یکشنبه, 01 مرداد 1396 05:18

جستجو در شبکه گسترده

اجتماعی

خدایا! چرا من اینقدر ساده ام؟!

 چرا اينقدر زود باور هستیم؟ چرا قبل از قبول حرفی درباره آن خوب فکر نمی‌کنیم؟ بسیاری از مشکلاتی که امروزه برای‌مان پیش می‌آید و با آنها در حال دست و پنجه نرم کردن هستیم معلول این زودباوری‌مان است! زودباوری و دهن بینی ثمره کوته خردی و نداشتن توانایی در درک روابط علت و معلولی و نداشتن آشنایی با محیط اجتماعی و تشخیص ندادن دوست از دشمن و راست از دروغ و صحیح از غلط است.


sadegi

 

ساده‌لوحی حماقت نیست و حماقت نادانی نیست. آن‌گاه که از چیزی سر درنمی‌آوریم، پیش می‌آید که تصورهای خطایی درباره‌ آن داشته باشیم.  ساده‌لوحی گاه از یک معصومیت اخلاقی برمی‌خیزد. انسان‌های نیک اخلاق معمولا زودباور و خوش‌قلب اند که در بسیاری از مواقع این خصلت خوب کار دست‌شان می‌دهد.

افراد سطحی‌نگر، بسیار زود باورند و به راحتی می‌توان فضای ذهنی‌شان را اشغال کرد و زمام اندیشه‌شان را به دست گرفت.  این افراد به دلیل اینکه به معضلات هر مسئله توجه ندارند و از تجربه و تحلیل عمیق و همه جانبه مسائل زندگی عاجزند، به سرعت و به سهولت به «یقین» و اطمینان می‌رسند.  به طور اصولی شایسته است که انسان‌ها نسبت به یکدیگر با اعتماد رفتار کنند ولی وجود درجه‌ای از احتیاط نیز در رفتارهای اجتماعی ضرورت دارد زیرا ممکن است گفتار دیگران چه به صورت ارادی و چه به صورت غیرارادی گاهی درست نباشد. اما پذیرش بی چون و چرای گفته دیگران نیز کار صحیحی نیست البته در دوران کودکی، کودک گفته‌های افراد بزرگ‌تر را بدون چون و چرا به عنوان واقعیت قبول می‌کند که در نتیجه اهمیت دارد بزرگ‌ترها جز با راستگویی با آنان رفتار نکنند، اگر پذیرش بی‌قید و شرط گفته دیگران در دوران جوانی و بزرگسالی هم تداوم یابد یا ناشی از مشکلات هوشی و کارکرد پايین‌تر از طبیعی ذهنی یا ناشی از ساده‌دلی فرد است که به طور احتمالی در محیط ساده و صمیمی بار آمده است و از رفتار جوامع پیچیده شهری که گاهی نیز منطبق با درستکاری و صداقت کامل نیست بی‌خبر است.

افراد در تعامل با ديگران نياز به ارزيابي گفته‌هاي يکديگر دارند و زودباوري در افراد تحت تاثير عوامل گوناگوني چون سن به خصوص در کودکان، نارسايي‌هاي دستگاه عصبي، نداشتن تجربه‌ کافي در ارتباط با ديگران، ميزان هوش افراد در تشخيص درستي يا نادرستي آنچه با آن روبه‌رو هستند، شکل مي‌گيرد.   کمبود ميزان مطالعه، کاهش سطح آگاهي‌ها درباره موضوعات گوناگون، محدوديت‌هاي فرهنگي و اجتماعي در محيط زندگي و برقراري ارتباطي محصور با ديگران و نداشتن قدرت نقادي گفتار اطرافيان زمينه‌هاي بروز زودباوري را گسترش مي‌دهد.  افراد تلقين‌پذير و زودباور عموما با مشکلات عديده‌اي درخصوص معاملات بين‌فردي، مسائل مادي، ازدواج و شغل مواجه هستند لذا به سادگي تحت تاثير امواج اجتماعي و فرهنگي قرار گرفته و به مسيري خلاف احوالات زندگي خود کشيده مي‌شوند.  افراد زودباور با ارتقاي سطح تجربه، مطالعه و مشورت با افراد صاحبنظر و خيرخواه مي‌توانند خود را از وجود دام‌هاي دروغين نجات دهند.

دلایل زودباوری

اولین دلیل زود باوری این است که هنگام رسیدن اطلاعات جدید هرچه را که دریافت می‌کنیم در بست قبول یا رد مي‌كنيم زیرا یا در زمان حال نیستیم یا درگیر گذشته‌ايم یا درگیر گفت‌وگوهای درونی خود هستيم.  به اين دليل اگر بخشی از واقعیت یا بخشی از خبری که به ما می‌رسد مطابق با واقعیت باشد ما این بخش را به کل اطلاعات و داده‌هایمان تعمیم می‌دهیم و کل اطلاعات و گفتار را می‌پذیریم بدون اینکه به خود زحمت تجسس، تحقیق و کنکاش بدهیم که موضوع چه هست.  به همین دليل زود باوری باعث می‌شود ما از دنیای واقعی دور شویم.

ما درستی یک حرف یا اطلاعات را بر چه اساس می‌سنجیم؟

غیر از این نیست که آن اطلاعات و گفتار دریافت شده را با باورهای خودمان که در مغزمان درستی آنها به تایید ما رسیده است مقایسه می‌کنیم و اگر تطبیق داشته باشد می‌گويیم درست یا نادرست است. حال اگر اطلاعات جدید یا بخشی از آن غلط بود یا غلو شده بود یا بخشی از حقیقت در آن پنهان شده باشد، اگر این اطلاعات جدید را دربست بپذیریم اتفاقی که می‌افتد این است که آن قضاوتی که در آن لحظه می‌کنیم و تصمیمی که بر اساس آن قضاوت می‌گیریم می‌تواند در سرنوشت ما و اطرافیان‌مان تاثیر داشته باشد. تصمیم‌گیری ما می‌تواند اشتباه باشد و در نتیجه هر عملی هم که بر اساس آن انجام می‌دهیم، اشتباه خواهد بود.

