اخبار روز

میزان مهریه دختر آیت‌الله مهدوی‌کنی‌

مسئول گزینش واحد خواهران دانشگاه امام صادق(ع) و دختر آیت‌الله مهدوی‌کنی‌ می‌گوید: مهریه‌ام ۱۵سکه بهار آزادی است؛ 14 تا به نیت معصوم و یکی به نیت حضرت ابوالفضل(ع)، چون پدر همسرم به شراکت با حضرت اباالفضل(ع) خیلی اعتقاد داشت.

خبرگزاری فارس: میزان مهریه دختر آیت‌الله مهدوی‌کنی‌/ علت تغییر فامیلی از حاجی‌باقری به مهدوی‌کنی

  •  

در این بحبوبه قرن بیست و یکم و ماشینی شدن زندگی بیشتر افراد جامعه تغییرات زیادی در سبک زندگی خانواده‌ها شاهد بودیم، چیزی که امروز به راحتی در معرض دیدگان همه ما قرار دارد، پیشرفت‌های مادی و علمی راحت‌تر شدن فضای زندگی و بمباران اطلاعات و رخنه فضای مجازی در عمق خانواده‌ها، فضایی را رقم زده است که می‌تواند آینده پرمخاطره‌ای را بیافریند.

در این میان بازگشت به سبک زندگی اسلامی و توجه به جایگاه خانواده و باز شناخت نقش والدین و فرزندان از دریچه معارف الهی و اهل ‌بیت(ع) به خصوص معارف رضوی می‌تواند مهم‌ترین پادزهر زندگی سبک غربی باشد، شاید شناخت الگوی امروزی که خود سبک زندگی اسلامی را در بطن امور جاری خویش لحاظ کرده است، بتواند ما را با این مهم آشنا سازد.

به همین منظور پای صحبت‌های یکی از بانوان فعال در عرصه حوزه و دانشگاه نشستیم که از قضا دختر آیت‌الله مهدوی کنی است،‌ بانویی که همراه با خانواده لحظات پر اضطراب قبل از انقلاب را تجربه است و در همان کودکی با پدرش که همواره از او به عنوان حاج آقا یاد می‌کند، در محل کار پدرش با همان چادر سیاه آستین‌دارش حضور یافته است، او آخرین فرزند از خانواده‌ای است که کسب معارف اسلامی از همان سنین کودکی برایشان مهم بوده است، دانش‌آموز زرنگی که به جای دندانپزشکی سر از ادبیات عرب درآورد، ‌در سوم دبیرستان با حجت‌الاسلام سیدمصطفی میرلوحی که هم‌‌اکنون عضو هئیت علمی و مدیر کل روابط عمومی و امور بین‌الملل دانشگاه امام صادق(ع) است، نامزد کرد، جالب اینجاست که بعد از ازدواج همسرش ملبس به لباس روحانیت شد، نخستین فرزندش در اولین سال دانشجویی‌اش به دنیا می‌آید، ‌اینک سه فرزند دارد و دانشجوی دکتری است، مسئول گزینش واحد خواهران دانشگاه امام صادق(ع) و نظارت و ارزیابی همایش هم‌اندیشی خانواده‌پژوهی در سیره رضوی است، بخش نخست گفت‌وگوی با مهدیه مهدوی کنی را در ادامه بخوانید:

در این گفت‌وگو این موارد مطرح شده است:

-علت تغییر فامیلی از حاجی‌باقری به مهدوی‌کنی

-خاطراتی از دوران قبل از انقلاب و ماجراهای تبعید آیت‌الله مهدوی‌کنی

-هنگامی که پسر حاج‌ آقا شجاعانه در برابر مأموران ساواک ‌ایستاد

-رفتارهای زیبا و ملایم پدر بهترین هدیه دوران کودکی‌ام بود

-علاقه‌ای که از دندانپزشکی به سوی ادبیات عرب رهنمون شد/ سوم دبیرستان ازدواج کردم

-دو پسرخاله‌ای که دامادهای دو آیت‌الله شدند

-اعتقاد داشتم که باید به دل بنشیند تا علاقه ایجاد شود

-میزان مهریه دختر آیت‌الله مهدوی‌کنی

-برای من روحانی شدن همسرم خیلی تفاوتی نکرد

-قبل از سن تکلیف با علاقه چادر سر می‌کردم

-آیت‌الله مهدوی‌کنی چگونه حجاب و عفاف را به دخترش آموخت

-لباس‌های ما شیک، به روز و در عین حال متین و سنگین بود و هست

*شما چندمین فرزند خانواده هستید؟

-سومین و آخرین فرزند

*همه فرزندان آیت‌الله مهدوی کنی دروس معارف خواندند؟

-بله! اما شاخه‌های مختلف، خواهرم که دختر بزرگ خانواده است، رشته علوم قرآنی دکتری دارد، برادرم دکتری فرهنگ و ارتباطات و بنده هم دانشجوی دکتری تاریخ اسلام هستم.

ماجرای ورود آیت‌الله مهدوی‌کنی به حوزه علمیه

*خانواده پدری‌تان مؤمن و مذهبی بودند؟

-بله، اما پدربزرگم روحانی نبود. کدخدای کن بود و علاقه خاصی به روحانیت داشت، پدر مادرم که روحانی بودند، از تهران به کن زیاد رفت‌وآمد داشت. پدربزرگم از علاقه زیاد نذر می‌کنند یکی از فرزندانش روحانی شود، به همین خاطر پدر من را نزد آقای برهان در مسجد لرزاده آوردند،  آقای برهان به پدربزرگم می‌گوید: این بچه‌‌ات را آوردی چه حسابی از او بکنی؟ حساب مالی! می‌خواهی از او به تو برسد، من به تو پیشنهاد می‌دهم او را وقف اسلام بکنی، پدربزرگم همانجا پدرم را به ایشان می‌سپرد.

*حاج آقا فعالیت‌های متفاوتی در نظام را تجربه کردند...

-بله! شاید حدود 20 پست را در انقلاب به عهده گرفتند که همچنان هم برخی از آن‌ها وجود دارد.

* شما از ابتدا در کن ساکن بودید؟

-نه! پدرم در 12 سالگی به تهران می‌آیندو مدتی در تهران ساکن می شوند و بعد برای ادامه تحصیل  به قم می‌روند، ما در کن زندگی نداشتیم، تنها مادربزرگ و پدربزرگ عموها و عمه‌هایم آنجا ساکن بوده و هستند.

*شما با آقای علی باقری فامیل هستید؟

-بله! پسر عموی بنده هستند.

*عمویتان در قید حیات هستند؟

-بله! عمویم زنده‌اند و همکار پدرم هستند و بازویی برای پدرم محسوب می‌شوند، البته بزرگتر از پدرم هستند، پدرم آخرین فرزند خانواده هست.

*حاج آقا چند تا خواهر و برادر دارند؟

- ۹ تا،  چهار تا خواهر و چهار برادر که پدر من فرزند یکی مانده به‌ آخرند.

*عمویتان که پدر علی باقری است، چند تا فرزند دارد؟

- ایشان شش فرزند دارد.

علت تغییر فامیلی از حاجی باقری به مهدوی‌کنی

*چرا فامیلی خانوادگی آن‌ها باقری است؟

-وقتی پدرم در قم بودند، به خاطر توسل زیادشان صاحب‌الزمان(عج)، دوستانشان ایشان را مهدوی خطاب می‌کنند، البته فامیلی اصلی‌شان حاجی باقری‌ است و شناسنامه همه ما مهدوی‌کنی هستیم.

*پدرتان هوای بچه ته‌تغاریشان را خیلی داشتند؟!

ـ متأسفانه یا خوشبختانه دو مرحله از زندگی حاج آقا را درک کردم، یکی دوران مبارزاتی سخت پدر بود که درست در آن زمان سه سال داشتم و ماجرای تبعید و زندان حاج آقا شروع شد و دیگری اوج مبارزاتشان بود که همزمان با وقوع انقلاب بود و هفت سال داشتم، حاج آقا اوایل انقلاب به خاطر کارهای سیاسی و مسئولیت‌های مملکتی مهم که داشت، در خانه خیلی حضورشان کم بود، گاهی اوقات شب‌ها وقتی به منزل می‌آمد، من خواب بودم و صبح‌ها زمانی هم به اداره می‌ر‌فت که ایشان را نمی‌دیدم.

در اینجا باید بگویم مادرم همیشه نقش مهمی را در زندگی من ایفا کردند و خلاء حضور پدر در منزل را برای ما پر کردند، الحمدلله مادر خیلی خوب این وظیفه را ایفا کردند، یعنی آن احترام خاصی که برای حاج آقا قائل بودیم، توسط مادر به ما منتقل شده بود و افکار ایشان به وسیله کانال مادر به ما منتقل می‌شد، اگر هم جایی به حضور فیزیکی حاج آقا نیاز داشتیم، می‌دانستیم مادرم هر چه می‌گوید، همان عقیده پدرم است.

*با این اوصاف شما متولد سال 51 هستید؟

-بله! مهر 51.

*‌تفاوت سنی شما با برادر و خواهرتان چقدر است؟

-با خواهرم 11 سال و با برادرم 6 سال تفاوت سنی دارم.

خاطراتی از دوران قبل از انقلاب و ماجراهای تبعید آیت‌الله مهدوی‌کنی

*از دوران کودکی خاطره‌ای یادتان است؟

-خاطرات کودکی من بیشتر به زمان قبل از انقلاب که مربوط به مشکلات نبود حاج آقا و رفتن ایشان به تبعید و زندان‌های ایشان است، آن روزهای تلخ در ذهنم خیلی پررنگ‌تر است، مثلاً یک کودک 5 ساله قاعدتاً باید یکسری خاطرات شیرین و تلخ داشته باشد، ولی وقتی یاد آن دوران می‌افتم ناخودآگاه گریه می‌کنم، پارسال در مدرسه‌ای که من تدریس می‌کردم فیلمی را از دوران زندانی حاج آقا مهدوی‌کنی پخش کرده بودند، در این فیلم خاطرات حاج آقا از روزهای زندان‌هایشان بیان شده بود، ‌همچنین مادر و خواهر و برادرم که درباره شرایطشان در آن زمان صحبت می‌کردند، بچه‌ها با دیدن این فیلم گریه می‌کردند، بعد بچه‌ها از من پرسیدند که چطوری این شرایط را تحمل می‌کردید؟! واقعاً الان خودم را در آن شرایط می‌گذارم خیلی دلم برای خودم می‌سوزد، چون خیلی صحنه‌های سختی بودند.

