پنج شنبه, 07 ارديبهشت 1396 23:12

جستجو در شبکه گسترده

دین و قرآن

سه گناه که مجازات آن در همین دنیاست

سه گناه است که در کیفر آنها شتاب می شود و برای آخرت به تاخیر نمی افتد.

سه گناه که مجازات آن در همین دنیاست

اگرچه خداوند برخی از معاصی را مورد عفو قرار داده و مجازات برخی از آنها را به قیامت موکول می فرماید اما برخی اعمال ،موجب غضب او می شود به طوری که در همین دنیا فرد خطاکار را مجازات می کند .

سفارش اکید خداوند به احسان نمودن والدین نشان می دهد که او توجه ویژه ای به والدین دارد و خشنودی والدین از فرزندان خشنودی او را درپی دارد و از سویی چنانچه رفتار فرزندان با والدین موجب خشم آنها شود خداوند نیز نظر رحمت خود را از آن فرزندان بر می دارد.

پیامبر اعظم صلی الله علیه واله و سلم در حدیثی به سه گناه اشاره می فرماید که خداوند عامل آن را در همین دنیا مجازات می کند که یکی از آنها نافرمانی والدین می باشد .

ایشان می فرمایند: سه گناه است که در کیفر آنها شتاب می شود و برای آخرت به تاخیر نمی افتد:

۱- نافرمانی پدر و مادر

۲- ستم نمودن بر مردم

۳- و ناسپاسی در برابر احسان(به عبارتی در برابر نیکی دیگران ،به آنان بدی کند)


منبع: امالی المفید ص ۲۳۷


آنچه از پدر مولای غایب غریبم آموختم

 انسان برای سعادت دنیوی و اخرویی خود نیازمند پند و اندرز است. بر همین اساس در متون دینی نصیحت کردن و نصیحت شنیدن امری پسندیده است. اهل بیت علیهم السلام هم در اصل نصیحت کردن و نصیحت شنیدن سخن گفته اند و هم خود در بسیاری موارد دیگران را فردی و یا جمعی اندرز داده اند و  یا اینکه در پی درخواست کسی او را اندرز داده اند.


امام حسن عسکری علیه السلام نیز برای نشان دادن راه درست زندگی به این مهم پرداخته اند. و اینک نمونه هایی از نصایح امام یازدهم در ذیل تقدیم می گردد.

نحوه اندرزگویی

هر كه برادر خود را پنهانى اندرز دهد، در واقع او را آراسته است و هر كه در حضور دیگران اندرزش دهد، او را رسوا نموده است.[1]

پیروی از عالمان با عمل

الامام العسكری علیه السلام: ... فأمّا من كان من الفقهاء، صائنا لنفسه، حافظا لدینه، مخالفا على هواه، مطیعا لأمر مولاه، فللعوامّ أن یقلّدوه. و ذلك لا یكون الا بعض فقهاء الشیعة لا جمیعهم‏.

امام‏ عسكرى‏ علیه السلام: هر كس از فقیهان كه نفس خود را پاس دارد، و دین خود را حفظ كند، و به مخالفت با هواهاى خویش برخیزد، و فرمان خداى را اطاعت كند، بر عوام است كه از او تقلید كنند. و این چنین كس نخواهد بود، مگر بعضى از فقیهان شیعه نه همه آنان.[2]

توصیه به عدم شتابزدگی در کارها

الامام العسكری علیه السلام: .. فلا تعجل على ثمرة لم تدرك، و إنّما تنالها فی أوانها .. و لا تعجل بحوائجك قبل وقتها، فیضیق قلبك و صدرك، و یغشاك القنوط ...

امام‏ عسكرى‏ علیه السلام: در چیدن میوه‏ اى كه نرسیده شتاب مكن، كه هنگام خود به آن خواهى رسید ... و براى رفع نیازمندیهاى خود پیش از وقت مشتاب كه مایه دل‏ افكارى و بیتابى مى‏گردد، و گرفتار و نومیدیت مى‏سازد. [3]

درخواست نکردن از دیگران

الإمام العسكریّ علیه السلام: ادفع المسألة ما وجدت التّحمّل یمكنك، فإنّ لكلّ یوم رزقا جدیدا. و اعلم أنّ الإلحاح فی المطالب یسلب البهاء، و یورث التّعب و العناء ...

امام‏ عسكرى‏ علیه السلام: تا آنجا كه تحمّل دارى از خواستن از دیگران خوددارى كن، زیرا كه هر روز را روزى تازه ‏اى است. و بدان كه اصرار ورزیدن در طلب و خواستن، از ارزش آدمى مى ‏كاهد و مایه خستگى و رنج مى ‏شود.[4]

اجتناب از اسراف

الإمام العسكریّ علیه السلام: علیك بالاقتصاد، و إیّاك و الإسراف، فإنّه من فعل الشّیطنة.

امام‏ عسكرى‏ علیه السلام: بر تو باد به میانه ‏روى، و دورى جوى از اسراف، كه كارى شیطانى است.[5]

امام عسگری

گزینش بهترینها در نگریستن

انسان با چشمی که خداوند به او ارزانی داشته می تواند به هر منظره ای بنگرد اما بزرگان توصیه کرده اند با این نعمت بزرگ که ابزار دیدن است به بهترین منظره ها نظر انداخته شود تا به نحوی از آن قدردانی کرد.

امام عسكرى‏ علیه السلام می فرمود: خوش ‏بین و گرچه به سنگ باشد.

راوى گفت: و گرچه به سنگ یا ابن رسول الله!

فرمود: توجه ندارى به حجر الاسود.[6]

عدم غفلت از انجام واجبات

گاهی انسانها آنقدر غرق در مادیات می شوند که فراموش می کنند تکلیفی نیز در برابر خداوند دارند؛ در طلب روزی رفتن خوب است اما نه اینکه باعث شود تا انسان از واجباتش کم بگذارد.

