سه شنبه, 05 ارديبهشت 1396 21:04

جستجو در شبکه گسترده

نحوه کالیبره کردن باتری (نگه داشتن شارژ بیشتر)

حتما برای شما هم پیش آمده که بعد از چند مدت از استفاده از تلفن همراه یا تبلت خود، متوجه می شوید که زمان ماندگاری شارژ دستگاه اندوریدی شما کاهش یافته است. این مطلب آموزنده و مفید زمان شارژ دستگاه شما رو افزایش می دهد. 


mobilee


نحوه کالیبره کردن باتری
این آموزش عمومی هست و روی تمامی برندها جواب میده و کاربرد داره ...
 
موارد استفاده :
- ترمیم سلول های از بین رفته و تضعیف شده در باتری
- رسیدن به حداکثر توان جریان دهی باتری 
- در مواردی که بعد از چند ماه کارکرد باتری احساس میکنید باتری کارایی اولیه خودش رو نداره 
- بعد از تعویض رام اگر نشانگر باتری درصد صحیح را نمایش ندهد یا اختلال در دشارژ باتری وجود داشته باشد
 
مراحل انجام عمل calibrate کردن باتری :
1- صبر کنید باتری کاملا دشارژ بشه ( برسه به 10% یا کمتر )
 
2- در حالی که گوشی روشن هست شارژر رو به گوشی متصل کنید و صبر کنید بطور کامل شارژ بشه ( حتما باید گوشی پیغام بده و خودش عمل شارژ رو متوقف کنه )
 
3- گوشی رو از شارژر جدا کرده و خاموش نمایید.
 
4- در حالی که گوشی خاموش هست دوباره شارژر رو متصل کرده و صبر کنید خود گوشی عمل شارژ رو متوقف کنه.
 
5- شارژر رو جدا کرده و گوشی را روشن نمایید.
 
6- صبر کنید تا گوشی کاملا بالا بیاد و آماده استفاده بشه ( بهتر هست بعد از بالا اومدن گوشی بطور کامل حدود 1 دقیقه هم صبر کنید ) سپس دوباره گوشی رو خاموش کنید.
 
7- باز هم در حالی که گوشی خاموش هست شارژر رو متصل کرده و صبر کنید عمل شارژ توسط خود گوشی متوقف شود.
 
8- گوشی رو از شارژر جدا کنید و روشن نمایید.
 
 
گوشی برای استفاده عادی آماده هست.
 
ضمناً میتونید برای افزایش عمر کلی باتری هر ماه یک بار این روش را انجام دهید.
 
منبع: روزبه سیستم

 

دلایل دوست داشتن و عاشق شدن از نظر علمی!

اکسیتوسین احتمالاً حس تعلق را عمیق تر نموده و باعث میگردد زوجین بعد از اتمام رابطه زناشویی بیش از پیش نسبت به هم احساس نزدیکی کنند.


doset daram

مراحل عشق:شهوت،مجذوبیت و تعلق می باشد

مغر توسط مجموعه ای از مواد شیمیایی اثر بخش، ما را در دام عشق گرفتار می آورد. تـصور بر این است که در حال گزینش شریکی برای خود هستیم، در حالی که ممکن است طعمه ای دلباخته برای دام دوست داشتنی طبیعت بیش نباشیم.


 آنگونه که شما تصور میکنید نیست…
 روان پژوهان نشان داده اند در حدود ۹۰ ثانیه تا ۴ دقیقه زمان لازم است تا شما درباره عشق کسی تصمیم گیری نمایید.

 تحقیقات گویای این مطلب میباشند:


 %۵۵ از طریق زبان جسمانی علاقه پدید می آید
 %۳۸ از طریق لحن صدا و سرعت سخن گفتن
 فقط %۸ از طریق گفتگو عاشق میشوند


 ۳ مرحله عاشق شدن
 روانشناسان برای عشق سه مرحله پیشنهاد نموده اند: شهوت، مجذوبیت و تعلق. هر کدام از این مراحل بدلیل وجود هورمونها و مواد شیمیایی خاصی ایجاد میشوند.


مرحله اول عاشق شدن : شهوت
 این اولین مرحله عشق بوده و در هر دو جنس زن و مرد بدلیل وجود هورمونهای جنسی استروژن و تستسترون پدید می آید.


مرحله ۲دوم عاشق شدن: مجذوبیت
 زمانی شگفت انگیز، هنگامیکه به عشقی حقیقی مبتلا شده اید و بسختی میتوانید به دیگران فکر کنید. دانشمندان بر این باورند که سه انتقال دهنده عصبی اصلی در این مرحله دخیل میباشند: آدرنالین، دوپامین و سروتونین


 نقش آدرنالین در عاشق شدن از نظر علمی
 مراحل ابتدایی عاشق شدن علاقمندی به یک فرد می باشد.آدرنالین باعث فعال شدن واکنشهای استرس زا و افزایش سطح آدرنالین و کرتیزول در خون می گردد. این فرآیند تاثیر فریبنده ای در فرد ایجاد میکند: وقتی او را برای اولین بار می بینید بدنتان عرق می کند، قلبتان سریعتر میتپد و دهانتان خشک میگردد.


