چهارشنبه, 29 دی 1395 05:15

جستجو در شبکه گسترده

دیدنی و خواندنی

یادی از روزهایی که ژیان ماشین بود!

 

روزهایی که ژیان ماشین بود


کارخانه ژیان در سال 1339


zhian

 

منبع: افکارنیوز


قبرستانی که اجساد را خودبه‌خود مومیایی می کند +عکس

 قبرستان شهر "سن برنانردو" محلی است که مرده ها در تابوت خودشان به مومیایی تبدیل می شوند و تا به حال دانشمندان را در کمایی خاص فرو برده است.


مصریان باستان روزها تلاش می کردند و با استفاده از برخی مواد خاص مردگان خود را مومیایی می کردند تا این روزها به جاذبه گردشگری تبدیل شوند. طی کردن روند سخت مصری در حالی رخ داده است که یک قبرستان عجیب در روستای کوچکی در کلمبیا مرده ها را خود به خود مومیایی می کند.

قبرستان شهر "سن برنانردو" محلی است که مرده ها در تابوت خودشان به مومیایی تبدیل می شوند. برای اولین بار 15 سال پیش یک قبرکن به این موضوع پی برد اما تا به امروز و با تمام تحقیقاتی که انجام شده است دلیل این موضوع مشخص نشده و سر به مهر باقی مانده است.

 

momiaei 1

 

این مومیایی ها بدون کمترین تغییری باقی  مانده اند و تنها پوست آن ها کمی شل شده و چروکیده است. پیش از این دانشمندان توانسته بودند قبرستانی به همین شکل را در مکزیک یافت کنند که در آنجا به خاطر نوع خاک و البته گازی که در خاک بود اجساد سالم باقی می مانند ولی در این روستا هیچ چیز مشخص نیست.

 

momiaei 2

 

روستاییان به چند دلیل مختلف اعتقاد دارند که یکی از آن ها خوردن آب پاک بسیار در این روستا است. همچنین برخی دیگر دو میوه عجیب و خاص را دلیلی برای بروز این حالت می دانند که در رژیم غذایی افراد شهر بسیار دیده شده است. مقامات کلمبیا تصمیم گرفته اند تا موزه ای مخصوص مومیایی های این قبرستان ساخته و جذب توریست کنند.


منبع: نیک صالحی


مهربان، مراقب، ساکت و سلامت باش


gol1


مهربان باش

یک سنگریزه ، از اسمش پیداست ، ریز است و ناچیز ،

اما همین سنگریزه اگر در جوراب یا کفشت باشد،

تو را از رفتن و حرکت باز می دارد .

بعضی چیز ها ریز و ناچیز هستند

اما انسان را از رفتن و حرکت به سوی خدا و خوبی ها باز می دارند .

یکی از آنها نا مهربانی  نسبت به پدر و مادر است ،

هرچند کم باشد و در حد اف باشد

... فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ ... آیه 28 اسراء

به پدر و مادر(خود حتی) اف مگو!


مراقب باش

 چای اگر یک شب تا صبح کنار صابون باشد

طعم و بوی صابون را به خود می گیرد

و جایش در سطل زباله است! چون همنشین صابون بوده است .

پس همنشین اثر دارد .

ما هم با هرکسی بنشینیم و نشست و برخاست داشته باشیم

رنگ و بوی او را می گیریم .

خیلی ها که جهنمی می شوند از همین راه است .

آیه زیر ، ناله اهل جهنم از همنشینی با رفیق نا باب است.

 یَا وَیْلَتَی لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِیلًا...آیه 28 فرقان

 ای وای بر من! کاشکی فلانی را دوست برنگرفته بودم.


ساکت باش

 ماشینت جوش می آورد .

حرکت نمی کنی، کنار زده و می ایستی

وگرنه ماشین ممکن است آتش بگیرد یا موتورش بسوزد.

خودت هم همین طوری،

وقتی جوش می آوری، عصبی و عصبانی می شوی،

تخته گاز نرو! کنار بزن! ساکت باش

و هیچ نگو وگرنه آسیب می بینی .

 پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) فرمودند:

«إِذا غَضِبْتَ فَاسْکُتْ؛ هرگاه خشمگین شدى سکوت کن».



سلامت باش

یک مشت سوزن، سنجاق، تیغ، میخ

اگر توی یک نایلون بریزی

غیر از این است که سوراخ سوراخ بشود!

باور کن حسادت مثل همان سوزن است.

اوّل خودت را از پای در می آورد.

هرچه حسادت کمتر، انسان سالم تر.

