شنبه, 29 مهر 1396 09:59

جستجو در شبکه گسترده

چه کنیم ماشینمان بیشتر عمر کند؟

به گزارش موسسه R. L. Polk خودروها در جاده به طور متوسط 10.8 سال عمر مفید دارند. میانگین سفر در هر سال حدود 24 هزار کیلومتر است. البته ماشین ها و کامیون هایی که این روزها تولید می شوند از نظر مهندسی و مواد کاربردی بسیار بهتر از چند سال قبل هستند. اما با همه اینها برخی دوست دارند استفاده بیشتری از ماشین خود داشته باشند و در ضمن، رینگ و موتور آن نیز قابل اعتماد باشد. برای اینکه  ماشین 400 هزار کیلومتر بیشتر عمر کند راهکارهای ساده ای وجود دارند و با رعایت آنها می توان به نتیجه دلخواه دست پیدا کرد. 


1.    مکانیک خوب پیدا کنید و همیشه پیش او بروید

مکانیک هم مانند پزشک خانوادگی است. رابطه طولانی مدت داشتن با مکانیک به نفع ماشین شما است زیرا او دیگر همه دردهای ماشین را می داند و می داند چه تعمیراتی روی آن انجام شده است. مکانیک های متفرقه بیشماری در سطح شهر وجود دارند اما اگر یک نمایندگی ثابت پیدا کنید بسیار برایتان بهتر است. مکانیک های نمایندگی های برندهای مختلف چون همه روز روی یک برند مشخص کار می کنند، تخصص بیشتری در کار خود دارند. بعلاوه، آنها به قطعات فابریک ماشین دسترسی سریع تر و مطمئن تری نیز دارند. اطلاعاتشان نیز به روز و به لحظه است.

2.    با آرامش رانندگی کنید

هر چه بهتر با ماشین خود رفتار کنید، ماشین بیچاره نیز بیشتر عمر می کند. سعی کنید همه قسمت های ماشین رابه طور دایم چک کنید تا مشکلی نداشته باشد. ترمزها، ساسات و بدنه همه باید در بهترین حالت خود باشند. سعی کنید باآرامش رانندگی کنید و لازم نیست خشم خود از ترافیک را سر ، فرمان، دنده و داشبورد  ماشین خالی کنید.

3.    همیشه روغن ماشین را چک کنید

موتورهای ماشین های مدرن به گونه ای طراحی می شوند که حتما باید روغن های سبک برای آنها استفاده کرد تا کارکرد و مصرف سوخت مناسبی داشته باشند. مالک خودرو باید بداند ماشین او چه موتوری دارد و چه نوع روغنی برای آن مناسب است. اصولا بین 5 هزار تا 11 هزار کیلومتر باید روغن ماشین را عوض کرد. لازم نیست تند به تند روغن را عوض کنید اما فراموش نکنید دیرتر از آنچه کارخانه برایتان مشخص کرده است این کار را انجام ندهید. همیشه وقتی بنزین می زنید روغن را نیز چک کنید تا بالا باشد. فقط اینکه میان هر تعویض روغن می توانید 5 هزار کیلومتر رانندگی کنید، دلیل نمی شود خودرو روغن بیشتری مصرف نکرده باشد.

4.    ماشین را در سایه پارک کنید

تابش های فرابنفش باعث کمرنگ شدن رنگ بدنه، پوسیدگی تودوزی اتومبیل و خراب شدن چراغ های جلوی ماشین می شوند. پلاستیک های اتاق خودرو زیر گرمای آفتاب خشک می شوند. ماشین را همیشه در پارکینگ یا زیر سایه پارک کنید. یا اگر جای پارکی در سایه پیدا نکردید از سایه گیر سراسری برای شیشه جلوی ماشین استفاده کنید. البته همیشه هم ماشین را زیر سایه درختان پارک نکنید زیرا شیره درخت یا فضولات پرندگان نیز باعث خوردگی و از بین رفتن رنگ بدنه می شود.

5.    سیستم خنک کننده ماشین باید خنک بماند

لوله سیستم خنک کننده ماشین، استفاده دشواری دارد. خراب شدن سیستم خنک کننده می تواند منجر به خرابی موتور شود. ساختار آلومینیومی و بسته موتورهای جدید نمی تواند به طور مکرر انبساط‌ بخار آب‌ يا گاز در سيلندر موتور که در نتیجه گرمای بیش از حد است را تاب بیاورند. بنابراین، شلنگ رادیاتور و بخاری را به طور مرتب چک کنید و پس از 240 هزار کیلومتر آنها را تعویض کنید. در این حالت خوب است پمپ آب را نیز عوض کنید. البته آن را در زمان سرویس تسمه تایم انجام دهید.

6.    سرویس تسمه تایم را به موقع انجام دهید

بله، تعویض تسمه تایم هزینه زیادی دارد اما اگر این کار را در موعد خود انجام ندهید می تواند به آسیب های جدی در موتور منجر شود. بهترین زمان برای تعویض تسمه تایم بعد از 160 هزار تا 200 هزار کیلومتر است. از آنچه که تسمه تایم اغلب پمپ خنک کننده را پیش می راند بسیار منطقی است در همین زمان این پمپ را نیز عوض کنید.  

7.    باهوش و با تدبیر باشید

مسافرت های طولانی برای ماشین بهتر است. در سفرهای کوتاه داخل شهری، موتور به اندازه کافی گرم نمی شود تا میعان گاز لازم برای میل لنگ و اگزوز را درست کند. در نتیجه آب در آنها جمع می شود و استهلاک ماشین بالا می رود. مهندسین مکانیک این اتفاق را چرخه غلط می نامند و اعتقاد دارند سفرهای کوتاه داخل شهری باعث کوتاه شدن عمر موتور می شوند. این چرخه باطل برای روغن ماشین به ویژه در هوای سرد بسیار ضرر دارد. اگر ناگزیر به استفاده از ماشین در مسیرهای کوتاه هستید، دست کم مسیرهای بزرگراه و اتوبان را انتخاب کنید تا دمای ماشین به اندازه لازم برسد.

8.    گرم کردن ماشین پیش از حرکت

در زمستان بسیار خوب است پیش از حرکت، اجازه دهید کمی موتور گرم شود. این کار باعث می شود تا روغن در موتور و ترمزها به دمای لازم برسد. یک دقیقه برای این منظور کافی است. بیشتر از این زمان فقط باعث سوخت بیهوده بنزین می شود. در هواهای بسیار سرد – صفر درجه و زیر صفر درجه – اگر سفر شما واجب نبود از آن چشم پوشی کنید. استارت در این هوا برای موتور و باتری سخت است؛ گریس سفت می شود و لوله و شلنگ ها یخ می زنند.


 

mashin



9.    تمیز نگه داشتن خودرو

فضولات پرندگان و شیره درختان باعث از بین رفتن رنگ بدنه می شود. گل و خاک باقی مانده در گلگیرها نیز رطوبت را در خود نگه می دارند و موجب پوسیدگی می شوند. نمک جاده نیز از دیگر دشمنان اصلی خودرو است. اگر از زنجیر چرخ در زمستان استفاده می کنید حتما نمک های موجود را از تایر و رینگ بشویید. ماشین را زیر آفتاب مستقیم یا هنگامی که هنوز گرم است، نشویید. 

10.    بنزین خوب بزنید

همیشه سعی کنید بنزین خوب به ماشین بزنید. برخی از پمپ های بنزین، بنزین خوبی ندارند و باید با دقت این مساله را تشخیص دهید. هر چند وقت یکبار بد نیست بنزین خالص و سوپر بزنید.

