با جنس مخالف رابطه دارند؟ انواع رابطه ها کدام است؟ اولین ارتباط های عاشقانه از چه سنی شروع می شود؟ زمینه های فردی، خانوادگی و اجتماعی این رابطه ها چیست؟

ویژگی های روانشناختی کسانی که با جنس مخالف رابطه دارند، با کسانی که رابطه ندارند چه تفاوت هایی دارد؟ و ده ها سؤال اساسی و راهگشای دیگر، را تنها از طریق پژوهش های میدانی و با به کار گرفتن ابزارهای دقیق سنجش، می توان پاسخ داد و تبیین کرد.

امید است سازمان های دولتی مسئول، به کمک صاحبنظران و پژوهشگران زمان آگاه، پس از ترسیمی واقع بینانه از رفتار نوجوانان و جوانان ایرانی در این زمینه، برنامه روشنی را برای سبک زندگی جوانان ما – مطابق با الگوی اسلامی ایرانی ارائه دهند.


منبع: مجله سپیده دانایی


 

پیامدهای بی اخلاقی در فضای اینترنت!

عصر حاضر را عصر سیاره رسانه های مدرن و به گفته آلومن تافلیر نویسنده کتاب پر تیراژ موج سوم، عصر کلبه الکترونیک نامیده اند. علاوه بر رادیو و تلویزیون و مطبوعات، ماهواره ها، اینترنت، موبایل و... تا کنج خلوت ما نفوذ کرده و ذهن و زندگی ما را اشغال نموده اند. برخورد حذفی و سلبی با آن ها ناممکن و گسترش قارچ گونه آن ها نیز مضر و مسموم کننده است.


اینترنت

کم نیستند پدران و مادرانی که با مراجعه به دفاتر مشاوره ای و مراکز روانشناسی و تربیتی از آثار و عوارض تلخ و گزنده اینترنت و موبایل در زندگی فرزندان خود شکوه و شکایت و خواهان ارائه راه حل های کاربردی برای مهار و یا محدود نمودن نفوذ رسانه های مذکور در ذهن و ذوق فرزندان خود می باشند.

در این اجمال با توجه به تهدیدات فرهنگی و اخلاقی اینترنت به منظور تضمین سلامت اخلاقی نسل جوان، نحوه بهره گیری سالم و هدفمند از آن را مورد تأمل و تحقیقی قرار می دهیم.

قبل از ارائه راه کارهای استفاده از اینترنت آثار و عوارض ناگوار آن نه تنها در ایران بلکه در جهان غرب را مرور می کنیم. چرا که شناخت برون داد مخرب و مسموم اینترنت، خود در مدیریت آن  موثر خواهد بود استفاده واترز [1] در کتاب اینترنت و پیآمدهای اجتماعی آن می نویسد:

اینترنت، بطور وسوسه انگیزه، زمینه های اعتیاد و آلوده شدن به خود را به وجود می آورد. بسیاری از کارفرمایان در آمریکا و اروپا احساس می کنند از طریق عادت های اینترنتی کارمندان شان چاپیده می شوند. وقت تلف کردن در فضاهای مجازی هم اکنون 30 تا 40 درصد به عنوان علت کاهش قدرت تولید کارکنان به شما می آید.

یک ردیاب جنسی مشخص کرده است که بیشتر تجمع ها در بسیاری از سایت های بزرگسالان طی ساعت های کاری صورت می پذیرد.

احساس گناه، یکی از آثار مخرب و ضد اخلاقی اینترنت در بین کاربران اینترنتی به شمار می آید. یکی از کاربران می گوید: «آنچه مرا ترساند و منجر به کوتاه تر کردن هرزه نگاری آن- لاین در باره ام شد، احساس گناه دائمی در تمام شبانه روز بود که بسیار ترسناک و فرساینده است.[2]

اینترنت، کاربران را به دنیای خیالی و مجازی، دوری از جمع، انزواطلبی کشانده و بسیاری از موج سواران خود را در امواج خانمانسوز غیراخلاقی گرفتار، ساخته است. دکتر شنایدر یکی از محققان و پژوهشگران در حوزه آثار اینترنت در زندگی فردی و اجتماعی مردم آمریکا طی مصاحبه ای که با 100 نفر از افرادیکه همسرانشان اعتیاد به سکس مجازی داشته اند از زبان همسران این افراد می نویسد: آن ها دائماً تکرار می کردند که احساس لطمه دیدن، خیانت، طرد شدن، تباهی، تنهایی، شرمندگی، انزوا، خفت و خشم دارند.

احساس گناه، یکی از آثار مخرب و ضد اخلاقی اینترنت در بین کاربران اینترنتی به شمار می آید. یکی از کاربران می گوید: «آنچه مرا ترساند و منجر به کوتاه تر کردن هرزه نگاری آن- لاین در باره ام شد، احساس گناه دائمی در تمام شبانه روز بود که بسیار ترسناک و فرساینده است

زن جوان یک معتاد به اینترنت می گوید: من چگونه می توانم، رقابت کنم با صدها فرد گمنامی که هم اکنون در رختخواب ما و در سر همسرم هستند. رختخواب ما، جایی که با همسرم صمیمی بودیم، پر شده از غریبه های بی ارزش و گمنام.