 نقش دوپامین در عاشق شدن از نظر علمی
 یک زوج تازه ازدواج کرده تحت معاینه مغزی قرار گرفتند و مشخص گردید که میزان سطح دوپامین که نوعی انتقال دهنده عصبی بشمار میرود در آنها بالا است. این هورمون از طریق رهاسازی حس شدیدی از لذت، باعث تحریک میل و رغبت در شخص میگردد. این دقیقاً همان تاثیری است که بعد از مصرف کوکائین در مغز بوجود می آید!

 نتایج آزمایشات دال بر وجود مقدار قابل توجهی از دوپامین در اغلب زوجین میباشد: افزایش انرژی، کاهش نیاز به خواب و غذا، حواس متمرکز و لذتی مطبوع در کوچکترین جزئیات رابطه.


 نقش سروتونین در عاشق شدن از نظر علمی
 و در انتها سروتونین، یکی از مهمترین هورمونها، که باعث میگردد بسیار زیاد به معشوقتان فکر کنید.

آیا عشق شیوه تفکرتان را تغییر می دهد؟
 در یک بررسی علمی مشخص شد که در مراحل اولیه ایجاد عشق ( مرحله مجذوبیت ) نحوه فکر کردن دچار دگرگونی شگرفی می شود. از بیست زوج جوان که ابراز علاقه بسیار شدیدی نسبت به هم می نمودند، دعوت بعمل آمد تا مشخص گردد که آیا مکانیزم تفکر دائمی به معشوق در مغز با مکانیزمی که باعث بروز اختلال وسواس فکری-عملی میشود ارتباطی دارد یا خیر.


 با تحلیل نمونه های خونی گرفته شده معلوم گردید که میزان هورمون سروتونین در زوجهای جوان با سطوح پایین این هورمون در بیماران وسواس فکری-عملی برابری میکند.


عشق نیاز به ناپیدایی دارد
 افرادی که بتازگی عاشق هم شده اند صورتی خیالی، شاعرانه و ایده آل به شریک زندگیشان می بخشند، محاسنشان را بزرگ نمایی نموده و عیوبشان را می پوشانند.


 همچنین زوجهای جوان، خودِ رابطه را نیز متعالی جلوه می دهند و تصور میکنند که رابطه شان از هر زوج دیگری صمیمی تر و زیباتر است. روانشناسان معتقدند که ما به چنین نگرش خالصانه ای نیازمندیم. این نگرش باعث میگردد، تا زمان وارد شدن به مرحله بعدی عشق، یعنی تعلق، در کنار یکدیگر باقی بمانیم.

مرحله سوم عاشق شدن: تعلق
 تعلق ضمانتی است که زوجین را متعهد میکند برای بچه دار شدن و پرورش آنها به اندازه کافی در کنار هم زندگی کنند. دانشمندان تصور میکنند که دو هورمون اصلی در رابطه با ایجاد حس تعلق دخیل هستند: اکسی توسن و واسوپرسین.


 اکسیتوسین – هورمون نوازش
 اکسیتوسین احتمالاً حس تعلق را عمیق تر نموده و باعث میگردد زوجین بعد از اتمام رابطه زناشویی بیش از پیش نسبت به هم احساس نزدیکی کنند. مطابق با این نظریه، هر قدر زوجین بیشتر رابطه برقرار کنند، پیوستگی و صمیمیت بین آنها نیز بیشتر خواهد شد. اکسیتوسین هنگام زایمان نیز ترشح شده و به ایجاد پیوند عاطفی قوی بین مادر و کودک، کمک شایانی می نماید. یکی دیگر از وظایف  هورمون اکسیتوسین خروج اتوماتیک شیر از سینه مادر در هنگام گرسنگی کودک است.


 یک استاد روانشناسی نشان داد که اگر ترشح طبیعی هورمون اکسیتوسین در گوسفندان و موشها متوقف شود، آنها تازه متولدین خود را پس خواهند زد.بطور عکس، تزریق اکستوسین به موشهای ماده ای که هیچگاه رابطه جنسی نداشتند، باعث دوستی کردن آنها با نوزادان موشهای دیگر گردید. موشهای ماده این نوزادان را گونه ای مراقبت میکردند که گویی متعلق به خودشان است.


 نقش واسوپرسین در عاشق شدن
 واسوپرسین یکی دیگر از هورمونهای مهم در مرحله تعهد بلند مدت است و بعد از رابطه زناشویی ترشح میگردد.

 واسوپرسین (هورمون ضد ادرار) به همراه کلیه ها جهت کنترل تشنگی کار میکند. نقش بالقوه این هورمون در روابط بلند مدت زمانی که محققان مشغول مشاهده رفتارهای موشهای صحرایی بودند مشخص گردید.


