چهارشنبه, 07 تیر 1396 01:25

جستجو در شبکه گسترده

اجتماعی

آموزش انواع خیانت، هر شب در ایران

خوب يا بد، درست يا غلط، اين روزها صادرات سريال براي كشور تركيه تجارت سودآوري شده است كه در كنار صنعت توريسم درآمد هنگفتي براي‌شان دارد. تا آنجا كه وقتي تحريف تاريخ در يك سريال به ظاهر تاريخي، ديگ تعصب سياستمداران ترك را به جوش مي‌آورد و به ادامه ساخت و پخش آن اعتراض مي‌كنند، حساب و كتاب سودآوري فروش سريال باعث مي‌شود كوتاه بيايند و همه‌چيز به قوت خودش باقي بماند. اين وسط احتمالا دوبله‌ سريال‌ها هم براي عده ديگري نان و آب شده است و خلاصه اگر پر شدن اوقات فراغت مردم را هم اضافه كنيم بايد بگوييم همه‌اش سود است، اما تماشاي اين سريال‌ها با سوژه‌هاي مشابه و يكي پس از ديگري قرار است چه تاثيري بر فرهنگ جامعه ما داشته باشد؟ آيا اين سناريو همين‌قدر ساده است كه به نظر مي‌رسد؟

 
 
جداسازي درون خانوادگي

اين مدل سريال‌ها از اول با شبكه فارسي‌وان شروع شد كه اتفاقا من درباره آن شبكه تحقيق زيادي داشتم و بعد از آن شبكه‌هايي كه سريال‌هاي ترك را پخش مي‌كنند اضافه شدند. اگر بخواهم كل اين سريال‌ها را جمع‌بندي كنم بايد بگويم همه آنها هوشمندانه تهيه مي‌شوند. در واقع سازندگان اين سريال‌ها از يكسري نقطه ضعف‌ها سوءاستفاده مي‌كنند و برنامه‌هايي مي‌سازند كه طرفدار داشته باشد. نمي‌توانيم انكار كنيم كه در هر جامعه‌اي محدوديت‌هايي وجود دارد كه زمينه تقاضا را فراهم مي‌كند. خيلي از ما دوست داريم هر كاري كه دل‌مان مي‌خواهد بكنيم و اين سريال‌ها هم موضوعاتي را مطرح مي‌كنند كه جامعه به دليل قانون، شرع، عرف و اخلاق محدود مي‌كند. ما فكر مي‌كنيم چيزهايي را كم داريم و آنها با ما همذات‌پنداري مي‌كنند. معمولا هم زنان و جوانان بيننده‌هاي اصلي هستند. از طرف ديگر تشنه بودن مخاطب به اين سريال‌ها باعث مي‌شود پخش آن را در چندين نوبت در شبانه‌روز تكرار ‌كنند تا همه بتوانند ببينند. حتي در خيلي از خانه‌ها علاقه بعضي اعضاي خانواده به سريال‌هاي ماهواره‌اي و اصرار به تماشاي آنها باعث شده تلويزيون‌هاي مجزا در اتاقي جداگانه بگذارند و همين موضوع به جدايي افراد خانواده دامن مي‌زند. يك بار آپارتمان‌ها بين ما فاصله انداختند، يك بار اتومبيل و حالا نوبت تلويزيون است كه قاچ ديگري بر اين هندوانه روابط بزند و شكاف تازه‌اي ايجاد كند.


چرا زن‌ها ماهواره مي​بينند؟

همه اين سريال‌ها به صورت مخملي فرهنگ‌سازي مي‌كنند. مسلما نشان دادن شخصيت‌هاي فيلم‌ها مي‌تواند ته‌مانده اعتقادات ديني بيننده‌ را كه در بعضي مردم رسوب كرده از بين ببرد. خيانت آقايان از قديم وجود داشته و در واقع منكري بوده كه مباح شده ولي براي خانم‌ها هيچ راه فراري وجود ندارد. تا زماني كه زني در عقد مردي باشد به هيچ شكل نمي‌تواند با مرد ديگري رابطه برقرار كند. متاسفانه بايد بگويم بين مراجعانم با مواردي برخورد مي‌كنم كه فرد به دليل مثلا رفاه مالي كه در زندگي مشتركش دارد به طلاق فكر نمي‌كند اما دلش نمي‌خواهد به تعهداتش پايبند بماند. به هرحال همه خوبي‌ها در يك نفر جمع نمي‌شود ولي راهش اين نيست كه براي نيازهاي مختلف سراغ آدم‌هاي جداگانه برويم.


اين چنار بي‌شعور

در بيشتر اين سريال‌ها شخصيت‌هاي اصلي دائم در ازدواج و طلاقند و درگير رابطه‌هاي عاشقانه. يكي با يكي ازدواج مي‌كند بعد عاشق يك نفر ديگر مي‌شود. بعد دوباره طلاق و باز ازدواج. شخصيت‌هاي داستان انگار هيچ كار و زندگي خاصي ندارند و فقط درگير رابطه‌هاي‌شان هستند. بيننده هم از خودش نمي‌پرسد اين آدمي كه از صبح تا شب درگير ماجراهاي عاشقانه است شغل و كارش چيست؟ اصلا كي وقت مي‌كند به بقيه مسائل زندگي‌اش برسد؟ از طرف ديگر اين سريال‌ها درگيري‌هاي عصبي هم ايجاد مي‌كند. بيننده با يكي از شخصيت‌ها همذات‌پنداري مي‌كند و برايش حرص مي‌خورد. من گاهي در خانه مي‌شنوم كه همسايه داد مي‌زند: باز اين چنار بي‌شعور پيدايش شد. خانم‌هاي خانه‌دار با ديدن اين سريال‌ها از شرايط خودشان عصبي مي‌شوند. حتي گاهي اعضاي خانواده حرص‌هاي‌شان از همديگر را با تماشاي فيلم‌ها خالي مي‌كنند. مثلا طرف دوست دارد به دامادش فحش بدهد ولي نمي‌تواند، به بازيگر سريال فحش مي‌دهد.


