جمعه, 31 شهریور 1396 02:38

جستجو در شبکه گسترده

همه چیز درباره لوزه سوم

لوزه چیست؟هر انسانی سه جفت لوزه دارد که با تولید نوع خاصي گلبول سفید به ایمنی بدن در برابر میکروب‌ها و عوامل بیماری‌زا کمک می‌کنند.


 

دکتر داوود لکستانی، متخصص کودکان

لوزه چیست؟هر انسانی سه جفت لوزه دارد که با تولید نوع خاصي گلبول سفید به ایمنی بدن در برابر میکروب‌ها و عوامل بیماری‌زا کمک می‌کنند. لوزه‌ها میکروب‌هایی را که می‌خواهند وارد بدن شوند، به خود جذب می‌کنند. بنابراین ممکن است گاهی به طور موقت متورم شوند. همیشه ابتدا یکی از این لوزه‌ها که اصطلاحا « لوزه سوم» نام دارد، متورم می‌شود و اگر عوامل بیماری‌زا شدید باشند احتمال تورم لوزه‌های دیگر هم وجود دارد. درسنین كم، مواد ایمنی‌دهنده از بدن مادر به بدن کودک منتقل شده‌اند. بنابراین لوزه‌ها چندان متورم نمی‌شوند اما در سنین 5-4 سالگی هجوم عوامل بیماری‌زا می‌تواند تورم لوزه‌ها را به همراه داشته باشد.


 

علائم بزرگی لوزه سوم
  •  سینوزیت‌های مکرر
  •  تکلم تو دماغی
  •  خرخر و از خواب پریدن
  •  سرفه شبانه
  •  رشد ناهمگون فک و صورت
  •  گرفتگی بینی و در نتیجه تنفس از راه دهان
  •  گلو درد و مشکل در بلع غذا
  •  تورم غدد ناحیه گردن
  •  عفونت گوش
  •  تب
  •  بی‌حالی
  •  بوی بد دهان
  •  تغییر صدا

 

loze 2

 

اگر لوزه سوم را به موقع درمان نکنید فرزندتان مشکلات زیر را خواهد داشت:

  •  سینوزیت مزمن
  •  عفونت گوش
  •  انسداد راه هوایی
  •  بد شکل شدن صورت
  •  رشد نامنظم دندان‌ها

 


 

  • درمان:

1.دارویی:بعد از معاينه در مطب و در صورت نیاز، عکس رادیولوژی، پزشک داروهای آنتی بیوتیک تجویز می‌کند.

2. جراحی: اگر درمان دارویی موثر نباشد یا در اثر مشکلات لوزوی کودک مرتب بيمار ‌شود، پزشک تصمیم به جراحی می‌گیرد. این جراحی بی‌هوشی دارد و معمولا طی سنین 5-4 سالگی انجام می‌شود، اما به طور کلی محدودیت سنی‌ برای جراحی لوزه نداریم. در مورد خطرات ناشی از عمل نباید بترسید زیرا از هر 14 هزار بیمار جراحی لوزه تنها يك نفر دچار عوارض بیهوشی می‌شود. بعد از جراحی برداشتن لوزه دیگر نباید نگران تورم آن باشيد.


 

  • بخور نخورهای بعد از عمل جراحی:

 بعد از جراحی لوزه نباید مواد غذایی سفت، گرم، خیلی سرد و پرادویه را به فرزندتان بدهید.
 4 تا  6 ساعت بعد از عمل نباید به کودک چیزی خوراند یا نوشاند و باید به او سرم تزریق شود.
 بنا به دستور پزشک طی دو روز اول كودك بايد مایعات ولرم بخورد.
 از روز سوم بعد از عمل می‌توانید خوراندن سوپ و خوراکی‌های آبکی نرم را شروع کنید.
 هفته دوم را با خوراندن غذاهای بسیار نرم و غیر جویدنی بگذرانید.
 کودک از هفته سوم بعد از عمل می‌تواند رژیم غذایی عادی‌‌اش را داشته باشد.


