جمعه, 27 مرداد 1396 18:59

جستجو در شبکه گسترده

اجتماعی

دلبستگی در فضای مجازی

 یکی از مشکلات فضا های مجازی سوء استفاده از روابط عاطفی و نیاز های عاطفی خانم ها می باشد این موضوع خصوصا در جوامعی مانند کشور ما که روابط جنسی حرمت و حیطه خودش را دارد بسیار مشاهده شده است در ادامه قصد دارم با استفاده از دو مقدمه ریشه این آسیب را بررسی نمایم.


majazi



مقدمه اول: توجه خانم ها به اطراف شنیداری است. بدین معنا گوش خانم ها بیش از سایر حس هایشان نسبت به دریافت پیام از اطراف حساس است. اما باید دقت داشت که وقتی متنی را مطالعه می کنید در حقیقت دارید آن را برای خود می خوانید و لذا خانم ها روی متنی که می خوانند بسیار بیشتر از آقایان حساس هستند و تاثیر بسیاری از آن می پذیرند. شبکه های اجتماعی نوشتاری هم از جمله مکان هایی است که برقراری ارتباط میان افراد با استفاده از نوشتار است و لذا خانم ها تاثیر زیادی از نوشته ها در این فضا می پذیرند. 


مقدمه دوم: خانم ها در کنار دنیای واقعی که در آن زندگی می کنند دنیایی مجازی دارند که در آن رویاها و اوهام خود را براورده شده می پندارند و سعی می کنند از زندگی در آن دنیا لذت کافی ببرند. این دنیا از آنجا که ساخته ذهن ایشان است همه چیزش مطابق خواست آنها می باشد و به عبارت بهتر این دنیا را آنگونه می سازند که دوست دارند. نکته جالب توجه اینجاست که ایشان در دنیای ساختگی خود واقعا زندگی می کنند. بعضاً پیش می آید به دلایل گوناگون آنقدر در این دنیای رویایی خود زندگی می کنند که تفاوتی میان آن و دنیای واقعی قائل نیستند و همه چیز را در آن واقعی می پندارند (در بسیار از موارد این موضوع پیش می آید که در حال حاضر قصد پرداختن به آنها را نداریم - موضوع معروف شاهزاده سوار بر اسب سپید مثالی از همین دنیای رویایی ایشان است) و اگر جایی از این دنیای رویایی و شیرین با واقعیت تضاد داشته باشد بسیار برایشان سخت می نماید و خود را شکست خورد می پندارند.


نتیجه: اگر به مقدمه یک دقت کنید خواهید یافت که یک رابطه عاطفی در یک شبکه اجتماعی عموما از یک نوشته یا چند نوشته که توسط آقایی در شبکه منتشر شده و تعمدا یا اتفاقا با روحیات خانم مطابقت دارد آغاز می گردد. (دقت بفرمایید که نوشته باید با روحیات خانم سازگار باشد این نوشته می تواند عاشقانه، عاطفی، سیاسی، یا حتی مذهبی باشد- مثلا نوشته ای در فراق کربلا یا ... -).


خانم (مجردی) که به دلایل گوناگون نیاز دارد شخصی با روحیات نزدیک به او را در کنارش داشته باشد پس از آنکه این روحیات آقا را مشاهده نمود سعی کند در دنیای رویایی خود برای او جایگاهی تعریف کند شاید به عنوان دوست، شاید به عنوان فردی که عاشق آن خانم است و یا حتی به عنوان خواستگار یا ... و با گذشت زمان و در در اثر مطالعه بیشتر نوشته های آقا در صورتی که خانم حس کند این هم خوانی ها رو به افزایش است جایگاه او را ارتقاء داده و سعی می کند بیشتر خود را به او نزدیک نماید. 


حال با عنایت به مقدمه دوم که بیان شد برخی از خانم ها دنیای رویایی خود را با دنیای واقعی منطبق می دانند متاسفانه یکی از موارد زیر رخ می دهد که عموما بسیار خطر ناک است: 


الف)  آقا از ابتدا قصد سوء استفاده و کلاشی داشته که با عنایت به غیر حضوری بود ارتباطات در شبکه های مجازی تشخیص آن بسیار سخت است و در این گونه از موارد احتمال سوء استفاده و مسائل بعدی بسیار بالا است.


ب) آقا از ابتدا قصد سوء استفاده نداشته اما با مشاهده سیگنال های مثبت خانم طمع کرده و می شود آنچه نباید ... 


ج) آقا قصد سوء استفاده نداشته و اتفاقا فردی پاک است اما به دلایل گوناگون (مانند عدم مناسب بودن شرایط، عدم متناسب بودن با خانم و ...) امکان ازدواج با خانم را ندارد و خانم که در دنیای رویاییش، خود و آقا را قرین هم یافته با شکست عشقی و عاطفی سختی روبرو می شود که ممکن است سال ها از آن رنج ببرد.