در روایتی از امام حسن عسکری علیه السلام آمده است که: مبادا روزى تضمین شده تو را از عمل واجب باز دارد![7]

احترام به اندازه

میانه روی در هر کاری نیکوست از جمله احترام گذاشتن؛ زیاده رویی در این باب هم موجب زحمت خود است و هم احترام شونده را خسته می کند.

امام حسن عسکری علیه السلام در این زمینه می فرمایند: هیچ كس را بگونه‏اى احترام مكن كه موجب زحمت او شود.[8]

توصیه غذایی

توصیه های امامان شیعه تنها در رابطه با معنویات نبوده بلکه در مورد امور مادی نیز سفارشاتی داشته اند. از جمله: الإمام العسكری علیه السلام: إذا أردت القوّة فكل اللّحم.

اگر مى‏خواهى قوّت بگیرى، گوشت بخور.[9]

آفات جدال و مزاح

و فرمود: بحث بى‏خود و لجبازى مكن كه ارزشت از بین می رود. مزاح و شوخى نكن كه جرات بر تو مى ‏یابند. [10]

البته با توجه به روایات دیگری که سفارش به مزاح حلال کرده اند شاید منظور حضرت شوخی بیش از حد باشد. والله العالم.

سفارشات امام به عموم شیعیان

به شیعیان فرمود: شما را سفارش مى‏ كنم به: رعایت تقواى الهى، و پرهیز در دین، و تلاش و كوشش در راه خدا، و راستگوئى، و پس دادن امانت به كسى كه به شما اعتماد كرده، خوب باشد یا بد، و طول سجده، و خوش همسایگى، زیرا محمّد صلّى اللَّه علیه و اله و سلّم همین دستورات را آورده است، و در میان قوم خود نماز گزارید، و در عزایشان شركت كنید، و از بیمارانشان عیادت نمائید و حقوقشان را رعایت كنید، زیرا هر یك از شما كه در دینش پارسا، و در كلامش صادق بوده و امانت را پس دهد، و اخلاقش را با مردم نیكو دارد، كه گویند: او شیعى مذهب است، همین‏ مرا شاد و خرسند سازد. از خدا بترسید، و پسندیده و نیكو باشید، نه بدنام و رسوا، همه دوستى و محبّت را بسوى ما جلب نمائید، و هر زشتى و ننگى را از ما دور سازید، زیرا هر خوبى كه در باره ما گویند ما اهل آنیم، و هر بدى كه گفته شود از ما بدور است.

ما را در كتاب خدا حقّى، و با رسول خدا صلّى اللَّه علیه و اله و سلّم خویشى و نسبتى است، و از جانب خدا پاكى و طهارتى است، غیر ما هیچ كس دعوى این مقام نكند جز دروغگو، بسیار ذكر خداى گوئید، و در فكر مرگ باشید، و زیاد قرآن بخوانید و بر پیامبر صلوات فرستید، زیرا صلوات بر پیامبر ده حسنه دارد. سفارشاتم را بخاطر بسپارید و شما را بخدا مى‏سپارم. و سلام و درود من بر شما باد. [11]


 

دعا برای ولی امر منتظر

 

حضرت امام عسكری علیه السلام در دعایی برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از خداوند برایش چنین دعا می‌كند:

 

«...خداوندا او را از شر هر تجاوز كار و طغیانگر و از شر همه آفریدگانت نگه دار و او را از پیش رویش و از پشت سر و از سمت راست و چپش حفظ كن و او را نگهبان باش و از اینكه به او بدی برسد نگاهش دارد و در مورد او، پیامبرت و خاندان پیامبرت را نگاه دار و به سبب او عدالت را آشكار كن، با یاری ات او را پشتیبانی كن، یاورانش را یاری كن و...‌».(12)

 

مولای غایب غریبم! سرسلامت باد ما را در غم بابای شهیدت پذیرا باش؛ ای غمگین ‏ترین در عصر غیبت! و ما را دعا کن تا بتوانیم زحمات پدر بزرگوارتان در آماده سازی و تعجیل در ظهور را به ثمر برسانیم.


پی نوشت:

1. ابن شعبه، حسن بن على - حسن زاده، صادق، تحف العقول / ترجمه حسن زاده، انتشارات آل علیّ علیه السلام - قم، چاپ: اول، 1382ش. ص895

2. اخوان حكیمى‏، الحیاة با ترجمه احمد آرام ، دفتر نشر فرهنگ اسلامى- تهران‏، سال چاپ: 1380 ش‏، ج‏2، ص : 452

3. الحیاة با ترجمه احمد آرام، ج‏1، 563  و ص 564  

4. همان، ج‏4، ص414

5. الحیاة، ج‏4، ص271    

6. محمد باقر كمره‏اى‏،آداب معاشرت-ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار، ناشر: اسلامیه‏- تهران‏، چاپ اول‏: 1364 ش‏، ج‏2، ص 124    

7. تحف العقول-ترجمه جعفرى، ص463   

8. همان

9. الحیاة با ترجمه احمد آرام، ج‏6، ص 198

10. موسى خسروى‏،مواعظ امامان علیهم السلام-ترجمه جلد هفدهم بحار،ناشر: اسلامیه‏، تهران‏،سال چاپ: 1364 ش‏،ص 317

11. ابن شعبه، حسن بن على، تحف العقول / ترجمه جعفرى، دار الكتب الإسلامیة - تهران، چاپ: اول، 1381ش. ص461و462

12. مصباح المتهجّد كفعمی، ص399.


تمایلات عرفانی چگونه رشد می کند؟

تمایلات انسان از نظر بقا و زوال یکسان نیستند، بعضی از گرایشات در طول حیات انسان ثابت اند. برخی دیگر تنها در دوره ای خاص از رشد انسان مطرح اند و پس از آن کاملا فراموش می شوند.

 

تمایلات عرفانی چگونه رشد می کند؟

 

میل به بازی های کودکانه از قبیل همین تمایلات نوع دوم است. در انسان میل هایی وجود دارد که با جسم و اندام های بدن ارتباط مستقیمی ندارد و بروز و ظهور، شدت و ضعف آنها به پیری و جوانی، چاقی و لاغری انسان ربطی ندارد. برخی از این میل ها حتی گاهی با پیر شدن انسان و ضعف قوای جسمانی، قوی و شدیدتر می شوند. برای مثال، "میل به احترام" از اینگونه است.