منبع: شهرزاد


ناگفته‌های رهبر انقلاب از انقلاب (1)

آن وقت‌ها بزرگ‌ترهای ما -كسانی كه در سنین حالای ما بودند – چیزهایی می‌گفتند كه ما تعجب می‌كردیم چه طور اینها این طور فكر می‌كنند؟ حالا می‌بینم نخیر، آن بیچاره‌ها خیلی هم بی‌راه نمی‌گفتند. البته الآن من خودم را به كلی از جوانی منقطع نكرده‌ام. هنوز هم در خودم چیزی از جوانی را احساس می‌كنم و نمی‌گذارم كه به آن حالت بیفتم


دیدار رهبری با مردم آذربایجان،رهبری

خاطرات زیر، بخشی از خاطرات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از آغاز تا انجام نهضت انقلاب اسلامی است كه ماهنامه یادآور چندی پیش آن را منتشر كرده بود.

من خودم جوانی پرهیجانی داشتم، هم قبل از شروع انقلاب به خاطر فعالیت‌های ادبی و هنری و امثال اینها، هیجانی در زندگی من بود و هم بعد كه مبارزات در سال 1341 شروع شد كه من در آن سال، بیست و سه سالم بود. طبعاً دیگر ما در قلب هیجان‌های اساسی كشور قرار گرفتیم. من در سال 42 دو مرتبه به زندان افتادم؛ بازداشت، زندان، بازجویی. می‌دانید كه اینها به انسان هیجان می‌دهد. بعد كه انسان بیرون می‌آمد و خیل عظیم مردمی را كه به این روش‌ها علاقه‌مند بودند و رهبری مثل امام رضوان‌الله علیه را كه به هدایت مردم می‌پرداخت و كارها و فكر و راهها را تصحیح می‌كرد، مشاهده می‌نمود، هیجانش بیشتر می‌شد. این بود كه زندگی برای امثال من كه در این مقوله‌ها زندگی و فكر می‌كردند، خیلی پرهیجان بود، اما همه این طور نبودند...

آن وقت‌ها بزرگ‌ترهای ما -كسانی كه در سنین حالای ما بودند – چیزهایی می‌گفتند كه ما تعجب می‌كردیم چه طور اینها این طور فكر می‌كنند؟ حالا می‌بینم نخیر، آن بیچاره‌ها خیلی هم بی‌راه نمی‌گفتند. البته الآن من خودم را به كلی از جوانی منقطع نكرده‌ام. هنوز هم در خودم چیزی از جوانی را احساس می‌كنم و نمی‌گذارم كه به آن حالت بیفتم. الحمدالله تا به حال نگذاشته‌ام و بعد از این هم نمی‌گذارم، اما آنها كه خودشان را در دست پیری رها كرده بودند، قهراً التذاذی را كه جوان از همة شئون زندگی دارد، احساس نمی‌كردند. آن وقت این حالت بود. نمی‌گویم كه فضای غم حاكم بود، اما فضای غفلت و بی‌خبری و بی‌هویتی حاكم بود.

آن وقت من و امثال من كه در زمینه مسائل مبارزه، به طور جدی و عمیق فكر می‌كردیم، همت مان را بر این گذاشتیم كه تا آنجایی كه می‌توانیم جوانان را از دایرة نفوذ فرهنگی رژیم بیرون بكشیم. مثلاً من خودم مسجد می‌رفتم، درس تفسیر می‌گفتم، سخنرانی بعد از نماز می‌كردم، گاهی به شهرستان‌ها می‌رفتم و سخنرانی می‌كردم. نقطة اصلی توجه من این بود كه جوانان را از كمند فرهنگی رژیم بیرون بكشم. خود من آن وقت‌ها این را به «تور نامرئی» تعبیر می‌كردم. می‌گفتم یك تور نامرئی وجود دارد كه همه را به سمتی می‌كشد! من می‌خواهم این تور نامرئی را تا آنجا كه بشود پاره كنم و هر مقدار كه می‌توانم جوانان را از كمند و دام این تور بیرون بكشم. هر كس از آن كمند فكری خارج می‌شد – كه خصوصیتش هم این بود كه اولاً به تدین و ثانیاً به تفكرات امام گرایش پیدا می‌كرد – یك نوع مصونیتی می‌یافت. آن روز این گونه بود. همان نسل هم بعدها پایه‌های اصلی انقلاب شدند. الآن هم كه من در همین زمان به جامعة خودمان نگاه می‌كنم، خیلی از افراد آن نسل را – چه كسانی كه با من مرتبط بودند، چه كسانی كه مرتبط نبودند – را می‌توانم شناسائی كنم.(1)

