سه شنبه, 28 دی 1395 12:24

جستجو در شبکه گسترده

دین و قرآن

اگر در دلتان نگرانی دارید بخوانید!

نماز عملی است که نشان دهنده رابطه‌ای میان انسان و پروردگار است. قیام خاشعانه و خاضعانه انسان در نماز، در برابر خداوند متعال به او نیرویی معنوی می‌بخشد که حس صفای روحی و آرامش قلبی، امنیت روانی وسلامت روانی را در او پدید می‌آورد.

ebadat


نماز

انسان در نماز با همه اعضای بدن و حواس خود متوجه خدا می شود و از همه اشتغالات و مشکلات زندگی روی برمی گرداند و همین حالت روی گردانی کامل از مشکلات زندگی و نیندیشیدن به آن در میان نماز، موجب آرامش روان و سلامت روانی می شود. این حالت آرامش روانی، در ایجاد وضعیت سلامت روانی تأثیر بالایی دارد و موجب کاهش شدت فشارهای عصبی روزانه و تنیدگی ها و تنش‌هایی که بسیاری از مردم دچار آن هستند، می شود. قرآن مجید می‌فرماید: "در زندگی از صبر و نماز کمک بگیرید". (بقره (2) آیه 45)

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: "هنگامی که مشکل مهمی برای علی (علیه السلام) پیش می آمد، به نماز بر می‌خاست" سپس آیه فوق را تلاوت فرمود. (تفسیر نمونه، ج 1، ص 219)

خداوند متعال در قرآن کریم، درمان تمام نگرانی‌ها و اضطراب‌ها را یاد و ذکر خدا معرفی می‌کند و آرامش‌دهنده قلب‌ها را «توجه به خدا» و یاد او معرفی می‌نماید، آنجا که می‌فرماید: «اَلاَ بِذكرِ اللّهِ تَطمئِنُّ القُلوبِ» (رعد: 28)؛ بدانید و آگاه باشید که یاد خدا و ذکر او باعث آرامش دل‌هاست. و البته یکی از مصادیق کامل ذکر خدا «نماز» است و اساسا خداوند متعال فلسفه نماز را ظهور یاد خدا در دل‌ها بیان کرده است: «اَقمِ الصَلوةَ لِذكرى» (طه: 14)؛ نماز را به خاطر ذکر من و یاد من بپا دار.

و به این ترتیب نقش پیشگیری کننده و حتی درمانگر مذهب در مورد اضطراب قابل بررسی است.

 
نماز و درمان نگرانی

در تبیین رابطه نماز و رفع نگرانی و اضطراب باید گفت:

از نظر روان پزشکان، اضطراب با یک احساس منتشر و مبهم دلواپسی که اغلب ناخوشایند و بدون دلیل است مشخص می‌شود که معمولا با یک یا چند مشکل جسمی همراه می‌گردد. از جمله شخص ممکن است علامت‌های جسمی چون احساس تپش قلب، تنگی نفس و درد قفسه سینه، خالی شدن سردل، تعریق، سردرد، تکرر ادرار، اسهال، گزگز دست و پاها، لرزش و... را نیز به همراه داشته باشد.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «چه مانعى دارد كه چون یكى از شما غم و اندوهى از غم‏هاى دنیا بر او در آید، وضو بگیرد و به مسجد رود و دو ركعت نماز بخواند و براى رفع اندوه خود، خدا را بخواند؟ مگر نشنیده‏اید كه خداوند مى‏فرماید: از صبر و نماز یارى بجویید»

اضطراب، گاهی به شکل طبیعی در اشخاص سالم بروز می‌کند و گاهی به صورت بیمارگونه و دائمی در می‌آید که نیاز به درمان و مراقبت پزشکی دارد. با اینکه دلایل علمی گوناگونی از دیدگاه‌های مختلف به عنوان دلایل بروز اضطراب و تشدید آن ارائه شده است اما همچنان دور شدن از ایمان مذهبی، به عنوان یک عامل مهم در بروز اضطراب نقش غیرقابل انکاری دارد. (ترجمه فارسی سیناپس کاپلان ـ سادوک ـ ج دوم ـ صفحه 473)

به عبارتی نظر اسلام و روان شناسان جهان، تنها قدرتی که می تواند افراد بشر را از نگرانی و اضطراب محافظت کند و آرامش آنها را برقرار سازد قدرت نماز و عبادت خداوند است. افرادی که در ساعات مختلف به دعا و نماز خواندن می پردازند روحی مطمئن و سالم دارند و هرگز دچار نگرانی و اندوه نخواهند شد.

امام صادق علیه السلام به یکی از یارانش به نام مسمع فرمود: چه عاملی مانع می شود یکی از شما را در وقتی که غم و اندوه دنیوی بر او وارد شد وضو بگیرد و داخل مسجد شود و دو رکعت نماز بجای آورد و خداوند بزرگ را بخواند. مگر نشنیده اند که پروردگار می فرماید به وسیله صبر و نماز از خدا یاری بخواهید. (سفینه البحار، ج 2، ص 47 «قال الصادق علیه-السلام : مَا یَمنَعُ اَحَدَکُم اِذا دَخَلَ عَلیهِ غَمٌّ مِن غُمُومِ الدُّنیا ان یتَوَضَّا فَیَدخُلَ المَسجدَ فَیرکَعَ رَکعَتَینِ یَدعُوَ اللهَ فیهِما اَما سَمِعتَ اللهَ یَقول وَ استَعینُوا بالصبرِ وَ الصَلَوهِ»، بقره 45، بحارالانوار، ج 69، ص 342)

هرگاه حادثه ای رسول اکرم صلی الله علیه و آله را ناراحت و محزون می ساخت آن جناب به وسیله روزه گرفتن و اقامه نماز از خداوند یاری و کمک می-گرفت. (مجموعهء ورام، ج 1، ص 303. «کانَ النَبیُّ علیه السلام اِذا حُزنهُ اَمرٌ اِستَعانَ بالصّومِ وَ الصَّلوهِ».)

