سه شنبه, 28 دی 1395 12:28

جستجو در شبکه گسترده

مهدویت

حقیقت دعا برای امام زمان علیه السلام

دعا، غیبت را تبدیل به حضور می کند. اما مشکل ما غیبت نیست، مشکل ما غفلت است. شما با دعا، از غفلت خارج می شوید .


امام زمان

 می‌فهمید دارید در کنار کسی زندگی می کنید. مگر می شود یک زمانی امام زمان علیه السلام را مردم نبینند؟ می شود اصلا ایشان نباشند؟ اگر امام زمان علیه السلام نباشندکه اصلا قرآن مرده است. پس امروز که قرآن زنده است ، شما آن روح را درکنار خودتان و در قلب خودتان داشته اید و می دانید که روح، مکانی نیست . هر کجای عالم باشد، شعاعش شما را در بر می گیرد. مشکل جدی ما غیبت نیست.

در اینجا ما دعا می کنیم که خدایا او را حفظ کن، از آفات، از بلاها، از مشکلات، و خدا هم این کار را خواهد کرد." إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ 1 "

دعاهای ما چه نقشی دارند؟ آیا اگر ما دعا نکنیم، آفات بیشتریبی این بزرگوار می رسد؟ ما با این دعاها خودمان را وارد جنود خدا کرده‌ایم، که محافظ این بزرگوار است. قرآن می فرماید: " وَ أَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا2".

خداوند وقتی می خواهد پیامبر صلی الله علیه و آله را حفظ کند، یا بزرگواران ائمه علیهم السلام را در برابر آفات حفظ کند، یک جنودی (لشگرهایی) به کار می برد. به یک جنودی منت می گذارد که شما بروید حول و حوش او حلقه بزنید. شما با دعاهایتان، در واقع در جنود رحمانی ثبت نام کرده اید که محافظ آن بزرگوارند. اگر شما این دعا را نکنید. این گونه نیست که جنودی نباشد. خدا این جنود را دارد و فراهم کرده است و اصلا در بین ملائکه ، بودن در این جنود، رقابت است. اما شما که با این دعاها در این جنود قرار می گیرید، غیبت را تبدیل به حضور می کنید. شما وقتی جزو محافظین حضرت باشید فاصله تان کم می شود. اصلا حس نمی کنید که چیزی کم دارید. می دانید که دوست داشتید نگاه کنید، دوست داشتید که صحبت طرفینی بکنید. ولی حالا به هر دلیلی، به هر حکمت و مصلحتی از حضرت حق جل و اعلا، فعلا این اتفاق نمی افتد ولی ما در کنار هم زندگی می کنیم. اگر هم یک وقتی میبینی دلت به درد می آید، آن تیری که قرار بوده به آن بزرگوار بخورد، به سینه تو خورده است. مگر نمی گویی روحی له الفداه؟ گاهی وقت ها که نمی دانی چر این گونه هستی ، و اصلا نمی دانی چطور هستی، اگر خیلی ناراحتی دیگر دعا نکن . چون وقتی دعا میکنی جزو محافظین او هستی. اگر اهلش هستی بسم الله و اگر اهلش نیستی برو در عافیت زندگی کن.

 

 سلسله موی دوست حلقه دام بلاست                 هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست

 گر بزنندم به تیغ ، در نظرش بی دریغ                          دیدن او یک نظر ، صد چو منش خونبهاست

 

اگر اهلش هستی بگو: خدایا اگر قرار است چیزی بر پیشانی او بخورد، تیری بر سینه من شود، گواراتر است. آن وقت میروی و جزو محافظین امام زمان علیه السلام می شوی. چرا شیعیان در دوران غیبت ، دل خون دارند؟ زندگیشان را می کنند، ظاهرا چیزی نیست.هر کس از دور نگاه می کند ، می گوید خوشا به حالش. در حد خودش پول دارد، زندگی اش را دارد، پس چرا هر چه نگاه می کنی، می بینی دل شکسته است؟ بچه اش سالم است، همسرش سالم است، خودش سالم است، از نظر اخلاقی ودینی سالم است؛ اما وقتی می بیند یکی دیگر فاسد است ، تیری است که به قلب او می خورد. برای اینکه دعا کرده استخدا حضرت را حفظ کند و با این دعا جزو محافظین حضرت شده است.و چقدر زیبا است! آن تیرهایی که قرار است به حضرت بخورد، به تو می خورد. از این طرف تو می خواهی این آفات را تحمل کنی، از طرف دیگر هم برای اینکه دل حضرت را شاد کنی ، شروع می کنی به ذکر گفتن و نماز خواندن، تا او دور و بر خوش این باغ و بستان ها را ببیند نه آن زباله دان ها را.خدا گاهی وقت ها چشم حضرت را نسبت به بعضی از مفاسد می بندد. برای اینکه او : "عین الله ناظره باذنه" است.

