پنج شنبه, 07 ارديبهشت 1396 21:26

جستجو در شبکه گسترده

مهدویت

وصف جمال دلربای یار

بی شک شناخت امام و حجت هر زمان ارزش حیاتی دارد. این شناخت ابعاد گوناگونی دارد. یکی از گونه‌های شناخت‌، مربوط به شکل‌ظاهری حضرت ‌(علیه السلام) است‌.


امام زمان

 

ز وصف حسن تو حافظ چه گونه نطق زند          که همچو صنع خدایی ورای ادراکی‌


مطالب زیر با کاوش در روایات فراوان و دسته بندی آنها مشخصات ظاهری اعضاء بدن حضرت را نمایانده است‌. اما خلاصه‌ای از روایات و احادیثی که در این مضامین آمده است را بطور اختصار می‌آوردیم‌؛

1) سر:

سر مبارک ایشان گرد و بزرگ که شبیه سر مبارک نبی گرامی اسلام‌(صلی الله علیه و آله) می‌باشد و خالی در سر دارند.

2) موی سر:

موی حضرت زیبا است و رنگی صاف و واضح و خوش منظر دارد. رنگ موی امام « سحماء » یعنی لیالی رنگ است البته سرخی است که به سیاهی می‌زند، یعنی موی زیبای حضرت سیاه ِخالص نیست بلکه سرخی کمی هم دارد. البته سیاهی غلبه دارد و سیاه‌دیده می‌شود.

موی حضرت بلند است که تا نرمه ی گوش می‌رسد حضرت وقتی فرق باز می‌کنند و موها را به دو طرف شانه می‌کنند تا نرمه ی گوش می‌رسد.

حالت موهای حضرت نه کاملاً مجعد و پرچین است و نه کاملاً سخت و بی حالت است‌.

تذکر: باید توجه کرد که گیسو و موی بلند که برای حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه) نقل شده است مربوط به زمانی است که درجامعه‌، داشتن چنان مویی‌، متداول و معمول است‌.

3) صورت‌:

صورت مبارک امام کشیده و گونه‌های ایشان کم گوشت و دارای پوستی لطیف است و از نشانه‌های صورت ایشان خالی درگونه ی راست که مانند ستاره‌ای درخشان نمایان است و همچنین میان دو پیشانی حضرت اثر سجده نمایان است‌.

ای آفتاب‌، آیینه دار جمال تو                                    مشک سیاه مجعد گردان خال تو

4) پیشانی‌:

واضح و روشن و بلند و درخشان از توصیفاتی است که در مورد پیشانی مبارک حضرت بیان شده است‌؛

موهای حضرت چون به طرفین شانه شده‌اند. پس پیشانی با وضوح و روشنی نمایان است و همچنین پیشانی ایشان دارای پوست لطیف و صاف است که اثر سجده نیز بر پیشانی مبارک نمایان است‌.

5) ابرو:

حضرت ابروانی کشیده و کمانی دارند که بلند و پرپشت هستند؛ ابروان حضرت به هم پیوسته نیست ولی فاصله کمی از هم‌دارند که موجب زیبایی و گشادگی چهره ی ایشان می‌شود.

6) چشم‌:

چشمان حضرت درشت و سیاه که شفافیت و درخشندگی جذابی دارد و همچنین به طور طبیعی سرمه کشیده و سیاه هستند.

چشمان زیبای ایشان کمی فرو رفته و گود افتاده هستند که شاید این نیز مانند زردی چهره ی مبارک امام‌(علیه السلام) در اثر شب زنده داریهای مداوم‌باشد.

به خاطر شباهت امام (علیه السلام) به پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‌توان گفت امام ‌(علیه السلام) دارای مژه‌های فراوان و پرپشت و بلند و دراز هستند و همچنین در سفیدی‌چشم‌، رگه‌هایی از سرخی وجود دارد.

7) بینی‌:

بینی ایشان کشیده و بلند است و همچنین تیز و باریک‌، بالای بینی یعنی قسمت استخوان بینی برآمده و مرتفع است به گونه‌ای که‌زشت نباشد؛ نوک بینی کم ارتفاع و سوراخ بینی کوچک است یعنی بینی بسیار کم‌، حالت تحدب و گوژی دارد.