دیل کارنگی می گوید: امروز جدیدترین علم یعنی روانپزشکی همان چیزهائی را تعلیم می دهد که پیامبران تعلیم می دادند زیرا روانپزشکان دریافته اند که دعا و نماز و داشتن یک ایمان محکم به دین، نگرانی، تشویق، هیجان و ترس را که موجب نیم بیشتری از ناخوشی ها است برطرف می سازد.

یکی از پیشوایان علم مزبور می گوید کسی که حقیقتاً معتقد به مذهب است هرگز گرفتار امراض عصبی نخواهد شد. (آئین زندگی، ص 208)
23 قدم تا آرامش واقعی

گاندی می گوید: برای میلیونها نفر هندو و مسلمان تنها مایه تسلی و آرامش در زندگی، دعا و نماز است من با تمام جریانها و ناامیدی ها که در عرصه سیاسی با آن مواجه هستم هرگز روحیه امید خود را از دست نداده ام.

در واقع مردمی را دیده ام که حسرت آرامش مرا داشته اند این آرامش از دعا و نماز من حاصل شده است. من اهل دانش نیستم اما در کمال فروتنی ادعا می کنم که مرد دعا و نماز هستم. (همه مردم برادرند، ص 107)

«نورمن وینسنت گریس» می گوید: نماز و دعا بزرگترین نیروئی است که برای مبارزه با دشواری های زندگی روزانه و بدست آوردن آرامش روحی شناخته شده گفتگو با خدا باید عادت همیشگی آدمی شود نه اینکه چون درماندگی به نهایت رسد، رو به خدا کند.

پیامبر گرامی (صلی الله و علیه وآله) فرمودند: «مَثَل خانه‏اى كه در آن از خدا یاد مى‏شود و خانه‏اى كه در آن ذكرى از خدا به میان نمى‏آید، مانند مثل موجود زنده و مرده است.» (بحارالانوار، ج 75، ص 207) یعنی دلی که مرکز یاد خداست، آباد و آرام است و دلی که از یاد خدا تهی است، ویران و تاریک است و اندوه و اضطراب آن را فرا گرفته. تنها یاد خدا و ذکر او دل‌های پریشان را دوا می‌کند.

حضرت علی (علیه السلام) می‌فرماید: «پروردگارا! تو از هر مونسى براى دوستانت مونس‏ترى و از همه آن‏ها براى كسانى كه به تو اعتماد كنند، براى كارگزارى، آماده‏ترى. پروردگارا! آنان را در باطن دلشان مشاهده مى‏كنى و در اعماق ضمیرشان بر حال آنان آگاهى و میزان معرفت و بصیرتشان را مى‏دانى، رازهاى آنان نزد تو آشكار است و دل‏هاى آنان در فراق تو بى‏تاب. اگر تنهایى سبب وحشت آنان گردد، یاد تو مونس آن‏هاست، و اگر سختى‏ها بر آنان فرو ریزد، به تو پناه مى‏برند.» (نهج‌البلاغه خطبه 225)
امام صادق علیه السلام به یکی از یارانش به نام مسمع فرمود: چه عاملی مانع می شود یکی از شما را در وقتی که غم و اندوه دنیوی بر او وارد شد وضو بگیرد و داخل مسجد شود و دو رکعت نماز بجای آورد و خداوند بزرگ را بخواند. مگر نشنیده اند که پروردگار می فرماید به وسیله صبر و نماز از خدا یاری بخواهید

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «چه مانعى دارد كه چون یكى از شما غم و اندوهى از غم‏هاى دنیا بر او در آید، وضو بگیرد و به مسجد رود و دو ركعت نماز بخواند و براى رفع اندوه خود، خدا را بخواند؟ مگر نشنیده‏اید كه خداوند مى‏فرماید: از صبر و نماز یارى بجویید.» (فضل بن حسن طبرسی، مجمع‌البیان، ج 1، ص 100)

 
نماز اول وقت

یکی از عوامل رفع حزن و اندوه «نماز اول وقت» است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

«ما مِن عَبدٍ اِهتَمَّ بِمَواقیتِ الصَّلاهِ اِلا ضَمِنتُ لَهُ الرَوّحَ عِندَ المَوتِ وَ اِنقِطاعِ الهُمَومِ و الاَحزانِ وِ النِجّاة مِنَ النّارِ». (بحارالانوار، ج 83، ص 9)

«هیچ بنده ای به وقت نماز اهمیت نمی دهد مگر آنکه من ضمانت می کنم هنگام مرگ، آرامش داشته، غصه ها از او رخت بربندد و از آتش، خلاص شود».

 
نماز شب

نماز شب نیز یکی دیگر از عوامل رفع حزن و غم است امام صادق علیه السلام فرمود: «صَلاةُ اللّیلِ تَذهَبُ بِالهَمِّ»(وسائل الشیعه، ج 5/272) «نماز شب غم و اندوه را از بین می برد».


