بارداری و کودک

روانشناسی نقاشی کودک

نقاشی زبان کودک است. کودکان برخلاف بزرگسالان، از طریق نقاشی کشیدن، قصه گویی، بازی کردن و ... شناخته می شوند.


naghashi1



آیا کودکان از کشیدن نقاشی مقصودی دارند؟

بله، زیرا همه ی کودکان با کشیدن نقاشی، گونه ای از احساسات داخلی خود را بیان میکنند. به طوریکه با ملاحظه ی نقاشی آنها می توانیم به احساسات درونی آنها پی ببریم و آنها را درک کنیم.

آیا کودک شما از کشیدن نقاشی لذت می برد؟

در صورتیکه کودک، خود به کشیدن نقاشی علاقه داشته باشد، از کشیدن نقاشی لذت می برد. اما اگر کودک را به کشیدن نقاشی مجبور کنند، او اینکار را از روی علاقه انجام نمی دهد، بلکه سعی می کند این کار را از روی نفرت انجام دهد.

آیا کودک از خط خطی کردن کاغذ، منظور خاصی دارد؟

به نظر ما بیشتر به سن کودک بستگی دارد. اگر کودک سن کمی داشته باشد، خط خطی کردن کاغذ برای سنین او، یک کار عادی به شمار می آید و او سعی دارد با نقاشی کردن، احساسات درونی خود را بروز دهد. اما اگر کودک این کار را در سنین بالا انجام دهد، معلوم است که به وسیله ی خط خطی کردن نقاشی خود، می خواهد نفرت خود را نشان دهد.

چگونه از روی نقاشی می توان به میزان اعتماد به نفس فرد پی برد؟

اگر کودک تمام صفحه ی دفتر یا ورق خود را به وسیله ی نقاشی پر کند، معلوم است که از اعتماد به نفس بالایی برخوردار است و حضور خود را در میان جمع احساس می کند. اما اگر کودک، تنها گوشه ای از تمام صفحه را پر کند، معلوم است که وی از اعتماد به نفس کمتری برخوردار است.

آیا کودکانی که یک یا دو نفر از اعضای خانواده خود را از نقاشی حذف می کنند، می خواهند منظور خاصی را به حضور ما برسانند؟

بله، زیرا کودک هر چه یکی از اعضای خانواده خود را به خود نزدیک تر بکشد، می خواهد علاقه ی خود را نسبت به آن فرد نشان بدهد. اما اگر هر چه آن فرد را از خود دورتر بکشد، نشان دهنده ی نفرت کودک نسبت به فرد است.


منبع: وبلاگ فسقِلی ما


باربی، به دست من چادری شد!

زانوهای باربی‌ام شکست... چون با من نماز میخوند و من، وقت تشهد برای اینکه روی دو زانو بشینه، زانوهاش رو تا ته خم می‌کردم...


باربی

تقریباً الان همه می‌دانند كه «باربی»، یکی از سلاح‌های موثر تهاجم فرهنگی استعمار برای کودکان و حتی بزرگسالان است که خیلی از اهداف خود را با این اسلحه پیش می‌برد که فقط یک نمونه‌اش، الگوسازی در ناخودآگاه ذهن کودکان ماست.

وقتی خاطره‌ای را در این باره می‌خواندم، از تدبیر ساده اما موثر یک مادر خردمند و مومن، غرق شعف شدم که چطور یک تهدید به نام باربی را برای فرزند خودش، تبدیل به یک فرصت کردند.

این خاطره جالب را با هم بخوانیم:

عروسک باربی رو وقتی کلاس سوم بودم شناختم...

دست و پاش 90 درجه کج و راست می‌شد و انگشتای ظریفی داشت ...

و این برای من که عاشق چیزهای کوچولو و ظریف (مثل خونه کوچیک، ماشین کوچیک) بودم، رویا بود...

خونه یکی از دخترهای افه‌ای (فخر فروش) فامیل بودیم که برای آب کردن دل من، کمد عروسك‌های باربی‌ خودش رو بهم نشون داد...

باباش وقتی سفرهای دریایی می‌رفت، یکی از این‌ها رو براش می‌آورد...

عید اون سال، مامانم بعد از اصرار فراوان، برام یکی از اون عروسك‌ها رو با تمام وسایلش خرید...

اون سال من به تکلیف رسیده بودم و باربی من، لباس درست و حسابی نداشت...