د) آقا قصد سوء استفاده نداشته و این رابطه عاطفی منجر به ازدواج می شود که مطابق آمار ها (و به دلایل عدیده) چنین ازدواج هایی چندان هم محکم نبوده و به احتمال زیاد منجر به طلاق می گردد.


چه باید کرد 1) دوست بزرگوار دقت کن که خدا همواره شاهد و ناظر توست و تو دام در محضر ذات اقدس او هستی. پس چنان باش که خدا از تو راضی باشد و از اعمال منافی خواست او پرهیز کن که او ذوالانتقام است 


چه باید کرد 2) دوست بزرگوار دقت کن که بسیاری از ازدواج های اینترنتی حتی در جوامع غربی که شهروندانش آنچنان هم بنایی بر دینداری ندارند شکست خورده و ابتر خواهد بود چه رسد به جامعه ما که مبنایش دینی است پس همواره مراقب خود باش که به طمع فاسد دلان گرفتار نشوی.


چه باید کرد 3) خانم محترم (به نمایندگی از جامعه آقایان و از آنجا که همجنسان خودم را بهتر از شما می شناسم؛ عرض می کنم) زیادند افرادی که با قلبی فاسد آمده اند که توی را بِدَرَند؛ و اصولا دوستی آقایان با خانم ها عموما ریشه در سوء نیت آنها دارد پس دقت کن که
«ای بسا ابلیس آدم رو که هست / پس به هر دستی نباید داد دست» 


چه باید کرد 4) خانم محترم یک اصل را همواره در نظر داشته باشد (البته عمومی نیست) و آن اینکه عموما افراد در شبکه های اجتماعی سعی می کنند آنطور که دوست دارند شخصیتشان را طراحی کنند نه آنطور که در واقعیت هستند. ممکن است آقایی خود را شوخ و خوش خنده جلوه دهد حال آنکه بسیار عصبی است و یا خود را مذهبی جلوه دهد حال آنکه اصلا بویی از دین و دیانت نبرده و ...


چه باید کرد 5) آقای محترمی که قصدت از حضور در شبکه اجتماعی سوء استفاده نیست مراقب باش که با اعمال، رفتار و نوشتار خود موجبات دلبستگی کسی را فراهم نیاوری که اگر اینطور شود مطابق قانون جذب خودت نیز چنان خواهی شد ...  


توجه1: امکان دارد عکس این اتفاق نیز بیافتد یعنی آقایی فریب خانمی را بخورد که البته بسیار کم پیش می آید.


توجه 2: مطالب فوق را کنار کمبود محبتی که متاسفانه به دلیل تعامل ناصحیح خانواده ها با دختران جوانشان در جامعه‏یمان زیاد شده و نیز بالا رفتن سن ازدواج و نیاز خانم ها به تکیه گاه و محبت بگذارید و ببینید که چه فاجعه ای در حال وقوع است.



و همه عرایضم یک ریشه دارد و آن اینکه:

 شبکه های اجتماعی مُولُود فرهنگ غرب است

و از اساس با فرهنگ ما سازگار نیست


منبع: به خوبی فکر کن..


شاد بودن را باید آموخت

 

اولین قدم در حرکت به سوی شاد بودن این است که بفهمیم شاد بودن چیزی است که باید آن را آموخت این در حالی است که سیستم تعلیم و تربیت مدارس یا حتی آموزشهای غیر رسمی ما تقریبا همه چیز غیر از چگونه شاد بودن را به کودکان یاد می دهند. پس از دانشگاه زندگی استفاده کنید و............


شادی از قلم نیفته!

یکی از نیازهای انسان در زندگی داشتن شادی است. انسانی که شادی نداشته باشد در انجام کارهای خود دچار مشکل می‌شود. شادی یک نیروی مضاعف درونی است که انسان را در انجام دادن فعالیت‌هایش کمک می‌کند و سبب می‌شود که با نشاط بیشتر به موفقیت برسد. انسان‌هایی که شادترند از نظر روحی و جسمی هم سالم‌تر هستند، یعنی شادی در سیستم بدنی افراد تاثیر دارد و سبب می‌شود که اعضای بدن بهتر به فعالیت خود برسند. امروزه برای کسب شادی روشهای مختلفی وجود دارد، هر مکتب و آیینی دستوراتی برای پیروانش برای بدست آوردن شادی دارد، هر پزشکی و روانشناسی نیز مریض خود را به روشی شاد می‌کند، اما باید دانست که هر روشی برای بدست آوردن شادی صحیح نیست. مثلا مسخره کردن دیگران و سرزنش آن‌ها و بدست آوردن شادی کار غلطی است. پس ما که مسلمان هستیم باید از روشهایی درست و تایید شده از دیدگاه دین مبین اسلام برای شاد کردن خود استفاده نماییم.