 
 
وقاحت به جاي قباحت

2قطب دافعه و جاذبه مقابل هم قرار گرفته‌اند. گاهي ما در جامعه دافعه ايجاد مي‌كنيم و آنها هم از طرف مقابل جاذبه ايجاد مي‌كنند. اگر از يك جوان درباره هدف آينده‌اش‌ بپرسيد، مي‌گويد: مي‌خواهم بروم خارج. اگر اين سريال‌ها را ببينيد فكر مي‌كنيد خارج يعني بهشت. در حالي كه در خيلي از كشورهاي خارجي 99 درصد آدم‌ها اين مدلي نيستند. پايبند بودن به تعهد براي‌شان مهم است. فرقي نمي‌كند كه ازدواج رسمي باشد و در كليسا اتفاق بيفتد يا تعهد دوستانه باشد به هر حال به تعهد خود پايبند مي‌مانند ولي گاهي وقاحت جاي قباحت را مي‌گيرد و اين اتفاق خيلي بدي است در يك جامعه. كاش مردم بتوانند مطالعه كنند و تمام نکات موجود در جامعه‌ای ديگر را ببينند، نه  فقط چيزهايي را كه سريال‌ها مي‌خواهند، نشان بدهند.


خوابی که برای‌مان  دیدند

بيشتر اين شبكه‌ها آگهي تبليغاتي ندارند. در حالي كه اين مرسوم نيست. شبكه‌هاي خوب كنار برنامه‌هاي‌شان تبليغات هم دارند. يك شبكه خبري خوب خوراك خبري به مخاطب مي‌دهد ولي آگهي بازرگاني هم دارد. اين شبكه‌ها درآمدي از تبليغات ندارند پس بايد حمايت شوند. 24 ساعت پخش برنامه هزينه دارد. هنرپيشه‌هاي متعدد، فيلمبرداري از زاويه‌هاي مختلف يا دوبله به فارسي همه‌اش هزينه دارد. چرا اسم شبكه مي‌شود فارسي‌وان؟ چون براي ما برنامه‌ريزي شده است. فارسي اشاره به كشورهاي فارسي‌زبان دارد و فارسي‌وان يعني ايران كه اولين كشور فارسي‌زبان محسوب مي‌شود. پس اين شبكه‌ها و سريال‌هاي‌شان با برنامه‌ريزي فرهنگسازي در جامعه ما راه‌اندازي مي‌شوند. اينطور كه من مي‌دانم مرداك كه يك صهيونيست جهاني است يكي از اين شبكه‌ها را حمايت مي‌كند. چنين شبكه‌هايي نقاط ضعف و نيازهاي يك جامعه را نشانه مي‌گيرند و برنامه‌سازي مي‌كنند. عده‌اي هم با توهم خدمت به مردم براي دوبلاژ كمك مي‌كنند. آموزش مخملي حتي از حمله اتمي هم بدتر است چون نمي‌توانيم مردم را از آن منع كنيم. اگر بگوييم نبينيد معترض مي‌شوند كه چرا نبينيم؟ يا اگر اينها را نبينيم پس چي ببينيم؟


طلاق به خاطر سريال

من بين مراجعانم با موارد بسياري برخورد كرده‌ام كه خودشان اعتراف مي‌كنند تماشاي سريال‌هاي ماهواره‌اي باعث اختلاف‌شان شده است. آقايي بود كه صريحا مي‌گفت همسرم بعد از تماشاي يك سريال تركيه‌اي در خواست طلاق كرده است. خانم هم مي‌گفت من 17 سال پيش كه ازدواج كردم بچه بودم و نمي‌فهميدم. حالا مي‌فهمم تمام اين سال‌ها اسير بوده‌ام و حالا مي‌خواهم بقيه زندگي را براي خودم باشم. دقيقا سریال‌ها اين تفكر را ترویج می‌کنند كه مگر چند بار زندگي مي‌كنيم؟ پس بايد از زندگي لذت ببريم.


  هيچ دري روي پاشنه خودش نيست

در بيشتر اين سريال‌ها همه نوع شخصيت وجود دارد؛ دختر جوان، مرد مسن، زن پير، مرد جوان و اين تنوع شخصيت‌ها باعث مي‌شود بيننده بيشتر همذات‌پنداري كند. اصولا انسان‌ها به منع حريص هستند. به چيزي كه از آن منع شده‌اند گرايش دارند. زن با خودش فكر مي‌كند چرا مردها آزادند ولي زن‌ها آزاد نيستند. وقتي يك موضوع تكرار شود كراهتش مي‌ريزد. تلويزيون هم مقصر است. بايد در اين شرايط به مسائل واقعي مردم بپردازد نه سوژه‌هايي كه براي مخاطب غيرواقعي به نظر مي‌رسد.