تلخ ترین بخش پژوهش های مذکور اینجاست که بسیاری از کاربران در آغاز بهره گیری از اینترنت در پی ارتقاء سطح علمی، فرهنگی، هنری و سیاسی خود می باشند، امّا در مسیر جستجوی سایت ها و برنامه های جدید گرفتار جاذبه های غیراخلاقی و در نتیجه مسموم شدن روح و روان خود می شوند.

خلاصه اینکه "واترز" در کتاب یاد شده تصریح می کند که اینترنت، به شدت مشتریان خود را در گرداب خود غرق نموده و کمتر کسی است که نبودند در فرآیند استفاده از آن دچار احساس تنهایی، افسردگی، اتلاف وقت، انفعال، بلوغ زود رس و فاصله گرفتن اعضای خانواده از یکدیگر، استرس، احساس گناه، تنبلی و بیماری های جسمی و روحی نشود.

در ایران امروز نیز متأسفانه به جهت عدم مدیریت صحیح و اصولی، آثار و پیامدهای شوم اینترنت را در سبک زندگی، طرز لباس پوشیدن، معاشرت، میهمانی ها، عروسی ها، ارتباط ناسالم بین گروه های غیر همچنین به وضوح مشاهده می کنیم.

عوامل گرایش به اینترنت

1- عدم ارتباط موثر و پایدار، توأم با محبت و عشق و گرمی در بین اعضای خانواده کاربران اینترنت

2- عدم آموزش فرهنگ بهره گیری از رسانه های مدرن، در خانه و مدرسه و دانشگاه

3- ضعف شبکه اینترنت داخلی به عنوان زیر ساخت توسعه جامعه مدرن

4- ناآشنایی والدین به نوع بهره گیری صحیح از اینترنت و حتی گاهی عدم استفاده مناسب والدین از اینترنت. اگر پدران و گاهی مادران خود آلوده به استفاده غلط از این رسانه باشند، از فرزندان چه انتظاری می توان داشت.

5- برخورد حذفی و سلبی و نه ایجابی با گسترش رسانه های مدرن

6- جوان بودن و جمعیت کشور  و هیجانی بودن فضای اینترنت برای نسل جوان.

7- رقابتی نبودن فضای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی و تلاش احزاب و گروه های قدرتمند جهت تک صدایی و تک حزبی کردن فضای فرهنگی و آموزشی و...

این فرآیند معیوب باعث می شود، جوانان دختر و پسری که در دهه اول انقلاب به تفریحات و رقابت ها و مطالعات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی می پرداختند، امروز بسیاری به رقابت در خود نمایی و خودآرایی و تنوع طلبی و ایجاد روابط غیراخلاقی بپردازند.

خریدن به کنج تنهایی و حضور منفعلانه در برابر رسانه های مدرن و تحت تأثیر آموزه های غیراخلاقی و هوس انگیز اینترنت از اصلی ترین فضاهایی است که به گرایشات کاذب مذکور جواب مثبت می دهد.

راهکارهای مقابله با فسادسازی اینترنت

بعد از شناخت عوارض آزاردهنده و گزنده اینترنت در اخلاق و رفتار فردی و اجتماعی، و باز کاوی عامل و عوامل استفاده ناسالم از این رسانه، ارائه راهکارهای مقابله با آثار مسموم کننده آن کار چندان پیچیده ای نخواهد بود.

راهکارهای پیشگیری از آثار سوء اینترنت

جهت رعایت اختصار اصلی ترین راهکارها را مرور می کنیم:

1- تأکید و توجه جدی بر ساماندهی نظام خانواده و تحکیم روابط موثر بین اعضای خانواده، از مهم ترین پیش نیازهای مقابله با آثار مخرب و مضّر رسانه های مدرن، از جمله اینترنت به شمار می آید. گرمی و عشق و پیوند پایدار و مقدس اعضای خانواده، مانع پناه بردن نسل جوان (اگر چه گاهی والدین نیز آلوده می شوند) به خلوت اینترنتی خواهد شد.

طبق تحقیقات موجود، پدران و مادرانی که بیشتر وقت خود را (به طور هدفمند) با فرزندان خود سپری می کنند. فرزندانی پویا و پرتلاش و موفقی داشته و در نتیجه در دام پر دانه رسانه ها گرفتار نمی شوند.

از سوی دیگر هم نیستند زنان جوانی که می گویند همسرشان هووی اینترنتی (بیوه زن مدرن) را از طریق این رسانه به خانه آورده و فضای خانه را آلوده به حضور مروجان فرهنگ بیگانه کرده اند.

2- تقویت بنیه دینی و اخلاقی و شناختی اعضای خانواده، از طریق توسعه فعالیت های آموزشی، هنری، علمی و مسافرت های مذهبی و نیز حضور فعال در مراسم و جشن های ملی و مذهبی

3- آموزش نحوه استفاده صحیح با تأکید بر مدیریت زمان از اینترنت- به طور مثال همان طور که، در تعاملات اجتماعی و معاشرت های فامیلی و خانوادگی به فرزندانمان یاد می دهیم که با خوبان معاشرت کنند در فضا مجازی نیز این مهم را مورد توجه قرار دهیم.

