سه شنبه, 06 تیر 1396 15:02

جستجو در شبکه گسترده

مهدویت

برای بیداریمان دعا میخوانی؟

آه از این چشم های بی لیاقت

تو باشی و ما تو را نبینیم!؟

آه از این دل بی لیاقت

تو غریب باشی و ما را غم نباشد!؟

آه از این همه بی غیرتی

تو «هل من ناصر» بگویی و ما این همه کر!؟

چند جمعه مانده تا لایق شدنمان ارباب؟

برای بیداریمان دعا می خوانی، دلشکسته ی من؟


emam zaman



زندگی ما رنگ و بوی امام زمان(عج) دارد؟

زندگی ما رنگ و بوی امام زمان(عج) دارد؟! چقدر از امام زمان(عج) دور هستیم؟ آیا نوع زندگیمان امام زمان پسند هست؟ آیا نوع معاشرت های ما طوری هست که امام زمان هم وارد مجلسمان شوند، همنشین با ما شده و نظر لطفی داشته باشند؟


امام زمان

آیت الله بهجت(ره) فرمود: وقتى تأمّل مى کنیم مى بینیم همه قضایاى امام حسین(علیه السلام) در یک روز واقع شد و وقتى مردم کوفه و بصره از قضیّه قتل آن حضرت(علیه السلام) مطّلع شدند، ناراحت شدند و از ابتلاى آن حضرت و شهادت اسارت اهل بیت(علیهم السلام)، خدا مى داند که اهل ایمان چه قدر ناراحت بودند، به حدّى که گویا باورشان نمى شد.

در طول این مدّت دل اهل ایمان خون بود. امّا ما بیش از هزار سال است که گرفتاریم و حضرت حجّت(عج) گرفتار است و دشمن ها نمى گذارند بیاید و او را حبس کرده اند. آیا حبسى از این بالاتر که نتواند خود را در هیچ آبادى نشان دهد و خود را معرّفى کند!

در این ما فوق هزار سال که آن حضرت در زندان است، خدا مى داند که قلوب اهل ایمان چه قدر خون است. آیا شایسته است که حضرت غائب(عج) در مصایب و گرفتارى شبیه قضیّه ى حسین بن على(علیه السلام) به این مدّت طولانى گرفتار باشد و ما برقصیم و شادى کنیم؟! ""

تا کی باید بار گناهان و اشتباهات خود را متوجه دیگران و دیگر چیزها بکنیم؟ تا کی بایستی این همه مصیبت را به خاطر بی توجهی و فراموش کردن امام زمانمان(علیه السلام) تحمل کنیم؟ تا کی می خواهیم خود را گول بزنیم و بیدار نشویم؟ پس کی بناست علت اصلی آن را متوجه شویم؟


پیشوای پنجم شیعیان، امام باقر(علیه السلام) می فرماید: هرگاه خداوند بخواهد بر مردم غضب کند (آن هم به خاطر اعمال ناشایست مردم) ما اهل بیت را از مجاورت با آن ها دور می کند. (اذا غضب الله تبارک و تعالی علی خلقه، نحانا عن جوارهم".(1)


بیش از هزار سال پیش که حدود هشتاد سال از دوران غیبت کبرای امام زمان(علیه السلام) می گذشت، آن حضرت در نامه‌ای به شیخ مفید(ره) فرمودند:

"ما به خبرهای شما احاطه کامل داریم و چیزی از خبرهای شما برای ما پنهان نمی ماند و آگاهیم از ذلت و خواری که به شما رسیده، از زمانی که عده ای از شما تمایل نموده اند به عقاید و اعمالی (ناپسند) که گذشتگان صالح از آن دور بودند و عهد و پیمانی را که از آن ها گرفته شده بود (نسبت به امام زمانشان) بدور انداختند گویا که نمی دانند."


نکته قابل توجه اینجاست که این توقیع در سال های اولیه دوران غیبت فرستاده شده است، اکنون که وضع بسیار بدتر از آن زمان است و مردم در سختی ها، فشارها و فساد بسیار بیشتری گرفتار شده اند.

علاوه بر اینکه امام زمان(علیه السلام) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و بر اساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند.

آیا می خواهید بدانید فاصله ما با امام زمانمان چقدر است و معنای غربت و تنهایی چیست؟ به این چند جمله ساده و عامیانه خوب دقت بفرمایید؛ به ما فرموده اند که روز جمعه احتمال ظهور حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) بیشتر است. "یا مولای هذا یوم الجمعه و هو یومک المتوقع فیه ظهورک"(2)


حال اگر عصر جمعه ای بعد از نماز مغرب و عشاء، کسی به ما بگوید که امروز هم گذشت و امام زمان (ارواحنا فداه) ظهور نفرمودند و سپس چند لحظه بعد به ما خبر بدهند که از امروز مثلاً سیب زمینی کیلویی بیست تومان گرانتر شده است، شما را به خدا قسم برای کدام یک از این خبرها بیشتر ناراحت می شویم؟ برای کدام یک بیشتر دلهره پیدا می کنیم؟ نگران کدام یک می شویم؟