امام زمان

8 و 9) دهان و لب‌:

در مورد دهان و لب مبارک امام‌(علیه السلام) نقلی وارد نشده است اما چون امام (علیه السلام)شبیه پیامبر هستند لذا روایات آمده درمورد پیامبر را برای امام‌(علیه السلام) نیز نقل می‌کنیم.‌

لبهایی سرخ و عقیق و دهانی بزرگ که در مردان نشان زیبایی است از مشخصات دهان و لب ایشان است‌.

10) دندان‌:

دندانهای پیشین حضرت از هم فاصله دارند و دندانهای ایشان براق و درخشنده است.‌

11) ریش‌:

پرپشت و کوتاه ریش‌؛ محاسن حضرت پرپشت و فراوان است و بلند نیست‌؛ یعنی در عین فراوانی محاسن موهای محاسن‌کوتاه است‌.

12) گردن‌:

در مورد گردن حضرت نیز نقلی وارده شده است اما از اینکه در مورد پیامبر وارد شده است می‌توان گفت‌که گردن امام ‌(علیه السلام) دارای مشخصات زیر است‌؛

بلند و کشیده و بسیار زیبا و موزون است به گونه‌ای که دست ساز و غیر طبیعی می‌نماید، بسیار سفید ودرخشان است به مثل درخشش نقره‌؛ و زیر گردن و قسمت ترقوه‌،طلایی و براق است‌.

13) کتف و شانه‌:

استخوانهای شانه ی حضرت درشت و بزرگ است؛ شانه‌های حضرت افتاده و پایین است‌.

در کتف مبارک امام علامت نبوت هست و یک خال در کتف راست و یک خال دیگر در میان دو کتف حضرت قرار دارد.

زیر کتف چپ حضرت برگی مانند برگ درخت آس هست‌.

« آس‌، درختی شبیه درخت انار است که دارای برگهایی ضخیم و همیشه سبز و معطر است‌. بنابراین بوی عرق ایشان مانند مشک و شبیه‌بوی برگ درخت «آس‌» است و شانه‌های حضرت موی فراوان دارد.

14) سینه‌:

فراخ سینه و بزرگی سینه از نشانه‌های سینه ی ایشان است و میان دو کتف حضرت پهن است‌.

15) پشت‌:

در پشت اش دو خال است خالی به رنگ پوست اش و خالی شبیه خال پیامبر(صلی الله علیه و آله).

16) ساق‌:

ساقهای پای حضرت باریک و نازک است که نشان اندام زیبا و قوی است‌؛ساقهای دست امام‌(علیه السلام) بلند وپهن می‌باشد وهمچنین ساقهای ایشان دارای موی فراوان و نیز صاف و کشیده است‌.

بر ساق دست راست حضرت آیه ی «جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان ذهوقا ً» نوشته شده است‌.

17) کف دست و پا:

انگشتان و کف دست و پای حضرت درشت و ستبر است چنانکه خشن بودن کف و انگشتان در مردان نشان قوت‌ِ قبض و مایه یِ مدح است‌.

یک خال در کف دست راست حضرت‌(علیه السلام) هست‌.

علامتی نیز در کف دست حضرت‌(علیه السلام) وجود دارد که این علامت ممکن است همان خال باشد یا نوشته‌ای که بر کف حضرت (علیه السلام) وجود دارد.

بر دو کف دست حضرت‌(علیه السلام) نوشته شده است (بایعوه‌؛ فان السیعة لله عزوجل‌) یعنی « با ایشان بیعت کنید زیرا؛ بیعت فقط مخصوص‌خداوند است‌ ».

18) شکم‌:

حضرت امام (علیه السلام)، ستبر دل و فراخ دل هستند که به تناسب سینه ی فراخ حضرت می‌باشد که در این صفت شبیه جد بزرگوارش‌حضرت امیرالمومنین‌(علیه السلام) است‌.