هم چنین یاد بگیریم و یاد بدهیم که نباید اطلاعات و خصوصیات خانوادگی را از طریق فعالیت های اینترنتی در اختیار دیگران قرار دهیم. و یا با افراد ناشناس ارتباط بر قرار کنیم. و یا به ولگردی اینترنتی ؟؟؟ شویم.

4- سایت ها وبلاگ نویسان متعهد را به فرزندان معرفی کنیم

5- قرار بگذاریم هر روز، راجع به یک موضوع مخصوص در فضای مجازی، جستجو و بحث و گفتگو کنیم. در این فضا می توان روحیه تحقیق و پژوهش راجع به سوژه های مورد نیاز خانواده، مانند تکنیک های موفقیت، راه های رسیدن به شادابی و نشاط، مقابله با استرس و اضطراب، شناخت افراد و شخصیت های علمی موفق در جهان و ... را در بین اعضای خانواده تقویت کرد.

در این خصوص همکاری خانه و مدرسه برای برگزاری مسابقات پژوهشی و تحقیقی و تعیین جایزه به منظور تشویق و ترغیب هر چه بیشتر نسل جوان بسیار موثر و مفید خواهد بود.

6- مسافرت ها، معاشرت ها نباید به گونه ای (از سوی والدین) طراحی شوند که فرزندان، مایل به همراهی با اعضای خانواده نباشند. جذابیت های تفریحی، هیجانات و شادی های مورد علاقه فرزندان نباید مورد غفلت واقع شود.

7- زمان و مکان استفاده از اینترنت برای تمامی اعضای خانواده شفاف سازی شود. استفاده پنهانی و پشت درهای بسته و به طور نامحدود ممنوع- حداکثر فعالیت های اینترنتی 2 ساعت در شبانه روز.

8- اضطراب، ترس، افسردگی، احساس تنهایی، احساس حقارت، کمرویی، بیکاری از عوامل مهم آلوده شدن و اعتیاد به اینترنت است. همه نهادهای تأثیرگذار (خانه، مدرسه، رسانه ها و...) می بایست برای پیش گیری و درمان اختلالات مذکور، اقدامات لازم را به عمل آورده و صرفاً به جنگ با معلول ها نپردازند.

9- گاهی دفاع غلط از ارزش های دینی و اخلاقی و سیاه جلوه دادن اسلام موجب فرار نسل جوان از خانه و مدرسه و نهادهای رسمی و پناه بردن به فضاهای مجازی و مضّر می باشد. بدون شک معرفی دین زنده و پویا و معرفی زیباییهای قرانی و نورانی اسلام در ساماندهی رویکرد و عملکرد جوانان ما و در نتیجه استفاده آنان از رسانه های مدرن نقش معجزه آسایی خواهد داشت که نباید مورد غفلت والدین، معلمان، مبلغان دینی و متولیان امور قرار گیرد.

10- تهیه و توزیع ارزان قیمت سرگرمی های رایانه ای برای کودکان و نوجوانان، در تحدید فعالیت های اینترنتی بسیار موثر خواهد بود.

پی نوشت ها:

[1] - وی یکی از مدیران برنامه ریز پروژه های اینترنتی در آمریکا بوده و در خصوص اعتیاد اینترنتی تحقیقات گسترده به عمل آورده است.

[2] - به نقل از کتاب اینترنت و پیامدهای اجتماعی آن- استفاده واترز- ص 29

 

منبع: تبیان


 

 

شما هم راحت میبخشید؟ یا...

کدام گروه​هاي خوني بخشنده​ترند، مردم کدام شهر ايران بيش از بقيه از خودگذشتگي دارند، زن​ها بخشنده​ترند يا مردها؟ پروفسور حسین باهر شما را برای بخشیدن و طلب بخشش راهنمایی می‌کند


profosor baher


بخشش یعنی چه؟

2 نوع بخشش داریم؛ نوع اول این است که انسان از حقی که دارد می‌گذرد و فراموش می‌کند، یعنی اگر کسی به ما بدهکار باشد و پول‌مان را ندهد و باز برای گرفتن پول بیاید باز هم ما به او پول  خواهیم داد اما نوع دوم اینکه از حقی که دارد می‌گذرد اما فراموش نمی‌کند، به عنوان مثال کسی به ما بدهکار است و بدهی خود را نمی‌دهد ما از او می‌گذریم و او را می‌بخشیم اما دفعه بعد که بیاید پولی به او نخواهیم داد.

به گروه خونی‌ات بخشش می‌خورد؟

گروه خونی o به طور ذاتی بخشنده هستند و بخشیدن در وجود آنها دیکته شده است اما گروه خونی AB نمی‌تواند ببخشد. بخشنده‌ترین گروه خونی همان O است همانطور که می‌دانید دهنده عمومی است و گیرنده منحصر است و در مقابلش گروه AB که فقط از گروه خودش می‌گیرد و فقط به گروه خودش می‌دهد. در حرف خیلی ساده می‌توان گفت لذتی که در عفو و بخشش است در قصاص نیست اما در عمل خیلی سخت است اینگونه رفتار کردن. اینها همه ذاتی است، بعضی افراد ذاتی بخشنده دارد و برخی دیگر ندارند. مثل من که گروه B هستم می‌بخشم اما در پرونده آن شخص می‌ماند در ظاهر می‌بخشم اما نمی‌توانم فراموش کنم.