براي چه کساني توليد مي کنند؟

از يك جايي اين شبكه‌ها به سمت سريال‌هاي تركيه‌اي رفتند. قبل از آن سريال‌هايي كه پخش مي‌شد مثلا مكزيكي و كلمبيايي بود و اگر فرهنگسازي هم در آنها وجود داشت ممكن بود بيننده بگويد اينها دين ندارند و شبيه ما نيستند يا فرهنگ‌شان با ما خيلي فرق مي‌كند ولي تركيه به ما نزديك است. به ما شبيه‌ هستند و حتي مسائل ديني هم براي‌شان مطرح است. در اين فيلم‌ها حتي زن‌هايي را مي‌بينيم كه وقتي از خانه بيرون مي‌روند چيزي شبيه روسري و شال سر مي‌كنند. يعني اين بار صاحبان شبكه‌ها دقيقا به هدف زده‌اند. الگويي ارائه مي‌دهند كه هم مدرن است و هم در عين حال از سنت دور نيست. براي تاثير بيشتر تيپ زن و مرد و دختر و پسر شرقي را مي‌سازند و حتي در دوبله از اصطلاحات رايج ما مثل ان شاءالله و ماشاءالله استفاده مي‌كنند تا بيننده بيشتر همذات‌پنداري كند. به هر حال تركيه از نظر سياسي هم دوست دارد ابرقدرت خاورميانه باشد، همانطور كه ما دوست داريم بهترين در منطقه باشيم.


نقش تلويزيون

در اين ميان صدا‌و‌سيما هنوز برنامه مشخصي ندارد كه مردم به تلويزيون ملي جذب شوند. خيلي از مخاطبان متوجه هستند كه چه اتفاقي با اين سريال‌ها مي‌افتد و نقاط منفي آن را مي‌دانند ولي باز هم تماشاي آن را ترك نمي‌كنند چون جايگزيني ندارند. سريال‌هاي تلويزيون روابط واقعي را نشان نمي‌دهند. بيننده با شخصيت‌هاي داستان احساس شباهت نمي‌كند. درست است كه محدوديت‌هايي وجود دارد ولي هنر اين است كه حقايق را نزديك وقايع بگويي. حتي وقتي در اين شرايط سريال خوبي ساخته مي‌شود كه مردم دوست دارند ببينند فروشي است و مخاطب بايد پول بدهد آن را بخرد، در حالي كه سريال‌هاي ماهواره‌اي عملا رايگان و در دسترس هستند.



از حذف چادر تا جورابهای بدن نما به جای شلوار!

یکی از روش هایی که امروزه مورد توجه بازرگانان و شرکت های تبلیغاتی قرار گرفته است پرداختن به روش های نوین تغییردر سنت هاست.تغییراتی که منجر به افزایش دغدغه جوانان به تجمل طلبی و تنوع طلبی میشود.


 از حذف چادر تا جورابهای بدن نما به جای شلوار!

گروه فرهنگی «سراج24»، گرچه مدگرایی و غرب گرایی دو مفهوم جدا از هم و دارای تعاریف متمایز از یکدیگرند، اما سیر تحولات تاریخی- اجتماعی در ایران به گونه ای سرنوشت این دو مفهوم را با هم گره زده است که هرگاه سخن از مدگرایی به میان می آید، مفهوم غرب گرایی نیز به ذهن، تبادر می کند، زیرا پس از رشد تکنولوژی در اروپا، سنّت ها مورد انتقاد قرار گرفت و جامعه به تدریج، اندیشه ها، طرز زندگی و نوع لباس را تغییر داد.  در ایران پایبندی به سنت ها یکی از عوامل بقای خانواده و ارکان توجه به خاواده به شمار میرود.
 
یکی از روش هایی که امروزه مورد توجه بازرگانان و شرکت های تبلیغاتی قرار گرفته است پرداختن به روش های نوین تغییردر سنت هاست.تغییراتی که منجر به افزایش دغدغه جوانان به تجمل طلبی و تنوع طلبی میشود.
 
طراحان لباس که خود پیشتاز در این امر هستند با تکیه بر طرح های غربی و آفرینش رنگ ها و طرح های بیگانه با فرهنگ و سنت ایرانی، ذایقه جوانان را در نوع پوشش تغییر داده اند. 
 
جذابیت در طراحی پوستر ها و تصاویر تبلیغاتی مختص به تنوع در طراحی لباس نیست این طراحان برای جلب نظر مخاطبین خود از مانکن های ایرانی  با آرایش های تند و زننده چشم های مخاطبین را به دیدن این نوع پوشش و ارایش عادت می دهند و حضور این مانکن ها را به زودی د ر خیابان های شهر نوید می دهند.
 
مانکن ها به اصطلاح با پوشش اسلامی ظاهر میشوند پوششی که می توان ان را کاوری برای ادامه فعالیت های این مزون ها دانست.
 
طراح ها پس از حذف پوشش چادر و کوتاه و نازک کردن روسری ها و حذف کامل پوشش جوراب به حذف و کمرنگ کردن شلوار و جایگزینی جورابهای چسبان و نازک رو آورده است که در نوع خود جدید و بسیار متنوع میباشد.امید است این روند به زودی متوقف شود زیرا با افزایش این سیر نزولی در فرهنگ حجاب به زودی شاهد حذف مقوله به نام پوشش هستیم.
 
با پوشش حداقلی و شکافتن حجاب نوع جدید پوشش را ارائه می دهند و سلائق جوانان را به سوی بی بند و باری هدایت می دهند.
 
تبلیغات شایع شده در سطح شهر به طور گسترده فرونشستن سنت ها را به طلایه داران فرهنگ هشدار میدهد و بیلبورد ها و تصاویر منتشره در شهر جوانان با هر جهت فکری و فرهنگی را مورد تهاجم قرار داده است.
 