مامانم وارد بازی کردن من می‌شد و می‌گفت: «آخه اینکه این‌طوری نمیتونه بره بیرون...»

و براش یك شلوار و چادر نماز و یه چادر مشکی دوخت با مقنعه...

فکر می‌کنید چی شد؟

زانوهای باربی‌ام شکست...

چون با من نماز می‌خوند و من، وقت تشهد برای اینکه روی دو زانو بشینه، زانوهاش رو تا ته خم می‌کردم...

و طبعاً یک باربی آمریکایی، عادت به دو زانو و چهار زانو نشستن نداره و اصلاً خم شدن زانوهاش تا این حد طراحی نشده...

من بعد از اون زمان، 5 یا 6 تا باربی دیگه خریدم و همه اون‌ها بعد از دو روز زانو نداشتند!

فکر می‌کردم كه من چقدر تحت تأثیر این عروسک بودم؟

مامانم یك کاری کرد که من فکر کنم بازیه.

ناخن‌های عروسك رو با هم کوتاه کردیم، چون می‌رفت مدرسه.

لاک‌هاش رو پاک کردیم...

موهاش رو بافتیم.

مثل خودم چادر سرش کردم.

و نماز جمعه هم می‌رفت...

مامانم، خیلی ساده، نذاشت كه من مثل باربی بشم، چون باربی مثل من شد...


منبع: باشگاه خبرنگاران


فهماندنِ ارزش پول به کودکان

آیا دوست دارید فرزندانی تربیت کنید که ارزش پول را می دانند؟


kodak pol


هیچ گاه برای آموزش ارزش پول به کودکان زود نیست، اما بهتر است تا زمانی که شمردن را یاد نگرفته اند، صبر کنید. هنگامی که به خوبی حساب و کتاب را یاد گرفتند، می توانید در مورد پول و پس انداز آن به آنها آموزش دهید.

در مورد راه های مختلف خرج کردن پول با او صحبت کنید......
باید به کودکان تفاوت بین خواستن و نیاز را بیاموزیم. بنابراین، در بحثی آزاد در مورد چارچوبهای ذهنی خود که هنگام خرج کردن پول دارید، با او صحبت کنید. می توانید هنگامی که آنها را با خود به سوپرمارکت می برید، این موقعیت را به کلاس درس برای آموزش تفاوت خواسته ها و نیازها تبدیل کنید. طوری رفتار کنید که او متوجه شود شما قیمت ها و ارزش هر کدام از محصولات را مقایسه و بهترین و مناسب ترین را انتخاب می کنید.

به آنها اجازه بدهید پس انداز کنند......
هنگام خرید اسباب بازی برای فرزندان خود، از پول توجیبی هفتگی آنها استفاده نکنید. در خانه، هنگامی که فرصت دارید و آنها نیز سوالاتی دارند، در مورد پول هایشان با آنها صحبت کنید. اجازه دهید همین پول های کم خود را به دلخواه خود تقسیم کنند. به این ترتیب، آنها مقداری از پولشان را داخل قلک پس انداز و باقی آن را برای خرید وسایل یا خوراکی های مورد علاقه شان خرج می کنند. به آنها کمک کنید تا بدانند با این کار چقدر پول را می توانند در طول یکسال پس انداز کنند و تصویر خوبی از آینده را در ذهنشان بسازید.

کمک کنید تا اهداف مالی برای خود تعریف کنند......
هنگامی که فرزند شما درخواست خرید اسباب بازی دارد، می توانید از این فرصت برای آموزش تعیین هدف مالی به او استفاده کنید. آنها با این کار تشویق می شوند پس انداز کنند و درک می کنند که پس انداز کردن پول، عادت رضایت بخشی است. بدون شک، آنها این مساله را در موارد دیگر نیز همچون تمایل به خرید یک کتاب در فروشگاه، رعایت خواهند کرد و تصمیم میگیرند آیا پول خود را خرج یا آن را پس انداز کنند؟ این مساله روی اهداف اولیه آنها نیز تاثیرگذار است.