بخشش، یک انتخاب است

در یک تحقیقی که داریم و بین تقریبا هزار نفر این تحقیقات را ادامه دادیم در مورد مهریه و دادن و گرفتن آن بخشنده‌ها اصلا برایشان مهم نیست چون می‌دانند در نهایت می‌بخشند اما غیر بخشنده‌ها بسیار با حساب و کتاب این کار را انجام می‌دهند مگر اینکه شرایط محیطی طرف را وادار به محافظه‌کاري بکند. تقریبا حدود 5 درصد می‌تواند آموزش و پرورش، خانواده، نوع تربیت و عوامل محیطی روی این نوع رفتار اثر بگذارد و آن را تغییر دهد. در نهایت به انتخاب‌های ما بر می‌گردد، این خود ما هستیم که انتخاب می‌کنیم ببخشیم یا نه.

آقایان رحیم هستند و خانم‌ها رحمان

معمولا می‌گویند آقایان رحیم هستند و خانم‌ها رحمان، به عنوان مثال مادر رحمان است و پدر رحیم. پدر نمی‌تواند عبور صددرصدی داشته باشد یعنی ممکن است حتی فرزند خودش را نبخشد اما مادر اینطور نیست ممکن است به ظاهر ناله و نفرینی هم بکند اما در اصل فرزند خود را می‌بخشد و فراموش می‌کند. بخشش وعفو به طور کلی یعنی از حقی که داریم صرف‌نظر کنیم به طور کلی یا به صورت موقت. مسائل مختلفی ممکن است در این زمینه پیش بیاید، به‌عنوان مثال بعضی گروه‌های خونی می‌توانند بخشنده باشند و گروهی دیگر هرگز نمی‌توانند ببخشند.

با کلاس‌تر‌ها بخشنده‌ترند

این بخش‌بندی کردن بخشنده بودن یا نبودن به نقاط مختلف کشور هم بازمی‌گردد. به عنوان مثال مردم حاشیه دریا بخشنده‌تر از مردم کویر هستند، این همان درصد کمی است که در مورد عوامل محیطی صحبت کردیم. اگر مشکلی در شمال تهران پیش بیاید به احتمال قوی با چند بگو مگو به پایان می‌رسد اما همان مشکل در جنوب تهران به احتمال قوی متاسفانه با یک جدال شدید و حتی چاقوکشی به پایان می‌رسد، همین‌طور بین انسان‌های فرهیخته و معمولی اصولا انسان‌های فرهیخته راحت‌تر مشکلات خود را حل می‌کنند.

جایزه‌ای که هستی در ازای بخشش به ما می‌دهد

من می‌توانم به عنوان یک انسان، درباره کرامت انسان‌ها فکر کنم و ببینم چه می‌شود که به کسی می‌گویند «کریم»؛ چه می‌شود که تختی می‌شود جهان‌پهلوان تختی و پوریای ولی می‌شود، پوریای ولی بزرگ. آدم‌ها وقتی حق خودشان را می‌بخشند از طرف هستی، حق بزرگ‌تری را جایزه می‌گیرند. خدا هم در قرآن این را تايید می‌کند: « وَ اَن تَعفوا اَقرَبُ للتَّقوی...»؛ در اصل خداوند می‌گوید اگر ببخشید، خیر بزرگ‌تری برای شما خواهد داشت. همچنین قرآن می‌گوید اگر کسی به شما بدهی دارد، اگر ببخشید، خیلی بهتر است.

کجا ببخشیم و کجا نبخشیم؟

در قرآن آمده است در قصاص زندگی است اگر خرد داشته باشی. آمنه کسی را که به صورتش اسید پاشید بخشید اما بعد از آن پسر قول‌هایی که در مورد کمک به آمنه داده بود را انجام نداد و آمنه از بخشش خود پشیمان شد و جامعه هم جراحت روحی پیدا کرد. ما در هر مسئله‌ای با 2 وجه مواجه می‌شویم؛ یکی شخصی و دیگری عمومی. جرم‌ها هم وجه شخصی دارند و هم عمومی، اگر یک نفر فرد دیگری را کشت یک بخش داستان صاحب خون است که می‌تواند ببخشد و بخش دیگر دادستان به عنوان نماینده کل که باید بسنجد که این عمل در جامعه چه اثری گذاشته است و اگر آمنه بخشید دادستان نباید می‌بخشید یعنی فقط صرف اینکه شخص ببخشد، کافی نیست. اینجا می‌توانیم از تئوری دیگری حرف بزنیم به نام «روح گروه»؛ شما ممکن است بتوانید روح شخصی‌ات را کنترل کنی اما روح گروه دست شما نسیت. اگر گروه آزرده شود، چه کسی آن را از آزردگی درمی‌آورد؟ دادستان، رفع آرزدگی روح گروه بر عهده‌اش است؛ دادستان یا همان چیزی که قبلا با عنوان «مدعی‌العموم» می‌شناختیم. دادستان، حق بخشش ندارد و باید فرد مجرم را به جزای عملش همانطور که در قانون پیش‌بینی شده، برساند.