غیر از تمایلاتی که خود به خود و به صورت طبیعی در انسان شکوفا می‌شوند، تمایلات و خواسته هایی نیز وجود دارند که رشد و شکوفایی آنها تا حد زیادی در اختیار خود انسان است. انسان خود می تواند کاری کند که این تمایلات رشد کنند و نیز می تواند مجال بروز و ظهور به آن تمایلات را ندهد تا از بین بروند. برای نمونه می توان عشق را مثال زد. این میل ابتدا به صورتی کمرنگ ظاهر می‌شود، در کسانی اوج می گیرد و شکوفا می گردد که به آن مجال و میدان بدهند.

هر قدر شخص این میل را بیشتر دنبال کند، به آن بیشتر میدان دهد و دامن زند شدیدتر می شود. به عکس، اگر به آن میدان ندهد و به عمد سعی کند آن را از صفحه دل و ذهن خود کنار بزند، یا گرفتاری ها، مسائل و مشکلات روزمره زندگی او را از معشوق غافل سازند، این تمایل بتدریج در او ضعیف می شود و عشق کم کم رنگ می بازد و از بین می رود.

تمایلات عرفانی از آن سنخ تمایلاتی هستند که خودبه خود شکوفا نمی شوند؛ بلکه برای رشد و شکوفایی نیازمند توجه و تلاش خود انسان هستند. در انسان های معمولی نظیر ما، میل و گرایشی نهفته به خدا و معنویات وجود دارد که در ابتدا برای خود ما نیز چندان واضح نیست و اگر بخواهیم ظهور کند و آشکارا خود را نشان دهد، باید خود تلاش کنیم و نقاب از چهره بر گیریم. پس از آن نیز رشد و شکوفایی هر چه بیشتر آن بستگی به مراقبت، توجه و پیگیری های خود ما دارد و در هر حال، ظهور، کمال و بالندگی آن طور خود به خود و غیراختیاری اتفاق نمی افتد.

مسأله اخلاق به معنای عام و عرفان و سیر و سلوک به معنایی که علمای اخلاق و عرفان مطرح می کنند، درباره چنین مقوله ای است. اساس همه مطالب و مباحث در اخلاق، عرفان و سیر و سلوک بر این است که نوعی از کمال وجود دارد که روح انسان استعداد نیل و اتصاف به آن را دارد؛ ولی نخست درک نیاز به این کمال نیازمند فعالیت خود ما است و دوم، گام برداشتن در مسیر رشد، تقویت و ارضای این خواست نیز به حرکت و تلاش خود انسان بسندگی دارد.

تمایلات عرفانی از آن سنخ تمایلاتی هستند که خودبه خود شکوفا نمی شوند؛ بلکه برای رشد و شکوفایی نیازمند توجه و تلاش خود انسان هستند.

البته در مقام عمل، انسان گاه در تشخیص این كه مصداق كمال چیست اشتباه می كند. بدیهی است كه هیچ انسانی، نیرو، پول، امكانات و استعدادهای خود را به كار نمی گیرد تا به دست خود، خویشتن را به چاه بیندازد و در جهت نقص بیشتر حركت كند؛ به عكس، همه تلاش های هر انسانی برای پیشرفت كردن، بهتر شدن و تكامل است. چیزی كه هست این است كه احیاناًً در تعیین مصداق و تشخیص راه از چاه دچار اشتباه می شود. برای مصون ماندن از چنین اشتباهی خداوند به انسان عقل داده است؛‌البته عقل تا حدودی در این زمینه روشن گر است، اما بی مدد وحی قطعاً راه به جایی نمی برد. از همین رو خدای متعال انبیا را فرستاد تا راه صحیح زندگی را به مردم نشان دهند. آنان به منظور ایجاد انگیزه در مردم برای پیمودن راه و دوری از چاه، از دو ابزار «تبشیر» و «انذار» استفاده می كنند: «فَبَعَثَ اللهُ النَّبیِّینَ‌ مُبَشِّرِینَ وَ‌مُنْذِرینَ» ؛[بقره، 213] پس خداوند پیامبران را نویددهنده و بیم دهنده برانگیخت.

برخی از مصادیق كمال، كاملاً روشن و واضحند و هیچ انسانی در كمال بودن آنها تردید ندارد؛ «علم» از جمله این موارد است همه می دانند و هیچ كس تردیدی ندارد كه «علم» خوب است و كمال، و «جهل» بد است و نقص. به همین دلیل هم همه انسان ها فطرتاً دوست دار و خواهان علم هستند و به دنبال آنند كه هر روز بیشتر بدانند و حقایق بیشتری بر آنان مكشوف گردد. هیچ انسانی طالب «نادانی»‌نیست، بلكه به عكس، تا بتواند از آن گریزان است.

«قدرت» نیز مانند «علم» است. برای هر انسانی روشن است كه «قدرت»‌یک كمال است و «ضعف» و «عجز» نقص محسوب می شود. هیچ كس دوست ندارد عاجز و ناتوان باشد و كاری از دستش نیاید. همه انسان ها فطرتاً طالب «توانایی» و «قدرت»اند. قطعی ترین و یقینی ترین صفات كمالیه خداوند نیز «علم» و «قدرت» است.