یک رشته‌ی باریک مو از وسط سینه ی مبارک امام‌(علیه السلام) و زیرگلو تا ناف مبارک امام‌(علیه السلام) امتداد دارد که به رنگ سبز است نه سیاه‌.

19) رانها:

رانهای حضرت عضلانی و ستبر است که نشان قوت و قدرت بدنی امام‌(علیه السلام) است و یک خال در ران است حضرت‌(علیه السلام) وجود دارد.

20) زانو:

زانوی مبارک امام‌(علیه السلام) به خاطر بزرگی و درشتی آن‌، میل به پایین دارد؛ یعنی سراستخوان‌های حضرت درشت بوده و می‌توان این‌شباهت را میان امام‌(علیه السلام) و حضرت پیامبر(صلی الله علیه و آله) دانست.

 

منبع: دانستنیهایی درباره امام زمان . مهدی فقیه ایمانی


سبک زندگی که امام زمان می پسندد

خانه های نورانی به نور ولایت و امامت، کانون تربیت سربازان امام زمان (علیه السلام) و عهده دار پرورش دادن یاوران جان بر کف برای حضرت هستند که تربیت دینی آنان بر اساس، قرآن و عشق پیامبر و آل پیامبر (صلی الله علیه وآله) می باشد.


امام زمان

آگاهی کامل از جزئیات و دستاوردهای عصر ظهور برای کسی که پیش از ظهور زندگی می کند بسیار دشوار می نماید. تنها در پرتو روایات معصومین علیهم السلام و بر اساس استنباط علمای بزرگ از احادیث و قرآن می توان تا حدودی از این شاخصه ها و واقعیت ها پرده برداشت. در سلسله گزارش های خبری اخیر پیرامون سبک زندگی اسلامی به دنبال معرفی برخی شاخص ها و رسیدن به ابعاد حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) و سبک زندگی مهدوی هستیم.

از دیگر ویژگی های عصر ظهور، پدیدار گشتن رشد معرفتی و دانشی انسان است. البته این سخن به این معنا نیست که بشر پیش از ظهور، اندیشه، تعقل، تلاش و جستجو برای دست یابی به حقیقت را نداشته است، بلکه منظور این است که بندها گسیخته و دیده ها گشوده خواهد شد. امام باقر_ علیه السلام می فرمایند: «إذا قام قائمنا وضع الله یده علی رۆوس العباد،فجمع بها عقولهم و کلمت به أحلامهم»؛ هنگامی که قائم ما قیام کند، دست خدایی اش را بر سر بندگان می نهد، از آن پس خردها و دانش های آنان به هم می پیوندد و کمال می یابد.(بحارالانوار،ج 52)

یکی از رسالت های تربیتی خانواده های مهدوی تربیت نسل مستعد و مهیا از نظر علمی و عملی برای یاوری و اجرای منویات امام زمان (علیه السلام) است. خانه های نورانی به نور ولایت و امامت، کانون تربیت سربازان امام زمان (علیه السلام) و عهده دار پرورش دادن یاوران جان بر کف برای حضرت هستند که تربیت دینی آنان بر اساس، قرآن و عشق پیامبر و آل پیامبر (صلی الله علیه وآله) می باشد. پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در روایتی می فرمایند:

أدَّبوا أولادَکم عَلی ثلاث خِصالٍ: حُبَّ نَبِیِّکم و حُبَّ أهلِ بیتهِ و قراءَ هِ القرآن... فرزندانتان را بر سه پایه و خصلت تربیت کنید: محبت پیامبرتان، محبت اهل بیت او و قرآن ( کنزالعمال، ج 16، ص 456.)