11.    جنس تودوزی باید خوب باشد

صندلی ها و تودوزی ماشین نیز بخشی از کیفیت و عمر خودرو را تشکیل می دهند. کاورهای قابل تعویض صندلی ها را می توان  به راحتی تعویض کرد و شست. به طور مثال، اگر قهوه، چای یا سس روی صندلی بریزد دیگر نگرانی برای کثیف ماندن آنها وجود ندارد. شاید روکش چرم شیک و باکلاس به نظر برسد اما باید خیلی بیشتر از روکش های معمولی مراقب آنها باشید. کفی های فابریک ماشین را نیز می توانید با انواع بسیار ضخیم که می توانند آب و کثیفی را بیشتر در خود نگه دارند، تعویض کنید.

12.    علایم و چراغ های داشبورد را نادیده نگیرید

وقتی چراغی شبیه موتور روشن می شود یعنی مشکلی در موتور ایجاد شده است که باید به آن رسیدگی کنید. یا چراغ روغن به شما گوشزد می کند باید آن را تعویض کنید. به این علامت ها بی توجه نباشید.



 

شهید بهشتی از دیدگاه امام(ره) و رهبر انقلاب

حضرت امام خميني رهبر انقلاب بزرگي است كه نظام 2500 ساله شاهنشاهي را سرنگون ساخت و حكومتي مستقل و ازاد و به دور از سلطه استعمار خارجي و استبداد داخلي در ايران بنيان نهاد.

امام خميني در اين نهضت تاريخ‌ساز و بي‌نظير خويش، از یارانی خالص، وفادار، مبارز، از جان گذشته و آماده براي همه گونه فداكاري و ايثار تا مرز شهادت بهره‌ مي‌برد، و شهيد مظلوم آيت‌الله بهشتي يكي از اين یاران انقلابي و سخت كوش بود كه سرانجام در مسير تحقق آرمان‌هاي الهي امام خميني به فوز عظيم شهادت نائل آمد. بي‌ترديد، زيباترين و كامل‌ترين عبارات و تعابير در وصف شخصيت اين شهيد والا مقام را بايد از حضرت امام خميني شنيد.

* دست آمريكا از آستين اين خائن‌ها بيرون آمد و يك همچو جنايتي به مسلمين وارد كردند و كساني (را) كه جز به مصلحت مسلمين انديشه نمي‌كردند، از وكلاي مجلس و از دولت، وزرايي كه بسيار ارزشمند بودند، وكلايي كه ارزشمند بودند و از قوه قضائيه هم مثل آقاي بهشتي، كه از اول شكل گرفتن جمهوري اسلامي مورد هدف بود، (به شهادت رساندند) شما شاهد بوديد كه تمام اين ارگانهاي اسلامي مورد هدف بودند، مجلس مورد هدف بود، مجلس خبرگان وقتي كه ديدند بسياري از آنها، اكثر از آنها علما هستند، مورد هدف واقع شد، مجلس شورا وقتي ديدند كه اكثريت اشخاص متعهد وبسياري از آنها از علما هستند، مورد هدف واقع شد، قوه قضائيه وقتي كه ديدند بدست اشخاص دانشمند متعهد فعال واقع شد، مورد هدف واقع شدند.

اين يك جرياني بود و هست. الان ما بسياري از دوستانمان و علاقه‌مندان به اسلام را از دست داده‌ايم، لكن من به ملت ايران تهنيت عرض مي‌كنم كه چنين فرزنداني را تحويل جامعه داد و در پيشگاه خداي تبارك و تعالي فرستاد و باز هم ايستاده است و خم به ابرو نياورده.

ما هر روز در جبهه‌هاي فرزندان بسيار عزيزي كه براي حفظ اين كشور و حفظ اين جمهوري اسلامي كوشش مي‌كنندو به دفاع از كشور اسلامي قائم هستند و شب و روز خودشان را نمي‌شناسند و ارتش دلاور ايران و سپاه پاسداران عزيز و بسيج عمومي و عشاير كشورمان و اهالي عزيز آن سامان تمام مجهز هستند و ايستاده‌اند و ابدا راجع به اين مسائلي كه در پشت جبهه واقع مي‌شود يا در خود جبهه واقع مي‌شود، اهميتي به آن نمي‌دهند كه دست از كارشان بردارند. همه منسجمتر مي‌شوند، قويتر مي‌شوند و همه مستعد اين هستند كه اين كاروان را به آخر برسانند واين درخت ثمر بخش اسلام را به ثمره خودش برسانند.

البته يك ملتي كه مي‌خواهد در مقابل همه قدرتها بايستد، نمي‌خواهد سازش كند با بلوك غرب و نمي‌خواهد سازش كند با بلوك شرق...، مي‌خواهد صراط مستقيم انسانيت و اسلاميت را پيش بگيرد، بايد مهيا بشود از براي اينكه همه پيشامدهايي كه پيش آمده است و پيش خواهد آمد. ما نبايد گمان بكنيم كه پيشامدها تمام شد. مادست اين ابرقدرتها را از مخازن خودمان و تسلط‌شان را از كشور خودمان كوتاه كرده‌ايم و آنها ساكت نمي‌نشينند.

و ما بايد توجه داشته باشيم و با كمال قدرت، اتكال به يك قدرت غير متناهي - و آن قدرت الهي است - (داشته باشيم.) وقتي كه ما پشتوانه‌مان قدرت الهي است و پشتوانه مان اسلام است و مقصدمان حق است، براي چي در اين مصائب سست بشويم، وقتي كه ما راه خودمان را يافته‌ايم ملت راه خودش را يافته است و آن راه را دارد با كمال جديت و قدرت تعقيب مي‌كند.

 البته راه حق دشواريها دارد، راه حق ناگواري‌ها دارد، لكن آن كه اهل حق است و راه حق را مي‌خواهد برود، آن نبايد هيچ تصور اين را بكند كه كوچكترين سستي را به خودش راه بدهد و بايد با كمال قدرت به پيش برود. (صحيفه امام، ج 15، ص 6 و 7)

* اين جريان در كار بود كه مردم را از شما جدا كند... اين آقاي بهشتي مسلمان، متعهد، مجتهد، اين چه كرده بود كه تو تا كسي مي‌نشستي، مي‌ديدي كه دو نفر آدم به هم مي‌رسند يك حرفشان فحش به اوست؟!

تو اجتماعات، يك دسته‌‌اي مرگ بركي،"طالقاني را تو كشتي"(مي‌گفتند.) خوب، شما ببينيد چه ظلمي (بود) به يك همچو موجود فعالي، كه مثل يك ملت بود براي اين ملت ما. با چه حيله‌هايي اين را مي‌خواستند بيرون كنند. خوب، حالا رفته است كنار، ولي اينها بدانند كه با رفتن اين و آن و آن و آن، خير، مسائل‌شان حل نمي‌شود، مردم بيشتر مي‌فهمند كه شما چه كاره بوديد و مي‌خواستيد چه بكنيد.