 موش های صحرایی در روابطی که لزوماً برای تولید مثل نبود، بیشتر شرکت میکردند. آنها همچنین – همانند انسانها – رابطه زوجیت مستحکم تر و پایدارتری را بنا مینمودند.زمانیکه به این موشها داروی متوقف کننده اثر واسوپرسین خورانده می شد، بدلیل از بین رفتن صمیمیت و عدم مراقبت احساسی از جفت، ارتباط آنها با جفتشان بسرعت قطع میگشت.
 و در نهایت… چگونه عاشق شویم


 شخصی کاملاً غریبه را بیابید.
 به مدت نیم ساعت اطلاعاتی صمیمی درباره زندگیتان در اختیار یکدیگر قرار دهید.

 سپس به مدت چهار دقیقه بدون اینکه حرفی بزنید عمیقاً به چشم های هم خیره شوید.
 یک روانشناس مشهور که در حال مطالعه دلایل عاشق شدن انسانها میباشد، از چندین زن و مرد درخواست کرد تا سه مرحله بالا را انجام دهند و متوجه گردید که بسیاری از زوج ها بعد از یک آزمون ۳۴ دقیقه ای عمیقاً احساس مجذوبیت می نمودند. دو زوج مورد مطالعه وی بعدها با یکدیگر ازدواج کردند.


منبع: میگنا


نور زیاد چشم‌تان را اذیت می‌کند؟

فوتوفوبی (Photophobia) به وضیعتی گفته می شود که فرد هنگام مواجهه با نور زیاد و درخشان، نمی تواند اطراف خود را به طور واضح ببیند و چشم های او اذیت می شوند.


نور و چشم

فوتوفوبی به معنای هراس یا گریز از نور است. فوتو فوبی را حساسیت چشم ها به نور نیز می گویند. شخص مبتلا به فوتوفوبیا نمی تواند نور و روشنایی را تحمل کند.

اگرچه در بیشتر موارد، فتوفوبی خطری ندارد، اما گاهی اوقات نشان دهنده یک مشکل جدی تر است.

برخی افراد مبتلا به این عارضه در مقابل نور درخشان دچار ناراحتی چشمی می شود، در حالیکه برخی دیگر در مقابل هیچ نوع نور و روشنایی نمی توانند بایستند.

منابع این نور و روشنایی عبارتند از: نور خورشید، نور لامپ مهتابی یا کم مصرف، نور لامپ های معمولی (زرد رنگ) و یا نور شمع یا آتش.

اگر چشم های کسی نسبت به نور حساسیت شدیدی داشته باشد، هنگام مواجهه با روشنایی، چشم های خود را تنگ کرده و یا می بندد.

دلایل زیادی باعث حساسیت چشم ها نسبت به نور می شوند، اما مهم ترین آن ها وجود یک بیماری زمینه ای در فرد است که فوتوفوبی از علائم آن می باشد و خودش یک بیماری محسوب نمی شود.

حساسیت چشم ها به نور در هر سنی می تواند بروز کند.

علائم فوتوفوبی

تعدادی علامت قابل مشاهده برای تشخیص حساسیت چشم ها به نور وجود دارد که عبارتند از:

- احساس ناراحتی چشم ها

- بستن چشم ها

- تنگ کردن چشم ها

- سوزش چشم ها

- اشک ریزش زیاد

این علائم هنگام قرار گرفتن فرد در مقابل نور شدید ایجاد می شوند.

در برخی موارد هیچ کدام از علائم بالا وجود ندارند، به جز حساسیت به نور به تنهایی.

ممکن است فردی یک روز هیچ علامتی را نداشته باشد، ولی روز بعدی این علائم را نشان دهد.

هر فردی، ویژگی های مختص به خودش را دارد و علائم متفاوتی را تجربه می کند.

همچنین این حساسیت به علت زمینه ای بستگی دارد.

در سایر موارد، افراد دچار علائم دیگری می شوند که بستگی به بیماریی دارد که باعث حساسیت چشم ها به نور شده است.

علل فوتوفوبی

دلایل مختلفی باعث ابتلای یک فرد به فوتو فوبیا می شوند. فوتوفوبی یک بیماری یا اختلال نیست، بلکه علامت یک بیماری یا اختلال است، به عنوان مثال عفونت یا التهاب چشم ها می تواند باعث فوتوفوبی شود.

همچنین فوتوفوبی می تواند علامت یک بیماری دیگر مثل سردرد شدید، سردرد میگرنی و یا یک بیماری ویروسی باشد.

تابش نور آفتاب بر چشم

رنگ چشم فرد نیز در حساسیت او نسبت به نور موثر است. افرادی که چشم های روشن تری دارند در مقایسه با افرادی که چشم های تیره تری دارند، دچار سطوح مختلفی از حساسیت به نور می شوند.