برای انجام این رسالت بزرگ ما از سه الگو و روش استفاده می کنیم:

* تربیت فرزند بر اساس اصول تربیتی کلی شرعی و عقلی

* تربیت فرزند بر اساس توصیه های خاص اهل بیت (علیه السلام)

* تربیت فرزندان بر اساس الگوی صفات یاوران حضرت مهدی (علیه السلام)

تربیت نسل یاوران مهدی، بر اساس الگوی صفات یاران حضرت مهدی (علیه السلام) می باشد. در قرآن کریم و روایات اهل بیت (علیه السلام) به مجموعه ای از خصلت ها و ویژگی های شخصیتی اصحاب المهدی پرداخته شده است. شمارش این صفات در قرآن و روایات به معنای حرکت در مسیر تربیت چنین نسلی و الگو قرار دادن این شیوه می باشد، به طور مثال قرآن شش صفت برای یاوران حضرت مهدی (علیه السلام) بر می شمارد:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُۆْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ وَ لاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لاَئِمٍ... ای کسانی که ایمان آورده اید هر کس از شما که از دین خود باز گردد، باکی نیست پس به زودی خداوند قومی را می آورد که:

١. خدا ایشان را دوست دارد.

٢. آنان نیز خدا را دوست می دارند.

٣. در مقابل مۆمنین فروتن هستند.

٤. در مقابل کافرین سرسختند.

٥. در راه خدا جهاد می کنند.

٦. از ملامت هیچ ملامتگری نمی هراسند.

از جمله مصادیق این روایت یاران حضرت مهدی (علیه السلام) می باشند. با تبین سلوک فاطمی و مهدوی سلام ا... علیهما نیز از دیگر مباحثی است که جهت معاصر سازی اسوه های اسلامی مطرح و بیان گردیده است.

از یکسو دچار شدن به روزمرگی و از سویی تقلید کورکورانه سبک زندگی غربی( که هیچ تناسبی با سبک زندگی اسلامی ندارد) لزوم برنامه ریزی و پیاده سازی سبک زندگی اسلامی را دو چندان می کند. سبک زندگی ای که باید هر چه بیشتر ما را به جامعه مهدویت نزدیک نماید.

 

منبع: خبرگزاری فرهنگ


 

مدت حکومت حضرت مهدی(عج) در روایات

در این بخش به بررسی مدت حکومت امام عصر ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) در آراء فریقین (شیعه و اهل سنت) می پردازیم.


امام زمان

احادیث اهل سنت

همانگونه که بسیاری از آنها را نقل نمودیم مدت حکومت حضرتش‏ را بیان‏ کرده‏اند. روایات زیر بیانگر این موضوعند:

1) او هفت یا ده سال حکومت می نماید.

2) مدت حکومتش بیست سال است.

3) پنج یا هفت یا نه سال زیست می کند.

4) هفت یا هشت یا نه سال زیست می کند.

5) شش یا هفت یا هشت یا نه سال درنگ می کند.

روایات شیعه

امام جعفر صادق علیه السلام می فرماید: « انه یملک سبع سنین تطول له الایام حتی تکون السنه من سنیه مقدار عشر سنین من سنیکم فیکون سنو ملکه سبعین سنه من سنیکم هذه » ؛

گستره حکومتش هفت سال است، لیکن به گونه‏ای که روزها بطول می انجامد تا اینکه یک سال از سالیان او برابر ده سال از سالیان شماست. به این ترتیب مدت حکومتش به هفتاد سال از سالیان شما می رسد.

نظیر این حدیث از امام محمد باقر علیه السلام روایت شده است. راوی به ایشان عرض می کند: فدایت شوم، چگونه سالها به طول می انجامد؟

حضرت می فرماید: «یامر الله الفلک باللبوث و قله الحرکه فتطول الایام لذلک و السنون » ؛

خداوند فلک را فرمان می دهد که به درنگ و آهستگی حرکت نماید. به این دلیل روزها و سال ها به طول می انجامد.

راوی گوید: آنها می گویند که اگر در فلک دگرگونی راه یابد، نظامش از هم خواهد گسست.

حضرت فرمود: «ذلک قول الزنادقه فاما المسلمون فلا سبیل لهم الی ذلک و قد شق الله القمر لنبیه و رد الشمس من قبله لیوشع بن نون و اخبر بطول یوم القیامه و انه کالف سنه مما تعدون » ؛

این سخن زندیقان و بی دینان است. مسلمانان را راهی به این مطلب نیست. این پیامبر است که خداوند برای حضرتش ماه را از میان به دو نیم ساخت و قبل از او هم خورشید را برای یوشع بن نون برگردادند. کما اینکه از روز قیامت خبر داده که هر روز آن هزار سال شماست، از آن سالهائی که شما می شمارید.