منابع:

نقش باورهای دینی در رفع نگرانی ها غ نوشته حبیب الله طاهری

مجله مبلّغان


ذكر بسيار مجرب "يونسيه" چيست؟

این ذکر شریف اثر بسیار عجیبی در رفع غم و اندوه دارد

 

ذكر بسيار مجرب

ذکر یونسیه چیست؟
حضرت یونس علیه السلام مدت ها در میان قومش به ارشاد مردم پرداخت ولی در مدت سی و سه سال فقط دو نفر به او ایمان آوردند او هم قوم خود را نفرین کرد و خداوند به او وعده داد که در فلان تاریخ عذاب خود را بر آنان خواهد فرستاد  یونس از شهر خارج شد اما یکی از دوستانش در شهر ماند و مردم را از عذاب خدا ترساند و از آنها خواست توبه کنند و آنها که نشانه های عذاب وعده داده شده را دیدند  از ترس عذاب توبه و ناله کردند تا خدا عذابش را از آنان بر گرداند یونس به امید اینکه مردم نابود شده اند به شهر بازگشت و وقتی دید همه چیز عادی است و مردم به کارشان مشغول  عصبانی شد و شهر را بدون اجازه خداوند ترک کرد و با یک کشتی راهی دریا شد.

در بین راه ماهی غول پیکری به کشتی حمله کرد و به خواست خداوند متعال حضرت یونس را بدون اینکه به او آسیب برساند بلعید حضرت یونس وقتی به هوش آمد متوجه اشتباه خود شد و با ناله و تضرع به درگاه خداوند توبه کرد که توبه او در قرآن آمده است و بخشی از آیه به عنوان ذکر یونسیه مشهور شده است که علما و عرفا خواص بیشماری را برای آن نقل میکنند .

 قرآن میفرماید : «وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَک إِنِّی کنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ»1 ؛ ذوالنون 2 را ، آنگاه که خشمناک برفت و پنداشت که هرگز بر او تنگ نمی گیریم و در تاریکی ندا داد : هیچ خدایی جز تو نیست ، تو منزه هستی ومن از ستمکاران هستم.

ذکر یونسیه یعنی گفتن: «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین»
 
آثار و برکات ذکر یونسیه
1- پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله وسلم : هر بیمار مسلمانى که این دعا را بخواند، اگر در آن بیمارى (بهبودى نیافت و) مرد پاداش شهید به او داده مى شود و اگر بهبودى یافت خوب شده در حالى که تمام گناهانش آمرزیده شده است .

2-. رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم : آیا به شما خبر دهم از دعایى که هرگاه غم و گرفتارى پیش آمد آن ادعا را بخوانید گشایش ‍ حاصل شود؟ اصحاب گفتند: آرى اى رسول خدا. آن حضرت فرمود: دعاى یونس که طعمه ماهى شد: «لا اله الا انت سبحانک انى کنت من الظالمین»

3- امام صادق علیه السلام : عجب دارم از کسى که غم زده است چطور این دعا را نمى خواند «لا اله الا انت سبحانک انى کنت من الظالمین» چرا که خداوند به دنبال آن مى فرماید: ما او را پاسخ دادیم و از غم نجات دادیم و این چنین مؤ منان را نجات مى دهیم .

4- مرحوم کلینى نقل مى کند: مردى خراسانى بین مکه و مدینه در ربذه به امام صادق علیه السلام برخود و عرضه داشت : فدایت شوم من تا کنون فرزند دار، نشده ام ، چه کنم ؟حضرت فرمود: هرگاه به وطن برگشتى و خواستى به سوى همسرت روى آیه ( 78 سوره انبیا) را بخوان انشاء الله فرزند دار خواهی شد .

برای تقویت نفس و قلب و مکاشفات بسیار خوب است وبرای رفع حجب و نورانیت موثر است و استجابت دعا و نجات مؤمنین از طرف خدا شامل گوینده آن می شود.
 
ختم های ذکر یونسیه
ختم های این ذکر شریف 400 /700/7000/4000/3000/1001/  بار گفته اند که بستگی به دستور استاد و قابلیت طالب دارد . اما عدد 400 برای همه  آن هم شب ها بعد از نماز عشاء تا هر وقت شب در سجده نافع است .

چون این ذکر به معنی استغفار است در آن هیچ عوارضی نیست . برای دیدن حالات برزخی مؤثر است،

برای تقویت نفس و قلب و مکاشفات بسیار خوب است وبرای رفع حجب و نورانیت موثر است و استجابت دعا و نجات مؤمنین از طرف خدا شامل گوینده آن می شود.

تجرد، با مداومت این ذکر حاصل میشود ، چنانکه برای مرحوم سید هاشم حداد سه روز حالت تجرد برزخی اتفاق افتاد که البته مکاشفه  این طول زمانی را ندارد.

مرحوم آخوند ملا حسنقلی همدانی: هر قدر  در هر وقت بتوانید  این ذکر را بگوئید.

مرحوم سید هاشم حداد نقل کردند که ذکر یونسیه برای معرفت نفس و معرفت رب مؤثر است  و خودش به ذکر یونسیه مشغول بود .

از وی سئوال شد در ایام فراغت همانند راه رفتن و نشستن چه ذکری برای نورانیت قلب و رفع حجب خوب است ؟ فرمود : ذکر یونسیه

می فرمود : عدد 3000 به بعد برای کاملین " سالکینی که از مراحلی و منازلی عبور کرده اند " می باشد .جناب استاد مدت زیادی در نجف 3000 مرتبه این ذکر را در سجده می گفتند.

از بسیاری از بزرگان این ختم با عدد 400 مرتبه در سجده خصوصا" در میان نماز مغرب و عشاء و یا قبل از اذان صبح و یا بین الطلوعین جهت افاضات روحانی نقل شده است و این یکی از ختوماتی است که معمولا" اساتید در ابتدای سلوک به شاگردانشان توصیه می کنند . ناگفته نماند که این ختم به منزله توبه ای حقیقی است اگر خالصانه برای خدا بجای آورده شود اثر شگرفی در پیشبرد انسان دارد .