اين تكليف آقايان است كه راجع به مسائل اسلامي، كه پيش مي‌آيد، چه وكيل بخواهيد تعيين كنيدو چه- عرض بكنم كه - رئيس‌جمهور بخواهيد تعيين كنيد، بايد در صحنه باشيد، عذري نداريم كه برويد كه برويد كنار بنشينيد. البته اشخاصي پيدا مي‌شوند كه با گفته‌هاي خودشان، نوشته‌هاي خودشان مي‌خواهند شما را نگذارند وارد بشويد. آنها مي‌‌خواهند كه اشخاصي را تعيين بكنند كه بعدها ما گرفتار بشويم. شماها بايد وارد باشيد. (صحيفه امام، ج 15، ص 18)

* من اين ضايعه بزرگ را به ملت ايران و شما آقايان كه نزديك بوديد با آقاي بهشتي و مطلع بوديد از افراد ديگري كه شهيد شدند، به همه شما آقايان و ملتمان تسليت عرض مي‌كنم. بناي دشمنان شما بر اين است كه افرادي كه لياقتشان بيشتر است بيشتر مورد حمله قرار بگيرند.

آنها افرادي را هدف قرار مي‌دهند كه از آنها خوف دارند كه مبادا يك وقتي به آنها صدمه بزنند. و اين را من كرارا گفته‌ام كه مرحوم آقاي بهشتي در اين مملكت مظلوم زيست. تمام مخالفين اسلام و مخالفين اين كشور حمله مستقيم‌شان را به ايشان و بعضي دوستان ايشان كردند.

كسي را كه من بيشتر از بيست سال مي‌شناختم و روحياتش را مطلع بودم و مي‌دانستم چه جور مرد صالحي و مرد به درد بخوري براي اين كشور است، مخالفين او را در كوچه و بازار و محله و صحبتهايي كه همه مي‌كردند، آن طور جلوه دادند.

يك مرد صالحي را به صورت يك ديكتاتور در آوردند! و شما بايد مهيا(ي) اين جور مسائل باشيد، يعني، كشوري كه نهضت كرده براي آزاد شدن و براي مستقل بودن و براي اينكه وابسته نباشد به هيچ قدرتي از شرق و غرب، بايد خودش را مهيا كند براي توابعي كه پيش مي‌آيد. يا بايد انسان تن در بدهد به همه ذلتها و به همه زير بار بودنها و تحت سلطه بودنها و يا اگر بخواهد مستقل باشد، بايد عوارض و لوازمش را بپذيرد. (صحيفه امام، ج 14، ص 515)

* اين پيشامد براي همه ملت ما ناگوار بود و يك اشخاصي كه براي خدمت خودشان را حاضر كرده بودند و خدمتگزار اين كشور بودند، اشخاصي بودند كه آن قدري كه من از آنها مي‌شناسم از ابرار بوده‌اند، از اشخاص متعهد بوده‌اند كه در رأس آنها مرحوم شهيد بهشتي است.

ايشان را من بيست سال بيشتر مي‌شناختم. مراتب فضل ايشان و مراتب تفكر ايشان و مراتب تعهد ايشان بر من معلوم بود. و آنچه كه من راجع به ايشان متاثر هستم، شهادت ايشان در مقابل او ناچيز است و آن مظلوميت ايشان در اين كشور بود.

مخالفين انقلاب، افرادي [را] كه بيشتر متعهدند، موثرتر در انقلاب‌اند، آنها را بيشتر مورد هدف قرار داده‌اند. ايشان مورد هدف اجانب و وابستگان به آنها در طول زندگي بود. تهمت ها، تهمت هاي ناگوار به ايشان مي‌زدند! ا

ز آقاي بهشتي اينها مي‌خواستند موجود ستمكار ديكتاتور معرفي كنند، در صورتي كه من بيش از بيست سال ايشان را مي‌شناختم و بر خلاف آنچه اين بي‌انصافها در سرتاسر كشور تبليغ كردند و"مرگ بر بهشتي"گفتند،‌ من او را يك فرد متعهد، مجتهد، متعهد، متدين، علاقه‌مند به اسلام و به درد بخور براي جامعه خودمان مي‌دانستم.

و شما گمان نكنيد كه اين آقايان كه وارد شدند در اين شغلهاي دولتي،‌ اينها يك اشخاصي بودند يا هستند كه راهي براي استفاده جز اين مقام ندارند، اينها هر كدام اشخاص متعهدي بودند كه در پيش مردم مقام داشتند، در پيش روحانيت مقام بزرگ داشتند، و اين طور نبود كه واخورده باشند كه بخواهند بيايند اينجا انحصار طلب باشند.

خدا انصاف بدهد به آنهايي كه انحصار طلب بودند و مي‌خواستند بهشتي و خامنه‌اي و رفسنجاني و امثال اينها را از صحنه خارج كنند. اينها رفتند به آقاي بهشتي و اين جمعي كه در اين واقعه [...]، در اين واقعه فجيع [كه] به دست عمال امريكا و به دست اشخاصي كه كسي [كه]"شناخت"آنها را خوانده باشد، مي‌داند كه به هيچ يك از اصول اسلامي اعتقاد نداشتند، [درست شده بود،] به دست اينها شهيد شدند و به درگاه خدا شتافتند و نحن ان شاءالله بهم لاحقون. (صحيفه امام، ج 14، ص 518 و 519)

* مسائل امريكاست و اسلام، جريان، جريان امريكايي در مقابل اسلام. از همان اول،‌ از همان وقتي كه احساس اين شد كه شاه بايد برود، از همان وقت بختيار مي‌آيد و بختيار از يك گروه ملي‌گرا. من‌باب احتياط هم آنها مي‌گويند كه ديگر او از حزب ما و از جبهه نيست. اين احتياطي بود كه كردند كه اگر او كنار رفت، باز جبهه‌اي در كار باشد. از همان وقت كه ديگر اساس سلطنت سست شد، اين جريان در كار افتاد. همان وقت كه من در پاريس بودم اين جريان شروع شد.

همان وقت هم مي‌خواستند كه شاه را نگه دارند، به اسم اينكه او سلطنت كند نه حكومت، با اين اسم مي‌خواستند حفظش كنند و از همان وقت هم مي‌خواستند كه بختيار را بياورند و با ما آشتي بدهند، ماكانه نزاعمان با بختيار بود از اين جريان. از اول يك جرياني منسجم شده و برنامه‌ريزي شده در كار بود و ما درست توجه به آن نداشتيم. كم‌كم هي مطالب معلوم شد، كم‌كم خودشان را لو دادند و رسيد به اينجا كه من هر چه جديت كردم كه نرسد به اينجا، رسيد.

نه از باب اينكه به اينها اعتمادي داشتم، از جهات ديگري كه به خود آقايان گفتم. حالا رسيده جريان به اينجا كه از حفظ شاه و بعدش بختيار و بعدش شوراي سلطنتي و بعدش اصل جمهوري اسلامي كه با آن مخالفت مي‌شد و بعدش مجلس خبرگان و بعدش مجلس شوراي اسلامي و بعدش دولت و بعدش قوه قضايي كه با همه مخالفت مي‌شد.

نه از باب اينكه با رجايي و بهشتي و هاشمي و امام جمعه تهران مخالفتي داشتند، چه مخالفتي؟ يك جرياني بود كه بايد افراد متعهد نباشد. اگر شد آنها را از صحنه بيرون كنند و منعزل كنند از مردم... شايعه سازي كنند كه حتي اين اجناسي كه براي جنگزده‌ها مي‌خواهند ببرند اين مي‌رود تو جيب آقاي بهشتي و آقاي خامنه‌اي و آقاي كذا، آقاي هاشمي.

