یکشنبه, 08 اسفند 1395 08:58

جستجو در شبکه گسترده

مهدویت

نهم ربیع الاول چه کنیم که محبوب امام زمان شویم؟

حجت الاسلام والمسلمین مهندسی(ره) در زمان حیات بابرکتشون این گونه پاسخ دادند: اگر ما می خواهیم کاری بکنیم که امام زمان (عج) از ما راضی باشد برای اینکه خودمان را آماده کنیم در مرحله ی اول یک نگاه باطنی به زندگی باطنی خودمان بکنیم. نکند که پنهان های نازیبایی داشته باشیم ، نکند خلوت های غیر ارائه داشته باشیم، اگر در خلوت گناه هستیم، این را نمی توانیم ارائه کنیم .


ya mahdi 3

 

اگر شما کسی سر زده به خانه تان بیاید و شما سریع یک سری وسایل را از وسط اتاق جمع می کنید یعنی چه؟ یعنی این ها در مقابل میهمانی که می خواهد وارد بشود زشت است. آیا زندگی ما جوری هست که هر وقت امام زمان (عج ) بخواهد وارد زندگی ما بشود خیلی راحت در را باز کنیم  و یا می خواهیم خیلی سریع فلان عمل، اخلاق و زشتی را جمع کنیم ؟

اگر من این جور هستم که جمع می کنم یعنی به مقدار تناسب، رابطه ام را با امام زمان (عج) از دست می دهم. بعد می نشینم و می گویم که آقا فدایت بشوم، چرا نمی آیی ؟ اگر قرار باشد که آقا از در خانه ی ما وارد بشود و ما یک نگرانی داشته باشیم، اگر وارد حوزه ی اخلاق من بشود با بداخلاقی، کج خلقی و آلودگی رفتاری من، با حلال و حرام من در کسب و کار روبرو بشود و من با خلاف هایی که در کار خودم می کنم، چطور بگویم که آقا چرا تشریف نمی آورید؟

آقا بیاید که من ایشان را نگران کنم؟ مگر الان آقا نمی بیند؟ من باید به حضور آقا شرفیاب بشوم نه اینکه آقا سراغ من بیاید. آقا که رفتار من را می بیند. همه ی رفتار و اعمال من را هر لحظه چک می کند. در روایت داریم که در هفته روزهای دوشنبه و پنجشنبه نامه ی اعمال شما به امام ارائه می شود یعنی غیر از آن نگاه همیشگی امامت، هفته ای دو روز به صورت رسمی پرونده ی امت خدمت امام عرضه می شود. آیا پرونده ی من جوری هست که من بتوانم سرم را بلند کنم؟ یک مقدار پاکسازی درونی و تطهیر درونی را داشته باشیم. خلوت های تاریک را پاک کنیم و بعد یک مقداری خلوت ها را روشن کنیم تا ببینیم که ارتباط با امام حاصل می شود یا نه؟

niniweblog.com

پی نوشت: دوستی می گفت وقتی حضور آقا امام زمان رو در کنار خودتون حس کنید به یه آرامش عجیب می رسید و برکت دستان مبارکشون رو تو زندگی بیش از پیش احساس می کنید و حاضر نیستید بر خلاف میلشون عمل کنید و ایشون از شما خوشحال میشن و این آخر سعادته. عمل به دستورات معصومین قلب مبارکشون رو شاد میکنه... سعادتمند باشید.


منبع: سمت خدا


معجزات و کرامات امام‌ زمان علیه السلام

امام صادق(علیه السلام) مى‌فرماید: «هیچ معجزه اى از معجزات انبیا نیست مگر این كه خداوند آن را به دست حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه) براى اتمام حجّت، بر دشمنان ظاهر خواهد كرد».

امام زمان

 

چه معجزات و کراماتی از امام‌ زمان علیه السلام صادر شده است؟

معجزات و کرامات بسیاری از آن امام عزیز صادر شده است که ذکر آن‌ها نیاز به یک کتاب جداگانه دارد. ولی در اینجا به چند نمونه آن‌ها اشاره می‌کنیم:

1. مردی از اهالی عراق، مالی را برای امام ‌زمان (علیه السلام) فرستاد، حضرت مال را برگرداند و پیغام داد که حق پسرعموهایت را که چهارصد درهم است، از آن خارج کن. مزرعه‌ای در دست او بود که پسرعموهایش در آن مزرعه شریک بودند، ولی حق آن‌ها را نمی‌پرداخت. چون حساب کرد، دید که طلب آن‌ها همان چهارصد درم می‌شود. پس از پرداختن آن، باقی‌مانده را نزد حضرت فرستاد و قبول شد.»(1)