خداوند اذن می دهد که او چیزهایی را ببیند. ولی گاهی اوقات، چشم اولیای خودش را نسبت به برخی از مفاسد می بندد که مبادا دلش بگیرد یا بشکند. دعای نیمه شبی بکند و  آهی بکشد. آن موقع اوضاع خیلی به هم می خورد. ابراهیم چشم ملکوتی اش باز بود. آره " وَکَذَلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ 3" دید در گوشه ای از این عالم دارند فساد اخلاقی انجام می دهند. دلش گرفت و آنها را نفرین کرد. خدا هم جان آن ها را گرفت. باز جای دیگر و ... بالاخره خدا گفت داری چه کار می کنی؟ تو اگر بگویی، دعا و حرف تو برای من محترم است. ولی اگر قرار باشد همه را اینگونه زیر ذره بین خودت بگیری و نفرین کنی ، همه این ها باید بروند. ما خدای این بندگان هستیم و می خواهیم اینها نزد تو آبرومند باشند. این را بدان تا با خیال راحت تری بتوانی نزد این بزرگوار بروی و عرض سلام بکنی4.  

 

پی نوشت ها:

1.       حجر، آیه 9.

2.       توبه، آیه 40.

3.       انعام، آیه 75.

4.       حسینی، سید مجتبی، در ولایت مهدی، تهران،نیستان، 1387 صص.56 – 59.


خبر آمد خبری در راه است

 

emam zaman

 

کی می‌رسم به لذتِ در خواب دیدنت؟

سخت است، سخت... از لب مردم شنیدنت...

نامت را فراوان بر زبان‌ها می‌آورند در این شهر... صدایت می‌زنند... نامت را قاب می‌کنند روی دیوارها... نامت را آذین می‌بندند در کوچه‌ها و معبرها... نامت را به یکدیگر می‌گویند و من چه بسیار نام تو را شنیده‌ام، ای مهربان‌ترین.

اما دریغا که دیدارت را هرگز... گفته‌اند تو را نمی‌توان دید با این چشم‌های بیهودگی... گفته‌اند از پیش رویمان می‌گذری، اما نمی‌شناسیمت با این نگاه‌های غافل... اما ای کاش در خواب، راهی به تماشای تو داشتم. ای کاش شمیم پیراهنت از خوابم گذر کند تا بیداری‌ام را به عطر پیراهن یوسف بیناتر کنم.

خواب دیدن تو، به تمام بیداری‌هایمان، به تمام عمرمان می‌ارزد. خواب تو را دیدن، عین بیداری است و بیداریِ تو را ندیدن، خواب است... غفلت است... از خوابم گذر کن مثل نسیم بهاره‌ای که شکوفه‌ها را به لبخند فرا می‌خواند. مثل شفای ناگهانی که درد را بر باد می‌دهد. مثل معجزه بی‌بدیلی که ایمان را نو می‌کند. از خوابم گذر کن تا چشمان گنه‌کارم به یمن رۆیت تو بخشوده شوند و تقوای خویش را از سر بگیرند.

حس می‌کنم گویا هزار سال است که دوستت داشته‌ام. انگار هزار سال است که به تو و به آمدنت دل بسته‌ام. انگار هزار سال است که خدا مرا به پای انتظار تو نشانده و هنوز تو را نیاورده است. آری، به راستی، هزار سال است که تو را دوست دارم... که تو را دوست داریم... که برایت دل‌تنگیم... منتظریم و تنها آه می‌کشیم ... خسته می‌شویم، ناله می‌کنیم و تنها سجاده‌ها انتظارمان را می‌دانند و تسبیح‌ها و نذرها عمق درد ما را دیده‌اند، سه‌شنبه‌ها بی‌قرارترمان می‌کنند و جمعه‌ها، دل‌هایمان را به آتش می‌کشند. هر روزی که آغاز می‌شود و به پایان می‌رسد یا شبیه بغض سه‌شنبه است یا پر از اندوه جمعه ...