کمتر جمع و گروهی را می‌یابید که شایعه بین آنها جایی نداشته باشد. شایعه را به راحتی می‌توان در شوخی‌های دوستانه جوانان، درددل‌های میانسالان و حرف‌های پیرمردان و پیرزنان یافت. مردم بدون هیچ شناختی و تنها با تکیه بر شنیدارهای خود، فردی را به اوج رسانده یا به قهقرا می‌فرستند،  روابط خانوادگی را بر هم ‌زده و زوج‌های جوان را از هم جدا می‌کنند، از شخصی یا گروهی بی‌دلیل تمجید کرده و به شخص یا گروهی دیگر ناسزا می‌گویند.

 حال که به اینجا می‌رسیم سؤال می‌شود که چه باید کرد که زودباور نباشیم

اولین علت زود باوری این است که در زمان حال نیستیم، پس باید در زمان حال و متمرکز باشیم تا در تله‌هایی که بر سر راهمان است، نیفتیم. نباید بر اساس حدسیات به سخن دیگران گوش داد؛ مثلا اگر کسی گفت «ف» نباید بگويیم منظورش فرحزاد بوده است. باید سخن دیگران را بشنویم و در گوش دادن دقیق باشیم.

در شناخت از افراد یا گوینده نباید دچار تزلزل شویم. نباید ذهنیت‌های خودمان را وارد دریافت خبر کنیم.  مثلا نباید اگر فردی که با او مخالف هستیم، سخنی گفت زود آن را رد کنیم، باید به خود سخن توجه کنیم نه به گوینده آن.

 اعتماد زیاد از حد باعث زودباوری و بی‌اعتمادی موجب دیرباوری می‌شود. در دریافت خبر نباید زیاد اعتماد کرد و نه بی‌اعتماد بود چون در هر دو صورت خود را از شنیدن واقعیت‌ها محروم می‌کنیم.

احساسات در دیرباوری و زودباوری ما نقش بسزايی دارد و نباید آنها را وارد منطق خود کنیم. آیا هر چیزی که در هر جایی می‌شنویم را باید باور کنیم ؟! چرا بدون تحقیق ، وهم‌ها را باور می‌کنیم ؟! چرا بدون بصیرت و پرسش فريب عده‌ای فریبکار را می‌خوریم؟! چرا با باور‌های غلط ، عقل و انسانیت خود را گاهی زیر سؤال می‌بریم؟!

توصیه‌های ما:

  • اهل تحقیق باشید، بدون تحقیق تصمیم نگیرید. تحقیق کردن توسط بزرگان دینی و غیردینی بسیار مورد تاکید قرار گرفته است.
  • در کتاب‌های معتبر و افراد شاخص دنبال جواب‌های خود باشید.
  • اگر 20 نفر هم گواه بر یک امر دادند دلیل بر درستی آن نیست.  عقل خود و آموزه‌های دینی درست را سرلوحه کار و عمل خود قرار دهید.
  • کمی متفاوت با بقیه باشید و فريب دوستان و فامیل‌های منحرف را نخورید.
  • چشم‌های‌تان را بشویید و طوري دیگر بنگرید.
  • اگر همه در چاه جهالت سقوط می‌کنند دلیل نمی‌شود شما نیز با آنها به ژرفای نادانی پرت شوید.
  • سعی کنید ساده لوح و زودباور نباشید.

 

منبع: مجله زندگی ایده آل

 

 

روانپزشک، روانشناس یا مشاور؟

  آنقدر به تنگ آمده‌اید که به اولین کلینیک روانشناسی که سر راه‌تان است می‌روید و از اولین اسمی که روی تابلو می‌بینید وقت می‌گیرید. چند جلسه‌ای سفره دل‌تان را برای آن متخصص باز می‌کنید اما حال و روزتان تغییری نمی‌کند. احتمالا بعد از این ناکامی، یک برچسب روی تمام متخصصان می‌چسبانید و این درمان‌ها را بی‌نتیجه می‌دانید...

ravan

اما صبر کنید! هیچ کدام از این روش‌های درمانی شما را به دام نینداخته‌اند و برای جیب‌تان دندان تیز نکرده‌اند. شما تنها روش نادرستی را انتخاب کرده‌اید و کافی است یک‌بار دیگر از متخصصی که توان درمان درد شما در کوتاه‌ترین زمان را دارد وقت بگیرید تا با کمک او همانی که می‌خواهید بشوید. پیش نیاز شما برای شروع درمان، شناخت خود و مشکلات‌تان است و بعد از آن، می‌توانید از راهنمایی که در این صفحات آورده‌ایم، برای انتخاب نزدیک‌ترین راه کمک بگیرید.


چه زمانی به روانکاو مراجعه کنم؟

  •   می‌خواهید خودتان را بیشتر بشناسید و بدانید که تاثیر ناخودآگاه در زندگی شما چیست؟
  •   از اختلالات حادی چون افسردگی، وسواس و... رنج می‌برید؟
  •   هنرمندید یا به‌دليل شغلي دیگر با انسان‌ها سر و کار دارید و می‌خواهید مفهوم دقیق‌تری از انسان را بشناسید؟
  •  روانشناس هستيد و می‌خواهید پیش از آنکه دست به درمان بزنید، خشم، تمایلات و نیازهای خود را بشناسید؟


روانکاوی بالینی شاخه متفاوتی از روان‌‌درمانی است که فرد را در مورد خودش به آگاهی می‌رساند. درمان به این شیوه اغلب طولانی‌مدت اما اثرات آن در فرد به شدت پایدار است. این روش درمانی در واقع ساختار فرد را از نظر عاطفی- ‌شناختی، از کودکی تا امروز او بازسازی می‌کند. هر متخصصی توان انجام این روش را ندارد و معمولا روانکاو‌ها علاوه بر تحصیلات خود در زمینه روان‌شناس، در حدود 5 تا8 سال یا بیشتر برای آشنا شدن با این روش و درمان خود وقت صرف کردند و در مجامع علمی، به تحصیل و تحقیق پرداخته‌اند.