منبع: خبرگزاری شبستان


چه كساني صاحب روزي بيشتري ميشوند؟

ما همه شاهد فاصله طبقاتی بین اقشار مختلف جامعه خود هستیم و میبینیم که عده ای با کمترین زحمت هر روز داراتر و داراتر میشوند و عده ای هم به عکس با تمام نیروی خود در تلاشند و به هیچ چیز نمیرسند و یا در حال در جا زدن هستند

چه كساني صاحب روزي بيشتري ميشوند؟

ما همه شاهد فاصله طبقاتی بین اقشار مختلف جامعه خود هستیم و میبینیم که عده ای با کمترین زحمت هر روز داراتر و داراتر میشوند و عده ای هم به عکس با تمام نیروی خود در تلاشند و به هیچ چیز نمیرسند و یا در حال در جا زدن هستند ؟ واقعا حکمت این همه تضاد چیست ؟ وقتی تقسیم روزی به دست خداست و خداوند عادل است پس این همه نابرابری برای چیست ؟ چرا همه به اندازه هم ندارند تا عده ای از سر فقر و ناچاری دست نیاز جلوی دیگران دراز نکنند ؟

گاه میگویند این تبعیض ها به خاطر ظرفیت افراد است یعنی بعضی از این مرفهان بی درد که در تمام طول عمر خود هر چه خواسته اند در طرفة العینی بست آورده اند با کسانی که عمری در تلاش بوده اند ظرفیتشان بیشتر است؟!

1- در پاسخ به این پرسش ها اجمالا می توان گفت میان زیاد رزق داشتن و داشتن ظرفیت زیاد ملازمه ای وجود ندارد بلکه این تناسب گاهی وجود دارد و گاهی وجود ندارد .

2- با مطالعه قرآن و روایات و تاریخ می توان به آسانی به این نتیجه رسید که افراد بسیاری از مال و ثروت زیادی برخوردار شدند که ظرفیت و آمادگی لازم برای این ثروت و مال هنگفت و فراوان و استفاده درست و بهینه از آن را نداشتند و نمونه قرآنی قارون و فرعون گواه خوبی برای این مدعا است .

3- بنابراین مال فراوان در مورد بسیاری از افراد جنبه آزمایش و امتحان دارد و خداوند آنها را به وسیله آن می آزماید تا میزان ایمان و تعهد و شکر گذاری و ظرفیت آنها در برابر آن ظاهر گردد و طبعا برخی در این آزمایش موفق و برخی نا موفق می باشند .

4- بنابراین نمی توان به طور کلی مال فراوان داشتن را نتیجه جنبه و ظرفیت داشتن صاحب مال دانست هر چند این مطلب در مورد بندگان صالحی مانند حضرت سلیمان علیه السلام صدق می کند و خداوند آن سلطنت عظیم و مال و قدرت فراوان را به خاطر وجود آمادگی و طرفیت به او عطا نمود .


rezgh


معانی و مصادیق رزق :

رزق عطائى است که از آن منتفع می شوند خواه طعام باشد یا علم و یا غیر آن.

در قرآن مجید گذشته از معناى مشهور به نبوت نیز رزق گفته شده «یا قَوْمِ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلى‏ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ رَزَقَنِی مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً ...» (هود: 88) و همچنین به امنیت رزق گفته شده « آنها گفتند: ما اگر هدایت را همراه تو پذیرا شویم، ما را از سرزمینمان مى‏ربایند. آیا ما حرم امنى در اختیار آنها قرار ندادیم که ثمرات هر چیزى(از هر شهر و دیارى) بسوى آن آورده مى‏شود؟! رزقى است از جانب ما؛ ولى بیشتر آنان نمى‏دانند»( القصص : 57). و گاهى رزق ، فقط به خوراک اطلاق شده مثل « ... وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتُهُنَّ ... ـــ ... بر آن کس که فرزند براى او متولّد شده(پدر)، لازم است رزق (خوراک) و پوشاک مادر را به طور شایسته بپردازد. ...» بقره: 233. در این آیه شریفه کسوت (پوشاک ) را از رزق جدا کرده است. در آیه 5 نساء نیز رزق فقط به خوراک اطلاق شده است. در قرآن کریم به باران و چهارپایان اهلی نیز رزق اطلاق شده است.

رزّاق کیست؟

رازق تمام مخلوق اوّلاً و بالذّات خداوند است چنانکه فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ» (ذاریات:58 ) ؛ مقدم شدن «هو» دلیل حصر است‏. و ایضا فرموده است. « وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ رِزْقُها وَ یَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها کُلٌّ فی‏ کِتابٍ مُبین ـــ هیچ جنبنده‏اى در زمین نیست مگر اینکه روزى او بر خداست. او قرارگاه و محل نقل و انتقالش را مى‏داند؛ همه اینها در کتاب آشکارى ثبت است. »( هود: 6) بنا بر این ، غیر خدا فقط در حدّ واسطه فیض در روزی رساندن به مخلوقات نقش دارند.

چرا روزی مردم یکسان نیست؟

شکی در این نیست که تلاش افراد در مقدرات روزی آنها دخیل است. یعنی اگر افراد دنبال روزی خود نروند در موارد بسیاری از آن محروم می شوند. درست است که خداوند متعال روزی رسان است؛ ولی چنین نیست که خدا روزی هر کسی را در دهانش بگذارد. بلی، افرادی هستند که خداوند متعال بی واسطه یا با واسطه روزی آنها را بدون اینکه تلاشی برای کسب آن بکنند می رساند. مثل کودکان شیر خوار و غیر شیر خوار و از کارافتادگان؛ و بلکه اکثر مردم روی زمین. چرا که تنها عدّه اندکی از افراد بشر کار می کنند و افراد تحت تکفّل آنها از دست رنج آنها روزی می خورند.