گفته می شود وجود رنگدانه کمتر در چشم های روشن باعث ابتلای بیشتر به حساسیت نوری می شود و وجود رنگدانه بیشتر در چشم های تیره باعث حفاظت از چشم ها در مقابل نور زننده مثل نور درخشان خورشید می گردد.

گاهی اوقات فوتوفوبی با مشکلات و بیماری هایی مثل بوتولیسم، ورم ملتحمه، التهاب قرنیه، التهاب عنبیه چشم و ... همراه است.

علل شایع فوتوفوبی عبارتند از:

1- زخم و خراشیدگی قرنیه

2- جدا شدن شبکیه چشم

3- مشکلات ناشی از لنز چشم

4- آفتاب سوختگی

5- عمل جراحی مشکلات انکساری چشم

6- التهاب داخل چشمی (یووئیت)

7- داروهایی مثل تتراسایکلین

درمان فوتوفوبی

اولین و بهترین روش درمان فتو فوبی ، شناسایی علت زمینه ای آن است.

در بیشتر موارد، اگر علت زمینه ای را درمان کنید، میزان حساسیت به نور کم شده و فوتوفوبی از بین می رود.

اگر دارویی باعث ابتلای شما به فتوفوبی شده است، با پزشک خود صحبت کنید تا نوع داروی شما را عوض کند و داروی دیگری به شما دهد.

در برخی موارد، استفاده از یک لنز رنگی همرنگ چشم، توسط پزشک توصیه می شود.

اگر کسی به طور طبیعی نسبت به نور و روشنایی حساس است، باید عینک آفتابی بزند، به خصوص عینک های ضد اشعه ماورای بنفش، کلاه لبه دار بپوشد و از قرار گرفتن در محیط های پر نور خودداری کند.

همیشه اگر دچار یک مشکل چشمی مثل حساسیت به نور شدید، نزد پزشک روید، حتی اگر فکر می کنید مشکل حادی نیست.


منبع: تبیان


 

 

افسرده خویی را با افسردگی قاطی نکنید

سارا معلم سی و دو ساله ای است که در سه سال گذشته مدام خُلق افسرده داشته و احساس حقارت و بدبینی می کرده است. می گوید از زمان فارغ التحصیلی هرگز واقعا خوشحال نبوده است.


هر روز پیش از اذان صبح از خواب بیدار می شود و بعد از آن، دوباره خوابش نمی برد. این موضوع باعث می شود همیشه احساس کند بیش از اندازه خسته است. بعد از انجام هر کاری هم مدام به این فکر می کند که چقدر بی کفایت شده است و اینکه چرا نمی تواند کارش را به درستی انجام دهد. کنار آمدن با همکارانش برایش دشوار شده است، ترجیح می دهد بعد از اتمام کلاس ها سریع مدرسه را ترک کند.

دیستایمی یا افسرده خویی نوعی افسردگی ضعیف است. بدین معنا که هرچند افسرده خویی باعث نوعی اختلال در عملکرد کاری، تحصیلی و اجتماعی می شود، میزان آن به شدت افسردگی اساسی نیست. در بسیاری از مواقع افراد افسرده خو حالت خود را عادی تلقی می کنند. در نتیجه بسیاری از آنان اصلا از وجود مشکل آگاهی ندارند. فرد، بیشتر روزها و در اکثر ساعت های شبانه روز احساس متوسطی از افسردگی دارد. اما دوره های زمانی کوتاهی هم در حالت عادی به سر می برد. علائم و نشانه های افسرده خویی مانند افسردگی مشخص و برجسته نیستند اما برای مدت طولانی ماندگارند (حداتقل دو سال). این احساسات مزمن کاری می کند که بیمار نمی تواند از زندگی خود بیشترین بهره را ببرد یا اوقات خوش زندگی خود را به خاط بیاورد.


پیش از آنکه تشخیص افسرده خویی برای فرد داده شود باید آزمایش های پزشکی کامل توسط پزشک متخصص انجام شود تا احتمال وجود سایر شرایطی که ممکن است باعث این نشانه ها شوند، از بین برود. زیرا بسیاری از دارودرمانی های طولانی مدت (مثل کورتیکو استروئید) یا بیماری های مزمن (مثل کم کاری تیروئید و کم خونی) می توانند باعث به وجود آمدن نشانه های مشابهی با افسرده خویی شوند. بنابراین تشخیص قطعی از طریق انجام ارزیابی سلامت روانی توسط متخصص روان درمانی صورت می گیرد.

تفاوت اختلال افسردگی و افسرده خویی

وجه افتراق اختلال افسرده خویی از اختلال افسردگی اساسی این است که بیماران مبتلات به اختلال دیستایمی از این شکایت دارند که همیشه افسرده بوده اند. در حالی که افراد مبتلا به افسردگی اساسی در حالی که افراد مبتلا به افسردگی اساسی در غالب موارد می توانند زمان شروعافسردگی خودر اب هص ورت تقریبی مشخص کنند.از سویی شدت علائم در افسردگی اساسی در مقایسه با افسرده خویی از شدت بیشتری برخوردار است و همه جوانب زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهند.