آغاز

من به فضل الهی از اولین قدم مبارزه و نهضت امام وارد جریان آن شدم. البته حضور ما در مبارزات به چند شكل ساده و ابتدایی بود، بدین صورت كه اعلامیه‌ها را تكثیر كنیم و به دیگران برسانیم، با این و آن كه درك درستی از نهضت و جریان نداشتند بحث كنیم. اعلامیه‌ها را از قم به تهران و از تهران به قم می‌بردیم و به افراد مختلف می‌رساندیم. در اوایل نهضت جلسه نداشتیم. به تدریج جلساتی تشكیل شد كه از طرف مدرسین بود و من در یكی از این جلسات كه در منزل آقای مشكینی برگزار شده بود، شركت كردم. با بعضی از دوستان دیگر بحث و همفكری می‌كردیم. هنوز مشكلاتی بر سر راه نبود و هیچ‌كس احساس وحشت نمی‌كرد. وقتی امام در سر منبر گفت ما مردم را [برای تعیین تكلیف] به صحرای سوزان قم دعوت خواهیم كرد، ما احساس هیجان می‌كردیم و فكر نمی‌كردیم كه مشكلاتی بر سر راه وجود داشته باشد.

به یاد دارم روزی عده‌ای از كسبة قم، در سر درس امام حاضر شدند و گفتند: «اكنون كه دولت جواب آقایان علما را نمی‌دهد، ما دست از كار كشیده‌ایم. شما هم درس‌ها را تعطیل كنید و تكلیف مردم را روشن سازید.» مردم به راستی نگران بودند؛ علما هم نگران بودند. سرانجام دولت بعد از گذشت دو ماه لایحة انجمن‌های ولایتی را الغاء كرد، در روزنامه‌ها هم الغای آن را اعلام كردند. همه خوشحال شدند. جوان‌های قم در خیابان‌ها به ما كه می‌رسیدند، تبریك می‌گفتند. دیگر مسئله‌ای نداشتیم، لیكن ناگاه شاه مواد شش‌گانه را به رفراندوم گذاشت.

انقلاب مردم

در روزهایی كه مسئله رفراندوم شاه مطرح شد، من در مشهد بودم، چون نزدیك ماه رمضان بود. آقای میلانی نامه‌ای برای آقای خمینی داشت. آن نامه را من به اتفاق اخوی سیدمحمد و شیخ‌علی‌آقا به قم بردیم. وقتی كه رسیدیم به تهران، روز 6 بهمن بود و روز قبل از آن، شاه در قم سخنرانی كرده بود. روز 6 بهمن تهران كاملاً خلوت، گرفته و تاریك بود. افراد پراكنده‌ای را می‌دیدیم كه سر صندوق‌ها می‌رفتند و رأی می‌دادند، حالا از مردم بودند یا از خودشان؟ نمی‌دانم. ما بلافاصله به گاراژ شمس‌العماره رفتیم و به طرف قم حركت كردیم. پس از ورود به قم نیز یك راست به خدمت امام رفتیم. در قم نشانه‌های ارعاب از طرف دستگاه كاملاً مشهود بود. اولین باری بود كه فشار دستگاه را از نزدیك مشاهده می‌كردیم. امام در ظرف آن چند روز، چند اعلامیة كوتاه صادر كرده بودند. مردم از رفراندوم شاه استقبال نكردند. وجود صندوق‌ها اصلاً محسوس نبود. در مشهد نیز اصلاً هیچ‌كس از رفراندوم استقبال نكرد. مردم در تهران در مخالفت با مواد شش‌گانه، تظاهرات به راه انداختند.

اعلام عزای عمومی

با نزدیك شدن فروردین 42 حادثة تازه‌ای رخ داد. حادثه این بود كه امام یك باره اعلام كردند كه ما عید نداریم و در شرایطی كه علما را می‌زنند، مردم را مورد تهاجم قرار می‌دهند، احكام اسلام را زیرو رو می‌كنند، چه عیدی می‌ماند؟ ما عید نداریم. این اعلامیة امام به شكل وسیعی پخش شد. امام علاوه بر اعلامیه در نامه‌هایی كه برای علمای شهرستان‌ها و ائمه جماعات می‌فرستادند، از آنها نیز خواستند كه در ایام فروردین اعلام عزا كنند و به مردم بگویند كه ما عید نداریم. امام در آن شب‌ها فقط دو ساعت می‌خوابیدند و بقیه شب را سرگرم نامه‌نگاری بودند!