آیا زمانی که مثلا دخترمان از مدرسه برمی گردد، اول می پرسیم دخترم در راه حجابت را رعایت کردی تا قلب نازنین امام زمان(علیه السلام) را نرنجانی؟ یا ابتدا می پرسیم نمره امتحانت چند شد؟ آیا از پسرمان می پرسیم که همزمان با امام زمانت، نمازت را خواندی؟ یا اول می پرسیم مسابقه امروز را بردی یا نه؟

اصلاً به زندگی هایمان نگاه کنیم، آیا رنگ و بوی امام زمان(علیه السلام) را می دهد؟ آیاتابلویی که به دیوار خانه نصب کرده ایم، آیا وسایلی که مورد استفاده قرار می دهیم، آیا نوع زندگیمان امام زمان پسند هست؟ آیا نوع معاشرت های ما طوری هست که امام زمان هم وارد مجلسمان شوند، همنشین با ما شده و نظر لطفی داشته باشند؟ یا نه؛ آن قدر محرم و نامحرم بی پروا با هم اختلاط دارند که قلب مهربان امام زمان(علیه السلام) را می رنجاند؟


آیا ظاهر خود و خانواده مان آن طوری هست که مورد قبول و رضایت امام زمان(ارواحنا فداه) باشد؟ آیا طریقه درآمدمان طوری هست که امام زمان(علیه السلام) به آن برکت دهند و یا قدم به خانه ما گذاشته و بر سرسفره ما بنشینند؟ و خلاصه اینکه آیا روش زندگی ما همانگونه است که امام عصر(علیه السلام) می پسندد؟

دوستی می گفت داشتم از حرم مطهر امام رضا(علیه السلام) بیرون می آمدم، دیدم شخصی فریاد می زند؟ آی دزد، پولم را دزدیدند و …، مردم هم با یک حالت تأسف و دلسوزی به او نگاه می کردند، با خودم گفتم: الان اگر کسی فریاد بزند: امام زمانم نیست، امام زمانم نیامد و …، مردم با یک حالت تمسخر به او نگاه می کنند و می گویند: او دیوانه شده است.

همه این ها یک طرف که اینگونه نیستیم، گاهی در زندگی مان طوری رفتار می کنیم که انگار از امام زمان(عج)، از آن کسی که اصلا کسی وجود ما به طُفیلی ایشان و به خاطر وجود ایشان خلق شده(3)، طلبکار هم هستیم.


به هر حال یادمان نرود که علاوه بر اینکه امام زمان(علیه السلام) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و براساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند.


پی نوشت:

1- اصول کافی ، کتاب الحجه ، ح31

2- مفاتیح الجنان –زیارت روز جمعه امام زمان(علیه السلام)

3- حضرت ولی عصر(علیه السلام) می فرمایند: "نحن صنایع الله و الخلق بعد صنایعنا". الاحتجاج ،شیخ طبرسی،ج2، ص466

 

منبع: خبرگزاری شبستان


 

چه کنیم تا امام زمان(عج) به ما نظر کند؟

در آیه چهارم سوره جمعه، به سه مقام پیامبر اشاره می شود: او تلاوت کننده ی قرآن است برای مردم (مردم را با تلاوت، ظاهر و حقیقت قرآن آشنا می کند)، آنها را پرورش می دهد (از اخلاق شیطانی عبور می دهد و به اخلاق رحمانی می رساند و پاک می کند) و کتاب و حکمت را به مردم تعلیم می دهد. (و زندگی و و جود آنها را ارتقاء می دهد).


امام زمان (عج)

حکمت، علم و دانش نافع و مفید است. بعضی از علم ها مفید نیست یعنی ضررش از منفعتش بیشتر است.

حکمت به علمی گفته می شود که در آن خیر، برکت دنیایی و آخرتی باشد زیرا خداوند می خواهد ما را در افق ابدیت تربیت کند. در دعاها بر این صفت امام زمان(عج) تاکید می شود. زیارت آل یاسین از لسان مطهر امام و به قلم خودشان نگاشته شده است و می فرماید که هر گاه خواستی به اهل بیت توجه بکنی بخوانید: سلام علی آل یاسین ... سلام بر تو ای تلاوت کننده ی کتاب خدا و تفسیر کننده ی قرآن. تفسیر کننده ی قرآن با تعلیم حکمت و کتاب رابطه ای دارد.


یکی از مقامات وجودی امامان معصوم این است که از وقتی که به امامت می رسند در این مقام قرار می گیرند. یعنی از زمان شروع امامت مهدی ، تعلیم تربیت و تزکیه ی مردم عالم تحت ولایت او قرار گرفته است. به میزانی که ما دست ولایت و هدایت او را با بندگی خداوند رحمان باز بگذاریم، این مقام در وجود ما هم جاری می شود.


