سه شنبه, 06 تیر 1396 15:02

جستجو در شبکه گسترده

مهدویت

خانه مهدى (عج) كجاست؟

نهان زيستى حضرت مهدى (عج) نه تنها چگونگى زندگى آن حضرت را در هاله اى از اسرار فرو برده كه بسيارى از موضوعات مربوط به حيات آن حضرت را نيز جزو امور پنهان نظام هستى قرار داده است.


يكى از مهمترين اين امور پنهان، محل زندگى آن حضرت در طول غيبت ايشان است. از اين رو بسيارى علاقه مندند بدانند كه خورشيد پنهان در كدامين بخش از اين كره خاكى به گذران عمر مى پردازد و به بيان ديگر كدامين قسمت از زمين اين منزلت را دارد؟

ya ghaem

ميليونها انسان عاشق و شيفته صدها سال است كه در هر پگاه آدينه زبان به ندبه مى گشايند و اين گونه مى‌سرايند:


ليت شعرى أين استقرّت بك النّوى بل أىّ أرض تقلّك اوثرى: أبرضوى أو غيرها أم ذى طوى؟ عزيز علىّ أن أرى الخلق ولاترى.۱

اى كاش مى‌دانستم در چه جايى منزل گرفته‌اى و چه سرزمين و مكانى تو را دربر گرفته است! آيا در كوه رضوايى و يا جاى ديگرى و يا در ذى‌طوى هستى؟ دشوار است بر من كه مردمان را ببينم و تو ديده نشوى.

حال براى روشن شدن اين موضوع، پاى به گلستان كلام معصومين(ع) مى‌گشاييم و با سيرى در كلام نورانى ايشان از آن انفاس قدسى براى حل اين معما استمداد مى طلبيم.

با يك نگاه كلى در اين بوستان پر طراوت به چهار دسته روايت در اين موضوع برمى خوريم كه هر يك، محل زندگى آن حضرت را در دوره‌اى از حيات پربركت ايشان به تصوير كشيده است. اگر چه در مورد برخى دوره‌ها صراحت و روشنى بيشترى وجود دارد و برخى از دوره‌ها بنا بر عللى به اجمال و ابهام پاسخ داده شده است.

اين دوره‌ها عبارتند از:

۱٫ دوران زندگى با پدر بزرگوار خود امام حسن عسكرى(ع) (۲۶۰-۲۵۵ق)

شكى نيست كه آن امام همام در شهر سامرا و در خانه پدرش امام حسن عسكرى(ع) ديده به جهان گشود و تا پايان عمر شريف پدر خود در كنار آن حضرت مى زيست.

اين دوران بنا بر قول مشهور از نيمه شعبان سال ۲۵۵ق آغاز و در هشتم ربيع الاول سال ۲۶۰ق پايان يافت.

علاوه بر نقل موثق تاريخى، افراد فراوانى از اين حادثه بزرگ پرده برداشته اند:

شيخ صدوق(ره) در كتاب شريف كمال الدين و تمام النعمه – كه يكى از مهم ترين كتابهاى نگاشته شده در موضوع مهدويت است – داستان ولادت حضرت مهدى(ع) را اين گونه نقل كرده است:

حكيمه، دختر امام جواد(ع) گويد: امام حسن عسكرى(ع) مرا نزد خود فراخواند و فرمود: اى عمه! امشب افطار نزد ما باش كه شب نيمه شعبان است و خداى متعال امشب حجت خود را كه حجت او بر روى زمين است ظاهر سازد. گفتم: مادر او كيست؟ فرمود: نرجس. گفتم: فداى شما شوم اثرى در او نيست. فرمود: همين است كه به تو مى گويم. آمدم و چون سلام كردم و نشستم نرجس آمد كفش مرا بردارد و گفت: اى بانوى من و بانوى خاندانم، حالتان چطور است؟ گفتم: تو بانوى من و بانوى خاندان من هستى. از كلام من ناخرسند شد و گفت: اى عمه جان! اين چه فرمايشى است؟ بدو گفتم: اى دخترجان! خداى متعال امشب به تو فرزندى عطا فرمايدكه در دنيا و آخرت آقاست…۲ .

آن گاه به صورت مفصل داستان را ذكر كرده است. اين روايت از مهم ترين روايات درباره ولادت حضرت مهدى(عج) است و دلالت بر ولادت حضرت مهدى(عج) در خانه امام عسكرى(ع) در سامرا دارد.

»ضوء ابن على« از مردى از اهل فارس كه نامش را برده نقل مى كند كه:

به سامرا آمدم و در خانه امام حسن عسكرى(ع) ملازم شدم. حضرت مرا طلبيد، من وارد شدم و سلام كردم. فرمود: براى چه آمده اى؟ عرض كردم: براى اشتياقى كه به خدمت شما داشتم. فرمود: پس دربان ما باش. من همراه خادمان، در خانه حضرت بودم، گاهى مى رفتم هر چه احتياج داشتند از بازار مى خريدم و زمانى كه در خانه، مردها بودند، بدون اجازه وارد مى شدم.