2. ابن شادان می‌گوید: چهارصد و هشتاد درهم سهم امام نزد من جمع شده بود، من نمی‌خواستم از پانصد درهم کمتر باشد، لذا بیست درهم از مال خودم برداشته، به آن اضافه نموده و برای اسدی (وکیل حضرت) فرستادم، اما ننوشتم که مقداری از این‌ها هم از من است. جواب آمد: پانصد درهمی که بیست درهم آن از خودت بود رسید. (2)

3. یکی از معجزات آن حضرت که در سال‌های اخیر اتفاق افتاده، معجزه‌ای است که برای همسر آقای «متقی همدانی» رخ داده است، وی می‌گوید: روز دوشنبه هجدهم ماه صفر سال 1397 همسر اینجانب محمد متقی همدانی بر اثر دو سال اندوه و گریه و زاری به‌خاطر داغ دو جوان خود که در یک لحظه در گروه‌های شمیران جان سپردند؛ مبتلا به سکته ناقص شد. طبق دستور پزشکان مشغول معالجه و مداوا شدیم، ولی نتیجه‌ای به‌دست نیامد.

شب جمعه بیست ‌و دوم ماه صفر، یعنی چهار روز پس از این حادثه، حاج‌مهدی کاظمی که از تجار و محترمین تهران به‌شمار می‌رود، به ‌اتفاق خواهرزاده‌اش از تهران آمده بودند که ایشان (خواهرش) را به ‌وسیله ماشین سواری برای معالجه به تهران ببرند، ساعت یازده شب بود که با خاطری خسته و دلی شکسته به اتاقم رفتم که بخوابم، ناگهان متوجه شدم که شب جمعه است، شب دعا و نیایش، شب توسل و توجه.

آن شب پس از قرائت چند آیه از قرآن مجید و نیز خواندن دعای مختصری از دعاهای شب جمعه، به حضرت بقیة‌الله (عجل الله تعالی فرجه) متوسل شدم و با دلی پر از اندوه به خواب رفتم. ساعت چهار بامداد طبق معمول بیدار شدم. ناگاه احساس کردم که از اتاق پایین که همسرم آنجا بود سر و صدا و همهمه بلند است، سر و صدا قدری بیشتر شد و سپس ساکت شدند.

من گمان کردم میهمان از همدان یا تهران آمده، اعتنایی نکردم، تا اینکه صدای اذان صبح شنیده شد،‌ برای وضوگرفتن پایین رفتم، دیدم چراغ‌های حیاط روشن است و دختر بزرگم که پس از مرگ برادرهایش خنده به لبش نیامده بود، خوش‌حال و متبسم قدم می‌زد.

از او پرسیدم: چرا نمی‌خوابی؟ گفت: پدرجان! خواب از سرم رفت. گفتم: چرا؟ گفت: به‌خاطر آنکه مادرم را ساعت چهار بعد از نیمه‌شب شفا دادند. من منتظر بودم که بیایید و به شما مژده بدهم. گفتم: چه کسی شفا داد؟ گفت: مادر ساعت چهار بعد از نیمه‌شب با شدت اضطراب ما را بیدار کرد که برخیزید، آقا را بدرقه کنید!‌ همگی بیدار شدیم، ناگهان دیدیم مادرم با آنکه قدرت نداشت از جا حرکت کند، از اتاق بیرون آمد. من که همراه مادرم بودم، به‌دنبال ایشان رفتم. نزدیک درب حیاط به او رسیدم. گفتم: مادرجان! کجا می‌روی؟ آقا کجا بود؟

مادرم گفت: «آقایی، سید جلیل‌القدری در لباس اهل علم به بالینم آمد و فرمود: برخیز، گفتم: نمی‌توانم. با لحن تندتری گفت: برخیز!‌ دیگر گریه نکن و دوا هم نخور. من از هیبت آن بزرگوار برخاستم. فرمود: دیگر گریه نکن، دوا هم نخور، همین‌که رو کرد به طرف در اتاق، من شما را بیدار کردم و گفتم: از آقا تجلیل کنید و ایشان را بدرقه نمایید، لیکن شما دیر جنبیدید، خودم ایشان را بدرقه کردم.»

امام زمان

مادرم هنگامی‌که متوجه شد، نزدیک درب حیاط ایستاده، گفت: زهرا! من خواب می‌بینم یا بیدارم؟ من خودم تا اینجا آمدم؟ گفتم: مادرجان: شما را شفا دادند، سپس مادرم را به اتاق آوردم.

آری؛ با گفتن یک کلمه «گریه نکن» آن‌همه اندوه و غم از دل بیرون رفت.»(3)

4. دانشمند فاضل، شمس‌الدین محمدبن‌قارون نقل می‌کند که مردی به نام «نجم» ملقب به «اسود» در دهکده معروف به «دقوسا» واقع در کنار فرات زندگی می‌کرد. وی مردی خیرخواه و نیکوکار بود و زنی به نام فاطمه داشت، او نیز زن صالح و با تقوایی بود و دو فرزند داشت.