چقدر چشم‌منتظر پیر شدند و از خاک کوچیدند. چقدر کودکان که به دنیا آمدند و در این هوای غربت و چشم به راهی، بزرگ شدند. چقدر دل‌ها که تولد یافتند و عشق و انتظار آموختند و به پیری رسیدند و هنوز ندیده‌اند تو را...

همه انتظار تو را می‌کشند، همه... از هر مذهب و کیش، با هر زبان و بیان، تو را می‌شناسند و دست‌های مهربانت را بی‌قرارند. همه صف به صف در انتظارند. قدم بگذار در کوچه‌های زمین و زمان...

مولای من، در کوچه‌ها صدای قدم‌هایت را جاری کن. چراغ خانه‌های شهر را بیفروز. مردم در خواب را بیدار کن از خواب غفلت. زیر لب، نام تک‌تک‌شان را صدا بزن تا خداوند به یمن زمزمه پرمهر تو، روز خجسته دیگری را برایشان بیاغازد. دعا کن سفره‌هاشان به برکت نام تو برقرار و حلال باشد. دعا کن عبادتشان را به حرمت آبروی تو، خدا پذیرا شود. دعا کن برای خاطر قلب پر عطوفت تو با یکدیگر مهربانی کنند. دعا کن آب در آسیاب ستم نریزند. دعا کن تو را از یاد نبرند... از تو غافل نشوند... تو را چشم به راه باشند.

دعا کن برای مردم زمین! برای غفلت روزگار... دل‌های سنگ شده... دل‌های تنگ شده... برای قلب‌های عاشق، قلب‌های مظلوم ... برای صبرهای به سر آمده... جان‌های به لب رسیده... برای اشک‌های خسته دعا کن... برای بغض‌های گلوگیر... برای چشم‌های در جست‌وجو...  همه را دعا کن، مولای من...

خدایا؛ فکری به حال عشق و انتظار کن. به حال چشم به راهی... فکری به حال این همه جست‌وجو... این همه دل‌تنگی... تنها تویی که می‌توانی. تنها تویی که قادری.


سودابه مهیجی


امام زمان علیه السلام چه قدر من را دوست دارد؟

«محبت» واژه‌ای زیبا است و ابراز محبت، بین دو محبوب پیوند عاطفی عمیق بین آنها برقرار می‌كند. محبت یك ویژگی اخلاقی دو سویه است كه از چشمه‌سار عشق درونی می‌جوشد.


امام زمان (عج)

امام زمان را خیلی دوست دارم، می خواهم بدانم او چقدر مرا دوست دارد؟

محبت امام زمان (علیه السلام) به دوستان و شیعیان خود، شعبه‌ای از چشمه سار محبت خدا و ندا است و درخت زندگی را آبیاری می‌كند اگر پیوند ما با امام زمان (علیه السلام) محكم، استوار و دائمی باشد، پیوند آن امام همام با ما نیز همین‌گونه خواهد بود.

بلكه بندگان الهی در هر صف كه باشند حتی در جرگه گناهكاران ـ با فرض پشیمانی از گناه ـ محبوب خدا خواهند بود و محبوب خدا همیشه مورد عنایت و لطف و نظر خواصان درگاه معبود به ویژه آخرین وصی و ذخیره الهی در زمین، حضرت مهدی(علیه السلام) ـ خواهند گرفت.


امام رضا(علیه السلام) می‌فرمایند: «از نشانه‌های امام [...] ولایت او بر مردم، از ولایت آنها بر خودشان بالاتر، از پدر و مادر بر آنها مهربان‌تر و دلسوز‌تر است». (من لا یحضر الفقیه ـ ج4/ص419)


حال اگر در این سخن نیك بنگریم، خواهیم فهمید توجه اما به شیعیان چقدر زیاد است كه از توجه و علاقه پدر و مادرشان بیشتر است.

فرزند هر چه در حق پدر و مادر خود نامهربانی و جفا كند، باز هم آنان او را فرزند خود می‌دانند و او را دوست خواهند داشت. علاقه و دوستی امام(علیه السلام) از این هم بالاتر است. زیرا امام خلیفه خدا در بین مردم است و صفات خدا را در مرتبه اعلا جلوه‌گر می‌سازد از این رو باید رئوف‌ترین باشد و صفت رحمانیت و رحیمیت الهی را به آنها منتقل كند.