هر جنايتي كه در ايران به دست خود آنها واقع مي‌شد به مردم مي‌گفتند كه اينها كردند. اين يك جرياني بود و هست كه مي‌خواهند اين كشور را با آن جريان بكشند به طرف امريكا. خوب اگر به طرف امريكا كشاندند شوروي هم شريك است... (صحيفه امام،‌ج 15، ص 24 و 25)

* شما تا توانستيد به فرزندان اسلام چون شهيد بهشتي و شهداي عزيز مجلس و كابينه با حربه ناسزا و تهمت‌هاي ناجوانمردانه حمله كرديد كه آنها را از ملت جدا كنيد و اكنون كه آن حربه از كار افتاد وكوس رسوائي همه‌تان بر سر بازارها زده شد،‌ در سوراخ‌ها خزيده و دست به جناياتي ابلهانه زده‌ايد كه به خيال خام خود ملت شهيد‌پرور فداكار را با اين اعمال وحشيانه بترسانيد و نمي‌دانيد كه در قاموس شهادت واژه وحشت نيست.

 اكنون اسلام به اين شهيدان و شهيدپروران افتخار مي‌كند و با سرافرازي همه مردم را دعوت به پايداري مي‌نمايد و ما مصمم هستيم كه روزي رخش ببينيم و اين جان كه از اوست تسليم وي كنيم.

ملت ايران در اين فاجعه بزرگ 72 تن بيگناه به عدد شهداي كربلا از دست داد. ملت ايران سرافراز است كه مرداني را به جامعه تقديم مي‌كند كه خود را وقف خدمت به اسلام و مسلمين كرده بودند و دشمنان خلق گروهي را شهيد نمودند كه براي مشورت در مصالح كشور گردهم آمده بودند. ملت عزيز! اين كوردلان مدعي مجاهدت براي خلق گروهي را از خلق گرفتند كه از خدمتگزاران فعال و صديق خلق بودند.

گيرم كه شما با شهيد بهشتي كه مظلوم زيست و مظلوم مرد و خار در چشم دشمنان اسلام و خصوص شما بود دشمني سرسختانه داشتيد،‌ با بيش از 70 نفر بيگناه كه بسياريشان از بهترين خدمتگزاران خلق و مخالف سرسخت با دشمنان كشور و ملت بودند چه دشمني داشتيد؟ جز آنكه شما با اسم خلق از دشمنان خلق و راه صاف‌كنان چپاولگران شرق و غرب مي‌باشيد.

* من كرارا گفته‌ام كه مرحوم آقاي بهشتي در اين مملكت مظلوم زيست.

* آنچه من راجع به آقاي بهشتي متاثر هستم، شهادت ايشان در مقابل او ناچيز است و آن مظلوميت ايشان در اين كشور بود.

* خدا انصاف بدهد به آنهايي كه انحصارطلب بودند و مي‌خواستند بهشتي و خامنه‌اي و رفسنجاني و امثال اين‌ها را از صحنه خارج كنند.

* مسائل آمريكاست و اسلام. جريان، جريان آمريكايي در مقابل اسلام... يك جرياني بود كه افراد متعهد نباشند، آنها را از صحنه بيرون كنند و منعزل كنند از مردم.

ديدگاه رهبر معظم انقلاب  درباره شخصيت شهيد مظلوم آيت‌الله بهشتي

شهيد بهشتي با اينكه از لحاظ علمي يك شخصيت برجسته‏اي بود آنچنانكه در حد مقام علمي ايشان بود شناخته نشدند اما بايد بگويم كه ناشناخته ماندن جنبه علمي شهيد بهشتي در ميان عامه مردم بدليل آن بوده است كه جنبه ‏هاي سياسي، بقيه ابعاد شخصيت ايشان را تحت‏الشعاع قرار داده بود و ايشان را در درجه اول بعنوان يك سياستمدار مجرب ميشناختند.

هميشه اينطور است كه يك جنبه برجسته در شخصيت چند بعدي يك انسان در آن محيطي كه آن جنبه بيشتر رواج دارد ساير جنبه‏ها را تحت‏الشعاع قرار ميدهد. شما در محيط‏هاي پزشكي دنيا اگر برويد، مشكل است كه ثابت كنيد ابن سينا يك فيلسوف الهي هم بوده است.

در محيطهاي فلسفي هم مشكل است كه بياد آوريد ابن سينا طبيبي بوده كه با قاروره و خون و نبض و امراض هم سر و كار داشته است. علت اين امر آن است كه در آن محيطها، آن بعد از شخصيت چند بعدي اين آدم آنقدر بزرگ است كه اجازه نميدهد به ياد بقيه ابعاد باشند.

شهيد بهشتي همينجور بود. بي‏شك اگر در بين دوستان فرهنگي قديمي شهيد بهشتي برويد و با آنها صحبت كنيد، درست يادشان نمي‏آيد كه ايشان رئيس ديوان عالي كشور بوده و سررشته قضا در يك برهه‏اي دست ايشان بوده است.

براي اين عده مشكل است كه بعد قضائي شخصيت شهيد بهشتي را تصور كنند. چون بعد فرهنگي او با همان عظمت در ذهن آنها مجسم است. تنها كساني همه ابعاد زندگي اين شخصيت بزرگ ما را بياد مي‏آورند كه در هر برهه‏اي از زمان با بخشي از وجود او و بعدي از ابعاد شخصيت او سر و كار داشته‏اند.

دوستان نزديك ايشان غالباً از اين گروهند، دوره علمي ايشان را ديده‏اند، دوره سياسي‏شان را ديده‏اند، دوره مديريت‏شان را ديده‏اند، دوره جنگ و گريزشان با دستگاه طاغوت را ديده‏اند. همه اين دوره‏ها را شهيد بهشتي داشتند كه ما از نزديك شاهد بوديم و من خودم يكي از آن كساني هستم كه تصورم اين است كه بيشتر ابعاد شخصيت شهيد بهشتي را ميدانم اما در عين حال اگر به من بگويند كه شخصيت ايشان را توصيف كنم يقين دارم كه نمي‏توانم توصيف كنم، علتش هم اين است كه شهيد بهشتي به معناي حقيقي كلمه يكي از شخصيتهاي ما بود.

من بارها اين را به دوستان نزديكمان، بعد از شهادت آقاي بهشتي مي‏گفتم كه ايشان از جمله آن شخصيت‏هائي بود كه از عادي بالاتر بود، ما در بين شخصيت‏هاي جهاني و انقلابي افرادي رامي‏بينيم كه آدمهاي خيلي خوب وكارآمدي هستند اما آدمهاي عادي هستند و جنبه فوق‏العاده و برجسته‏اي در آنها نيست.

ما اگر بخواهيم مثالي براي يك شخصيت فوق‏العاده كه جنبه برجسته‏اي داشته باشد بزنيم بايد از امام خميني نام ببريم كه نمونه عالي آن شخصيت برجسته است يعني همه چيز در او فراتر از معمول شخصيت‏هاست. شهيد بهشتي از آن جمله كساني بودند كه در او يك چيزي فراتر از شخصيت‏هاي عادي و معمولي آدمها وجود داشت و اين را ما در او مشاهده مي‏كرديم. شخصيت‏هاي جهاني دنيا هم كه ايشان را ديده بودند چنين احساسي را داشتند.

البته افراد معدودي از شخصيتهاي برجسته در زمان ايشان به ايران آمدند اما همانها كه آمدند تحت تأثير ايشان قرار گرفتند و بعد هم به ما اظهار ميكردند. بهر حال شهيدبهشتي يك چنين شخصيتي بود. به اين جهت بود كه ابعاد فراوان شخصيت ايشان را حتي كساني كه دوستان نزديكش بودند نمي‏توانند جمع‏بندي كنند، لااقل من نمي‏توانم اينكار را بكنم.