هنگامی که پسر حاج‌ آقا شجاعانه در برابر مأموران ساواک ‌ایستاد

اینکه مدام ساواکی‌ها به خانه‌مان هجوم می‌آوردند و حاج آقا را می‌بردند یا اینکه حتی مادر در خانه نبود و به منزل‌مان می‌آمدند. یکی از خاطراتی که بسیار برایم سخت است اینکه ساواکی‌ها پایشان را لای در می‌گذاشتند بعد با ماشین وارد حیاط می‌شدند تا همسایه‌ها متوجه نشوند، یک روزی ما بچه‌ها تنها در خانه بودیم که ساواکی‌ها هجوم آوردند، یادم هست که یکی از ساواکی‌ها من را بغل کرده بود و من مانند جوجه می‌لرزیدم، تمام خانه را بهم ریخته بودند، برادرم در آن موقع سنی نداشت، مردانگی به خرج داد و می‌گفت: لازم نیست با خواهرم مهربانی کنید، هر چه بخواهد برایش می‌خرم، آن روز مادرم روضه رفته بود، تا زمانی که مادر به منزل بیاید، رعب و وحشت غیرقابل وصف برایمان ایجاد کرده بودند که هنوز هم آن را به یاد دارم.

زمانی که سه یا چهار ساله بودم،  به بوکان یکی از شهرهای مرزی کردستان رفتیم که خیلی سخت گذشت، آنجا در خانه خادم یک مسجد زندگی می‌کردیم، زیرا پدر به این شهر تبعید شده بود، آنجا سه ماهی بودیم و چون به مدرسه نمی‌رفتم بیشتر با مادرم بودم، بنابراین بیشتر خاطرات دوران کودکی من همراه با انقلاب است، البته به خاطر آن همه فشارهای عصبی که در دوران کودکی به من وارد شد، مدت‌ها تحت درمان بودم و تا حدود سن چهارده پانزده سالگی سردردهایی داشتم که دکترها می‌گفتند برای دیدن آن صحنه‌ها و فشارهای آن دوران است، البته اکنون به شکر خدا من را استوار و محکم کرده است.

رفتارهای زیبا و ملایم پدر بهترین هدیه دوران کودکی‌ام بود

*از هدیه‌ای که پدرتان در کودکی برایتان خریده باشد، چیزی به یاد دارید؟!

ـ البته چون حاج آقا در تبعید بود، بیشتر دوستان پدرم جبران می‌کردند. یادم است یک عروسکی که تا چند وقت پیش هم داشتم، یکی از دوستان پدر خریده بود و خیلی عروسک زیبایی بود، آن موقع‌ تنوع عروسکی هم نبود، ولی عروسک زیبا با موهای طبیعی بود، البته فکر می کنم به خاطر جوی که آن زمان حاکم بود، بیشتر خانواده‌ها قناعت می‌کردند و اسباب بازی‌های من بیشتر از خواهر و برادرم به ارث برده بودم.

با این وجود هنوز آن عروسک خاص یادم هست که حتی اطرافیان تذکر می‌دادند که فلانی موقعی که بابا در زندان بود برای تو خریده بود تا غصه نخوری! این لطف دوستان پدر بیشتر را به یاد دارم.

جدا از هدیه‌های حاج آقا، بیشتر آن رفتارهای زیبا و ملایمش را به یاد دارم، یعنی خاطرم نمی‌آید که حاج آقا دستشان را بر روی ما بلند کند، اصلاً‌ اهل دست بلند کردن روی ما نبود، فقط کافی بود ایشان کمی چهره‌شان در هم رود؛ آن وقت بفهمیم که پدر چقدر از این رفتاری که انجام دادیم، ناراحت هست، البته باید بگویم که هنوز این رفتارهای زیبای ایشان برای من و برای کسانی که می‌خواهم مسائل تربیتی را برایشان بگویم، خیلی قشنگ‌تر از هدایای مادی بوده است.

*به کدام زبان بیشتر مسلط هستید؟!

-زبان عربی

* سفر خارج از کشور نرفتید؟

- چرا همراه همسرم حج تمتع رفتم.

*دوران تحصیل شما در کدام شهر بود؟

- من در تهران درس خواندم. وقتی من به دنیا آمدم، حاج آقا در تهران معروف بودند و در مسجد جلیلی در میدان فردوسی فعالیت داشتند، کسانی که شاید در گروه‌های اصلی تهران در انقلاب بودند، از مسجد جلیلی شکل گرفته بودند و بیرون آمده بودند، من آن زمانی به دنیا آمدم که حاج آقا اوج حضورش در مسجد جلیلی تهران بود. من مدرسه «رفاه» درس می‌خواندم که مدرسه ملی  اسلامی بود و توسط شهید بهشتی، شهید باهنر و شهید رجایی تأسیس شده بود، راهنمایی «روشنگر» رفتم، دبیرستان هم آنجا درس خواندم، البته خواهر و برادرم مدرسه علوی درس خواندند.

علاقه‌ای که از دندانپزشکی به سوی ادبیات عرب رهنمون شد/ سوم دبیرستان ازدواج کردم

*در دبیرستان در چه رشته‌ای تحصیل می‌کردید؟

-علوم تجربی، علاقه خیلی شدیدی به این رشته داشتم و به همین خاطر علوم تجربی را انتخاب کردم و با تعصب خاصی درس می‌خواندم، البته مدرسه روی من برای کسب رتبه برتر کنکور خیلی حساب می‌کرد و آینده‌ای خاص برای خودم ترسیم می‌کردم، به همین خاطر بود که برخی دوستان بعد از گذشت  سه چهار سال از لیسانسم فکر می‌کردند که دارم دندانپزشکی می‌خوانم! باورشان نمی‌شد که علوم انسانی می‌خوانم، زیرا علاقه‌ام به شیمی و دندان‌پزشکی بود، من شاگرد دوم تجربی در مدرسه روشنگر بودم،‌ اما تقدیرات طور دیگری رقم خورد، برای ورود به دانشگاه در رشته علوم انسانی شرکت کردم و امتحان دادم. البته برای اینکه من 17 سالگی ازدواج کردم و یک مقدار فضا متفاوت شد، حال و هوای ازدواج آمد و چون هنوز چیزی از ازدواج نگذشته بود که باردار شدم، در ماه‌های آخر بارداری کنکور دانشگاه دادم  و از آنجایی که دانشگاه امام صادق(ع) پردیس خواهران سال اولی بود که دانشجو می‌گرفت، در رشته ادبیات عرب قبول شدم.

*خانم مهدوی شما که یک دختر درسخوان و زرنگ مدرسه بودید چه شد تصمیم گرفتید سال سوم دبیرستان ازدواج کنید، با این تصمیم خللی در درس خواندن شما ایجاد نشد؟!

ـ ازدواج ما به نوع نگاه خانواده بر می‌گشت، یعنی هیچ مغایرتی در آن نمی‌دیدیم، اصلاً این طوری به ما تلقین شده بود، چون مادرم قبل از انقلاب تحصیل می‌کرد و ما دیده بودیم که ایشان در اوج سختی‌ها درس را کنار نمی‌گذاشت و برایمان طبیعی بود، خواهرم نیز 19 سالگی ازدواج کرده بود، در بستگانم هم می‌دیدم که این اتفاق برایشان افتاده و از درس عقب نیفتادند، البته برای من یک مقدار سریع‌تر بود.(خنده) البته یواشکی بگویم خودم دوست داشتم، یک علاقه شخصی هم بود و خانواده هم این موضوع را فهمیده بود.(خنده)

دو پسرخاله‌ای که دامادهای دو آیت‌الله شدند

*ماجرای آشنایی شما با حجت‌الاسلام میرلوحی چگونه بود؟

-ایشان از طریق همسر شهید مطهری به ما معرفی شدند، پسرخاله همسر من داماد آیت‌الله مطهری هست، یعنی دو تا پسرخاله داماد حاج آقا و آقای مطهری شدند، چون خیلی رفت و آمد با همسر آیت‌الله مطهری و خانواده‌شان داشتیم، من را معرفی کردند، وقتی معرفی کردند، با اینکه خانواده همسرم در اصفهان بودند، قسمت پیش آمد.

اعتقاد داشتم که باید به دل بنشیند تا علاقه ایجاد شود

*از جلسه اول آشنایی‌تان چیزی به یاد دارید؟

- من سعی کردم قبل از اینکه ایشان به خواستگاری بیاید، یک آشنایی‌ پیدا کنم، از افرادی که ایشان را می‌شناختند، یکسری سؤالات کردم و بعد ترسیمی از چهره ایشان برای خودم کردم، چون برای من در آن سن و سال چهره هم خیلی مهم بود، در جلسه اول درباره نظر ایشان درباره ادامه تحصیلات سؤال کردم، البته این را بگویم وقتی همسرم به خواستگاری آمد اعتقاد داشتم که باید به دل بنشیند تا علاقه ایجاد شود - البته نمی‌گویم عمومیت دارد- ولی واقعاً ایجاد شد، چون آن سیادت در چهره‌شان بود و بعد هم اخلاق و نگاه‌های محجوبانه‌ای که داشتند، من را مجذوب کرد.

در این جلسه من از ادامه تحصیلات خودم گفتم که باید برایم فراهم کنند، البته برایم مهم بود که خود ایشان تا کجا می‌خواهد ادامه تحصیل دهد و بعد آینده شغلی‌شان که چه تصمیمی داشت، برایم مهم بود.

*مادیات تا چه اندازه در تصمیم ازدواج شما نقش داشت؟

ـ همیشه تصورم این بود که اگر خانواده همسر بتواند تأمین بکند، خیلی بهتر است؛ یعنی اصلاً به این فکر نمی‌کردم، که حتما شغل خاصی داشته باشد، روی هر شغلی می‌رفتم می‌دیدم یک سری اشکالاتی دارد، اینکه می‌‌گفتند پدرشان می‌توانند تأمین خوبی نسبت به زندگی‌شان داشته باشند، برایم خوشایند بود، ما آن زمانی که ازدواج کردیم حقوقشان در سطح متوسط روی به پایین بود که ولی لطف خداوند در این باره همراه ما بوده است.