امام‏ محمد باقرعلیه‏السلام فرمود: «ان القائم علیه السلام یملک ثلاثمائه و تسع سنین کما لبث اهل الکهف فی کهفهم»؛

قائم علیه السلام سیصد و نه سال حکمرانی دارد، همچنانکه (به این مقدار) اصحاب کهف در غار درنگ نمودند.

در روایتی دیگر از همین امام وارد شده: «والله لیملکن رجل منا اهل البیت ثلاث مائه سنه و ثلاث عشره سنه و یزداد تسعا »؛

به خدا سوگند که بطور حتم مردی از ما اهل بیت حکومت را به دست گیرد. او سیصد و سیزده سال حکومت دارد که نه سال بر آن می افزاید. گفته شد که آن چه هنگام خواهد بود؟ فرمود: «بعد موت القائم»؛ بعد از در گذشت قائم علیه السلام. عرضه شد که قائم علیه السلام در دوران خود، قیامش چه مقدار بطول می انجامد؟

فرمود: «تسع عشره سنه من یوم قیامه الی یوم موته»؛ نوزده سال، از روز قیام او تا هنگام‏ درگذشت وی.

 

در تعدادی ‏روایات از امام صادق علیه السلام روایت شده است: « ملک القائم منا تسع عشره سنه و اشهر»؛ قائم از ما نوزده سال و چند ماه ‏حکومتش‏ بطول ‏می‏انجامد.

امام مجتبی از پدر بزرگوارش امیر المومنین نقل می کنند که فرمودند: «یبعث الله رجلا فی آخر الزمان (الی ان قال) یملک ما بین الخافقین اربعین عاما فطوبی لمن ادرک ایامه و سمع کلامه» ؛

خداوند مردی را در آخر الزمان برمی انگیزاند تا آنجا که فرمود: او سراسر گیتی را در اختیار خود می گیرد و چهل سال بر عرصه جهان حکمرانی دارد. خوشا به حال آنکه روزگار او را دریابد و کلامش را بشنود.

شیخ مفید (علیه الرحمه) بعد از روایت هفت سال می گوید که هر یک از این سالها برابر ده سال می باشد، و این مطلب قبلا گذشت. او می گوید: روایت شده که مدت دولت قائم علیه السلام نوزده سال می باشد که روزها و ماه هایش همانگونه که گذشت بطول می انجامد. این امری است پوشیده از ما. تنها این مطلب به ما القا شده که کاری را که خدای تعالی انجام می دهد، وابسته به شروط و مصالحی است که خود می داند. ما نمی توانیم به یکی از این دو امر قطع نظر حاصل نمائیم، هر چند که روایت هفت سال آشکارتر وفزونتر است.

علامه ‏مجلسی در بحارالانوار اظهار می دارد: اخبار مختلفی که پیرامون دوران حکومت امام نقل شده، برخی از آنها محمول بر تمامی آن مدت است، برخی بر زمان استقرار دولتش، برخی به حساب ماهها و سالهای ما و برخی بر اساس ماهها و سالیان طویل زمان وی است. البته خداوند به حقیقت امر آگاهتر است.

 

منبع: آشنایی با امام زمان (عج) ، ترجمه جزء چهارم أعیان الشیعة . سید محسن امین


شکر نعمت، دلیلی محکم بر دعای فرج

وجود مولای ما حضرت حجّت - صلوات اللَّه علیه - از مهم‏ترین نعمت‏های الهی بر ما است و معرفت داشتن ما نسبت به این نعمت خود نعمت بزرگی است که هیچ نعمتی با آن مقایسه نمی ‏شود

فرج

 

 زیرا که جزء تکمیل کننده ایمان و علّت تامّه آن می ‏باشد و تمام نعمت‏های ظاهری و باطنی از شاخه ‏های این نعمت بزرگ - یعنی وجود امام - است، پس بر ما واجب است که بیشترین کوشش و اهتمام را در اداء شکر این نعمت به کار بندیم، تا به نعمت‏های بزرگ دیگر هم نایل شویم.