وقتی از مرحوم آیت الله کشمیری پرسیدند بهترین کار برای سالک در کدام یک از اعمال عبادی است؟ فرمودند : بهترین آن سجده است که ذکر یونسیه در آن گفته شود . و فرمودند : امان ذکر یونسیه موجب اتصال به ارواح و باز شدن چشم برزخی می گردد. 3

این ذکر شریف اثر بسیار عجیبی در رفع غم و اندوه دارد

امام صادق علیه السلام فرمودند : تعجب می کنم از چهار کس که چهار نوع گرفتاری دارند چگونه به این چهار چیز پناه نمی برند.

از جمله اینها فرمودند : تعجب می کنم از کسی که دچار غم و اندوه شده است اما به این سخن پناه نمی برد، زیرا که حق تعالی در دنباله آن فرموده: " و نجیناه من الغم و کذلک ننجی المؤمنین " یعنی ما او را " حضرت یونس را به سبب این سخن " از غم و اندوه نجات دادیم و اینگونه ما مؤمنان را نجات می بخشیم.


منبع:rasekhoon.net


سيری در فضايل اخلاقی و معنوی پيامبر (ص)

خداوند به عيسي(ع) وحي كرد «اي عيسي! به محمد ايمان بياور و دستور بده كه هر كس از امت تو در دوران او حضور يافت به او ايمان آورد؛ پس به‌درستي كه اگر محمد نبود آدم را نمي‌آفريدم و اگر محمد نبود بهشت و دوزخ را نمي‌آفريدم...» پس عجيب نيست اگر بگوييم شروع دنيا، از زمان تولد ختم‌المرسلين است كه به همه پيامبرانش از آدم تا قبل محمد(ص)، تولدش را نويد داده است.

 گويي از خلقت چنين دردانه‌اي خداوند به خود مي‌بالد.در حديث قدسي آمده است «لولاك لما خلقت الافلاك» يعني اگر محمد(ص) نبود نه دنيايي بود و نه جنبنده‌اي بر روي؛ آن پس ما زيستمان را مديون خاتم‌المرسلين هستيم. همه درباره تولد و زندگي آن حضرت بسيار شنيده و خوانده‌ايم. امامناسب ديديم بخشي از سيره اخلاقي و رفتاري آن حضرت را نيز تقديم خوانندگان روزنامه كنيم.

«من پسر زني هستم كه با دست‌هايش از بزها شير مي‌دوشيد.» اين را به عرب بياباني گفت. عرب بياباني از هيبت پيامبري كه همه قبايل به او ايمان آورده بودند، لكنت گرفته بود. آمده بود جمله‌اي بگويد و نتوانسته بود و كلماتش بريده بريده شده بود. رسول‌الله(ص) از جايش بلند شده بود. آمده بود نزديك و ناگهان او را در آغوش گرفته بود؛ تنگ تنگ. در گوشش گفته بود: «من برادر تو ام»، گفته بود فكر مي‌كني من چه كسي هستم؟ فكر مي‌كني پادشاهم؟ نه! من آن سلطان كه خيال مي‌كني نيستم. «من اصلا پادشاه نيستم»، من محمدم! پسر همان بيابان‌هايي هستم كه تو از آن آمده‌اي. «من پسر زني هستم كه با دست‌هايش از بزها شير مي‌دوشيد.» حتي نگفته بود كه پسر عبدالله و آمنه است. حرف دايه صحرانشينش را پيش كشيده بود كه مرد راحت باشد. آخرش هم دست گذاشته بود روي شانه او و گفته بود: «آسان بگير، من برادرتم.» مرد بياباني خنديد و صورت او را بوسيد: «عجب برادري دارم!»

حضرت مهربان بودند؛ چون مادر

مهربان بود؛ آنقدر كه بيش از مادر براي فرزند. اصلا خدا درباره‌اش گفته: «پيامبري برايتان فرستاده شده كه به رنج افتادن‌تان بر او گران و دشوار است، به شما دلبسته و به مومنان دلسوز و مهربان است.»گرچه خوش خلقي در هر جا و هر زماني مورد ستايش و از سفارش‌هاي حضرت رسول(ص) است، اما رفتار نيكو در خانه و خوش رفتاري با اعضاي خانواده سفارش ويژه پيامبر اكرم(ص) بوده، به‌گونه‌اي كه يكي از شاخص‌هاي افراد نيك، برخورد مناسب و نيكو با خانواده است.

آن حضرت در روايتي فرمودند: «بهترين مردم از نظر ايمان، كسي است كه داراي نيكوترين اخلاق باشد و لطيف‌ترين رفتار را با خانواده‌اش داشته باشد و من لطيف‌ترين شما نسبت به خانواده‌ام هستم.» يكي از همسران پيامبر‌(ص) گفته است: «كسي خوش خلق‌تر از پيامبر(ص) نبود. هيچ‌كس از اصحاب و خانواده‌اش او را صدا نمي‌كرد، مگر اينكه آن حضرت در پاسخ او لبيك مي‌گفت.» جايي گفته‌اند هنگامي كه پيامبر(ص) با خانواده‌اش بود، شوخ‌ترين افراد به شمار مي‌آمد. احترام او به كودكان، مثال‌زدني است.