مهریه دختر آیت‌الله مهدوی‌کنی

*مهریه شما چقدر است؟

ـ 15 سکه بهار آزادی (14+1) به نام 14 معصوم و دیگری یکی به نام حضرت ابوالفضل(ع) بود، پدر همسرم خیلی اعتقاد به شراکت با حضرت اباالفضل(ع) داشت، البته آیینه و شمعدان، قرآن و حج واجب هم بود که حج واجب را هم بعد از 10 سال که از ازدواجمان گذشت، رفتیم .

*عروس چندم خانواده هستید؟

-سومین عروس، خواهرشوهر ندارم، ولی چهار تا جاری دارم.

* برادرشوهرتان هم در زمینه دینی فعال هستند؟

-نه! یکی از آنان بازاری است، دیگری مهندس پتروشیمی است و برادر دیگر همسرم پزشک است، برادر پنجم‌شان هم دکتری علوم قرآنی دارند و برادر آخر هم رشته فقه در دانشگاه خوانده است.

* شما در چه سالی ازدواج کردید؟ فاصله زمانی بین عقد و ازدواج شما چقدر بود؟

-خاطره ازدواج ماهم تلخ است هم شیرین، تلخ  زیرا مصادف با رحلت حضرت امام(ره) شد، ما آذر 67 نامزد کردیم و خرداد 68 در سالروز ولادت امام رضا(ع) قرار بود نزد حضرت امام خمینی(ره) برای خطبه عقد برویم که امام در همان زمان بیمار می‌شوند و خطبه عقد ما اوایل مرداد ماه انجام شد عروسی‌مان دو ماه بعد بود.

* چند فرزند دارید؟

-سه تا، دو تا پسر و یک دختر، دخترم کوچک است، سیدمحمدحسین، پسر دومم سیدعلی، دختر هم زهرا سادات.

*حاج آقا نوه‌های دیگر هم دارند؟

خواهرم دو تا فرزند دارد یک پسر و یک دختر که الان تحصیلات دانشگاهی‌شان را به پایان بردند، پسرش دکتر زهیر انصاریان و دخترش هم ضحی انصاریان هست که همین جا در دانشگاه امام صادق(ع) مشغول است، بچه‌های برادرم سه تا دختر هستند که آن‌ها در مقطع دبیرستان، راهنمایی و ته‌تغاری هم کوچک است که نامشان به ترتیب سَلما، اسماء و سَنا به معنای (درخشیدن) است.

*پس با حاج آقا انصاریان فامیل هستند؟

-بله! عمویشان است.

*رابطه حاج آقا با نوه‌هایشان چگونه است؟

-بچه‌ها خیلی خوشحالند از اینکه هر کدامشان می‌توانند مشکلات و درد ودل‌هایشان را به حاج آقا بگویند و حاج آقا حتماً وقتی را به آن‌ها اختصاص می‌دهند، یعنی بی برو و برگرد از همه آن‌ها سراغ می‌گیرند، بچه‌ها به حاج آقا بابا مهدوی می‌گویند، همیشه برای همه‌ آن‌ها وقت دارد.

*شما به این رابطه حسودی نمی‌کنید!

-نه! اتفاقاً لذت می‌برم، وقتی این جمع ایجاد می‌شود، من لذت می‌برم، اینقدر که فکر این را می‌کنم که اگر حاج آقا نباشد...(بغض شدید)

* چه زمانی بچه‌دار شدید؟

- پسر اولم یکسال بعد از ازدواجم به دنیا آمد، درست با هم 18 سال تفاوت داریم، پسر دومم که با برادرش هفت سال تفاوت دارد و دخترم هم نه سال با دومی تفاوت سنی دارد.

*پس همزمان با درس خواندن بچه‌داری کردید؟

ـ بله! با اولی لیسانس را گرفته بودم، تقریباً تاریخچه دانشگاه امام صادق پردیس خواهران با پسر اولم بوده، دومی وقتی درسم در مقطع کارشناسی تمام شد، در سال 75 به دنیا آمد، دخترم هم سال 84 که الان نه سالش است و به سن تکلیف رسیده است.

*در خانواده شما هم مرسوم است که جشن تکلیف بگیرید؟

-بله! إن‌شاءالله بعد از ماه صفر قرار است.

*برای دخترتان هدیه جشن تکلیف چی می‌خرید؟

-جشنی در خانواده می‌گیریم که خانواده و دوستان با بچه‌ها هستند و یک خانمی هم برای سخنرانی و یک مولودی‌خوانی است که البته هدایایی هم برای او می‌آورند، سعی می‌کنم یک وسیله مفید علمی و بازی یا مبلغی از سوی پدرش به او هدیه دهیم.

برای من روحانی شدن همسرم خیلی تفاوتی نکرد

*از اینکه همسرتان یک روحانی هستند، در زندگیتان از لحاظ مادی و اقتصادی مشکلی نداشتید؟

- آن زمانی که زندگی‌مان را آغاز کردیم، همسرم روحانی نبود، او در سال 76 روحانی شد که برهه‌ای از زندگی‌مان گذشته بود و دو تا بچه داشتیم، ولی کاملاً روحیه حاج آقا روحیه روحانی بود، فقط لباس نداشت، البته به من نگفته بود که می‌خواهد روحانی شود، آن زمان معاونت آموزشی دانشگاه الهیات را بر عهده داشت، چون دوره اولیه دانشگاه بود و زبانشان هم خوب بود، جاهای مختلف دعوت می‌شد، کاملاً رفتارهای روحانی، هر جایی دوست نداشت برود، مثلاً از اینکه بازار، پارک یا مکان‌هایی که برایش هدف خاصی نداشت، برویم خوشش نمی‌آمد، من قبل از اینکه لباس روحانیت بپوشد، خیلی چیزهایی که یک روحانی رعایتش را می‌کند از او دیده بودم، برای من روحانی شدن همسرم خیلی تفاوتی نکرد.

از آنجایی که دیده بودم پدرم مشغله زیادی دارد، وقتی ازدواج کردم، حقیقتش دوست نداشتم همسر روحانی شوم، چون فکر می‌کردم همسرم در خانه نباشد و سختی‌هایی که مادرم به دوش کشیده من هم به دوش بکشم، برایم یک مقدار سخت بود، گرچه عملاً همین اتفاق بدون لباس هم افتاد، ایشان اینقدر فعالیت‌های اجتماعی‌شان در لباس عادی زیاد بود که بعد از روحانیت هم خیلی تفاوت نکرد، من هم در این زمینه کم کم پخته شده بودم.

از آنجایی که تجربه دارم، وقتی مادرهایی می‌آیند و می‌گویند ما پسرمان می‌خواهد روحانی شود، یک دختر معرفی کن، می‌گویم: زیاد اصرار نداشته باشید که حتماً بگویید می‌خواهد لباس روحانیت بپوشد یک مدتی بدون لباس بروند و بیایند تا این آمادگی ایجاد شود و دختر ببیند برایش فرقی نمی‌‌کند، وقتی یک همسری با این خصوصیات اخلاقی و مذهبی انتخاب کرده است، عادت کند تا اینکه یک دفعه بیاییم به یک دختر 18 یا 19 ساله بگوییم، واقعاً سخت است، مخصوصاً کسی که در خانواده‌اش اصلاً روحانی نداشته سخت است، در مورد عروسم همین شد، پسرم اصرار داشت که لباس بپوشد، اولاً پدرم اجازه نمی‌داد و می‌گفت که باید تحصیلات‌تان به جایی برسد که لیاقت لباس روحانیت داشته باشید و بعد از مدتی که رفت‌وآمد داشت، لباس روحانی را پوشید.

* شما دوره کارشناسی، ارشد و دکتری را در کدام دانشگاه گذراندید؟

-زمانی که تحصیلات کارشناسیم به اتمام رسید، دانشگاه امام صادق(ع) کارشناسی ارشد نداشت و برای همین به دانشگاه تهران رفتم و در آنجا تاریخ و تمدن اسلامی خواندم، اکنون نیز در دانشگاه مذاهب دکتری می‌خوانم.

قبل از سن تکلیف با علاقه چادر به سر می‌کردم

*اشاره کردید که حضور پدر در منزل بسیار کم بوده است، هنگامی که به سن تکلیف رسیدید چگونه شما را با مفاهیم دینی آشنا کردند؟

ـ برایم تعریف کردند که من از دو سالگی چادری داشتم که سرم می‌کردم و هر موقع مهمان برای حاج آقا می‌آمد با همان چادر بغل حاج آقا می‌نشستم، البته یادم هست با همان چادر نمازم موقعی که حاج ‌آقا به مسجد می‌رفت اصرار داشتم که همراه ایشان بروم، یعنی از همان کودکی عاشق حجاب و چادر بودم، موقعی که پدر وزیر کشور بود، من هنوز به سن تکلیف نرسیده بودم، دوست داشتم محیط کار حاج آقا را ببینم، آن زمان سال دوم و سوم دبستان بودم، مادرم چادری برایم دوخته بود که آن زمان مد بود چادر آستین‌دار که مقنعه و چانه سرخود هم داشت و درزش تا پایین هم بسته بود، من این چادر را سر می‌کردم و همراه حاج آقا به وزارت کشور می‌رفتم.

آیت‌الله مهدوی‌کنی چگونه حجاب و عفاف را به دخترش آموخت

البته حاج آقا در عین حالی که حجاب را به ما یاد داده بود، ما را در انتخاب نوع حجاب باز می‌گذاشت  و به طرق مختلف حفظ حدود بین محرم و نامحرم را به من یاد می‌داد، به طور مثال در مسیر بازگشت به خانه در ماشین از من می‌پرسیدند امروز چه کسانی به دفتر آمدند، شما با آقای فلانی صحبت کردید؟ بابا بزرگ شده‌ای‌ها! با آن‌ها شوخی نکنی و بخندی! با خانم فلانی(منشی آنجا) باش، می‌خواهی دفتر کسی بروی- آقایانی که آشنا بودند و دفتر پدر می‌آمدند- حتماً مراقب باش با خانم فلانی بروی، با این وجود من فکر کنم، قشر روحانی آن زمان خیلی بسته‌تر بودند نه مانند حالا که سبک روحانیت تهران با قم تفاوت‌هایی دارد، ولی حاج آقا این تفکر را داشت که زن باید در اجتماع حضور داشته باشد، چه برای مادرم، چه برای خواهرم، خصوصاً این اعتقاد را برای من هم داشت، بنابراین در ابعاد اجتماعی‌ام با روحیه حاج آقا بزرگ شدم و حضور داشتم، اما در عین حال حدود شرعی و حجاب را همیشه به من گوشزد می‌کرد.