وجود آن حضرت نعمت است!!

عقل و نقل هر دو بر این معنی دلالت دارند:

از دیدگاه عقلی وجود امام از مهم‏ترین و ارزنده‏ ترین نعمت‏هاست زیرا با وجود او خداوند شناخته و عبادت می گردد و بشر با معارف ربّانی و علوم سودمند آشنا شده و به درجات والا و نعمت‏های جاودانه اخروی و آنچه از مقامات عالیه و عنایات خاصّه که بخواهد نائل می گردد.

از دیدگاه نقلی نیز در روایات متعددی بر نعمت بودن وجود امام تأکید شده است که دو نمونه از آنها عبارتند از:

**از حضرت امیر المۆمنین علی ‏علیه السلام آورده شده که در تفسیر آیه: «أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ بَدَّلُوا نِعْمَةَ اللَّهِ کُفْراً»؛ (ابراهیم/28) «آیا ندیدی آنان که نعمت الهی را به کفر بدل ساختند.» فرمودند: ما آن نعمت هستیم که خداوند بر بندگانش عنایت کرده، و به سبب ما رستگار شوند آنان که رستگار می‏شوند روز قیامت. (کافی: 217:1)

**در غایة المرام از دو تفسیر عیّاشی و قمی از امیر مۆمنان‏علیه السلام آمده که درباره آیه: «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ» (تکاثر/9) فرمودند: ما نعیم هستیم. (غایة المرام: 259)

شکر نعمت واجب و مایه فزونی نعمت است

عقل سلیم به وجوب شکر نعمت حکم می‏کند و روایات نیز شکر نعمت را مایه فزونی آن می دانند.

 آیات قرآن نیز  بر شکر نعمت تأکید بسیار دارند «فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ وَاشْکُرُوا لِی وَلا تَکْفُرُونِ»؛ (البقره/152) پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و برای من شکر گزارید و [نعمت‏های مرا] کفران مکنید.

«وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِی لَشَدِیدٌ» (ابراهیم/7) و بیاد آرید که پروردگارتان اعلام کرد: اگر شکر گزارید شما را می‏افزایم و اگر کفران ورزید هرآینه عذابم شدید است.

«وَاشْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ»؛ (النحل/114) و شکر نعمت خدای را بجای آورید اگر به حقیقت او را می‏پرستید.

از حضرت صادق‏ علیه السلام روایت شده که فرمودند: در تورات نوشته شده هرکه تو را نعمتی داد سپاسگزاری کن، و به هر که تو را سپاس گفت انعام بنمای، که اگر نعمت‏ها شکرگزاری شوند از بین نمی‏روند، و اگر ناسپاسی گردند پایدار نمانند، شکر مایه فزونی نعمت‏ها و ایمنی از دگرگونی‏ها است. (کافی: 94:2)

شکر احسان نمودن در مقابل احسان است و از اقسام آن شکر قلبی، شکر زبانی و شکر با اعضاء بدن است.

شکر قلبی با شناختن نعمت و دانستن این‏که از سوی خداوند است تحقق می‏ پذیرد، چنان‏که از امام صادق‏ علیه السلام روایت شده که فرمودند: هرکه خداوند نعمتی به او داد پس به قلب و دل خود آن را شناخت، شکرش را ادا کرده است. (کافی: 96:2)

به عبارتی دیگر شناختن به قلب و دل یعنی قدر آن نعمت را بدانیم و متوجه باشیم که نعمت دهنده خداوند است. (مرآة العقول: 157:8)

از آثار این شناخت، در صدد تعظیم آن نعمت بودن، و آشکار نمودن مقصود به زبان و بدن می‏باشد، و از آثار شکر به زبان، حمد و ثنا گفتن و بازگو نمودن نعمت و دعا کردن برای پایداری آن است و از آثار شکر بدنی، جدّیت و اهتمام به اطاعت و عبادت می‏باشد.

