دوشنبه, 27 دی 1395 22:44

جستجو در شبکه گسترده

اجتماعی

تقویم و روزهای نادیده گرفته

امسال نیز همچون همیشه دهه پایانی ماه شعبان‌المعظم، ارادتمندان و عاشقان آستان حضرت دوست در مساجد كشور جمع می‌شوند و با غبار روبی از در و دیوار این اماكن مقدس، خانه‌های خدا را برای برگزاری مهمانی خدا آماده كنند.

مساجد در فرهنگ و سبك زندگی ایرانی- اسلامی تنها مكانی برای عبادت و نزدیكی به خدا نیست. هر چند حتی داشتن همین ویژگی‌ها كافی است تا ما این اماكن مقدس را ارج نهیم و گرامی بداریم. مساجد اما كانون وفاق و همدلی و شكل‌گیری حركت‌های عظیم اجتماعی، ‌فرهنگی و سیاسی است و ایام مباركی همچون ماه‌های رجب، ‌شعبان و رمضان فرصتی است تا مردم مسلمان كشورمان با حضور بیشتر و طولانی‌تر در مساجد، ‌آرامشی ناب و پایدار را تجربه كنند.

غبارروبی مساجد

اهمیت مساجد

با نگاهی به تاریخ ایران اسلامی و حتی تاریخ اسلامی می‌توان به روشنی به نقش مهم و استراتژیك مساجد در شكل دهی و استقرار نظام اسلامی پی برد. مساجد نخستین پایگاه برای معرفی و نشر اسلام بودند و پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد(ص)، در نخستین اقدام پس از هجرت به مدینه، ‌ساخت مسجد قبا را پایه‌گذاری كردند. نخستین بارقه‌های فكری شكل‌گیری انقلاب اسلامی ایران نیز در مساجد رقم خورد و سپس در تمام جامعه فراگیر شد. از همین روست كه بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی‌(ره) فرموده‌اند: «مساجد سنگر است، ‌سنگرها را حفظ كنید.» هم اكنون نیز سال‌هاست در دهه پایانی ماه مبارك شعبان، در اقدامی خودجوش به همت مردم و اهالی محلات در گوشه گوشه كشورمان، گرد و غبار از در و دیوار مساجد زدوده می‌شود و خانه‌های خدا و محل عبادت روزه‌داران ماه مبارك رمضان با عطر عود و گلاب ناب گلستان‌های كشورمان عطرآگین می‌شود.

این اماكن مقدس قرار است در شب‌های راز آلود ماه مبارك رمضان، راز دار نجواهای عاشقانه‌ای باشد كه میان عابد و معبود برقرار می‌شود. روزه‌داران و شب زنده‌داران مسلمان می‌خواهند به این اماكن مقدس بیایند و همه در كنار هم دعا كنند. پس باید برای میزبانی شایسته‌تر از مهمانان ماه خدا آماده‌تر بود. در این میان اما همچون همیشه جوانان نقش ویژه‌ای را ایفا می‌كنند.

تصویر زیبای خدمت در قاب مساجد

انگار دل‌های جوانان نرم‌تر و ضمیرشان پاك‌تر است شاید از همین روست كه در صف اول حركت‌هایی همچون غبارروبی از مساجد و اماكن مقدس، ‌جوانان را می‌بینید كه با شور و شعفی خاص، لباس خدمتگزاری به مسلمانان روزه‌دار را پوشیده‌اند و بدون هیچ رنگ و ریایی جارو می‌كشند و گرد‌گیری می‌كنند.

پای معنویت كه وسط می‌آید دیگر همه با هم برابر می‌شوند. از همین روست كه در جمع داوطلبان غبار روبی مساجد از استاد دانشگاه گرفته تا كارگر ساده ساختمان همه در كنار هم قرار دارند، یكی در و دیوار و شیشه‌های پنجره‌ها را پاك می‌كند و دیگری جارو می‌كشد و بزرگترها و پیر غلامان مساجد هم كه همچون همیشه آب سماورشان جوش و بساط چای تازه دمشان به راه است. اینجا تنها یك افتخار وجود دارد و آن هم مدال خادم مسجد بودن است كه تمام این داوطلبان بر گردن خود آویخته‌اند. این تجمعات دوستانه و بی‌ریا اما بهانه‌ای است برای برقراری دوستی‌های عمیق و رابطه‌های صمیمی. این اما تنها بخشی از بركات حضور در مساجد است.

غبارروبی مساجد

حتی اگر دهه غبارروبی در تقویم‌ها ثبت نشود

بی‌تردید حكایت این غبار روبی، ‌داستان زدودن گرد و غبار غفلت و روزمرگی از دل‌های خودمان است و تمیز كردن ظاهر و در و دیوار مساجد و اماكن مذهبی، ‌تجلی بیرونی چنین حركتی است. پس تردید نداشته باشید آرامش عمیق حضور در این حركت معنوی است كه هر ساله تعداد بیشتری از افراد را راهی مساجد می‌كند حتی اگر دهه غبارروبی و تكریم مساجد در بسیاری از تقویم‌ها ثبت نشود و مسئولان امور فرهنگی كشورمان این موضوع را هم مانند بسیاری از مسائل دیگر فراموش كنند.