روزى [بدون اجازه] بر حضرت وارد شدم و او در اتاق مردها بود. ناگاه در اتاق حركت و صدايى شنيدم، پس فرياد زد: بايست. حركت مكن! من جرأت درآمدن و بيرون رفتن نداشتم، پس كنيزكى كه چيز سر پوشيده اى همراه داشت از نزد من گذشت. آنگاه مرا صدا زد كه درآى، من وارد شدم و كنيز را هم صدا زد. كنيز نزد حضرت بازگشت. حضرت به او فرمود: از آنچه همراه دارى روپوش بردار. كنيز از روى كودكى سفيد و نيكوروى پرده برداشت و خود حضرت روى شكم كودك را باز كرد، ديدم موى سبز كه به سياهى آميخته بود از زير گلو تا نافش روئيده است. پس فرمود: اين است صاحب شما و به كنيز امر فرمود كه او را ببرد.

پس من آن كودك را نديدم، تا امام حسن عسكرى(ع) وفات كرد.۳

نه تنها بستگان نزديك و خدمتگزاران بيت امامت، آن حضرت را در شهر سامرا و در خانه امام عسكرى(ع) ديده اند كه بسيارى از ياران و خواص اصحاب امامت به شرف ديدار آن جمال چون آفتاب نائل آمده اند و همگى حكايت از مدعاى زندگى امام مهدى(ع) در كنار پدر در شهر سامرا دارد.

»يعقوب بن منقوش« گويد:

بر امام حسن عسكرى(ع) وارد شدم و او بر سكويى در سرا نشسته بود و سمت راست او اتاقى بود كه پرده هاى آن آويخته بود. گفتم: اى آقاى من صاحب الامر كيست؟ فرمود: پرده را بردار. پرده را بالا زدم، پسر بچه اى به قامت پنج وجب بيرون آمد با پيشانى درخشان و رويى سپيد و چشمانى دفرّافشان و دو كف ستبر و دو زانوى برگشته. خالى برگونه راستش و گيسوانى بر سرش بود. آمد و بر زانوى پدرش ابو محمد نشست. آن گاه به من فرمود: اين صاحب شماست. سپس برخاست و امام بدو گفت: پسرم! تا وقت معلوم داخل شو و او داخل اتاق شد و من بدو نگريستم. پس به من فرمود: اى يعقوب! به داخل بيت برو و ببين آنجا كيست. من داخل شدم اما كسى را نديدم.۴

همچنين »احمد بن اسحاق« گويد:

بر امام حسن عسكرى(ع) وارد شدم و مى خواستم از جانشين پس از وى پرسش كنم. او آغاز سخن كرد و فرمود: اى احمد بن اسحاق خداى متعال از زمان آدم(ع) زمين را خالى از حجت نگذاشته است و تا روز قيامت نيز خالى از حجت نخواهد گذاشت. به واسطه اوست كه بلا را از اهل زمين دفع مى كند و به خاطر اوست كه باران مى فرستد و بركتهاى زمين را بيرون مى آورد.

گفتم: اى فرزند رسول خدا، امام و جانشين پس از شما كيست؟ حضرت شتابان برخاست و داخل خانه شد و سپس برگشت در حالى كه بر شانه اش كودكى سه ساله بود كه صورتش مانند ماه شب چهارده مى درخشيد. فرمود: اى احمد بن اسحاق! اگر نزد خداى متعال و حجت هاى او گرامى نبودى اين فرزند را به تو نمى نمودم. او هم نام و هم كنيه رسول خدا(ص) است. كسى است كه زمين را پر از عدل و داد مى كند؛ همچنان كه پر از ظلم و جور شده باشد.

اى احمد بن اسحاق! مثل او در اين امت، مثل خضر و ذوالقرنين است. او غيبتى طولانى خواهد داشت كه هيچ كس در آن نجات نمى يابد، مگر كسى كه خداى متعال او را در اعتقاد به امامت ثابت بدارد و در دعا به تعجيل فرج موفق سازد.

احمد بن اسحاق گويد: گفتم: اى مولاى من! آيا نشانه اى هست كه قلبم بدان اطمينان يابد؟ آن كودك به زبان عربى فصيح به سخن درآمد و فرمود: أنا بقيّةاللَّه فى أرضه والمنتقم من أعدائه. اى احمد بن اسحاق! پس از مشاهده، جست وجوى نشان مكن. احمد بن اسحاق گويد: من شاد و خرم بيرون آمدم.۵

بنا بر روايات فوق و دهها روايت ديگر ترديدى نخواهد ماند بر اين كه حضرت مهدى(ع) در طول حيات امام عسكرى(ع) همراه ايشان و در شهر سامرا مسكن و مأواى داشته اند و اگر چه در اين دوران نيز مخفيانه زندگى مى كرده اند ولى عده فراوانى از نزديكان و شيعيان ايشان را ديده اند.