به دنبال اعلام عزای عمومی از طرف امام، ما تصمیم گرفتیم طلاب را وادار كنیم كه لباس سیاه بپوشند و رفتیم دنبال تهیه لباس مشكی. من خودم پیراهن مشكی تهیه كردم. پول كه نداشتیم تا قبای مشكی درست كنیم، ناچار برای آن روز، یك پیراهن مشكی خریدم. طولی نكشید كه تهیه لباس مشكی در میان طلاب رواج پیدا كرد. از روز عید نوروز یا یك روز پیش از آن، هر روحانی و هر طلبه‌ای را كه در قم می‌دیدید، لباس مشكی بر تن داشت.

ما آن روزها اصلاً آرام نداشتیم، اصلاً نمی‌فهمیدیم كه كی ناهار و شام می‌خوریم. دائماً در حركت و فعالیت بودیم تا روز اول فروردین كه زوار از سراسر كشور و به خصوص از تهران می‌آمدند، بتوانیم حداكثر استفاده را بكنیم. تعداد زیادی تراكت تهیه كردیم، تراكت‌های فراوانی مبنی بر اینكه ما عید نداریم، پلی‌كپی كردیم و هنگام تحویل سال میان مردمی كه در صحن مطهر بودند، ریخته شد.

خاطره‌ای از آن روزها دارم كه خوب است در اینجا بازگو كنم. در همان روزها كه امام اعلام كرده بودند كه ما عید نداریم، یكی از منبری‌های تهران كه نمی‌خواهم نامش را ببرم، چون اكنون وضع بدی دارد و در آن زمان از مبارزین به شمار می‌آمد، به قم آمده بود. روزی به اتفاق آشیخ علی‌اصغر مروارید و آن منبری، در منزل مرحوم حاج‌انصاری قمی برای ناهار دعوت داشتیم. طبق قرار به منزل او رفتیم، لیكن او هنوز نیامده بود. ما وارد منزل شدیم و نشستیم. طولی نكشید كه دیدیم حاج انصاری وارد شد، ولی زیر لب غرولندی می‌كند كه: «پسرة نادان بی‌شعور...» پرسیدیم: «چه شده؟ با كه هستید؟» گفت: «من به مناسبت فوت آقای كاظمی موموندی در مدرسة فیضیه منبر رفتم و در پایان گفتم كه فردا به مناسبت وفات امام صادق(ع) ما عید نداریم؛ طلبه‌ای آمده یقة مرا گرفته كه تو چرا گفتی به مناسبت وفات امام صادق(ع) ما عید نداریم. مگر آقای خمینی نگفتند به مناسبت قضایای كشور و حوادث قم و تهران ما عید نداریم.»

ما همگی در تأیید نظر آن طلبه به او اعتراض كردیم كه شما چرا این حرف را زدید؟ حق با آن طلبه است. آقای خمینی به همه كشور اعلام كرده‌اند كه به علت مصیبت‌های وارده بر اسلام، ما عید نداریم، لیكن شما به گونة دیگری جلوه داده و حقیقت اصل قضیه را مخفی كرده‌اید. در همین اثنا كه ما با او بگو مگو می‌كردیم، زنگ تلفن به صدا درآمد. آقای انصاری گوشی را گرفت و از پاسخ‌های او متوجه شدیم كه به او اعتراض می‌كنند كه چرا در منبر آن‌گونه مطرح كردید؟ گوشی را گذاشت و آمد سر سفره بنشیند كه بار دیگر زنگ تلفن به صدا درآمد و بار دیگر به او اعتراض كه چرا در منبر آن‌گونه كه امام موضع‌گیری كرده‌اند، جریان را منعكس نكردید؟ شاید در مدتی كوتاه بیش از سی تلفن اعتراض‌آمیز به او شد! تا جایی كه من پیشنهاد دادم تلفن را بكشد تا بتواند ناهارش را بخورد. من تا آن روز مرحوم حاجی انصاری را هرگز آن گونه خسته، خرد شده و افسرده ندیده بودم.