یکی از فلسفه های وجودی امام یا پیامبر نعمت و منتی است از جانب خداوند برای انسان که دست انسان را بگیرند و از زندگی شیطانی به زندگی رحمانی ببرند و به حداعلی زندگی رحمانی برسانند.

در زیارت جامعه کبیره که از لسان امام هادی(علیه السلام) جاری شده است می فرماید: با ولایت شما اهل بیت خداوند معارف دینی و اسلامی را به ما یاد داد یعنی اگر شما نبودید ما بهره ای از معارف قرآنی، اسلامی و عرفان ناب نمی بردیم.

در ابتدای دعای جامعه داریم :شما جایگاه معرفت خدا هستید اگر کسی به عرفان الهی می رسد به واسطه ی شما می رسد، شما معدن رحمت های الهی و عرفانی هستید یعنی علم نافع فقط در نزد شماست . سرچشمه ی ناب حکمت و معرفت خداوند قرآن و عترت است. پیامبر این دو مهم را در میان ما به یادگار گذاشته اند.


چه قدر با امام زمان پیوند داریم؟

اگر ما بخواهیم جامعه ی دینی و حوزه های دینی را محک بزنیم که با آستان امام زمان(عج) چه میزان پیوند و ارتباط دارند، باید باید ببینیم ارتباط آنها با احادیث و روایات اهل بیت چقدر است. و آن معارف ناب اهل بیت چقدر زندگی آنها پیاده شده است. آیا سبک زندگی آنها همان سبک زندگی آل پیامبر شده است یا خیر. در زیارت عاشورا داریم: خدایا سبک زندگی ما را مانند زندگی پیامبر و آل پیامبر قرار بده.

 

اگر بخواهیم تعلیم و تربیت حضرت شامل حال ما بشود چگونه باید رفتار کنیم؟

در مورد عنایات ویژه حضرت باید گفت که وجودهای لایق و نفوس مستعد که لیاقت های بالاتری نشان می دهند عنایت های  ویژه ای را دریافت می کنند. یکی توقیعات و نامه های حضرت است که افرادی مثل شیخ مفیدها در این مقام قرار می گیرند که این  بهره گیری از تربیت ویژه ی امام زمان(عج) است .این مقام مربی گری است و با مقام معلمی فرق دارد. تمام حوزه های علمیه که برقرار می شود، تجلی معلم حقیقی عالم وجود امام عصر است. معلمان حقیقی عالم، پیامبر و آل پیامبر است. یعنی این کلاس ها در محضر قرآن و عترت برگزار می شود. این جلوه ای از تعلیم امام زمان(عج) است.


در عصر غیبت اندک شماری بصورت مستقیم به محضر حضرت مشرف می شوند.(یعنی حضرت مربی مستقیم بشود) در عصر غیبت مربی گری واسطه بیشتر جریان پیدا می کند. سید بحرالعلوم ها و سید بن طاوس ها به مقامی می رسند که حضرت مربی گری ویژه ی آنها را بعهده می گیرد.


چه کنیم تا در مسیر تعلیم و تربیت حضرت ولی عصر قرار گیریم؟

مهم این است که این تعلیم و تربیت حضرت شامل حال همه ی مردم است. هر کس که به محضر قرآن و عترت می آید، تحت سرپرستی خداوند رحمان و تجلی این سرپرستی یعنی سرپرستی امام زمان(عج) قرار می گیرد. البته این بستگی دارد به استعداد و آمادگی هر فرد و ارتباطی که با آیات و روایات برقرار می کند.

از بزرگی پرسیدند که سید کریم پاره دوز که در بازار مغازه داشت و فرش و کفش های پاره را می دوخت ، چکار کرده بود که امام زمان(عج) هر هفته برای او وعده ی دیدار گذاشته بودند؟ ایشان فرمود: او از هر آنچه که از آیات و روایات شنیده بود عمل می کرد. با این کار دست تربیت حضرت در زندگی او ویژه تر شده بود تا جایی که به مقام ولایت تصرف رسیده بود. پس راه ، انس با آیات و روایات است. امام علی(علیه السلام) می فرماید: اگر می خواهی از ما اهل بیت باشی و در دنیا و آخرت هم درجه ی ما باشی، اعتقادات ، اخلاق و معارف را جز از اهل بیت دریافت نکن.

سید بحرالعلوم ها تلاش ها کرده اند تا به این درجه رسیده اند. تربیت ویژه ی آنها نتیجه ی مراقبت های ویژه ی آنها بوده است.

دو نفر نزد امام باقر(علیه السلام) رسیدند و پرسیدند که راه درست کدام است، امام فرمود: به شرق یا غرب عالم بروید، علم و حکمتی که به درد شما بخورد جز نزد ما اهل بیت، در جای دیگری پیدا نمی کنید. هر کسی که در راه بندگی وارد می شود عنایت ویژه ی حضرت شامل حال او می شود و این یک پیوند دو طرفه است، هر چه بندگی بیشتر باشد عنایت بیشتر می شود. و هر چه عنایت بیشتر بشود، بندگی بیشتر می شود.