بخشندگی نسل به نسل نهادینه می‌شود

در طول زمان وقتی اکتسابات روی انسان تاثیر می‌گذارد، ممکن است نسل‌های بعدی از نژاد خود چیزهایی را به ارث ببرند که بخشندگی هم می‌تواند جزئی از آن باشد که حتی این تغییرات می‌تواند روی گروه‌های خونی غیر بخشنده هم باشد و اگر این رفتارها در خانواده ادامه پیدا کند افراد بعد از چند نسل مثل هم می‌شوند. اگر همین حالا ما تصمیم بگیریم که دیگر دروغ نگوییم تقریبا 2 نسل طول می‌کشد تا این امر نهادینه شود، پس نتیجه می‌گیریم در بخشش عواملی مثل جنسیت، گروه خونی و... دخیل است. حالا تمام این بخش‌بندی‌ها به بخش‌های کوچک‌تری تقسیم می‌شود.

صاحب حق کیست؟

ما نباید بی‌دلیل کسی را به بخشیدن یا نبخشیدن تشویق کنیم. هر کسی از حقوق خودش می‌تواند ببخشد یا نبخشد. دوباره مثال آمنه را می‌زنم. بعد از بخشش آمنه و به دنبال آن بخشش دادستان، این عمل یکی، دو بار دیگر تکرار شد، پس اینجا بخشش جایز نبوده است. اینجاست که می‌فهمیم قرآن، حرف حساب می‌زند: « وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَاْ أُولِیْ الأَلْبَاب...»؛ اینجا صحبت فردی نیست، یعنی اگر امری مجرمانه توسط یک فرد رخ دهد و پشت آن روح گروه و جامعه جریحه‌دار ‌شود، باید مجازات و قصاص شکل بگیرد تا تکرار آن در جامعه پیش نیاید. اما در دعوایی مثل دعوای زن و شوهر، اگر یکی از طرفین ببخشد، خیلی هم خوب است و قرآن می‌گوید در آن خیر هم هست. چنین مشکلاتی و چنین بخشش‌هایی به جامعه صددرصد بسط پیدا نمی‌کند. اما اگر یک دعوای زن و شوهری به مرحله‌ای برسد که جامعه هم درگیر آن شود، مدعی‌العموم نباید از حق بگذرد و باید برای روح جریحه‌دار شده جامعه فکری کند. باید دید یک عمل، گستره‌اش تا کجاست و تا هر جا این گستره باشد، صاحب حق هم همانجاست.

مکانیسم بخشش در شیمی بدن

درون ما انسان‌ها هورمونی ترشح می‌شود به نام «آندوکرین»؛ ترشح این هورمون باعث تنگ خلقی و گرفتگی می‌شود. در اصل وقتی چیزی یا کسی ما را جریحه‌دار می‌کند، آندوکرین در بدن ما ترشح می‌شود و باعث می‌شود که حتی وقتی نام کسی که از دستش ناراحتیم می‌شنویم، باز ناراحت‌تر و معذب‌تر شویم، ولی وقتی خودآگاه و با تصمیم و به صورت عمدی کسی را که از او ناراحتیم یا آسیبی به ما زده، ببخشیم به جای «آندوکرین»، هورمون «آندورفین» در بدن ما ترشح می‌شود. آندورفین به نوعی مسکن چنین دردهای روحی است.

بخشش با قدرت

بخشیدن وقتی تسلی روح خودتان است که با قدرت همراه باشد. شما با قدرت خودتان طرف مقابل را می‌بخشید در صورتی که می‌توانسته‌اید، نبخشید. حضرت علی (ع) درباره «عفو با قدرت» صحبت‌های زیادی دارند. در ادبیات عامیانه می‌گویند می‌توانستم حال فلانی را بگیرم ولی نگرفتم كه این قدرت درونی به شما می‌دهد، چون می‌دانید که حق‌تان بوده و توانایی‌اش را هم داشته‌اید اما بخشش کرده‌اید. در فرهنگ ما ایرانی‌های جمله قشنگی وجود دارد که می‌گوید «بزرگی به بزرگواری است»، مقام و پست بالاتر، هیکل بزرگ‌تر، مال بیشتر و ... بزرگی نمی‌آورد. بزرگوار بودن است که از تو یک انسان بزرگ می‌سازد. برای همین ممکن است حتی یک کودک هم بزرگ و بزرگوار باشد. در عفو با قدرت باید بدانید که از روی قدرت و بزرگواری بخشیده‌اید و نه از روی ترس یا ...؛ به این ترتیب روح‌تان هم جراحت وارده را به زودی ترمیم می‌کند.

سهم تقصیر من چقدر است؟

یکی از راه‌هایی که به ما کمک می‌کند تا بزرگوار و بخشنده بودن را تمرين کنیم، این است که درباره مسئله پیش آمده، فکر کنیم و سهم تقصیر خودمان را هم بدانیم. فکر کنیم چقدر خودمان اشکال داشته‌ایم و مقصر بوده‌ایم و در این فکر کردن، انصاف داشته باشیم. دومین کاری که باید کرد این است که سهم تقصیر طرف مقابل را هم با انصاف اندازه بگیريم. سومین کار این است که بعد از سهم‌بندی تقصیر، دلیل این تقصیر را در خودمان و طرف مقابل پیدا کنیم. بعد از این اتفاق رخ داده را باید ریز و به ریزه‌هایش نگاه کنیم. بایدآنقدر اتفاق را در ذهن‌مان خرد کنیم تا به صفر برسد. به این ترتیب راحت‌تر می‌توانید بزرگواری کنید و ببخشید. الان برای درمان سرطان هم آن را خردخرد، درمان می‌کنند تا به صفر برسد.

