پنج شنبه, 07 ارديبهشت 1396 21:24

جستجو در شبکه گسترده

دین و قرآن

نقش تلاوت قرآن و یاد خدا در زندگی روزمره

آنگاه که درون خویش را از خود تهی یافتی و بیرون خویش را خالی از خدا،... قرآن بخوان!

آنگاه که در دریای خروشان زندگی، در چنگال طوفان جهل و ترس اسیر شدی، و ساحل صلاح و صلح و کشتی نجات و رهایی را آرزو کردی، قرآن بخوان!

... آنگاه که مرگ را «ختم» و «معاد» را «وهم»، و پندار خود را، «حتم» یافتی،... قرآن بخوان!

آنگاه که نسیان گریبانت را گرفت و عصیان دامانت را، قرآن بخوان!

آنگاه که نهایت سعادت را، بودن و شهادت را، نهایت حیات پنداشتی، قرآن بخوان!

آنگاه که گذشته را حسرت و حال را عسرت و آینده را حیرت احساس کردی،«شب قدر»را به یاد آور و آنگاه، قرآن بخوان!

آنگاه که در دل سیاه شب و در اعماق تاریک ظلمات، در جستجوی نور و روشنی، ره می پویی و در آرزوی صبح و سپیدی، افق را به امید نظاره فلق می نگری تا شاید طلوع فجر را در نیمه شب تماشا کنی، «قرآن» را باز کن، تا در فلق برگهایش و در افق اندیشه ات شفق را دریابی، آنگاه ... قرآن بخوان!


تلاوت

یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفَاءٌ لِمَا فِی الصُّدُورِ وَ هُدًی وَ رَحْمَةٌ لِلْمُۆْمِنِینَ

ای مردم، به یقین، برای شما از جانب پروردگارتان اندرزی، و درمانی برای آنچه در سینه‌هاست، و رهنمود و رحمتی برای گروندگان [به خدا] آمده است.(یونس، 57)

نقش قرآن در زندگی انسان چیست؟

قرآن چیزی جز کتاب هدایت در زندگی نیست: "هدی للمتقین". قرآن کتابی است برای انتخاب بهترین زندگی که سعادت جاودانه در پرتو آن تحقق می‌یابد.

زندگی حقیقی و حیات طیبه در پرتو علم به دستورها و رهنمودهای قرآن شکل می‌گیرد: "ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اجابت کنید خدا و رسولش را هنگامی که شما را به چیزی می‌خواند که مایه حیات شما است" نیز فرمود: "هر کس کار شایسته انجام دهد، مرد باشد یا زن، در حالی که مۆمن باشد، پس او را حیات و زندگی پاکیزه بخشیم".

چون قرآن روش درست زیستن را به انسان می‌آموزد و برنامه‌ای را که در برگیرنده تمام ابعاد زندگی انسان و تضمین کننده سعادت فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی اوست، ارائه می‌دهد، به میزانی که انسان آموزه‌ها و دستورهای قرآن را در زندگی به کار بندد، موفقیت کسب خواهد کرد اما هر اندازه از قرآن فاصله بگیرد، دچار خسارت و ضرر خواهد شد.

زندگی قرآنی بر اساس رعایت مقررات و عدالت و احسان و صفا و صمیمیت است و مردمی که این گونه زندگی کنند، دارای اطمینان خاطر و آسایش خواهند بود و سعادت ابدی و جاودانه را در آغوش خواهند گرفت.

قرآن شفا دهنده دردها

رسول خدا (صلی الله و علیه و آله) فرمود: جبرئیل نزد من آمد و عرض کرد یا رسول الله فتنه ها در امت تو زیاد می شود و امت تو به فتنه هایی مبتلا می شوند. گرفتاری ها و فتنه ها و ظلمت هایی به امت تو رو می آورد: ستکون فی امتک فتنه

گفتم جبرئیل چه کنند؟ راه خروجش چیست؟ گفت یا رسول الله خدای تبارک و تعالی می فرماید:

کتاب الله فیه بیان ما قبلکم من خیر و خبر ما بعدکم

این قرآن است از گذشته و آینده خبر می دهد و با تمسک به قرآن می توانند این فتنه ها را دفع کنند

امیرالمومنین علی علیه السلام می قرماید : فانفیه شفاء من اکبر الدائ این قرآن شفاست از دردهای بزرگ نه دردهای ساده. یعنی وقتی می گویم بزرگ، ساده را زودتر درمان می کند و چونکه صد آمد نود هم پیش ماست.