چه زمانی به روانپزشک مراجعه کنم؟

  •   از اضراب‌های مقطعی مثل اضطراب امتحان رنج می‌برید و می‌خواهید تا زمان حاضر شدن در جلسه، آرامش بیشتری داشته باشید؟
  •   به اختلالات جسمی‌ای مبتلا شده‌اید که پزشکان دیگر هیچ منشا و درمانی برای آنها ندارند؟
  •   مدت‌هاست که احساس غم و اندوه شدید می‌کنید و حتی با تغییر شرایط حال شما بهتر نمی‌شود؟
  •   وسواس شما را آزار می‌دهد و به تنهایی از پس مهار کردنش بر نمی‌آیید؟


روانپزشكان از منظر پزشکی به روان نگاه می‌کنند. این افراد که دکترای پزشکی دارند و تخصص روانپزشکی را در دانشکده‌های پزشکی گذرانده‌اند، با استفاده از دارو و دیگر مداخلات ، فعالیت انتقال دهنده‌های عصبی و... را در سیستم عصبی مرکزی تنظیم می‌کنند و به حالت طبیعی برمی‌گردانند. چراکه در اکثر اختلالات روانی، سطح کارایی و تعاملات فرد به حدی دچار مشکل می‌شود که بدون کمک گرفتن از دارو‌ها و ایجاد تغییر در فعالیت‌های فرد امکان درمان وجود ندارد. این درمان‌ها هم می‌تواند به صورت مقطعی و برای عبور از یک بحران خاص و موقت و هم به صورت بلندمدت و برای درمان بیماری‌های جدی‌تر به کار رود.

چه زمانی به مشاور مراجعه کنم؟

  •   می‌خواهید فرزندتان را با کمترین درصد اشتباهات پرورش دهید و پیچ و خم‌های رفتار‌ و هیجان‌هایش را بشناسید؟
  •   در خانواده‌تان با درگیری‌ها و چالش‌هایی روبه‌رو شده‌اید و می‌خواهید از این بحران بیرون بیایید؟
  •   در آستانه ازدواج قرار دارید و می‌خواهید از درست بودن تصمیم‌تان باخبر شوید؟
  •   در آستانه جدایی قرار دارید و می‌خواهید مطمئن شوید که راه نرفته‌ای باقی نمانده است یا آسیب‌های بعدی این اتفاق را کم کنید؟


برخلاف تصور بسیاری از افراد، مشاوره تنها به حل مشکلات مقطعی افراد کمک نمی‌کند و می‌تواند به عنوان یک روش درمانی بلند مدت و تخصصی انجام شود اما گذشته از این تعریف گسترده، مشاوران معمولا به کمک افرادی می‌آیند که به دنبال گرفتن نتیجه سریع و حل کردن بحرانی که در یک برهه خاص با آن روبه‌رو شده‌اند، هستند. اگر می‌خواهید مشکلات‌تان را آن طور که حس می‌کنید با یک متخصص مطرح کنید، حرف دل‌تان را بزنید و از آسان‌ترین راه برای حل آنها باخبر شوید، از مشاور‌ها کمک بگیرید. از میان دانش آموخته‌های گرایش‌های مختلف روانشناسی و مشاوره، شما می‌توانید با کسانی که دوره‌های تخصصی را گذرانده‌اند و با حداقل مدرک کار‌شناسی ارشد و دارای مجوز از نظام روانشناسی و مشاوره در کلینیک‌های روان‌شناسی فعالیت می‌کنند، در مورد مشکلات‌تان مشورت کنید.


چه زمانی گروه درمانی کنم؟

  •   از پس کنترل خشم‌تان بر نمی‌آیید؟
  •   از وقایع ناخوشایندی چون اعتیاد یکی از عزیزان‌تان رنج می‌برید؟
  •   حضور در اجتماع باعث اضطراب شما می‌شود و با آدم‌ها و موقعیت‌های تازه کنار نمی‌آیید؟
  •   واقعه ناگواری چون مرگ یکی از عزیزان‌تان اتفاق افتاده و می‌خواهید قدرت ادامه زندگی را پیدا کنید؟


برخلاف تصور شایع، گروه درمانی تنها محفلی با حضور گروهی از مبتلایان به یک مشکل نیست. پیش نیاز وارد شدن به این شیوه درمان، مراجعه به روانشناس یا مشاور است. چراکه یک درمانگر با دیدن تعدادی از مبتلایان به یک اختلال، به آنها پیشنهاد می‌دهد که در یک گروه جمع شوند و مشکلات‌شان را بیان کنند. در این درمان که براساس قراردادی بین درمانگر و اعضای گروه، حداقل 12 جلسه به طول می‌انجامد، حاضران با انجام بازی‌ها، نمایش‌ها و استفاده از دیگر تکنیک‌های درمانی، برای برطرف شدن اختلالات‌شان تلاش می‌کنند. گروه درمانی یک کلاس آموزشی یا جلسه سخنرانی با حضور جمعی از افراد نیست، بلکه درمانی بر اساس تکنیک‌های علمی روانشناسی است که اعضای گروه با هدایت درمانگر از آن پیروی می‌کنند.