در ادامه برخی از روشهای شاد شدن و برخی از توصیه های اسلام در این زمینه  را از نظر می گذرانیم:

شاد بودن یک انتخاب است. افراد شادمان این را می دانند در حالی که افراد غمگین دایما با خودشان درگیر و گلاویز بوده که چرا نمی توانند به سادگی به یک حالت آسایش و نشاط ذهنی تغییر جهت دهند. اولین قدم در حرکت به سوی شاد بودن این است که بفهمیم شاد بودن چیزی است که باید آن را آموخت این در حالی است که سیستم تعلیم و تربیت مدارس یا حتی آموزشهای غیر رسمی ما تقریبا همه چیز غیر از چگونه شاد بودن را به کودکان یاد می دهند. پس از دانشگاه زندگی استفاده کنید و به تمرین شادی بپردازید و به یاد داشته باشید که:


-  زیاد لبخند بزنید. اگر لبخند زدن برایتان خیلی سخت است فراموش نکنید که حتی لبخند زدن مصنوعی هم بهتر و تاثیر گذارتر از داشتن یک چهره عبوس است.


- دور و بر افراد شاد زیاد بچرخید. بودن با افراد شاد، آموزش و فراگیر ی شاد بودن را برای شما تسهیل می کند. آدم های شاد فضای خوب و خوشی در اطراف شان دارند و توانایی شان برای غلبه بر چالش ها بیشتر از افرادی است که میل دارند یک گوشه بنشینند و احساس قربانی بودن داشته باشند. هرکس در زندگی خود افراد خاصی را دوست دارد و با آن‌ها راحت‌تر ارتباط بر قرار می‌کند و دیدن آن‌ها سبب شادی می‌شود. پس هرگاه که غمگین بودید به دیدن افرادی بروید که سبب شادی شما می‌شوند.

 

- جسم و روح تان را فعال نگه دارید. از خودتان فعالیتی نشان دهید.  به لحاظ جسمانی فعال بودن شما را شاد خواهد کرد. یک سری فعالیتهایی را که علاقمند به انجام شان هستید مشخص کنید و ببینید چطور حس و حال و خلق و خوی تان تغییر خواهد کرد. به فعالیتهای  ورزشی، پیاده روی صبحگاهی، رابطه با خداوند، قرآن خواندن و  نیایش کردن در ساعات اولیه روز و ... عادت کنید . هرچه زندگی ما قرآنی شود شادی و سرور بیشتر شده و موجب نزدیکی و قرب به خداوند می‌شود، همچنان که خودش فرموده هر کس می‌خواهد من با او سخن بگویم قرآن بخواند.


-خلاق باشید. خلاقیت شما یک روش عالی برای شاد بودن است. به چیزهای خلاقانه ای که افراد برای سرگرمی و یا تداوم حیات خود انجام می دهید فکر کنید و ببینید که این کار چقدر شما را شادمان می کند. نقاشی، خطاطی، آشپزی، مجسمه سازی، پخت انواع شیرینی، شعر گفتن، باغبانی و ..


-  در آغوش گرفتن. در آغوش گرفتن عزیزان یک راه دریافت کردن و بذل شادمانی است. تماس فیزیکی برای بهبود و پیشرفت شما الزامی است در آغوش گرفتن عزیزان مثل فرزند، والدین، خواهر و برادر و ...، یک راه منحصر به فرد در تماس فیزیکی با عزیزان تان است.


- مسافرت رفتن. یکی از روشهای بدست آوردن شادی؛ رفتن به مکان‌هایی است که باعث شادی ونشاط می‌شود؛ مثلا رفتن به حرم اهل بیت، امامزاده‌ها و یا مکان‌هایی که هرکس احساس شادی می‌کند. مسافرت رفتن نیز یکی از روش‌ها برای بدست آوردن شادی می‌باشد وقتی ما به مسافرت می‌رویم و مناظر زیبا را می‌بینیم باعث نشاط می‌شود البته برای مسافرت رفتن نیازی نیست که حتما پول زیادی داشته باشیم بلکه رفتن به یک روستا و یا رودخانه خود نیز باعث نشاط است.


شادی، خوشحالی

- وقتی شکست می خورید و زمین می خورید برای خودتان ثبت کنید که" این نیز بگذرد" و درباره یک آینده و فردای بهتر و درخشان تر فکر کنید.