 در روايتي از انس نقل شده است: «گاهي من با برادر كوچكم به نزد پيامبر شرفياب مي‌شديم. آن حضرت در برخورد با آن كودك، مزاح مي‌كرد و مي‌فرمود: «يا ابا عمير ما فعل النُّغَير» (ابوطلحه انصاري كودكي به نام اباعمير داشته كه پرنده كوچكي همانند گنجشك داشته و اين پرنده كه براي او عزيز بوده مي‌ميرد و پيامبر براي مزاح با او چنين مي‌فرمودند.» خود پيامبر(ص) تعريف كرده‌اند كه: «شخصي در صحراي سوزان دچار تشنگي شديدي شد. براي رفع عطش، به درون چاهي رفت و با استفاده از آب چاه خود را سيراب كرد، در همان وقت ديد سگي از شدت تشنگي بي‌تاب و توان شده و پوزه به خاك مي‌مالد، براي آن مرد اين انديشه پيش آمد كه حيوان بيچاره مثل او داراي احساس تشنگي است و به خاطر نيافتن آب در رنج و عذاب افتاده است.

احساس ترحم و مهرباني در وجودش به جوش آمده، لذا تصميم گرفت حيوان تشنه را با مقداري آب سيراب سازد. در پي اين تصميم دوباره آن شخص داخل چاه رفت و كفش‌هايش را پر از آب كرد و پيش روي حيواني كه از سوز تشنگي جانش به لب رسيده بود گذاشت، خداي بزرگ به پاداش همين كردار نيك، آن مرد را مورد عفو و بخشش و عنايت خود قرار داد. ياران آن حضرت عرض كردند، آيا ما هم مي‌توانيم در مورد حيوانات نيز از خداوند كسب پاداش كنيم؟ حضرت فرمودند: آري و به خاطر هر حيوان زنده‌اي كه موفق به انجام خدمتي شويد، نزد خداوند مأجور(داراي اجر) خواهيد بود.»

پيامبر(ص) خاشع و متواضع بودند

شخصي از بني‌اميه، با مرد نابينايي از سر خودبرتربيني برخورد مي‌كند و چهره از او برمي‌گرداند، اين آيه را نازل مي‌كند: «چهره درهم كشيد و روي گردانيد كه آن مرد نابينا پيش او آمد. و تو چه داني، شايد او به پاكي گرايد.» خداوند با نازل كردن اين آيه، بر رفتار متكبرانه و مغرورانه فرد هشدار مي‌دهد. رفتار پيامبر(ص)، به‌گونه‌اي بود كه از زماني كه يتيم و بي‌كس بود تا زماني كه پيامبري، راهنمايي و رهبري همه مسلمانان را بر عهده گرفت، هيچ تغييري نكرد.

از امام باقر(ع) روايت شده است كه پيامبر اعظم(ص)فرمود: «پنچ چيز است كه تا زمان مرگ آنها را ترك نخواهم كرد: غذا خوردن با بندگان روي زمين، سوار شدن بر الاغ به صورت برهنه، دوشيدن بزها با دستان خود، پوشيدن پشمينه و در اختيار كودكان بودن. همه اينها بدان روست كه اين كارها به يك سنت تبديل شود.»

در روايتي از امام صادق(ع) نقل شده است: رسول خدا غالبا رو به قبله و روي زمين مي‌نشست و غذا مي‌خورد و مي‌فرمود: من بنده‌اي بيش نيستم همان‌گونه كه يك بنده غذا مي‌خورد، غذا مي‌خورم و مانند بندگان مي‌نشينم. آن حضرت ضمن آنكه خود از هر كاري كه موجب تكبر شود، دوري مي‌كرد، پيروان خويش را هم از آن بر حذر مي‌داشت و مي‌فرمود: «هركس با تكبر و خودخواهي روي زمين راه برود زمين و آنچه در زير آنست و آنچه روي آنست، او را لعن و نفرين مي‌كنند.»

بسيار ساده‌زيست بودند

از نظر مفهومي، ساده زيستي و زهد عبارت است از: «دل برداشتن از دنيا و آستين فشاندن بر آن و اكتفا كردن به قدر ضرورت از براي حفظ بدن» كه تجلي عملي آن در زندگي، ساده‌زيستي و قناعت خواهد بود. انسان‌ها‎ي زاهد اگرچه خود مي‌توانند با استفاده‎ از نعمت‌هاي پروردگار زندگي بهتري را براي خويش فراهم سازند، اما از آنجا كه دلبستگي به زخارف دنيوي ندارند، ديگران را بر خود مقدم مي‌دارند و خود به اندكي از مال دنيا اكتفا مي‌كنند. زندگي رسول‌اكرم(ص) به شكلي بود كه در سطح پايين‌تر از طبقه متوسط جامعه آن روز قرار داشت، به‌گونه‌اي كه بر اساس برخي از روايات، آن حضرت براي همساني با طبقه كم درآمد و فقير امت اسلامي، حتي از خوردن نان گندم نيز پرهيز مي‌كرد.

در روايتي از امام صادق(ع) سوال شد: «آيا روايتي كه از پدر بزرگوار شما نقل شده است كه پيامبر هيچ‌گاه از نان گندم سير نخورد، درست است يا خير؟ فرمود: نه، پيامبر هيچ‌گاه نان گندم نخورد و از نان جو نيز هيچ‌گاه سير نخورد.» غذاي متعارف حضرت نان جو و خرما بود. كفش و لباس‌هايش را با دست خويش وصله مي‌كردند. در عين سادگي، طرفدار فقر نبودند و مال و ثروت را به سود جامعه و براي صرف نمودن در راه‌هاي مشروع و مناسب، لازم مي‌شمردند.