۲٫ دوران غيبت صغرا (۲۶۰ تا ۳۲۹ق.)

غيبت صغرا عبارت است از دوران پنهان زيستى كوتاه مدت حضرت مهدى(ع) كه طبق نظر مشهور با شهادت امام حسن عسكرى(ع) (سال ۲۶۰ق.) آغاز شده و با رحلت چهارمين نايب خاص آن بزرگوار (سال ۳۲۹ق.) به پايان رسيده است كه مجموعاً ۶۹ سال مى شود.

اگر چه به روشنى محل زندگى آن حضرت در اين دوران مشخص نيست ولى از روايات و قرائن به دست مى آيد كه اين مدت را حضرت عمدتاً در دو منطقه سپرى كرده اند: يكى منطقه عراق و ديگر مدينه منوره كه البته روايات متعددى بر اين مطلب دلالت دارد.

از امام صادق(ع) در اين زمينه نقل شده است كه فرمود:

للقائم غيبتان إحداهما قصيرة والأخرى طويلة. الغيبة الأولى لايعلم بمكانه فيها إلّا خاصّة شيعته والأخرى لايعلم بمكانه فيها إلّا خاصّة مواليه.۶

براى [حضرت] قائم(ع) دو غيبت است. يكى كوتاه و ديگرى طولانى. در غيبت اول جز شيعيان مخصوص از جاى آن حضرت خبر ندارند و در غيبت ديگر جز دوستان مخصوصش از جاى او خبر ندارند.

در دوران غيبت صغرا، از سفيران چهارگانه (نواب خاص) كسى نزديك تر به آن حضرت ذكر نشده است و ايشان هم تماماً در عراق و همواره با حضرت در ارتباط بوده اند و توقيعات فراوانى از طرف حضرت به دست آنها شرف صدور يافته است. بنابراين مى توان گفت بخشى از عمر آن حضرت در اين دوران در عراق سپرى شده است.

دسته اى ديگر از روايات به صورت مطلق (بدون در نظر گرفتن صغرا و كبرا بودن غيبت) زندگى حضرت را در دوران غيبت در مدينه منوره ذكر كرده اند كه با توجه به روايات دسته نخست مى توان گفت بخشى از عمر آن حضرت نيز در مدينه سپرى شده است.

امام باقر(ع) در اين باره فرمود:

لابدّ لصاحب هذا الأمر من عزلة… و نعم المنزل طيّبة.۷

به ناگزير براى صاحب اين امر عزلت و گوشه گيرى خواهد بود… و طيبه (مدينه) چه منزلگاه خوبى است.

همين روايت در كتاب شريف اصول كافى با اندك تفاوتى از امام صادق(ع) اين گونه روايت شده است:

لابدّ لصاحب هذا الأمر من غيبة ولابدّ له فى غيبتة من عزلة و نعم المنزل الطيّبة.۸

به ناچار صاحب الامر غيبت كند و به ناچار در زمان غيبتش گوشه گيرى كند، چه خوب منزلى است طيبه (مدينه).

هم چنين ابوهاشم جعفرى مى گويد:

به امام عسكرى(ع) عرض كردم: بزرگوارى شما مانع مى شود تا از شما پرسش نمايم، پس اجازه بفرماييد سؤالى بپرسم. حضرت فرمود: بپرس. عرض كردم: اى آقاى من! آيا فرزندى داريد؟ فرمود: بله. گفتم: اگر اتفاقى رخ داد كجا او را پيدا كنيم؟ پس فرمود: در مدينه.۹

بنابراين جمع بين دو دسته روايات به اين صورت است كه آن حضرت در مدينه حضور داشته اند؛ ولى به خاطر ارتباطى كه آن حضرت با نواب خاص داشته اند بخشى از عمر خود را در عراق سپرى نموده اند.

۳٫ دوران غيبت كبرا

اصطلاحاً غيبت كبرا به مدت زمان پنهان زيستى حضرت مهدى(ع) گفته مى شود كه با وفات آخرين نايب خاص در سال ۳۲۹ق آغاز و همچنان ادامه دارد و تنها خداوند متعال است كه پايان آن را مى داند.

اين دوران ويژگيهايى دارد كه آن را از دوران غيبت صغرا كاملاً متمايز مى سازد كه از جمله آن ويژگيها كامل شدن غيبت آن حضرت است.

به همان اندازه كه پنهان زيستى حضرت مهدى(ع) در اين دوران به كمال مى رسد و نيابت و سفارت همانند دوران غيبت صغرا وجود ندارد، محل زندگى آن حضرت نيز نامشخص تر مى شود و در اين دوران است كه هرگز به طور قطع نمى توان مشخص نمود آن حضرت در كجا زندگى مى كند.