چه زمانی به روانشناس بالینی مراجعه کنم؟

  •   زودرنج شده‌اید و اتفاقات کوچکی که پیش از این از کنارشان می‌گذشتید، برای‌تان غیرقابل تحمل جلوه می‌کند؟
  •   همیشه نگرانید و فکر می‌کنید به زودی اتفاق ناخوشایندی برای شما یا یکی از عزیزان‌تان می‌افتد؟
  •   به‌دليل از دست دادن یکی از عزیزان‌تان دچار ناکامی و پرخاشگری شده‌اید؟


روانشناسی بالینی شاخه‌ای از علم روانشناسی است که به بحث در زمینه اختلالات روانی و تشخیص آنها و درمان می‌پردازد. روانشناسی بالینی با استفاده از گرایش‌های متعدد درمانی مثل شناخت درمانی، رفتار درمانی و... به تنهایی یا با کمک روانپزشکان به درمان آنها خواهند پرداخت. نمی‌توان پیش از شروع درمان، نسبت به زمانی که باید به این متخصص مراجعه کنید، مطمئن شوید چراکه ابتدا باید اختلال شما تشخیص داده شود و در مرحله بعد، با تعیین روش درمانی مناسب، درمانی کوتاه مدت، میان مدت یا بلند مدت برای‌تان در نظر گرفته شود.

چه زمانی به روانشناس کودکان استثنایی مراجعه کنم؟

  •   فرزند شما در موقع درس خواندن تمرکز لازم را ندارد و به اندازه‌ای که تلاش می‌کند نتیجه نمی‌گیرد؟
  •   کودک‌تان به شکل غیرقابل کنترلی پرخاشگر شده است؟
  •   فرزندتان جنب و جوش یا تخریب‌گری زیادی دارد و عده‌ای روی آن برچسب بیش‌فعالی می‌چسبانند؟
  •   کودک‌تان دچار نقص‌های جسمی‌ای است که بر اعتماد به نفس یا سایر عملکردهای روانی و جسمی‌اش تاثیر می‌گذارد؟


برخلاف تصور شایع، روانشناسی کودکان استثنایی، تنها به درمان کودکان عقب مانده ذهنی یا جسمی نمی‌پردازد. کودک موجود استثنایی است و توجه به نیازها و توانایی‌های او براي درمان و بهبود کارایی نیازمند بهره‌گیری از رویکردهای میان رشته‌ای است. این شاخه از روانشناسی، پیوندی میان آموزش و پرورش و روانشناسی است. متخصصان این حوزه هم اطلاعات بالینی کودک را به دست می‌آورند و هم توان رفع مشکلات آموزش و پرورش او را دارند. این متخصصان با بررسی توانایی‌های جسمی و روانی کودک، برنامه‌ای را برای او تنظیم می‌کنند و با هدایت او در این برنامه، زمینه را برای بهبود شرایط اجتماعی، تحصیلی و فردی او فراهم می‌کنند. گاهی این متخصصان با آموزش‌های انفرادی و‌گاه با کار درمانی و استفاده از تکنولوژی‌های روز (مانند بیو فیدبک و... ) به درمان اختلالاتی می‌پردازند که پیش از آن والدین بی‌خبر از وجودشان بودند و کودک را تنها مقصر ناتوانایی‌هایش می‌دانستند.


منبع: مجله سیب سبز


آقایان! دروغ های زنانه را بشناسید

من نمي‌خواهم دروغ بگويم اما بسياري اوقات در مقابل وسوسه شاخ و برگ دادن به اتفاقات و موضوعات تسليم مي‌شوم. در واقع اين كار باعث مي‌شود نقش خودم را پررنگ كنم و روي اهميت خودم مانور بدهم.

dorogh 2

گاهي هم دروغ مي‌گويم تا از يك لحظه ناراحت كننده و يك احساس بد فرار كنم. واقعيت اين است كه من تنها نيستم. در واقع اكثريت زنان  خيلي اوقات دروغ مي‌گويند و خيلي هم راحت.

 دروغ گفتن ژن دارد؟ به ارث مي‌رسد؟

كنديس اسپنسر 39ساله كه مادر 2 فرزند است، مي‌گويد: «گاهي وقت‌ها فكر مي‌كنم دروغگويي در خانواده ما به صورت ارثي به نسل‌هاي بعد مي‌رسد. من اولين‌بار دروغ گفتن را از مادرم ياد گرفتم. آرام‌آرام فهميدم كه دروغ گفتن ماجراها و اتفاقات را زيبا‌تر از واقعيت مي‌كند.» اما آيا بايد دروغگويي‌هاي‌مان را به گردن پدرومادرمان بيندازيم؟ آن كامرون، پروفسور روانپزشكي در دانشگاه بريتيش كلمبيا مي‌گويد: «واقعيت اين است كه دروغگويي بسيار‌بسيار شايع است و اتفاقي هم نيست كه هرچند روز يك‌بار بيفتد، در واقع هر انسان در طول روز چندبار دروغ مي‌گويد. چنين وضعي صرفا ناشي از يك علت نيست.» دكتر كامرون مي‌گويد: «وقتي به بچه‌هاي‌مان مي‌گوييم براي هر هديه‌اي كه مي‌گيرند –حتي آنهايي كه دوست ندارند- تشكر كنند در واقع يك جور دروغگويي را به آنها ياد مي‌دهيم يا وقتي دوستي با اضافه وزن زياد داريم كه از ما مي‌پرسد آيا چاق به‌نظر مي‌رسد و ما مي‌گوييم نه، در واقع اين عادت را در او هم ايجاد مي‌كنيم.


دروغگويي به نفع شما نيست

اما آيا دروغگويي هميشه اوضاع را سروسامان مي‌دهد؟ دكتر كامرون به اين پرسش پاسخ مي‌دهد: «نه، واقعا اينطور نيست. خيلي وقت‌ها دروغ مي‌گوييم تا يك مشكل را حل كنيم اما يك مشكل بزرگ‌تر درست كرده‌ايم.» در اين مطلب به چند دليل عمده دروغگويي در خانم‌ها اشاره مي‌كنيم و در مورد هر كدام از آنها و مشكلاتي كه ممكن است ايجاد كنند، صحبت مي‌كنيم.

علت را پيدا كنيد

 دروغ‌ گفتن براي كمك به يك نفر

دروغ: كتي هر روز پسرش را دير به مدرسه مي‌رساند. اما به جاي آنكه به دفتر مدير مدرسه برود و موضوع را توضيح بدهد، سعي مي‌كند پسرش را يواشكي وارد كلاس كند. اين جوري نمره انضباط پسرش كم نخواهد شد.