سیل اعتراض او را به كلی كلافه كرده بود. روز اول فروردین با پخش اعلامیه‌ها و تراكت‌هایی مبنی بر عزای عمومی، گذشت. در روز دوم فروردین، امام در منزل خود و برخی از علما در مسجد و یا مدرسه‌ای به مناسبت شهادت امام صادق(ع) مراسمی را برپا كردند، كوماندوهایی كه عصر روز دوم فروردین در مدرسه فیضیه شلوغ كردند، صبح همان روز به منزل امام رفته بودند تا آنجا را به هم بریزند، لیكن موفق نشدند. آقای خلخالی در پشت بلندگو داد و بیداد كرده بود. در شبستان مدرسه حجتیه كه از طرف آقای شریعتمداری مجلس برگزار شده بود، برادران میره‌ای كه قدبلند و قوی بودند، ایستادند و گفتند هر كسی نفس بكشد، پدرش را درمی‌آوریم، شكمش را پاره می‌كنیم و ... این برخوردها سبب شد كه كوماندوها بفهمند كه برای شلوغ‌كاری در آنجا زمینه فراهم نیست. شاید هم قصد شلوغ‌كاری در منزل امام و شبستان مدرسه حجتیه را نداشتند. البته نشانه‌هایی در دست بود كه خبر از برنامة از پیش مشخص شده برای این مراسم و مجالس می‌داد.

ادامه دارد....

پی‌نوشت‌ها:

1- گفت و شنود در دیدار با جوانان – 7/2/1377.

 

منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی


 

ربوده شدن شمشیر طلای رضاخان

برای این مراسم، شمشیر طلای رضاشاه که مرصع به گوهر‌ها و سنگ‌های گران‌بها بود، به قاهره فرستاده شد تا طبق رسوم درباری، پیشاپیش جنازه حمل شود ولی ملک فاروق این شمشیر گران‌بها را بعد از انجام مراسم تشییع جنازه، به کاخ سلطنتی برد و مراجعات مکرر هیات اعزامی ایران برای پس گرفتن آن بی‌نتیجه ماند


رضاخان

یک سال پیش از تقاضای طلاق فوزیه، رضاشاه بر اثر سکته قلبی در ساعت 5 صبح چهارم مرداد 1323 درگذشت. بنا به دلایل مختلف تصمیم گرفته شد جنازه مومیایی شود و به جای ایران به مصر حمل گردد. از روز فوت رضاشاه تا زمان انتقال جنازه او به مصر، 90 روز طول کشید.

در 23 شهریور 1323، دولت مصر موافقت خود را با صدور ویزا و پاسپورت برای سپردن رضاشاه و همراهان آنان که باید جسد را با کشتی به مصر انتقال می‌دادند، اعلام کرد و مراتب توسط سفارت ایران در قاهره به ژوهانسبورگ اطلاع داده شد. بدین ترتیب جنازه رضاشاه مستعفی به صورت مومیایی و به طور موقت در خاک مصر نگهداری شد تا در فرصت مقتضی به ایران انتقال یابد. پس از منتفی شدن انتقال جنازه رضاخان به تهران و انتقال آن به قاهره، مراسم تشییع جنازه رسمی در قاهره به عمل آمد.

برای این مراسم، شمشیر طلای رضاشاه که مرصع به گوهر‌ها و سنگ‌های گران‌بها بود، به قاهره فرستاده شد تا طبق رسوم درباری، پیشاپیش جنازه حمل شود، ولی ملک فاروق این شمشیر گران‌بها را بعد از انجام مراسم تشییع جنازه، به کاخ سلطنتی برد و مراجعات مکرر هیات اعزامی ایران برای پس گرفتن آن بی‌نتیجه ماند. ماجرای ربوده شدن شمشیر مرصع رضاشاه از طرف ملک فاروق، پس از کودتای ضد سلطنتی مصر در سال 1953 در مطبوعات مصر انعکاس یافت، ولی دولت جمهوری مصر نیز مدعی شد که اثری از این شمشیر نیافته است .