منبع: تبیان


راه های افزایش معرفت به امام زمان (علیه السلام)

از بیانات علامه مصباح یزدی

ازدیاد معرفت ما به امام زمانمان ارواحنا فداه، به دو شرط وابسته است:
شرط اول: ادلّه حقّانیت و مقام‌هاى والاى آن امام معصوم را بررسى کنیم؛
شرط دوم: دلمان را براى پذیرش معرفت بیش‌ترِ حضرت آماده سازیم.


emam zaman marefat

 


براى بازتاب نور، آیینه باید صیقلى باشد، و در برابر نور نیز قرار بگیرد. اگر آیینه‌اى صیقلى باشد، ولى در اتاق تاریک قرار گیرد نمى تواند نور را منعکس کند. همچنین اگر اتاق روشن باشد، ولى آیینه صیقلى نباشد نمى تواند نور را بازتابد.


براى معرفت روز افزون به امام زمان (علیه السلام) هم باید ادّله روشنى یافت، و هم دل را پاک و باصفا کرد. هر قدر دل، صفایش بیش‌تر باشد، ادّله محکم نیز بیش‌تر مى‌شود و آن وقت است که ایمان، قوى تر، معرفت، بیش‌تر و عشق نیز افزون‌تر مى‌شود؛ البتّه عشقى ماندگار است که اصالت داشته باشد، نه این که هوسى باشد و در وضعى خاص در انسان ظهور یابد و بعد نیز خاموش و فراموش شود.


تابش نور حضرت، همیشگى و دائم است. مهم آن است که ما دل‌هایمان را آماده کنیم و از آن زنگار برگیریم تا نور حضرت بر دل‌هایمان بتابد و فیض دائم او بر ما ببارد. وقتى دلى توجّهش به شیطان و آلوده به ظلمت گناه است، دیگر لیاقت توجّه به امام عصر ارواحنا فداه و بازتاب نور حضرت را ندارد؛ امّا اگر دلى به دنیا، هوس‌ها و شیطنت‌ها آلوده نباشد، چونان آیینه‌اى صیقلى نور آن بزرگوار را منعکس مى‌سازد.


علّت بیان این مقدّمه این است که هیچ کدام از ما نباید گمان کنیم معرفتى که به وجود مقدس ولىّ عصر عجل اللّه تعالى فرجه الشریف داریم، کافى و وافى است. ما باید خیلى بیش‌تر از این‌ها کار کنیم تا معرفتمان به حضرت کامل شود. اگر از مقام و منزلت امام زمان (علیه السلام) آگاه باشیم، هر آنچه به حضرتش منسوب است، در نظر ما نیز عزیز خواهد بود؛ امّا اگر از منزلت امام زمان (علیه السلام) بى‌اطّلاع باشیم، چیزهایى که به آن گرامى منسوب است، در نظر ما کم ارزش خواهد بود.

 

1. ظاهر ساختن آثار محبّت در عمل (صدقه، دعا و...)

یکى از راه‌هاى تثبیت محبّت و معرفت به امام زمان (علیه السلام) این است که آثار محبّت او را در عمل نشان دهیم. اگر یکى از دوستانتان که به او خیلى انس و علاقه دارید، به مسافرتى طولانى برود، در ابتدا براى او دلتنگى مى‌کنید؛ ولى پس از مدّتى، دروى و فراق او را فراموش مى‌کنید. این طبیعت بشرى است که از دل برود، هر آن که از دیده برفت؛ امّا اگر انسان، از همان روزهاى اوّل جدایى، هر روز براى دوستش نامه بنویسد و با نگاه کردن به عکسش، خاطره‌هاى او را به یاد بیاورد مى‌تواند رابطه‌اى قلبى و معنوى بین خود و دوستش برقرار سازد.


اگر ما بخواهیم معرفت و محبّتمان، به ولىّ عصر (علیه السلام) ثابت بماند، باید آثارش را زنده نگه داریم؛ او را فراوان یاد کنیم؛ نام مقدّسش را جلو چشم خود، روى میزمان یا لابه لاى کتاب‌هایمان بنویسیم؛ هر روز براى حضرت دعاى فرج بخوانیم؛ هنگام نماز و دیگر مناسبت‌ها، از آن بزرگوار یادى بکنیم و براى وجود مقدّسش، صدقه بدهیم. درست است که صدقه‌هاى ما براى امام زمان (علیه السلام) نفعى ندارد؛ ولى صدقه‌اى که با کمال تواضع و سرافکندگى باشد، نشان‌دهنده محبّت خالصانه ما به حضرت است. این کار ما، مانند عمل آن مرغکى است که وقتى حضرت ابراهیم (علیه السلام) را درون آتشى که پهناى آن چهار فرسخ در چهار فرسخ بود، انداختند، با منقارش قطره آبى را از درون جوى آب برمى داشت و به روى آتش مى‌پاشید. مَلِکى به مرغک گفت: این کارى که تو انجام مى‌دهى، چه اثرى دارد؟ مرغک گفت: چیزى که از من ساخته است، همین کار است. من باید وظیفه خود را انجام دهم و محبّت خود را به حضرت ابراهیم(علیه السلام) اظهار کنم.