از اتفاق، زن و شوهر، هر دو نابینا شدند، سخت ناتوان گشتند، این حادثه در سال 712 اتفاق افتاد،‌ زن و مرد مدت زیادی را بدین‌گونه گذراندند، تا اینکه یکی از شب‌ها زن حس کرد دستی روی صورتش کشیده شد و گوینده‌ای به او گفت: «خداوند نابینایی تو را برطرف ساخت. برخیز و برو نزد شوهرت ابوعلی و در خدمتگزاری او کوتاهی مکن.» زن نیز چشم خویش را باز کرد و دید خانه پر از نور است، فهمید که ایشان قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله) بوده است.(4)

خبر دادن از غیب

از پسر مهزیار نقل شده كه در سفرى با كشتى همراه پدرم بودم و مال زیادى به همراه او بود. پدرم، دچار بیمارى سختى شد و گفت: « من، در حال مردن هستم». و در مورد آن اموال، وصیت كرد كه آن ها را به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) بدهم. از این وصیّت تعجّب كردم، ولى مطمئن بودم كه پدرم بیهوده سخن نمى گوید. با خود گفتم: «اگر امر برایم روشن شد، مانند دوران امام حسن عسكرى (علیه السلام) به وصیّت عمل مى كنم و الّا آن را صدقه مى دهم.».

مدّتى در عراق بودم تا این كه فرستاده اى از جانب امام زمان (علیه السلام) آمد و مشخصّات مال و محلّ مخفى كردن آن را گفت و حتّى بعضى از مشخّصاتى را كه خودم هم نمى دانستم، بیان كرد و من هم مال را به او دادم. (الغیبة ـ شیخ طوسی ص 283)

معجزاتى كه امام مهدى (عجل الله تعالی فرجه) به هنگام ظهور انجام خواهد داد.

امام صادق (علیه السلام) مى فرماید: «هیچ معجزه اى از معجزات انبیا نیست مگر این كه خداوند آن را به دست حضرت قائم (عج) براى اتمام حجّت، بر دشمنان ظاهر خواهد كرد.». (منتخب الأثر فی الإمام الثانی عشر، لطف الله صافى، ص 312)

بنابراین، معجزات آن حضرت به دوره ى قبل از غیبت و دوره‌ی غیبت، ختم نمى‌شود و به هنگام ظهور نیز آن حضرت براى معرّفى حقانیّت خویش و اتمام حجّت بر دشمنان و منكران، معجزاتى را انجام خواهند داد.

 پی نوشت‌ها:

1. اصول کافی، مرحوم کلینی، ج1، ص517.

2. همان مأخذ، ص523.

3. شیفتگان حضرت مهدی(عج)، ص172.

4. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج52، ص74.

 

 منابع:

پورتال جامع مهدویت

سایت راسخون

سایت جفر

بحارالانوار، ج52

اصول کافی، ج1

 

جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد

السّلامُ علیک یا ربیعَ الاَنام و نضرة الایّام ؛ این نور ملکوتی و جلوه ایزدی ، همچون بهار، زندگی و نشاط می آفریند و دلهای مرده و قلبهای پژمرده را روح و صفا می بخشد، آنهم نه تنها برای آدمیان و نه فقط در محدوده جن و انس، بلکه در تمام جهان آفرینش!


ya mahdii

هر انسانی بخواهد زنده شود و شادابی و طراوات معنوی به دست آورد و بصیرت و کمال حقیقی کسب کند و از نور معرفت واقعی بهره مند شود، باید به آستان آن بزرگوار رو آورد و از چشمه زلال ولایتش سیراب گردد و با وی مانوس گردد تا بهار زندگی را لمس نماید .

 

جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد

ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد

بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم

مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت

فرش گسترده و در دست گلایل دارد

تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز

ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد

کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز

می خرم از پسرک هر چه تفال دارد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها

تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد…

شعر: آقای برقعی

یاران امام حسین (ع) الگوی یاران امام زمان

یكی از نیازهای اساسی منتظران در عصر غیبت، لزوم برخورداری از الگوهای عملی، در مسیر خودسازی و نیز همراهی و مساعدت امام معصوم است، كسانی كه توانسته باشند در عرصه عمل، برای تحقق اهداف و آرمان‌های امام خود، جان فشانی كنند و نمونه‌های روشنی در طریق اطاعت و سرسپردگی باشند و به راستی، چه كسانی شایسته‌تر از یاران امام حسین علیه السلام؟!


کربلا

یارانی كه امام خود را در تحقق بخشیدن به اهدافش یاری كردند؛ یاران بزرگ و مجاهدی كه عقل بشری از درك مقامشان عاجز است؛ آن‌هایی كه امام معصوم علیه السلام، در وصفیشان فرمود: «فَإنی لا أعلمُ أصحاباً أوفی و لا خیراً أصحابی...؛ من یارانی بهتر و باوفاتر از اصحاب خود نمی‌شناسم.»1

در حقیقت یاران اباعبدالله علیه السلام، معیارهایی را در اختیار ما قرار داده‌اند تا به وسیله‌ آن‌ها، خود را محك زده و با عمل به آن‌ها، خود را برای قیام جهانی و روز باشكوه ظهور، آماده‌تر سازیم.