مشكل: جنيفر هاپ، متخصص روانشناسي رفتاري مي‌گويد: «در اين ماجرا پسر كتي آسيب خواهد ديد. اين كودك هربار كلي استرس را تحمل خواهد كرد تا بتواند بدون اينكه معلمش بفهمد وارد كلاس شود. از طرف ديگر يك بچه دبستاني آنقدر بزرگ شده است كه بداند كاري كه مادرش و خود او انجام مي‌دهند درست نيست و اين هم باعث مي‌شود او دچار درگيري اخلاقي با خودش شود. اينگونه دروغگويي مادر و رفتار او قطعا پسرش را آزار خواهد داد.»

كار درست: قطعا اين رفتار تكرارشونده يك علت دارد كه كتي به عنوان يك انسان بالغ بايد آن را حل كند و متوجه شود كه چرا او و پسرش هر روز دير مي‌رسند، پس از پيدا كردن علت بايد راهي براي برطرف كردن آن پيدا كرد.

شما حق داريد استراحت كنيد

 حمايت از ديگران

دروغ: دانا گاهي براي آنكه آخر هفته‌ها مجبور نباشد به خانه مادر پير و تنهايش برود به دروغ به او مي‌گويد كه مجبور است اين آخر هفته را سركار بماند. گاهي بعد از يك هفته سخت، دوست دارد تعطيلي‌اش را در خانه و جلوي تلويزيون بگذراند نه اينكه در خانه مادرش با او حرف بزند و به او كمك كند.

مشكل: دكتر هاپ مي‌گويد: «قطعا هر باري كه دانا اين كار را انجام مي‌دهد حس بدي خواهد داشت... او هربار كه ياد مادرش مي‌افتد دچار عذاب وجدان خواهد شد چرا كه فكر مي‌كند به مادرش مديون است و با اين كار مرتكب گناه شده است.

كار درست: بهترين كار اين است كه دانا يك برنامه منظم براي بازديد از مادرش تنظيم كند و هربار كه نمي‌خواهد به ديدن او برود، راستش را به او بگويد. اينگونه رابطه مادر-فرزندي آنها سالم‌تر خواهد شد. اگر لازم بود كه به خودش استراحت بدهد و يك تعطيلات را به ديدن مادرش نرود نبايد خودش را عذاب بدهد چرا كه چنين نيازهايي در همه انسان‌ها وجود دارد.


مي‌خواهيد محبوب شويد

 دروغ گفتن براي مورد پذيرش قرار گرفتن

دروغ: كنديس روزهاي شنبه كه به سركار مي‌رود اتفاقات پنجشنبه و جمعه را با كلي شاخ و برگ اضافه و با چند دروغ همراه مي‌كند تا بتواند نظر همكارانش را جلب كند: «هميشه فكر مي‌كنم اگر چيزهاي جالبي براي تعريف كردن نداشته باشم حوصله دوستان و همكارانم سر خواهد رفت. با تعريف كردن اين وقايع و ساختن اتفاقات مهيجي كه فقط در خيال من اتفاق افتاده‌اند بيشتر حس مي‌كنم عضو يك گروه هستم و مورد پذيرش آنها قرار مي‌گيرم.

مشكل: جولي وارد، متخصص مهارت‌هاي ارتباطي در تورنتو مي‌گويد: «خيلي از انسان‌ها اين هراس را دارند كه اگر خود واقعي‌شان را به معرض نمايش بگذارند مورد پذيرش قرار نگيرند و محبوب نباشند... اما مشكل اين است كه اگر دروغ گفتن در اين مورد لو برود قطعا با واكنش منفي شديدي روبه‌رو خواهيد شد. حتي اگر دروغ‌هاي شما لو هم نرود شما از آن دروغ‌ها سود نخواهيد برد و در واقع حتي ضرر هم خواهيد كرد، چراكه اين دروغ‌ها باعث مي‌شود كه شما اين حس را داشته باشيد كه آن چيزي كه هستيد خوب نيست و اينگونه اعتمادبه‌نفس خودتان را از دست خواهيد داد.

كار درست: خودتان باشيد، بي‌هيچ شاخ و برگ اضافه. دكتر وارد مي‌گويد: «مطمئن باشيد در هر ارتباطي تنها اگر واقعا خودتان باشيد مي‌توانيد ارتباطي عميق و ماندگار را تجربه كنيد. مطمئن باشيد دروغ گفتن هر نوع ارتباطي را در طي زمان كوتاه يا بلند از بين خواهد برد.»

سپري از دروغ

  دروغ گفتن براي محافظت از خود

دروغ: آن دوران كودكي سختي را گذرانده چراكه والدين او به شدت و بيمارگونه كنترلش مي‌كردند. براي همين او براي در امان ماندن از تنبيه از سن پايين دروغ گفتن را شروع كرده است. حالا او مسئول انتشارات يك شركت بزرگ است و هربار كه كارش را اشتباه انجام مي‌دهد سعي مي‌كند آن را پنهان كند يا آن را به گردن ديگري مي‌اندازد.

مشكل: خيلي از ما به‌خاطر ترس از آسيب ديدن يا دور ماندن از يك وضعيت نامناسب دروغ مي‌گوييم. ويكتوريا تالوار، محقق در دانشگاه مك گيل مي‌گويد: «اينگونه دروغ‌ها هميشه انسان را به سمت اضطراب سوق مي‌دهند چراكه هميشه ترس از لو رفتن دروغ وجود دارد. اينگونه دروغ‌ گفتن‌ها معمولا عادت مي‌شود و با زياد شدن تعداد آنها ممكن است جايگاه خودتان را از دست بدهيد حتي ممكن است شغل يا رابطه‌تان را از دست رفته ببينيد.