اما در مورد جنبه‏هاي علمي شهيد بهشتي، اولاً ايشان در فقه يك شخص برجسته‏اي بودند و تحصيلات عاليه و بسيار خوبي در قم داشتند. ميدانيد كه درس مرحوم داماد در فقه درسي بود كه اگر چه از لحاظ كميت تعداد كساني كه در درس ايشان شركت مي‏كردند زياد نبودند، اما غالباً فضلاي ممتاز در درس مرحوم داماد حضور داشتند.

البته بعضي از آنها مختص درس ايشان بودند و بعضي ديگر درس ايشان را مي‏رفتند و در درسهاي ديگر مثل درس امام هم شركت ميكردند. اما يك مجموعه سطح بالاي علمي و خوب در درس مرحوم داماد جمع ميشدند كه يكي از برجسته‏ترين شاگردهاي درس فقه مرحوم امام، شهيد بهشتي بودند.

من وقتي در سال 37 به قم رفتم. آقاي بهشتي يكي از فضلاي معروف قم بودند. يعني ايشان در آن وقت مدرس سطح بودند و ظاهراً سطوح عاليه را درس ميدادند و طلبه‏هائي را ميشناختم كه به درس شهيدبهشتي مي‏رفتند. از جمله بعضي از فرزندان مرحوم داماد هم بودند كه در درس مرحوم بهشتي حاضر ميشدند و ايشان استادزاده‏هاي خودش را تربيت مي‏كرد. اين از لحاظ فقهي كه خود اين حاكي از اين است كه شهيد بهشتي يك شخصيت بالائي بود.

بعدها هم ما در مسائل و جريانات مختلف و در بحثهائي كه در طول دوران مبارزه پيش مي‏آمد و هر جا كه صحبت به مباحث فقهي كشيده ميشد، آثار همان فكر باز و قوي را در شهيد بهشتي ميديديم. ايشان با مسائل كاملاً پخته و آشنا برخورد ميكردند.

با اينكه سالها بود كه ايشان كارهاي تخصصي فقهي مثل يك آدم مشغول به فقه كه دائماً كتب فقهي مطالعه مي‏كنند نداشتند. بقول ما طلبه‏ها نسبت به فقه تارك بودند، در عين حال هميشه حاذق و مسلط به كليات مسائل بودند و آن فكر روشن و باز ايشان كار خودش را ميكرد و راهگشائي ميكرد.

در زمينه فلسفه هم اينجور بود.من در سال اول يا دومي بود كه اطلاع پيدا كردم مرحوم طباطبائي جلساتي دارند كه شبهاي پنج‏شنبه و جمعه عده‏اي از فضلا در آن شركت مي‏كنند و علامه مباحث فلسفي را در آن جلسه در سطح بالائي مطرح مي‏كردند اين همان جلسه‏اي بود كه به تدوين كتب اصول فلسفي منتهي شد و تقريباً از سال 34 شروع شده بود.

اين موضوع را كه بنده ميگويم مربوط به سال 39 است كه در آن جلسات شركت ميكردم. در آن سالها من تصادفاً با آن جلسه ارتباط پيدا كردم و آشنا شدم و چند جلسه هم شركت كردم بعدها البته مدت چند ماه به آن جلسه مي‏رفتم اما در آغاز ورودم به قم تصادفاً با اين جلسه مرتبط شدم. در آن جلسه هم آن كسي كه حرف ميزد و با استاد بحث ميكرد مرحوم بهشتي بود.

يعني در آن جلسه كه چهره‏هاي خوب و فاضل امروز كه ميشناسيم و به فلسفه معروفند شركت داشتند، سخنگوي اول، و اشكال كننده اول، آقاي بهشتي بود. بقول ما طلبه‏ها مستشكلين غالباً فضلاي برتر و صاحبان ذهنهاي فعال بودند و آقاي بهشتي بيشترين اشكال را مي‏كرد و بيشترين حرف را مي‏زد و با استاد بحث مي‏كرد. استاد هم به ايشان كمال اهتمام و توجه را مي‏كرد.

بعدها هم در مباحث فلسفي كه كاملاً آشكار بود كه مرحوم بهشتي يك چهره برجسته‏اي است. منتهي در طول اين چند سالي كه بعد از سالهاي 42 پيش آمد و فعاليتهايي كه بود، كارهاي فقهي و فلسفي و به اصطلاح حوزه‏اي و علمي ايشان تحت‏الشعاع كارهاي بنياني و عميقي قرار گرفت كه ايشان در پيش گرفته بود، بهر حال ايشان در علوم فقهي و فلسفي متبحر بودند و در طول سالهاي مبارزه به شيوه‏اي ديگر و با استفاده از مايه‏هائي كه ايشان از حوزه بطور خوب و بالا بدست آورده بودند تبحر خود را نشان دادند. مطمئناً اگر ايشان در حوزه ميماندند يكي از مراجع تقليد مسلم زمان ميشدند.

* مرحوم شهيد بهشتي اهل كار تحقيقاتي بود، منتهي سمت كار تحقيقي‏اش يك سمت مبارزه‏اي وانقلابي بود. به اين معنا كه ايشان آدمي بود كه از دوران نهضت ملي وارد مبارزه شده بود. يعني از سنين جواني و حتي نوجواني و از سالهاي 27، 28 اينطور كه خودشان نقل مي‏كردند وارد مسائل مبارزه شدند و با انگيزه‏ها و حركتهاي سياسي آشنا شدند، بعد به قم آمده و دنباله درسشان را ادامه دادند، اما آن فكر سياسي و جهت‏گيري‏هاي سياسي از ذهن ايشان نرفته بود.

ايشان ناگهان درسالهاي 38 و39 در قم به اين فكر مي‏افتد كه اگر بخواهيم مبارزه سياسي كنيم با چه هدفي بايد باشد و با چه وسيله‏اي مبارزه صورت بگيرد؟ بايد توجه كرد كه اصولاً روح كارهاي تحقيقاتي شهيد بهشتي اينگونه بود. هدف تشكيل يك جامعه آرماني و ايده‏آل بود، ولي آن جامعه با چه كسي مي‏خواهد آنرا اداره كند و بگرداند.

 در اين جا بود كه شهيد بهشتي متوجه نياز يك نيروي انساني كارآمد شد. اما اينكه با چه ابزار و هدايتي مي‏خواهد حركت كند، مسلم بود كه باهدايت ايدئولوژي اسلامي و در اينجا بود كه متوجه افكار اصولي و بنياني اسلامي شده بود.

تحقيقات ايشان براي اين بود كه آن تفكر اصولي اسلامي بتواند مبارزه را از آغاز تا پيروزي هدايت كند و بعد از اين پيروزي بناي نوين جامعه را پي‏ريزي كند.

* آدمي كه مورد اعتماد افراد باشد و مورد مشورت افراد قرار بگيرد و هم اينكه به كارهاي جاري بپردازد لازم است كه نيروي فراواني صرف كند و طبعاً خيلي زود خسته مي‏شود. اما شهيد بهشتي هيچوقت خسته نمي‏شد.