معرفت و محبت

محبت، حالتی بین محب و محبوب است كه اگرچه از درون و قلب، سرچشمه می‌گیرد، اما در ظاهر و افعال و اعمال محب، به روشنی بروز پیدا می‌كند. محبتی پایدار و حقیقی است كه در پی معرفت باشد؛ چراكه هرچه شناخت بیشتر باشد، محبت شدیدتر و عمیق‌تر خواهد بود. راه ایجاد و تعمیق محبت به ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف آن است كه انسان به صاحب الزمان به عنوان مطلوب كامل خویش، معرفت حاصل كند و ابعاد وجودش را بشناسد.

معرفتی كه مورد تأكید ائمه علیهم السلام واقع شده، معرفتی سطحی نیست كه عموم مردم به آن آشنا هستند، بلكه مقصود، معرفتی خاص، با ویژگی‌ها و توصیفاتی است كه در احادیث و ادعیه وارده شده است. مشكل امت اسلام، پس از پیامبر صل الله علیه و آله ، عدم معرفت واقعی به حجت زمان خود بود. كوفیان، امام حسین علیه السلام را می‌شناختند، اما شناخت آنان، محدود به اسم و نسب امام بود، بدون هیچ بصیرت و آگاهی نسبت به مقام والای ایشان.

در مقابل، یاران حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام از چنان معرفتی به امام زمان خویش برخوردار بودند كه شهادت در راه او را بر زندگی جاودانه در دنیا، بر می‌گزیدند؛ چنان‌چه یكی از یاران امام، این‌گونه به این حقیقت تصریح می‌كند: «الحمدالله الذی شرفنا بالقتل معك و لو كانت الدنیا باقیه و كنا فیها مخلدین لاثرنا المحفوظ معك علی الإقامة فیها؛ خدا را سپاس كه این شرافت را نصیب ما كرد تا در كنار شما به شهادت برسیم و اگر دنیا باقی باشد و ما در آن جاودان باشیم، قیام با شما را بر ماندن در این دنیا ترجیح می‌دهیم.»2

آنان، وجود امام را نعمتی بزرگ از جانب خدا و مورد سفارش پیامبر صل الله علیه و آله  می‌دانستند.3 در تاریخ آمده است كه در دومین روز محرم الحرام، پس از ورود امام و یارانش به كربلا، آن حضرت خطبه‌ای خواند. آن‌گاه، بُرَیْر از جای برخاست و گفت: «یابن رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم! لقد منّ الله بك علینا أن نقاتل بین یدیك نقطع فیك أعضائنا ثم یكون جدك شفیعنا یوم القیامة؛ ای پسر رسول خدا صل الله علیه و آله! خدای تعالی وجود مباركت را بر ما منت نهاده است تا در ركاب شما نبرد كنیم تا در راه شما اعضای بدنمان تكه تكه شود، برای آن‌كه در روز قیامت، جد شما شفیع ما گردد.»4

اشعاری كه هریك از یاران، در موقع نبرد به زبان می‌آوردند نیز، اشاره به عمق معرفت آنان از امام دارد. برای مثال، یكی از یاران امام، هنگام خروج برای جهاد، این رجز را می‌خواند: «أمیری حسینٌ و نِعمَ الأمیر؛ سرورٌ فۆادِ البَشیر النّذیر؛ حسین علیه السلام امیر من است و چه خوب امیری است، او موجب شادی و سرور دلِ بشارت دهنده و ترسانند از خطرها ( پیامبر اكرم صل الله علیه و آله ) است.»5

حجاج بن مسروق جُعفی نیز از دیگر یاران امام می‌باشد كه ایشان را این‌گونه معرفی می‌كند: «أقدم حسیناً هادیاً مهدیاً، ألیومَ تَلقا جدّك نبیاً، ثُمَّ أباك ذالنَّدا علیاً، ذاك الذی تَعرِفُهُ وصیاً؛ای حسین! ای امامی كه هم هدایت‌یافته‌ای و هم دیگران را هدایت می‌كنی؛ امروز، جدت، پیامبر صل الله علیه و آله  را ملاقات خواهی كرد و سپس پدرت، علی علیه السلام را كه صاحب فضل و جود و احسان است و ما او را وصی رسول صل الله علیه و آله  و جانشین بر حق او می‌دانیم