 

 

منبع : جوان آنلاین


 

چرا کارمندان باهوش استعفا می‌دهند؟

خیلی از مدیران موفق نیز ممکن است یک اشتباه را مرتب تکرار کنند. یکی از اشتباهات آنها این است که اجازه می دهند نیروهای با استعداد و موفق آنها شرکتشان را ترک کنند. یکی از هزینه های کمرشکن شرکت ها، همین ترک نیروهای مستعد و باهوش است.


karmand
 

از هر مدیری بپرسید آیا برای نگهداری و تربیت نیروهای مستعد و باهوش دستورکار دارند، بلافاصله جوب می دهند بله! و سپس از تلاش ها و موفقیت های شرکت خود صحبت می کنند. اما واقعیت چیز دیگری است.

در یک آزمایش، با تحقیق از کارمندان این نوع شرکت ها پاسخ های زیر دریافت شد:

•    بیش از 50 درصد از آنها ابراز کرده اند که ارزش های آنها با کارفرمایشان متفاوت است.
•    بیش از 60 درصد از آنها  گفته اند احساس نمی کنند کارهای آنها با برنامه ریزی کارفرما به نتیجه ای برسد.
•    بیش از 70 درصد از آنها  گفته اند تلاش ها و استعدادهای آنها توسط کارفرما درک و قدردانی نمی شود.

 

بنابراین، همه کارفرماهایی که تصور می کنند همه چیز تحت کنترل آنها است، باید تجدید نظری در روش مدیریتی خود داشته باشند. شاید این جمله را بسیار شنیده باشید که بسیاری از کارمندان، محل کار خود را برای کارشان ترک نمی کنند بلکه در نتیجه نارضایتی از مدیرشان این کار را انجام می دهند. افرادی که خودشان استعفا می دهند اصولا با کارفرما و روش های مدیریتی آنها مشکل دارند.

کارمندانی که ارزش آنها توسط کارفرما به خوبی درک می شود و پاداش های معنوی و مالی دریافت می کنند، خیلی بعید است شرکت را ترک کنند. این افراد اصولا در مقام های کلیدی و رده های بالای شرکتی هم مشغول به کار هستند. بنابراین، از دست دادن آنها برای شرکت ضرر بزرگی به شمار می رود.

اما بد نیست بدانیم این نیروهای مستعد با ایده های عالی و سازنده چرا شرکت خود را ترک می کنند و دست کارفرما را در پوست گردو می گذارند.

1.    عدم موفقیت در دنبال کردن علاقه مندی های آنها

نیروهای مستعد علاقه مندی هایی دارند که در راستای سودهی یبیشتر شرکت ها پیش می روند. اگر مدیری توان کشف و تعقیب این علاقه مندی ها را نداشته باشد به احتمال زیاد نیروی خوب خود را از دست خواهد داد. مردم در جایی که رضایت آنها برآورده نشود، بند نمی شوند.


2.    شکست در به چالش کشیدن هوش و خردمندی آنها

افراد باهوش دوست ندارند همه چیز به صورت خطی پیش برود. اگر استعداد و هوش آنها را به چالش نکشید، ممکن است شما را ترک و سراغ شرکتی بروند که بتوانند از هوش خود نهایت استفاده را بکنند.

3.    استفاده نکردن از خلاقیت آنها

نیروهای باهوش و با استعداد بسیار مشتاق پیشرفت، اصلاح و اضافه کردن ارزش هستند. آنها برای ساختن و خلق کردن ایده های نو ساخته شده اند. آنها نیاز دارند تا استعدادهایشان را درک و به آنها وظایف اجرایی محول کنید. اگر برای او محدودیت تعیین کنید و نتواند استعدادهای خود را به خوبی بروز دهد، دیگر نمی ماند و جایی می رود که قدر استعدادش را بدانند و به او میدان بدهند.

4.    پرورش ندادن مهارت های آنها

مدیریت و سرپرستی یک گروه مقصد نهایی نیست، بلکه ابتدای یادگیری است. مهم نیست که یک فرد تا چه حد باهوش و مستعد است، همیشه راهی برای پرورش مهارت های انسان ها وجود دارد. گر استعداد رشد افراد را محدود کنید، شما را ترک خواهند کرد.


5.    فرصت ندادن به آنها برای صحبت

افراد مستعد و باهوش همیشه ایده ها، چشم انداز و بینش خوبی به مسایل دارند. اگر به آنها فرصت بیان ایده ها و دیدگاه هایشان را ندهید، مطمئن باشید شرکتتان را ترک خواهند کرد.

6.    نداشتن توجه کافی به آنها

تقریبا همه مردم برای کسب درآمد کار می کنند. اما این همه دلیل آنها برای کار نیست. اگر مدیری نتواند انسانیت فرد، نیازهای احساسی او و نیاز به احترام او را درک کند، باید مطمئن باشد که نیرویش او را ترک خواهد کرد.

7.    داشتن ضعف مدیریتی

این کسب و کار، محصولات، پروژه ها و تیم نیستند که دچار شکست می شوند، بلکه مدیران هستند که شکست می خورند. یکی از ارزش های مدیریتی، اتفاقی است که در خفا رخ می دهد. اگر شما در مدیریت خود شکست بخورید، کارمندان ارزشمند و مستعد به دنبال مدیرهای موفق خواهند بود.

8.    نادیده گرفتن تلاش های آنها

بهترین مدیران اعتبار دریافت نمی کنند، بلکه اعتبار می دهند. نادیده گرفتن نقش موثر فرد و تلاش های آنها نه تنها متکبرانه و ریاکارانه است، بلکه به فرد می فهماند که باید شرکت را ترک کند.


9.    افزایش ندادن مسوولیت های آنها

محدود کردن افراد مستعدی که ایده های بزرگی در سر دارند و می توانند سود بسیاری برای شرکت بیافرینند به هیچ عنوان منطقی نیست. اگر با این افراد همه همچون کارمندان معمولی برخورد کنید و دست آنها را ببندید، سراغ شرکت هایی خواهند رفت که مسوولیت های بیشتر و پروژه های مهم تری در اختیار آنها قرار دهند.