البته روايات در اين باره به محلهاى مختلفى اشاره كرده اند كه برخى از آنها از اين قرارند:

الف) مدينه طيبه

همان‌طور كه قبلاً نيز اشاره شد برخى از روايات به صورت عام و بدون قيد زمان غيبت صغرا، مدينه را به عنوان جايگاه آن حضرت در دوران غيبت مورد اشاره قرار داده اند.

ب) ناحيه ذى طوى

ناحيه ذى طوى در يك فرسخى مكه و داخل حرم قرار دارد و از آنجا خانه هاى مكه ديده مى شود. برخى از روايات آن محل را به عنوان جايگاه حضرت مهدى(ع) در دوران غيبت معين كرده اند.

امام باقر(ع) در اين باره فرمود:

يكون لصاحب هذا الأمر غيبة فى بعض هذه الشّعاب و أومأ بيده إلى ناحية ذى طوى.۱۰

صاحب اين امر را در برخى از اين درّه ها غيبتى است و با دست خود به ناحيه ذى‌‌طوى – كه نام كوهى است در اطراف مكه – اشاره نمود.

در برخى ديگر از روايات نيز ذكر شده كه حضرت مهدى(ع) قبل از ظهور در »ذى‌طوى« به سر مى برد و آن گاه كه اراده الهى بر ظهور آن حضرت تعلق گيرد از آنجا وارد مسجدالحرام مى شود.

امام باقر(ع) در اين باره فرموده اند:

إنّ القائم يهبط من ثنيّة ذى طوى فى عدّة أهل بدر ثلاثمأة و ثلاثة عشر رجلاً حتى يسند ظهره إلى الحجر الأسود و يهتزّ راية الغالبة.۱۱

قائم(ع) در ميان گروهى به شمار اهل بدر – سيصد و سيزده تن – از گردنه ذى طوى پايين مى آيند تا آن كه پشت خود را به حجرالاسود تكيه مى دهد و پرچم پيروز را به اهتزاز درمى آورد.

ج) دشتها و بيابانها

از برخى روايات نيز استفاده مى شود كه آن حضرت در طول غيبت كبرا محل خاصى ندارد و همواره در سفر به سر مى برد.

از امام باقر(ع) نقل شده است كه وقتى شباهتهاى حضرت مهدى(ع) به انبيا را بيان نمودند چنين فرمودند:

و امّا شبهه من عيسى فالسّياحة۱۲٫

و اما شباهت حضرت مهدى(ع) به حضرت عيسى(ع) جهانگردى [و نداشتن مكانى خاص] است.

در توقيعى كه از حضرت مهدى(ع) به نام شيخ مفيد صادر شده است، نيز به نامعلوم بودن مكان حضرت مهدى(ع) اشاره شده است.

در آن نوشته چنين آمده است:

… و إن كنّا ثاوين بمكاننا النّائى عن مساكن الظالمين حسب الّذى أراناه اللَّه لنا من الصّلاح شيعتنا المؤمنين فى ذلك مادامت دولة الدنيا للفاسقين… .۱۳

… با اين كه ما براساس فرمان خداوند و صلاح واقعى ما و شيعيان مؤمن مان تا زمانى كه حكومت در دنيا در اختيار ستمگران است در نقطه اى دور و پنهان از ديده ها به سر مى بريم… .

همچنين در پاره اى از ملاقاتهاى معتبر كه در دوران غيبت كبرا نقل شده است، حضرت به اين نكته اشاره فرموده اند.

»على بن ابراهيم بن مهزيار« پس از نقل ملاقات خود با حضرت مهدى(ع) به نقل از ايشان چنين مى گويد: آن حضرت فرمود:

يابن المازيار أبى أبو محمد عهد إلىّ ألّا أجاور قوماً غضب اللَّه عليهم… وأمرنى ألّا أسكن من الجبال إلّا وعرها ولا من البلاد إلّا قفرها.۱۴

همانا پدرم ابو محمد با من عهد فرمودند كه در مجاورت قومى كه خداوند بر آنان غضب كرده است قرار نگيرم… و به من فرمود كه در كوهها ساكن نشوم مگر قسمتهاى سخت و پنهان آن و در شهرها ساكن نشوم مگر شهرهاى متروكه و بى آب و علف.

اين نامعلوم بودن محل زندگى آن حضرت در دوران غيبت كبرا سبب شده تا عده اى به گمانه زنى هايى بعضاً سست و واهى بپردازند و به طرح محلهايى كه اثبات آنها كارى بس مشكل است روى آورند.

افسانه جزيره خضرا يا مثلث برمودا و مانند آن حكايتهايى است كه در تاريخ پر فراز و فرود اين اعتقاد رخ نموده است، ولى همواره روشنگرانف اين مذهبف حق، مردم را از لغزش در اين بيراهه ها برحذر داشته اند.