دردهای بزرگ چیست؟

الکفر و النفاق و الغی (گمراهی) و الضلال (انحراف)

فرمود این کتاب دردهای بزرگی مثل کفر و نفاق و ضلالت و گمراهی را شفا می دهد.(نهج البلاغه/خطبه 176)

راهکاری برای زندگی سعادتمندانه

در روایتی نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:

إِنْ أَرَدْتُمْ عَیْشَ السُّعَدَاءِ وَ مَوْتَ الشُّهَدَاءِ وَ النَّجَاةَ یَوْمَ الْحَسْرَةِ وَ الظِّلَّ یَوْمَ الْحَرُورِ وَ الْهُدَی یَوْمَ الضَّلَالَةِ فَادْرُسُوا

الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ کَلَامُ الرَّحْمَنِ وَ حِرْزٌ مِنَ الشَّیْطَانِ وَ رُجْحَانٌ فِی الْمِیزَانِ.

اگر زندگی سعادتمندانه و مرگ با شهادت و نجات در قیامت و سایه نشینی روز گرم قیامت و هدایت در روز رستاخیز را خواستارید، به سراغ قرآن بروید که سخن خداوند رحمان و موجب دوری از شیطان و وسیله برتری میزان عمل است.

با کمی دقت در این روایت متوجه می شویم که شهادت در راه الهی که مرگی بالاتر از آن نیست و آرزوی بهشتیان این است که به دنیا برگردند و با شهادت از دنیا بروند و همچنین نجات روز رستاخیز، همه و همه در گرو تلاوت قرآن و آموزش فرامین الهی و عمل به ان است.

امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود خدا را نمی توان دید ولی می توان کلامش را شنید فرمود:

فتجلی لهم سبحانه فی کتابه (نهج البلاغه/ خطبه 204): خدا در این قرآن تجلی کرده است.

ایمان

یاد خدا باعث بینائی و روشنایی

خداوند در سوره اعراف می فرماید:

«إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسهُمْ طئفٌ مِّنَ الشیْطنِ تَذَکرُوا فَإِذَا هُم مُّبْصِرُون (َاعراف، 201) »

«وَ إِخْوَنُهُمْ یَمُدُّونهُمْ فی الْغَیِّ ثُمَّ لا یُقْصِرُونَ، (اعراف،202)»

پرهیزکاران هنگامی که گرفتار وسوسه های شیطان شوند به یاد خدا و پاداش و کیفر او می افتند و در پرتو یاد او راه حق را می بینند و بینا می گردند. ولی ناپرهیزکاران برادرانشان یعنی شیاطین آنان را پیوسته در گمراهی پیش می برند و باز نمی ایستند!

در روایات کرارا به اثر عمیق ذکر خدا در کنار زدن وسوسه های شیطان اشاره شده است.

حتی افراد بسیار با ایمان و دانشمند و با شخصیت همیشه احساس خطر در مقابل وسوسه های شیطانی می کردند و از طریق مراقبت که در علم اخلاق بحث مشروحی دارد با آن می جنگیدند.

اصولا! وسوسه های نفس و شیطان همانند میکروب های بیماری زا است،که در همه وجود دارند، ولی به دنبال بنیه های ضعیف و جسم های ناتوان می گردند، تا در آنجا نفوذ کنند اما آنها که جسمی سالم و نیرومند و قوی دارند، این میکروب ها را از خود دفع می کنند.

جمله اذا هم مبصرون به هنگام یاد خدا چشمشان بینا می شود و حق را می بینند اشاره به این حقیقت است که وسوسه های شیطانی پرده بر دید باطنی انسان می افکند، آنچنان که راه را از چاه و دوست را از دشمن و نیک را از بد نمی شناسد، ولی یاد خدا به انسان بینائی و روشنائی می بخشد، و قدرت شناخت واقعیتها به او می دهد، شناختی که نتیجه اش نجات از چنگال وسوسه ها است.

پرهیزکاران در پرتو ذکر خدا از چنگال وسوسه های شیطانی رهائی می یابند، و این در حالی است که گناهکاران آلوده، که برادران شیطانند در دام او گرفتارند، قرآن در آیه بعد در این باره چنین می گوید:

برادرانشان - یعنی شیاطین - پیوسته آنها را در گمراهی پیش می برند، و از گمراه ساختن آنها باز نمی ایستند، بلکه بیرحمانه حملات خود را به طور مداوم بر آنها ادامه می دهند : وَإِخْوَانُهُمْ یَمُدُّونَهُمْ فِی الْغَیِّ ثُمَّ لاَ یُقْصِرُونَ (سوره اعراف ایه 202)

اخوان کنایه از شیاطین است و ضمیر هم به مشرکان و گنهکاران باز می گردد،چنانکه در (آیه 27 سوره اسراء) می خوانیم :

إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ : تبذیر کنندگان برادران شیطانند!

یمدونهم از ماده امداد به معنی کمک دادن و ادامه دادن و افزودن است یعنی پیوسته آنها را به این راه می کشانند و پیش می روند.