 

منبع : پایگاه الكترونیكی تاریخ ایرانی


 

ناگفته های رهبر انقلاب از انقلاب (2)

ناگفته های رهبری از  وصیت نامه شان :مهم‌ترین وصیت من آن است كه دوستان و عزیزان و سروران من، كسانی كه بهترین ساعات زندگی من با آنان و یاد آنان سپری شده است، مرا ببخشند و بحل كنند و این وظیفه را به عهده بگیرند كه مرا از زیر بار حقوق‌الناس رها و آزاد نمایند

در قسمت قبل ناگفته هایی از رهبری را درباره رفراندوم محمدرضا پهلوی و جریان اعلام عزای عمومی  نقل کردیم و در این مطلب به سراغ ناگفته ای دیگر از ایشان دباره وصیت نامه شان بعد زا یورش به فیضیه را منتشر می کنیم

وصیت‌نامه‌ای برای تاریخ

رهبری

از آنجا كه ما در شرایط بحرانی و غیرعادی به سر می‌بردیم و هر لحظه ممكن بود خطری برای ما پیش بیاید، فردای آن روز نشستم و وصیت‌‌نامه خود را نوشتم. تا چند هفته پیش، از این وصیت‌نامه خبری نداشتم، لیكن آقاسیدجعفر آن را برایم آوردند و گفتند كه پسرشان در لابلای كاغذهای قدیمی پیدا كرده است. این اصل وصیت‌نامه است كه در بالای آن نوشته‌ام:

«وصیت‌نامه سیدعلی خامنه‌ای مرقومه لیله یكشنبه 27 شوال 1382» یعنی فردا شب حادثه مدرسه فیضیه نوشته‌ام. متن وصیت‌نامه این است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

«عبدالله علی بن جواد الحسینی الخامنه‌ای غفرالله لهما یشهد ان لااله الاالله وحده لا شریك له و ان محمداً صلی‌الله علیه و آله عبده و رسوله و خاتم‌الانبیاء و ان ابن عمه علی بن ابیطالب علیه‌السلام وصیه سیدالاوصیاء و ان الاحد عشر من اولاده المعصومین صلوات‌الله علیهم الحسن والحسین و علی و محمد و جعفرو موسی و علی و محمد و علی و الحسن و الحجه اوصیائه و خلفائه و امناءالله علی خلقه و ان الموت حق و المعاد حق و الصراط حق و الجنه و النار حق و ان كل ما جاء به النبی صلی‌ الله علیه و آ‌له حق. اللهم هذا ایمانی و هو ودیعتی عندك اسئلك ان تردها الی و تلقیها ایای یوم حاجتی الیها بفضلك و كرمك.

مهم‌ترین وصیت من آن است كه دوستان و عزیزان و سروران من، كسانی كه بهترین ساعات زندگی من با آنان و یاد آنان سپری شده است، مرا ببخشند و بحل كنند و این وظیفه را به عهده بگیرند كه مرا از زیر بار حقوق‌الناس رها و آزاد نمایند. ممكن است خود من نتوانم از همه كسانی كه ذكر سوءشان بر زبانم رفته و یا بدگوئیشان را از كسی شنیده‌ام، حلیّت بطلبم. این كار مهم و ضروری را باید دوستان و رفقای من برای من انجام دهند.

دارایی مالی من در كم هیچ است، ولی كفاف قرض‌های مرا می‌دهد. تفصیل قروض خود را در صفحه جداگانه یادداشت می‌كنم كه از فروش كتب مختصر و ناچیز من ادا شود. هر كسی هم كه مدعی طلبی از من شود، هر چند اسمش در آن صفحه نباشد، قبول كنند و ادا نمایند،... پنج شش سال نماز هر چه زودتر ادا و مرا از رنج این دین الهی راحت كنند (البته یقیناً آن قدر مقروض نبودم، ولی احتیاط كردم). مبلغی به عنوان ردّ مظالم بابت قروض جزئی از یاد رفته به فقرا بدهند.

از همه اعلام و مراجع و طلاب و دوست و آشناها و اقوام و منسوبین من استحلال شود. (چون آن روزها نق و نوق علیه آقایان در جلسات زیاد بود كه چرا فلانی اقدام نكرده، فلانی چرا این حرف را زده و این مطلب را گفته است، لذا خواستم از آقایان اعلام و مراجع حلیت طلب كنند).

و گمان می‌كنم بهترین راه این كار آن است كه عین وصیت‌نامه مرا در مجلسی عمومی كه آشنایان من باشند، قرائت كنند. پدر و مادرم كه در مرگ من از همه بیشتر عزادار هستند، به مفاد حدیث شریف اذا بكیت علی شیء فابك علی‌الحسین، به یاد مصائب اجدادمان از من فراموش نخواهند كرد ان‌شاءالله تعالی.