اجازه دهید خودشان تصمیم بگیرند......
اجازه دهید کودک شما خودش تصمیم بگیرد، حتی اگر او این پول را برای خرید یک اسباب بازی بی ارزش خرج کرد هم در تصمیم گیری او دخالت نکنید. پس از آن، می توانید با رعایت موارد ذکر شده، با او در مورد خوب یا بد بودن تصمیماتی که اتخاذ می کند و اینکه می تواند پول خود را برای خرید موارد بهتر و ارزشمندتر هزینه کند، با او صحبت کنید. از آنها بخواهید تا پیش از خرید، حتما در مورد آن وسیله تحقیق کنند؛ مثلا می توانند از دوست خود در مورد بازی جدیدی که خریده است سوال بپرسند، بررسی ها موجود در مورد محصول را مطالعه کنند.


منبع: وبلاگ فسقِلی ما


درمان بدغذایی کودکان

بد غذایی کودکان مشکل بسیاری از مادران است. اگر کودک شما بد غذاست و میلی به خوردن نشان نمی دهد، بهتر است ریشه مشکل را پیدا کنید.


bad ghaza


معمولا کمتر کودک سالمی پیدا می شود که در طول روز میلی به خوردن نداشته باشد. قبل از آنکه قضاوت کنید، به این سوال ها جواب دهید؛ آیا همیشه و در تمام ساعت های روز به خوردن بی میل است؟ چه مواد غذایی ای را میپسندد؟ فقط گوشت و سبزیجات نمیخورد یا اهل خوردن بیسکویت و اسنک هم نیست؟

اگر فرزندتان بد غذاست، برای درمان او می توانید از توصیه های زیر کمک بگیرید:

1. در مورد محتویات غذاها برایش حرف بزنید:
مثلا بگویید سبزی بخور چون برای سلامت تو مفید است. آنچه می توان در رابطه با غذا به کودکان زیر 9 سال فهماند، در مورد رنگ، بو یا مزه غذاست. مثلا اگر کودک شما «خامه» دوست دارد، سعی کنید به او نشان دهید که دلیل رنگ، بو یا مزه غذایی که برایش آورده اید، خامه ای است که در آن ریخته اید و خامه را به او نشان دهید.

2. غذاها را به اشکال و طعم های مختلف درست کنید:

سعی کنید هر بار شکل تازه ای از همان ماده غذایی را جلوی فرزندتان بگذارید. اگر سری به رستوران چینی بزنید، می بینید که یک نوع ماهی را به اشکال و با رنگ ها و مزه های مختلف برایتان سرو می کنند و شما دوست دارید از هرکدام مقداری بخورید.

3. ظاهر غذا را باب میل کودکان کنید:

بچه ها سبزیجات نمی خورند چون سبزیجات نه مزه خاصی دارد نه ته دلشان را می گیرد! اگر می خواهید مثلا فرزندتان سبزی بخورد، آن را در کنار مواد غذایی سیر کننده سرو کنید. سعی کنید بشقاب غذا را آنگونه که دوست دارد، تزیین کنید. مثلا اگر فرزندتان گوجه فرنگی را در سالاد کنار می گذارد، آن را رنده یا پوره کنید و به سس سالاد بیفزایید.

4. به زمان گرسنگی او توجه کنید:

فرزندتان بهتر از شما می داند گرسنه است یا نه. اگر او را مجبور به خوردن کنید، تنظیم اشتهای درونی او به هم می ریزد. اگر فقط چند قاشق غذا می خورد و بعد دلش دسر می خواهد، به او سخت نگیرید. اجازه بدهید لذت خوردن در او شکل بگیرد.

5. دوباره به او غذا بدهید:

تحقیقات نشان داده اگر کودکی غذایی را چند بار بچشد، احتمال آنکه به مرور به خوردن آن علاقه مند شود، زیاد است. تا 5 بار، یک ماده غذایی را به یک شیوه طبخ کنید و عکس العمل فرزندتان را ببینید. اگر نخورد، نحوه طبخ و رنگ و بوی آن را تغییر دهید و دوباره امتحان کنید.

6. فرزندتان را در آشپزی دخالت دهید:

بچه ها مواد غذایی آشنا را راحت تر می خورند. هنگام طبخ غذا اجازه دهید فرزندتان هم بر کار شما نظارت کند و ببیند مواد غذایی خام چطور می پزند. حتی می توانید او را در آشپزی دخالت دهید. مثلا هویج ها را بدهید تا بشوید یا تخم مرغ ها را بشکند. هویداست که کودکان آنچه خودشان پخته اند، با رغبت بیشتری می خورند.

7. دور هم غذا بخورید:

غذا خوردن فقط برای سیر شدن و جذب کالری نیست. غذا خوردن سر میز غذا همراه با خانواده اهمیت بیشتری دارد. جز در شرایط استثنایی، به کودک جداگانه غذا ندهید. معمولا میل به خوردن در کنار اعضای خانواده بیشتر می شود.