جمله لا یقصرون به معنی این است که شیاطین در گمراه ساختن آنها از هیچ چیز کوتاهی نمی کنند. سپس حال جمعی ازمشرکان و گنهکاران دور از منطق را شرح می دهد و می گوید : هنگامی که آیات قرآن را برای آنها بخوانی آنرا تکذیب می کنند و هنگامی که آیه ای برای آنها نیاوری و در نزول وحی تاخیری افتد می گویند: پس این آیات چه شد؟ چرا از پیش خود آنها را تنظیم نمی کنی؟ مگر همه اینها وحی آسمانی است؟

وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِم بِیَةٍ قَالُواْ لَوْلاَ اجْتَبَیْتَهَا

اما به آنها بگو من تنها از آنچه بسویم وحی می شود پیروی می کنم، و جز آنچه خدا نازل می کند،چیزی نمی گویم قل انما اتبع مایوحی الی من ربی.

این قرآن و آیات نورانیش وسیله بیداری و بینائی از طرف پروردگار است، که به هر انسان آماده ای دید و روشنائی و نور می دهد: هذا بصائر من ربکم و مایه هدایت و رحمت برای افراد با ایمان و آنها که در برابر حق تسلیم اند می باشد : وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمٍ یُۆْمِنُونَ (سوره اعراف ایه 203)

 

منابع: اسک قرآن ، پرسمان، حوزه


 

کسی که رزقش تنگ است چه کند؟

کسی که رزقش تنگ است ، بجای حرص و تقلا ، راهش صدقه است . یعنی اگر فقط یک بشقاب کوچک غذا دارد و تازه همین بشقاب هم سیرش نمی کند ، نصف این بشقاب را انفاق کند .


rezgh


  • قرآن فرمود : ]  مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِق‏ (الطلاق/7)[ هر کس روزی اش تنگ شد ، پس باید ( از همان چیزی که دارد ) انفاق کند . امیرالمؤمنین علی (ع) هم فرمود : ]اذا املقتم فتاجروا الله بالصدقة[ : هنگامی که فقیر شدید ، پس با صدقه دادن با خدا تجارت کنید . صدقه کلید رزق است .

شرح استاد مرحوم دولابی: کسی که رزقش تنگ است ، بجای حرص و تقلا ، راهش صدقه است . یعنی اگر فقط یک بشقاب کوچک غذا دارد و تازه همین بشقاب هم سیرش نمی کند ، نصف این بشقاب را انفاق کند .

] ... وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُون‏ (بقره/3) ... و از آنچه روزیشان داده‏ایم انفاق مى‏کنند [

لذا اگر یک موقعی انسان در تنگنای اقتصادی و مالی قرار گرفت و بخواهد که از این تنگنا رها بشود ، راهش همین است که از همان چیز بسیار اندکی که در اختیار دارد و همان چیز، تکاپوی زندگی خودش را هم نمی کند ، از همان چیز بسیار کم هم یک تکه اش را انفاق کند .

لذا امیرالمؤمنین (ع) هم فرمودند : وقتی به فقر مبتلا شدید با صدقه دادن با خداوند تجارت کنید  .

در ارزاق معنوی هم همین طور است و اگر می خواهید مثلاً دارای حُسن خُلق بشوید از خُلق خودتان در راه خدا خرج کنید هر چند کم باشد .

وقتی هر چه دارید هر چند کم هم باشد، در راه خدا خرجش کنید ، خداوند آن نعمت را زیاد می کند ، چه ارزاق مادی باشد و چه ارزاق معنوی .

  • پیامبر اکرم (ص) فرمود : ] انا و علی ابوا هذه الامة (من و علی دو پدر این امتیم ) [ . فرزندان بر سر سفره پدرشان رزق می خورند و از پدرشان ارث می برند . مگر ندیدی که حضرت امیر (ع) به در خانه های نیازمندان غذا می برد ؟ حالا این کار را نمی کند ؟

شرح استاد : اگر ما خود را فرزند امیرالمؤمنین (ع) می دانیم ، غذایمان را پدر تهیه می کند و جلوی ما  می گذارد . انشاء الله بر این باور باشیم و این را ببینیم که فرزند امیرالمؤمنین هستیم و بپذیریم پدر بودن آنها را .

هر چند که اگر هم نپذیریم غیر از آنها کسی دیگر پدر ما نیست . پدر را هم که نمی شود عوض کرد .

ما چه بخواهیم و چه نخواهیم حضرت رسول (ص) فرمودند : من و علی پدر این امتیم .

حضرت رسول (ص) پدر بزرگ ماست و حضرت امیر (ع) هم پدر ماست .

انشاءالله این را ببینیم که خداوند رزاقیت خودش را به دست یداللهی حضرت امیرالمؤمنین (ع) جاری می کند .