لباس‌های ما شیک، به روز و در عین حال متین و سنگین بود و هست

*خب نوع پوشش در بیرون خانه همان چادر مشکی بوده است، در منزل نوع پوشش و تنوع رنگ‌ها چگونه بود، یعنی حجاب بیرون با حجاب داخل خانه چه فرقی داشت؟

- در این رابطه، هماهنگی بین مادر و پدر حاکم بود، یکی از اساسی‌ترین عامل در نوع پوشش و حجاب ما رفتار و منش مادر بود که در تربیت ما خیلی مؤثر بود، حاج آقا اصلاً در جزئیات وارد نمی‌شد، اینقدر به مادر اطمینان داشتند که به طور غیر مستقیم در تمام انتخاب لباس‌ها واقعاً حضور داشت، اگر مادر در رابطه با نوع لباس انتخابی داشت و خرید می‌کرد، من هیچ وقت اختلافی در این باره بین پدر و مادرم ندیدم، مادرم اتفاقاً خو‌‌ش‌ سلیقه است، همه می‌دانند این فضای دانشگاه با سلیقه خود حاج خانم بوده، حاج خانم تا گل یک گوشه دانشگاه هم نظر می‌دهد، بیشتر از من باید از ایشان به عنوان یک بانوی موفق معرفی شود.

مادرم در زندگی و لباس پوشیدن هم همین طور بود، ما خیلی به روز بودیم، یعنی همیشه لباس‌هایمان از جنس و رنگ زیبا با حفظ قناعت تهیه می‌شد، مادرم مخارج خانه را در دست داشت، شاید کسی باور نمی‌کرد که با آن اوضاع روحانیت مادر من یک چنین زندگی باسلیقه‌ای را تدارک می‌بینند و بچه‌هایش را این قدر آبرومند بزرگ می‌‌کند.

گاهی اوقات در بعضی مجالس میهمانی دانشجویان باورشان نمی‌شود، ما این گونه لباس بپوشیم شیک، به روز و در عین حال متین و سنگین، آنان فکر می‌کنند مثلاً باید ما به گونه‌ای دیگر باشیم، در دانشگاه هم همین طور است، سرکلاس‌ها در دانشگاه شیک‌پوشی را هیچ وقت نفی نمی‌کنیم، شاید از شیکپوش‌ترین استادها خود ما باشیم، ولی سنگینی و متانت در پوشش را همیشه رعایت می کنیم.

من شخصاً ندیدم که خود حاج آقا نظر بدهند که شما این را نپوش، این طور نگرد، اصلاً طوری برایمان تدارک دیده بود که فکر می‌کردیم بهترین وضع را داریم و واقعاً به نظر من این رضایت نه با تعصب همراه بود و نه با دید تحجری که بعضی‌ها در اسلام دارند، مردم هم این وضع را می‌پسندند و مقبول مردم هم هست که یک دختر روحانی را این گونه ببیند، من تا حالا ندیدم که افسوس بخورند و بگویند شما دختر روحانی هستید!

اتفاقاً در خانواده‌ها الگو بودیم، حتی هنوز هم یک لباسی را می‌پوشم، می‌آیند از من می‌پرسند شما این را لباس را از کجا خریدی؟ گاهی اوقات باورشان نمی‌شود که فقط سلیقه در لباس خرج شده است. وقتی کمد لباسم را باز کنید تنوع رنگ و مدل را در لباس‌هایم مشاهده می‌کنید، اما با این وجود سعی می‌کنم حتی در خانه نیز رعایت پوشش شرعی را جلوی پسرهایم داشته باشم، خارج از خانه که شأن خودش را دارد.


منبع: خبرگزاری فارس ـ آزاده لرستانی


ناآرامی‌های ترکیه و آینده‌ی روابط تهران - آنکارا

ایران بر خلاف متحدین غربی و اروپایی آنکارا، با خویشتن‌داری معقولانه‌ی خویش در قبال نا آرامیهای ترکیه، ثابت کرد که حتی در شرایط سردی روابط، تهران به استقلال سیاسی ملت‌ها احترام گذاشته و مدافع جدی اصل عدم‌مداخله در امور داخلی کشورهاست.

خبرگزاری فارس: ناآرامی‌های ترکیه و آینده‌ی روابط تهران - آنکارا

  •  

رسانه‌ای شدن فساد مالی در ترکیه، که دستگیری گسترده‌ی افراد منتسب به رجب طیب اردوغان را در پی داشت، بزرگ‌ترین و متفاوت‌ترین چالش داخلی حزب عدالت و توسعه پس از سه پیروزی متوالی در انتخابات سراسری 2001، 2007 و 2011 به شمار می‌رود. حزب مذکور به علت اتخاذ مواضع و راهکارهای نوین در صحنه‌ی سیاسی ترکیه، همواره مورد انتقاد و هجمه‌ی احزاب سکولار و نظامیان کمالیست بوده است که آخرین نمونه‌ی آن اعتراضات پارک گزی در تابستان گذشته بود.

هرچند که تعداد معترضینی که طی هفته پیش و در مخالفت با فساد مالی دولت اردوغان به خیابان‌ها آمدند به مراتب کمتر از اعتراضات پارگ گزی بود، لکن ماهیت اعتراض اخیر اساساً متفاوت از مخالفت‌ها و عیب‌جویی‌های قبلی است.

شدت بحران اخیر به حدی بود که رجب طیب اردوغان مجبور به ترمیم کابینه شد و مهم‌ترین رقیبش (حزب جمهوری خلق) خواستار استعفای وی از سمت نخست‌وزیری گردید. این نوشتار در تلاش است تا با نگاهی بر ریشه‌های مختلف داخلی و خارجی بحران مذکور، تأثیرات آن را بر آینده‌ی ترکیه و روابط این کشور با جمهوری اسلامی ایران بررسی نماید.

1. ریشه‌های داخلی بحران

به رغم حاکمیت بیش از یک دهه‌ای حزب عدالت و توسعه بر سیاست ترکیه، اردوغان و هم‌فکرانش تازه فرصت پیدا کرده‌اند تا مظاهر و قوانین اسلامی را در سطح جامعه پررنگ‌تر سازند. طبیعتاً به واسطه‌ی محدودیت‌های موجود در ذات نظام سکولاریستی ترکیه و تداوم تسلط نظامیان بر نهادهای حاکمیتی دیگر همچون ارتش و دادگاه عالی کشور، در سال‌های اولیه‌ی حکمرانی، چنین امکانی وجود نداشت و حزب مذکور بیشتر درگیر اصلاحات نهادی و بنیادین بود.

لذا نام‌گذاری سومین پل در حال احداث بر روی تنگه‌ی بسفر به نام سلطان سلیم عثمانی و تأکید اردوغان بر تفکیک جنسیتی در خوابگاه‌های دانشجویی، از همان روزهای نخستین نخست‌وزیری اسلام‌گرایان مد نظر بوده است، لکن شرایط و ساختار سیاسی کشور مانع از اجرایی کردن آن‌ها بود.

در نتیجه، مخالفین حزب عدالت و توسعه معتقدند که تفاوت چندانی میان این حزب با اسلاف اسلام‌گرای خویش نظیر حزب «رفاه» و حزب «فضیلت» وجود ندارد و تمایل اولیه‌ی آن برای همکاری نزدیک با احزاب مخالف، نیرنگی بیش نبوده است.

با وجود این، اردوغان و همکارانش به یمن بهبود وضعیت اقتصادی ترکیه و پیشبرد اصلاحات سیاسی و فرهنگی در سطوح مختلف، توانسته‌اند در مقابل حملات زبانی و بعضاً عملی مخالفین و منتقدین سکولار خویش مصون باشند، اما رسوایی اخیر نه تنها از جانب دوستان قدیمی اسلام‌گرا برملا گردیده، بلکه ادعای پاک بودن حزب عدالت توسعه را نشانه گرفته است.[1]

نوک پیکان انتقادات از دولت اردوغان متوجه شخصیت اقتدارگرایانه‌ی وی است. نه تنها نظامیان سکولار، شخصیت مستحکم و غیرمنعطف اردوغان را نمی‌پسندند، بلکه برخی از هم‌فکران و هم‌قطارهای وی در حزب عدالت و توسعه نیز بر این باورند که لجاجت و یک‌دندگی اردوغان، آینده‌ی حزب عدالت و توسعه و اسلام‌گرایی در ترکیه را به خطر می‌اندازد.

در جریان اعتراضات شش ماه قبل، اردوغان حتی حاضر نشد از مردم به علت رفتار خشن پلیس عذرخواهی کند و بار چنین مسئولیتی بر دوش معاونش (بولنت آرینچ) افتاد. به لحاظ تیپ شخصیتی، رجب طیب اردوغان از آن دست از رهبران است که پذیرش شکست برایش دشوار است. به دنبال شکست سیاست ترکیه در بحران سوریه نیز اردوغان، بر خلاف عبدالله گل، رئیس‌جمهور و جمیل چیچک، رئیس پارلمان ترکیه، انعطافی از خود نشان نداد و بر مواضع پیشین خود پافشاری نمود.

دولت ترکیه با پذیرش استقرار سامانه‌ی موشکی پاتریوت در این کشور و ایفای نقش بازیگر نیابتی در بحران سوریه، قصد داشت تا نظر مساعد سردمداران کاخ سفید را برای قرارگیری در مرکز سیاست‌ها و راهبردهای امنیتی واشنگتن در منطقه جلب نماید؛ لکن با توجه به اختلاف‌نظرها، دموکرات‌های آمریکا ترجیح می‌دهند در تحولات جهان عرب، به ‌جای ترکیه، روی نفوذ سیاسی و اقتصادی عربستان سعودی حساب باز کنند.