-هدیه دهید. در دین مبین اسلام اهمیت زیادی به خانواده داده شده است و سفارشات مختلفی در مورد این نهاد مهم داده شده است. یکی از این سفارشات شاد کردن آنها می‌باشد که خرید هدیه و نیازهای زندگی یکی از روشهای شاد کردن آن‌هاست. البته باید توجه داشت هدیه دادن ارزش و اهمیت دارد و نه ارزش مادی آن بلکه آنچه که سبب خوشحالی خانواده می‌شود باید خریده شود گاهی یک شاخه گل نیز سبب خوشحالی می‌شود.


- کودک شوید. مانند کودکان برای حس جوانی و شادی و تازگی و طراوت، برخی کارهای کودکانه را انجام دهید. سرسره بازی کنید، بدوید، بالا و پایین بپرسید، آب بازی کنید و .. یادتان باشد که ما بازی کردن را به این خاطر که بزرگ شده ایم و رشد کرده ایم ترک نمی کنیم بلکه ما پیر می شویم زیرا بازی کردن و کودکانه زیستن را متوقف می کنیم.


- مهربان باشید. هر روز یک کار جدید را از سر خیر و لطف انجام دهید. این کار می تواند به سادگی گفتن یک حرف خوب، پیشنهاد کمک کردن به دیگران، اجازه پارک کردن به یک اتومبیل دیگر در محل پارک ما و .. باشد.


- قدردان باشید. تشکر کردن را تمرین کنید و با گفتن متشکرم به خاطر تمام آنچه که دارید ، قدرشناس باشید. برای موهبتهای خوب زندگی تان مانند تندرستی، شغل خوب، همسر و فرزندان، اقوام و دوستان، پدر و مادر و ..و هر چیز دیگر که فکر می کنید دارید، شکر گزار خداوند منان باشید.


- تصمیم بگیرید که زمان بیشتری را به انجام آنچه که برای تان مهم است و به شما احساس شادمانی بیشتری می دهد اختصاص دهید برای شاد بودن باید شادمانی را یک اولویت مهم زندگی تان در نظر بگیرید.


 

کارهایی که موجب دوام دوستی می شوند

اگر سعی کنیم بیشتر از اینکه حرف می زنیم به حرف های دیگران گوش کنیم، دوستان ما احترام و ارزش بیشتری برای ما قائل خواهند بود. بعضی از مردم نمی دانند که زیاد صحبت می کنند و این خوب نیست.

 

dosti

 

1.    کم حرف بزنید و زیاد گوش کنید

بیشتر مردم همیشه دوست دارند در مورد خودشان صحبت کنند. اما باید کمی محتاط بود. اگر همیشه در مورد خوشحالی ها، موفقیت ها، دردها یا مشکلات خود با دیگران صحبت کنیم، آنها از این همه خودخواهی ما عاصی خواهند شد.

اگر سعی کنیم بیشتر از اینکه حرف می زنیم به حرف های دیگران گوش کنیم، دوستان ما احترام و ارزش بیشتری برای ما قائل خواهند بود.  بعضی از مردم نمی دانند که زیاد صحبت می کنند و این خوب نیست. اما اگر جزو این دسته از افراد هستید حتما این توصیه فیلسوف رومی – اپیکتیتوس – را آویزه گوش خود کنید: «خداوند یک زبان و دو گوش به ما داده است. بنابراین، باید دوبرابر اینکه حرف  بزنیم، گوش کنیم.»

 

2.    کدام یک، حق به جانب بودن یا همدلی با دیگران مهم تر است؟

بسیاری از مشکلاتی که در دوستی ها رخ می دهند برای این است که می خواهیم همیشه غرور خود را حفظ کنیم و حق به جانب باشیم. سعی نکنید همیشه حرف آخر را شما بزنید. رابطه سالم در نتیجه برنده شدن در یک بحث بیهوده ایجاد نمی شود. سعی کنید عقب نشینی کنید: بسیاری از بحث ها و مشاجره ها واقعا بی ارزش و بی اهمیت هستند.

3.    سخن پراکنی نکنید

اگر برای رابطه دوستی خود ارزش و احترام قائل هستید نباید هرگز در مورد شکست ها یا مشکلات دوست خود پیش دیگران غیبت کنید. ممکن است این حرف ها به گوش او برسند. با این کار فقط رابطه دوستی خود را ضعیف می کنیم و شاید منجر به از بین رفتن آن بشویم. از غیبت کردن در مورد همه پرهیز کنید. به طور ناخودآگاه، مردم به فردی که در مورد دیگران صحبت می کند و نظر می دهد نمی توانند اعتماد کنند. اما برعکس، افرادی که هیچ گاه در مورد دیگران نظر منفی ندارند و پشت سر کسی حرف نمی زنند بیشتر مورد اعتماد و علاقه دوستان هستند.