خودمان را سر سفره امیرالمؤمنین (ع) میهمان ببینیم و یقین کنیم که این پدر اینقدر مهربان است و اینقدر کریم است که نمی گذارد بچه اش بی رزق بماند .


منبع: حکمت متعالی


آزادي جنسي در اسلام

هر یك از زن و مرد زناكار را صد تازیانه بزنید. و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید در اجراى دین خدا نسبت به آن دو گرفتار دلسوزى نشوید و باید هنگام كیفر آن دو، گروهى از مؤمنین حاضر و ناظر باشند.

آزادي جنسي در اسلام

«الزَّانِیَةُ وَ الزَّانِی فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ» (نور-2) ؛ هر یك از زن و مرد زناكار را صد تازیانه بزنید. و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید در اجراى دین خدا نسبت به آن دو گرفتار دلسوزى نشوید و باید هنگام كیفر آن دو، گروهى از مؤمنین حاضر و ناظر باشند.

نكته‏ ها:
احكام زنا بر اساس شرایط افراد متفاوت است، در این آیه فقط به یك صورت اشاره شده كه اگر مرد یا زن مجردى زنا كند، صد تازیانه مى‏خورد، ولى اگر كسى با داشتن همسر، مرتكب زنا شود، رجم و سنگسار مى‏گردد. چنان كه اگر همسر دارد ولى به او دسترسى ندارد (مثلاً همسرش در زندان است،) و در این صورت مرتكب زنا شود، حكم سنگسار به تازیانه و شلاق تبدیل مى‏شود.

قرآن، زنا را كارى زشت مى‏داند و از آن نهى مى‏كند. «وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى‏» (اسراء، 32)

ترك زنا را نشانه‏ى بندگان راستین خداوند مى‏شمرد. «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ ... وَ لا یَزْنُونَ» (فرقان، 63 تا 68)

و دورى از این گناه را شرط بیعت با پیامبر مى‏داند. «إِذا جاءَكَ ... وَ لا یَزْنِینَ»  (ممتحنه، 12)

 مفاسد زنا در روایات‏
برخى از مفاسد زنا، در یكى از سخنان حضرت رضا (علیه السلام) عنوان شده، از جمله:

1ـ ارتكاب قتل به وسیله‏ ى سقط جنین.

2ـ بر هم خوردن نظام خانوادگى و خویشاوندى.

3ـ ترك تربیت فرزندان.

4ـ از بین رفتن موازین ارث.  (بحارالانوار، ج 79، ص 24)

امام على(علیه السلام) ترك زنا را مایه‏ى استحكام خانواده و ترك لواط را عامل حفظ نسل مى‏داند. (نهج البلاغه، حكمت 252)

پیامبر اكرم (صلوات اللَّه علیه و آله) فرمود: زنا داراى زیان‏هاى دنیوى و اخروى است:

زیانهای دنیوی: از بین رفتن نورانیّت و زیبایى انسان، مرگ زودرس و قطع روزى.

امّا زیانهای اخروی: درماندگى هنگام حساب قیامت، غضب الهى و جهنّم همیشگى.  (بحارالانوار، ج 77، ص 58)

از پیامبر (صلوات اللَّه علیه) نقل شده است:

ـ هر گاه زنا زیاد شود، مرگ ناگهانى هم زیاد مى‏شود. (بحارالانوار، ج 73، ص 372)

ـ زنا نكنید، تا همسران شما نیز به زنا آلوده نشوند. هر كه به ناموس دیگران تجاوز كند، به ناموسش تجاوز خواهد شد. همان گونه كه با دیگران رفتار كنید، با شما رفتار خواهد شد. (بحارالانوار، ج 76، ص 27)

 از مكافات عمل غافل مشو
 گندم از گندم بروید جو ز جو
 
امام على(علیه السلام) ترك زنا را مایه‏ى استحكام خانواده و ترك لواط را عامل حفظ نسل مى‏ داند

ـ چهار چیز است كه هر یكى از آنها در هر خانه‏اى باشد آن خانه، ویرانه است و بركت ندارد:

1- خیانت         2- دزدى         3- شرابخوارى          4- زنا.  (بحارالانوار، ج 76، ص 19)

ـ زنا، از بزرگ‏ترین گناهان كبیره است. (بحارالانوار، ج 76، ص 19)

امام صادق(علیه السلام) فرمود: هر گاه مردم مرتكب چهار گناه شوند، به چهار بلا گرفتار شوند:

1ـ زمانى كه زنا رواج یابد، زلزله خواهد آمد.

2ـ هر گاه مردم زكات نپردازند، چهار پایان به هلاكت مى‏رسند.

3ـ هر گاه قضاوت مسئولان قضایى، ظالمانه باشد، باران نخواهد بارید.