تخریب فرهنگ را به نوعی عمیق پیش گرفته اند که در مرحله بعد و در مد جدیدی که در آینده رواج خواهند داد بازسازی و بازگردانندن حیا و حجاب به جوانان بعید به نظر میرسد.
 
مسیر بی بازگشتی که تهاجمات غربی با نفوذ در جامعه پیش گرفته اند نیاز به مدیریتی قاطع دارد تا با افکار جوانان هم گون باشد و با پیشبرد اهداف اسلامی ایرانی نظر مخاطبین جوان را نیز تطمیع کند.تسلط بر این مخرب فرهنگی نیاز به نگاه مدیریتی وانقلابی دارد که با شناخت نیاز های روز به رفع و بازسازی فرهنگ بپردازد.


ژست جدید برخی دختران ایرانی چیست؟

"سیگار کشیدن زنان" که بی‌شک در فرهنگ ایرانی پدیده‌ای مذموم و ناپسند است به مدد تبلیغات هوشمندانه کمپانی‌های دخانیاتی و البته در غیاب اقدامات فرهنگی مسوولان امر، کم کم به سمتی می‌رود که نه تنها زشتی خود را از دست داده بلکه به نوعی ژست "روشنفکری" و "کلاس اجتماعی" بدل شده و بیم آن می‌رود که در آینده‌ای نه چندان دور این "ناهنجاری" به عنوان یک "هنجار" در جامعه پذیرفته شود.



شواهد حاکی از آن است که نگاه منفی به پدیده "زنان و دختران سیگاری" به تدریج در حال رنگ باختن است؛ به طوری که این روزها دیدن دختران سیگار به دست در کافی‌شاپ‌های دود گرفته، پارک‌ها و ماشین‌های مدل بالا چندان عجیب نیست و شاید مانند ایام قدیم مشاهده چنین صحنه‌هایی دیگر چشم‌ها را به خود خیره نکند. حال سوال این است؛ آیا قبح اجتماعی و فرهنگی سیگار کشیدن دختران در جامعه امروزی از بین رفته است؟

از طرف دیگر هر چند آمار مشخصی از تعداد زنان سیگاری کشور وجود ندارد اما به گفته مسوولان حدود سه درصد زنان ایرانی سیگاری هستند؛ آماری که بی‌تردید طی سال‌های اخیر به ویژه در جوان‌ترها فزونی یافته است.

کارشناسان درحالی خطر افزایش مصرف سیگار در دختران بویژه دختران دبیرستانی و دانشجو را گوشزد می‌کنند که "قلیان" به تهدیدی جدی‌تر بدل شده و آمار مصرف آن نیز بسیار بیشتر از سیگار است؛ به طوری که بر اساس اعلام جمعیت مبارزه با دخانیات مصرف قلیان در دختران از افزایش 10 درصدی برخوردار بوده که البته عمده مصرف باز هم در دختران جوان‌تر یعنی دختران دانشجو و دبیرستانی است. این افزایش مصرف در شرایطی است که خانواده‌ها نسبت به قلیان کشیدن دختران‌شان چندان حساس نیستند و چه بسا که در جمع‌های خانوادگی و تفرج‌گاه‌ها، دور یکدیگر جمع شده و نعنا و سیب و دوسیب است که دست به دست می‌چرخد و تعارف می‌شود و متاسفانه امروز قلیان به عنوان نوعی تشریفات ویژه جای خود را در خانواده‌ها باز کرده است.

سوداگری کمپانی‌های دخانی با وسوسه زیبایی

در کشاکش این ژست‌های "روشنفکری" و "استقلال طلبی" کمپانی‌های دخانیاتی نیز بیکار ننشسته و زیرکانه با همسو کردن پیام‌های تبلیغاتی خود با تمایلات زنان و دختران جوان‌ به نفس‌هایی که می‌شد همچنان سپید بمانند، دود مرگ می‌فروشند. به این ترتیب است که صنایع دخانی دنیا جیب جوامع بویژه جوانان را نشانه گرفته و حتی با بهره بردن از حس زیبایی طلبی آنها، با استفاده از عناوینی چون سیگارهای لاغری، سیگارهای مخصوص زنان باردار و سیگارهای لایت و با رنگ‌های حیات‌بخش محصولات سیاه خود را به کام آنها می‌نشانند.

زهرا حسامی، معاون مرکز تحقیقات پیشگیری و کنترل دخانیات نسبت به تبلیغات گسترده و فریبنده سیگارهای لاغری، لایت و ...هشدار می‌دهد و می‌گوید: سیگارهای لایت، سیگارهای لاغری و نظیر آن عمدتا از طریق قاچاق وارد کشور می‌شوند. لازم است مراقب طراحی تبلیغات هوشمندانه کمپانی‌های دخانیاتی برای گسترش مصرف سیگار باشیم.

دکتر محمدرضا مسجدی، دبیر کل جمعیت مبارزه با دخانیات نیز با هشدار نسبت به این که کمپانی‌های بزرگ دخانیاتی دنیا جوانان و نوجوانان را هدف گرفته‌اند، بر لزوم انجام اقدامات فرهنگی گسترده‌تر برای زنان تاکید می‌کند و می‌گوید: چرا که این کمپانی‌ها در زمینه افزایش مصرف دخانیات بر روی دختران و زنان جوانان ما سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

مردم سالانه 3250 میلیارد تومان صرف خرید سیگار می‌کنند

البته در این میان آمار و ارقام مصرف سیگار و سایر مواد دخانی در کشور در هر دو جنس زن و مرد نیز حائز اهمیت است؛ به طوری که به گفته دکتر مسجدی آمار مصرف سالانه سیگار در کشور به 65 میلیارد نخ می‌رسد که از این میان 25 میلیارد نخ سیگار تولید داخل و تولید مشترک است و حدود 20 تا 25 میلیارد نخ سیگار نیز از طریق واردات تامین می‌شود. متاسفانه حدود 15 تا 25 میلیارد نخ از طریق قاچاق به دست مصرف‌کنندگان می‌رسد.