 همچنان‌كه مي‌فرمودند: «چه نيكوست ثروتي كه از راه مشروع به‌دست‌آيد، براي آدمي كه شايسته داشتن ثروت باشد و بداند چگونه صرف كند.» همچنين آن حضرت مي‌فرمودند: «مال و ثروت كمك خوبي است براي تقوا.» از ديگر جنبه‌هاي ديدگاه و منش ساده زيستي رسول گرامي اسلام(ص) اين است كه ايشان هرگز اجازه نمي‌دادند كه مجلس‌شان صدر و ذيل و بالا و پايين داشته باشد، ايشان پيوسته مي‌فرمودند: «اصحاب و ياران حلقه و دايره‌وار بنشينند تا مجلس بالا و پايين نداشته باشد.»

خداوند، خلق را بي‌نياز مي‌كند

يكي از صحابه رسول‌اكرم(ص) خيلي فقير بود. يك‏ روز كه حس كرد ديگر كارد به استخوانش رسيده، با مشورت و پيشنهاد زنش‏ تصميم گرفت برود و وضع را براي رسول خدا(ص) شرح دهد و از آن حضرت‏ كمك بخواهد ولي قبل از آنكه حاجت خود را بگويد اين جمله از زبان‏ پيامبر(ص) به گوشش خورد: «هركس از ما كمكي بخواهد ما به او كمك مي‏كنيم، ولي‏ اگر كسي بي‏نيازي بورزد و دست حاجت پيش مخلوقي دراز نكند خداوند او را بي‏نياز مي‌كند.» آن روز چيزي نگفت و به خانه‌اش برگشت. اما همچنان فقر به او فشار مي‌آورد. ناچار روز ديگر به همان نيت به‏ مجلس رسول‌اكرم(ص) رفت.

آن روز هم همان جمله را از رسول‌اكرم(ص) شنيد: «هر كس از ما كمكي بخواهد ما به او كمك مي‏كنيم ولي اگر كسي بي‏نيازي بورزد خداوند او را بي‏نياز مي‌كند.» اين‌بار نيز بدون اينكه حاجت خود را بگويد به خانه برگشت اما باز هم با فقر دست به گريبان بود. براي سومين بار به همان نيت به مجلس رسول‌اكرم(ص) رفت. باز هم لب‌هاي‏ رسول‌اكرم(ص) به حركت آمد و با همان آهنگ همان جمله را تكرار كرد. اين بار كه آن جمله را شنيد، اطمينان بيشتري در قلب خود احساس كرد، حس‏ كرد كليد مشكلش را در همين جمله پيدا كرده. وقتي كه خارج شد با قدم‌هاي مطمئن‌تري راه مي‏رفت.

 با خود فكر مي‏كرد كه ديگر هرگز به‌دنبال كمك و مساعدت بندگان خدا نخواهم رفت، به خدا تكيه مي‏كنم. با خودش فكر كرد كه از من چه كاري ساخته است؟به نظرش رسيد به صحرا برود و هيزمي جمع كند و بياورد و بفروشد. رفت و تيشه‏اي عاريه كرد و به صحرا رفت. هيزمي جمع كرد و فروخت. روزهاي ديگر به اين كار ادامه داد تا كم‌كم توانست از همين پول، تيشه و حيوان و ساير لوازم كار را بخرد. باز هم به‏ كار خود ادامه داد تا صاحب سرمايه و غلاماني شد. روزي رسول‌اكرم(ص) به او رسيد و با تبسم گفت: «نگفتم، هركس از ما كمكي‏ بخواهد ما به او كمك مي‏دهيم، ولي اگر بي‏نيازي بورزد خداوند او را بي‏نياز مي‌كند!»

پيامبر(ص) به نماز عشق مي‌ورزيدند

وقتي نماز مي‌خواند مانند پارچه‌اي مي‌شد كه در گوشه‌اي افتاده باشد. آنچنان از خوف خداوند رنگش مي‌پريد كه انگار با ترسناك‌ترين حاكمان روبه‌رو شده. گفته‌اند: «آن حضرت وقتي به نماز مي‌ايستاد از ترس خدا رنگ از رخسارش مي‌پريد و از درون دل و قفسه سينه‌اش صدايي نظير صداي اشخاص خائف و وحشت زده شنيده مي‌شد.» عايشه گفته است: «هنگامي كه با رسول خدا(ص) صحبت مي‌كرديم، همين كه موقع نماز مي‌شد حالتي به خود مي‌گرفت كه گويي نه او ما را مي‌شناخته و نه ما او را مي‌شناخته‌ايم.»

حضرت علي (ع) زماني كه ولايت مصر را به محمدبن ابي‌بكر داد، دستورالعملي برايش تدوين كرد و در ضمن آن فرمود: «مواظب ركوع و سجود خودت باش، زيرا؛ رسول خدا(ص) از همه مردم نمازش كامل‌تر و در عين حال اعمالش در نماز از همه سبك‌تر و كمتر بود.» در ميان انواع عبادت‌هاي رسول‌اكرم(ص)، هيچ‌يك با نماز يكسان نبودند. نماز محبوب‌ترين عبادت آن حضرت و نور چشمانش بود. پيامبر(ص) به ابوذر گفته‌اند: «اي ابوذر، خداوند نور چشم مرا در نماز قرار داده و آن را آنچنان محبوب من ساخته كه غذا را براي گرسنه و آب را براي تشنه؛ جرآنكه گرسنه با خوردن غذا و تشنه با نوشيدن آب سير و سيراب مي‌شوند اما من از نماز سير نمي‌شوم.»