مثل دو کفه ترازو، هرچه آن کفه پائین تر، کفه دیگر بالاتر

وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ... آیه 5 فلق

 و از شرّ حسود آن‏گاه كه حسد ورزد


تهیه و تنظیم: شبکه گسترده


عشق و بددلی با هم سازگار نیست

ذات و وجود هستی و آفرینش و ذات و وجود آن پادشاه حقیقی از عشق است و تنها کسی که مسیر عشق را برمی گزیند می تواند به او برسد. مرد باش، نترس و پای در میدان بگذار و از کفر و ایمانت گذر کن و اگر هزاران مشکل در این مسیر وجود دارد هیچ هراسی نداشته باش که عشق نگهدار توست.


eshghe khoda


مروری بر منطق الطیر عطار و پاسخ هدهد به سایر مرغان

جمله مرغان چو بشنیدند حال                                      سر به سر کردند از هدهد سوال

کای سبق برده ز ما در رهبری                                   ختم کرده بهتری و مهتری

ما همه مشتی ضعیف و ناتوان                                     بی پر و بی بال، نه تن نه توان

کی رسیم آخر به سیمرغ رفیع                                     گر رسد از ما کسی، باشد بدیع

نسبت ما چیست با او، بازگوی                                    زانکه نتوان شد، بعمیا، رازجوی

او سلیمان است و ما موری گدا                                   درنگر کو از کجا ما از کجا

کرده موری را میان چاه بند                                       کی رسد در گردِ سیمرغ بلند

خسروی کار گدایی کی بود                                        این به بازوی چو مایی کی بود؟

پس از بیان حکایات مرغان و پرسش و پاسخ هدهد با تعدادی از آنها، داستان به این شکل ادامه پیدا می کند و سایر مرغان از هدهد پرسش دارند و به او می گویند: ای کسی که در رهبری از همه ما پیشی گرفتی و از همه ما بهتر و بزرگتری، می خواهیم بدانیم که نسبت ما با سیمرغ چیست؟ ما موجوداتی ضعیف و ناتوان چگونه می توانیم به سیمرغ برسیم؟ چراکه سیمرغ سلیمان است و ما مرغان به مانند موری ضعیف هستیم. به بارگاه و حضور بزرگان رسیدن کار چون مایی نیست.

هدهد به آنها اینگونه پاسخ می دهد که:

هدهد آنگه گفت کای بی حاصلان                            عشق کی نیکو بود از بد دلان

ای گدایان چند از این بی حاصلی                            راست ناید عاشقی و بد دلی

هر که را در عشق چشمی باز شد                            پای کوبان آمد و جانباز شد

تو بدان کانگه که سیمرغ از نقاب                            آشکارا کرد رخ چون آفتاب

سایه خود کرد بر عالم نثار                                   گشت چندین مرغ هر دو آشکار

صورت مرغان عالم سر به سر                              سایه اوست این بدان ای بیخبر

دیده سیمرغ بین گر نیستت                                    دل چو آیینه منور نیستت

چون کسی را نیست چشم آن جمال                           وز جمالش هست صبر لا محال

با جمالش عشق نتوانست باخت                               از کمال لطف خود آیینه ساخت

هست آن آیینه دل، در دل نگر                                تا ببینی روی او در دل مگر

هدهد عنوان می کند که عشق و بددلی با هم سازگار نیست، چرا که هرکه عاشق شد، پای‌کوبان آمد و جانباز شد. بدانید که آن زمان که سیمرغ نقاب از رخ برکشید و خود را آشکار کرد و سایه خود را بر عالم نثار کرد و مرغان بسیاری آشکار شدند. وجود تمام مرغان از سایه اوست و بدان که نسب همه مرغان به او می‌رسد. و چون این را دانستی آن راز را فاش نکن. و اگر سیمرغ آشکار نمی‌شد، هیچ مرغی به وجود نمی‌آمد. اگر دیده سیمرغ‌بین نداری، دلت روشن نیست و کسی را تحمل دیدن جمال او نیست. و از لطفش آیینه‌ای ساخته و آن آینه دل است تا روی او را در دل بینی.

آنچه که در این قسمت داستان عنوان می شود و برای یک سالک مهم است، این نکات می باشد:

اگر واقعا طالب یار هستی، باید با دل پا در این ره نهی و از راه دل به او برسی.

هست آن آیینه دل، در دل نگر           تا ببینی روی او در دل مگر

گر تو می داری جمال یار دوست      دل بدان کایینه دیدار اوست

از هر دلی به سوی یار راهی هست و تنها دلهای گمراه راهی به او ندارند.