2. ریشه‌های خارجی بحران

اردوغان ریشه‌ی مشکلات را در خارج از کشور جست‌وجو می‌کند و موج دستگیری‌های اخیر را تنها اقدامی جهت تضعیف حزبش در آستانه‌ی انتخابات شهرداری‌ها می‌داند. اتفاقاً این بار رهبر معترضین (فتح‌الله گولن) مقیم آمریکاست که این امر ادعاهای اردوغان را تقویت می‌کند. اگرچه سفیر آمریکا در ترکیه منکر هر نوع دخالتی از جانب کشورش شده است، لکن دلایل زیادی وجود دارد که نشان‌دهنده‌ی نارضایتی مقامات واشنگتن از سیاست‌های اردوغان است.

فراموش نکنیم دولت ترکیه در ماه‌های اخیر، سیاست نسبتاً مستقلی را از آمریکا در منطقه‌ی خاورمیانه دنبال کرده است. از انتقادات صریح اردوغان نسبت به رژیم صهیونیستی و حمایت آشکار آنکارا از حماس گرفته تا مخالفت با کودتای نظامیان مصر و عدم هماهنگی لازم در بحران سوریه، مصداق‌هایی از این اختلاف‌نظرها هستند.

دولت ترکیه با پذیرش استقرار سامانه‌ی موشکی پاتریوت در این کشور و ایفای نقش بازیگر نیابتی در بحران سوریه، قصد داشت تا نظر مساعد سردمداران کاخ سفید را برای قرارگیری در مرکز سیاست‌ها و راهبردهای امنیتی واشنگتن در منطقه جلب نماید؛ لکن به رغم اشتراک منافع کلی میان دو کشور، اختلاف‌نظر¬های عمیقی میان آمریکا و ترکیه در برخی از موضوعات و مسائل منطقه‌ای به چشم می‌خورد. دموکرات‌های آمریکا ترجیح می‌دهند در تحولات جهان عرب، به جای ترکیه، روی نفوذ سیاسی و اقتصادی عربستان سعودی حساب باز کنند. به عبارت دیگر، در نظر آمریکایی‌ها، عربستان گزینه‌ی مطلوب‌تری جهت دمیدن بر شعله‌های نفاق میان شیعه و سنی است.

ایالات متحده با اتخاذ چنین سیاستی در صدد است تا بدون پرداخت هزینه‌های قابل توجه، به اهداف بلندمدت خویش در منطقه، که همانا حفظ امنیت و موجودیت رژیم صهیونیستی و تحدید قدرت جمهوری اسلامی ایران است، دست یابد. اما یکی از مهم‌ترین مسائلی که صهیونیست‌ها را نگران کرده و بی‌اعتمادی آمریکایی‌ها نسبت به اسلام‌گرایان عدالت و توسعه را موجب گردیده، آماده شدن فضای لازم برای ترمیم سریع روابط آنکارا-تهران در سایه‌ی توافقنامه‌ی ژنو و احتمال گسترش آن به حوزه‌های امنیتی-اطلاعاتی است.

شکست سیاست ترکیه در قبال بحران سوریه، موجب گردید تا دولتمردان ترک، بیش از پیش به نقش و جایگاه جمهوری اسلامی ایران در سوریه و سایر تحولات منطقه‌ای پی ببرند و از فرصت به‌وجودآمده‌ی ناشی از تغییر دولت در ایران، در جهت بهبود و ترمیم روابط لطمه‌خورده‌ بهره گیرند.

در این راستا، عبدالله گل، که مواضع وی در مورد سوریه و رژیم بشار اسد ملایم‌تر از رفیق و هم‌حزبی قدیمی‌اش اردوغان است، سعی نمود با اشاره بر نقش غیرقابل انکار جمهوری اسلامی ایران در حل‌وفصل مسالمت‌آمیز بحران سوریه، نظر مساعد مقامات ایرانی را برای ازسرگیری رایزنی‌های دیپلماتیک و همکاری‌های امنیتی جلب نماید[2].

این اقدامات مثبت با سفر جمیل چیچک، رئیس پارلمان ملی ترکیه، به کشورمان در مهرماه و دیدار وی با مقامات بلندپایه‌ی ایرانی (دکتر روحانی، دکتر لاریجانی و حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی) و همچنین ملاقات عبدالله گل، رئیس‌جمهور ترکیه، با دکتر حسن روحانی، رئیس‌جمهوری ایران، در حاشیه‌ی نشست سالانه‌ی مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، فصل جدیدی در روابط دوجانبه‌ی تهران-آنکارا گشود که مسلماً مورد رضایت واشنگتن و تل‌آویو نیست.

اسلام‌گرایان که زمانی در برابر جریان‌ها و احزاب سکولار متحد بودند، اینک یکدیگر را نفرین کرده و به انتقام‌گیری مشغول هستند. این انتقام‌گیری‌ها می‌تواند با ایجاد شکاف در میان اسلام‌گرایان، موجبات شکست یا دست‌کم تضعیف حزب عدالت و توسعه را در انتخابات آتی فراهم کند.

3. تأثیر بحران اخیر بر آینده‌ی ترکیه

بحران اخیر نشان‌دهنده تحول بارزی در سیاست داخلی ترکیه است، زیرا جنگ قدرت میان اسلام‌گرایان (طرفداران فتح‌الله گولن با طرفداران رجب اردوغان)، تفسیرهای دوآلیستی از جامعه‌ی ترکیه را، که آن را صرفاً کشمکشی بی‌پایان بین کمالیست‌ها و اسلام‌گرایان توصیف می‌کنند، به چالش می‌کشد. اسلام‌گرایان که زمانی در برابر جریان‌ها و احزاب سکولار متحد بودند، اینک یکدیگر را نفرین کرده و به انتقام‌گیری مشغول هستند. این انتقام‌گیری‌ها می‌تواند با ایجاد شکاف در میان اسلام‌گرایان، موجبات شکست یا دست‌کم تضعیف حزب عدالت و توسعه را در انتخابات آتی فراهم کند.

اردوغان و همکارانش در حزب عدالت و توسعه، علی‌رغم سنگ‌اندازی‌های نظامیان، راست‌گرایان و کمالیست‌ها، برای اولین بار در تاریخ ترکیه توانستند در سه انتخابات متوالی، اکثریت کرسی‌های مجلس را کسب کرده و دولتی تک‌حزبی تشکیل دهند.

اما رسوایی اخیر، همراه با نارضایتی علویان ناشی از اتخاذ و پیگیری سیاست‌های مغرضانه علیه آن‌ها در داخل و خارج ترکیه (بحران سوریه)، می‌تواند با کاهش آرای حزب، بر تفوق اسلام‌گرایان خاتمه دهد. نظام سیاسی ترکیه، نوعی دموکراسی پارلمانی است که امکان تغییر در حزب حاکمه از طریق انتخابات را میسر می‌سازد. حتی در صورت ریزش جزئی آرای متعلق به حزب عدالت و توسعه، مردم ترکیه شاهد بازگشت به عقب و تشکیل دولت ائتلافی خواهند بود.

با توجه به سابقه‌ی منفی کابینه‌های ائتلافی در اواخر دهه‌ی 1990 و همچنین میزان اختلاف‌نظر در میان احزاب مختلف داخلی در ترکیه، می‌توان انتظار داشت که در صورت تشکیل دولت چندحزبی در این کشور، مردم ترکیه دوباره شاهد بی‌ثباتی سیاسی و متعاقباً مشکلات اقتصادی گسترده باشند. حتی این احتمال وجود دارد که برخی از سیاست‌ها و راهبردهای منطقه‌ای این کشور تغییر کند.

4. پیامدهای بحران اخیر بر روابط ترکیه با جمهوری اسلامی ایران

سفر اخیر احمد داوود اوغلو به تهران، جهت شرکت در اجلاس وزرای خارجه‌ی سازمان همکاری‌های اقتصادی (اکو)، فرصتی را فراهم آورد تا وی با دکتر ظریف، همتای ایرانی خویش و دکتر روحانی، رئیس‌جمهور کشورمان، دیدار کند و به تبادل نظر در خصوص مسائل مهم دوجانبه‌ای و منطقه‌ای بپردازند. این گفت‌وگوها از دو جهت حائز اهمیت بود؛اول، نخستین سفر یکی از مقامات ترکیه به تهران، پس از امضای توافقنامه‌ی ژنو در خصوص فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شد و دوم، متأثر از اعلام خودمختاری کردستان سوریه بود.

هم‌زمان با این گفت‌وگوها، سفیر ایران در آنکارا اذعان کرد که در راستای نزدیکی روابط دو کشور، سرویس‌های اطلاعاتی دو کشور همکاری‌های نزدیکی با هم دارند که در آینده تقویت نیز خواهند شد[3]. به نظر می‌رسد در نتیجه‌ی بهبود تدریجی روابط تهران-آنکارا از یک سو و افزایش تحرکات احزاب کردی در منطقه از سوی دیگر، یکی از سرفصل‌های جدید همکاری میان این دو کشور همسایه، تعاملات اطلاعاتی باشد که بیش از همه موجبات نگرانی و عصبانیت مقامات رژیم صهیونیستی را فراهم ساخته است.

به رغم همکاری‌های مختلف اقتصادی و سیاسی، جمهوری اسلامی ایران و ترکیه سابقه‌ی چندانی در زمینه‌ی همکاری‌های اطلاعاتی ندارند. خلأ موجود در این حوزه، از دلایل چندی نشئت می‌گیرد که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به عضویت ترکیه در ناتو و تعهداتی که این کشور در چارچوب این سازمان امنیتی دارد، اشاره کرد.

علاوه بر تعهدات سازمانی و چندجانبه، جمهوری ترکیه روابط نزدیک امنیتی و اطلاعاتی با مهم‌ترین دشمنان جمهوری اسلامی ایران (رژیم صهیونیستی و آمریکا) برقرار کرده است که این تعاملات محرمانه، همواره تهدیدی علیه منافع و امنیت ملی کشورمان تلقی می‌گردد. همین عدم هماهنگی اطلاعاتی مناسب میان دو کشور، موجب شده است تا گروه‌های تروریستی به راحتی در مناطق مرزی دو کشور نفوذ کرده و به اعمال خرابکارانه مبادرت ورزند.

در شرایطی که ارتش ترکیه، در نتیجه‌ی اصلاحات اردوغان تضعیف شده و قدرت تکرار کودتاهای سابق را ندارد و احزاب سکولار و ملی‌گرا نیز از توانایی لازم جهت شکست انتخاباتی حزب عدالت و توسعه برخوردار نیستند، تفرقه و انشقاق میان جریان‌های اسلام‌گرا، مناسب‌ترین شیوه جهت به زیر کشیدن اردوغان تلقی می‌شود.