10.   سر قول خود نبودن

قول دادن مهم نیست، سر قول و حرف های خود بودن مهم است. اگر باعث بی اعتمادی نیروهای خود شوید، بهای سنگینی برای آن پرداخت خواهید کرد.


منبع: برترین ها


 

خانم ها، دست از عذرخواهی بردارید!

ما زن هستیم. بعضی روزها ما را در حال فریاد زدن می بینید. بعضی روزها هم می بینید معذرت خواهی می کنیم، خودمان را دست کم می گیریم، برای آنچه می خواهیم بیان کنیم کلی مقدمه چینی می کنیم تا باعث دلخوری کسی نشود. بدون اینکه پا روی دم کسی بگذاریم به کارهای خود رسیدگی می کنیم.

mazerat

شاید فکر کنید این حرف ها در مورد همه زن ها مصداق ندارند. اما بیشتر خانم های باهوش، مبادی آداب و خوش برخورد این گونه هستند و کمتر داد و بیداد می کنند و خشونت به خرج می دهند.

زن ها در مشاغل مختلف حضور دارند و بسیار هم عالی از عهده کارهای بر می آیند. در تجارت، زن ها مدیرهای خوبی هستند – آنها بسیار خوب گوش می دهند، همکارهای عالی هستند و به طور ذاتی زیرک و باهوش هستند و می توانند به خوبی تضادهای تقاضا و مسوولیت هایی که یک مدیر درگیر آن است را مدیریت کنند. نتیجه تحقیقاتی که در هاروارد صورت گرفته، نشان داده است در یک گروه کاری وقتی زنان حضور دارند، ضریب هوشی گروه افزایش پیدا می کند.

 

در خارج از محیط کار نیز زن ها در وقت و مهربانی خود بسیار دست و دلباز هستند. زنان قلب بزرگی دارند و می توان به عنوان یک سنگ صبور و گوش شنوا در روزهای غمگینی به آنها تکیه کرد. 

کدام اخلاق های زنان دوست داشتنی نیست؟

خیلی از مواقع زنان با شک داشتن به توانایی های خود به خود آسیب می رسانند. ما از بیان آنچه می خواهیم هراس داریم و شک داریم آیا می توانیم شرایط را آن طور که می خواهیم مدیریت کنیم یا خیر؟  در این پروسه استعدادهای درونی خود را نادیده می گیریم.

دکتر جودیت باکستر در کتاب «زبان مدیریت زنان»، در مورد تاثیر زبان و نوع بیان در جلسات کاری و مدیریتی برای  درک الگوهای قدرتمند بحث کرده است. او در کتاب خود به تفاوت زبان کاربردی زنان و مردان پرداخته است و اعتقاد دارد، زنان اصولا «زبان بی نفوذِ کلام» را انتخاب می کنند شاید به همین دلیل است که کمتر به عنوان مدیرهای موفق روی آنها حساب می شود. البته مردان نیز گاهی در زبان مدیریت خود دچار شک هستند اما این موضوع در زنان بیشتر است.

گفت و شنودهای دوبه شک زمانی روی می دهند که گوینده، پیش از شنیدن پاسخ شنونده، در ذهن خود قضاوت کند (اصولا منفی) و بر همین اساس، ابتدای صحبت هایش را به طور مثال، با «اگر اشتباه گفتم به من بگویید» یا «می دانم خبره این کار نیستم اما ...» آغاز می کند. دکتر باکستر می گوید زنان چهار مرتبه بیشتر از مردان دوبه شک هستند و خطابه های غیرمطمئن دارند. زنان در بسیاری از مواقع وقتی می بینند نظرشان با دیگران فرق دارد، خیلی سریع عذرخواهی و خود را از مردانی که در جلسه حضور دارند، پایین تر احساس می کنند.

دکتر باکستر در تحقیق خود در مورد زنان موفق با دبی کیسایر – یکی از مدیران موفق Ernst and Young  - مصاحبه کرده و از او پرسیده است زنان برای موفقیت باید چه احساسی داشته باشند؟ دبی در پاسخ گفته است: «زنان نباید تردید داشته باشند.»

دکتر باکستر می گوید، وقتی عقیده شما با بقیه فرق دارد یا وقتی حرفی بیان می کنید که ممکن است ناراحتی به وجود بیاورد، خود را دست کم نگیرید و افکار خود را با عذرخواهی بیان نکنید. شاید تغییر لحن شما نتواند قدرت شما را چهار مرتبه بیشتر افزایش دهد اما می تواند باعث شود به شما به عنوان یک فرد باثبات و با اعتماد به نفس نگاه کنند.

اینکه زن ها در مقام های بالا و مدیریتی شرکت ها قرار داشته باشند فقط برای زن ها خوب نیست، بلکه برای همه افراد شرکت خوب است. تحقیقات موسسه McKinsey ثابت کرده است، شرکت هایی که زنان بیشتری در مقام های مدیریتی دارند، سوددهی بیشتری نیز دارند. با همه این اوصاف، همچنان تبعیض های غیرمنطقی و جنسیتی میان زنان و مردان در همه جای دنیا مشاهده می شود. البته نباید به نقش خود زنان در گسترش و پایداری این تبعیض بی تاثیر دانست.