وی با بیان اینکه در حال حاضر به طور متوسط ارزان‌ترین پاکت سیگار 800 و گران‌ترین آن با قیمت حدود 8000 تومان عرضه می‌شود، می‌گوید:« اگر به طور میانگین قیمت یک پاکت سیگار را 1000 تومان در نظر بگیریم، با احتساب مصرف 60 میلیارد نخ سیگار در سال، مردم سالانه 3250 میلیارد تومان صرف خرید سیگار می‌کنند. درواقع می‌توان گفت ایرانی‌ها روزانه حدود 10 میلیارد تومان سیگار می‌خرند، این در حالی است که سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده است هر کشور دو برابر هزینه‌ای که مردمش برای خرید سیگار صرف می‌کنند، برای درمان بیماری‌های ناشی از مصرف سیگار هزینه می‌کنند. به این ترتیب درواقع کشور سالانه 7200 میلیارد تومان برای درمان بیماری‌های ناشی از مصرف سیگار و سایر مواد دخانی می‌پردازند. این میزان معادل کل بودجه وزارت بهداشت است.»

انتقاد از مالیات پایین سیگار

وی همچنین از وضعیت مالیات بر سیگار در کشور انتقاد کرده و می‌گوید:« مالیات سیگار باید مطابق قوانین بین‌المللی 60 تا 70 درصد قیمت خرده‌فروشی سیگار باشد. این در حالی است که میزان کل مالیاتی که دولت از سیگار دریافت می‌کند، حدود 19 درصد است. از طرف دیگر تحقیقات نشان داده که با هر 10 درصد گران‌تر شدن سیگار، هشت درصد از میزان مصرف آن کاسته خواهد شد.

مسجدی در ادامه با بیان این که مطابق قانون جامع کنترل دخانیات، استعمال هر گونه مواد دخانی در اماکن عمومی ممنوع است، می‌افزاید: بر این اساس استعمال دخانیات در اماکن عمومی از جمله مطب‌ها، مدارس، آموزشگاه‌ها، ورزشگاه‌ها، رستوران‌ها و سینماها و ... ممنوع است.

وی در عین حال تاکید می‌کند که مصرف سیگار در جامعه باید مشکل شود تا به تدریج برخی به ترک آن نیز فکر کنند.

در هر حال قبح این پدیده غریب در جامعه دختران کشور به عنوان مادران آینده، در شرایطی در حال فرو ریختن است که تلفات ناشی از امراض و بیماری‌های ناشی از استعمال دخانیات در کشور سالانه به 60 هزار نفر می‌رسد و مطالعات متعدد نیز سقط جنین ناخواسته، تولد زودرس، مرده‌زایی، اختلالات قاعدگی و بیماری‌های ریوی و قلبی – عروقی را از جمله عوارض استعمال دخانیات در زنان دانسته‌اند. چروکیدگی زودرس پوست، تغییرات تن صدا و ... نیز از جمله عوارضی هستند که نمی‌توان آنها را در زنان سیگاری انکار کرد.

کلام آخر...

هر چند که شواهد حاکی از افزایش مصرف مواد دخانی در زنان و دختران ایرانی است اما هنوز هم نگاه ایرانی‌ها به این پدیده طوری است که دختران شرم دارند که مانند پسران آزادانه در کوچه و خیابان سیگار به دست گیرند؛ شاید بتوان گفت جز برخی مکان‌های خاص، سیگار به دست گرفتن دختران در ملاء عام هنوز هم قبح و زشتی خاص خود را دارد. حال که چنین است بی‌تردید مسوولان امر باید هر چه سریع‌تر فکری کنند؛ شاید که فردا دیر باشد...


منبع: خبرگزاری ایسنا


 

 

ویروس این پیامک‌ها نامرئی است

حوالی روز مرد یا روز زن و مادر، صدای زنگ پیامك می‌آید. گوشی همراه را دستمان می‌گیریم و وارد پیام‌ها می‌شویم. پیام، یك لطیفه یا در اصطلاح عامیانه‌اش یك «جوك» است. شروع به خواندن می‌كنیم. تمام كه شد قاه قاه می‌خندیم و در حالی كه ریسه می‌رویم، پیام را برای چند نفر دیگر ارسال می‌كنیم. آنها هم برای افراد دیگری، همین پیام را می‌فرستند و اینگونه می‌شود كه یك پیام در مقیاس میلیونی و بین زنان و مردان، جوانان و سالمندان و حتی نوجوانان رد و بدل می‌شود.


پیامک

این یکی از پیام هایی است که چند روز پیش در آستانه روز مرد و پدر، در حجم بسیار بالایی بین افراد جامعه رد و بدل شده است:" مرگ خاموش، طناب دار، قرص خواب، پرش از بلندی، رفتن زیر قطار، همه راههای خودکشی اند! اما همه ما شوهر کردن را انتخاب کردیم . مرگی آرام، مطمئن ، تضمینی و تدریجی/ روز مرد پیشاپیش مبارکشان."

ضمن این که گاه پیش می آید در این پیامک ها از القاب و واژه های تمسخر آمیز، زشت و اهانت آمیز استفاده شده است که اگر ذره ای از دریچه انسانیت و اخلاق به آن بنگریم، بی نهایت اسفناک است.