 در مدرسه رفاه، در صندوقهاي قرض‏الحسنه، دفتر نشر، چاپ كتب مختلف، در كار ما همكاري داشتند، در كار دوستان مؤتلفه شركت داشت، در امور اقتصادي سازمانهاي اسلامي حل و فصل اختلافات، و بسياري از كارهاي ديگر از جمله اشتغالات ذهني و جسمي ايشان بود، ولي با اين وجود هيچوقت كسي نديد كه آقاي بهشتي از خستگي گله كرده باشد، بطور كلي آقاي بهشتي فردي اعجاب‏انگيز بود و توانائي‏هاي وافري داشت.

شهيد بهشتي مجموعه‏اي از خصلتهاي پسنديده و نيك بود و من شخصاً خودم تابحال فردي مثل آقاي بهشتي در گذشته و در حال نديده‏ام، شهادت آقاي بهشتي واقعاً مكمل شخصيت ايشان بود و مرگ طبيعي مسلماً براي ايشان ناچيز بود. وقتي آقاي بهشتي زنده بودند از همه توان و ظرفيت خودشان براي اعتلاي اسلام استفاده كردند و شهادتشان هم به همينگونه براي اعتلاي اسلام مؤثر شد. البته ما از شهادت ايشان بسيار متأسف شديم و ايشان را در زماني كه ما بيشترين احتياج را به وجودشان داشتيم از ما گرفتند.

ولي مرگ حماسي آقاي بهشتي مسلماً خسراني براي عالم اسلام نخواهد بود، چرا كه گوهر گرانقدر وجود ايشان در راه اسلام خرج شد و هرگز گم و تلف نشد. اگر بالاتر بگوئيم شخصيت و حيثيت آقاي بهشتي در پيشگاه الهي براي انقلاب ما ذخيره شد و ما مي‏توانيم براي هميشه بگوييم كه چنين فردي داشته‏ايم و انقلاب ما با وجود چنين انسانهايي شكل گرفته است.(منبع: جاودانه تاريخ، ج 1، بخش مصاحبه با رهبر معظم انقلاب، صفحات 30 تا 36) و ص 51، از انتشارات روزنامه جمهوري اسلامي)

* شهيد بهشتي از جمله كساني بودند كه در او يك چيزي فراتر از شخصيت‌هاي عادي و معمولي آدم‌ها وجود داشت و اين را ما در او مشاهده مي‌كرديم. شخصيت‌هاي جهاني دنيا هم كه ايشان را ديده بودند چنين احساسي را داشتند.

* تحقيقات شهيد بهشتي براي اين بود كه آن تفكر اصولي اسلامي بتواند مبارزه را از آغاز تا پيروزي هدايت كند و بعد از پيروزي، بناي نوين جامعه را پي ريزي كند.

* شهيد بهشتي فردي اعجاب انگيز بود و توانايي‌هاي وافري داشت. من تا به حال فردي مثل آقاي بهشتي در گذشته و حال نديده‌ام
* گوهر گرانقدر وجود شهيد بهشتي در راه اسلام خرج شد و هرگز گم و تلف نشد.


منبع: باشگاه خبرنگاران جوان


 

چرا پشه بعضی‌ها را بیشتر نیش می‌زند؟

شما هم می دانید که پشه ها بیشتر جذب برخی افراد می شوند و به نظر می رسد قسمت هایی از بدن را بیشتر دوست دارند، اما آیا می دانید چرا این گونه است؟ این موضوع یکی از وسیع ترین تحقیقات در سال های اخیر بوده است.


نیش زدن پشه

بر طبق تحقیقات، هر نوع پشه، به یک چیز جذب می شود، برای مثال برخی پشه ها ممکن است جذب خون انسان شوند، در حالی که برخی دیگر تنها جذب خون حیوانات می شوند.

در متن زیر برخی از مواردی که پشه ها را جذب می کنند، نام می بریم:

1- دی اکسید کربن

دی اکسید کربن یکی از مهم ترین گازهای جذب کننده پشه ها می باشد و آنها می توانند بوی این گاز را از فاصله چهار و نیم متری احساس کنند.

از آنجا که انسان با هر تنفس، مقداری دی اکسید کربن از بدن خارج می کند، پس تقریبا غیرممکن است پشه ها جذب انسان نشوند!

هنگامی که یک پشه ماده، بوی دی اکسید کربن را احساس می کند، به صورت مارپیچی پرواز می کند تا خود را به منبع این بو برساند.

پس با این توصیف، وقتی یک خانم باردار مقدار دی اکسید کربن بیشتری را دفع می کند، پس پشه ها بیشتر جذب او می شوند.

2- تحرک بدنی

پشه ها بیشتر جذب افراد دارای تحرک بدنی می شوند تا افراد کم تحرک.

اگر یک فعالیت ورزشی انجام دهید، افزایش بازدم، تحرک، عرق کردن و گرمای بدن باعث جذب بیشتر پشه ها به سوی شما می گردد.

3- گروه خونی

پشه ها بیشتر جذب افراد با گروه خونی O می شوند.

پشه بیشتر جذب گروه خونی فرد می شود تا بوی او.

اما این را باید گفت که هر دوی این ویژگی ها توسط یک ژن منتقل می شود، پس نمی توان با این گونه پشه ها مبارزه کرد. 

4- بوی پا

یکی از بوهای جذاب برای پشه ها، بوی عرق پا می باشد.

هنگامی که دی اکسید کربن با بوی پا ترکیب می شود، بسیاری از پشه ها را جذب خود می کند و بسیاری از بیماری ها نیز با همین پشه ها منتقل می شوند.


نکات لازم هنگام استفاده از مواد دورکننده حشرات

- معمولا مواد دافع حشرات، برای مدت 1 تا 5 ساعت موثرند و این بستگی به چندین عامل دارد، از جمله: نوع پشه، میزان تعریق فرد و مقدار سایش و خارش پوست.

- اسپری و مواد دافع حشرات را نباید روی چشم ها، بینی، لب، محل بریدگی و یا زخم پوستی، پوست آفتاب سوخته و نیز پوست حساس استفاده کنید و دور از این قسمت ها اسپری کنید و یا بمالید.

- این مواد را زیر لباستان نزنید.

- برای موثرتر بودن، به طور کامل و به طور مساوی، پوست خود را با این مواد بپوشانید.

- از این مواد دافع به نوزادان نزنید و آنها را دور از دسترس کودکان قرار دهید.

- شما می توانید این مواد را با آب و صابون از روی پوست خود بشویید.

مواد دورکننده پشه

معروف ترین مواد دافع حشرات عبارتند از: DEET ، پرمترین، سیترونلا (روغنى‌ با بوى تند كه‌ در عطرسازى و صابون‌ سازى و دفع‌ حشره‌ به‌ كار مى‌رود) و اکالیپتوس.

در مورد هر کدام از این مواد، اقدامات احتیاطی را باید رعایت کنید:

- DEET یکی از رایج ترین و موثرترین مواد مورد استفاده برای دفع حشرات می باشد.

محصولاتی که بیشتر از 15 درصد DEET دارند را نباید برای کودکان استفاده نمود.

برخی افراد نسبت به این ماده فعال آلرژی دارند.

- پرمترین گاهی در دفع حشرات استفاده می شود. هنگامی که محصولی دارای این ماده باشد، نباید آن محصول را مستقیما به بدن بزنید و باید به قسمت بیرونی لباس بمالید.

- سیترونلا و اکالیپتوس و دیگر مواد طبیعی در برخی از محصولات دافع حشرات به کار برده می شود.

به طور کلی، این محصولات در کوتاه مدت مفید می باشند و برخی ازآنها فقط 10 تا 20 دقیقه موثرند.