تنش در روابط آنکارا-تل‌آویو، که از ماجرای کشتی مرمره و قتل 9 نفر از شهروندان ترکیه شروع شد، محرک اصلی همکاری‌های اطلاعاتی میان این دو کشور مسلمان و همسایه بوده است. هرچند که تحت فشار دموکرات‌های کاخ سفید، مقامات صهیونیستی مجبور به معذرت‌خواهی شدند؛ اما شکاف‌های موجود میان دو کشور به حدی عمیق است که تلاش‌های میانجی‌گرانه‌ی واشنگتن نیز مؤثر نبود و روابط دولت اسلام‌گرای ترکیه همچنان با رژیم صهیونیستی سرد است. ارتباط نزدیک مقامات ترکیه با گروه‌های فلسطینی نیز مزید بر علت شده است تا جناح تندروی حاکم بر اسرائیل، نسبت به نیات و سیاست‌های آتی ترکیه در منطقه بدبین باشد.

صهیونیست‌ها، که از شکل‌گیری همکاری‌های امنیتی-اطلاعاتی میان ایران و ترکیه هراس دارند، سعی داشتند با معرفی هاکان فیدان، رئیس جدید سازمان اطلاعات ترکیه، به عنوان چهره‌ای طرفدار ایران، جنگ روانی شدیدی علیه وی به راه اندازند و موجبات عزلش را فراهم سازند. اما دولتمردان و افکار عمومی ترکیه به این فضاسازی رسانه‌ای بی‌اعتنا بودند.

نهایتأ اسرائیلی‌ها از طریق روزنامه جوییش پرس (Jewish Press) که در آمریکا از سوی لابی‌های یهودی منتشر می‌شود، فیدان را تهدید به ترور کردند[4]. لذا به نظر می‌رسد که افشای فساد مالی اخیر و دامن زدن به شکاف‌های داخلی ترکیه، برگ دیگری از تخریب‌های صهیونیست علیه اردوغان باشد. تلاش برای مرتبط ساختن این بحران به مسائل کشورمان و متهم‌سازی دولت ترکیه به دور زدن تحریم‌ها، وزن این گمانه‌زنی را بیشتر می‌کند.

بحث همکاری‌های اطلاعاتی دو کشور از زمانی شدت گرفت که در ماه اکتبر (آبان‌ماه)، روزنامه‌ی واشنگتن‌پست مدعی شد که در اوایل سال 2012، ترکیه مشخصات مربوط به 10 نفر از ایرانیانی را که در خاک ترکیه با مأموران موساد جلسه داشته‌اند، تحویل دولت ایران داده است[5]. هرچند که دولت ترکیه بلافاصله این موضوع را تکذیب کرد، اما عصبانیت ترک‌ها از رفتار وحشیانه‌ی کماندوهای اسرائیلی در هجوم به کشتی مرمره، گمانه‌زنی در مورد صحت و سقم ادعای مزبور را دشوار کرده است.

ازسرگیری همکاری‌های دوجانبه و منطقه‌ای میان جمهوری اسلامی ایران و ترکیه، که تحت‌الشعاع محدودیت‌های ناشی از تحریم‌های بین‌المللی علیه کشورمان و اختلاف نظر دو کشور در بحران سوریه قرار گرفته بود، گام مثبتی در جهت توسعه‌‌ی ملی و ثبات منطقه‌ای به شمار می‌رود. این دو کشور همسایه می‌توانند در کنار همکاری‌های اقتصادی، به ویژه در حوزه‌ی انرژی، دور جدیدی از همکاری‌های سیاسی و امنیتی را شروع کنند که از اهم آن‌ها، هماهنگی‌های اطلاعاتی است.

خلأ همکاری‌های اطلاعاتی در روابط دو کشور، نه تنها لطمات و خسارات زیادی بر حاکمیت ملی و امنیت مرزی دو کشور وارد ساخته، بلکه با دامن زدن به سوءتفاهمات، موجبات بدگمانی و بی‌اعتمادی را در میان مقامات اطلاعاتی و امنیتی دو کشور فراهم کرده بود.

برای سال‌های متمادی، نظامیان سکولار و کمالیست‌های غرب‌گرای ترکیه، بدون در اختیار داشتن سند و مدرکی متقن، از این خلأ اطلاعاتی استفاده کرده و دولت جمهوری اسلامی ایران را به حمایت پنهانی از چریک‌های پ.ک.ک متهم می‌کردند. هماهنگی‌های اطلاعاتی میان دو کشور می‌تواند تسهیل‌کننده‌ی همکاری‌ها در حوزه‌های اقتصادی و سیاسی باشد. علاوه بر این، اطلاع‌رسانی متقابل میان ایران و ترکیه، فرصت عمل را از سرویس‌های جاسوسی صهیونیستی و غربی سلب کرده و به تثبیت روابط سازنده میان دو کشور کمک می‌نماید.

نتیجه‌گیری

به نظر می‌رسد که برخی خودسری‌های اردوغان و همکارانش در عرصه‌های داخلی و خارجی و همچنین تجدید همکاری‌های اقتصادی و سیاسی تهران-آنکارا، به ویژه صحبت از هماهنگی‌های امنیتی و اطلاعاتی میان دو کشور، همراه با عدم انطباق کامل سیاست‌های حزب عدالت و توسعه با ایالات متحده‌ی آمریکا و متحدینش در منطقه‌ی خاورمیانه (رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی)، موجبات بی‌اعتمادی غربی‌ها نسبت به آینده‌ی اسلام‌گرایان در ترکیه را فراهم ساخته است. در شرایطی که ارتش ترکیه، در نتیجه‌ی اصلاحات اردوغان تضعیف شده و قدرت تکرار کودتاهای سابق را ندارد و احزاب سکولار و ملی‌گرا نیز از توانایی لازم جهت شکست انتخاباتی حزب عدالت و توسعه برخوردار نیستند، تفرقه و انشقاق میان جریان‌های اسلام‌گرا، مناسب‌ترین شیوه جهت به زیر کشیدن اردوغان تلقی می‌شود.

اقدامات و سیاست‌های اردوغان در سطح داخلی، سکولارها، نظامیان و حتی برخی از اسلام‌گرایان میانه‌رو را نگران ساخته است. خیلی از مخالفین وی مدعی هستند که روزبه‌روز بر میزان اقتدارگرایی و خودرأیی اردوغان، به عنوان رهبر حزب عدالت و توسعه، افزوده می‌شود. بسته‌ی اصلاحاتی وی در مورد کردها و علویان نیز جامعه‌ی ترکیه را به دو قسمت موافق و مخالف تقسیم کرده است. اما فساد مالی اخیر محکم‌ترین ادله‌ی مخالفین و معترضین به شمار می‌رود و بر میزان قطبی‌شدگی سیاسی در داخل ترکیه خواهد افزود. این امر می‌تواند ثبات اقتصادی و روند رو به رشد ترکیه را کُند سازد و سیاست خارجی فعال این کشور را تضعیف نماید.

در سطح منطقه‌ای، عوامل مختلفی دولت ترکیه را متوجه ضرورت ترمیم روابطش با همسایگان خویش، از جمله جمهوری اسلامی ایران نمود که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به ناکامی ترکیه در اقناع آمریکا و هم‌پیمانش به مداخله‌ی نظامی در سوریه و تضعیف مدل دموکراسی ترکیه در اذهان عمومی مردم منطقه ناشی از اعتراضات اجتماعی طی سال 2013، اشاره کرد. بی‌طرفی جمهوری اسلامی ایران در جریان اعتراضات داخلی پارک گزی نیز مزید بر علت گردید تا ترک‌ها متوجه حسن‌نیت تهران در حفظ و ارتقای همکاری‌های امنیتی شوند.

بر خلاف متحدین غربی و اروپایی آنکارا، جمهوری اسلامی ایران با خویشتن‌داری معقولانه‌ی خویش در قبال این حوادث، ثابت کرد که حتی در شرایط سردی روابط، تهران به استقلال سیاسی ملت‌ها احترام گذاشته و مدافع جدی اصل عدم‌مداخله در امور داخلی کشورهاست.

ترکیه تنها کشور مهم منطقه بود که از توافق اولیه‌ی به‌وجودآمده میان ایران و گروه 1+5 استقبال کرد و تلاش نمود تا همگام با کاهش فشار تحریم‌ها، همکاری‌های اقتصادی خویش با همسایه‌ی شرقی خویش را گسترش دهد. در نقطه‌ی مقابل، روابط ترکیه با جهان عرب، در نتیجه‌ی کودتای مصر و اختلاف‌نظر با عربستان در سوریه، به سردی گرایید.

در سطح جهانی نیز به رغم حمایت اولیه‌ی آمریکایی‌ها از اسلام‌گرایان معتدل در ترکیه و تلاش برای معرفی آن‌ها به عنوان الگویی برای سایر کشورهای اسلامی، هماهنگی لازم میان آنکارا و واشنگتن در بسیاری از مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی به چشم نمی‌خورد. ستیزه‌جویی اردوغان در برابر صهیونیست‌ها اصلاً خوشایند آمریکایی‌ها نیست و تحرکات مستقلانه‌ی وی در سطح داخلی و منطقه‌ای، آن‌ها را نسبت به تداوم حکمرانی اردوغان بدبین کرده است.

عزم اردوغان در تغییر نظام سیاسی ترکیه از پارلمانتاریسم به جمهوری ریاستی، نگرانی‌های موجود از تکروی‌های وی را دوچندان ساخته است. بی‌شک اگر دست اردوغان در سطح داخلی بازتر شود، میزان استقلال عمل وی در عرصه‌ی خارجی نیز بیشتر می‌گردد.

با این حال و در نتیجه‌ی افشای فساد مالی، به احتمال زیاد حزب عدالت و توسعه در دوره‌های آتی انتخابات‌، با ریزش نسبی آرا مواجه شده و از قدرت چانه‌زنی داخلی و خارجی آن جهت تداوم اهداف و آرمان‌های خویش کاسته خواهد شد. بنابراین روابط رو به رشد ترکیه و جمهوری اسلامی ایران نیز می‌تواند تحت‌الشعاع بحران اخیر قرار گیرد؛ چرا که بحران مذکور هم ترکیه را درگیر مسائل داخلی خویش می‌سازد و هم هزینه‌ی تعامل این کشور با جمهوری اسلامی ایران را بالا می‌برد.