ولی به هر حال خداوند متعال روزی همه را چنین قرار نداده و روزی تعدادی از انسانها و افراد تحت تکفّل آنها را در گرو تلاش خود آنها قرار داده است. چرا که اگر چنین نمی کرد کمتر کسی حاضر می شد مسئولیت های اجتماعی خود را انجام دهد. کار از نظر اسلام علّت کسب روزی نیست بلکه یک وظیفه شرعی است. و هر کسی موظّف است برای بقاء اجتماع بشری تلاش کند. لکن اگر خدا روزی مردم را به کار آنها گره نمی زد کمتر کسی حاضر می شد به این وظیفه شرعی خود عمل کند. بنا بر این ، تلاش برخی افراد برای رسیدن به روزی لازم است ؛ ولی چنین هم نیست که هر کس بیشتر تلاش نمود حتماً روزی بیشتری نیز به چنگ آورد. این امری است که نیاز به اثبات ندارد چرا که با اندک توجّهی به جامعه انسانی می توان این حقیقت را دریافت که گاه برخی افراد که هم اهل تدبیر و حساب و کتابند ، هم اهل تلاش و کوشش ، در کسب روزی بیشتر شکست می خورند ؛ و در مقابل افرادی بدون کمترین تلاش و یا حتّی بدون هیچ تلاشی به ثروت های هنگفت می رسند. و این نشان می دهد که دست دیگری نیز در کار است. و اساساً یکی از حکمت های تفاوت ارزاق نیز همین است که انسان ها از این راه متوجّه خدا شوند و بدانند که همه امور به دست اوست.لذا امیرالمؤمنین(ع) فرمود: « عَرَفْتُ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ وَ حَلِّ الْعُقُودِ وَ نَقْضِ الْهِمَمِ ــ خدا را از راه به هم خوردن تصمیم ها ، گشوده شدن گره ها و نقض شدن اراده ها شناختم.» (نهج البلاغه/ حکمت 250)

به تصریح قرآن کریم توسعه و تنگى روزى در دست خداست «إِنَّ رَبَّکَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَقْدِرُ إِنَّهُ کانَ بِعِبادِهِ خَبِیراً بَصِیراً ــ پروردگار تو روزى را براى هر کس از بندگانش بخواهد گسترده مى‏کند، و براى هر کس بخواهد محدود مى‏سازد؛ همانا خداوند نسبت به بندگانش خبیر و بصیر است.» اسراء: 30. از ذیل آیه به دست می آید که قبض و بسط روزی ، روى عللى بوده و بی حکمت نیست ، که خدا به بندگان دانا و به صلاح آنها عالم است مشابه این آیه در رعد: 26 ، قصص:82 ، عنکبوت: 62، سباء: 36، زمر: 52 ، نحل: 71 نیز آمده است.

البته تلاش انسان و وارد شدن از راههاى صحیح در کثرت روزى بى تأثیر نیست ؛ ولى به عنوان جزئی از علّت و حتّی از آن هم کمتر و فقط به عنوان علّت معدّ (علّت زمینه ساز) که قابلیت قابل را تتمیم می کند. برای خوردن یک لیوان آب از شیر لوله کشى شهر ، حرکت شخص لازم است ؛ ولی این حرکت در مقابل هزاران و بلکه میلیاردها عاملی که به اذن خدا باعث شده اند تا این آب به لوله های خانه انسان برسد چه قدری دارد. یا انسان برای رسیدن به نان باید گندم بکارد. ولی نقش انسان در روییدن گندم همین است که گندم را برزمین بپاشد و در وقت درو آن را برداشت کند. آنکه یک گندم را صد گندم می کند خداست. لذا فرمود:« آیا هیچ درباره آنچه کشت مى‏کنید اندیشیده‏اید؟! آیا شما آن را مى‏رویانید یا ما مى‏رویانیم؟! »(واقعه/64 و 63) بنا بر این در هر کاری میلیاردها شرائط و مقدمات لازم است که جور کردن همه آنها در اختیار بشر نیست لذا قبض و بسط روزی در دست خدا است و کار و تلاش بشر تنها یکی از آن عوامل است.
پروردگار تو روزى را براى هر کس از بندگانش بخواهد گسترده مى‏کند، و براى هر کس بخواهد محدود مى‏سازد؛ همانا خداوند نسبت به بندگانش خبیر و بصیر است

بنا بر این ، طبق مفاد آیات ، هیچ موجودی محروم از روزی مکفی نیست. لکن در مواردی ، یکی از شروط رسیدن به روزی تلاش خود افراد است. و مراد از تلاش نیز صرفاً کار کردن نیست ؛ بلکه گاهی تلاش به این است شخص یا جامعه حقّ خود را از دیگران بگیرد. مقدار غذا و پوشاک و وسائل راحتی که بر روی زمین وجود دارد چندین برابر نیاز بشر موجود است. لکن تنبلی ، بی تدبیری ، و کج فهمی عدّه ای از مردم باعث شده است که حدود هشتاد درصد ثروت روی زمین در دست بیست درصد مردم قرار گیرد. آیا اگر این هشتاد درصد محروم برای احقاق حقّ خود قیام کنند نمی توانند حقّ خود را از آن بیست درصد مردم بگیرند؟! روشن است که اگر بخواهند می توانند ولی نمی خواهند. آیا اگر مردم فلسطین ، مردم عراق، مردم افغانستان و مردم دیگر ممالک گرفتار فقر ، یکپارچه برخیزند نمی توانند از عهده اسرائیل و آمریکا و دیگر کشورهای جهانخوار بر آیند؟! اگر بخواهند می توانند؛ ولی اختلافات فکری ، مذهبی ، تنبلی ها ، ترسها و اندیشه های نادرست اجازه چنین کاری را نمی دهد. انبیاء(ع) آمده اند تا بشر را با هم یکرنگ کنند تا در سایه یکرنگی ، همه از مواهب خدادادی عادلانه استفاده کنند. لکن مردم تن به این تعالیم نمی دهند ؛ و تا مردم تن به تعالیم الهی ندهند ، این بی عدالتی در تقسیم رزق ، همواره خواهد بود. این سنّت خداست که هر کس آخرت را رها کرده و فقط دنیا را بخواهد به آن می رسد. و هر کس برای آخرتش تلاش کند و مجری احکام خدا باشد او هم به اندازه کفاف به دنیا می رسد هم به آخرت. « آن کس که(تنها) زندگى زودگذر(دنیا) را مى‏طلبد، آن مقدار از آن را که بخواهیم و به هر کس اراده کنیم- مى‏دهیم؛ سپس دوزخ را براى او قرار خواهیم داد، که در آتش سوزانش مى‏سوزد در حالى که نکوهیده و رانده(درگاه خدا) است. ـــ و آن کس که سراى آخرت را بطلبد، و براى آن سعى و کوشش کند - در حالى که ایمان داشته باشد- سعى و تلاش او، (از سوى خدا) پاداش داده خواهد شد. »( الإسراء : 18و 19 )