یاران امام مهدی  نیز، معرفتی عمیق به ایشان دارند. امام سجاد علیه السلام در وصف آنان می‌فرماید: «القائلین بأمامَتِه؛ آنان به امامت امام مهدی  اعتقاد راسخ دارند»6 و این معرفت عمیق، سرچشمه‌ محبتی حقیقی به امام می‌شود؛ به گونه‌ای كه به تعبیر امام صادق علیه السلام«یحفون به و یقونه بأنفسهم فی الحرب؛ آنان در میدان رزم، او (حضرت مهدی) را در میان می‌گیرند و در كشاكش جنگ، با جان خود، از ایشان محافظت می‌كنند.»7

کربلا

معرفت و پارسایی

زهد و پارسایی از ویژگی‌های برجسته‌ یاران ائمه علیهم السلام می‌باشد. معرفت هنگامی پیروی از امام را به دنبال دارد كه آمیخته به حب دنیا نباشد. از این‌رو، منتظران واقعی، كسانی هستند كه در سایه‌ كسب معرفت، نفس خویش را از دنیازدگی خالص كنند.

یاران امام حسین علیه السلام انسان‌هایی بودند كه دل‌بستگی به دنیا و فرزند و مال را كنار گذاشته و همه را، همراه جان خویش، تقدیم امام نمودند. هنگامی كه اباعبدالله الحسین علیه السلام به فرزندان عقیل فرمود: « شهادت مسلم، خانواده شما را بس است. من به شما رخصت می‌دهم كه به سوی خانه‌های خود بروید»8 فرزندان عقیل در پاسخ امام گفتند: «آیا به مردم بگوییم امام و رهبر و بزرگ خود را در میان دشمنان تنها گذاردیم و از او دفاع نكردیم؟ سوگند به خدا، چنین نخواهیم كرد؛ بلكه جان و مال خود را فدای تو خواهیم نمود.»

در مقابل نیز، كسانی را می‌بینیم كه در اثر دل‌بستگی به دنیا و با وجود معرفت به حقانیت امام، حاضر به پیروی از ایشان نیستند. یكی از این اشخاص، عبیدالله بن حر جُعفی است. او كسی بود كه كاروان امام حسین علیه السلام در مسیر خود با او برخورد كرد. امام با او به گفت‌وگو نشست و او را به همراهی خود فراخواند؛ اما عبیدالله در جواب گفت: «به خدا سوگند می‌دانم كه هر كه شما را دنبال كند، در آخرت سعید و خوشبخت خواهد شد... اما این طرح و نقشه را بر من تحمیل مكن، چراكه نفس من بر مرگ آمادگی ندارد.»9

مردم كوفه نیز كه با امام علیه السلام بیعت كرده بودند و به ایشان قول همكاری داده بودند، به جهت دل بستگی به دنیا، به ایشان خیانت كردند؛ چنان‌چه در تاریخ نقل شده است كه امام از چند تن از اهالی كوفه ـ كه پس از شهادت مسلم، به ایشان پیوسته بودند-درباره‌ رأی و نظر مردم كوفه پرسیدند و آن چند نفر در پاسخ گفتند: «در بین اشراف، رشوه‌های بزرگ، رد و بدل می‌شود و اگرچه دل‌های سایر مردم با شماست، اما شمشیرهایشان علیه شما آماده گشته است.» 10

آن‌گاه حضرت اباعبدالله علیه السلام فرمود: «النّاس عبید الدنیا و الدین لعق علی ألسنتهم...؛ مردم، بنده‌ دنیایند و دین، لقلقه‌ زبان آن‌هاست… .»11

در هنگامه‌ ظهور، نیز كسانی كه به ظاهر، منتظر امام علیه السلام بوده‌اند، از ایشان جدا می‌شوند. چنان‌چه امام صادق علیه السلام در این‌باره می‌فرمایند: «إذا خَرَجَ القائم خَرَجَ مِن هذا الأمر من كان یری من أهله...؛ هنگامی كه قائم  قیام كند، كسانی كه به نظر می‌رسید از یاران او باشند، از امر (ولایت) بیرون می‌روند...»12

کربلا

عبادت و راز و نیاز با پروردگار

از مخنف نقل شده كه در ظهر عاشورا و در كشاكش جنگ، ابوثمامه‌ صاعدی نزد امام آمد و گفت: «من دوست دارم در حالی كه نماز آخرم را با شما به جای آورده‌ام، خدا را ملاقات كنم.»13 حضرت در جواب فرمود: «ذكرت الصلاة جعلك الله من المصلین الذاكرین؛ نماز را یاد آوردی، خدا تو را از نمازگزارانی كه به نماز تذكر می‌دهند، قرار دهد.» آن‌گاه امام حسین علیه السلام به همراه نیمی از یاران خود به نماز ایستادند و سعید بن عبدالله حنفی، خویش را سپر امام قرار داد و تیرهای رها شده از سوی دشمن را به جان خرید تا آن‌كه به شهادت رسید.