ترحم و مهرباني بر حيوانات

مرحوم شيخ طوسي و علامه مجلسي از امام صادق(ع) نقل مي‌كنند كه: روزي رسول خدا(ص) عبورش بر آهويي افتاد كه با طناب به ميخ چادر و خيمه‌اي بسته شده بود، آهو با مشاهده آن حضرت به سخن آمد و گفت: يا رسول‌الله! من مادر دو نوزاد هستم كه تشنه و گرسنه‌اند، مرا آزاد كن تا بروم بچه‌هايم را شير بدهم و وقتي سير شدند دوباره برمي‌گردم و با همين طناب مرا ببند. رسول خدا(ص) فرمود چگونه تو را آزاد كنم در حالي كه شكار اين خانواده هستي؟ آهو در جواب گفت: يا رسول‌الله! من برمي‌گردم و با دست خودت مرا به همين شكل ببند.

 پس رسول خدا(ص) پيمان و ميثاق از آهو گرفت كه سريع بازگردد، بعد از آن حيوان را آزاد كرد. آهو رفت و پس از مدتي برگشت و حضرت آن را به همان حالت اول بست و سپس از چند نفر سو ال كرد: اين آهو از كيست و چه كسي آن را شكار كرده؟ صاحب شكار را نشان دادند و حضرت پيش آنها رفت. در حالي كه شكارچي از منافقين بود، با ديدن چنين صحنه‌اي و شنيدن تمام جريان دست از نفاق خود برداشتند و آهو را آزاد كردند. بعد از آن، آنها يكي از ياران باوفاي رسول خدا شدند.


منبع: تهران امروز


 

امام صادق علیه السلام و کنترل هیجان غم

 یکی از امور مهم برای شناسایی روان انسان، هیجان شناسی ست. درباره هیجانهایی مثل خشم، اضطراب و ترس، نفرت، شادی، غم و غیره مطالبی را می توان در کتابهای روانشناسی پیدا کرد. در اینجا به کمک مطالعه گوشه ای از زندگی امام صادق علیه السلام می خواهیم به یکی از راه های کنترل غم اشاره کنیم.

امام صادق علیه السلام

 

هیجانها حالاتی شدید اما کوتاه مدت هستند و بعد از مدت کوتاهی از شدت آنها کاسته می شود، بنابراین ممکن است در همان مدت کوتاه، باعث آسیب گردند. بحث مهمی که درباره هیجانها وجود دارد، آن است که چگونه می توانیم آن را کنترل کنیم که به اصطلاح به آن تنظیم هیجان می گویند. این امر درباره همه هیجانها صادق است، مثلا خشم افسار گسیخته سبب پشیمانی فرد می شود. غم نیز هیجان است و اگر هدایت نشود می تواند تخریبگر باشد. در اینجا به دنبال یافتن الگویی انسانی هستیم که حد بالایی از تسلط بر هیجان ها را برای ما نمایش داده است که بزرگ بزرگان ما و مولای موالی ما، ابوعبدالله جعفر الصادق علیه السلام است و به این بهانه، دو واقعه در زندگی آن فرزند پیامبر  صلی الله علیه وآله را در خصوص تسلط بر هیجان غم بازخوانی می کنیم.

واقعه اول - کلینی به اسناد خود از علاء بن کامل روایت می کند: نزد ابوعبدالله(یعنی امام صادق علیه السلام) نشسته بودم. زنی از درون خانه ایشان شیون کرد، امام برخاست، سپس نشست و «انا لله و انا الیه راجعون» گفت و به گفتاری که داشت ادامه داد و آن را پایان داد. سپس گفت: ما دوست داریم در جانها و مالهای خود بی گزند باشیم اما چون قضای الهی رسید، ما را نرسد چیزی را دوست داریم که خدا برای ما دوست نمی دارد. (کافی، ج3، ص226)

واقعه دوم - امام صادق علیه السلام پسر بزرگی به نام اسماعیل داشت که بسیار مومن و محبوب امام بود. در کتاب «عیون اخبار الرضا علیه السلام» آمده است که چون خبر مرگ اسماعیل بدو رسید، بر سر سفره بود و مهمانانی داشت. او همچنان آنان را پذیرایی کرد غذا جلویشان می گذاشت. آنان که اثری از اندوه در چهره ایشان نمی دیدند تعجب کردند و وقتی غذا تمام شد گفتند: ای پسر پیامبر! چیز عجیبی دیدیم. چنین فرزندی را از دست دادی اما حال شما اینگونه است.

امام فرمود: چرا نباشم؟،  که خبر راستگوترین راستگویان(یعنی خدا) به من رسید که من و شما می میریم. مردمی مرگ را شناختند و آن را پیش چشم خود داشتند و منکر آن نشدند که مرگ آنان را خواهد ربود و تسلیم امر آفریدگار خود گشتند.(عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص2)

از این دو واقعه نکته های کاربردی فراوانی برای زندگی خود می توانیم بیاموزیم که به پنج مورد از آنها اشاره می کنیم:

یک – حوادث دنیا هر قدر هم که تلخ و ناگوار باشند، قابل تحمل هستند؛ هر کس خود را در برابر مشکلات ناتوان می بیند، در حقیقت بزرگی خودش را نادیده گرفته است و هنوز سر بلند نکرده است که نگاهی وسیعتر به جهان بیندازد.