هست راهی سوی هر دل شاه را          لیک ره نبود دل گمراه را

 

آنگاه برای توضیح این مطالب، عطار 3 حکایت می آورد:

«حکایت پادشاه صاحب‌جمال»

حکایت پادشاه بسیار زیبایی که هیچ کس تاب و تحمل دیدار او را نداشت و برای دیدن او باید در آیینه می نگریستند.

هدف عطار از بیان این حکایت این موضوع است که هیچ کس نمی تواند و تحمل آن را ندارد که پادشاه واقعی را مشاهده کند و باید او را از طریق آیینه دید و این آیینه، دل ما است که تنها به وسیله آن می توانیم جمال و زیبایی پادشاه حقیقی را درک کنیم.

دل به دست آر و جمال او ببین         آیینه کن جان، جلال او ببین

پادشاه توست بر قصر جلال           قصر روشن زافتاب آن جمال

پادشاه خویش را در دل ببین          عرش را در ذره ای حاصل ببین

«حکایت اسکندر»

هیچ کس تاب و توان دیدن حقیقت را ندارد.

«حکایت ایاز و سلطان»

بیماری ایاز به فرستادن پیکی از طرف محمود به نزد او. پیک زمانی که می رسد متوجه می شود که محمود بر بالین ایاز حضور دارد. پیک عنوان می کند که لحظه ای توقف نداشته تا پیغام شاه را برساند، اما چطور می شود که شاه زودتر از پیغام خویش رسیده باشد؟ محمود پاسخ می دهد:

من رهی دزدیده دارم سوی او               زانکه نشکبیم دمی بی روی او

و تاکید عطار بر این نکته که هر کسی راهی نهانی به سوی معشوق حقیقی دارد و باید آن راه را پیدا کند.

چون همه مرغان شنودند این سخن                     نیک پی بردند اسرار کهن

جمله با سیمرغ نسبت یافتند                             لاجرم در سیر رغبت یافتند

زین سخن یکسر به ره باز آمدند                       جمله همدرد و هماواز آمدند

زو بپرسیدند کای استادِ کار                             چون دهیم آخر در این ره دادِ کار

زانکه نبود در چنین عالی مقام                         از ضعیفان این روش هرگز تمام

با این سخنان و حکایاتی که هدهد بیان کرد، مرغان نسبت خود را با سیمرغ دریافتند و مشتاق شدند تا این سفر را آغاز کنند. همگی یک صدا و هم آواز از هدهد پرسیدند که چطور می توانند به این راه رفته و حق مطلب را ادا کرده و به درگاه سیمرغ برسند؟

هدهد رهبر چنین گفت آن زمان                          کان که عاشق شد نه اندیشه ز جان

چون به ترک جان بگوید عاشقی                         خواه زاهد باش خواهی فاسقی

چون دل تو دشمن جان آمده ست                         جان برافشان، ره به پایان آمده ست

تو که ای، این را و آن را برفشان                        ترک ایمان گیر و جان را برفشان

عشق را با کفر و با ایمان چه کار؟                      عاشقان را لحظه ای با جان چه کار؟ 

درد و خون دل بباید عشق را                             قصه ای مشکل بباید عشق را

ذره ای عشق از همه آفاق به                             ذره ای درد از همه عشاق به

هر که را در عشق محکم شد قدم                        در گذشت از کفر و از اسلام هم

پای در نه همچو مردان و مترس                        درگذر از کفر و ایمان و مترس

این پرشس مرغان باعث می شود که هدهد از خود بیخود شده و درباره عشق، راه کمال و چگونگی رسیدن به پادشاه حقیقی صحبت کند. هدهد تنها راه رسیدن به سیمرغ و تحمل سختی ها و مشکلات مسیر را عشق می داند. او می گوید اگر در این مسیر حتی دل و جانت هم مانع شد باید که کنار را ترک کنی و در این مسیر جانفشانی کنی. عشق از کفر و از ایمان بالاتر است و کسی که مسیر عشق را بر میگزیند از کفر و اسلام گذر کرده و به پله بعدی رسیده است. چرا که ذات و وجود هستی و آفرینش و ذات و وجود آن پادشاه حقیقی از عشق است و تنها کسی که مسیر عشق را برمی گزیند می تواند به او برسد. مرد باش، نترس و پای در میدان بگذار و از کفر و ایمانت گذر کن و اگر هزاران مشکل در این مسیر وجود دارد هیچ هراسی نداشته باش که عشق نگهدار توست.