در شب عاشورا نیز، تمام اصحاب در خیمه‌های خود به راز و نیاز و عبادت مشغول بودند. راوی می‌گوید: «و بات الحسین علیه‌السّلام و اصحابه تلك اللیلة و لهم دوی كدوی النحل ما بین راكع و ساجد و قائم و قاعد؛ حسین علیه السلام و یارانش، آن شب را در حالی به صبح رساندند، كه زمزمه‌ آنان در حالات ركوع و سجود و ایستاده و نشسته، مانند زمزمه‌ زنبوران عسل، شنیده می‌شد.»14

در وصف یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز از پیامبر اكرم صل الله علیه و آله  نقل شده است: «مُجِدُّون فی طاعة الله؛ آنان در راه اطاعت خداوند، اهل جدیت و تلاش هستند..»15 امام علی علیه السلامدر توصیفشان فرموده‌اند: «رجال لا ینامونَ الیل لهم روی فی صلواتهم كروی النحل یبیتون قیاماً علی أطرافهم و یسبحون علی خیر لهم؛ مردان شب‌زنده‌داری كه زمزمه‌ نمازشان، مانند نغمه‌ زنبوران عسل به گوش می‌رسد. شب‌ها را با شب‌زنده‌داری سپری می‌كنند و بر فراز اسب‌ها خدا را تسبیح می‌كنند.»16

وفای به عهد

امام علیه السلام در شب عاشورا به خیمه‌ حضرت زینب علیها السلام رفتند و میان ایشان، گفت‌وگویی صورت گرفت. از آن‌جمله، حضرت زینب علیها السلام به امام علیه السلام عرض كرد: «آیا شما نیات یاران خود را امتحان كرده‌اید؟ می‌ترسم كه در هنگامه‌ درگیری، شما را به دشمن تسلیم كنند.» امام حسین علیه السلام در جواب فرمودند: «اما والله لقد نهرتهم و بلوتهم و لیس فیهم الأشوس الأقعص یستأنسون بالمنیة دونی استئناس الطفل بلبن أمّة؛ به خدا سوگند، ایشان را آزموده‌ام و آنان را انسان‌هایی سینه‌سپركرده یافته‌ام، به گونه‌ای كه به مرگ زیرچشمی می‌نگرند و شوقشان به مرگ، كمتر از شوق كودك به شیر مادرش نیست.»17

در آن شب، زیباترین و ماندگارترین صحنه‌های تاریخ اسلام، شكل گرفت. امام علیه السلام بیعت خود را از همه‌ یاران برداشت و از ایشان خواست تا در تاریكی شب پراكنده شوند. اما هریك از اهل بیت علیهم السلام، اصحاب و یاران در سرسپردگی عاشقانه‌ خویش، بار دیگر ابراز وفاداری كردند. مسلم بن عوسجه عرض كرد: «یابن رسول الله صل الله علیه و آله ! در جهان كسی از ما لئیم‌تر نباشد، اگر این‌جا تو را رها كنیم. پناه می‌بریم به خدا از این‌كه از ركاب همایونی تو دوری كنیم. خدا هرگز روزی را نیاورد كه من چنین كنم.... حتی اگر سلاحی به دست نداشته باشم، با پرتاب سنگ به جنگشان خواهم رفت ... و هرگز از تو جدا نخواهم شد، تا در ركاب تو كشته شوم.» سعید بن عبدالله حنفی نیز عرض كرد: «سوگند به خدا، هرگز تو را رها نمی‌كنیم، تا برای خدا مشخص شود كه سفارش پیامبر صل الله علیه و آله  را نسبت به تو عمل كرده ایم و اگر بدانم كه در راه تو به شهادت می‌رسم و سپس زنده می‌شوم و ذرات وجودم را بر باد می‌دهند و هفتاد بار با من چنین كنند، باز از تو جدا نخواهم شد...»18

و اینك ما در زمان انتظار سرورمان، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به سر می‌بریم. به راستی، آیا ما مدعیان منتظر، به اندازه‌ یاران سیدالشهداء علیه السلام، از جان و مال خود، خواهیم گذشت؟ منتظر واقعی در میدان عمل، به سوی ظهور گام بر می‌دارد و در هر صبح با امامش بیعتی تازه می‌بندد و به خدا خویش قول می‌دهد كه هرگز از این عهد و پیمان برنگردد، تا از یاران و دفاع‌كنندگان از مولایش باشد و در این راه از همه پیشی بگیرد؛ عهدی كه حتی مرگ هم نتواند آن را بشكند: «اللهم إنی اجدد له فی صبیحة یومی هذا و ما عشتُ من أیامی عهداً و عقداً و بیعةً له فی عنقی لا أحول عنها و لا أزول ابداً اللهم اجعلنی من أنصاره و أعوانه و الذّابینَ عنهُ و المسارعین الیه فی قضاء حوائجه و الممتثلینَ لِأوامره و المحامین عنه و السابقینَ إلی ارادته و المستشهدین بین یدیه اللهم إن حال بینی و بینه الموت الذی جعلته علی عبادك حتماً مقضیاً فأخرجنی من قبری مۆتزراً كفنی شاهراً سیفی مجرداً قناتی ملبیاً دعوة الداعی فی الحاضر و البادی...»19

پی نوشت:

1. الكامل فی التاریخ، ج 2، ص 577

2. مقتل الحسین، مقرم، ص 59

3. پیامبر اكرم صل الله علیه و آله  در حدیث ثقلین از امام، به عنوان یكی از امانات خویش نام می‌برد و عنوان می‌كند كه در قیامت، شفیع كسی خواهند بود كه به این امانت چنگ زند.