- روغن علف گربه نیز به عنوان دافع حشرات می باشد، اما در تست های آزمایشگاهی مشخص شده که هیچ کدام از این محصولات به خوبی DEET موثر نیستند.

 

برای دفع پشه ها چه نکاتی را باید رعایت کنید

1- عطرهای با بوی گل

هیچ مدرک علمی نشان نداده است که عطرها و یا لوسیون ها، پشه ها را جذب می کنند.

اما پشه های ماده از شهد گل ها تغذیه می کنند و تحقیقات آزمایشگاهی نشان داده که پشه های ماده جذب بوی گل ها می شوند.

بنابراین از عطرهای با رایحه گل مخصوصا در موقع غروب آفتاب خودداری کنید تا پشه ها در اطراف شما نباشند.

2- لباس با رنگ تیره

برخی از پشه ها به رنگ های تیره از قبیل مشکی، آبی تیره و بنفش پررنگ کشش بیشتری دارند.

پس بهتر است در زمان غروب آفتاب، لباس های رنگ روشن از قبیل: سفید، زرد و یا سبز کم رنگ بپوشید تا از نیش پشه ها در امان مانید.

3- نوشیدن الکل

یک تحقیق نشان داد که الکل ممکن است پشه ها را جذب کند و هنگامی که فردی الکل می نوشد، پشه های بیشتری را به خود جذب می کند.

4- سیر و ویتامین B

گرچه توصیه شده که مصرف سیر و ویتامین B تمایل پشه ها را کم می کند، اما آزمایش هایی که انجام شده، این یافته را ثابت نکرده است.

بنابراین بعید به نظر می رسد با خوردن سیر بتوانید پشه ها را از خودتان دور کنید.

مصرف سیر زیاد دافع افرادی می شود که در کنار شما نشسته اند، نه دافع پشه ها!


منبع: تبیان


 

 

وقتی کلیه سنگ‌ می‌سازد

سنگ کلیه، بیماری خوش خیم، اما بسیار آزاردهنده ای است که لازم است پس از درمان و دفع سنگ، بررسی از نظر نوع سنگ به عمل آید. در کودکان حتی دفع یک سنگ لزوم بررسی علت را می طلبد؛ اما درباره بزرگسالان سنگ سازی بارها مورد بررسی قرار می گیرد.


سنگ کلیه

سنگ کلیه یکی از تابلوهای بالینی شایع در پزشکی است. آب حاوی املاح فراوان، زمینه ژنتیکی و کمی مصرف آب از عوامل بروز سنگ کلیه محسوب می‌شوند.

سنگ کلیه از طریق مجرایی به نام حالب (میزنای) به مثانه رسیده و از مجرای ادراری دفع می شود.

این خود سنگ نیست که درد و علائم می دهد، بلکه حرکت سنگ، گیرافتادن آن و تجمع ادرار در پشت آن ایجاد علائم می کند.

کلیه سنگ ساز عموما هر سه سال یک بار به تولید سنگ در بیشتر بیماران منجر می شود؛ البته کلیه هایی هستند که هر ساله یا به فواصلی بیشتر تولید سنگ می کنند.

حرکت سنگ باعث بروز درد در پهلو می شود. درد ممکن است به کشاله ران یا ناحیه تناسلی سرایت کند.

گاهی بیماران با درد سر دل مراجعه می کنند. این بیماران با تشخیص درد معده و احتمال التهاب معده درمان می شوند تا زمانی که آزمایش، سنگ را تائید کند.

یکی از یافته هایی که بیمار را به وحشت می اندازد، تغییر رنگ ادرار به رنگ قرمز است. البته تغییر رنگ از زرد پر رنگ تا قرمز متغیر است و همه بیماران ادرار خونیندارند؛ البته با وجودی که ادرار به رنگ خون نیست، بیشتر در آزمایش دقیق، ادرار خونی را می توان دید.

علائم تحریکی ادراری مانند سوزش، تکرر ادرار و نیاز فوری به دفع ادرار در سنگ هایی رخ می دهد که در بخش انتهایی حالب بروز می کند.

بسیاری از بیماران تصور می کنند دچار عفونت ادراری شده اند، اما وجود خون فراوان و عفونت در آزمایش ادرار نشانه ای بر دفع سنگ است.

در بیمارانی که سابقه دفع سنگ دارند، خودشان به راحتی تشخیص می دهند که دوباره دچار سنگ سازی شده اند. در این بیماران حتی نیاز به دادن آزمایش و سونوگرافی نیست، اما در بیمارانی که برای اولین بار دچار سنگ سازی شده اند، لازم است با انجام آزمایش ادرار و سی تی اسکن از کلیه و مجاری ادرار وجود سنگ تائید می شود.

درد سنگ کلیه

 

چه زمانی سنگ کلیه اورژانسی است؟

اگر درد بیمار با مسکن های معمول مثل هیوسین، شیاف ایندومتاسین و دیکلوفناک کنترل نشد، باید بیمار به بیمارستان انتقال داده شود.

اگر درد با هیچ مسکن بیمارستانی و سرپایی کنترل نشود، نیاز به خارج کردن سنگ با روش های جراحی است.

اگر سنگ گیر کرده باشد و اجازه تخلیه ادرار را ندهد، به کلیه آسیب می رساند در این شرایط توصیه به درآوردن سنگ می شود.

اگر همزمان با سنگ، عفونت وجود داشته باشد، کلیه در معرض فشار ناشی از انسداد سنگ از یک طرف و عفونت از طرف دیگر قرار دارد و ممکن است آسیب جدی به کلیه وارد شود. در این شرایط بیمار را بستری کرده و مراقبت دقیق به همراه آنتی بیوتیک های تزریقی برای بیمار تجویز می شود.

سنگ کلیه، بیماری خوش خیم، اما بسیار آزاردهنده ای است که لازم است پس از درمان و دفع سنگ بررسی از نظر نوع سنگ به عمل آید. در کودکان حتی دفع یک سنگ لزوم بررسی علت را می طلبد؛ اما درباره بزرگسالان سنگ سازی بارها مورد بررسی قرار می گیرد.

 

منبع : دکتر بهروز هاشمی - متخصص طب اورژانس


 

مانند حرفه ای ها ماشین بشویید

شستن اتومبیل کاری مفرح و دوست داشتنی است. ماشین دشمنان بسیاری دارد، برخی از آنها قابل مشاهده و برخی دیگر نیستند. از فضله پرندگان و حشره های مرده گرفته تا شیره گیاهان و آلودگی های موجود در هوا همه مواردی هستند که به رنگ و پرداخت نهایی ماشین آسیب می رسانند. حتی گِل و کثیفی های جاده نیز می تواند به ماشین شما آسیب برسانند.


mashin



آسان ترین و کم هزینه ترین روش برای سالم نگه داشتن ماشین در طول سال ها، شست‌وشوی آن است. البته شست‌وشو به روش درست. برای اینکه  مانند حرفه ای ها ماشین خود را بشویید، مطلب زیر را مطالعه کنید.