پی‌نوشت‌ها:

[1]. عنوان حزب عدالت و توسعه، به صورت مخفف «آک پارتی» است. از آنجا که واژه‌ی «آک» در زبان ترکی به معنی سفید است. طرفداران این حزب مدعی هستند که حزب مزبور از هر نوع آلودگی و انحراف پاک است.

[2] http://isna.ir/fa/news/92081106807/%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%DA%AF%D9%84-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B4-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A8%D9%87

[3] http://www.entekhab.ir/fa/news/139076/%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A7-5-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%81%D9%82-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D8%AF

[4]. http://www.ccsi.ir/vdcc.4qma2bq0ila82.html

[5]. http://www.ccsi.ir/vdcc.4qma2bq0ila82.html

سید مهدی جانفشان؛ کارشناس ارشد مطالعات خاورمیانه


منبع: برهان

 

مصر در آستانه انفجار است

با وجود اینکه دوران انتقالی بعد از مرسی از نظر فنی در حال طی شدن است و مثلا پیش‌نویس قانون اساسی تدوین شده و قرار است به زودی در همه‌پرسی تصویب شود، مصر مانند بشکه باروتی است که برای منفجر شدن منتظر یک جرقه است.

خبرگزاری فارس: مصر در آستانه انفجار است

  •  

شش ماه بعد از اعتراض‌های خیابانی همراه با کودتایی که به برکناری محمد مرسی از ریاست‌جمهوری مصر منجر شد،گره مناقشه سیاسی داخلی این کشور نه تنها باز نشده بلکه به نظر بازنشدنی می‌رسد. ژنرال‌هایی که مرسی را از قدرت برکنار کردند اکنون درنبردی موجودیتی برای بقا با اخوان‌السلمین درگیر هستند. ژنرال‌ها تاکید دارند که اخوان‌المسلمین باید نابود شود و با همین هدف این جنبش را سازمان تروریستی خوانده‌اند.

آنها این کار را می‌کنند چون می‌دانند اگر نکنند و اخوانی‌ها به قدرت بازگردند این ژنرال‌ها هستند که نابود می‌شوند. در همین حال گروههای شبه‌نظامی مستقر در صحرای سینا از برکناری مرسی به عنوان بهانه‌ای برای تشدید حملات و خشونت‌های خود استفاده می‌کنند و به حملات خود در غرب کانال سوئز افزوده‌اند. حتی سرسخت‌ترین مخالفان اخوان هم میان خود اختلاف جدی دارند و با خودشان درگیر هستند.

ائتلاف احزاب چپ‌ گرایی که علیه مرسی دست به اعتراض زدند و جنبش ضد اخوان را سازمان‌دهی کردند، با ارتش دچار اختلاف نظر شده‌اند و ارتش تهدید به دستگیری آنها کرده‌است. جنبش جوانان معترض علیه مرسی هم با دو گروه دیگر یعنی با احزاب چپ‌گرا و نظامیان دچار اختلاف شده‌است.

به این ترتیب با وجود اینکه دوران انتقالی بعد از مرسی از نظر فنی در حال طی شدن است و مثلا پیش‌نویس قانون اساسی تدوین شده و قرار است به زودی در همه‌پرسی تصویب شود، مصر مانند بشکه باروتی است که برای منفجر شدن منتظر یک جرقه است. اما چه چیز می‌تواند جرقه این بشکه باروت باشد؟ سه احتمال در این باره وجود دارد:

1-ترور یک شخصیت سیاسی بلندپایه

عبدالفتاح السیسی وزیر دفاع مصر که اکنون حاکم پشت پرده این کشور است، چهره اصلی کودتا علیه مرسی و سرنگونی اوست و در کانون خشم اخوان‌المسلمین قرار دارد. او همان کسی است که چند روز قبل از برکناری مرسی از قدرت، از مردم خواست برای اینکه اجازه انجام اقدامی قاطع را به ارتش بدهند به خیابان‌ها بیایند. این اقدام قاطع درواقع سرکوب‌ روزهای بعد بود که طی آن نزدیک به هزار نفر از هواداران اخوان‌المسلمین کشته شدند.

اخوان‌المسلمین حتی مرگ او را خواسته‌است. در اعتراض‌های خیابانی هواداران اخوان در ماههای اخیر، تصاویر سیسی درحالیکه بر روی آن نوشته شده‌بود خائن، در دست معترضان دیده می‌شود. ائتلاف ضدکوتا که از هواداران اخوان تشکیل شده اخیرا در توئیتر نوشته‌است: مردم خواستار اعدام قاتل هستند. اخیرا همچنین یک وب‌سایت طرفدار اخوان‌المسلمین حتی با هیجان گزارش داد که سیسی مورد سوءقصد قرارگرفته و برای درمان به عربستان سعودی رفته‌است. البته این خبر تکذیب شد.

اخوان‌المسلمین قبلا هم دست به ترور سیاسی زده‌است. ژنرال سیسی اکنون فرمانده عملیات نظامی است که علیه شبه‌نظامیان در صحرای سینا در جریان است. این شبه‌نظامیان مسئولیت عملیات ناموفق حمله به وزیرکشور مصر را در اوائل سپتامبر در قاهره به عهده گرفتند.

اگر سیسی ترور شود دو پیامد خواهد داشت. اول اینکه ارتش با سرکوبی شدیدتر علیه اخوان پاسخ این کار را می‌دهد. این همان اتفاقی است که در سال 1954 و بعد از سوءقصد ناموفق به جمال عبدالناصر صورت گرفت. اخوان‌المسلمین متهم به این حمله شدند و طی دو دهه بعد هزاران نفر از اعضای آن دستگیر، شکنجه و اعدام شدند. پیامد دوم این می‌تواند باشدکه رقابت میان مقامات امنیتی برای رسیدن به جایگاه ریاست‌جمهوری تشدید می‌شود. این موضوع باعث تشدید فضای خشونت و بی‌ثباتی در مصر می‌شود.

2-اعتراض و خشونت پای صندوق‌های رای

مصری‌ها به احتمال زیاد در همه‌پرسی قانون اساسی جدید در ماه ژانویه، این پیش‌نویس را تایید می‌کنند. هیچ همه‌پرذسی در تاریخ مصر تا کنون با نتیجه نه روبه رو نشده‌است. اما اخوان‌المسلمین و هوادارانش این روند را قبول ندارند و برای اعتراض و بر هم زدن آن برنامه ریزی کرده‌اند. آنها در بیانیه‌های خود تاکید کرده‌اند که شرکت در این رای‌گیری مثل مشارکت در خون‌ریزی است. ممکن است این اعتراض‌ها به خشونت منجر شود. خشونتی که نه تنها رای‌گیری را به تاخیر می‌اندازد بلکه نقطه ضعف دولت انتقالی مصر را هم به رخ می‌کشد.

3-حمله تروریستی در کانال سوئز

در ماه اوت، شبه‌نظامیان مستقر در صحرای سینا به سمت کشتی باری که پرچم پاناما داشت و از کانال سوئزمی‌گذشت، راکت شلیک کردند. ارتش مصر هم در واکنش به این اقدام دست به یک عملیات زمینی زد و امنیت این کانال را تقویت کرد. بعد از این واقعه ژنرال‌های مصری دریافتند که تامین امنیت کانال سوئز در روزگار جدید سخت‌تر ازگذشته خواهد بود.

شبه‌نظامیان صحرای سینا از حملات خود فیلم هم گرفته‌اند و برای نمایش قدرت، آن را منتشر می‌کنند. اگر حمله‌ای به کانال سوئز صورت گیرد تاثیرات ویران‌گری خواهد داشت. چنین حمله‌ای علاوه بر بی‌اعتبار کردن ارتش مصر در عرصه بین‌المللی، یکی از اصلی‌ترین منابع درآمدی دولت مصر را که با وجود درگیری‌های سیاسی اخیر همچنان دست نخورده باقی مانده، تهدید می‌کند.

دولت مصر در این شرایط به این منبع درآمدی بسیار نیازمند است. با وجود وعده کمک 12 میلیارد دلاری کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس به دولت مصر بعد از برکناری مرسی، ذخایر نقدی مصر در ماههای اخیر به شدت نزول کرده‌ و از 6/18 میلیارد دلار در ماه اکتبر به 8/17 میلیارد دلار در ماه نوامبر رسیده‌است. این درحالیست که دولت برنامه‌هایی را برای افزایش حداقل دستمزد کارمندان دولت و ادامه پرداخت یارانه نقدی اعلام کرده‌است.

اگر درآمدهای حاصل از کانال سوئز قطع شود یا حتی کاهش یابد، دولت توان عمل به تعهداتش را نخواهد داشت.مشکلات اقتصادی اکنون برای دولت مصر ضربه بزرگی است و می‌تواند به نارضایتی عمومی و شورش منجر شود.احتمال تحقق هرکدام از این سناریوها اگر چه اندک اما وجود دارد. ادامه وضعیت بی‌ثبات سیاسی مصر، احتمال وقوع این سناریو را بالا می برد.


منبع:سیاست ما 

 

صداوسیما ضد افراد نیست طرفدار انقلاب است

صداوسیما حق دارد به عنوان وکیل‌مدافع انقلاب در دروازه‌های خبری مقتدرانه عمل کند و اجازه نفوذ و تخریب ارزش‌ها را به هنجارشکنان ندهد. صداوسیما ضد افراد و اشخاص نیست، بلکه طرفدار انقلاب است.