البته ارتباط نزدیکی بین افسرده خویی و افسردگی عمده وجوددارد. به عنوان مثال، بسیاری از بیمارانی که دچار افسرده خویی هستند در نهایت دچار افسردگی عمده خواهند شد و برعکس، بسیاری از بیمارانی که دچار افسردگی عمده هستند به افسرده خویی مبتلا خواهند شد. چنانچه افسرده خویی و افسردگی عمده هر دو با هم در بیماری وجود داشته باشند به آن افسردگی مضاعف گفته می شود.

سن شروع، میزان شیوع، تفاوت بین دو جنس

اختلال دیستامی (افسرده خویی) در جمعیت عمومی شایع است، یعنی 5 تا 6 درصد از کل افراد در طول عمر خود به آن مبتلا می شوند. شاخص اصلی اختلال افسرده خویی و مزمن شدن آن، در زنان شدیدتعر و دو تا سه برابر متداول تر از مردان است. در افراد مجرد و جوان و کم درآمد نیز شایع تر است. اغلب نیز در افرادی که دارای تاریخچه طولانی استرس یا فقدان ناگهانی هستند روی می دهد. این اختلال به صورت معمول با اختلالات دیگری از قبیل سوء مصرف مواد، اختلالات شخصیتی و اختلال وسواسی اجباری همراه است.

سن میانگین برای بروز افسرده خویی 31 سال است، هر چند امکان دارد در بعضی افراد در اوایل دوران بلوغ آغاز شود. اغلب بیماران نمی توانند دقیقا به یاد آورند چه موقع برای نخستین بار دچار افسردگی شدند. مدت متوسط این اختلال پنج سال است اما می تواند بیست سال یا بیشتر نیز به درازا بکشد.

از بررسی بیمارانی که تشخیص اختلال دیستایمی داشته اند، معلوم شده تعدادی از آنها بیماری شان پیشرفت می کند؛ بیست درصد آنها به اختلال افسردگی اساسی تبدیل می شود، پانزده درصد به اختلال دو قطبی نوع دو و کمتر از پنج درصد هم به اختلال دو قطبی نوع یک.

آسیب های جسمانی و روانی مبتلایان

نشانه های افسرده خویی از فردی به فرددیگری ممکن است متفاوت باشد؛ اما به طور کلی این بیماران احساس غمگینی، ناامیدی، ناکامی یا بی احساسی (فقدان هیجان) دارند. آنها معمولا بدبین اند و حس می کنند همه چیز در زندگی سرانجام بدی پید ا خواهد کرد.

حساسیت فزاینده عاطفی - هیجانی و گریه کردن دوره ای، از دیگر نشانه های این بیماری است. بیماران ممکن است علاقه اندکی نسبت به فعالیت هایی که قبلا برایشان خوشایند بود نشان دهند. همچنین ممکن است از فعالیت های اجتماعی کناره گیری کنند.

یکی دیگر از نشانه های رایج، کمبود اعتماد به نفس است. بیماران ممکن است احساس بی ارزش بودن یا گناه کنند و یا مشکل عدم تصمیم گیری، عدم توانایی تفکر، توجه یا تمرکز به موضوعات یا مشکلات حافظه داشته باشند.

بیماران افسرده خو ممکن است اشتهای شان زیاد یا کم شودت و وزن شان در دوره زمانی نسبتا کوتاهی، به طور عمده افزایش یا کاهش یابد. بیماران ممکن است دچار بی خوابی یا پر خوابی شوند. گاهی آنهاص بح زود از خواب بیدار می شوند و دیگر نمی توانند به خوابشان ادامه دهند.

علل اختلال افسرده خویی

علت افسرده خویی کاملا شناخته شده نیست. اعتقاد بر این است که تغییرات در ساختار و مواد شیمیایی مغز باعث تغییرات در حالت و وضع روانی می شود. به نظر می رسد برخی انتقال دهنده های عصبی به ویژه سروتونین، نقشی کلیدی داشته باشند. عوامل خطر متعدی برای افسرده خویی وجوددارد. این عوامل عبارتندن از:

- جنسیت: شیوع بیشتر افسرده خویی در زنان ممکن است به دلیل عواملی نظیر تفاوت هورمونی در بعضی مراحل خاص زندگی، مثلا پس از بارداری یا یائسگی باشد.

- سابقه خانوادگی: افرادی که خویشاوندانی با سابقه یکی از انواع افسردگی دارند، به ویژه درباره منسوبین درجه اول (پدر و مادر، فرزند، خواهر و برادر)، در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به افسرده خویی قرار دارند.

- استرس های طولانی مدت: افرادی که در زندگی خود با منابع ثابت استرس زا مانند عبعیض، فقر، بیماری های مزمن و سوء مصرف دارو، سروکار دارند در معرض خطر بیشتری واقع اند. همچنین افراد متاهلی که زندگی زناشویی ناخوشایندی دارند و افرادی که احساس طرد شدن یا بی وفایی و خیانت از سوی فرد مورد علاقه شان می کنند، بیشتر در معرض خطر هستند.