بنابراین، یکی دیگر از از عوامل ازدیاد رزق دینداری یا عدم دینداری است. اگر اجتماع متدینین حقیقتاً از دین تبعیت کنند نعمات الهی به آن جامعه سرازیر می شود و همه به اندازه کفاف از نعمات دنیایی بهره می برند. امّا اگر جامعه ای ادّعای دینداری کند ولی دیندار واقعی نباشد ، برکت از آن جامعه برداشته می شود ؛ و در چنین فضایی فقط کسانی به ثروت می رسند که فقط طالب دنیا هستند و اگر از دین هم حرفی می زنند فقط برای این است که به دنیا برسند. و این از یک طرف مجازات خود آن شخص است که گرفتار سنّت استدارج شده است. و از طرف دیگر مجازات جامعه مدّعی دینداری است. چون در ادّعای خود صدق تامّ ندارند.

حکمت تفاوت در میزان ارزاق

1. تفاوت در رزق باعث می شود که عدّه ای کارفرما و عدّه ای کارگزار و کارگر شوند ؛ و به این وسیله چرخ زندگی اجتماعی می چرخد. در واقع خداوند به هر کسی استعدادهای خاصّی را روزی کرده است. یکی از روزی سلامتی و قدرت بدنی برخوردار است و دیگری از روزی هوش و ابتکار و سومی از مال و منال دنیوه بهره بیشتر برده است ، و چهارمی از حس هنری خوبی دارد و... و همه اینها از سنخ روزی است. لذا همه از روزی برخوردارند لکن سنخ روزیها متفاوت است ؛ و همین امر باعث می شود که همه مردم به همدیگر محتاج باشند. و این احتیاجهای متقابل باعث پدید آمدن اجتماع و بقاء آن می شود. خداوند متعال می فرماید: «أَ هُمْ یَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّکَ نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعیشَتَهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ. ــــ آیا آنان رحمت پروردگارت را تقسیم مى‏کنند؟! ما معیشت آنها را در حیات دنیا در میانشان تقسیم کردیم و بعضى را بر بعضى برترى دادیم تا برخی ، بعضی دیگر را در خدمت گیرند ؛ و رحمت پروردگارت از تمام آنچه جمع‏آورى مى‏کنند بهتر است.»(الزخرف : 32)

2. گاه تفاوت در رزق برای امتحان برخی بندگان است. تا از این راه استعدادهای فطری افراد شکوفا شود. خداوند متعال می فرماید:« امّا انسان هنگامى که پروردگارش او را براى آزمایش، اکرام مى‏کند و نعمت مى‏بخشد(مغرور مى‏شود و) مى‏گوید: «پروردگارم مرا گرامى داشته است. و امّا هنگامى که براى امتحان ، روزیش را بر او تنگ مى‏گیرد ، مى‏گوید: پروردگارم مرا خوار کرده است. »( الفجر : 15و 16)
تفاوت در رزق باعث می شود که عدّه ای کارفرما و عدّه ای کارگزار و کارگر شوند ؛ و به این وسیله چرخ زندگی اجتماعی می چرخد. در واقع خداوند به هر کسی استعدادهای خاصّی را روزی کرده است. یکی از روزی سلامتی و قدرت بدنی برخوردار است و دیگری از روزی هوش و ابتکار و سومی از مال و منال دنیوه بهره بیشتر برده است ، و چهارمی از حس هنری خوبی دارد و... و همه اینها از سنخ روزی است

3. گاه تفاوت رزق برای این است که خداوند متعال حضور خویش را در تدبیر عالم به بندگانش نشان دهد. و بفهماند که کثرت مال دنیا ، ارزش نبوده و علامت عنایت خاصّ خدا به کسی نیست. خداوند متعال می فرماید:« [روزى قارون] با تمام زینت خود در برابر قومش ظاهر شد، آنها که خواهان زندگى دنیا بودند گفتند: اى کاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نیز داشتیم . به راستى که او بهره عظیمى دارد. ـــ اما کسانى که علم و دانش به آنها داده شده بود گفتند: واى بر شما ثواب الهى براى کسانى که ایمان آورده‏اند و عمل صالح انجام مى‏دهند بهتر است، اما جز صابران آن را دریافت نمى‏کنند. ـــ سپس ما، او (قارون ) و خانه‏اش را در زمین فرو بردیم، و گروهى نداشت که او را در برابر عذاب الهى یارى کنند، و خود نیز نمى‏توانست خویشتن را یارى دهد. ــــ و آنها که دیروز آرزو مى‏کردند بجاى او باشند(هنگامى که این صحنه را دیدند) گفتند: واى بر ما! گویى خدا روزى را بر هر کس از بندگانش بخواهد گسترش مى‏دهد یا تنگ مى‏گیرد! اگر خدا بر ما منّت ننهاده بود، ما را نیز به قعر زمین فرو مى برد. اى واى گویى کافران هرگز رستگار نمى‏شوند. »(قصص/79 ــ 82 )

4. روزی افزون گاه از باب مجازات الهی است. یعنی خداوند متعال کسانی را که خدا را فراموش کرده و دنیا چسبیده اند با امور دنیایی مشغول می کند تا بدون اینکه خود بدانند ناگهان خود را در آتش جهنّم ببینند. خداوند متعال می فرماید:« خدا روزى را براى هر کس بخواهد(و شایسته بداند) وسیع، براى هر کس بخواهد(و مصلحت بداند،) تنگ قرار مى‏دهد؛ ولى آنها[ کافران‏] به زندگى دنیا، شاد(و خوشحال) شدند؛ در حالى که زندگى دنیا در برابر آخرت، متاع ناچیزى است! »(الرعد/26)