آیا تا به حال، به خود زحمت تحلیل اهداف و محتوای چنین پیامك‌های خطرناكی را داده‌ایم؟ آیا تا به حال به این اندیشیده‌ایم كه چه كسانی این پیامك‌ها را می‌سازند و منتشر می‌كنند؟ یك عده افراد بیكار و علاف؟ یا گروهی آگاه كه به صورت هدفمند اقدام به آفریدن چنین پیامك‌هایی می‌كنند؟ در این پیامک ها و امثال ان که برای هر دو جنس ارسال می شود، چند نكته تأمل‌برانگیز وجود دارد كه موجب ساخته شدن فرهنگ هایی دور از فرهنگ بومی و دینی و اسلامی ماست ؛ به آنها اشاره می‌كنیم:


یك: عادی جلوه دادن خیانت زناشویی، واضح‌ترین نكته قابل بررسی در این پیامك است. خیانت زن به همسرش و بالعکس و اینكه به طرز كاملاً عادی، یك زن یا مرد متأهل می‌تواند به طور پنهانی با مرد یا زن دیگری در ارتباط باشد، نكته‌ای است كه از طریق این پیامك به ذهن القا می‌شود. به اندازه‌ای موضوع خیانت، در این پیامك و پیامك‌های مشابه، عادی نشان داده می‌شود كه انگار مثل خوردن یك لیوان آب است!


دو: مظلوم نشان دادن زنان متأهل و خانه‌دار، نكته دومی است كه در این پیامك نهفته است. چنین پیامكهایی درصدد القای این موضوع است كه زن متأهل و كدبانو، در حالی كه تمام هم و غمش رسیدگی به امورات خانه، پخت و پز، شست و شو و فرزندداری است، اما شوهرش به دنبال خواسته‌های نفسانی خودش است و او را به حساب نمی‌آورد!

در واقع، پیامك هایی با هدف غرض ورزی ، به طور غیرمستقیم قصد دارد با زنان متأهل خانه‌دار همزادپنداری و همدردی كند(!) و به طور غیرمستقیم به آنان بگوید، ازدواج و متأهل شدن، نتیجه مثبتی در بر ندارد!


سه: نكته سومی كه باید مورد بررسی قرار بگیرد، اهانت آشكاری است كه به زنان به ویژه زنان متأهل و حتی به مردان متأهل می‌شود. اهانت آنان را عصبی و نسبت به همسرانشان بدبین كند. این بدبینی هم در نهایت، نتیجه‌ای جز شكاف میان زن و مرد خانه نخواهد داشت.

 

اما هنوز این سۆال پابرجاست كه چنین پیامك‌هایی كه حاوی رویكردهای فمنیستی و ضدمرد است، به دست چه كسانی ساخته و منتشر می‌شود و چرا سازندگان چنین پیام‌هایی، ازدواج، تأهل و كیان اخلاقی خانواده و جامعه را مورد حمله قرار می‌دهند و در مقابل، بی‌بندوباری و خیانت را موجه جلوه می‌دهند؟!

ویروس ایدز به ویروسی گفته می‌شود كه سیستم ایمنی- دفاعی بدن را از كار می‌اندازد و فرد به انواع سرطان‌ها و عفونت‌های مرگبار مبتلا می‌شود؛ آیا این پیامك‌ها شبیه ویروس ایدز نیستند كه سیستم ایمنی اخلاقی و رفتاری ما را از كار بیندازند؟!

به مناسبت روز مرد هم پیامك‌های اهانت‌آمیزی علیه مردان رد و بدل شد كه از همین جنس بود. با این حال، آیا منطقی و اخلاقی است كه این پیامك‌ها را وقتی به ما می‌رسد برای دیگران ارسال كنیم؟!


منبع : جوان آنلاین همراه با تغییر


خانم ها این موارد را باید قبل از 30 سالگی بدانند!

 30salegi

 

 

دهه دوم عمر چیزهای زیادی در مورد زندگی یاد می گیریم و در واقع برای باقی عمر بیشتر آماده می شوید. در اینجا به چند مورد اشاره کرده ایم که خانم ها باید قبل از جشن تولد 30 سالگی شان آنها را یاد گرفته باشند.

 

1. چطور تایر پنچر را عوض کنید

اگر از وسیله نقلیه شخصی استفاده می کنید، دیگر تابحال باید یاد گرفته باشید که چطور تایر پنچر آن را عوض کنید. چون هر روز از آن استفاده می کنید و هیچ وقت نمی دانید که چه زمانی ممکن است پنچر شود. پس یادگیری این کار را به تأخیر نیندازید.


2. چطور پارک دوبل بزنید

همه ما چه خانم چه آقا باید پارک دوبل را یاد بگیریم تا بتوانیم در امتحان رانندگی قبول شویم. ولی گویی خیلی افراد هستند که بعد از امتحان کاملاً پارک دوبل را فراموش می کنند. یک بار برای همیشه نحوه پارک دوبل زدن را یاد بگیرید، تا از کسانی نباشید که هر دفعه می خواهند پارک کنند گلگیر ماشین های دیگر را خراب می کنند یا در جوی آب می افتند.


 

3. بچه می خواهید یا نه و چرا

خیلی ها بچه می خواهند و خیلی ها هم هستند که بچه نمی خواهند. اجباری در آن نیست، ولی اگر بچه می خواهید، زمان شما محدود است. تا 30 سالگی باید بدانید که آیا می خواهید بچه داشته باشید یا خیر و اینکه دلیل شما برای بچه خواستن یا نخواستن چیست. برای بچه دار شدن باید قبل از 30 سالگی برنامه ریزی کرده باشید.