4.    بخشش

بخشش، فقط یک کلیشه نیست، بلکه فاکتوری قدرتمند و مهم برای سالم نگه داشتن روابط است. بخشش واقعی زمانی پیش می آید که ما دوست داشته باشیم اتفاقات پیش آمده را فراموش کنیم. اگر یک روز طرف را ببخشیم و چند وقت بعد دوباره رفتار اشتباه او را یادآوری کنیم، این بخشش واقعی نیست. به این فکر کنید وقتی کار اشتباهی انجام می دهید تا چه اندازه دوست دارید دیگران شما را ببخشند و آن را فراموش کنند.

5.    بدانید چه زمانی باید سکوت اختیار کرد

اگر فکر می کنید دوست شما ایده نادرست و فکر اشتباهی دارد، لازم نیست با او مخالفت و بحث کنید. فقط ساکت باشید و اجازه دهید آنها کارهای خود را همان گونه که می خواهند پیش ببرند. درست نیست همیشه برای رفتارهای آنها احساس مسوولیت کنید. شما فقط می توانید از دوستان خود حمایت کنید اما نمی توانید به جای آنها زندگی و تصمیم گیری کنید.

 

6.    انگیزه درست داشتن

اگر به دوستی اینگونه نگاه کنید که چه سودی از آن عایدتان می شود، در اشتباه محض قرار دارید. اینگونه روابط همیشه با دودلی همراه و موقتی هستند. اگر از ایجاد یک رابطه به دنبال سود و منفعت خود باشید خیلی زود متوجه می شوید طرف مقابل نیز همین گونه می شود. این نوع روابط باعث ایجاد حس حسادت و عدم امنیت می شود. زمانی که احساس کنید طرف مقابل چیزی برای عرضه ندارد، این رابطه به راحتی از بین می رود. دوستی واقعی بر احترام و ارزش دوطرفه استوار است و به منافع شخصی افراد کاری ندارد.

7.    همدل و همزبان بودن

یکی از اساسی ترین راز های داشتن رابطه سالم، ایجاد همدلی است. به این معنا که همیشه مراقب تاثیر رفتار و گفتار خود بر دیگران هستید. اگر وقعا یکدل و همزبان باشید هیچ گاه مرتکب کاری نمی شوید که دوستتان از شما برنجد. وقتی همدلی و وحدت بین دو طرف وجود داشته باشد، هیچ گاه حسادت یا ناامنی پیش نمی آید. به طور مثال، اگر واقعا دوست خود را رفیق خود بدانید از موفقیت ها او خوشحال می شوید و هرگز دچار حسادت نمی شوید. با دیگران همیشه به گونه ای رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود. این شعار یک رابطه سالم است.

8.    شوخ طبعی

هیچ گاه خیلی جدی نباشید. سعی کنید همیشه بخندید و خود را برتر از دیگران فرض نکنید. شوخ و همردیف بقیه بودن احساس خوبی به دو طرف می بخشد. عزت نفس داشتن و شوخ طبعی بهترین درمان برای شرایط  ناگوار و ناراحت کننده در دوستی است.

 

9.    رابطه خود را خیلی تحلیل نکنید

داشتن یک رابطه سالم به این معنا نیست که بیشتر زمان خود را در اتاق مشاره و روانشناسی سپری کنیم. بلکه به این معناست که به دیگران کمی اهمیت دهیم و تاریخ تولد یا ازدواج آنها را به خاطر داشته باشیم. اما اینکه ساعت ها به تحلیل و آنالیز دوستی ها و رفتارهای دیگران بپردازیم، درست نیست. این باعث می شود همه چیز خیلی منطقی پیش برود، بهترین کار فراموش کردن تجربه های تلخ و رفتارهای ناشایست است. اینکه بیشتر زمان خود را به بحث و تفکرات منفی بگذرانید، سعی کنید شاد باشید.

10.    توجه و بی طرفی

دوستی سالم باید بر بی طرفی استوار باشد. مردم اصولا بی طرفی را با بی اعتنایی اشتباه می گیرند. اغلب مواقع، وقتی رابطه صمیمی با کسی داریم، دوست داریم تا آنها به روش هایی که ما می خواهیم رفتار کنند. اگر این کار را انجام ندهند احساس بدی به ما دست می دهد و سعی در عوض کردن آنها داریم. رابطه سالم مبتنی بر بی طرفی به این مفهوم است که پیشنهادهای خوبی برای طرف مقابل داشته باشیم اما اگر به آن ترتیب عمل نکرد، از او ناراحت نشویم.

 

اینترنت، دنیای دوست داشتنی


اغلب جوانان امروز، نسلی هستند که با اینترنت و در اینترنت بزرگ شده اند. اینترنت برای ما دنیایی مجازی نیست بلکه لایه ای از زندگی روزانه است که بر همه فعالیت هایمان گسترده شده.


