شنبه, 28 مرداد 1396 04:17

جستجو در شبکه گسترده

شما تهذیب نفس کنید;من خود نزد شما می آیم

حجت الاسلام قدس می گوید :"روزی آیت الله بهجت رحمه الله فرمودند : در تهران استاد روحانیی بود که لمعتین را تدریس می کرد, مطلع شد که گاهی از یکی از طلاب و شاگردانش که از لحاظ درس خیلی عالی نبود, کارهایی نسبتا خارق العاده دیده و شنیده می شود .


khodavand


روزی چاقوی استاد (در زمان گذشته وسیله نوشتن قلم نی بود و نویسندگان چاقوی کوچک ظریفی برای درست کردن قلم به همراه داشتند) که خیلی به آن علاقه داشت, گم می شود و وی هر چه می گردد آن را پیدا نمی کند (به تصور آنکه بچه هایش برداشته و از بین برده اند), مدتی بدین منوال می گذرد وچاقو پیدا نمی شود.

روزی آن شاگرد بعد از درس به استاد می گوید :"آقا چاقویتان را در جیب جلیقه کهنه خود گذاشته اید و فراموش کرده اید, بچه ها چه گناهی دارند ."

آقا یادش می آید و تعجب می کند که آن طلبه چگونه از آن اطلاع داشته است. از اینجا دیگر یقین می کند که او با اولیا خدا ارتباط دارد روزی به او می گویند: بعد از درس با شما کاری دارم. چون خلوت شود می گوید: آقای عزیز مسلم است که شما با جایی ارتباط دارید به من بگویید خدمت آقا امام زمان (عج)مشرف می شوید؟ استاد اصرار می کند و شاگرد ناچار می شود جریان تشرف خود خدمت آقا را به او بگوید. استاد می گوید: عزیزم این بار که مشرف شدید سلام بنده را برسانید و بگویید: اگر صلاح می دانند چند دقیقه ای اجازه تشرف به حقیر بدهند. مدتی می گذرد و آقای طلبه چیزی نمی گوید و آقای استاد هم از ترس اینکه نکند جواب منفی باشد جرات نمی کند از او سوال کند ولی به جهت طولانی شدن مدت، صبر آقا تمام می شود و روزی به وی می گوید: آقای عزیز از عرض پیام من خبری نشد؟ می بیند که وی (به اصطلاح ) این  پا و آن پا می کند. آقا می گوید: عزیزم خجالت نکش آنچه فرموده اند به حقیر بگویید چون شما قاصد پیام بودی (وماعلی رسول الا البلاغ المبين)1. آن طلبه با نهایت ناراحتی می گوید آقا فرمود: لازم نیست ما چند دقیقه به شما وقت ملاقات بدهیم شما تهذیب نفس کنید من خودم نزد شما می آیم.

 پی نوشت:

1.سوره نور آیه54

 

منبع: مرکز نشر و تنظیم آثارآیت الله العظمی بهجت(ره)