گویا دیگر كاری ندارم. اللهم اجعل الموت اول راحتی و آخر مصیبتی و اغفرلی و ارحمنی بمحمد و آله الاطهار.

العبد علی الحسینی الخامنه‌ای»

(حالا صورت قرض‌هایم را كه در صفحه جداگانه‌ای نوشته‌ام برایتان می‌خوانم):

«حدود 100 تومان، مقدس‌زاده بزاز (مشهد)

كمتر از 30 تومان، خیاط گنگ (مشهد) 2 یا 3 تومان، عرب خیاط (قم)

مطابق دفتر دین، آقا شیخ حسن بقال كوچه حجتیه (قم) (چون مرتب با او سر و كار داشتیم و نمی‌دانستیم چقدر به او بدهكاریم) گویا چند تومانی

آقای شیخ حسن صانعی (قم) 32 تومان تقریباً

حاج شیخ اكبر هاشمی رفسنجانی (قم) (بیشترین پولی را كه من آن زمان مقروض بودم، به آقای هاشمی بود. چون وضعش نسبتاً خوب بود، از او قرض می‌كردیم.)

مطابق دفتر دین، آقای مروارید كتاب فروش (قم)

مطابق دفتر دین، آقای مصطفوی كتاب فروش (قم)

10 تومان آقای علی حجتی كرمانی

شاید 5 تومان، محمد آقا نانوا نزدیك منزل (مشهد)

 

منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی


 

تولید مثل در گیاهان

اهداف:

تولید مثل در گیاهانآشنایی با انواع تولید مثل در گیاهان

تولید مثل در گیاهانتولید مثل جنسی

تولید مثل در گیاهانتولید مثل غیر جنسی

تولید مثل در گیاهانانواع تولید مثل غیر جنسی

تولید و تکثیر نوعی از خود در گیاهان نیز متدوال است و اساساً با این روش جمعیت ها افزایش می یابد. در سلسله گیاهان نیز این قانون حکم فرماست. گیاهان نیز برای این منظور به روش های جنسی (Sexual) و یا غیر جنسی (Asexael) تکثیر می‌شوند.

تکثیر غیر جنسی در گیاهان

در تولید مثل غیر جنسی، تقسیم سلول بدون کاهش کروموزومی صورت می گیرد. در نتیجه گیاهان تولید شده حاوی اطلاعات ژنتیکی پایه مادر هستند. تقسیم سلولی توسط سلول های غیر جنسی یا (سوماتیک) انجام می‌گیرد.تکثیر رویشی یا غیر جنسی به دو نوع طبیعی و مصنوعی است. ساقه خزنده زیرزمینی و ساقه زیر زمینی هوایی از انواع طبیعی و قلمه زدن و پیوند زدن از انواع مصنوعی این نوع تکثیرمحسوب می شوند.

الف: روش های ازدیاد غیر جنسی گیاهان

قلمه زدن

قلمه قسمتی از گیاه است که معمولاً حاوی جوانه بوده و بعد از جدا کردن از پایه، در محیط کشت ریشه‌دار می‌گردد.قلمه زدن معمولترین روش ازدیاد غیر جنسی بوده که آسان تر و ارزان تر از دیگر روش های غیر جنسی می‌باشد. گیاهان تولید شده از طریق قلمه گیری شبیه پایه مادر و شبیه یکدیگر بوده و در آن ها تفرقه صفات حاصل نمی‌شود. نمونه متدوال این روش گل شمعدانی است.

تولید مثل در گیاهان

خوابانیدن شاخه

در این روش شاخه مورد نظر را قبل از جدا کردن از پایه مادر، در محیط کشت ریشه‌دار نموده، سپس از پایه مادر جدا می‌کنند و به عنوان گیاه جدید مورد استفاده قرار می‌دهند. در شاخه‌هایی که به عنوان وسیله ازدیاد به کار برده می‌شوند، ریشه‌های نابجا حاصل می شود. این روش برای تکثیر گیاه زنبق و ریواس به کار می رود. اما توت فرنگی و تمشک به روش ساقه خزنده هوایی تکثیر می یابند.