ائمه(علیهم السلام) خود به یاران می‌فرمودند: «اگر شما بیمار شوید ما نگران و بیمار می‌شویم و اگر شما در صحت و شادی باشید ما نیز خوشحال هستیم».


خود آن حضرت در نامه برای عالم بزرگ شیعه شیخ مفید، می‌نویسند: «فانا نحیط علماً بأبنائكم و لایعزب عنا شیء من اخباركم»؛ «ما بر اخبار و احوال شما آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما بر ما پوشیده و مخفی نمی‌ماند»


و اضافه می‌فرمایند: «ان غیر مهملین لمراعاتكم و لا ناسین لذكركم و لولا ذلك بكم الاواء و اصطلمكم الاعداء»؛ «ما در رسیدگی و سرپرستی شما كوتاهی نكرده و یاد شما را از خاطر نبرده‌ایم. اگر جز این بود، دشواری‌ها و مصیبت‌ها بر شما فرود می‌آمد و دشمن شما را ریشه كن می‌ساخت». (احتجاج طبرسی، ج2، ص596)

 

نشانه دوستی واقعی، خیر خواهی و هدایت به خوبی‌ها نجات دادن از خطرات و دور كردن از دام‌های شیطان است. در زندگی ما بسیار اتفاق می‌افتد كه گاهی دچار تردید در انتخاب خوب و بد می‌شویم و سر انجام راه صحیح را انتخاب می‌كنیم. این هدایت از ناصیه والی و سرپرست ما امام زمان(علیه السلام) است.

گاهی در مشكلات سخت گرفتار می‌آییم و ناگهان به طریقی مشكل ما حل می‌شود. این نجات از ناحیه آن یوسف زهرا(علیه السلام) است. ممكن است دام شیطان ما را گرفتار سازد و سرانجام از آن رهایی پیدا كنیم؛ این رهایی از دعای امام زمان(علیه السلام) درباره ما است.

باید به این شهود برسیم كه دائما در زندگی مورد عنایت و لطف آن حضرت هستیم تا پی دوستی واقعی او ببریم. همه اینها نشانه دوستی واقعی یوسف فاطمه در حد اعلای محبت، نسبت به شیعیان و دوستداران، بلكه نسبت به تمامی انسان‌های موحد و خداپرست است.



محبت و دوستی از منظر قرآن و اهل بیت(علهم السلام)

دوستی و محبت گرایش و جاذبه‌ای بین محب و محبوب است. دوستی واقعی امری دو سویه و طرفینی است. هم جاذبه و توجه از سوی محبوب لازم است و هم تلاش و جلب توجه از سوی عاشق.


تا كه از جانب معشوق نباشد كششی

كوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد


محبت و توجه خدا به بندگان، امری مداوم و همیشگی است. خداوند تمام بندگان خود را دوست دارد، در قرآن كریم آیات بسیار زیادی در این مورد آمده است» مانند «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ»(آل عمران، 76)؛ « إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ»(بقره، 195)، « إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ»(بقره،222)

یعنی خداوند هم خوبان با تقوا و نیكوكار را دوست دارد و هم گناهكاران پشیمان را؛


اما برای دوستی متقابل با خدا شرطی وجود دارد و آن عمل كردن به فرمان‌های او است. شرط دوستی واقعی، عمل به دستورات دین است كه از سوی پیامبر خدا برای بندگان الهی آمده است.

قرآن كریم می‌فرماید: ای پیامبر به مردم بگو: « إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللَّهُ»(آل عمران، 31) «اگر خدا را دوست دارید، پس از من پیروی كنید تا خدا هم شما را دوست دارد». بر اساس آیات قرآن كریم، دوام و پایداری دوستی با خدا، در اثر پیروی از پیامبر او حاصل می‌شود.

اما پیروی عملی از پیامبر خدا، در اثر اطاعت عملی از جانشینان یعنی امامان معصوم(علیهم السلام) است و بر اساس دلایل قطعی و روایات صحیح و غیر قابل انكار، آخرین جانشین پیامبر خدا، حضرت مهدی(علیه السلام) است؛ همان گونه كه پیروی عملی از پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) باعث استمرار دوستی بین بنده و خدا می‌شود، پیروی عملی از امام زمان(علیه السلام) (عمل به دستورات دین و كسب رضایت آن حضرت)، این دوستی را پایدار می‌سازد.