درست است که کارهاى ما در پیشگاه حضرت چیزى نیست؛ ولى شرط وفا و مروّت آن است که در حدّ وسع خویش به آن عزیز ابراز ارادت کنیم. اگر با شرمندگى و خضوع صدقه بدهیم و براى ظهورش دعا کنیم، فقط براى خودمان سازنده و تکامل آور است. حضرت مهدى (علیه السلام) به یقین، به دعا و صدقه ما یا اموالى که به نام او صرف مى‌کنیم، نیازى ندارد؛ امّا خودش فرمود که براى فرج من دعا کنید. دعا خواندن براى فرج امام زمان، فرج ما است: إِنْتِظارُ الْفَرَجِ مِنَ الْفَرَجِ.(1) منتظر فرج امام زمان (علیه السلام) بودن، فرج‌ها و گشایش‌هایى را براى انسان‌ها به ارمغان مى‌آورد؛ ایمانشان محفوظ مى‌ماند؛ دلشان آرام مى‌شود؛ وجود مقدّس امام زمان (علیه السلام) را حس مى‌کنند؛ با حضرت ارتباطى برقرار مى‌کنند، و به تدریج یقین مى‌یابند روزى فرا خواهد رسید که حکومت عدل در جهان برقرار مى‌شود. دعا کردن براى فرج حضرت، براى این است که خودمان از او بهره بگیریم؛ امّا هیچ‌گاه به بهانه این که حضرت به دعا و صدقه ما نیازى ندارد، نباید آن گرامى را فراموش کنیم.

 

2. احترام به آثار منسوب به حضرت


الف. احترام به لباس روحانیان

در همه حال باید به آثار منسوب به امام زمان (علیه السلام)، از جمله به نام و لباس روحانى که زنده‌کننده یاد حضرت است، احترام بگذاریم. آیا وقتى مردم، لباس روحانیان را مى‌بینند، به یاد هیتلر و شاه ملعون مى‌افتند؟! جز این است که هرکسى با دیدن این لباس، به یاد خدا، پیامبر (صلى الله علیه وآله) و امام زمان (علیه السلام) مى‌افتد؟! ممکن است برخى از مردم حتّى به روحانى‌ها فحش نیز بدهند و بگویند: اینان انسان‌هاى بدى هستند و لباس امام زمان (علیه السلام) را غصب کرده‌اند؛ ولى وقتى لباس روحانیان را مى‌بینند، به یاد دین مى‌افتند.


در درجه اوّل، خود ما روحانى‌ها باید به لباسى که مى‌پوشیم، اهمیّت دهیم. وقتى متولّى امام زاده، احترام امامزاده اش را نگه ندارد، نباید توقّع داشته باشد که مردم به آن امامزاده احترام بگذارند. این توقّع از مردم که به روحانى و لباس او احترام بگذارند، در صورتى بجا است که اوّل خودمان به این لباس احترام بگذاریم. حتّى جا دارد هنگام گذاشتن عمامه اوّل آن را ببوسیم و بعد بر سر بگذاریم. لباس روحانى، لباس پیغمبر(صلى الله علیه وآله) است؛ از این رو باید براى کسانى که این لباس را بر تن دارند، احترام قائل شویم؛ چه این لباس به تن خودمان باشد چه به تن دیگران. از مرحوم آیت‌اللّه سیّدمرتضى کشمیرى رضوان اللّه تعالى علیه که از اولیاى بزرگ خدا بوده است، نقل مى‌کنند که وقتى فرزندش کفش او را جلو پایش مى‌گذاشت، با ناراحتى مى‌گفت: چرا فرزند فاطمه زهرا(علیها السلام)، جلو پاى من کفش مى‌گذارد؟! او به فرزند خود با این دید نگاه مى‌کرد که چون فرزند پیامبر است، احترامش واجب است. حالا من هم که این لباس را پوشیده‌ام، باید به کسان دیگر نیز که این لباس را پوشیده اند، احترام بگذارم. حتّى اگر یک روحانى، هیچ فضیلتى نیز نداشت، باید براى لباسش او را تکریم کنم. این کار براى خودم منفعت دارد، نه براى او؛ چرا که ایمان من قوى تر، و محبّتم به صاحب این لباس یعنى پیامبر(صلى الله علیه وآله) و امام زمان(علیه السلام) بیش‌تر مى‌شود. اگر این آثار را عملى کنیم، ارزش این لباس استوارتر باقى خواهد ماند؛ امّا اگر به لباس روحانیان بى احترامى کنیم، فردا هنگام آوردن نام مقدّس محمّد بن عبداللّه(صلى الله علیه وآله) هم صلوات نمى فرستیم و در نتیجه، ایمانمان به تدریج از بین مى‌رود؛ مثلا مى‌گوییم: على در نهج‌البلاغه این طور گفته است؛ در حالى که این طرز صحبت کردن، نشانه کمبود ایمان و احترام به مقام حضرت است، وگرنه چرا اسم بزرگان دیگر را بدون احترام نمى بریم.