تولید مثل در گیاهان   تولید مثل در گیاهان

ساقه خزنده زمینی                                  ساقه خزنده هوایی

پیوند زدن

پیوند عبارت است از اتصال دو قطعه از بافت زنده گیاه بر روی یکدیگر که منجر به تشکیل یک گیاه مستقل می‌گردد. قسمت بالای محل پیوند را پیوندک می‌نامند. پیوندک وظیفه عمل فتوسنتز و تشکیل محصول را به عهده می‌گیرد. پایه بخش پایین محل پیوند است که قسمتی از تنه و سیستم ریشه را به وجود می‌آورد.

از مزایای این روش این است که شما می توانید از دو گیاه که هر کدام دارای ویژگی خاصی هستند برای غلبه بر ضعف گیاه دیگر بکوشید. مثلاً گیاه بادام تلخ نسبت به شرایط محیطیمقاوم تر است لذا کشاورزان در سال اول این گیاه را می کارند وقتی گیاه رشد کرد گیاه بادام شیرین که ضعیف تر است پیوند زده می شود و این سبب می گردد در زمینی که بادام شیرین به سختی رشد می کرد حال شاهد رشد این گیاه باشیم.

تولید مثل در گیاهان

مزایای تکثیر غیر جنسی گیاهان

از مزایای تکثیر غیر جنسی می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

تولید مثل در گیاهانتولید گیاهان یکدست و شبیه پایه مادر

تولید مثل در گیاهانکوتاه کردن دوره نونهالی

تولید مثل در گیاهانازدیاد گیاهان بکربار

تولید مثل در گیاهانکنترل شکل و مراحل رشد و گوناگونی روش های غیر جنسی

معایب ازدیاد غیر جنسی گیاهان

از معایب ازدیاد غیر جنسی پر هزینه بودن و امکان انتقال عوامل بیماریزا توسط این روش می‌باشد.

ب: تکثیر جنسی گیاهان

اکثرا در طبیعت، گیاهان از طریق بذر به ادامه نسل می‌پردازند. هر کدام از بذرها از نظر ژنتیکی ساختار منحصر به فرد خود را دارند که ناشی از آمیختگی والدین می‌باشد. تکثیر جنسی گیاهان شامل ترکیب یاخته‌های جنسی نر و ماده و تشکیل بذر می‌باشد. تکثیر جنسی با نصف شدن و کاهش کروموزومی گامت های نر و ماده، آغاز می‌شود و بعد از لقاح تعداد کروموزوم ها به تعداد اولیه افزایش می‌یابد و با به وجود آمدن ژنوتیپ های جدید همراه است.

شکل ظاهری( فنوتیپ) گیاه و انتقال صفات از نسلی به نسل دیگر توسط ژن ها تعیین می‌شود. بذر تخمک لقاح یافته است و در هنگام جدا شدن از پایه مادر، حاوی جنین، مواد غذایی و پوسته می‌باشد. بذرهایی که از پایه مادر جدا می‌شوند رطوبت آنها کاهش می‌یابد و فعالیت حیاتی آنها در حد پایین می‌باشد.

فعال شدن ماشین متابولیکی جنین موجب جوانه زنی بذر و رویش گیاه جدید می‌شود. جوانه‌زنی شامل پاره شده پوسته بذر، ظاهر شده چند میلی متر از ریشه‌چه می‌باشد.

مزایای ازدیاد جنسی

امکان انبار کردن بذر در شرایط مناسب و کشت آن در سال های بعد، ارزان و اقتصادی بودن ازدیاد توسط بذر، عدم انتقال بیماری های ویروسی توسط بذر، سازگار بودن بذر به شرایط متغیر محیطی، امکان ازدیاد اکثر گیاهان زراعی، تکثیر پایه‌های بذری برای درختان میوه، ازدیاد کلون های اصلاح شده توسط بذر و . . . از مزایای تکثیر جنسی گیاهان محسوب می‌شوند.

ریزازدیادی

این روش شامل تولید گیاه با استفاده از قسمت های بسیار ریز گیاه نظیر بافت ها و یاخته‌ها در شرایط ضد عفونی شده و در محیط کشت مصنوعی با استفاده از سیستم درون شیشه‌ای می‌باشد. این روش را به طور کلی،کشت بافت می‌گویند.

تولید مثل در گیاهان    تولید مثل در گیاهان

 

 

منبع: تبیان