مراقب زخم غرور باشید

2 نکته در مورد بخشش وجود دارد که خیلی مهم است؛ یکی اینکه بخشش، موجب اتهام ضعیف بودن نشود، چون به این ترتیب، زخم غرور می‌آورد. این همان چیزی است که به «عفو با قدرت» معروف است.
دومین نکته در مورد بخشش این است که در شرایطی ببخشیم که طرفی که قصور کرده، جری نشود، یعنی از این بخشش سوء‌استفاده نشود. صائب تبریزی می‌گوید: «اظهار عجز پیش ستمگر ز ابلهی است/ اشک کباب، موجب طغیان آتش است.» اگر ببینیم بخشش ما باعث جری شدن طرف و ستمگری‌اش می‌شود، نباید ببخشیم. کسی را باید بخشید که از بخشش، سوء‌استفاده نکند؛ نه برای شما و نه برای خودش.


حکمیت را فراموش نکن

برای طلب بخشش راه‌های مختلفی وجود دارد:

1- ابتدا باید به خوبی درباره قصوری که کرده‌ایم و سهمی که در این قصور داشته‌ایم، فکر کنیم. در هر مسئله و ناحقی‌هایی که شده اگر سهم خودمان را بدانیم، راحت‌تر و دقیق‌تر می‌توانیم طلب بخشش کنیم. این را هم باید بدانیم که قرار نیست طرف مقابل را متقاعد کنیم که تو هم مقصر هستی. علی‌الاصول در چنین شرایطی، طرف هم به سهم تقصیر خودش اعتراف می‌کند.

2- ما در دوره‌های دکتری، مسئله‌ای برای رد تعارض داریم به نام «حکمیت»؛ یکی از راه‌ها برای طلب بخشش، حکمیت قرار دادن کسی است. شما با کسی حرفت می‌شود، نفر سومی را که هر دو قبول دارید، می‌نشانید و از او می‌خواهید که او بین شما حکم کند. اسلام با حکمیت موافق است. قرآن، کتاب مستند ما مسلمانان است و قرآن هم حکمیت را قبول دارد.

لذت ترک انتقام

ما ایرانی‌ها می‌گوییم «در عفو لذتی است که در انتقام نیست»؛ حتما هم همین‌طور است، ولی در عفو با قدرت نه عفو از روی ضعف، ترحم، ترس و ... . شعر دیگري داریم که می‌گوید: «اگر لذت ترک لذت بدانیم/ دگر لذت نفس، لذت ندانیم...»؛ انتقام لذت دارد اما ترک لذت انتقام و به دنبالش بخشش، لذت دیگری دارد اما افراط و تفریط در هر چیزی اشکال دارد. در بخشش هم افراط کردن اشکال دارد. بخشش هم حد و اندازه دارد. اعتدال مهم‌ترین نکته در مورد بخشش است. به قول معروف «نه چندان بخور کز دهانت برآید/ نه چندان که از ضعف، جانت برآید...»

کلمه‌های انرژی‌بخش برای بخشش

جملاتي کلیدی هست که می‌تواند طلب بخشش شما را نشان دهد و همچنین جملاتی که نشان دهد فردي را واقعا بخشیده‌اید. «سلام» واژه خیلی مهمی است. کلمه‌ها بار انرژیک دارند؛ هر کلمه و نحوه بیانش، انرژی خاص خودش را دارد که با دوربین‌های مخصوص و مجهز، این انرژی قابل رویت است. ما شعری داریم که می‌گوید: «خلوت دل نیست جای صحبت اضداد/ دیو چو بیرون رود، فرشته درآید»؛ برای گفتن جملات و تاثیرگذار بودن‌شان باید خلوت دل‌تان از کینه‌توزی خالی شده باشد تا انرژی کلمات‌تان تاثیر خودش را بگذارد. خود کلمه «پوزش می‌طلبم» و «مرا ببخش» هم معجزه می‌کند.

ای نامه که می‌روی به سویش...

هدیه بسیار در طلب بخشش مهم است. یک شاخه گل تاثیر‌خیلی بیشتری از هزاربار معذرت‌خواهی کردن دارد. در کنار هدیه، گفتن سجایای طرف مقابل هم خیلی موثر است. قرار نیست شما چاپلوسی و تملق کنید اما با گفتن سجایای اخلاقی طرف به او نشان می‌دهید که آدم بی‌انصافی نیستید و خوبی‌های او را هم دیده‌اید؛ البته باید مثبت‌گویی مستند بگویید یعنی سجایای تخیلی نگویید. ما ایرانی‌ها ضرب‌المثلی داریم که می‌گوییم، همه چیز با آتش پته می‌شود جز انسان که با زبان. در دنیا خیلی صحبت کردن با همدیگر بعد از ایجاد مسئله رایج است؛ مثلا در شرق با نامه و شعر و قطعه ادبی عذرخواهی می‌کنند. من در کانادا زندگی کرده‌ام. در آنجا وقتی بین 2 نفر مسئله‌ای پیش می‌آید از همدیگر وقت یه قهوه خوردن می‌گیرند و با هم قهوه می‌خورند و درباره مشکل‌شان صحبت می‌کنند و همدیگر را می‌بخشند. شما هم می‌توانید اگر همکارتان، همسرتان، دوست‌تان و ... از دست‌تان ناراحت است او را به قهوه دعوت‌ کرده و با او صحبت کنید.