5. گاه تنگ نمودن روزی برای این است که بنده خدا طغیان نکند. یعنی همانطور که خدا روزی برخی افراد فاسق را از باب مجازات افزایش می دهد ، روزی برخی افراد مومن را هم کاهش می دهد تا همواره خود را محتاج خدا ببیند و راه طغیان پیش نگیرد. همچنین اگر همه در یک سطح بودند به استخدام همدیگر در نمی آمد ، لذا افراد برای این که داشته های دیگران استفاده نمایند متوسل به زور می شدند ، همان گونه که کشورهای ثروتمند سعی می کنند با افزایش قدرت نظامی خود دیگر کشورهای ثروتمند را مطیع خود کنند یا خود را از تجاوز آنها در امان نگه دارند. بین کمپانیهای ثروت و سرمایه داران نیز چنین رقابتها سخت و گاهاً خونبار وجود دارد. خداوندت متعال می فرماید:« چنین نیست(که شما مى‏پندارید) به یقین انسان طغیان مى‏کند. ــ از اینکه خود را بى‏نیاز ببیند. »(علق/6و7 ) و می فرماید:« بخورید از روزیهاى پاکیزه‏اى که به شما داده‏ایم؛ و در آن طغیان نکنید، که غضب من بر شما وارد شود و هر کس غضبم بر او وارد شود، سقوط مى‏کند. »( طه : 81) و ایضاً «وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ وَ لکِنْ یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما یَشاءُ إِنَّهُ بِعِبادِهِ خَبِیرٌ بَصِیرٌ ــــ اگر خداوند روزى را براى بندگانش وسعت بخشد، در زمین طغیان و ستم مى‏کنند؛ از این رو بمقدارى که مى‏خواهد(و مصلحت مى‏داند) نازل مى‏کند، که نسبت به بندگانش آگاه و بیناست»( شورى: 27 )

 

منبع: محشر


اذکاری برای حل مشکلات و افزون شدن نعمت و روزی

امام علی علیه السلام فرمود: ای کمیل اگر سختی و فشار بر تو روی آورد زیاد بگو «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» تا بر طرف گردد و اگر نعمتی از جانب خدا به تو رسید زیاد بگو «الحمدلله» تا افزون گردد و چون روزیت دیر رسید زیاد بگو« استغفرالله ربی و اتوب الیه» تا وسعت یابی. (تحف العقول، ص 168)


rozi


ذکر لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم

اذکاری که توصیه شده‌اند، علاوه بر آن که باعث غفلت‌زدایی از انسان می‌شوند، معارف الهی را نیز آموزش می‌دهند و ره‌توشه معرفتی مسافران به سوی خدا را فراهم می‌کنند، چنانکه ذکر شریف «لا حول ولا قوة الا بالله العلى العظیم» که از گنجینه‌های آسمانی می‌باشد.

«قال الله تعالی لنبیه صلی الله علیه و آله و سلم فی لیلة المعراج: اعطیتک کلمتین من خزائن عرشی لا حول و لا قوة الا بالله و لا منجا منک الا الیک (بحارالانوار، ج 90، ص 186) معنای بلند و فواید فراوانی دارد.

امام باقر (سلام الله علیه) در تفسیر این ذکر فرمودند: آنجا که قدرتی را به جا صرف کرده و خدا را اطاعت کرده‌اید، این قدرت بر اطاعت، از ناحیه خداست و آنجا که معصیت نکرده‌اید، در حقیقت، عنایت الهی بین شما و آن معصیت حائل شده است. پس لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم یعنی: لا حول لنا عن معصیة الله الا بعون الله و لا قوة لنا علی طاعة الله الا بتوفیق الله عزوجل. (بحارالانوار، ج 90، ص 187)

گاهی انسان را به گناه دعوت می‌کنند، اما مانعی در مسیرش پدید می‌آید. او نمی‌داند راهی که به آن دعوت شده است، راه گناه است و یا نمی‌داند چرا راه‌بندان شد، اما بعد می‌فهمد او را به مجلس گناه دعوت کرده بودند و این راه‌بندان، همان حول الهی بود که بین او و گناه حائل شد. این که ما در نماز می‌گوییم: «بحول الله و قوته اقوم و اقعد» به این معنا نیست که فقط در حال نماز که برمی‌خیزیم و می‌نشینیم، بقوة الله است؛ بلکه به این معناست که همه حرکات و سکنات ما، در نماز و در غیر نماز به قوت الهی است.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) این ذکر شریف را ذکر فرشتگان حامل عرش معرفی کرده است: تسبیح حملة العرش (بحارالانوار، ج 90، ص 191) و در برخی روایات تفسیری آمده است که فرشتگان حامل عرش نیز که ذات اقدس خداوند از آنان به الذین یحملون العرش (سوره غافر، آیه 7) یاد می‌کند، هنگامی که حمل عرش الهی، یعنی مقام فرمانروایی خدا، برایشان دشوار بود ذکر «لا حول ولا قوة الا بالله العلى العظیم» را به آنان آموختند: "اعلمکم کلمات تقولونها یخف بها علیکم. قالوا: و ما هی؟ قال: تقولون: بسم الله الرحمن الرحیم ولا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم و صلی الله علی محمد و آله الطیبین فقالوها فحملوه. (بحارالانوار، ج 55، ص 33)

شاید چنین ذکری برای فرشتگان دفع سختی و دشواری باشد. لیکن، «بحول الله و قوته اقوم و اقعد» در نماز مصداقی از آن اصل کلی است. زیرا «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم»؛ یعنی، هیچ جا منع و همچنین قدرت و توانی نیست مگر به عنایت ذات اقدس خداوند و اختصاصی به نماز یا غیر نماز و نیز اختصاصی به انسان و غیر او ندارد.

درمان بیماری و نداری

اسماعیل بن عبدالخالق گوید: مردی از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) مدتی بود که به خدمت ایشان نرسیده بود. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به او فرمود: چه چیزی باعث شد که دیر نزد ما بیایی؟ عرض کرد: بیماری و نداری.