برای كسب رضایت و پیروی از حضرت در زمان غیبت كبری، باید از سخنان و احادیث امامان(علیهم السلام) پیروی كرد.


پیام‌ها و دستورات امام زمان(علیه السلام) در زمان غیبت صغرا كه توسط چهار نایب و نماینده مخصوص آن حضرت به ما رسیده ـ وظیفه ما را برای زمان غیبت كبری، مشخص كرده است. امام زمان(علیه السلام) در یكی از پیام‌های خود برای شیعیان به نایب چهارم نوشته‌اند.


«در زمان غیبت كبری ـ كه من از دیده عموم مردم پنهانم ـ از نائبان و جانشان عام من پیروی كنید و آنها را رهبر خود قرار دهید».


مراد از نائب عام امام زمان(علیه السلام) فقیهان و مراجع تقلیدند و به طور خاص كسی است كه رهبر و ولی فقیه در جامعه اسلامی توسط مجتهدان تعیین شده باشد. «..... و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی روات حدیثنا فانهم حجتی علیكم و انا حجة الله علیهم .... » (بحار الانوار، ج53، ص181)

و همچنین امام زمان(علیه السلام) در نامه خود به شیخ مفید می‌فرمایند: «فلیعمل كل امرء منكم بما یقرب به من محبتنا و لیتجنب ما یدنیه من كراهتنا و سخطنا»؛ «هر یك از شما شیعیان باید اعمالی انجام دهد كه دوستی ما را به دنبال آورد و از اعمالی كه باعث نارحتی و عدم رضایت ما است دوری كند».(احتجاج، ج2، 599)؛

یكی از عاشقان اهل بیت(علیهم السلام) مدت زیادی آرزوی دیدن امام زمان(علیه السلام) را داشت و در هجر محبوب می‌سوخت؛ اما موفق نمی‌شد. سر انجام روزی امام زمان(علیه السلام) را در بازار آهنگران نزد پیرمرد قفل سازی دید كه در امور دینی و معامله با مسلمین دستورات دین را كاملا عمل می كرد حضرت به آن فرد فرمودند: اگر مانند این قفل ساز باشید، ما به عیادت شما می‌آییم؛ لازم نیست برای ملاقات با ما خود را به زحمت و سختی بیندازید.(كیمیای سعادت، ص41، به نقل از سرمایه سخن، ج1، ص611)

 

منبع: پایگاه اطلاع رسانی مهدویت


 

 

مرا فراق و غمت می کشد

ya mahdi 4

 

دلم گرفته از این جمعه های تکراری

دلم گرفته از این انتظار اجباری


چه قدر ندبه بخوانم! چرا نمی آیی؟

چه دیده ایی که از این دل شکسته بیزاری!؟


نیا! به درد خودم گریه می کنم، باشد

شما که از بدی حال من خبر داری


«صلاح مملکت خویش خسروان دانند»

از این به بعد غزل، من ندارم اصراری


نیا! که وُسع خرید کلافِ نخ هم نیست

شما که با خبر از نرخ هایِ  بازاری


امان نمی دهدم گریه، درد و دل دارم

به سینه مانده چه ناگفته هایِ  بسیاری


به جان مادرت آقا به کار می آیم

مرا اگر تو در این روضه ها  نگه داری


به درد می خورم آقا، مرا تحمل کن

به جای «شیعه» بخوانم «غلام درباری»


تو شاهدی! جگرم خرجِ روضه هاتان شد

گمان کنم که به من اندکی بدهکاری


ببخش، حرف زیادی زدم، غلط کردم

شما امامی و من هم غلام، مختاری


مرا فراق و غمت می کشد، تو خواهی دید

که خورده برگه ترحیم من به دیواری


وحید قاسمی


 

کلیپ صوتی: غربت مهدی فاطمه در انتخابات

کلیپ صوتی راجع به حال و هوای یاران امام زمان و فضای انتخابات

مناسب این روز های ما و بالاخص کسانی که در ستادها فعال اند.

از حاج آقای پناهیان


دانلود

 

rahbarr

 

منبع: عمارنامه