درمان اختلال افسرده خویی

فقط در 10 درصدموارد احتمال دارد نشانه های افسرده خویی بدون درمان، خود به خود از بین برود. درمان افسرده خویی مشکل است، در عین حال می تواند به از بین رفتن کامل نشانه ها بینجامد. درادامه به موئثرترین شیوه های درمانی برای این اختلال اشاره می کنیم.

1- شناخت درمانی: فنی است که در آن روش های جدید اندیشیدن و رفتار کردن به بیمار آموخته می شود تا آنها را جانشین نگرش های منفی و معیوبی کند که درباره خود، جهان و آینده دارد. این نوع درمان کوتاه مدت است و بر مشکلات فعلی بیمار و رفع آنها تاکید دارد.

2- رفتار درمانی: در این نوع درمان برای رسیدن به اهداف خاصی که باعث افزایش فعالیت، فراهم ساختن تجارت خوشایند و آموختن نحوه آرام سازی (ریلکسیشن) به بیمار می شود، از شیوه های گوناگونی استفاده می کننتد.

3- روان درمانی فردی بینش مدار: رایج ترین درمان اختلال دیستایمی است. با استفاده از این درمان، فرد می تواند درباره معادل های افسردگی (از قبیل سوء مصرف مواد) یا به احساس طرد شدگی در کودکی، که مقدمه و شکل اولیه افسردگی در بزرگسالی است، بینش پیدا کند. دوسوگرایی موجود در روابط فعلی بیمار با والدین، دوستان و افراد دیگری که در زندگی روزمره اش وجود دارند، بررسی می شود.


4- درمان بین فردی: در این نوع از درمان اختلالات افسردگی، تجارب بین فردی فعلی بیمار و راه های مدارای او با استرس بررسی می شود تا بتواند به کاهش علائم افسردگی و بهبود اعتماد به نفس نائل آید. درمان بین فردی از حدود دوازده تا شانزده جلسه هفتگی تشکیل می شود و همراه با آن می توان داروهای ضد افسردگی را تجویز کرد.

5- خانواده درمانی: با استفاده از این روش می توان به بیمار و خانواده اش کمک کرد با علائم افسردگی کنار آیند. با گروه درمانی می توان به بیماران منزوی کمک کرد برای غلبه بر مشکلات بین فردی که در موقعیت های اجتماعی پیدا می کنند، راه های جدیدی را یاد بگیرند.

6- دارو درمانی: در مطالعات بسیاری دیده شده درمان این اختلال با ضد افسردگی ها موفقیت آمیز بوده است. مهارکننده های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs) و نلافاکسین و بوپروپیون و در گروهی، مهارکننده های منوآمین اکسیداز (MAOIs) برای درمان بیماران مبتلا به اختلال دیستایمی موثر هستند.

نکات راهنما برای افراد مبتلا به افسرده خویی

در مواردی که افسردگی شما خفیف است، می توانید با انجام چند اقدام ساده به خودتان کمک کنید و افسردگی را از بین ببرید اما در مواقعی که افسردگی شدیدتر است، انجام این اقدامات باید به عنوان برنامه درمانی و با مشورت متخصص اجرا شود. در ادامه چند اقدام ساده برای برطرف کردن افسردگی برآورده شده است اما سعی نکنید همه این کارها را یکباره انجام دهید.

1- آمادگی برای مشکلات: افراد اغلب به دنبال از دست دادن چیزی افسرده می شوند اما وقتی می دانیم با چنین تغییرات و از دست دادن هایی روبرو خواهیم شد باید خود را آماده کنیم. یک راه برای کاهش استرس از دست دادن ها، این است که بپذیریم چنین وضعیتی ممکن است فقط مسئله ای برای ماست که می توانیم از عهده رویارویی با آن بربیاییم و راه دوم این است که خود را از قبل برای این تغییرات آماده کنیم.

2- به خودتان استراحت بدهید: اگر احساس بی حوصلگی و افسردگی می کنید یا احساس می کنید همه مشکلات دنیا روی سر شما ریخته شده است، به خودتان استراحت بدهید حتی اگر اتین استراحت فقط یک روز باشد و یا اینکه فقط یک شب را دور از مسائل و مشکلات تان بگذرانید. اگر امکان رفتن به تعطیلات را دارید، بهتر است این کار را انجام دهید. اگر فکر می کنید نمی توانید از چند روزی که دور از کارتان هستید لذت ببرید، ممکن است نشانه این باشد که نیاز به یک مشاوره روانشناسی داشته باشید.