4. چطور رایانه و تجهیزات صوتی و تصویری را راه اندازی کنید

فناوری یکی از واقعیت های جامعه امروزی است و اینکه بدانید چطور رایانه، تلویزیون ها هوشمند، MP3 پلیر و دستگاه های دیگر را راه اندازی کرده و از آنها استفاده کنید، یک مهارت مهم در زندگی محسوب می شود. تا قبل از 30 سالگی این مهارت را بدست آورید و در آن استاد شوید.


5. خودتان را در 40 سالگی کجا و چطور می بینید

دیگر سال هایی که می توانستید بی خیال و بدون فکر به آینده بگردید و تفریح کنید گذشته اند. حالا دیگر شما مسئول سرنوشت خود هستید و باید طوری برای زندگی تان برنامه ریزی کنید که بدانید 10 سال دیگر کجا هستید و چه می کنید.


6. کدامیک از چیزهایی که در کودکی در مورد آینده تان فکر می کردید درست از آب درآمده اند

بیایید با این موضوع روبرو شوید، بعضی از آن چیزهایی که در کودکی در مورد آینده خود فکر کرده بودید – چه خوب و چه خوب – واقعیت ندارند. حالا که دیگر بزرگسال هستید و کنترل وجهه و شخصیت شما در دستان خودتان است، می توانید تصمیم بگیرید که می خواهید چگونه باشید و چیزهایی که به دردتان نمی خورند را کنار بگذارید.


7. یک مهمانی سورپرایز راه بیندازید که واقعاً طرفتان غافلگیر شود

برگزاری یک مهمانی سورپرایز – که واقعاً غافلگیرکننده باشد – باعث می شود که مهارت های رهبری و مدیریتی شما برای برنامه ریزی یک مهمانی، رویداد یا مناسبت و جمع کردن افرادی با شخصیت های مختلف در یک جا، به آزمون گذاشته شود. وقتی خوب به آن فکر می کنید، می بینید که این مهارت ها در محل کار هم به دردتان می خورند.


8. چرا افسوس دهه دوم عمرتان را نمی خورید

خوشبختانه در دهه دوم عمرتان ریسک هایی کرده اید و موفقیت هایی هم داشته اید و البته اشتباهاتی هم مرتکب شده اید. شما جوانید و آماده ماجراهای بیشتر و بزرگتر در دهه سوم زندگی تان هستید.


 

9. برای سفر دو هفته ای فقط یک کوله پشتی ببندید

این مهارت کمی شبیه تعویض تایر است: وقتی یاد بگیرید چطور آن را انجام دهید دیگر در هر مکان و هر زمانی می توانید آن را انجام دهید. مهم این است که خودکفایی، کاربردی بودن و سبک زندگی بدون دردسر و تجمل برای مدتی را یاد بگیرید. کسی چه می داند؟ شاید از این سبک زندگی خوشتان آمد.


10. چطور از پوست، مو و بدنتان مراقبت کنید و چرا این نکته مهم است

حتی اگر ژن خوبی هم داشته باشید، سن و سبک زندگی بر روی آن تأثیرگذار است. اگر حالا یاد بگیرید که از خودتان خوب مراقبت کنید، تا ده بیست سال آینده هم فرم خود را خوب حفظ می کنید و همچنان جوان می مانید.


11. چه کسی شما را خوشحال می کند و چه کسی ناراحتتان می کند

حالا که خودتان را بهتر می شناسید، بهتر می دانید که چه کسی لایق زمان و توجه شماست، این بستگی دارد به اینکه انرژی شما چقدر باشد یا چقدر ناراحت باشید.


12. چطور ظرف نیم ساعت یا کمتر سر و وضعتان را مرتب کنید

البته این موردی است که باید در دهه دوم زندگی یاد گرفته باشید. دیگر باید بدانید که چطور لباس هایتان را تمیز نگه دارید، اتو کنید و مرتب کنید. بدانید چه لباسی به شما می آید و چه لباسی به شما نمی آید و باید اعتماد به نفس پوشیدن آن را داشته باشید و وقتی در آخرین لحظه دعوت می شوید بدانید چه بپوشید و چطور خوب به نظر برسید.

 

13. چطور تعمیرات ابتدایی منزل را انجام دهید

وقتی بچه بودید همه چیز خیلی راحت بود، بزرگترها همه کارها را انجام می دادند، چون شما هنوز خیلی کوچک بودید. حالا همه چیز تغییر کرده و شما دیگر یک بزرگسال هستید. پس بهتر است که چند مهارت تعمیراتی بدرد بخور یاد بگیرید که در صورت نیاز کارهایتان را خودتان انجام دهید. مثلاً یاد بگیرید که واشر شیر آب را خودتان عوض کنید، دیوار را خودتان درزگیری کنید یا کلید برق را خودتان نصب کنید. از این احساس استقلال و هوشمندی لذت خواهید برد.


14. چطور در یک معامله خوب چانه زنی کنید

چه در فروشگاه مبلمان خانگی باشید چه در تره بار، چه در حال مذاکره با یک مشاور املاک باشید یا مکانیک خودرو، داشتن مهارت های خوب چانه زنی هیچ وقت ایده بدی نیست.


15. چطور رابطه ای را دوستانه پایان دهید

چه تقصیر شما باشد چه نباشد، اینکه بتوانید بدون شکستن مرزهای احترام و دوستی رابطه ای را تمام کنید، نشانه بلوغ است.