قرآن کریم در این باره مى‌فرماید:


یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ... أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُکُمْ.(2)
صدایتان را از صداى پیامبر بلندتر نکنید... که این کار، اعمالتان را حبط و باطل مى‌سازد.


وقتى صدایت را در برابر پیامبر(صلى الله علیه وآله) بلندتر کردى، احترام به حضرت ضعیف مى‌شود و سرانجام، کار به جایى مى‌رسد که براى خود آن بزرگوار نیز احترام قایل نمى‌شوى. وقتى انسان این گونه شد، کم کم در نبوّت پیامبر(صلى الله علیه وآله) نیز تردید مى‌کند. کسانى گستاخى را به آن جا رسانده اند که گفته اند: قرآن، کلام خدا نیست؛ بلکه عقیده شخص پیامبر این است که قرآن کلام خدا است. برخى از اهل سنّت نیز مى‌گویند: به فرض که ثابت شود پیامبر، کلامى را طبق وحى گفته است، آن کلام را طبق درک و دریافت خویش فرموده و از کجا معلوم که فهم و دریافت پیامبر درست بوده است؟! در این صورت، ایمان و نورانیتى براى انسان باقى نمى ماند؛ بلکه آدمى به ظلمت محض مبتلا مى‌شود: ظُلُماتٌ بَعضُها فَوقَ بَعض.(3)


این خطرهایى است که احتمال دارد سر راه من و شما نیز قرار گیرد. اگر عنایت خدا و توجّه امامان (علیهم السلام) و دعاهاى خالص وجود مقدّس امام زمان صلوات اللّه و سلامه علیه نباشد، این خطرها گریبانگیر من و شما نیز خواهد شد؛ چرا که هیچ کس از این‌گونه خطرها و ابتلاها مصون نیست. نتیجه آن که در هر زمان و هر مکان باید به آثار منسوب به وجود مقدّس امام زمان (علیه السلام) احترام بگذاریم.

ب. احترام به روایات و کتاب‌هاى روایى

خداوندِ رفیع الدّرجات، درجات مرحوم علاّمه طباطبایى رضوان الله تعالى علیه را عالى‌تر بفرماید. او وقتى کتاب روایت را به دست مى‌گرفت، آن را مى‌بوسید. اگر درون قفسه کتابى، کتاب روایت وجود داشت، طورى مى‌نشست که پشت به کتاب روایت نباشد. در جلساتى که در منازل اهل علم تشکیل مى‌شد، بسیار مواظب بود به قفسه کتاب‌ها پشت نکند و به کتاب‌هاى روایى، کم ترین بى احترامى نشود. علاّمه طباطبایى (رحمه الله)، گوهرشناس بود و قدر پیامبر (صلى الله علیه وآله) و امامان معصوم (علیهم السلام) را مى‌دانست؛ از این رو جلد کتاب روایت را مى‌بوسید و معتقد بود که این کتاب به صاحبش انتساب دارد. مگر چوب درگاه حضرت معصومه (علیها السلام) با چوب درهاى دیگر فرق مى‌کند؟! چوبِ در حرم حضرت معصومه (علیها السلام)، به وجود مقدّس حضرت انتساب دارد. اگر کسى به قصد شفا، حتّى خاک پاى زائران حضرت معصومه (علیها السلام) را به چشم بکشد، اشتباه نکرده است. اگر معرفت داشته باشیم، مى‌فهمیم که مقام این بزرگان تا چه اندازه والا است. فهم ما کجا و مقام امامان معصوم (علیهم السلام) کجا؟! در هر حال باید ببینیم وظیفه ما در این زمان که شاگردانِ مکتب اهل بیت (علیهم السلام) و حافظان آثار ایشان هستیم، چیست؟ خوب مى‌دانیم که لیاقت سربازى امام زمان ارواحنا فداه را نداریم؛ ولى باید آن قدر اصرار بورزیم و خودمان را به آن‌ها نزدیک کنیم تا گوشه چشمى به ما بکنند:


آنان که با نظر خاک را کیمیا کنند
آیا شود که گوشه چشمى به ما کنند؟

 

3. خضوع و افتادگى در آستان امام زمان (علیه السلام)

مبادا از توسّل، توجّه، دعا، زیارت و سایر وسایل نزدیکى به خداوند و اولیاى والا مقام او غفلت کنیم! گاهى ممکن است یک کار کوچک، آن قدر لطیف و پرمعنا باشد که از عبادت‌هاى خیلى سنگین نیز اثرش بیش‌تر باشد.