۴٫ دوران ظهور و حكومت مهدى(عج)

دوران ظهور كه درخشان ترين فراز تاريخ و بهترين دوران حيات انسانى است، ويژگيهاى فراوانى دارد كه از جمله مهم ترين آنها حاكميت آخرين معصوم و حجت الهى است. درباره محل زندگى حضرت مهدى(عج) و حكومت آن حضرت در عصر ظهور، روايات فراوانى وجود دارد. عمدتاً در اين روايات، مسجد سهله را منزل آن حضرت و شهر كوفه را به عنوان پايگاه حكومتى آن حضرت معرفى كرده اند.

مسجد سهله شرافت بسيارى دارد؛ از جمله در روايات ذكر شده كه در اين مسجد، هزاران پيامبر به نماز ايستاده اند.

»صالح بن ابوالاسود« گويد: امام صادق(ع) سخن از مسجد سهله راند، آنگاه فرمود:

أما إنّه منزل صاحبنا إذا قام بأهله.۱۵

به درستى كه مسجد سهله منزل صاحب ماست آنگاه كه [پس از قيام] با اهل خود در آنجا فرود آيد.

هم چنين آن حضرت به ابابصير فرمود:

يا أبا محمد كأنّى أرى نزول القائم فى مسجد السّهلة بأهله و عياله.

اى ابا محمد، گويا حضرت قائم را در مسجد سهله مى بينم كه با زن و فرزندانش در آن نازل مى شوند.

ابوبصير پرسيد: آيا مسجد سهله خانه اش خواهد بود؟ حضرت فرمود:

نعم، هو منزل إدريس و ما بعث اللَّه نبيّاً إلّا وقد صلّى فيه والمقيم فيه كالمقيم فى فسطاط رسول اللَّه و ما من مؤمن ولا مؤمنة إلّا و قلبه يحنّ إليه و ما من يوم ولا ليلة إلّا والملائكة يأوون إلى هذا المسجد يعبدون اللَّه.۱۶

آرى، اين مسجد، منزل ادريس است. خداوند هيچ پيامبرى را برنينگيخت، مگر آن كه در اين مسجد نماز گزارد. هر كس در اين مسجد بماند مانند آن است كه در خيمه رسول خدا(ص) اقامت كرده است. هيچ مرد و زن مؤمنى نيست، مگر آن كه دلش به سوى آن مسجد پرمى كشد. روز و شبى نيست مگر آن كه فرشتگان به اين مسجد پناه مى برند و در آن به عبادت خدا مى پردازند.

همان طور كه اشاره شد، كوفه نيز مركز حكومت مهدى(عج) قلمداد شده است.

چگونگى زندگى در عصر ظهور به روشنى مشخص نشده ولى به نظر مى رسد تفاوت بسيارى با نحوه زندگى امروزى داشته باشد. تكامل علوم بشرى، كمال عقلانى بشر، توسعه خارق العاده امكانات و رفاه عمومى، امنيت فراگير بر كل كره زمين و… به‌طور قطع، ويژگيهايى را براى زندگى در آن زمان ايجاد خواهد نمود كه امروز درك دقيق آن براى ماكارى بس مشكل است.

از امام باقر(ع) نقل شده كه در بخشى از يك روايت طولانى فرمود:

ثمّ يتوجّه إلى الكوفة فينزلها و تكون داره.۱۷

آن گاه [حضرت مهدى(عج)] به سوى كوفه مى‌رود پس آنجا را براى منزل برمى گزيند و كوفه خانه او خواهد بود.

 

پى‌نوشتها :

۱ .   سيدبن طاووس، الاقبال، ص۲۹۸٫

۲ .   شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمه، ترجمه منصور پهلوان، ج۲، ص۱۴۳٫

۳ .   محمدبن يعقوب كلينى، اصول كافى، ترجمه سيد جواد مصطفوى، ج۲، ص۱۱۹٫

۴ .   كمال الدين و تمام النعمه، ج۲، ص۱۶۴٫

۵ .   همان، ج۲، ص۸۰٫

۶ .   اصول كافى، ج۲، ص۱۴۱٫

۷ .   شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص۱۶۲٫

۸ .   اصول كافى، ج۲، ص۱۴۰؛ ابن ابى زينب، غيبت نعمانى، ص۱۸۸٫

۹ .   اصول كافى، ج۲، ص۱۱۸؛ شيخ مفيد، الارشاد، ج۲، ص۳۴۸؛ كتاب الغيبة، شيخ طوسى، ص۲۳۲٫

۱۰٫   غيبت نعمانى، ص۱۸۱٫

۱۱٫   همان، ص۳۱۵٫

۱۲٫   طبرى، دلائل إلامامه، ص۲۹۱٫

۱۳٫   علامه محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج۵۳، ص۱۷۴٫

۱۴٫   كتاب الغيبة، شيخ طوسى، ص۲۶۳٫

۱۵٫   شيخ طوسى، التهذيب، ج۲، ص۲۵۲٫

۱۶٫   بحارالانوار، ج۵۲، ص۳۱۷٫

۱۷٫   كتاب الغيبة، شيخ طوسى، ص۴۷۵

موعود شماره ۴۴

تو فقط بیا...