دو- پیدا شدن ناگواریها نباید ما را در انجام کارهای درستمان سست کند. امام صادق علیه السلام با اینکه خبر درگذشت عزیزی را شنید، کار درستی که در دست داشت، رها نکرد تا بدون فایده بی تابی کند. حتی موقع غذا خوردن، مراقبت نمود که میهمانان بتوانند راحت غذای خود را بخورند. آیا سزاوار است ما در برابر مشکلات کوچک خود افسرده و بیکاره و ناامید شویم؟

سه – قلب اولیاء خدا پر از محبت است. از مرگ عزیز خود غصه دار می شود اما محبتی که به خدا دارد از بقیه چیزها بیشتر است. در نتیجه به قضای خدا راضی می شود و بی تابی نمی کند. یک لحظه می ایستد و می نشیند و « انا لله» می گوید و سوگواری و تشییع و تدفین را به وقت مناسب خود، یعنی بعد از کاری که اکنون در دست دارد می سپارد.

چهار – به علت آنکه می دانیم مرگ حق است و حتما پیش می آید، باید مراقب باشیم که آن را هیچگاه از یاد نبریم. مولای ما حضرت صادق علیه السلام اینگونه بود و آنچه درباره مرگ آگاهان فرموده است، در درجه اول درباره خودش صادق است که « مردمی مرگ را شناختند و آنان را پیش چشم خود داشتند و منکر آن نشدند که مرگ آنان را خواهد ربود و تسلیم امر آفریدگار خود گشتند.»

پنج – بخلاف آنچه تصور می شود، یاد مرگ کردن افسردگی نمی آورد، بلکه توان انسان را در ادامه دادن زندگی و حرکت استوار خود بسیار می افزاید و بعلاوه در هنگام هجوم سختی ها و مصیبتها نیز افسردگی را از بین می برد.


منبع: تبیان


پیامبری که با آمدنش شیطان گریخت

وقتی رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ متولّد شد، دیوها رانده شدند و مردم را زمین لرزه ای فرا گرفت كه به همه جای دنیا رسید تا آنجا كه كلیسا ها ویران گشت و چیزی كه جز خدا پرستش می‌شد از جای خود كنده شد و ستارگانی هویدا گشت كه پیش از آن دیده نمی‌شد و كاهنان یهود از آن در شگفت ماندند.

حضرت محمد(ص)

پیامبر اكرم حضرت محمّد ـ صلی الله علیه و آله ـ در هفدهم ربیع الاول و در سالی كه اصحاب فیل برای خراب كردن كعبه معظّمه وارد مكّه شدند به دنیا آمد و در هنگام ولادت آن حضرت معجزات و اتّفاقاتی به وقوع پیوست:

از حضرت صادق ـ علیه السلام ـ روایت شده است كه ابلیس به هفت آسمان می‌رفت و خبرهایی را می‌شنید، وقتی كه حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ متولّد شد او را از سه آسمان منع كردند و چون پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ متولّد شد او را از همه ی آسمانها منع كردند و شیاطین را با تیرهای شهاب از درهای آسمان راندند.

وقتی رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ متولّد شد، دیوها رانده شدند و مردم را زمین لرزه ای فرا گرفت كه به همه جای دنیا رسید تا آنجا كه كلیسا ها ویران گشت و چیزی كه جز خدا پرستش می‌شد از جای خود كنده شد و ستارگانی هویدا گشت كه پیش از آن دیده نمی‌شد و كاهنان یهود از آن در شگفت ماندند.

ایوان كسری بلرزید و چهار كنگره آن افتاد و آتشكدة فارس كه هزار سال خاموش نشده بود در آن شب خاموش شد و داناترین علمای مجوس در آن شب در خواب دید كه شترانی عربی اسبانی سركش را می‌كشند و از دجله گذشتند و داخل بلاد ایشان شدند، طاق كسری از میانش شكست و آب دجله شكافته شد و در قصر او جاری گردید و نوری در آن شب از طرف حجاز ظاهر شد و در عالم منتشر گردید و پرواز كرد تا به مشرق رسید، هر بتی كه در هر جای عالم بود بر رو زمین افتاد و دریاچه ساوه كه سالها آن را می‌پرستیدند فرو رفت و خشك شد.

از حضرت امیر المۆمنین ـ علیه السلام ـ روایت شده است؛ كه وقتی آن حضرت متولّد شد بت ها كه بر كعبه گذاشته بودند همه بر رو افتادند و چون شب شد این ندا از آسمان رسید كه: جاءَ الحق و زهق الباطل إنَّ الباطل كان زهوقا؛[9] حق آمد و باطل نابود شد همانا باطل نابود شدنی است. و همه دنیا در آن شب روشن شد و هر سنگ و كلوخی و درختی خندید و آنچه در آسمانها و زمین ها بود تسبیح خدا گفتند و شیطان گریخت و می‌گفت: بهترین امّتها و بهترین خلایق و گرامی ترین بندگان و بزرگ ترین عالمیان محمّد ـ صلی الله علیه و آله ـ است.

اماکن منسوب به پیامبر (ص)

مسجد النبی

نبی اکرم (ص) بعد از هجرت به مدینه در اولین اقدام خود، به فکر بنای یک مرکز عمومی به نام مسجد، برای مسلمانان افتاد. زمین آن خریداری گشت و ساختمان آن در همان سال اول به پایان رسید و پس از جنگ خیبر توسط خود حضرت محمد (ص) بر مساحتش افزوده شد. توسعه مسجد بعد از آن هم ادامه یافت تا این که به مساحت فعلی رسید.

مولد النبی (مکان ولادت منسوب به حضرت محمد)

پیامبر اعظم(ص) در مکه در خانه ای در شعب ابی طالب متولد شدند. حضرت محمد (ص) بعدها این خانه را به عقیل برادر حضرت علی(ع) بخشیدند. هم اکنون در جای آن خانه، کتابخانه ای بنا شده که به نام مکتبة مکة المکرمة شناخته می شود.

 

منابع: رسول نور- گفتگوی دینی