زنان  برای پیشرفت در کار خود باید از عذرخواهی برای عقیده های خود و بیرون ایستادن و قضاوت کردن، دست بردارند و توانایی های خود را نادیده نگیرند. اگر خانم هایی که قدرت تغییر و به عهده گرفتن پست های مهم را دارند این کار را انجام ندهند، پس میلیون ها خانمی که می خواهند کیفیت کار خود و توان هایشان را به جامعه مردسالار نشان بدهند، چه باید بکنند؟

بهترین مدیریت با مدیریت شخصی آغاز می شود. برای اینکه دنیای خود را تغییر بدهیم باید ابتدا خود را تغییر دهیم. بهترین روش تغییر نیز ایجاد تغییر در روش مکالمات ما است. بهتر است عادت های ضعیف گفتاری و ارتباط برقرار کردن خود را کنار بگذاریم و در عوض با نفوذ و کفایت کامل ایده ها، نظرات و عقاید خود را بیان کنیم. به این ترتیب نشان می دهیم علاوه بر شنونده خوب بودن، گوینده خوبی هم هستیم. اگر زنان بتوانند به خوبی از توانایی های درونی خود استفاده کنند، این برای همه حتی مردهای اطراف – پدر، بردار، همسر، پسر و ... – سودمند است.


منبع: برترین ها


13 رفتار زشت ایرانی!

 برای سال و ماه جدید در جامعه و جمع خودمانی خودتان، پیشنهاد می شود به این نکته ها در رفتار و روابط بین فردی خویش توجه کنید.

 البته توجه داشته باشید که در این روزگار، همه حرف خوب می زنند اما آنچه برای دیگران توصیه، نصیحت و سخنرانی می کنند در عمل ناقص اجرا می شود. درست مثل روشنفکری ایرانی، که مثل بعضی چیزهای دیگر در مملکت ما، ناقص متولد شده است؛ مرور رفتار زشتی که به جهت تکرار تبدیل به فرهنگ فردی ما شده است. اما با کنار گذاشتن آنها می توان دنیای جدیدی را برای خود و کائنات ساخت .

۱. هیچکس عقل کل نیست

در این جهان و بین مخلوقات خداوند، از شما بهتر نیز وجود دارد. بعضی از ما تصور می کنیم خدا فقط ما را با نهایت درایت و تفکر آفریده است. نشانه دانایی؛ اقرار به نادانی و ناتوانی در برابر دانش حقیقی کائنات است. در بارگاه حضرت عشق، آنها که ندانستند، به نادانی خویش اعتراف کردند اما شیطان که فرشته مغرور خداوند بود به تصور دانایی خویش، جاهلانه عمل کرد.

۲. با یک بار دیدن یک نفر، قضاوت نکنیم

یکی از کارهای زشتی که معمولاً ما انجام می دهیم، قضاوت غیر عادلانه درباره افرادی است که شاید فقط یک بار آنها را دیده باشیم! این نهایت ظلم در حق شخصی است که نمی شناسیمش. آن قدر مطمئن قضاوت می کنیم و به شایعات دامن می زنیم! هیچ اشکالی ندارد که در اظهارنظرهایمان درباره سایرین، عجله نکنیم و برای حرمت و آبروی افراد احترام قائل شویم.

۳. کارشناس چند رشته نباشیم

یک اتفاق زشت در کشور ما خود متخصص انگاری خودمان در زمینه های مختلف است. راستی چرا در بیست موضوع متعدد، یک نفر ثابت احساس می کند که خبره است؟ شاید این نیز شهامت بخواهد که وقتی فردی در موضوعی از ما سوالی پرسید، به او بگوییم که «نمی دانم، بلد نیستم، نیاز به تحقیق و مطالعه دارم».


۴. مصرف زیاد، نشان شخصیت هست؟

خارج شدن از جاده اعتدال و میانه روی در هر زمینه ای زشت است. خود را اسیر مارک ها و برندها کردن، بسیار زشت است. بعضی از همسران و مادران ما، آن قدر درگیر وسواس تمیزی و مرتب بودن می شوند که فراموش می کنند، روح زندگی خانوادگی شان، در حال مرگ است! درست و به اندازه مصرف کردن را جایگزین بیماری خرید مدل های جدید کنید.

۵. همیشه فقط حق با ماست؟

همه حق دارند در مسیر احقاق حق خود، تلاش کنند. اما زشتی رفتار برخی از ما این است که همواره حق خود می دانیم که در هر مجادله ای، تصور کنیم حق با ماست. برای لحظه ای به موضوع فکر کنید که چند بار جمله «من اشتباه کردم حق با شماست» را شنیده اید؟ زشت است که فردی همیشه حق را برای خویش بداند!

۶. تفریحی، معتاد هیچ چیز نشویم

خیلی از زشتی های جهان شوخی شوخی جدی می شود. تمام سیگاری ها و معتادان هیچ وقت فکر نمی کردند قرار است در مرداب رفتاری گرفتار شوند که خارج شدن از آن انگیزه مردانه و سلیقه زنانه می خواهد. پس حواس مان به رفقای نارفیق و تفریحاتی که مثل از چاله در چاه افتادن است باشد. این نیز رفتار زشتی است که علیرغم دانستن مان، اما به دلایل مختلف به هر پدیده سرگرم کننده معتاد شویم حتی اگر آن چیز ساعت ها تلویزیون نگاه کردن باشد، که بی تردید به ضرر ماست.