4ـ زمانى كه پیمان شكنى شود، مشركان بر مسلمانان غلبه خواهند كرد. (بحارالانوار، ج 76، ص 21)
 
 روابط نامشروع,زنا,گناه زناکردن

 پیام‏های آیه
آزادی جنسی ممنوع

1ـ آزادى جنسى و روابط نامشروع، ممنوع است. «الزَّانِیَةُ ... فَاجْلِدُوا» ...

2ـ نقش زنان در ایجاد روابط نامشروع و فراهم آوردن مقدّمات زنا، از مردان بیشتر است، بر خلاف دزدى كه نقش مردان بیشتر است. به همین دلیل كلمه زانیه قبل از كلمه زانى آمده است. «الزَّانِیَةُ وَ الزَّانِی»

3ـ تنبیه بدنى مجرم، براى تأدیب او و حفظ عفت عمومى لازم است. «فَاجْلِدُوا»

4ـ در روابط نامشروع هر دو طرف به یك میزان تنبیه مى‏شوند. «كُلَّ واحِدٍ»

5ـ حدود كیفر باید از طرف خداوند معین شود. «مِائَةَ جَلْدَةٍ»

6ـ در مجازات مجرمین، ترحم و تحت تأثیر عواطف قرار گرفتن، ممنوع است.

 «لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ»

7ـ محبّت و رأفت باید در مدار شرع باشد. «لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ»

8ـ دین، تنها نماز و روزه نیست حدود الهى نیز از اركان دین است. «فِی دِینِ اللَّهِ»

9ـ صلابت و قاطعیّت در اجراى قوانین، در سایه‏ى ایمان به مبدأ و معاد به دست مى‏آید. «إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ»

10ـ اجراى حدود نشانه‏ى ایمان به خداست. «إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ»

11ـ مجازات باید به گونه‏اى باشد، كه مایه عبرت دیگران شود. «وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما»

12ـ زناكار، علاوه بر شلاق و شكنجه‏ى جسمى، از نظر روحى نیز باید زجر ببیند. «وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ» ...

13ـ حضور مردم، اهرمى است براى كنترل قاضى و مجرى. «وَ لْیَشْهَدْ ... طائِفَةٌ»

14ـ از حضور مؤمنان در صحنه، براى نهى از منكر استفاده كنیم. «وَ لْیَشْهَدْ»

15ـ تنها مسلمانان حقّ حضور در مراسم اجراى حدّ الهى را دارند. «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ»

*پیش از ورود اجازه بگیرید!!
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتاً غَیْرَ بُیُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلى‏ أَهْلِها ذلِكُمْ خَیْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (نور27)؛ «اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! به خانه‏هایى كه منزل شما نیست پیش از آنكه اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام كنید، وارد نشوید. این دستور به نفع شماست شاید پند گیرید.»

معناى «استیناس» اجازه خواستن و اعلام ورود است كه به گفته‏ى روایات مى‏تواند با ذكر خدا باشد و یا صداى پا و سلام كردن و امثال آن. (تفسیر نور الثقلین)

شخصى از پیامبر (صلوات اللَّه علیه) پرسید آیا براى ورود به منزل مادرم اجازه بگیرم؟ فرمود:

بله، گفت: در خانه جز او كسى نیست و جز من خادمى ندارد! حضرت فرمود: آیا دوست دارى مادرت را برهنه ببینى؟ گفت نه. فرمود: پس اجازه بگیر.

در روایتى دیگر آمده است كه پیامبر (صلوات اللَّه علیه) از ورود مردان به خانه زنانى كه اولیاى آنان حضور ندارند نهى فرمود. (تفسیر نور الثقلین)

در روایات مى‏خوانیم: اجازه گرفتن سه مرتبه باشد تا اهل خانه فرصت جمع و جور كردن خود را داشته باشند. (البتّه اجازه گرفتن براى ورود به خانه دیگران است، ولى انسان مى‏تواند سرزده به خانه خود وارد شود.) و براى نجات غریق و مظلوم و مورد آتش سوزى، اجازه لازم نیست. (تفسیر كبیر فخر رازى)

پیامبر اكرم (صلوات اللَّه علیه) هر گاه مى‏خواست وارد منزلى شود، براى اجازه گرفتن، روبروى در خانه نمى‏ایستاد بلكه سمت راست یا چپ مى‏ایستاد تا نگاه مباركشان به داخل خانه نیفتد. (تفاسیر كبیر و فی ظلال)

آنچه از آیه برداشت می شود:

1ـ اهل ایمان در هر كارى باید از وحى الهى دستور بگیرند. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا»

2ـ امنیّت و آزادى براى ساكنین خانه باید حفظ شود. «لا تَدْخُلُوا» (وارد شدن به خانه دیگران به صورت سرزده، حرام است.)