كار درست: مسئوليت كاري را كه انجام مي‌دهيد، بپذيريد. راست بگوييد و اگر اشتباه يا كوتاهي‌ای كرده‌ايد، معذرت‌خواهي كنيد. شايد در نگاه اول اين كار ترسناك به‌نظر برسد اما مطمئن باشيد راستگويي و صداقت شما مورد استقبال قرار خواهد گرفت.

دروغ بهتر است يا دعوا؟

  دروغ‌ گفتن براي جلوگيري از يك دعوا

دروغ: ويكي بسيار ولخرج است اما شوهرش ماريو بسيار حسابگر و حتي خسيس است، براي همين ويكي زماني كه براي خودش يك چيز گرانقيمت مي‌خرد يا هزينه‌اي براي يك خدمات پرداخت مي‌كند به همسرش دروغ‌ مي‌گويد. گاهي مي‌گويد اتومبيلش خراب شده و گاهي مي‌گويد به دوستش پول قرض داده است.

مشكل: دكتر وار مي‌گويد: «آسيبي كه يك گفت‌و‌گو يا حتي يك بحث به يك رابطه مي‌زند كمتر از آسيب دروغگويي است. اگر حس مي‌كنيد بايد به همسرتان دروغ بگوييد موضوع اصلي اين است كه يا به او اطمينان كافي نداريد يا به خودتان. چنين حالتي مي‌تواند براي يك رابطه مرگبار باشد. شما با هر دروغي كه به همسرتان مي‌گوييد يك آجر ميان او و خودتان مي‌گذاريد و آرام‌آرام مي‌بينيد كه يك ديوار ميان شما قرار گرفته است.»

كار درست: بهترين كار اين است كه به شريك زندگي‌تان بگوييد رفتار و ديدگاه‌هاي شما در مورد پول و خرج كردن آن متفاوت است. بايد به او بگوييد اگر با اين مسئله با انعطاف برخورد نشود، مشكل پيش خواهد آمد. حتي اگر لازم شد براي حل مشكل به يك مشاور باتجربه مراجعه كنيد.


نامزد خيالي

 بحران فرار از سؤال‌هاي تكراري

دروغ: كاتلين مدت يك سال است كه از همسرش جدا شده است، دوستان او در اين مورد بارها و بارها سعي كرده‌اند خواستگارهايي را به او معرفي كنند و دائما در حال تشويق او براي يك ازدواج جديد هستند. كاتلين تمايلي به ازدواج مجدد حداقل در حال حاضر ندارد، براي همين به دروغ به همه مي‌گويد كه يك خواستگار بسيار خوب دارد كه مشغول فكر كردن براي پاسخ دادن به او است. در واقع او يك شخصيت خيالي را براي ديگران ساخته است.

مشكل: دكتر وارد مي‌گويد: «كاتلين دروغ مي‌گويد تا باعث شود ديگران در مورد اين موضوع حرف نزنند. آيا بهتر نيست خيلي راحت به همه توضيح بدهد كه در چه وضعيتي است؟ اينگونه هم دوستانش متوجه حالت روحي او خواهند شد و هم هيچ زماني احتمال اينكه متوجه دروغگويي او شوند، وجود ندارد.»

كار درست: كاتلين از يك فرصت خوب براي پيدا كردن دوستان صميمي مناسب استفاده نمي‌كند. طرح اين موضوع با دوستان نزديك مي‌تواند به او نشان بدهد كه كدام دوستش واقعا شرايط او را درك مي‌كند حتي ممكن است او نخواهد در مورد زندگي شخصي‌اش با كسي صحبت كند و براي همين دوستان واقعي او بايد اين حالت را درك كنند و به آن احترام بگذارند.

عادتي به نام دروغ گفتن

شايد مهم‌ترين مشكل در مورد دروغگويي اين است كه با هربار گفتن كار ساده‌تر مي‌شود. دن آريلي، پروفسور علوم رفتاري در دانشگاه يورك مي‌گويد: «دروغ هم اعتياد‌آور است. دروغ اول سخت است، دروغ دوم آسان‌تر و دروغ‌هاي بعدي ساده... .»جالب است بدانيد كه دكتر آريلي مطالعه‌اي را انجام داده و در آن به 2 گروه از زنان كيف‌هاي برندي معروف و مارك تقلبي آن را داد و گفت با آن در محافل عمومي ظاهر شوند. به گروهي كه كيف تقلبي در دست داشتند گفته شد كه كيف آنها اصل است و به گروهي كه كيف اصل داشتند گفته شد كيف آنها تقلبي است. بعدا مشخص شد آنهايي كه كيف تقلبي را به اسم اصل در دست مي‌گرفتند بسيار كمتر از آنهايي كه كيف اصلي را كه فكر مي‌كردند تقلبي است درست گرفته بودند، دروغ گفته‌اند.

 اعتماد را نكشيد

دليل دروغگويي شما هرچه باشد (محافظت از خود يا جلوگيري از يك دعوا و ...) مسئله مهم اين است كه آنچه را كه دروغ از بين مي‌برد «اعتماد» است. در واقع هر دروغي كه مي‌گوييد و هر دروغي كه مي‌شنويد ذره‌اي از اعتماد شما نسبت به طرف مقابل‌تان(يا او نسبت به شما) را كم مي‌كند. دكتر كامرون مي‌گويد: «تمام حرف‌ها و رفتارهاي ارتباطي ما با ديگران يا اعتماد مي‌سازند يا اعتماد را تخريب مي‌كنند. با تكذيب يك واقعيت يا ساختن يك دروغ ما اعتماد را مي‌كشيم، به هرحال هيچ دروغگويي در جهان نيست كه هيچ دروغ او فاش نشود. اين را هميشه يادتان باشد كه سؤال اصلي در ارتباطات شخصي شما بايد اين باشد كه چگونه جوي از اعتماد و صداقت را شكل بدهم نه اينكه چگونه اعتماد و صداقت را از بين ببرم...»