۷. فقط منافع خودمان را جدی نگیریم

همه آنها که زباله اتومبیل خود را در خیابان یا در قلب طبیعت رها می کنند باور دارند که منافع شخصی شان مهمتر از منافع جمعی و ملی است. اگر منافع جمعی ما کمی مهمتر از تامین نیازها و خواسته های خودمان بود بسیاری از کارهای زشتی که تاکنون بعضی از ما انجام داده ایم دیگر اجرایی نمی شد، خلاف های رانندگی سرعت ها و سبقت ها را به خاطر بیاورید. بسیاری از حوادث جاده ای به بهانه و دلیل اجابت منافع آنی و فردی افراد است.

۸. به بهانه انجام احکام، اخلاق را فراموش نکنیم

با آن همه خدای کوچک و بزرگی که بیش از ظهور آخرین پیامبر الهی در مکه وجود داشت و سختگیری بزرگان قریش جهت انجام احکام و رفتارهای خاص مورد نظرشان، چه دلیل موجب ایجاد ضرورت بعثت پیامبر اعظم (ص) و نیز پذیرش دین جدید در بین مردم شد؟ حلقه مفقوده بشر در آن زمان و شاید اکنون، مفهوم «اخلاق» است. اخلاق، دلیل بعثت و ارسال رسالت جدید بوده و هست. حال آیا می شود به بهانه اجرای احکام، اخلاق را کنار گذاشت؟

۹. تغییر از دیگران شروع نخواهد شد

با همه اشکالاتی که اطراف ما وجود دارد اما گروهی فکر می کنند برای اصلاح امور باید اتفاقی از بالا رخ دهد. انگار ما خود نمی توانیم مبنای تغییر باشیم. برای برطرف کردن زشتی نباید به سایرین و تلاش از ما بهتران متکی بود. این نیز یک رفتار زشت است که ما گناه همه ضعف ها را به گردن دیگران بیندازیم و نیز جهت تحول، توقع داشته باشیم که دولت مثلاً افسردگی یا ناآرامی روحی و نداشتن برنامه برای شادی و تفریح پایان هفته ما را تغییر دهد.

13 رفتار زشت ایرانی!

۱۰. فردای طبیعت را فدای هوس امروزمان نکنیم

گاهی برخی از ما فراموش می کنیم که طبیعت، امانت و هدیه الهی برای همه نسل هاست. اما بعضی افراد باور دارند که حرمت یک دیگ براساس جوشیدن یا نجوشیدن برای ما تعیین می شود. کنار دریا، میان جنگل و حتی در کوچه منتهی به خانه مان، بی توجهی به طبیعت و آلودگی زیست محیطی، نوعی خودکشی و دیگر کشی است.

۱۱. دروغ مصلحتی، با هر منطقی مصلحت نیست

در ادبیات دینی ما بی نمازی، بی حجابی، بی محاسنی و خیلی بدی های دیگر؛ دشمنی با خدا و بدترین گناه، ذکر نشده بلکه دروغ و دروغگویی عنوان شده است. پس به هیچ بهانه ای نمی توان دروغ گفت: دروغ برای هر کسی و به خصوص برای کسی که خود از زشتی دروغ می گوید زشت تر است اما کسی که خود مدعی زشتی دروغ و همچنین گوینده دروغ است در واقع دروغ و دروغگویی را برای دیگران زشت می داند و نه برای خود. چنین فردی با دروغ دیگر سعی می کند دروغ ثابت شده خویش را کتمان کند.

۱۲. اخمو و عصبانی بودن، نشانه وقار نیست!

یک رفتار زشت که به جهت تکرار زیاد، متاسفانه به عادت و فرهنگ فردی ما تبدیل شده؛ خود درگیری مزمن است. همیشه اخمو بودن و با عصبانیت برخورد کردن، ما را از دیگران جدا می کند. اگر مدیر یا بزرگتر یک خانواده هستید، بد نیست که شخصیت خود را از عینک دیگران ببینید. جدی بودن با عصبانی بودن متفاوت است. معمولاً آدم هایی که ایست قلبی یا سکته قلبی می کنند همان هایی هستند که با لبخند قهر کرده اند.

۱۳. کمتر حرف درست بزنیم و بیشتر درست عمل کنیم

در روزگاری که همه حرف خوب می زنند، خوب عمل کردن باید بیش از پیش مورد توجه مان باشد. یکی دیگر از رفتارهای زشت دیگری که می توان آن را کنار گذاشت، کمتر حرف زدن و بیشتر عمل کردن است. توفیق حرف های معلمان و مربیان تربیتی را باید در تربیت فرزندان و خانواده ایشان جستجو کرد. نکته دیگر، اظهارنظر نکردن درباره همه موضوعاتی که «می دانیم» یا «نمی دانیم» است! اولین گام خردمندی؛ تفکر و سکوت است.


منبع: آرامش


دختران ناجنس، پسران بدجنس

توصيه مي‌كنيم براي شناخت بهتر دختران و پسران امروز و رفع بسياري از مشكلات در ارتباط با آنها، حتما اين مطلب را بخوانيد.
 

 

اتاق كار پروفسور باهر پر از دست‌نوشته‌ها و مقاله‌هايي است كه با ديدن عناوين آنها شگفت‌زده مي‌شويد البته جست و جو ميان اين كاغذها كاري بسيار دشوار است و پروفسور با تهيه فهرستي از مطالب كار مخاطبانش را راحت كرده است.  اين‌بار ميان مطالب پروفسور باهر، اين عنوان را براي گپ‌زدن انتخاب كرديم: «دختران ناجنس، پسران بدجنس». توصيه مي‌كنيم براي شناخت بهتر دختران و پسران امروز و رفع بسياري از مشكلات در ارتباط با آنها، حتما اين مطلب را بخوانيد.