3ـ از مواضع تهمت دورى كنید. «لا تَدْخُلُوا ... ذلِكُمْ خَیْرٌ»

4ـ باز بودن در خانه، دلیل جواز براى ورود نیست. «لا تَدْخُلُوا»

5ـ مالكیّت افراد محترم است. «لا تَدْخُلُوا»

6ـ اوّلین برخوردها باید با محبّت همراه باشد. «تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا»

7ـ از هر كارى كه در آن احتمال شكستن حریم حیا و حجاب است دورى كنید. «تَسْتَأْنِسُوا»

8ـ در ورود به خانه دیگران، تحمیل، تكلّف و احساس سنگینى ممنوع است. (كلمه «تَسْتَأْنِسُوا» به جاى «تستأذنوا»، نشانه‏ى انس، صفا و صمیمیّت است)

9ـ وارد شونده باید سلام كند هر كه باشد. «تُسَلِّمُوا عَلى‏ أَهْلِها» آرى، سلام كردن لازم نیست از كوچكترها به بزرگترها باشد.

10ـ مراعات ادب و حقّ دیگران، سرچشمه‏ى سعادت بشر است. «ذلِكُمْ خَیْرٌ لَكُمْ»

11ـ دستورات الهى را فراموش نكنیم و به یاد داشته باشیم. «لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ»

12ـ آداب و اخلاق دینى، همان نداى فطرت است لكن فطرت بیدار و هشیار. «تَذَكَّرُونَ»


منابع:
1- تفسیر نور ج 8
2- تفسیر كبیر فخر رازی
3- نهج البلاغه حكمت 252
4- تفسیر نور الثقلین
5- بحار الانوار ج 76


منبع: تبیان


فضيلت جالب خواندن سوره لقمان

از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله و سلم نقل شده است: اگر سوره لقمان را بنویسند و پس از شستن نوشته، از آب آن بنوشد هر گونه بیماری درونی داشته باشند، از بین خواهد رفت و هر مرد و زنی كه خونریزی در یكی از اندام خود دارد اگر نوشته سوره لقمان را بر آن موضع قرار دهند خونریزی قطع می شود

فضيلت جالب خواندن اين سوره قرآن

 لقمان، سی و یكمین سوره قرآن است كه مكی و 34 آیه دارد.

در فضیلت این سوره از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و سلم روایت شده: هر كه این سوره را قرائت كند در روز قیامت لقمان رفیق و همراه او خواهد بود و ده برابر تعداد كسانی كه امر به معروف و نهی از منكر كرده اند به او حسنه داده می شود(1)

امام باقر علیه السلام فرموده اند: هر كس كه هر شب سوره لقمان را قرائت نماید خداوند سی فرشته را مأمور حفظ و نگهداری او از ابلیس و سپاهیان او می كند و اگر صبحگاه نیز این سوره را قرائت كند، تا شب در امان و حفظ الهی خواهد بود(2)

 آثار و بركات سوره
1) درمان بیماری های داخلی
از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله و سلم نقل شده است: اگر سوره لقمان را بنویسند و پس از شستن نوشته، از آب آن بنوشد هر گونه بیماری درونی داشته باشند، از بین خواهد رفت و هر مرد و زنی كه خونریزی در یكی از اندام خود دارد اگر نوشته سوره لقمان را بر آن موضع قرار دهند خونریزی قطع می شود(3)

از امام صادق علیه السلام نیز روایت شده: اگر سوره لقمان را بنویسند و سپس شسته و از آب آن به مرد و زنی كه در درون درد و ناراحتی دارد بنوشانند. عافیت می یابد و از تب ها و هر گونه آزار دهنده و بیماری از او برطرف می شود(4)

2) عزل كردن حاكم ستمگر
هر كس این سوره را در منزل حاكمی بگذارد در همان سال معزول می شود و هر كه آن را بنویسد و با خود دارد از درد شقیقه و تب ایمن شود(5)
 
 منبع : anhar.ir


دانستني هايي جالب از سوره هاي قرآن

هر تلاوتی، قرائت هست ولی هر قرائتی، تلاوت نیست؛‌ با این توضیح که:‌ قرائت قرآن، تنها؛ خواندن قرآن است اما تلاوت قرآن، شمرده خواندن قرآن است به همراه تدبّر و اندیشه در معنای آن و عمل به احکام آن و امید به وعده‌ها و هراس از تهدیدها و عبرت از داستان‌های قرآن.