حال چون وجود مولای ما حضرت حجّت - صلوات اللَّه علیه - از مهم‏ترین نعمت‏های الهی بر ما است و معرفت داشتن ما نسبت به این نعمت خود نعمت بزرگی است، بلکه نعمتی است که هیچ نعمتی با آن مقایسه نمی‏شود، زیرا که جزء تکمیل کننده ایمان و علّت تامّه آن می‏باشد و تمام نعمت‏های ظاهری و باطنی از شاخه‏های این نعمت بزرگ - یعنی وجود امام - است، پس بر ما واجب است که بیشترین کوشش و اهتمام را در اداء شکر این نعمت به کار بندیم، تا به نعمت‏های بزرگ دیگر هم نایل شویم، که خداوند - عزّوجلّ - وعده داده که هرکه شکر نعمت بجای آورد نعمتش افزون کند، و وعده الهی تخلّف‏ ناپذیر است.

دعا برای تعجیل فرج مولایمان حضرت صاحب الزمان - عجّل اللَّه فرجه الشریف - از جمله اموری است که زبان به خاطر آن خلق شده و با این دعا شکر نعمت زبان به انجام می رسد.

البته ادا کردن تمام حقوق این بزرگ نعمت الهی به حکم عقل سلیم برای ما مقدور نیست ولی آنچه از دست ما ساخته است باید انجام دهیم که به چند امر حاصل می‏شود:

1 - شناخت قلبی و معرفت این نعمت والای الهی.

2 - بیان کردن فضایل و نشر دلایل آن بزرگوار.

3 - صدقه دادن برای سلامتی وجود آن حضرت.

4 - روی آوردن به سوی او، با انجام دادن کارهایی که مورد پسند و مایه نزدیک شدن به درگاهش می‏باشد.

5 - درخواست معرفت او از درگاه الهی تا از اهل شکر و اقبال به سوی او گردیم.

6 - اهتمام به دعاهای خالصانه برای تعجیل فرج آن حضرت و برچیده شدن پرده ابتلای غیبت.

و این یکی از اقسام شکر نعمت است زیرا این کار تجلیل و تعظیم آن حضرت است، چنان‏که معلوم است که هر آن‏که بخواهد بزرگی را تعظیم کند او را به نام دعا می‏کند و در میان دوستانش یاد او را زنده می‏دارد و با دعا کردن برای آن حضرت کمال توجه به سوی او حاصل می‏شود و توجّه نمودن به نعمت از اقسام شکر است.

لذا دعا برای تعجیل فرج مولایمان حضرت صاحب الزمان - عجّل اللَّه فرجه الشریف - از جمله اموری است که می توان با آن بخشی از شکر نعمت بی همتای امامت را به جا آورد.

 

منابع:

مکیال المکارم، سید محمد تقی موسوی اصفهانی

مرآة العقول، علامه محمد باقر مجلسی

اصول کافی، شیخ کلینی


عاقبت یک روز مغرب محو مشرق میشود


emam zaman


"عاقبت یک روز مغرب محو مشرق میشود "

"عاقبت  غربی ترین  دل  نیز عاشق میشود"


"شرط می بندم که فردایی نه خیلی دیر و دور"

"مهربانی ، حاکم کل مناطق میشود"


"هم زمان, سهمیه ی دلهای دلتنگ و صبور" 

"هم زمین, ارثیه ی جانهای لایق میشود" 


"قلب هر خاکی که بشکافند نشانش عاشقی است" 

"هر گلی که غنچه زد نامش شقایق میشود" 


"با صداقت آسمان سهمی برابر میدهد" 

"با عدالت خاک تقسیم خلایق میشود" 


عقل هم با عشق یک نوعی موافق میشود"

"عقل اگر گاهی هوادار جنون شد عیب نیست"

 

"صبح فردا موسم بیداری آیینه هاست" 

"فصل فردا نوبت کشف حقایق میشود" 


"دست کم یک ذره در تاب و تب خورشید باش"

"لااقل یک شب بگو کی صبح صادق میشود" 


"میرسد روزی که شرط عاشقی دلدادگی است" 

"آن زمان هر دل فقط یک بار عاشق میشود "


خلیل زکاوت