تعريف اوليه من‌از دختران در حال گذار

ابتدا باید بگویم این اصطلاح «ناجنسی» دختران مودبانه كلمه بدجنسی است كه در جامعه استفاده می‌شود و بسیار هم كاربرد دارد و در كنار كلمه ناجنس به كار می‌رود. به همین دلیل است كه از این 2 واژه برای شرح و توضیح نابسامانی‌های رفتاری و اخلاقی هر 2 جنس استفاده می‌شود. عوامل متعددی باعث شده كه طی 30 سال اخير دختران به‌صورت جهشی تغییرات عمده ای داشته باشند و همین تغییرات باعث شده توقع دختران بیشتر شود. این موارد بین دختران جامعه بزرگی مثل تهران و در سطوح و لایه های مختلف اجتماعی، فرهنگی و تحصیلاتی قابل رویت است و شاید بتوان آن را به دیگر مناطق نیز تعمیم داد و با بررسی و آسیب‌شناسی بتوان از بروز و تكرار نابسامانی‌ها در آن مناطق جلوگیری كرد.

قبل از اينكه باعث به‌وجود آمدن حسادت بين همكاران‌تان شويد، رئيس رفتار خودتان باشيد و حرفي نزنيد كه ديگران را با آن تحريك و عصباني كنيد

 
dokhtarr
 
 

دختران

آموزش عالی

 سواد و تحصیلات دانشگاهی در مقایسه با سال‌هاي قبل و همچنین قبل از انقلاب رشد بسیار فزاینده‌ای داشته‌ است.  در حال حاضر متوسط سواد در دختران شهرنشین لیسانس است در حالی‌كه در قبل تحصیل تا پایان مقطع دبستان بالاترین میزان بود.

 تغییرات چشمگیر

 در مقایسه آماری، تعداد دختران نیز تغییر داشته است.  اگر كیفیت را با مواردی چون سلیقه و سواد و آگاهی‌های عمومی و درك و فهم تعریف كنیم در همه این موارد دختران تغییرات چشمگیری با هم‌نوعان خود در سال‌هاي قبل دارند.

توقعات بالا

 یكی از دلایلی كه باعث شده دختران دیر و خیلی كم ازدواج كنند توقعات بالا و زیاده‌خواهی‌های آنان است كه بر تمام تصمیم‌گیری‌های‌شان تاثیر گذاشته است. قبلا دختران می‌گفتند هرچه پدر و مادرم بگویند یا خدا بزرگ است و من چیز زیادی نمی خواهم ولی در این دوران دختران خواسته‌های‌شان را اعلام می‌كنند و می‌خواهند و براساس آن تصمیم می‌گیرند یعنی تنها تامین مادی از طرف یك مرد برای‌شان ملاك نیست و انواع و اقسام خواسته‌ها و نیاز های مختلفی كه دارند را بیان می‌كنند و در ازدواج به‌دنبال برطرف كردن‌شان هستند.

شغل‌یابی

 موقعیت های شغلی دختران در مقایسه با سال های گذشته تفاوت‌های آشكاری پیدا كرده است.  در گذشته دختران عموما یا كار نمی‌كردند یا كارهایی در حیطه خانه انجام می‌دادند و كمتر دختری خارج از خانه كار می‌كرد ولی امروزه دختران علاوه بر انجام امور منزل عموما خارج از خانه به‌دنبال كار هستند و به راحتی هم جذب بازار كار می‌شوند. در جامعه امروزی می‌بینیم كه دختران به كار كردن مشتاق‌تر هستند و توفیقات‌شان در كاریابی و پیشرفت كاری هم بیشتر است.

 سن دخترانگی (اصطلاح باهری...)

منظور از این سن، سنی است كه دختران را بالغ و عاقل فرض می‌كردند؛ این سن نیز 10 تا 15 سال تفاوت پیدا كرده است؛ به این معنی كه در گذشته یك دختر 15 ساله را به‌عنوان یك دختر خانم كامل معرفی می‌كردند كه آمادگی ازدواج داشت و اگر در این سن ازدواج نمی‌كرد و مثلا 20 ساله می‌شد می‌گفتند كه ترشیده و دیگر شوهری پیدا نخواهد كرد ولی امروزه اگر بخواهند یك دختر 20 ساله را شوهر بدهند همه می‌گویند چرا به این زودی و مگر عجله دارید و. . . سن مناسب و متعارف برای ازدواج كه میانگینش در گذشته 15 بود الان به 25 سال رسیده است. به همین دلیل سن دخترانگی بالا رفته است.

زنان مدیر

در سطوح میانی مدیریتی، حضور زنان خیلی بیشتر از گذشته شده است و این یعنی خانم‌های جوان توانسته‌اند از محدوده‌های ممنوعه كه در گذشته وجود داشته عبور كنند.

كمیت

تعداد زنان و دختران جوان براساس آمار و مشاهدات نسبت به سال‌های گذشته بالا رفته و افزایش داشته است و این افزایش نه تنها نسبت به تعداد دختران در سال‌هاي قبل بوده بلكه در مقایسه با پسران نیز این افزایش چشمگیر است.

ارتباطات گسترده

 ارتباطات اجتماعی دختران در جامعه امروز بیشتر شده است؛ در جامعه امروز ارتباط با جنس مخالف هم بیشتر از گذشته شده است مثل حضور در دانشگاه و محيط‌هاي كاري  و ... و طبق آخرین آماری هم كه اعلام شده 80 درصد از دختران دبیرستانی دوست پسر دارند.  شاید بتوان گفت دختران جوان در این دوره آزادی‌های اجتماعی بیشتری می‌خواهند.