4. اللهوف، ص 35

5. ابصار العین، ص 96

6. منتخب الأثر، آیت الله صافی گلپایگانی، ص 244

7. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 52، ص 308

8. ارشاد شیخ مفید، ص231

9. تاریخ الامم و الملوك، ج 5، ص 407

10. همان، ص 405

11. بحار، ج 44، ص 383

12. الغیبة، نعمانی ص 317

13. ابصار العین، ص 120

14. الهوف، ص 130

15. بحارالانوار، ج 36، ص 207

16. همان، ج 52، ص 308

17. مقتل الحسین  علیه السلام ، مقرم، ص 219

18. الهوف، صص 127-129

19. مفاتیح الجنان، دعای عهد

 

منبع: مرکز تخصصی مهدویت


دستورات امام زمان (عج)

آیت الله نجفی مرعشی

دیدار و تشرف برخی از بزرگان و شایستگان به محضر حضرت ولی عصر(عج) و بهره مندی و کسب فیض از محضر نورانی حضرت علاوه برخیراتی که برای شخص زائر داشته است، توشه و تحفه ای گرانقدر برای سایر شیعیان است که بواسطه ی آن شخص متشرف از محضر امام عصر(عج) بهره مند شود. از جمله کسانی که به محضر امام زمان(عج) شرفیاب گردید آیت الله نجفی مرعشی بوده است

ایشان حداقل در دو مکان متفاوت یکی مسجد سهله و دیگری در سرداب سامراء موفق به شرفیابی به محضر حضرت حجت (عج) گردیدند. برخی از دستورات امام زمان (عج) به ایشان و ذکر آنها می تواند همچون گوهری گرانبها و هدیه ای نورانی از جانب محبوب توتیای چشم ما گردد.

تلاوت قرآن!

از جمله مطالبی که در دیدار آیت الله نجفی مرعشی با امام زمان(عج) مورد تأکید حضرت قرار گرفته است توصیه بر تلاوت و قرائت قرآن بوده است که حضرت (عج) فرمودند: بعد از نمازهای واجب بر تلاوت و قرائت این سوره ها مداومت نما. بعد از نماز صبح سوره "یس" بعد از نماز ظهر سوره "عمّ" بعد از نماز عصر سوره ی "عصر" بعد از نماز مغرب سوره ی "واقعه" و بعد از نماز عشاء سوره ی "ملک".

همچنین حضرت حجت(عج) برخواندن قرآن و هدیه کردن ثواب آن برای شیعیانی که وارثی ندارند یا دارند ولی یادی از آنها نمی کنند تأکید فرمودند.

درباره ی نماز!

از دیگر مطالبی که در دیدار آیت الله نجفی مرعشی با حضرت (عج) مورد تأکید قرار گرفت دو رکعت نماز بین نماز مغرب و عشاء بود که حضرت(عج) فرمودند که در رکعت اول بعد از حمد هر سوره ای خواستی می خوانی و دررکعت دوم بعد از حمد سوره ی واقعه را می خوانی و فرمودند: این نماز کفایت می کند از خواندن سوره ی واقعه بعد ازنماز مغرب که خواندن سوره ی واقعه بعد از نماز مغرب را مورد تأکید قرار داده بودند.

تعقیبات نماز!

همچنین حضرت (عج) تأکید فرمودند که: بعد ازنمازهای پنجگانه این دعا را بخوان:

"اَللّهُمَ سَرّحْنى عَنِ الهُمومِ وَالْغُمُومِ ووَحْشَةَ الصّدرِ و وَسْوَسَةِ الشَّیطان بِرَحمتِكَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ."

این دعا براساس مضمون والایی که دارد انسان را از هم و غم و وحشت ها و نیز وسوسه های شیطان نجات می بخشد وسبب می شود زندگی انسان برای کسب معنویات آماده شود و افکار مزاحم از انسان دور گردد. همچنین تسبیح حضرت زهرا (سلام الله علیها) مورد تأکید خاص حضرت (عج) قرار گرفت.

مستحبات نماز!

از دیگر تأکیدات حضرت(عج) خواندن دعایی در ذکر رکوع نمازهای یومیه مخصوصا رکعت آخر است که فرمودند: "اَللّهُمَ صَلِ عَلى مُحمّدٍ وَآلِ محمّد و تَرَحَّم عَلى عَجزِنا وأَغِثْنا بحقِّهِم."