 دانستني هايي جالب از سوره هاي قرآن

قرآن کریم کتابی است که می‌تواند ظلمت‌های جهل و مشکلات انسان‌ها را برطرف کند و بهترین راه استفاده از این کتاب هدایت، خواندن و تدبّر و تفکّر در آیات آن است، به همین ‌خاطر، خداوند متعال فرمود:‌ «فَاقْرَۆُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآن‏ [مزّمل/20]  هر مقدار كه مى‏‌توانید از قرآن بخوانید» و همچنین فرمود:‌ «أَفَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن‏ [محمد/24] آیا در قرآن نمى‏‌اندیشند؟»

پیامبر اکرم (صلی‌ الله علیه و آله) فرمود: «أَفْضَلُ عِبادَةِ اُمََّتی قِرَاءَةُ القُرآنِ [1] برترین عبادت امت من خواندن قرآن است».

و فرمود:‌ «إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ لَتَصْدَأُ كَمَا یَصْدَأُ الْحَدِیدُ وَ إِنَّ جَلَاءَهَا قِرَاءَةُ الْقُرْآن [2]  همانا این دل‌ها زنگار می‌گیرد؛ همانطورى كه آهن زنگار می‌گیرد و همانا جلاى دل‌ها (از این زنگار)؛ خواندن قرآن است».

و امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: «السِّوَاكُ وَ قِرَاءَةُ الْقُرْآنِ مَقْطَعَةٌ لِلْبَلْغَمِ [3] مسواك زدن و خواندن قرآن بلغم را می‌برند».

و در روایتی دیگر می‌فرماید: «ثَلَاثَةٌ یُذْهِبْنَ النِّسْیَانَ وَ یُحْدِثْنَ الذُّكْرَ قِرَاءَةُ الْقُرْآنِ وَ السِّوَاكُ وَ الصِّیَام [4] سه چیز فراموشى را می‌برند و یاد می‌آورند، خواندن قرآن، مسواك زدن و روزه».

فرق قرائت قرآن با تلاوت قرآن
هر تلاوتی، قرائت هست ولی هر قرائتی، تلاوت نیست؛‌ با این توضیح که:‌ قرائت قرآن، تنها؛ خواندن قرآن است اما تلاوت قرآن، شمرده خواندن قرآن است به همراه تدبّر و اندیشه در معنای آن و عمل به احکام آن و امید به وعده‌ها و هراس از تهدیدها و عبرت از داستان‌های قرآن. [5]

تأثیری که تلاوت قرآن دارد این است که سبب نورانیت معنوی و خیر و برکت خانه و  می‌شود، چنانکه رسول اکرم (صلی‌ الله علیه و آله) فرمودند:‌ «خانه‏‌هاى خود را با تلاوت قرآن، نورانی كنید... زیرا كه هرگاه در خانه، بسیار تلاوت قرآن شد، خیر و بركتش زیاد می‌شود، و اهل آن به ‌وسعت می‌رسند، و آن خانه براى اهل آسمان درخشندگى دارد چنانکه ستارگان آسمان براى اهل زمین می‌درخشند».[6]

سبب همراهی ملائکه و دوری شیاطین
روایات ذكر شده، به صورت عمومی فضیلت خواندن قرآن را بیان می‌فرمایند،‌ اما روایاتی هم داریم که به صورت خصوصی،‌ فضیلت سوره‌ها را بیان می‌فرمایند که دانستن آن‌ها تشویق بیشتری برای خواندن این کتاب انسان‌ساز و استفاده از آن است و به این مناسبت،‌ بعضی از این سوره‌ها، معرفی می‌شود:

- سوره‌ی قدر:
امام صادق (علیه‌السلام): «مَنْ قَرَأَ سُورَةَ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ إِحْدَى عَشْرَةَ مَرَّةً عِنْدَ مَنَامِهِ وَكَّلَ اللَّهُ بِهِ أَحَدَ عَشَرَ مَلَكاً یَحْفَظُونَهُ مِنْ كُلِّ شَیْطَانٍ رَجِیمٍ حَتَّى یُصْبِح [7]  هر كه سوره إِنَّا أَنْزَلْناهُ را یازده بار در وقت خواب خود بخواند خدا به او یازده فرشته می‌گمارد كه او را تا صبح از شر هر شیطان رجیمى نگهدارند».