اینترنت، دنیای دوست داشتنی همه ماست

این روزها همه از اینترنت بد می گویند. اینترنت را "دنیای مجازی" می خوانند در حالی که حقیقتا اینگونه نیست. شاید مفهوم دنیای مجازی سال ها قبل صحیح بود ولی امروزه دیگر کاربردی ندارد. اینترنت فضایی است که در آن زندگی می کنیم، درس می خوانیم، می آموزیم، دوست پیدا می کنیم، وقتی بیمار می شویم اولین کاری که می کنیم گشتن به دنبال علائم بیماری مان در اینترنت است، زندگی مان را به اشتراک می گذاریم و حتی گاهی نقاب هایی می زنیم تا خود واقعی مان را پنهان کنیم.

اینترنت و فضای وب در همه ابعاد زندگی ما تنیده شده است. در طی سال ها آموخته ایم چطور در این فضا تعامل داشته باشیم. چطور زندگی کنیم.

همان طور که فضای آفلاین برای خودمان حریم خصوصی قائل هستیم، اینجا هم حریم خصوصی برایمان بسیار مهم است. حواسمان هست هر حرفی را هر جایی نزنیم. عکس ها و اطلاعاتمان را هر جایی منتشر نکنیم. در هر سرویسی متناسب با آن سرویس رفتار کنیم. چون می دانیم اکنون رفتارها و عملکرد ما در این فضا، مجازی نیست و جزو رفتارهای اجتماعی ما به حساب می آید.

سال ها قبل، کاربران بیشتر سعی می کردند با اسم مستعار در شبکه های مختلف عضو شوند. این روند نه تنها در ایران که در همه دنیا در حال شکست خوردن است. کمتر کسی این روزها با اسم مستعار در شبکه های اجتماعی عضو می شود. چون مفهوم شبکه های اجتماعی دیگر مفهوم مستقلی از زندگی نیست بلکه جزئی از آن است و کابران می خواهند خود واقعی شان را آنجا نشان دهند.


ما به کمک اینترت چنان تعاملی با یکدیگر داریم که تا به حال در تمدن بشری سابقه نداشته است. با اینترنت از یکدیگر می آموزیم. با نگاه هایی متفاوت به جریانات و قضایا نگاه می کنیم. برای تحلیل یک موضوع می توانیم نقد صدها نفر از نقاط مختلف کره زمین، با فرهنگ ها و آیین های مختلف را بخوانیم. بهتر و بیشتر می اندیشم


ما به کمک اینترت چنان تعاملی با یکدیگر داریم که تا به حال در تمدن بشری سابقه نداشته است. با اینترنت از یکدیگر می آموزیم. مستقل و با نگاه هایی متفاوت به جریانات و قضایا نگاه می کنیم. برای تحلیل یک موضوع می توانیم نقد صدها نفر از نقاط مختلف کره زمین، با فرهنگ ها و آیین های مختلف را بخوانیم. بهتر و بیشتر می اندیشم. تبلیغات و رسانه ها آنچنان تاثیری بر روی ذهن ما ندارند. بدون توجه به دولت ها، می توانیم مستقیم با نظرات ملت ها اشنا شویم و فرهنگ و آیین خودمان را به ملت ها عرضه کنیم.

اینترنت و فضای وب به حافظه ای مشترک برای ما بدل شده است. وقتی شعری را نصفه و نیمه به خاطر می آوریم جستجو می کنیم و برایمان یاد آوری می شود. جزییات غیر ضروری را به خاطر نمی سپاریم. اعداد و تاریخ  دیگر مهم نیستند. می توانیم از این حافظه ی خارجی استفاده کنیم و به جای حفظ کردن، به درک عمیق تر مفاهیم بپردازیم.

اینترنت، دنیای دوست داشتنی همه ماست

در این فضا بی چشم داشت اطلاعات خود را به اشتراک می گذاریم. تجربیات خود را با دوستنمان قسمت می کنیم. مخصوصا در ایران که وبلاگ نویسی درآمد زا نیست و شغل محصوب نمی شود، افراد برای نوشتن یک مطلب آموزشی ساعت ها وقت می گذارند و آن را در وبلاگ، وبسایت و ویکی ها به اشتراک می گذارند.  لازم نیست برای هر چیزی تخصص داشته باشیم. با سرچ کردن در این فضا به تخصص دیگران دست رسی داریم. در واقع ما به یک خرد جمعی متصل هستیم.