منبع: زندگی ایده آل


 

روش‌های ارزان لذت بردن از زندگی!

لذت بردن از زندگی با پول راحت‌تر است، اما برای لذت بردن، اگر چه پول لازم است، اما کافی نیست. حتی برخی پا را فراتر گذاشته‌اند و معتقدند برای لذت بردن از زندگی، حتی پول هم لازم نیست.


روش‌های ارزان لذت بردن از زندگی!

در این مقاله شما را با چند روش ارزان برای لذت بردن از زندگی آشنا می‌کنیم.

حال یک دوست قدیمی را بپرسید

امتحانش ضرر ندارد. همین الان تلفن را بردارید و به یک دوست قدیمی زنگ بزنید. به این ترتیب هر دوی شما از یک لذت ارزان زندگی، لذت خواهید برد.

هدیه‌های قدیمی و یادگاری‌ها

هدیه‌های قدیمی که گرفته‌اید را نگاه کنید، عکس‌های خاطره انگیز هم بد نیست. یادآوری روزهای خوش هم زیباست. از قدیم گفته‌اند: وصف العیش، نصف العیش.

آشپزی کنید

آشپزی کردن یکی از راه‌هایی است که به آرامش و لذت می‌انجامد. اگر برای کسانی که دوستشان دارید آشپزی کنید، لذتتان را دو برابر خواهد کرد.

با مشکلات شوخی کنید

مشکلات زندگی تمامی ندارد پس اگر با آن‌ها شوخی کنید، شادی‌هایتان هم تمامی نخواهد داشت. البته فراموش نکنید منظور از شوخی این نیست که خودتان را سرکوب کنید و به باد تمسخر بگیرید.

بالا رفتن از درخت!

از درخت بالا بروید اگر نبود جوی آب هم هست بر روی لبه جوی راه بروید. می‌خندید باور کنید لذت بخش است. اگر شک دارید امتحان کنید.

از داشته‌هایتان استفاده کنید

یکی از عادت‌های بد برخی از ما این است که بهترین لباس‌ها، غذاها، تفریحات، پول‌ها و حتی احساساتمان را برای روز مبادا نگه می‌داریم. به عزیزانتان زیاد بگو دوستت دارم. از آنچه در اختیار داری استفاده کن و آن را برای روز مبادا ذخیره نکن.

به خودتان جایزه بدهید

همه ما در طول روز کارهای خوب زیادی انجام می‌دهیم پس چرا به خودمان جایزه نمی‌دهیم؟! با یک شاخه گل، یک بستنی خوشمزه، یک لباس ارزان و شیک، یک بسته پفک، پاستیل و... از خودتان قدردانی کنید.

تشکر کنید

هر روز افراد زیادی به ما محبت می‌کنند. قدردانی و تشکر از آن‌ها، نه‌تنها خستگی را از تن ایشان به در می‌کند، بلكه باعث لذت و شادی خود شما هم می‌شود.

به عنوان مثال:

موقع پیاده شدن از تاکسی، از راننده تشکر کنید.

از همکارتان به خاطر همکاری و همراهی تشکر کنید.

از رئیستان بابت کار خوبی که برایتان انجام داده، تشکر کنید.

از مادر یا همسرتان به خاطر غذای خوشمزه، تشکر کنید.

و از همه اینها مهم‌تر، از خدا تشکر کنید.

فیلم و خواندن رمان‌های جذاب

دیدن فیلم و خواندن رمان‌های جذاب، شعر خواندن را هم امتحان کنید. این تفریحی است که با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. تفریحی که ثروتمندان و فقرا در آن شریک هستند. اما هر کدام به وسع و سطح سواد و درک هنری خودشان.

به پارک و دل طبیعت بروید

یکی از بهترین سرگرمی‌های روزهای گرم سال این است که غذایتان را بردارید و به همراه اعضای خانواده به نزدیک‌ترین پارک محل بروید.

با بچه‌ها رفاقت کنید

دوستی با بچه‌ها، کودک درونتان را هر چند در خواب عمیق باشد بیدار می‌کند و به یادتان می‌آورد که وقتی نوزاد بودید روزی 300 بار می‌خندیدید، اما این روزها هفته‌ای یک لبخند می‌زنید!

به دیگران کمک کنید

هر کاری از دستتان بر می‌آید برای اطرافیانتان انجام دهید. لازم نیست پول خرج کنید، شنیدن درد دل یک دوست، همکار و یا همسفر اتوبوس، حمل کردن خریدهای یک فرد مسن و... هرچه از دستتان برمی‌آید. هیچ وقت، لذت کمک کردن به دیگران را از خودتان نگیرید.