استقلال‌طلبی

دختران امروزی استقلال‌طلب هستند یعنی با درنظر گرفتن همه شرایط از جمله مهریه‌های سنگین و حق طلاق و... باز هم دنبال استقلال هستند و حاضر نیستند زیر سايه هیچ‌كسی باشند چه پدر ،چه مادر، چه همسر و چه بچه...   .

توصیه‌های كاربردی

اولین اولویت این است كه جوان، شناخته شود. با شناخت درست از نیازها و خواست‌های او می‌توان تصمیمات درستی گرفت. باید برای جوانان زمینه فعالیت‌های تولیدی فراهم شود تا از انرژی مازاد او، بهره‌برداری مناسبی صورت بگیرد. جوان اگر مولد نباشد، مخرب می‌شود. باید برای جوانان آزادی‌های مشروع و مشروطی درنظر گرفت كه اختیار انتخاب آن هم باید متناسب با شرایط بومی، اقلیمی و فرهنگی جوانان هر شهر، استان یا... باشد نه اینكه یك تصمیم مركزی گرفته شود و بخواهند آن را در تمام نقاط و در هر شرایطی اجرا كنند.‌حتی مجریان و محافظان این آزادی‌ها هم باید با شرایط جامعه هماهنگ باشند تا برداشت‌هاي متفاوت باعث ایجاد اختلاف و ناهماهنگی نشود.

 باید گفت ضربه‌های فرهنگی كه ممكن است از طریق اجرای غلط و ناصحیح قوانین انضباطی و محدودیتی به جامعه جوان وارد شود به‌مراتب از ضربه‌های تهاجم فرهنگی و تحریم های اقتصادی و... مخرب‌تر و كشنده‌تر خواهد بود.  پس وضع قوانین،  یك طرف قضیه است و نحوه اجرا و صیانت از آن، بعد دیگر قضیه. بنابراین اگر بنیان های اجرایی و اعتقادی‌مان محكم باشد نباید نگران تلاش‌های دیگران باشیم.


 
pesar
 

پسران

بي‌خردي

 خرد به معنای قدرت تمييز و تشخیص بین پسران به‌شدت كاهش یافته است. در مقایسه پسران گذشته با پسران امروزی در سنین مثلا فوق لیسانس این تفاوت فاحش است. در گذشته در این سن هم فعالیت بیشتر بود، هم كسب درآمد، هم شعور و فهم اجتماعی و هم انگیزه.  نسل امروز هوشمندی و ضریب هوشی بالاتری نسبت به نسل گذشته دارند ولی خردشان كمتر و قدرت تحلیل‌شان ضعیف‌تر است. برای مثال در مواجهه و هم كلامی با یك دانشجوی ممتاز در مقطع فوق لیسانس اگر در زمینه‌هایی خارج از حیطه تخصصی دانشگاهی بحث كنید، بسیاری از سوالات‌تان بی‌جواب می‌ماند یعنی اگر میلیمتری از چارچوب كتاب های دانشگاهی خارج شوی نمی‌تواند پاسخ بدهد و این خیلی سخت و مشكل است كه آدم ببیند این نسل اینگونه از داخل تهی و پوچ می‌شود.

شادي سطحي

شادی بین پسران ذاتی نیست. خنده‌ها و صداهای بلند بیشتر حالت هیستریك دارد و تحت تاثیر استفاده از مواد محرك یا مخدر است.  در فضا های عمومی و پارك‌ها شاهد هستیم كه پسران خیلی قهقهه می‌زنند و به ظاهر شادند ولی گفت‌وگو‌ها و خوشی‌های بین آنها كم محتوا، مبتذل و پوچ است. مثلا ساعت‌ها در باره یك سوسك كه پیدا كرده‌اند حرف می‌زنند و می‌خندند. حرف‌های پرمحتوایی برای گفت‌وگو ندارند.

ناآگاهي از مسائل روز

پسران امروز نسبت به فرهنگ و تمدن ايران ناآگاه و بی‌تفاوت شده‌اند. نه تنها از مسائل روز بی‌اطلاع هستند بلكه از مسائل دیروز هم بی اطلاعند. برای مثال اگر بپرسید خواجه عبدالله انصاری چه كسی است؟ فقط لبخندی احمقانه تحویلت می‌دهند بدون آنكه فكر كنند یا بخواهند او را بشناسند. درحالی‌كه خواجه عبدالله انصاری فرد بسیار بزرگی است و حداقل یك ایرانی باید او را به‌عنوان یك فیلسوف و دانشمند ایرانی بشناسد.

درآمدهاي  كم

پسران امروزی یا درآمدهای بسیار پایینی دارند یا اصلا درآمدی ندارند و همچنان وابسته به درآمد پدر و مادر هستند. در مقایسه با دختران می‌بینیم كه كمتر فكر كار هستند چون دختران با كارهای متوسط،  با حداقل حقوق 400 تا 500 هزار تومان هم راضی می‌شوند تا ادامه بدهند ولی پسران با این درآمد حاضر نیستند كار كنند یا اگر هم كار كنند این میزان درآمد برای‌شان كافی نیست.

نبود وابستگي به خانواده

پسرها بلافاصله بعد از اولین آشنایی با یك دختر حتی در حد رابطه دوستی و همكاری،  بلافاصله خانواده را فراموش می‌كنند و كاملا به طرف او تمایل پیدا می‌كنند ولی دختران همدلی و وابستگی بیشتری به خانواده دارند.

پشت ميز نشيني

پسران علاقه‌مندند كه بلافاصله بعد از اتمام دانشگاه شغلی در حد مدیر و مدیر كل داشته باشند تا راضی باشند ولی دختران در سطوح مختلف مشغول به كار می‌شوند.