مردم دنیا علاوه بر فرهنگ مخصوص به خودشان، دارای یک فرهنگ جهانی هم هستند. فرهنگی که به مدد اینترنت محقق شده است و مرز بندی میان آدم ها را کمتر کرده است. فرهنگی که ابتدا در بستر نوشتاری شکل گرفت و بعد از آن کم کم سایر محتواها به آن اضافه شد تا جایی که همه با هم در وبسایت های معروف جهان عکس می بینیم، کلیپ تماشا می کنیم، کتاب می خوانیم، میکروبلاگینگ می کنیم، نوشته هایمان را به اشتراک می گذاریم و زندگی می کنیم.

 

چرا يك مرد70 ساله با زني جوان ازدواج می‌کند؟

 

شاید راست می‌گویند که 40 سالگی اول چلچلی است و کمتر مردی است که بعد از میانسالی مجرد باشد و گرفتار عشق پیری نشود. اما این حس خوشایند و غیرمنطقی از کجا می‌آید و چه می‌شود که یک زن جوان و همه‌چیز تمام، مردی خسته و میانسال را به زندگی‌اش می‌پذیرد؟



سیلویو برلوسکنی، نخست وزیر پیشین ایتالیا، هنوز به طور رسمی با دومین همسر خود، «ورونیکا لاریو» ارتباط دارد، اما مدتی قبل خبر نامزدی خود را با «فرانچسکا پاسکاله» مجری 27 ساله تلویزیون تایید کرد. این سیاستمدار 76 ساله، تنها مردی نیست که با وارد شدن به سالخوردگی، عشق دختری جوان را در دلش راه داده است.

شاید راست می‌گویند که 40 سالگی اول چلچلی است و کمتر مردی است که بعد از میانسالی مجرد باشد و گرفتار عشق پیری نشود. اما این حس خوشایند و غیرمنطقی از کجا می‌آید و چه می‌شود که یک زن جوان و همه‌چیز تمام، مردی خسته و میانسال را به زندگی‌اش می‌پذیرد؟ اگر می‌خواهید از جادوی این عشق عجیب باخبر شوید، در ادامه این مطلب با ما باشید. دکتر صدیقه ترقی‌جاه، مشاور خانواده و استادیار دانشگاه، این راز را برایتان فاش می‌کند.

چرا يك مرد70 ساله با زني جوان ازدواج می‌کند؟

برلوسکنی تنها نیست؛ شان پن و اسکارلت جوهانسون هم یک زوج سينمايي بودند که با اختلاف سنی زیادی ازدواج کردند. پن از همسرش 24 سال بزرگ‌تر بود. وودی آلن هم با  دخترخوانده همسر سابقش که  ۳۴‌سال از وودی کوچک‌تر بود ازدواج کرد. مایکل داگلاس هم متولد ۱۹۴۴ است و همسرش کاترین زتاجونز، 25 سال از او کوچک‌تر است.



چرا مرد‌های پیر عاشق دختر‌های جوان می‌شوند؟

 پرونده گذشته‌اش سبک است

زنی که در دهه سوم زندگی‌اش است، احتمالا تجربه یک ازدواج شکست خورده و رها شدن با یک فرزند را ندارد. چنین زنی آنقدر در شکست‌های عاطفی غرق نشده که طراوتش را از دست بدهد و بخواهد معادله زندگی را با دو دو تا چهار تا کردن حل کند. این زن که به‌دليل کم بودن تجربیات عاشقانه‌اش، از خاطره یک رابطه از دست رفته رنج نمی‌کشد، خیلی راحت‌تر می‌تواند اعتماد کند و با ذهن پاک‌تری می‌تواند وارد یک جریان عاشقانه، آن هم با مردی که چند دهه از خودش بزرگ‌تر است، شود.

تحمل خستگی‌اش را ندارم

کمتر مردی است که در 70 سالگی، دوست داشته باشد با یک زن 60 ساله ازدواج کند. مرد‌ها دوست دارند همسر جوان‌تری انتخاب کنند تا نه‌تنها کمکی برایشان در روزهای خستگی و بیماری باشد، بلکه با شور و شوق جوانی‌اش، حال و هوای آنها را بهتر کند. تنها تعداد کمی از مردها هستند که با گرفتن یک تصمیم کاملا عقلانی، این واقعیت را می‌پذیرند که با وجود چند دهه اختلاف سنی، آینده خوشی در انتظار زندگی مشترک‌شان نخواهد بود.

من جوان‌ترین مرد روی زمینم

مردها با عبور از میانسالی به دنبال راهی تازه برای برگرداندن اعتماد به نفس‌شان می‌گردند و انتخاب یک همسر جوان، یکی از این راه‌هاست. آنها احساس می‌کنند با جذب یک همسر جوان، دیگران به شکلی دیگر به آنها نگاه می‌کنند. انگار با این انتخاب آنها سال‌ها جوان‌تر شده‌اند و با برد در چنین مسابقه‌ای به همه ثابت کرده‌اند که دود از کنده بلند می‌شود.