مثل سهراب دگر

جنس تنهایی من چینی نیست

که ترک بردارد

مثله آهن شده

چینی نازک تنهایی من

تو فقط....

زود بیا...


ya ghaem


 

مهدی بیا

برای امام زمان (عج)


اي آنکه در نگاهت حجمي زنور داري

کي از مسير کوچه قصد عبور داري؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابي

اي آنکه در حجابت درياي نور داري

من غرق در گناهم، کي مي کني نگاهم؟

برعکس چشم هايم چشمي صبور داري

از پرده ها برون شد، سوز نهاني ما

کوک است ساز دلها، کي ميل شور داري؟

در خواب ديده بودم، يک شب فروغ رويت

کي در سراي چشمم، قصد ظهور داري؟


ya mahdii

چرا ما باید برای سلامتی امام عصر علیه السلام دعا کنیم؟

چرا ما باید برای سلامتی امام عصر علیه السلام دعا کنیم؟


امام زمان حضرت مهدی (عج)

از آنجایی که امام زمان(عج) تحت حمایت و مراقبت مستقیم خدا هستند چگونه دعای ما برای ایشان سودمند است در حالی که امام علیه السلام توسط خدا حتما در سلامت کامل تا ظهورشان مراقبت می شوند؟


با توجه به بعضی از روایات امام زمان(علیه السلام) مانند انسان های دیگر زندگی طبیعی داشته و در میان مردم رفت و آمد دارد و ممكن است مانند پیامبران الهی و دیگر امامان معصوم به بیماری یا مشكلات دیگر دچار شوند. بنابراین دعا و صدقه و صلوات برای سلامتی حضرت مهدی (علیه السلام) بی تاثیر نیست و محفوظ ماندن ایشان توسط خداوند كه در آیات آمده عموما به معنای حفظ جان ایشان است. امام زمان(علیه السلام) مانند ما بدنی طبیعی و معمولی دارند و ممكن است در اثر سرما و گرما و دیگر عوامل دچار بیماری شوند و ما برای جلوگیری از آنها دعا می كنیم و صدقه می دهیم وپیشوایان معصوم ما در دعاها و مناجات خود برای حفظ و سلامتی امام عصر (علیه السلام) دعا كرده و به ما یاد داده اند كه چگونه برای او دعا كنیم. به عنوان نمونه امام رضا(علیه السلام) پیوسته به دعا كردن برای امام زمان (عج) با این دعا امر می كرد:»اللهم ادفع عن ولیك...و اعذه من شرجمیع ما خلقت و عن یمینه و عن شماله و من فوقه و من تحته بحفظك الذی لا یضیع من حفظته به »؛ »خداوندا هر گونه بلا را از ساحت ولی خود دور گردان..و او را در پناه خود از شر تمام آنچه آفریده و ایجاد و انشا و صورت گری فرموده ای, محفوظ بدار و او را از پیش رو و پشت سر و راست وچپ و بلایای آسمانی و زمینی محفوظ بدار : حفظ كردنی كه هر كس را آن طور محفوظ گردانی از بین نرود...(مصباح المتهجد، ص409).

امام مهدی (عج) در خصوص زیارت آل یس می فرمایند: «هرگاه خواستید به وسیله ما به خداوند و به ما توجه کنید این زیارت را که از جانب خداوند انشاء شده است بخوانید»

امام حسن عسكری نیز در قنوت نمازهایشان این گونه دعا می فرمود: «...فاجعله اللهم فی امن مما نشفق علیه منه ورد عنه من سهام المكائد مایوجهه اهل الشنان الیه»؛ «خداوندا ! او (امام زمان) را در پناهگاهی قرار داده تا از شر متجاوزان در امان باشد.خدایا! او را از چیزهایی در امان بدار كه بر ایش می ترسیم و تیر های نیرنگ را كه كینه بدخواهانش به سوی او پرتاب می كنند بر طرف ساز». (مصباح المتهجد)

بنابراین با توجه به كلمات گهربار معصومین دعا برای سلامتی و حفظ وجود مبارك امام عصر(علیه السلام) صحیح و بایسته می باشد.

البته خداوند متعال ,خلیفه و ولی خود را از هر گونه آسیب ها و آفات حفظ و حمایت می فرماید؛ ولی ما نیز وظیفه داریم برای سلامتی آن حضرت بكوشیم و بدین وسیله اظهار عشق و ارادت خود را ابراز نماییم. با تمام وجود او را بر خود مقدم بداریم و از این راه رضایت و نظر لطف او را نسبت به خود جلب نماییم.