كاهش انگيزه

انگیزه های پسران به‌صورت عمومی كاهش پیدا كرده است و این بی انگیزگی یا كم‌انگیزگی به‌صورت اپیدمی میان پسران افزایش یافته است.

موضوعي كه بايد نگرانش بود

می‌توان گفت فرار مغزها اتفاق می‌افتاد یعنی افراد مستعد و هوشمند برای ادامه تحصیل به خارج از كشور می‌رفتند و بعد از اتمام تحصیلات به ایران بر می‌گشتند و زندگی و خانواده ای فراهم می‌كردند ولی امروزه شاهد هستیم كه افراد مختلف از سطوح مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، ورزشی و... به محض رسیدن به‌مراتب بالای اجتماعی و موفقیت به خارج از كشور مهاجرت می‌كنند و دیگر به كشور برنمی‌گردند. در این زمان است كه ژن عامل موفقیت تحصیلی، ورزشی و... كه از پدر به پسر و نسل بعدی رسیده بود این بار از كشور خارج می‌شود بدون آنكه دنباله و ادامه‌ای داشته باشد. اینجاست كه باید نگران بود.  حالا اگر نسل فرهیخته و موفق از این جمع نیز خارج شوند و باقی‌مانده هم كاري برای ارتقاي فرهنگ و دانش خود نكنند چه اتفاقی می‌افتد؟ بالاترین خسارتی كه می‌توانیم از آن نام ببریم همین فرار مغزها و در نهایت آن فرار ژن‌هاست كه اتفاق می‌افتد.


 

ناجنسی دختران و بدجنسی پسران...

ناجنسی دختران یعنی اینكه توقعات دختران زیاد شده، «آی‌کیو» در آنها به‌صورت جهشی افزايش يافته و بالطبع از نظر ژنتیك شاید بشود گفت X X (علائم ژنتیك) عامل زن بودن كه همان كروموزوم‌های X است هم كوچك‌تر شده‌اند و این یعنی بعد زنانگی‌شان كم شده است.  زنی كه در گذشته برایش شعر می‌گفتند و به خال لبش جنگ‌ها و فتح‌ها می‌كردند به‌نظرم امروز شاید وجود نداشته باشد... نه تنها از طرف پسران این اتفاق نمی‌افتد بلكه از طرف دختران هم شما این طنازی و ملاحت را نمی بینید. این كوچك شدن X را من به ناجنسی دختران ترجمه می‌كنم و گاهی در میان صحبت‌های‌شان می‌شنویم كه می‌گویند: «ما خودمان یه پا مردیم  و غافل از اینكه در این دوره و زمانه 2 پا مرد هم به كار نمی‌آید.»

پسرها هم به‌صورت نسبی توفیقات كمتری دارند و افت كرده‌اند و X و Y كه نشانه مرد بودن است دچار نقصان شده به این شكل كه Y كه نشانه و علامت مردانگی است كوچك شده و X به‌عنوان نماد و نشانه زن بودن بزرگ‌تر شده است، به معنایی دیگر تمایلات زنانه در آنها بیشتر شده است و بالطبع جنس‌شان بد شده و همان اصطلاحی كه به‌عنوان بدجنس به كار می‌بریم در این مورد معنا پیدا می‌كند، مثل گلابی كه به‌ظاهر،رنگ و بوی گلابی دارد ولی وقتی گاز می‌زنیم طعم میوه به را دارد.  در یك جمع‌بندی می‌توانم بگویم كه زن ما از پله زنانگی یك پله بالاتر و مرد ما هم از جایگاه مردانگی یك پله پایین‌تر آمده است.  به این ترتیب در این فرآیند نه زن،  زن است و نه مرد، مرد!

صعود دختران

شاید بتوان این فاكتورها را به نمادهای بورسی دختران تشبیه كرد كه همه صعود داشته‌اند و باعث ارتقاي موقعیت اجتماعی و نوسانات رفتاری آنها شده‌اند. در مقابل این نوسانات و تغییرات، پسران نیز بی‌تغییر نمانده‌اند؛ كمیت پسران نسبت به قبل و در مقایسه با دختران رو به كاهش است. با هر تعریفی كه از كیفیت داشته باشید مثل سواد، معرفت، توانایی‌ها و... كیفیت پسران كاهش پیدا كرده است. 

قیچی تفاوت‌ها

توفیقات دختران خیلی بیشتر از حد انتظار و بیش‌ازحد قابل‌پیش‌بینی بوده است و در مقابل ناكامی‌ها و بی توفیقی پسران نیز بی‌اندازه و غیرقابل چشم‌پوشی است. این كامیابی‌ها و این ناكامی‌ها هردو، مثل 2 تیغه تیز قیچی عمل می‌كنند كه رشته ارتباط مناسب اجتماعی و تعامل تاثیرگذار را قیچی می‌كند و نمی‌گذارد كه این 2 بخش ارتباط و دوستی داشته باشند و این است كه روابط و تعاملات‌شان دائم با چالش روبه‌رو می‌شود.  همین باعث ایجاد انواع و اقسام مسائل مختلف می‌شود مثل اعتیاد، خانه‌های مجردی، ارتباط‌ها ی متعدد و...  . خیلی از معضلات و نابسامانی‌هایی كه امروز در جامعه شاهد آن هستیم به دلیل آن است كه ما مسئله را حل نكرده‌ایم و حالا نوبت مسئله است كه ما را منحل كند.


منبع: زندگی ایده آل