1. درک، مهم ترین مساله است

خودتان می توانید مواد پاک کننده متنوعی را در خانه تهیه کنید و به وسیله آنها همه آلودگی های نشسته روی کاپوت و سقف ماشین همچون فضله پرندگان، حشرات یا شیره درختان و گیاهان را به راحتی پاک کنید. برای اینکه ماشین در طول سال ها تمیز و سالم بماند و رنگ بدنه خورده نشود و از بین نرود باید دست کم ماهی دوبار بدنه آنها را بشویید. اگر تاکنون این کار را نمی کردید پس از این حتما به این موضوع توجه داشته باشید. کارواش بردن و روشویی و توشویی اتومبیل دوبار در ماه شاید از نظر مالی به صرفه نباشد اما خودتان که بشویید هزینه ها به طور قابل توجهی کاهش پیدا می کنند. درک این مساله که شست‌وشو فقط برای زیبایی نیست و به دوام بیشتر بدنه ماشین هم کمک می کند، بسیار مهم است.



2. شست‌وشوی اولیه

برای شستن ماشین بهتر است از صابون ماشین‌شویی استفاده کنید. پودر ماشین لباسشویی، ماشین ظرفشویی یا مواد شوینده خانگی باعث آسیب دیدن رنگ بدنه خودرو می شوند. آب تمیز، شلنگی که سر آن اسپری دارد، دستمال یا برس نرم و تمیز از دیگر وسایل موردنیاز برای شست‌وشوی اتومبیل است.

پیش از آغاز شست‌وشو، ماشین را در سایه و جایی پارک کنید که آب به راحتی برود یا جذب زمین شود. نور مستقیم خورشید باعث می شود تا سطح بدنه به سرعت خشک و لکه های ناخواسته روی بدنه ایجاد شود. برای شست‌وشو بهتر است از پارچه های میکروفایبر استفاده کنید. البته مطمئن شوید که تمیز و از هرگونه ماده ای عاری است وگرنه روی بدن خراش ایجاد می کند. برای شست‌وشوی رینگ و لاستیک هم از فرچه هایی با موهای کوتاه و نرم استفاده کنید.



3. از بالا به پایین، نه پایین به بالا

اتومبیل خود را از بالا به پایین بشویید و بی وقفه با دستمال یا حوله آن را خشک کنید. این کار باعث می شود تا آلودگی ها درون فرچه گیر نکنند و روی بدنه خط نیندازد. بیشتر کارشناسان شست‌وشوی اتومبیل تاکید دارند از بالای اتومبیل شست‌وشو را آغاز کنید و به پایین برسید تا هیچ گونه خراشی روی بدنه ایجاد نشود. حتما خودتان هم می دانید که پایین ماشین، همچون زیر گلگیر و پشت تایرها پر از گِل و آلودگی های درشت همچون سنگریزه است و اگر ابتدا از آنجا آغاز کنیم دستمال کثیف می شود و شاید سنگریزه ها داخل آن گیر کنند و هنگام کشیدن به دیگر قسمت های بدنه، روی رنگ آن خط بیندازند.

بهترین روش برای شست‌وشو:

1. همه جای بدنه را خوب آبکشی کنید.
2. هر قسمت ماشین را که شستید بلافاصله آبکشی و خشک کنید تا لکه ای باقی نماند.
3. لازم نیست اسفنج را محکم روی بدنه بکشید فقط تا حدی فشار دهید که آلودگی ها پاک شوند. محکم کشیدن باعث ساییدگی رنگ بدنه می شود.
4. هر چند وقت یکبار دستمال یا فرچه را بشویید تا هیچ گونه سنگریزه یا کثیفی داخل آن باقی نماند.
5. پس از آبکشی نهایی، بدنه را با حوله میکروفایبر نرم و تمیز یا پارچه ای چرم خشک کنید.
6. رینگ و لاستیک اتومبیل را به خوبی بشویید تا هر گونه ماسه و خاک از روی آنها برداشته شوند. زیر و روی گلگیر نیز نمک و خاک می گیرد باید آن را نیز تمیز بشویید و آبکشی کنید.



4. رینگ و لاستیک

تمیز کردن رینگ و لاستیک نیز در شست‌وشوی خودرو مهم است و باید تمییز کننده مناسب برای آن داشته باشید. بهترین ماده، صابون شست‌وشوی ماشین است. بیشتر تایرهای جدید پوششی برای محافظت لاستیک در مقابل مواد شیمیایی دارند. اما با همه این اوصاف، بهتر است ماده ای برای شست‌وشو انتخاب کنید که باعث خوردگی آن نشود.

پیش از شست‌وشو باید مطمئن شوید تایرها و لنت خنک شده اند. آب سرد به دیسک های داغ ترمز آسیب می رسانند.

پس از شست‌وشوی تایرها روی آنها اسپری براق کننده لاستیک بزنید.



5. واکس

ماشین خود را با واکس و مواد براق کننده برق بیندازید. در پرداخت نهایی بدنه اتومبیل های مدل جدید از نوعی پوشش استفاده می شود که رنگ را در برابر اشعه های فرابنفش، UV و مواد شیمیایی محافظت می کند. با این وجود باز هم نمی توان به طور صددرصد به آنها اطمینان داشت. اما با واکس زدن اتومبیل می توانید بدنه را در مقابل اکسیداسیون  رنگ و جذب سریع آلودگی و خاک محافظت کنید. در ضمن، باعث براق شدن سطح بدنه نیز می شود.

برخی کارشناسان پیشنهاد می کنند هر شش ماه یکبار بدنه اتومبیل خود را واکس بزنید و برق بیندازید، برخی ها می گویند هر ماه یکبار این کار را انجام دهید. اما بهترین زمان برای این کار، سه یا چهار ماه یکبار است. این کار را پیش از زمستان و ماه های سرد سال آغاز کنید.

هنگامی که ماشین را واکس می زنید:

1. پیش از واکس زدن، ماشین را به خوبی بشویید.
2. بدنه ماشین باید خنک و دور از تابش مستقیم آفتاب باشد. دمای بیرون باید  بالای 50 درجه فارنهایت و رطوبت پایین باشد.
3. با فوم یا پد، کم کم واکس را به بدنه بمالید.
4. حتما پیش از واکس زدن از خشک بودن بدنه مطمئن شوید. پس از واکس زدن بر قسمت، دستمال، پد یا فوم را بتکانید تا واکس اضافی از روی آن برداشته شود.
5. پس از تمام شدن واکس همه قسمت های بدنه، همه جای بدنه را به دقت دستمال بکشید تا در قسمت هایی همچون کناره درها واکس اضافه باقی نمانده باشد.
6. برای بیشتر برق انداختن بدنه می توانید از اسپری های براق کننده کمک بگیرید.



6. شست‌وشوی داخل اتومبیل

شست‌وشوی ماشین فقط به بدنه آن محدود نمی شود. باید داخل اتاق را نیز تمیز کنید. با کمک جاروبرقی یا جارو شارژی همه جای اتاق، از کف گرفته تا روی صندلی ها را جارو و تمیز کنید. کفی های ماشین را خارج و آنها را تمیز بشویید و پهن کنید تا خشک شوند. زیر صندلی ها را تمیز جارو کنید.

با کمک دستمال درها و داشبورد را گرد گیری کنید. در فروشگاه های لوازم ماشین، مواد مختلفی برای سطوح داخلی چوبی، لاستیکی، پلاستیکی و چرمی وجود دارد که باید گزینه مناسب خودروی خود را انتخاب کنید. اگر ماده اشتباهی را انتخاب کنید ممکن است به سطح داخلی اتومبیل آسیب برسانید. 

البته از ماده خریداری شده هم نباید بیش از حد استفاده کنید. از محصولاتی که روی داشبورد برق می اندازند استفاده نکنید زیرا براق بودن داشبورد باعث انعکاس نور می شود و ممکن است هنگام رانندگی خطرناک باشد.