سخت نمی‌گیرد

دختران جوانی که هنوز سرد و گرم زندگی مشترک را نچشیده‌اند و با چالش‌های چنین ارتباطی روبه‌رو نشده‌اند، به همسر آینده‌شان نگاهی دیگر دارند. آنها گمان می‌کنند که عشق همه چیز است و با سختگیری درمورد برخی موضوعات جدی زندگی، برخلاف زنان بزرگ‌تر رابطه را به چالش نمی‌کشند. بسیاری از آنها دوست دارند عاشق باشند و خوش بگذرانند و اگر مردی بتواند این حس عاطفی و هیجانی را در آنها زنده نگه دارد، تا چند سالی به‌دليل کاستی‌هایی که دارد او را سرزنش نمی‌کنند.

چاره‌ای ندارم

وقتی یک مرد تنها و بدون شریک پا به دهه هفتم یا هشتم زندگی‌اش می‌گذارد، انتخاب برایش کمی سخت‌تر می‌شود. پیدا کردن همسری که هنوز برای شروع یک زندگی تازه طراوت داشته باشد و از نظر سنی به او نزدیک باشد، آسان نیست. انگار انتخاب‌های این مردها آنقدر محدود است که چاره دیگری جز یافتن همسری با چند دهه اختلاف سنی برایشان باقی نمی‌ماند.


چرا دختر‌های جوان عاشق مرد‌های پیر می‌شوند؟

نمی‌گذارد آب توی دلم تکان بخورد

درست است که این مردها حتی در دوران نامزدی و عقد برای همسر جوان آینده‌شان زيبا و مناسب هستند، ‌اما با ورود به زندگی مشترک، این جذابیت هم کمرنگ و کمرنگ‌تر می‌شود و آمار بالایی از طلاق و نارضایتی را به‌وجود می‌آورد. اما واقعیت این است که در دوره نامزدی، افراد خود واقعی‌شان را نشان نمی‌دهند و به تنها موضوعی که توجه می‌کنند، جلب رضایت طرف مقابل است. اما زندگی زیر یک سقف، دشوارتر و پرمسئولیت‌تر از این است که یک مرد بتواند با چند دهه فاصله سنی از پس آن بربیاید و همسرش را راضی نگه دارد.

پولدار و جا افتاده است

روبه‌رو شدن با مردی که از نظر مالی به موفقیت و ثبات رسیده، برای بيشتر زن‌ها خوشایند است. مردی که پا به میانسالی گذاشته، احتمالا شرایط مالی بهتری دارد و از خرج کردن پولش برای یک عشق جوان، ابایی ندارد. جیب قدرتمند این مرد‌ها، بسیاری از زنان را به سمت آنها جلب می‌کند و باعث می‌شود که در گرفتن پاسخ مثبت از زنی که با او اختلاف سنی زیادی دارد، موفق شود.

برایم پدری می‌کند

دخترانی که رابطه عاطفی محکمی با پدرشان نداشته‌اند و از حمایت و محبت پدرشان بی‌بهره بوده‌اند، احتمالا بیشتر به ازدواج با مردی مسن‌تر ترغیب می‌شوند. آنها بیشتر از آنکه به دنبال یک همسر و همراه باشند، دوست دارند دوباره پدری پیدا کنند؛ پدری که آنها را زیر پر و بال خود می‌گیرد و ترس‌هایشان را دور می‌کند.

او خوش‌تیپ‌ترین مرد روی زمین است

مردها در یک دوره سنی، ظاهری پیدا می‌کنند که برای بيشتر خانم‌ها جذابیت دارد. موهای جوگندمی و پوشیدن لباس‌هاي مرتب و متوازن، باعث می‌شود که گاهی بیشتر از دوران جوانی‌شان طرفدار پیدا کنند. همین ظاهر خوشایند کافی است تا زن‌ها در اولین برخورد پیشنهاد ازدواج آنها را رد نکنند و حتی به مردی که سال‌ها با آنها اختلاف سنی دارد، اجازه دهند که از پیشنهادش دفاع کند.

زندگی‌اش را به پایم می‌ریزد

مردهایی که اختلاف سنی زیادی با همسرشان دارند، دوست دارند به هر طریقی شریک زندگی‌شان را از خود راضی نگه دارند و با کوتاهی‌هایشان این فاصله را به همسر خود یادآوری نمی‌کنند. آنها نه‌تنها از لحاظ مالی چیزی را از زن جوان‌شان دریغ نمی‌کنند، بلکه با مدام به گردش و تفریح بردن او، جایی برای کسالت در این رابطه نمی‌گذارند.


منبع: مجله سیب سبز