نماز شب!

از دیگر سفارشات حضرت ولی عصر(عج) به آیت الله مرعشی خواندن نماز شب بوده است و فرمودند: "ای سید! تأسف براهل علمی که عقیده شان انتساب به ماست و لکن این اعمال را ادامه نمی دهند."

صحیفه سجادیه

نهج البلاغه و صحیفه سجادیه را دریابید!

از دیگر سفارشات و توصیه های حضرت(عج) مطالعه و حفظ نهج البلاغه ونیز حفظ دعاهای صحیفه ی سجادیه است که بخصوص تأکید برحفظ خطبه ی شقشقیه امیرالمۆمنین (علیه السلام)  داشتند این خطبه ی فصیح و غراء درباره ی ذکر ویژگی های متقین است که در نهایت زیبایی و عمق معانی است همچنین خطبه ی حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) در مجلس یزید و حفظ آنرا مورد سفارش قرار دادند.

افتخار به سادات!

حضرت حجت(عج) در دیداربا آیت الله نجفی مرعشی از جمله براحترام ذریه ی سادات به ایشان توصیه و سفارش فرمودند و سپس به ایشان فرمودند: "قدر خود را به خاطر انتساب به اهل بیت (علیهم السلام) بدان و شکر این نعمت راکه موجب سعادت و افتخار زیاداست به جای آور." از جمله نکات مهم در این فرمایش نورانی آن است که باید سادات که از ذریه ی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و امیرالمۆمنین (علیه السلام) هستند به این انتساب نورانی توجه نمایند و آن را اولا نعمتی از جانب الهی بدانند و ثانیا بکوشند شکر این نعمت رابجا آورند که قطعا شکر نعمت انتساب به اهل بیت(علیهم السلام) توجه در اعمال و رفتار ایشان است که از هر جهت مشابه و مطابق با دستورات و فرمایشات نورانی ایشان باشد و هر چه بیشتر رفتار و اعمال ایشان اهل بیت (علیهم السلام) را در نظر مردم نشان دهد. از سوی دیگر نبایستی این افتخار سبب غرور ایشان گردد چرا که نعمتی است که در صورت بهره برداری صحیح از آن سعادت از آن ایشان خواهد شد. از طرف دیگر در مورد غیر سادات نیز فرمایش نورانی حضرت حجت(عج) درمقابل سادات رساست که بایستی بکوشند به واسطه ی انتساب ایشان به اهل بیت (علیهم السلام) و در اصل به احترام اهل بیت (علیهم السلام) ایشان را مورد تکریم و احترام قرار دهند و بی احترامی به ایشان را به منزله ی بی احترامی به اهل بیت (علیهم السلام) بدانند.

زیارت حضرت سیدالشهداء (علیه السلام)!

از دیگر سفارشات مۆکد حضرت بقیه الله(عج) توصیه بر زیارت حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) است که فرمودند: "از دور و نزدیک بر این زیارت مداومت کنید و نیز زیارت سایر اولاد ائمه (علیهم السلام) و صالحین و علما را نیز مورد تأکید قرار دادند.

تحریف قرآن هرگز!

از دیگر مسائلی که در تشرف آیت الله مرعشی به محضر امام عصر(عج) مطرح گردید انکار شدید بر کسی که قائل به تحریف قرآن است بود که حتی ایشان بر افرادی که احادیث تحریف را جعل کرده و قرار داده اند نفرین فرمودند متأسفانه برخی از احادیث جعلی در مورد تحریف قرآن و یا بخشهایی از قرآن شریف توسط برخی از اهل تسنن وجود دارد که بعضا سبب گمراهی برخی از جوانان می گردد که بایستی دانست جدای از ضعف این احادیث به لحاظ سند و محتوا، خود قرآن کریم در آیات بسیاری تأکید جدی بر تحریف ناپذیری کلام الهی دارد همچنین روایات بسیاری در رد تحریف قرآن از معصومین (علیهم السلام) وارد شده است که از جمله ایشان همین بیانات نورانی حضرت ولی عصر(عج) می باشد.

سایر سفارشات!

از دیگر سفارشات حضرت حجت(عج) به آیت الله مرعشی نجفی تأکید بر صله ی رحم و رعایت حقوق استاد و معلمین و نیز سفارش بر احترام به پدر و مادر چه زنده باشند چه مرده بوده است که امید است بتوانیم با یاری و توفیقات الهی و دعای امام عصر(عج) موفق به انجام آنها و سایر فرائض شرعیه خویش شویم.

 

منابع:

1- کتاب شیفتگان حضرت مهدی(عج)، ج1، ص157تا159 ونیز ص152

2- برکات حضرت ولی عصر(عج)، بخش چهارم: تجلیات