محیط اطرافتان را مرتب کنید

اگر بیرون خود را مرتب کنید، درونتان هم مرتب می‌شود. اتاق، محل کار، راه‌پله‌های ساختمان، کوچه و ماشینتان را تمیز کنید و بعد از اتمام کار، از تمیزی لذت ببرید

 

اگر دری بسته شد، دیگری باز است

وقتی دری بسته می‌شود، حتماً دری دیگر باز می‌شود؛ اما اغلب، تو آنقدر با تأسف و به مدت طولانی به در بسته می‌نگری، که متوجه باز شدن دری دیگر نمی‌شوی. «الکساندر گراهام بل»


در، درب
 

این گفته واقعاً حقیقت دارد. اما تو آن قدر به در بسته و گذشته‌ات چسبیده‌ای که فرصت‌های طلایی پیش رویت را نمی‌بینی. همیشه در زندگی، فرصت‌های متعددی وجود دارد. دنیا پر از مجال و فرصت است. ای کاش که می‌توانستی در همان وهله اول، متوجه آن‌ها شوی.

امکانات و نعمات الهی، بی حد و حصر هستند. درست است که گاهی تدبیر و نقشه‌ای عملی نمی‌شود و تو با ناکامی و شکست مواجه می‌شوی، مشکلات ارتباطی پیش می‌آید، ورشکست می‌شوی، شغلت را از دست می‌دهی، در عشق شکست می‌خوری و خلاصه، بدشانسی یکی پس از دیگری در جلوی تو، قد علم می‌کند.

تو همیشه نمی‌توانی وقایع را کنترل کنی، اما می‌توانی ذهن و رفتارت را کنترل کنی. وقتی با ناکامی مواجه می‌شوی و تمام فکر و ذکرت را متوجه آن می‌کنی، در واقع، در فرصت‌های طلایی دیگر را بر روی خودت می‌بندی و در نتیجه، صرفاً ناظر ناراحتی خواهی بود. پس لازم است حواست را از در بسته منحرف کنی تا از دیدن درهای باز که قبلاً به آن‌ها بی‌توجه بودی، مات و مبهوت شوی. البته جدایی از الگوهای آشنا و قدیمی، کار آسانی نیست و ممکن است از وضعیت جدید و ناشناخته، دچار ترس و وحشت شوی. اگر نتوانی افکار مغشوش و درهم خود را کنترل کنی، مرتب ذهن تو بر روی شکست‌ها و ناکامی‌ها، تمرکز می‌کند و دیگر جاده موفقیت را پیدا نخواهی کرد.

 

سوال این است: چطور می‌توانی خودت را از قید و بندهای دست و پاگیر گذشته خلاص کنی؟ چطور می‌توانی متوجه فرصت‌های جدید بشوی و درهای جدید بازشده را ببینی؟ باید تلاش کنی و توجه به مطالب زیر می‌تواند راه‌گشای تو باشد:

1- باید بیشتر به افکارت توجه کنی.

2- خودت را از شر افکار دست و پا گیر منفی خلاص کنی.

3- نظم و انضباط را سرلوحه زندگی‌ات قرار دهی.

4- با تمرکز ذهنی، روی افکارت تسلط داشته باشی.

5- از عبارات تاکیدی و تجسم خلاق استفاده کن.

6- باید آرامش درونی را در خودت ایجاد کنی.

وقتی روح و روانت آرام باشد، اجازه نمی‌دهد افکار ناخواسته و منفی وارد ذهنت شوند. در نتیجه، فردی مثبت‌گرا و شاد خواهی شد.

چطور می‌توانی خودت را از آشفتگی نجات دهی؟


ذهن تو عادت دارد که مثل پروانه‌ای از یک شاخه به شاخه دیگر بپرد، یعنی از یک فکر، سراغ فکری دیگر برود. ذهن تو مدام در حال فکر کردن، نگران شدن، سوال کردن، بهانه آوردن، تصور کردن و مسئله ایجاد کردن و حل و فصل آن است. این فعالیت بدون وقفه، باعث تضعیف مهارت تو در رابطه با تمرکز می‌شود. ذهن آشفته اجازه نمی‌دهد كه تو راحت بخوابی و کارهایت را بدون دغدغه انجام دهی. انرژی و اوقات تو را هدر می‌دهد و کلافه‌ات می‌کند. تو فقط از طریق تمرین و تکرار، استقامت به خرج دادن و صبر و حوصله می‌توانی آشفتگی ذهنی را از خودت دور کنی.

رعایت نکات زیر هم می‌تواند ذهنت را آرام کند:

1- سعی کن هر بار فقط روی یک قضیه تمرکز کنی.

2- در موقع غذا خوردن، فقط روی خوردن تمرکز کن.

3- با حواس جمع و تمرکز، کتاب بخوان.

4- در موقع گفت و گو، سعی کن شش دانگ حواست به گوینده باشد.

5- سعی کن ذهنت را با کاری که انجام می‌دهی، هم‌نوا و هماهنگ کنی. اجازه نده موقع انجام کاری، حواست پرت شود و به چیز دیگر فکر کنی.

وقتی تو تمام موانع تمرکز را از سر راهت برداری، در واقع آشفتگی ذهنی‌ات را از بین برده‌ای که در این صورت، با ذهنی آرام می‌توانی از جلوی در بسته کنار بروی و ناظر باز شدن درهای متعدد فرصت‌های طلایی شوی.