3- صحبت کردن درباره مشکلات: اگر از مشکلات خودتان با همسر، دوست یا یکی از اعضای خانواده خود صحبت کنید و بگذارید بقیه افراد نیز از نگرانی های شما بااطلاع شوند، احساس بهتری خواهید داشت. این کار نه تنها می تواند به شما در پیدا کردن راه حلی مناسب کمک کند، مطالعه کردن درباره چنین تغییراتی یا صحبت کردن با افرادی که چنین مسائلی را پشت سر گذاشته اند می تواند بسیار مفید و کمک کننده باشد. دوستان شما ممکن است قبلا دچار همین مشکلاتی که شما اکنون با آن روبرو هستید، شده باشندو بنابراین می توانند اطلاعات خود را در اختیار شما قرار دهند.

بسیاری از افراد افسرده، ارتباط خود را با دیگران قطع و فکر می کنند باعث ناراحتی دیگران می شوند. در واقع، این کار باعث می شود آنها بیشتر افسرده شوند. بنابراین دوستی را انتخاب کنید که با شما احساس همدردی کند و به صحبت های شما گوش دهد و در صورت امکان به شما، در مواقعی که مشکل دارید، کمک کند.

4- تغییر در نحوه زندگی: ببینید آیا میتوانیدجنبه هایی از زندگی تان را که ممکن است باعث افسردگی شما شده باشد شناسایی کنید و آنها را تغییر دهید. ممکن است برای انجام این کار به کمک نیاز داشته باشید اما این کار، آنچنان هم که به نظر می رسد، غیرعملی نیست.

5- مراقب خودتان باشید: اگر شما احساس افسرده بودن می کنید، اغلب سرگرم شدن با بعضی چیزهات می تواند مفید باشد. انجام فعالیتی جدید یا یک سرگرمی در عصرها یا در تعطیلات آخر هفته، فکر خوبی است. از خانه بیرون رفتن و ملاقات با مردم برای شما خوب است زیرا باعث می شود حلقه معیوب تنهایی شما شکسته شود و از مشکلات تان کاسته شود. تلاش آگاهانه ای برای کاری که دوست دارید، انجام دهید (مثل گوش کردن به موسیقی، خرید کردن، رفتن به سینما یا تئاتر).

مطالعات نشان می دهد ورزش، به ویژه تمرینات هوازی، تاثیر مثبتی بر انواع خفیف و متوسط افسردگی، از جمله افسرده خویی دارد. حتی اگر اشتهای زیادی برای غذا خوردن ندارید، باید همیشه منظم و کافی غذ بخورید. قدرت بدنی کافی نخواهید داشت تا حالتان بهتر شود و ممکن است در حلقه معیوبی بیفتید و روز به روز افسردگی تان بدتر شود. توجه کنید خوردن مشروبات الکلی باعث حل شدن مشکلات شما نمی شود. این کار فقط باعث می شود بیشتر احساس افسردگی کنید. در عین حال ممکن است مصرف الکل منجر به این شود که افکار خودکشی به واقعیت بپیوندد.

6- کنترل و کاهش استرس: کم کردن مقدار استرس در زندگی، یکی از مثبت ترین اقداماتی است که می توانید برای کاهش علائم و شدت افسردگی تان انجام دهید. راه های بسیاری وجود دارد که می توانید با استفاده از آنها از استرس خود کم کنید. باید گفت یاد گرفتن اینکه چگونه به آرامش برسید، نخستین اقدام ساده و سودمند است.


منبع: مجله سپیده دانایی


 

آموزش ماساژ فوق العاده موثر برای رفع خستگی

وقتي خسته و كوفته بعد از يك روز پرمشغله كاري آن هم در هواي سرد زمستاني به خانه مي‌آييد حتما كمي احساس كوفتگي و خستگي مي‌كنيد. اگرچه ممكن است يك دوش آب گرم به ميزان قابل ملاحظه‌اي از خستگي و كوفتگي را از بين ببرد اما هيچ‌چيز اثر يك ماساژ ريلكسي ستون فقرات و پشت را ندارد.

آموزش ماساژ ضد خستگی

اين ماساژ يكي از بهترين شيوه‌هاي طبيعي است كه مي‌تواند بدون نياز به مصرف دارو خستگي و كوفتگي را از شما دور كرده و با از بين بردن تنش‌ها و استرس‌هاي ناشي از زندگي روزمره را از تن‌تان دور كند. اجراي اين ماساژ نه تنها شما را سرحال‌ مي‌آورد بلكه مقاومت بدن‌تان را هم در برابر برخي بيماري‌ها بالا مي‌برد.

 گام اول

براي اجراي اين ماساژ نياز به يك پتو داريد كه آن را روي زمين پهن كنيد و روي آن دراز بكشيد. علاوه بر پتو به مقدار كمي روغن زيتون و يك توپ تنيس نيز احتياج داريد. ضمن آنكه داشتن فضايي آرام با اكسيژن كافي به افزايش اثرگذاري ماساژ و تخليه انرژي منفي و استرس و كوفتگي كمك مي‌كند.