- سوره‌ی انعام:
امام صادق (علیه‌السلام): «تمام سوره انعام در یك مرتبه نازل شد و هفتاد هزار فرشته آن را بدرقه كردند تا آنكه بر محمد (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) فرود آمد، پس آن را بزرگ و گرامى بدارید، چرا كه اسم خداوند در هفتاد جاى این سوره آمده است و اگر مردم مى‏‌دانستند كه چه‌‏ها در آن نهفته شده است، هرگز (تلاوت) آن را ترك نمی‌كردند».[8]

- سوره‌ی لقمان:
امام محمد باقر (علیه السّلام): «كسى كه سوره‌ی لقمان را در هر شب تلاوت كند، خداوند در آن شب، فرشتگانى بر او می‌گمارد كه او را تا به صبح از شرّ ابلیس و دستیارانش محافظت كنند و اگر این سوره را در روز بخواند، همان فرشتگان او را تا شب از شرّ شیطان و دستیارانش دور نگاه می‌دارند».[9]

- سوره‌ی یس:
امام صادق (علیه‌السلام): «هر چیزى قلبى دارد و قلب قرآن (یس) است و هر كه سوره (یس) را در روز بخواند در آن روز محفوظ می‌ماند  و از رزق خدا بهره می‌برد و هر كه آن را در شب قبل از خواب بخواند خداوند هزار ملك بر او می‌گمارد تا او را از شرّ هر شیطان و هر آفتى نگهدارى كنند، و اگر آن روز بمیرد خداوند، او به‌ بهشت در می‌آورد».[10]

سوره‌ی ص:
امام محمد باقر (علیه السّلام): «هركس در شب جمعه سوره‌ی ص را بخواند، به قدرى از خیر دنیا و آخرت به او كرامت می‌كنند كه جز به پیامبرى مرسل و یا فرشته‏‌اى مقرّب به دیگرى داده نمی‌شود، و خداوند او را و هركس از افراد خاندانش را- كه دوست داشته باشد - وارد بهشت مى‏‌‌كند، حتّى خدمتكارى که به او خدمت کرده اگرچه از افراد خانواده‏‌اش یا از كسانى كه حقّ شفاعت در مورد آنان داشته است نباشد».[11]

- سوره‌ی صف:
امام محمد باقر (علیه السّلام): «مَنْ قَرَأَ سُورَةَ الصَّفِّ وَ أَدْوَمَ قِرَاءَتَهَا فِی فَرَائِضِهِ وَ نَوَافِلِهِ صَفَّهُ اللَّهُ مَعَ مَلَائِكَتِهِ وَ أَنْبِیَائِهِ الْمُرْسَلِینَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ [12] هر كه سوره صفّ را بخواند و در نمازهاى واجب و مستحب خویش بر خواندنش مداومت ورزد خداوند او را همراه فرشتگان و پیامبران فرستاده شده خود در یك صف قرار می‌دهد؛ اگر خدا خواهد».

امام محمد باقر (علیه السّلام): «كسى كه سوره‌ی لقمان را در هر شب تلاوت كند، خداوند در آن شب، فرشتگانى بر او می‌گمارد كه او را تا به صبح از شرّ ابلیس و دستیارانش محافظت كنند و اگر این سوره را در روز بخواند، همان فرشتگان او را تا شب از شرّ شیطان و دستیارانش دور نگاه می‌دارند».

- سوره‌ی صافات:
امام صادق (علیه‌السلام): «كسى كه سوره صافات را در هر روز جمعه بخواند همیشه از هر آفت و آسیبى محفوظ است و در زندگانى دنیا هر گرفتارى از او دور مى‏‌شود و به وسیع‌ترین روزى در دنیا روزى داده می‌شود و خداوند در مال و فرزند و بدنش امر ناگوار و بدى كه از شیطان رجیم و از ستمگر خود‌پسند باشد به او نمی‌رساند (آن را از وى دور و برطرف می‌سازد).»[13]

- سوره‌ی نحل:
امام محمد باقر (علیه السّلام): «هر كه سوره نحل را در هر ماه بخواند، از بدهكارى و خسارت در امان می‌شود و 70 نوع بلا از او برطرف می‌گردد كه آسان‌ترین آن‌ها دیوانگى و جذام و برص است و در روایت دیگرى سوره‌ی نحل براى محفوظ ماندن از شرّ ابلیس و سپاه و پیروان اوست».[14]

 همراهی ملائکه و دوری شیاطین با خواندن همه‌ی سوره‌ها
البته خواندن همه‌ی سوره‌های قرآن کریم موجب برکت در خانه و حضور ملائکه و دوری شیاطین می‌شوند چنانکه امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «خانه‌ای که در آن قرآن خوانده شود و ذكر خدای عزوجلّ شود، بركتش زیاد می‌شود و فرشته‏‌ها در آن حاضر می‌شوند و شیاطین از آن دور می‌شوند و براى اهل آسمان می‌درخشد مانند ستاره‏‌هاى درخشان که براى اهل زمین مى‏‌درخشند و خانه‌ای كه در آن قرآن نخوانند و ذكر خدا نشود، بركتش كم می‌شود و فرشته‏‌ها از آن دورى می‌شوند و شیاطین در آن حاضر می‌شوند».[15]

پس؛ فَاقْرَۆُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآن‏ [مزّمل/20]  هر مقدار كه مى‏‌توانید از قرآن بخوانید.


منبع:تبیان