 

خبرگزاری فارس: صداوسیما ضد افراد نیست طرفدار انقلاب است

  •  

با آغاز دوره ریاست‌جمهوری یازدهم، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی زودتر از رئیس‌جمهور، سفرهای استانی خود را کلید زد و در طول کمتر از سه ماه، به سه استان مازندران، کرمانشاه و کرمان سفر کرد. در این سفرها که بعضاً برخی معاونان وزارت‌خانه‌ها و استانداران، وی را همراهی می‌کردند، آیت‌الله به‌عنوان یک منتقد سیاسی ، انتقادهایی را نیز مطرح می‌ساخت که اپوزیسیون را به سر ذوق می‌آورد. هنگامی که وی در جمع مردم کرمانشاه با صدای بلند اعلام کرد:

مردم دیگر تحت تأثیر صداوسیما و جعبه‌ای که مطالب را با سانسور به مردم تحویل می‌دهد، نیستند»، تلویزیون «بی‌بی‌سی»، «صدای آمریکا» و «من‌وتو»از همه خشنودتر شدند؛ زیرا آن‌ها از زبان یک مقام رسمی، اعلام ورشکستگی سیاسی تلویزیون جمهوری اسلامی را می‌شنیدند؛ اما وی به همین کفایت نکرد و در دیدار دیگری اعلام کرد: با وجود حدود بیست کانال تلویزیونی در کشور چون مباحث، یک‌جانبه مطرح می‌شود، مخاطبان زیادی را جذب نمی‌کند. چراکه فحاشی، توهین و اهانت و هیاهو هیچ‌گاه پاسخ تفکر و استدلال نبوده و نخواهد بود.

تعبیر جعبه سانسور برای صداوسیما از جانب آیت‌الله، توهین به رسانه‌ای است که مقتدرانه در حوزه‌های آموزشی، مذهبی، سیاسی، فرهنگی و درخارج از کشور به‌عنوان بازوی قدرتمند دیپلماسی عمومی کشور فعالیت می‌کند.

اگرچه ممکن است به نحوه اطلاع‌رسانی، سرگرم‌سازی، آموزش و حتی برنامه‌های مذهبی صداوسیما انتقاداتی وارد باشد؛ اما این‌همه باعث نمی‌شود که کلیت این مجموعه را زیر سؤال برد و کارکنان سخت‌کوش و انقلابی آن را مورد بی‌مهری قرار داد.برای اینکه متوجه شویم آیا واقعاً مردم ایران آگاهی خود را از صداوسیمای جمهوری اسلامی می‌گیرند یا از سایر رسانه‌ها، لازم است نگاهی به چند رخداد مهم سیاسی کشور داشته باشیم:

1ـ حماسه 9 دی در سراسر کشور یکی از حماسه‌های ماندگاری است که قدرت و عظمت اعتماد و اتکای مردم به نظام و انقلاب را نشان داد. حضور این جمعیت میلیونی در صحنه را ابتدا باید ناشی از عنایت الهی دانست و در مرحله دوم هم باید به نقش بی‌بدیل رسانه ملی در افشای جنایت فتنه‌گران و به خروش آوردن ملت و قیام علیه آن‌ها اذعان کرد.

2ـ در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 92 بیش از 72 درصد مردم به پای صندوق‌های رأی آمدند و این اولین سالی بود که صداوسیما عهده‌دار تبلیغات محیطی شد و هر نامزد انتخاباتی، از طریق این رسانه صدها دقیقه با مردم سخن گفت. اگر مردم به صداوسیما توجه نداشتند، چه کسی بین مردم و کاندیداها پل ارتباطی ایجاد کرد؟! آیا بی‌بی‌سی، من‌وتو، فارسی‌‌وان‌ها و رادیوفردا بودند که مردم را به حضور در انتخابات تشویق می‌کردند؟!

3ـ در نظرسنجی‌هایی هم که مراکز تحقیقاتی غرب انجام دادند، باوجود گسترش ماهواره‌ها در ایران، هنوز صداوسیما اولین و معتبرترین رسانه در امر اطلاع‌رسانی است و نقش بی‌بدیلی در هدایت افکار عمومی ایران دارد.

4- هنوز یادمان نرفته است که در زمان فتنه 88 اوباما در جلسه کنگره آمریکا درباره تعداد کلیک‌ها و کامنت‌های صدای آمریکا و رادیو فردا چگونه از تأثیرگذاری رسانه‌هایش بر فتنه 88 دفاع می‌کرد، این در حالی بود که کنگره، آن رسانه‌ها را در مقابله با صداوسیما فاقد کار‌آمدی لازم برای ادامه اغتشاش می‌دانست.

اگر مردم، تلویزیون نمی‌بینند، پس مبنای تحلیلی دفاع‌شان از انقلاب و ارزش‌های اسلامی از کجا تأمین می‌شود؟ آیا رسانه‌های صهیونیستی ـ آمریکایی در دفاع از ارزش‌های اسلامی سخن‌پراکنی می‌کنند؟

5ـ در یک سال گذشته ماهواره‌های عرب‌ست، اینتل‌ست و یوتل‌ست، شبکه‌های تلویزیونی ایران را در آمریکا، اروپا، آسیای میانه، آفریقا و... تحریم کرده‌اند و مهم‌ترین بهانه آن‌ها، اثرگذاری این رسانه‌ها و پیام‌های قدرتمندشان بر تحولات جهان است. شبکه‌های تلویزیونی جمهوری اسلامی در یک نبرد قدرتمند رسانه‌ای در حمایت از جنبش‌های اجتماعی در انگلیس، آمریکا و فرانسه اثرگذار بودند، در تحولات بیداری اسلامی تأثیرگذار هستند، در تحولات سوریه و بحرین نیز به‌خوبی نقش ایفا می‌کنند.

در عرف رسانه‌ای، قوانین درون‌سازمانی و برون‌سازمانی هر رسانه‌ای مهم‌ترین منشور برای پیام‌رسانی و ارتباط با مخاطب است و این قوانین باعث می‌شود که یک رسانه دارای چارچوبی منسجم باشد که هیچ‌گاه آن را ترک نکند. اکنون برخی رسانه‌های جهانی همزمان با آغاز سال میلادی، یکصدمین سال انتشار خود را جشن می‌گیرند.

اگر پیام‌های این رسانه‌ها، تحلیل محتوای کمی و کیفی شود، باوجود تغییر و تحولات جهانی و داخلی، تغییرات اندکی در راهبرد رسانه‌ای آن‌ها مشاهده می‌شود؛ زیرا ماهیت کار رسانه‌ای به داشتن یک تفکر منطقی و هدایت آن است.

کسانی که به رسانه‌های فتنه حق می‌دهند که علیه ارزش‌های انقلاب اسلامی شبهه‌سازی کنند، باید به صداوسیما نیز حق بدهند که به این شبهات پاسخ گوید. صداوسیما حق دارد که به برخی دیدگاه‌ها و افراد مسئله‌ساز مشروعیت ندهد، صداوسیما حق دارد به عنوان وکیل‌مدافع انقلاب در دروازه‌های خبری مقتدرانه عمل کند و اجازه نفوذ و تخریب ارزش‌ها را به هنجارشکنان ندهد. صداوسیما ضد افراد و اشخاص نیست، بلکه طرفدار انقلاب است و در این مسیر، همواره ثابت‌قدم بوده و در مقابل تهدیدات و تطمیع‌ها کوتاه نیامده است و نباید کوتاه بیاید.

 محمدحسین مصطفایی


منبع: بصیرت

 

چه نهادی میتواند حکم به فیلترینگ بدهد؟

فضای فراگیر مجازی و تعدد نهادهای مختلف در ارتباط با این فضا همواره این سوال را به ذهن متبادر می‌سازد که به راستی چه کسی مسئول توسعه و راه‌اندازی زیرساخت‌ها و چه کسی مسئول بسط و گسترش سرویس‌های این حوزه است؟

filtering
 
پاسخ به این سوالات که شاید با حضور وزارتی چون ارتباطات و فناوری اطلاعات ساده باشد و نتیجتا این وزارتخانه را به عنوان متولی این امور معرفی کند، اما هیچگاه نمی‌تواند در زمینه تصمیم‌سازی و برخورد با این فضا نیز رأی محکمی را صادر کند زیرا نهادهای بسیاری حضور دارند که از ابعاد اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در ارتباط با این فضا هستند و اگر قرار باشد حکمی در ارتباط با آن صادر شود، خود را حداقل در مقام تصمیم‌گیر خواهند دید.

در کشور ما نیز همچون سایر نقاط دنیا، تصمیم‌سازی در ارتباط با برخورد و سیاست‌گذاری برای این فضا هم‌پای بسط و گسترش زیرساخت و سرویس‌هاست و چه بسا اعمال نظر و سیاست‌گذاری از موضوعات سخت‌افزاری و زیرساختی سبقت بگیرد و نقش‌اش حائز اهمیت‌تر شود.

بر این اساس نهادهایی چون شورایعالی فضای مجازی، وزارت ارتباطات، کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه و برخی نهادهای امنیتی و نظامی نقشی پررنگ‌تر خواهند داشت.

یکی از این موارد، فیلترینگ و اعمال نظر در برخورد با تکنولوژی‌های نو و بدیع است که توسط اعضایی از این بخش‌ها صورت می‌گیرد اما اینجا هم سوالی پیش می‌آید که آیا تنها نهادهایی چون کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه قادر به اعمال فیلترینگ و محدودیت برای سایت‌های مضر و در واقع لیست‌های سیاه هستند یا ارگان دیگری هم می‌تواند در این زمینه ورود کند و بنا به نظر خود، سایتی را فیلتر یا سرویسی را محدود کند؟

این کارگروه در پاسخ به این سوال می‌گوید که براساس مواد ۲۱ تا ۲۳ قانون جرائم رایانه‌ای، کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه جهت هماهنگی نهادهای مختلف در انجام مأموریت‌های قانونی و با حضور نمایندگان این نهادها تشکیل شده است لذا هرگونه دستوری مبنی بر فیلتر، مسدودسازی یا هر اقدام قانونی دیگری در زمینه جرائم رایانه‌ای از طریق این کارگروه اعلام خواهد شد.

اما این کارگروه در برابر سوال دیگری مبنی بر اینکه پس نهاد یا سازمان دیگری نمی‌تواند بدون اجازه کارگروه دستور فیلتر یا مسدودسازی را صادر کند؟، عنوان می‌کند: البته چنانچه شکایت خصوصی از تارنمایی در یکی از محاکم یا مراجع قضایی مطرح گردد، مقام قضایی رسیدگی کننده به پرونده نیز می‌تواند دستور پالایش یا مسدودسازی تارنمای مربوطه را صادر نماید. به جهت ایجاد هماهنگی، اکثر این دستورات نیز از طریق دبیرخانه کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه که در دادستانی کل کشور مستقر است، ابلاغ می‌گردد.


منبع: خبرگزاری تسنیم