 

منابع: منطق الطیر عطار، تصحیح شفیعی کدکنی

دیدار با سیمرغ، تقی پورنامداریان

 

تبریک حلول ماه ربیع الاول

حلول ماه ربیع الاول بر همه مسلمین خصوصاً شما دوستان مبارک باد .
 
 
mah rabie
 


خدایا؛

تو را به مناسبتهای عزیز این ماه گرامی قسم می‌دهیم؛

این ماه را بر تمام شیعیان جهان، مبارک و پر خیر و برکت قرار بده،

و در ظهور ارباب و مولای ما؛ امام زمان(عج) تعجیل بفرما،

و به ما توفیق بهره بردن از فضایل این ماه عنایت فرما،

و تمام مریضها را به حرمت این ماه شفا بده،

و مشکلات و گرفتاری تمام شیعیان را برطرف بفرما.

آمین ربّ العالمین.

©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©

امروز به عشاق حسین، زهرا دهد مزد عزا

یک عده را درمان دهد، یک عده بخشش در جزا

یک عده را مشهد برد، یک عده را دیدار حج

باشد که مزد ما شود، تعجیل در امر فرج

حلول ماه ربیع الاول مبارک

©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©

پیراهن سیاه ز تن دور می کنیم

آن را ذخیره کفن و گور می کنیم

اجر دو ماه گریه بر غربت حسین

تقدیم مادرش از ره دور می کنیم

عزاداریتان قبول ،ربیع مبارک

©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©

فرارسیدن ماه ربیع الاول ، ماه شادی و شادمانی برای شیعیان را به شما محب اهل بیت(ع) تبریک عرض می کنم .

©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©

فرارسیدن ماه ربیع الاول بر تمامی مسلمانان جهان مبارک باد

حلول ماه ربیع الاول تهنیت باد.

©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©

رسول گرامی اسلام صلوات الله علیه و آله فرمودند:

هرکس بشارت ماه ربیع الاول را به من بدهد من هم بشارت بهشت را به او می دهم .

حلول ماه ربیع الاول بر همه مسلمین خصوصاً شما دوستان مبارک باد .

©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©

فرا رسیدن ماه ربیع الاول و ایام با سعادت میلاد آخرین پیام آور الهی، پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی (ص) مبارک

©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©

پایان یافتن ماه صفر و فرا رسیدن ماه شریف و پر خیر و برکت

«ربیع‌الاول» را به امام زمان(عج) و شما دوستان عزیز

تبریک و تهنیت عرض می‌کنم

©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©

جلوه گل عندلیبان را غزلخوان می کند
نام مهدی صد هزاران درد درمان میکند
مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار
من گلی دارم که عالم را گلستان می کند
نهم ربيع الاول، عید منتظران مبارک

©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©

بشارت باد بر شما اتمام ماه صفر و حلول ماه ربیع الاول، ماه شادماني و سرور اهلبيت(ع) و پيروانشان مبارك باد.

©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©


در ربيع الاول،اين ماه خجسته، نسيم سحري جان مايه عشق را به گستره خاكيان مي فرستد. جوانه هاي تبسم لب ها را شاداب از طراوت تغزلي ديگر كرده و همگي قدوم نوزادي را كه سبب آفرينش است تبريك مي گويند كه يا محمّد! به جمع خاكيان دوستدارت خوش آمدي!
حلول ماه ربیع الاول، ماه جشن و سرور اهل بيت(ع) مبارك باد.

©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©


باید در شکر نعمت‏ عظیم ولادت رسول اکرم(ص) در ماه ربيع الاول کوشش‏ فراوان کرد و رحمت‏ وسیع خداوندی را برای‏ خود فراهم سازيم . تمامی ماه‏ ربیع را غنیمت‏ شمرده ، با توسلات و مناجات خود را از الطاف حق بهره‏ مند سازيد .
حلول ماه ربیع الاول، ماه جشن و سرور اهل بيت(ع) مبارك باد.

©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©


شکر و سپاس الهی به مناسبت‏ امامت‏ امام زمان(ع) در ماه ربيع الاول، برای شیعیان مراقب و متعهد عملی پسندیده است .
حلول ماه ربیع الاول، ماه جشن و سرور اهل بيت(ع) مبارك باد.

©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©


ربيع الاول، ماه شادی اهل بیت(ع) بر شما مبارک باد.
در پناه اهل بیت(ع) باشید.

©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©©


بهار ماه‏ ها، ربیع الاول است چرا که آثار رحمت الهی و ذخایر برکات خداوندی در این ماه پدیدار می‏ شود و انوار جمال الهی بر زمین و زمینیان می‏ تابد . ولادت رسول اکرم(ص) اشرف و سید موجودات و نزدیک‏ ترین خلق به خدا ، در این ماه بوده است . حلول ماه ربیع الاول، ماه جشن و سرور اهل بيت(ع) مبارك باد.


منبع: افکار نیوز