 دست‌هاي‌تان را با چند قطره روغن زيتون آغشته كنيد و چند بار آن را به هم بماليد. سپس از عضلات شانه شروع كنيد. كف هر دو دست را روي عضلات بالاي شانه بگذاريد و با كمك سرانگشتان هر دو دست عضلات بالاي شانه را ماساژ دهيد. براي اين كار لازم است با كمك سرانگشتان و كف دست‌تان و با ايجاد فشاري كه منتهي به درد عضله نشود به تخليه خستگي و كوفتي عضله شانه بپردازيد. دقت كنيد كه همه عضلات سرشانه را به همين ترتيب در سمت راست و چپ ماساژ دهيد.

گام دوم

در مرحله بعدي با كمك سرانگشتان‌تان و انگشت شست بقيه عضلات روي شانه را در دو سمت ستون فقرات ماساژ دهيد. هر زمان كه نياز بود سرانگشتان‌تان را با روغن زيتون آغشته كنيد. بهترين راه براي ارائه اين ماساژ اين است كه عضله پشت را با كمك سرانگشت و انگشت شست بگيريد و آن را كمي بلند و رها كنيد. مراقب باشيد كه با اجراي اين كار فرد دريافت كننده ماساژ نبايد احساس درد كند.

گام سوم

در ادامه براي اجراي بهتر ماساژ و تخليه بيشتر كوفتگي و اسپاسم‌هايي كه عضلات پشت را درگير كرده به يك توپ تنيس احتياج داريد. توپ را روي عضله پشت بگذاريد و با كمك كف دست آن را در سطح پشت فرد حركت دهيد. در مسير حركت توپ هر ازگاهي با كمك كف دست فشار اندكي به توپ وارد كنيد و دوباره توپ را روي عضلات پشت و كمر حركت دهيد.

گام چهارم

در مرحله بعد براي ماساژ بهتر عضلات كمر از كف دست‌تان كمك بگيريد. كف دست راست را روي عضلات كمر بگذاريد و با كمك كف دست چپ فشار اندكي روي آن بياوريد. به اين ترتيب مي‌توانيد عضلات ناحيه كمر را با فشار اندكي كه توليد مي‌كنيد از خستگي و كوفتگي و اسپاسم‌هاي احتمالي تخليه كنيد.

 گام پنجم

بعد از اين مرحله بايد عضلات ستون فقرات را ماساژ دهيد. براي اين منظور باز هم به روغن زيتون احتياج داريد. انگشت شست هر دو دست را به روغن آغشته كنيد و از كمر عضلات دو سوي ستون فقرات را به خوبي ماساژ دهيد. براي ماساژ اين عضلات ابتدا به صورت نقطه‌اي، فشاري اندك روي عضلات ستون فقرات وارد كنيد و اين ماساژ نقطه‌اي را روي تمام عضلات ستون فقرات از پايين تا بالا تكرار كنيد و سپس با فشار انگشت شست در دو سوي ستون فقرات عضلات را ماساژ دهيد.

گام ششم

 در ادامه باید از ماساژ گيرنده بخواهيد به صورت چهارزانو بنشيند. سپس ماساژ عضلات سرشانه را كه در حالت خوابيده براي او انجام داديد در حالت نشسته نيز تكرار كنيد. اين بار مي‌توانيد فشار سرانگشتان‌تان را كمي بيشتر كنيد چرا كه در اين مرحله عضلات گرم‌تر و آماده‌تر هستند.

گام هفتم

در همان حالت نشسته با كمك ساعد دست‌تان عضلات سرشانه را كمي تحت فشار قرار دهيد. به اين ترتيب كه ساعد هر دو دست را روي عضلات شانه فرد قرار دهيد و با كمك بدن كمي فشار به ساعدتان منتقل كنيد. 3 ثانيه فشار وارد كرده و 3 ثانيه دست را آزاد كنيد. اين روند را از عضله نزديك گردن تا عضله سرشانه تكرار كنيد تا با كمك آن كوفتگي و خستگي عضلات بالاي شانه‌ها را تخليه كنيد.

 گام هشتم

 حالا سراغ عضلات و ماهيچه‌هاي گردن برويد. كمي سرانگشت دست راست‌تان را به روغن زيتون آغشته كنيد و با كمك انگشت شست و سرانگشت‌تان عضلات گردن را بگيريد و رها كنيد. مي‌توانيد هنگام گرفتن اين عضلات علاوه بر آنكه فشار اندكي به عضلات وارد مي‌كنيد كمي عضله را به سمت خود بكشيد. به اين ترتيب خستگي و كوفتگي را از اين عضله‌ها دور مي‌كنيد.

 گام نهم

در آخرين مرحله از كف دست و سرانگشتان دست راست براي تخليه انرژي‌هاي سر استفاده كنيد. دست‌ها را درون موهاي فرد فرو ببريد و با كمك سرانگشتان دست به ماساژ پوست و عضلات سر فرد بپردازيد تا بتوانيد به اين ترتيب خستگي اين عضلات را نيز تخليه كنيد.


 منبع: سیب سبز