16. بتوانید تنها زندگی کنید و از پیشرفت بازنمانید

افراد بسیاری هستند که از والدین خود جدا می شوند و یا ازدواج می کنند یا بخاطر ادامه تحصیل و به دلایل دیگر تنها زندگی می کنند. تنها زندگی کردن باعث می شود چیزهایی یاد بگیرید که هیچ سبک زندگی دیگری آن چیزها را به شما نمی آموزد. قبل از 30 سالگی از این تجربه لذت ببرید و چیزهای زیادی یاد بگیرید.


17. چطور از گیاه بیش از 1 سال مراقبت کنید

کار زیاد سختی نیست. کمی آب، کمی نور آفتاب و گاهی هرس کردن. توجه کردن به سلامت و زندگی یکی از گیاهان تان باعث می شود که درس توجه و رسیدگی کردن بگیرید. بدین ترتیب به یک زندگی دیگر اهمیت می دهید و آن زندگی و سلامت آن برایتان مهم می شود.


18. چطور با یک نفر دیگر همزیستی مسالمت آمیز داشته باشید

تنها چیزی که از تنها زندگی کردن سخت تر است این است که با فرد دیگری زندگی کنید. زندگی در خوابگاه دانشجویی را در نظر بگیرید. اینکه به یک نفر دیگر و احساسات و نیازها و خواسته ها اهمیت دهید و به مرزهای یکدیگر احترام بگذارید، چیز کمی نیست و می تواند خسته کننده باشد. باید خودتان آن را تجربه کنید و سختی آن را بچشید.


19. چطور فرق بین مد و لباس های کلاسیک را تشخیص دهید

مد می آید و می رود، ولی لباس های کلاسیک همیشگی هستند. تشخیص دادن فرق بین این دو آسان نیست. فرق بین مد و کلاسیک چیزی است که خانم ها باید قبل از 30 سالگی آن را بدانند.


20. چطور غذای مخصوص خود را بپزید

تا قبل از 30 سالگی باید بتوانید غذایی بپزید که به آن افتخار کنید و برای مهمان آن را سرو کنید و آنقدر خوب باشد که وقتی دیگران آن را می بینند یاد شما بیفتند که چقدر خوب آن را درست می کنید. لازم نیست سرآشپز حرفه ای باشید، ولی مهارت تان باید چیزی بیشتر از تشخیص ماهیتابه از قابلمه باشد.


21. چطور مالیات تان را محاسبه کنید

با آنکه استخدام حسابدار و سپردن کار محاسبه مالیات به او، نشانه احتیاط است، ولی اینکه بلد باشید چطور این کار را خودتان انجام دهید، به شما اعتماد به نفس بررسی سودها و برنامه ریزی بهتر برای آینده مؤثرتر و پربازده تر را می دهد.


22. چطور منزلتان را در 45 دقیقه یا کمتر تمیز کنید

وقتی یک دوست، فامیل یا آشنا با شما تماس می گیرد و می گوید که می خواهد به شما سری بزند، ظرف چند دقیقه خانه خود را به حالتی در می آورید که مناسب پذیرایی از مهمان باشد؟ اگر این کار بیشتر از 45 دقیقه وقت شما را می گیرد، باید روی این مهارت بیشتر کار کنید.


23. چطور تقاضای ترفیع یا افزایش حقوق کنید

در برهه های خاصی از حرفه خود، فرصتی می یابید که به پست بهتری ارتقا بیابید یا افزایش حقوق بخواهید. ولی اغلب اوقات این موضوع اتوماتیک وار اتفاق نمی افتد. باید آن را درخواست کنید.


24. چطور سهام خرید و فروش کنید

چه یک سرمایه گذار ساده باشید چه کارمند، باید بدانید که چطور سهام، اوراق قرضه و ... را ارزیابی کنید و به اندازه ای هوشمند باشید که بدانید پولتان را کجا سرمایه گذاری کنید.


25. بدانید چه لباسی به شما می آید

تا قبل از 30 سالگی، باید بدانید که چه لباسی به شما می آید و چه لباسی نمی آید و آنقدر از خودتان شناخت داشته باشید که لباس هایی نپوشید که مناسب شما نیست. ساختن سبک شخصی و فقط خریدن لباس هایی که به شما می آید و مناسب شماست، زمان خرید شما را کاهش می دهد و در پولتان صرفه جویی می کند.


26. چطور آتش درست کنید

در عصر فناوری این هنر گم شده است. ولی دانستن اینکه چطور در شومینه منزل، در اردوی تفریحی و یا در منقل کباب پزی، آتش خوبی درست کنید، چیز بدی نیست. همیشه همه چیز برقی نیست که بخواهید فقط یک کلید را فشار دهید.

 

27. چطور اتومبیلی با باتری خراب را استارت بزنید

در نگهداری و تعمیرات خودرو نکات مثبت و منفی وجود دارد. ولی وقتی نوبت به استارت زدن خودرویی با باتری خراب می رسد، باید فرق بین بار مثبت و منفی را بدانید تا بتوانید بدون برق گرفتگی به جاده برگردید.


28. چه وقت به تلاش ادامه دهید و چه وقت بی خیال شوید

زندگی همیشه آسان نیست. وقتی سخت می شود، باید بتوانید تشخیص دهید که آیا بهتر است به کارتان ادامه دهید تا موفق شوید یا اینکه برای کم کردن ضرر و زیان، بی خیال قضیه شوید. اینکه بدانید کی و چطور این تصمیم را بگیرید بسیار مهم است.


منبع: برترین ها