8. برای او الگو باشید:

تحقیقات نشان داده است وقتی مادر یا پدری قبل از دادن غذا به فرزندشان از همان غذا میخورند، 80 درصد کودکان رغبت بیشتری به خوردن نشان می دهند. اگر خود شما از خوردن سبزی ها، خودداری میکنید، مسلماً فرزندتان میلی به خوردن از خود نشان نمی دهد.

9. برای فرزندتان چند پیشنهاد داشته باشید:

در هر گروه غذایی 2 انتخاب به فرزندتان بدهید؛ مثلا بپرسید هویج می خورد یا نخود فرنگی؟ ترجیح میدهد غذایی با گوشت قرمز بخورد یا گوشت مرغ؟ دوست دارد غذایش کبابی باشد یا سرخ شده؟

10. به او توجّه کنید:

ما انسان ها به مرور یاد می گیریم نه تنها برای فرو نشاندن گرسنگی، بلکه برای کنترل احساساتمان غذا بخوریم. این عادت بد را از همان بچگی در فرزندتان پرورش ندهید. مثلا چون بهانه گیر است، دستش بستنی ندهید. اگر از شما دلگیر شده، برایش آبنبات نخرید. اگر به او بگویید هویجت را بخور تا برایت شیرینی بخرم، فکر می کند هر بار به عنوان هدیه باید ماده غذایی شیرین دریافت کند. این کار اشتباه است. نباید هیجان و احساس را با گرسنگی که یک نیاز غذایی است، آمیخت.


منبع: وبلاگ فسقِلی ما


تربیت فرزند

معنای اصطلاحی تربیت، عبارت است از: رشد دادن یا فراهم کردن زمینه رشد و شکوفایی استعدادها و به فعلیت رساندن قوای نهفته یک موجود.


tarbiat



از این رو تربیت انسان که از کودکی و در محیط خانواده شکل و ریشه می گیرد و زیر نظر والدین کودک قرار دارد تا تربیت کودک به نحو احسن صورت بگیرد. این نشان دهنده نقش بسیار مهم والدین در تربیت کودکان می باشد. والدین باید با شناخت و به کار گیری روش های صحیح تربیتی دوران کودکی، فرزندان خود را به نحو احسن زیر سایه تربیت خود قرار دهند.


گوشه گیری کودکان و انزواطلبی از آشنایان، نشانه اجتماعی نبودن آنان تلقی می شود. به نظر اغلب والدین گوشه گیری در اصطلاح به غریبی کردن تعبیر می شود و به تدریج رفع خواهد شد. با این حال گوشه گیری، تنها نشانه اختلال در رشد شخصیت اجتماعی کودک نیست.

ناسازگاری، بد خلقی، رفتارهای هیجانی به ویژه میان جمع، زود رنجی، خجالتی بودن، قهر کردن مکرر و بی دلیل، مرافعه هنگام بازی با گروه همسالان و... نیز می تواند نشانه اجتماعی نبودن باشد و دردسر ساز شود.


مهارتهای اجتماعی شدن در کودکان از مشاهده الگوهای رفتاری اطرافیان ناشی می شود. به همین دلیل است که کودک را آینده رفتار والدین می دانند. کودک احترام گذاشتن، منظم بودن، محبت کردن، نحوه سخن گفتن و حتی شیوه بازی کردن را از والدین می آموزد. در حقیقت مناسبات خانوادگی را باید پایه مهارت های اجتماع کودک دانست.

گاه رفتاری که از سوی والدین عادی و حتی روزمره تلقی می شود، بر روان کودک تاثیر منفی میگذارد و به اشکال مختلف او را از یادگیری و به کاربردن مهارت های اجتماعی باز می دارد.


هر قدر هم که این جمله ناراحت کننده باشد، مقصر اصلی در لوس شدن کودکان، والدین هستند. والدین اغلب برای جبران آنچه خود در کودکی نداشتند و یا انجام نداده اند، برای این که خود را مطمئن سازند که حتما کودکان شان دوستشان دارند و یا برای خلاصی از عذاب وجدان درباره برخی کوتاهی ها و یا خطاهایی که در حق فرزندان شان کرده اند، آنها را لوس می کنند.


منبع: وبلاگ فسقِلی ما