براي اينكه كمي بيشتر صادق باشيد

1-  با خودتان صادق باشيد: تمايل شما به دروغ گفتن شايد ريشه در تلاش شما براي محافظت از خودتان داشته باشد اما بدانيد كه سپري كه با دروغ ساخته شود هيچ محافظتي از شما نخواهد كرد.

2- قانون كوچك و بزرگ: دروغ‌هاي كوچك دروغ‌هاي بزرگ بعدي را موجب مي‌شوند. همين دروغ‌هاي كوچك بي‌دليل را نگوييد تا بعدا دچار مشكل دروغ‌هاي بزرگ نشويد.

3- ببينيد در مورد چه موضوعي بيشتر دروغ مي‌گوييد؛ در مورد پول خرج كردن بيشتر دروغ مي‌گوييد يا در مورد اتفاقات خيالي كه براي شما افتاده است؟ در مورد اين موضوع خاص اگر دروغ نگوييد چه اتفاقي مي‌افتد؟ واقعا چرا اين موضوعات آنقدر مهم هستند كه شما براي آنها دروغ مي‌گوييد.

4- فرار از دعوا بهترين راه‌حل نيست: اگر دروغ مي‌گوييد تا از يك مشاجره و رودررويي جلوگيري كنيد بدانيد كه هر دروغ اينگونه‌اي شما را يك قدم از فردي كه با او در ارتباط هستيد دور مي‌كند و در نهايت باعث مرگ ارتباط شما مي‌شود.

5-  راستگويي لزوما به معناي نامهرباني نيست: شما مي‌توانيد هم راستگو باشيد و هم مهربان؛ مهرباني دروغين نه به كار شما مي‌آيد و نه به كار ديگران.


منبع: زندگی ایده آل


ازدواج آسان در تالار 8 ستاره

زوج مازندرانی در حالی زندگی‌ مشترک‌شان را جشن گرفتند که یاد شهدا فراموش نشد.


به  گزارش شبکه گسترده، برگزاری مراسم ازدواج در کنار شهدای گمنام و مزار شهدا در حال تبدیل‌شدن به الگو برای جوانان امروزی است.

جوانان نسل سوم و چهارم انقلاب با برگزاری مراسم ازدواج تلاش دارند که به نوعی از نسلی که برای دفاع از آرمان‌ها و آسایش ما جانشان را فدا کردند، دور نمانند.

نسل چهارم انقلاب با حضور در کنار شهدا و مزارشان تلاش می‌کنند که فرهنگ دفاع مقدس را زنده و پویا نگهدارند و این مطلب وقتی به حقیقت می‌پیوند که جوان ساروی شیرین‌ترین لحظه زندگی‌اش که مراسم عقد است را تصمیم گرفت در کنار هشت شهید گمنام دفاع مقدس در مازندران و در محل بنیاد حفظ و نشر ارزش‌های دفاع مقدس مازندران برگزار کند.

داماد علی مصطفی‌پور، دانش‌آموخته رشته کامپیوتر، عروس نیز دانش‌آموخته رشته معارف اسلامی، مهریه 14 سکه به نام 14 معصوم، مکان جشن عقد، آرمگاه هشت شهید گمنام که همه هستی‌شان را برای ایران اسلامی فدا کردند، هدف زنده‌کردن سنت پیامبر(ص) میزان هزینه تنها حلقه عقد و عروسی....

به سبب مشغله داماد موفق به گفت‌وگو با داماد نشدیم، اما علی‌اصغر مصطفی‌پور پدر داماد در گفت‌وگوی کوتاه بیان داشت: پیشنهاد برگزاری این مراسم در محل شهدای گمنام دفاع مقدس از طرف عروس و داماد مطرح شد.

وی دلیل برگزاری مراسم عقد و عروسی در این مکان مقدس را علاقه فرزندش به شهدا و انقلاب عنوان کرد و گفت: علی از کودکی در اینگونه محافل بزرگ شد و با برگزاری این مراسم در این مکان تلاش کرد که ثابت کند که ازدواج آسان امکان‌پذیر است.

علی اصغر اصغری پدر عروس نیز برگزاری این ازدواج را ایجاد شجره طیبه عنوان کرد و گفت: با برگزاری ازدواج در این مکان مقدس به پیوند اساسی که در این ازدواج شکل می‌گیرد، ایمان دارم.


*دوست عزیزم جناب آقای مصطفی پور پیوندتان مبارک

تب داغ جراحی زیبایی به سرعت مافوق نور!!

تب جراحی زیبایی به سرعت مافوق نور در حال رشد است. کسی منکر زیبایی نیست بلکه صحبت بر سر این است که زیبایی به چه قیمتی.

جراحی روده

یکی از مسائلی که امروزه در شهرها و به ویژه شهرهای بزرگ با آن مواجه هستیم روند فزاینده جراحی‌های زیبایی است. این مساله به ویژه در دختران و زنان به چشم می‌خورد و این در حالی است که نباید به سادگی از کنار این قضیه عبور کرد و نیاز است در اینگونه موارد تحقیقات جامعه‌شناسی و آسیب‌شناسی انجام شود. در تمام استانهای ایران به ویژه خراسان رضوی میزان عمل بینی، پلک و گونه ها جزء عمل های زیبایی است که فراگیری بیشتر در میان اقشار جوان دارد این جمله را نسرین خدادادی که یک جراح و متخصص زیبایی است مطرح می کند و می گوید: اکنون کل کشور به پایتخت عمل های زیبایی جهان معروف شده است. این در حالی است که در سایر کشورها بیشتر آمار جراحی‌های پلاستیک به درمان مربوط می‌شود و در موارد ضروری پزشکان دست به این اقدام می‌زنند در حالی که در جامعه ما مشاهده می‌شود حتی کسانی که نیاز به جراحی پلاستیک ندارند، هزینه و وقت فراوانی صرف کرده و با هدف زیباتر شدن حاضرند زیر تیغ جراحی ‌بروند.