شاید شنیده باشید که چشمان مرحوم آیت‌الله العظمى بروجردى (رحمه الله) تا آخر عمر بسیار پرنور بود و با چشمان خویش هر خط ریزى را بسیار دقیق مى‌خواند بدون این که احساس خستگى یا کم سویى کند یا به عینک نیاز داشته باشد. خود آن جناب، این نعمت را از برکت خاکِ سینه زنان امام حسین (علیه السلام) مى‌دانست. آیت‌الله بروجردى وقتى در بروجرد زندگى مى‌کرد، به چشم دردى سخت مبتلا شد. رسم دسته‌هاى سینه زنى اطراف خرّم آباد، این بوده است که در ایّام عاشورا، به سر و صورتشان گِل بمالند. آن مرحوم مقدارى از گِل‌هاى سر و صورت سینه زنان را که جلو درِ منزلش ریخته بوده است، برمى دارد و به چشمانش مى‌مالد و به برکت همان گِل، دردِ چشم وى خوب مى‌شود و تا آخر عمر نه به چشم درد مبتلا مى‌شود و نه به عینک نیاز مى‌یابد. اگر شما آن خاک را به آزمایشگاه ببرید، شاید بگویند: در این خاک هزاران میکروب وجود دارد این کارهاى غیربهداشتى چیست که اینان انجام مى‌دهند؟! ولى از دیدگاه دیگر، توجّه معنوى و روحى مى‌تواند همه عوامل مادّى را محکوم کند. اگر آن اکسیر و آن ارتباط معنوى و قلبى را بیابیم، خیلى از مشکلات حل مى‌شود. آن وقت است که انسان مى‌فهمد، گردوخاک زائران آستان مقدّس معصومان (علیهم السلام) که اهل معرفت، شفاى بیمارى‌هایشان را در آن مى‌جویند، چه اکسیر بزرگى است. بزرگانى از مراجع عظام را دیده ام که خاک حرم حضرت معصومه(علیها السلام) را با دست بر مى‌داشتند، بر قلبشان مى‌مالیدند. آنان حقیقتى را مى‌بینند که ما نمى بینیم. ایشان معرفتى دارند که ما نداریم.


مقصود من این نیست که انسانى خرافاتى شوید و هرکس نقل کرد که فلان جا تبرّک و نظر کرده است، زود باور کنید. مؤمن زودباور نیست؛ بلکه خیلى زیرک و عمیق است؛ امّا اگر کسى به خاکى به قصد انتساب آن به خدا و پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) تبرّک بجوید و بزرگ‌ترین آثار بر آن مترتّب شود، تعجّب نکنید. اگر شما آیت‌اللّه و صاحب رساله باشید و به طلبه کوچکى، به سبب این که به امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف منسوب است، احترام کنید و دستش را ببوسید، یکى از بزرگ ترین و پرفضیلت ترین اعمال در نامه عملتان ثبت مى‌شود. چنین تکریمى ثوابش از هزار کتاب نوشتن و درس گفتن بیش‌تر است. ثواب تذلّل در پیشگاه مقدّس امام زمان، خیلى بیش‌تر از ذکر گفتن است. اگر شخصى را به سبب انتساب به امام زمان (علیه السلام) احترام کنید، گویا امام زمان ارواحنا فداه را احترام کرده اید. ثواب چنین احترام و تکریمى از ثواب هزاران کار خیر دیگر بالاتر و افزون‌تر خواهد بود.(4)


ارزش کارهاى ما به میزان خضوع، لطافت و افتادگى ما در پیشگاه امام زمان (علیه السلام) وابسته است. معناى حقیقى عبادت نیز همین است. الحمدللّه در این عصر، به برکت خون‌هاى پاک شهیدان انقلاب، معرفت و محبّت به وجود مقدّس ولىّ عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف، چه در داخل و چه در خارج از کشور گسترش یافته است. تمام این نعمت‌ها و برکت‌ها را مرهون خون‌هاى شهیدان عزیز و هدایت‌ها و رهبرى‌هاى امام راحل رضوان اللّه تعالى علیه هستیم. احترام به شهیدانى که در راه دین قیام کردند و نیز خدمت به بستگان ایشان، خدمت و احترام به امام زمان(علیه السلام) است. چگونه ممکن است حضرت را دوست داشت، امّا به دوستان و اولیاى او بى توجّه بود؟! چگونه مى‌توان ادّعاى محبّت به حضرت را حقیقى شمرد و در عین حال به رضایت و نارضایتى آن جناب بى اعتنا بود؟! پیروى، لازمه دوستى و محبّت است: إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ؛(5) اگر خدا را دوست مى‌دارید، از من پیروى کنید تا خدا شما را دوست بدارد. در زمره کسانى نباشیم که در ظاهر به نام امام زمان (علیه السلام) احترام مى‌گذارند؛ امّا به آن چه محبوب او است، اعتنا نمى‌کنند و به آن چه مبغوض او است، عمل مى‌کنند!(6)

 

پی نوشت ها:

1. کلنى، فروع کافى، ج 4، ص 162.
2. حجرات(49)، 2.
3. نور(24)، 40.
4. روایات فراوانى بر این مضمون دلالت دارند؛ از باب نمونه در این دو روایت به دقّت بنگرید:
أ. امام کاظم(علیه السلام) مى‌فرماید: «وَ مَن لَم یَقدِرْ عَلى صِلَتِنَا فَلْیَصِلْ عَلَى صَالِحىِ موالِینَا یُکتَبُ لَهُ ثَوابُ صِلَتِنَا؛ هرکس نمى تواند ما را صله و احسان کند، دوستان صالح ما را صله و احسان کند تا ثواب صله ما براى او نوشته شود». (ابن قولویه، کامل الزیارات، ص 319، ح 1)
ب. امام صادق(علیه السلام) مى‌فرماید «دِرهَمٌ یُوصَلُ بِهِ الامام أَفضَلُ مِن أَلفَی أَلفِ دِرهَم فِیما سِوَاهُ مِن وُجُوهِ البِرِّ؛ درهمى که به وسیله آن امام(علیه السلام) صله و احسان شود، از دو میلیون درهم که در کارهاىِ خیر دیگر صرف شود، بهتر است». (کلینى، کافى، ج 1، ص 538، باب صلة الامام، ح 6)
5. آل عمران(3)، 31.
6. امام سجاد(علیه السلام) در این باره مى‌فرماید: «أَلاَ وَ إِنَّ أَبغضَ النَّاسِ إِلَى اللَّهِ مَن یَقتَدِی بِسُنَّة الامام وَ لاَ یَقتَدِی بأعمالِهِ؛ آگاه باشید که مبغوض ترین مردم نزد خداوند، کسى است که در ظاهر به راه و روشِ امام(علیه السلام) اقتدا مى‌کند؛ امّا به اعمال او اقتدا نمى کند». (کلینى، کافى، ج 8، ص 234، باب 8، ح 312)


تنظیم و ویرایش : سایت حرف آخر


عيد است ولي بدون او غم داريم


ya ghaem


مهدي جان  تو بيايي همه ساعتها، ثانيه ها

از همين روز همين لحظه همين دم عيدند

--------

چهار دعاي برتر لحظه تحويل سال

اول دعا براي ظهور آن بي مثال

دوم تمام ملت بي ضرر و بي ملال

سوم رسيدن ما به قله هاي کمال

چهارم تمام جيب ها پر از پول ، اما حلال

--------

گلها همه با اذن تو برخواسته اند

از بهر ظهور تو خود آراسته اند

مردم همه در لحظه تحويل،

بي شک اول فرج تو را از خدا خواسته اند

--------

صدمبارک به تو آن عيد که فردا باشد

نـوروز نـويد وصـل دلـها بـاشـد

امـيـد که با فضل خداوند جـلـيّ

سـال فـرج مـهـدي زهـرا باشـد

سال نو بر شما مبارک باد

--------


سرخوش آن عيدي که آن باني نور

ازکنار کعبه بنمايد ظهور

قلبها را مهر هم عهدي زند

از حرم بانک انا المهدي زند

--------

سال خود را با بهترين ?سين آغاز کنيد

سلام قولا” من رب الرحيم

سلام علئ موسى و هارون

سلام علئ ابراهيم

سلام علئ نوح فى العالمين

سلام علئ المرسلين

سلام علئ إلياسين

سلام هي حتى مطلع الفجر

--------

روزها نو نشده کهنه تر از ديروز است

گر کُند يوسف زهرا نظري ، نوروز است

لحظه ها در تپش تاب وتب آمدنش

آسمان چشم به راه قدمش هر روز است

اللهم عجل لوليک الفرج

--------

خوش آن دمي که بهاران قرارمان باشد

 ظهور مهدي زهرا بهارمان باشد

--------

بي تو اينجا همه در حبس ابد، تبعيدند

سالها، هجري و شمسي همه بي خورشيدند

سيرتقويم جلالي به جمال توخوش است

فصلها را همه با فاصله ات سنجيدند

توبيايي همه ساعتها، ثانيه ها

از همين روز همين لحظه همين دم عيدند

--------

عيد است ولي بدون او غم داريم

عاشق شده ايم و عشق را کم داريم

اي کاش که اين عيد ظهورش برسد

اين گونه هزار عيد با هم داريم

اللهم عجل لوليک الفرج

--------

آمد بهار و گل رخ من در سفر هنوز

خنديد و ابر چشم من از گريه تر هنوز

آمد درخت گل به بر امّا چه فايده؟

کان سرو گلعزار نيامد به بر هنوز

--------

خودت گفتي وعده در بهار است

بهار آمد دلم در انتظار است

بهار هر کسي عيد است و نوروز

بهار عاشقان ديدار يار است

اللهم عجل لوليک الفرج

--------

براستي رسيدن اين عيد سعيد باستاني

همراه با روئيدن جوانه ها و درختان و نو شدن جسم ها و جانهاي عاشقان را تبريک و تهنيت گوييم .

دلهامان را نزديک ، دستهامان را به همديگر بدهيم و در سال جديد با ياري هم منظري زيبا و زندگي خاطره انگيز خلق کنيم.