بر این اساس دعا و صدقه و...پیش از آنكه برای امام عصر(علیه السلام) فایده و اثر داشته باشد برای شخص دعا كننده تاثیر دارد. اگر كسی برای حجت الهی كاری انجام دهد و او را برخود مقدم بدارد او این اعمال را می بیند و پاسخ در خوری می دهد (مثل دعا برای سلامتی آن شخص...)

دعا

به طور کلی دعا برای امام زمان از هر حیث آثار و برکات فراوانی دارد از جمله:

1-نشانگر علاقه و محبت مسلمانان به ایشان است. اگر چه دوستی تمام ائمه معصومین بخشی از ایمان و شرط قبولی اعمال است، در عین حال دعا کردن در حق امام زمان(عج) موجب ازدیاد محبت آن حضرت در دل و در نتیجه موجب تقویت ایمان می گردد.

2- اظهار تجدید عهد و پیمان با آن حضرت است و محتوای پیمان با آن حضرت را دین داری و شریعت محوری و تصمیم قلبی بر اطاعت امر امام(علیه السلام) و یاری رساندن او با نثار جان و مال تشکیل می دهد.

تجدید بیعت با آن حضرت(علیه السلام) کاری است که بعد از هر نماز از فرایض پنجگانه، یا در هر روز و یا در هر جمعه انجام می شود مستحب است. هر روز بعد از نماز صبح دعاهایی که مربوط به وجود مبارک امام عصر(عج) است خوانده شود.

دعای شریف «اللهم بلغ مولای صاحب الزمان صلوات الله علیه عن جمیع المۆمنین...» { و نیز «دعای عهد» } (مفاتیح الجنان، ص891 و 892) شاهدی برای این سخن است.

امام حسن عسكری نیز در قنوت نمازهایشان این گونه دعا می فرمود: «...فاجعله اللهم فی امن مما نشفق علیه منه ورد عنه من سهام المكائد مایوجهه اهل الشنان الیه»؛ «خداوندا ! او (امام زمان) را در پناهگاهی قرار داده تا از شر متجاوزان در امان باشد.خدایا! او را از چیزهایی در امان بدار كه بر ایش می ترسیم و تیر های نیرنگ را كه كینه بدخواهانش به سوی او پرتاب می كنند بر طرف ساز»

3- سبب زنده نگه داشتن یاد امام غایب در دل منتظران می گردد. یاد امام زمان(عج) توجه به ارزش های دین و اصول اخلاقی را در دلها جوانه می زند و برعکس غفلت از یاد و خاطره امام یکی از دلایل عمده پژمردگی و سستی ارزش های الهی وانسانی در جوامع مسلمان است.

دلت گر که یک لحظه غافل نشیند

خدنگ بلا بر دل دل نشیند

4- کسی که سلامتی امام زمانش برایش مهم است، مسلما آزردن آن حضرت برایش سخت است در نتیجه دعا برای سلامتی آن حضرت، انسان را بر انجام کارهایی وامی دارد که موجب خشنودی آن حضرت و در نتیجه سبب رسیدن به مقام رضوان الهی می گردد.

5- دعا بسیار مۆثر است و موجب فرج آن حضرت و نیز فرج و گشایش در زندگی مۆمنان می شود.

6- موجب قرب الهی است. امام مهدی (عج) در خصوص زیارت آل یس می فرمایند: «هرگاه خواستید به وسیله ما به خداوند و به ما توجه کنید این زیارت را که از جانب خداوند انشاء شده است بخوانید» (مفاتیح الجنان، ص 863).

این زیارت که از جهات مختلف، محتوایی عمیق دارد بسیار مورد تأکید و سفارش قرار گرفته است. از جمله سلام هایی که در این زیارت ادا می شود، از ابتدا تا انتها، دعای برای سلامتی و تندرستی و بهروزی امام زمان(عج) است. «السلام علیک یا خلیفه الله و ناصر حقه... السلام علیک حین تصبح و تمسی، السلام علیک فی الیل اذا یغشی و النهار اذا تجلی ... السلام علیک بجوامع السلام... ؛ سلام بر تو ای جانشین خدا و یاری کننده حق... درود و سلام بر تو هنگامی که بامداد و شام کنی، درود و تهیت الهی بر تو در شب که همه جا را فراگیرد و در روز، در وقتی که نور دهد (یعنی سلام بر تو در هر صبح و شام)...، درود بر تو درودی همه جانبه...».


برای مطالعه بیشنر در این زمینه: ر.ك:

1.مهدویت (پیش از ظهور )،رحیم کارگر

2.مكیال المكارم

یا صاحب الزمان

یا صاحب الزمان ! ...

یا صاحب الزمان ! داستان یوسف را گفتن وشنیدن به بهانه ی توست  .

شرمنده ایم .