پیامبر فرمود: آیا به تو دعایی یاد بدهم که خدا به وسیله آن بیماری و نداری را از تو رفع کند؟ عرض کرد: بله یا رسول الله.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: بگو «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم، توكلت على الحى الذى لا یموت و الحمدلله الذى لم یتخذ(صاحبة و لا) ولدا و لم یكن له شریك فى الملك و لم یكن له ولى من الذل و كبره تكبیرا.»

آن فرد ذکر را گفت و زمانی نگذشت که نزد پیغمبر (صلی الله علیه و آله) بازگشت و عرض کرد: یا رسول الله خداوند بیماری و نداری را از من رفع نمود. (اصول کافی، ج 6، ص 249.)

تشکر

الحمدلله؛ عاملی برای جذب نعمت ها

یکی از مهمترین عواملی که سبب افزایش و فراوانی نعمت می شود، شکر و سپاس انسان به پیشگاه خداوندی است که در آیاتی از جمله آیه 7 سوره ابراهیم به آن توجه داده شده است. بنابراین، اگر کسی خواهان افزایش و فراوانی نعمت نسبت به خود یا جامعه است می بایست شکرگزار نعمت باشد.البته شکر نعمت ابعاد و مراتب متعدد و گوناگونی دارد که از شکر زبانی تا شکر قلبی را شامل می شود؛ چنان که شکر واقعی آن است که انسان از نعمت به درستی در مسیر کمالی از آن بهره گیرد و از هرگونه افراط و اسراف و تبذیر نعمت خودداری نماید. (بقره، آیات 271 و 581؛ اعراف، آیه 241؛ نحل، آیه 411؛ عنکبوت، آیه 71؛ لقمان، آیه 21 و سباء آیه 51 و آیات دیگر).

امام صادق (علیه السلام) نقل می فرماید: خداوند به موسی (علیه السلام) وحی کرد ای موسی حق شکر مرا به جا آور. موسی (علیه السلام) گفت: خدایا چگونه حق شکر تو را به جا آورم و حال این که هیچ شکری را من به جا نمی‌آورم، مگر این که تو نعمتی بر این شکرگزاری به من عنایت کرده‌ای و من بر این نعمت اخیر باید شکری دیگر کنم. پس خطاب آمد ای موسی الان همین قدر که معرفت پیدا کرده‌ای این شکرگزاری تو نیز از من است، شکر مرا به جا آورده‌ای.(کافی، ج 2، ص 98)

وسعت روزی و حلّ مشکلات اقتصادی با استغفار

از آن جا که یکی از عقوبت های گناه برای مۆمن در دنیا، گرفتاری های اقتصادی و فقر و تنگ دستی است که همچون خوره ای به جانش افتاده، او را آزار داده و در اجتماع خوارش می کند و نیز از آن جا که استغفار شوینده گناهان و از بین برنده عقوبت آنها در دنیا با همه شدّت و عظمتشان می باشد، و با از بین رفتن گناهان زمینه ای برای گرفتاری مۆمن در اثر ارتکاب گناه باقی نمی ماند؛ بدین خاطر یکی از برکات استغفار رهایی از ناداری و حل شدن مشکلات اقتصادی شمرده شده است. پس استغفار از گناه و عذرخواهی از خداوند; باعث زدایش فقر و بیچارگی، افزایش رزق و روزی، برکت در مال و ثروت، بهره مندی از نعمت های پروردگار و گشوده شدن گره های کور اقتصادی می گردد.

این خود اثر پرباری است که باعث توفیقات معنوی بسیاری در دنیا می شود. از این روست که خداوند با روشنی از آن یاد کرده و می فرماید:

(اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفّاراً * یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً * وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوال وَ بَنینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنّات وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهاراً). (سوره نوح ، آیه 10 ـ 12 )

از پروردگار خویش آمرزش طلبید که او بسیار آمرزنده است (اگر چنین کنید) او (باران) آسمان را پی درپی بر شما فرو می فرستد و شما را با اموال و فرزندان بسیار کمک می کند و باغ های سرسبز و نهرهای جاری در اختیارتان قرار می دهد.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) نیز در این زمینه می فرمایند:

مَنْ أَکْثَرَ الإِسْتِغْفارَ جَعَلَ اللهُ لَهُ مِنْ کُلِّ هَمّ فَرَجاً وَ مِنْ کُلِّ ضیق مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لایَحْتَسِبُ. (بحارالأنوار ، ج 90 ، ص 281 )

کسی که زیاد استغفار گوید و از خدا عذرخواهی کند; خداوند از هر غصّه ای برایش گشایشی قرار دهد و از هر تنگنایی راه فراری پیش پایش گذارد و او را از جایی که گمان ندارد روزی می دهد.

امام رضا (علیه السلام) حدیث زیبایی را از پدران خویش، از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت می کنند که فرمودند:

مَنِ اسْتَبْطَأَ الرِّزْقَ فَلْیَسْتَغْفِرِ اللهَ. (بحارالأنوار ، ج 90 ، ص 277 )

کسی که روزیش به کندی به دست می آید، باید استغفار کند و از خدا آمرزش طلبد.

امیرالمۆمنین (علیه السلام) نیز، در سخن پرباری استغفار را سبب افزایش روزی شمرده، می فرمایند:

اَلإسْتِغْفارُ یَزیدُ فِی الرِّزْقَ. (بحارالأنوار ، ج 90 ، ص 277 )

استغفار و طلب آمرزش از خداوند روزی انسان را زیاد می کند.

در سخن پر نور دیگری نیز همین اثر را برای زیاد گفتن استغفار ذکر می فرمایند:

أَکْثِرُوا الإِسْتِغْفارَ تَجْلِبُوا الرِّزْقَ. (بحارالأنوار ، ج 90 ، ص 277 )

زیاد استغفار گویید و از خدا پوزش بطلبید تا روزی را (به سوی خود) جذب نمایید.

 

 

منابع: مشرق نیوز، افکار نیوز