متاسفانه امروزه در جامعه ما به جای این که شخصیت و هویت افراد مطرح باشد، تعداد عمل‌های زیبایی که انجام داده و مارک لباسی که پوشیده مورد توجه قرار می‌گیرد. این مساله درواقع آسیب اجتماعی و یک مشکل فرهنگی است که نیازمند کار کارشناسی است. چنین مواردی از آنجا ریشه می‌گیرد که در کشور ما ظاهربینی چنان فراگیر شده که شخصیت افراد را از روی ظاهر آنها قضاوت می‌کنند بنابراین خواهان این می‌شوند که زیباتر و به روزتر به چشم بیایند.

فرد با تحمیل میلیون‌ها تومان پول به خانواده خود برای عمل زیبایی مشكلات بسیاری را برای آنها بوجود می‌آورد، حتی در مواردی دیده می‌شود که افراد برای تامین هزینه‌های چنین عملی مجبورند زیر بار قرض و وام بروند یا با اعضای خانواده درگیری پیدا می‌کنند ولی باز هم حاضر نیستند از انجام عمل انصراف دهند.

با همه گیر شدن این مسئله و شدید شدن چشم و هم چشمی‌ها برای جراحی‌های زیبایی پول‌های بسیاری كه باید در تولید و سازندگی هزینه شود در زمینه‌های نادرستی خرج می‌شود كه نتیجه‌ای در بر ندارد.

میل به تنوع طلبی در جوانان از علل مهم گرایش آنان به جراحی‌های زیبایی است

زاهدی، استاد آسیب شناسی دانشگاه علامه طباطبایی میل به تنوع طلبی را در جوانان از علل مهم گرایش جوانان به جراحی‌های زیبایی دانسته و می گوید: تنوع طلبی یكی از ویژگی‌های جوانان است و هر جوانی در زندگی نیاز به تنوع دارد كه اگر راه‌های ارضای این میل بسته شود ممكن است جوانان به كارهای دیگری همچون جراحی‌های زیبایی روی بیاورند.

وی در ادامه به عادت چشم و هم چشمی در میان جوانان اشاره كرد و ادامه داد: جوانان چشم و هم چشمی را از دوران كودكی از خانواده می‌آموزند و به تدریج كه فرد پا به دوران جوانی می‌گذارد خودش آن را نسبت به دوستان و آشنایان به كار می‌برد، در حالیكه این كار برازنده جوان ایرانی نیست.

 در شرایطی كه زیبایی ظاهری بر همه چیز اولویت پیدا می‌كند و ایمان، تقوا، پاكدامنی، صداقت و صمیمیت و هرآنچه كه به عنوان فضایل اخلاقی شناخته می‌شود به دلیل رواج رفتارهای ناپسند در جامعه، كمرنگ می‌شود. پدیده دیگری جایگزین این فضایل می‌شود و یك جوان برای جلب توجه دیگران به ظاهر طبیعی خود دست می‌زند.

عمل جراحی

در جامعه‌ای كه روز به روز سن ازدواج بالا می‌رود و تجرد به یك معضل جدی تبدیل می‌شود، دختران تلاش می‌كنند تا با تغییر چهره خود شریك بهتری برای زندگی پیدا كنند.

نباید همه تقصیرها را به گردن جوانان انداخت

زاهدی، جامعه شناس، بر نقش خانواده، نهادها و رسانه‌های جمعی در افزایش گرایش جوانان به جراحی‌های زیبایی تاكید كرد و گفت: نباید همه تقصیرها را به گردن جوانان انداخت. صرف نظر از این که لازم است روی اعتماد به نفس این افراد کار شود، نمی‌توان آنها را مقصر دانست بلکه این جامعه است که آنها را به این سمت و سو سوق می‌دهد. هنگامی که ارزش‌های فردی، خانوادگی، سطح سواد و پایبندی به ارزش‌های اخلاقی در رده‌های پایینتری نسبت به ظاهر و نوع پوشش افراد و مدل ماشین و توانایی مالی آنها قرار بگیرد، طبیعی است که افراد جامعه خود را در مسابقه‌ای احساس کنند که باید هرچه در توان دارند برای کسب این ملاک‌ها صرف کنند. از سوی دیگر،

از جوانی كه بیكار است و نمی‌تواند خانواده تشكیل دهد و در جامعه نیز از آرامش لازم برخوردار نیست نمی‌توان خیلی توقع داشت؛ بنابراین نقش دستگاه‌های فرهنگساز و خانواده‌ها در این زمینه موثر بوده و وظیفه ما این است كه برای جوانان اشتغال ایجاد كنیم و به زندگی و شرایط اشتغال آن‌ها توجه كنیم. زیرا توجه به زیبایی، خود آرایی روبنای این مسئله هستند و زیربنا چیز دیگری است.

جراحی‌های زیبایی به یک فرهنگ تبدیل شده است

این مساله جای نگرانی زیادی دارد زیرا با کمی دقت می‌توان متوجه شد انجام دادن جراحی‌های زیبایی به یک فرهنگ و یک کار عادی تبدیل شده و روز به روز در حال افزایش یافتن است.

اما در این میان، نقش خانواده‌ها، نهادها و رسانه‌های جمعی است که افزایش پیدا می‌کند تا با فرهنگ‌سازی درست و تاثیرگذار، جلوی افزایش بیشتر این روند را گرفته و تا از این دیرتر نشده، ارزش‌های شخصیتی افراد را جایگزین ارزش‌های ظاهری کنند.

دولت نیز می‌تواند با ایجاد اشتغال برای جوانان، به آنها هویت ببخشد. ضمن این که وقتی جوانان دارای کار شده، ازدواج کنند و زندگی تشکیل بدهند و در آرامش به دنبال کسب مهارت‌های جدید و ارتقای سطح سواد خود باشند، کمتر دچار کمبود اعتماد به نفس شده و برای تغییر موقعیت خود و کسب محبوبیت اجتماعی به فکر تغییر ظاهر خود می‌افتند.


منابع: ایسنا/خبر آنلاین /خبرگزاری فارس/خبرگزاری مهر