می دانیم گناهان ما همان چاه غیبت توست .

می دانیم كوتاهیها ، نادانیها و سستیهای ما ، ستمهایی است كه در حق تو كرده ایم .

یعقوب به پسران گفت : به جستجوی یوسف برخیزید ،

و ما با روسیاهی و شرمندگی ، آمده ایم تا از تو نشانی بگیریم .

به ما گفته اند اگر به جستجوی تو برخیزیم ، نشانی از تو می یابیم .

اما ای فرزند احمد ! آیا راهی به سوی تو هست تا به دیدارت آییم .

اگر بگویند برای یافتن تو باید بیابانها را در نوردیم ، در می نوردیم .

اگر بگویند برای دیدار تو باید سر به كوه و صحرا گذاریم ، می گذاریم .

ای یوسف زهرا !

خاندان یعقوب پریشان و گرفتار بودند ،

ما و خاندانمان نیز گرفتاریم ،

روی پریشان ما را بنگر . چهره زردمان را ببین .

به ما ترحم كن كه بیچاره ایم و مضطر

ای عزیزِ مصرِ وجود !

سراسر جهان را تیره روزی فرا گرفته است .

نیازمندیم ! محتاجیم و در عین حال گناهكار

از ما بگذر و پیمانه جانمان را از محبت پر كن .

یابن الحسن !

برادران یوسف وقتی به نزد او آمدند كالایی – هر چند اندك – آورده بودند ،

سفارش نامه ای هم از یعقوب داشتند .

اما ...

ای آقا ! ای كریم ! ای سرور !

ما درماندگان ، دستمان خالی و رویمان سیاه است .

آن كالای اندك را هم نداریم .

اما... نه ،

كالایی هر چند ناقابل و كم بها آورده ایم .

دل شكسته داریم

و مقدورمان هم سری است كه در پایت افكنیم .

ناامیدیم و به امید آمده ایم .

افسرده ایم و چشم به لطف و احسان تو دوخته ایم .

سفارش نامه ای هم داریم .

پهلوی شكسته مادر مظلومه ات زهرا را به شفاعت آورده ایم .

یا صاحب الزمان !

به یقین ، تو از یوسف مهربانتری .

تو از یوسف بخشنده تری .

به فریادمان برس ، درمانده ایم .

ای یوسف گم گشته ! و ای گم گشته ی یعقوب !

یعقوب وار ، چه شبها و روزها كه در فراق تو آرام و قرار نداریم .

در دوران پر درد هجران ، اشك می ریزیم و می گوییم :

تا به كی حیران و سرگردان تو باشیم .

تا به كی رخ نادیده ترا وصف كنیم .

با چه زبانی و چه بیانی از اوصاف تو بگوییم و چگونه با تو نجوا كنیم .

سخت است بر ما ، كه از دوری تو ، روز و شب اشك بریزیم .

سخت است بر ما ، كه مردم نادان تر واگذارند .

سخت است بر ما ، كه دوستان ، یاد ترا كوچك شمارند .

یا بقّیةالله !

خسته ایم و افسرده ،

نالانیم و پژمرده ،

گریه امانمان را بریده است .

غم دوری ، دیوانه مان كرده است .

اما نمی دانیم چه شیرینی و حلاوتی در این درد و دوری است كه می گوییم :

كجاست آن كه از غم هجران تو ناشكیبایی كند .

تا من نیز در بی قراری ، یاریش دهم

كجاست آن چشم گریانی كه از دوری تو اشك بریزد ؟

تا من او را در گریه یاری دهم

مولای من ! دیدگانمان از فراق تو بی فروغ گشته اند .

و می دانیم پیراهن یوسف ، یادگار ابراهیم ، نزد توست .

و ای كاش نسیمی از كوی تو ،

بوی آن پیراهن را به مشام جان ما برساند .

و ای كاش پیكی ، پیراهن ترا به ارمغان بیاورد

تا نور دیدگانمان گردد .

ای كاش پیش از مردن ، یك بار ترا به یك نگاه ببینیم .

درازی دوران غیبت ، فروغ از چشمانمان برده است

كی می شود شب و روز ترا ببینیم و چشمانمان به دیدار تو روشن گردد ؟

شكست و سرافكندگی ، خوار و بی مقدارمان كرده است .

كی می شود ترا ببینیم كه پرچم پیروزی را برافراشته ای ؟

و ببینیم طعم تلخ شكست و سرافكندگی را به دشمن چشانده ای .

كی می شود كه ببینیم یاغیان و منكران حق را نابود كرده ای ؟

و ببینیم پشت سركشان را شكسته ای .

كی می شود كه ببینیم ریشه ستمگران را بركنده ای ؟

و اگر آن روز فرا رسد ...

و ما شاهد آن باشیم ،

شكرگزار و سپاسگو نجوا می كنیم :

الحمدلله رب العالمین