دوشنبه, 03 مهر 1396 15:14

جستجو در شبکه گسترده

موفقیت

ضربه فنی کردن سرطان به روش محب اهری

حسین محب‌اهری، بازيگر سينما و تلويزيون، 40 سال از زندگی‌اش را وقف هنر و حرفه‌ بازيگري كرد تا امروز كه بيش از 130 اثر سينمايي، تلويزيوني و تئاتر در كارنامه هنري او به يادگار مانده است. او نوروز 93 بعد از يك مبارزه دوباره با سرطان لنف با سريال خوب، بد، زشت به تلويزيون آمد و دوباره مهمان خانه‌هاي مردم شد.


محب‌اهري در ماه‌هاي پاياني سال 92 برای سومین‌بار توانست با سرطان مبارزه كند و آن را شكست دهد. شاید او در ازای بیماری، خیلی چیزها را از دست داده باشد اما یک چیز مهم به‌دست آورده که به قول خودش به همه چیز می‌ارزد، محب‌اهری این روزها «امید» دارد و همین «امید» است كه او را بیشتر از هر زمان ديگري به زندگی پیوند می‌زند. او در این صفحه، رازهای پیروز شدنش در جنگ سه باره با سرطان را با شما در میان می‌گذارد.

79، سال جنگ بود

سال 79 از نظر جسمی با مشکلاتی روبه‌رو شدم. آب دهانم تلخ بود، حالت ضعف و تهوع داشتم و به شدت عرق می‌کردم. برای اینکه متوجه علت شوم راهی بیمارستان شدم. پزشکان تشخیص دادند مشکل عفونت دارم و با تجویز آنتی‌بیوتیک‌ها سعی کردند مرا درمان کنند. مشکلاتم ادامه داشت و به پزشكان زیادی مراجعه کردم. در نهایت مشخص شد سرطان دارم.

اگر برگردد باز فراري‌‌اش مي‌دهم!


اولین باری که متوجه بیماری‌ام شدم، شوکه بودم چون اولین بارها همیشه برای آدم متفاوت و سخت است. من آن زمان از بیماری‌ام شناختی نداشتم و همین مسئله را سخت‌تر می‌کرد؛ حالا شناخت نداشتن یک طرف قضیه بود و نپذیرفتن این بیماری طرف دیگر. برايم خيلي دشوار بود قبول كنم به سرطان مبتلا شده‌ام اما دفعه دوم و دفعه سوم كه سرطان سراغم آمد همه‌چیز راحت‌تر بود. من بیماری‌ام را پذیرفته بودم و می‌دانستم چطور بايد با آن برخورد کنم. نخستين باري كه با سرطان روبه‌رو شدم مثل کسی بودم که در تاریکی است و هیچ شناختی از اطرافش ندارد اما این بار در روشنایی بودم، بیماری‌ام را می‌شناختم و همه اینها پذیرفتن بیماری را برای من راحت‌تر کرده بود.

یاد گرفتم زندگی کنم

در روزهايي كه به بيماري مبتلا بودم و در جنگ سه‌باره‌اي كه با سرطان داشتم. حساسیتم نسبت به آدم‌ها و برخوردی که باید با آنها داشته باشم بیشتر شده است. حواسم هست کسی را از خودم نرنجانم و حواسم به رفتارهايم و گفتارم باشد. من این روزها حتی به آبی که از گلویم پایین می‌رود هم فکر می‌کنم، آب دیگر برای من مفهوم رفع تشنگی ندارد و بیشتر زندگی است.

چند ماه قبل شیمی‌درمانی‌ام تمام شد. وقتی به پزشک مراجعه کردم به لطف خدا از نتایج آزمایش‌هايم راضی بود و انگار قرار است مدتی را بدون ماجرا زندگی کنم. تنها مشکلی که دارم وجود چند سنگ‌ریزه داخل کیسه صفراست که در بیماری اصلی من هیچ نقشی ندارد و امیدوارم این مشکل هم به زودي حل شود. بعد از پشت سر گذاشتن بیماری سرطان سختی و درد برای من دیگر مثل گذشته نیست و سعی‌ام بر این است که همه‌چیز را تحمل کنم.

اگر سرطان برگردد، دوباره مي‌جنگم

اگر سرطان بخواهد دوباره سراغم بيايد من هم دوباره شروع می‌کنم به مبارزه کردن برای زندگی و با آن مي‌جنگم تا شكستش دهم. سعی می‌کنم از لحظات سالم بودن خودم لذت ببرم. همیشه به این شکل بوده و سعي كردم اين رويه را دنبال كنم كه با مسیر بیماری‌ام همراه شوم تا بتوانم بر بيماري غلبه كنم و آن را پشت سر بگذارم. مطمئن هستم اگر این‌بار هم به من بگویند بیماری به زندگی‌ام برگشته است،‌ هیچ چیز عجیبی در من رخ نمي‌دهد و مي‌توانم به زندگی‌ام ادامه دهم و تمام کارهایی که قبلا انجام داده‌ام را تکرار کنم.

مسئوليت‌پذيري؛ رمز موفقيت من

اگر همین الان بخواهم به یک بیمار مبتلا به سرطان کمک کنم و همراهش باشم و از تجربياتم در اين زمينه برايش بگويم، به عنوان اولین قدم به او یادآوری کنم چه مسئولیت‌هایی را برعهده دارد؛ اینکه مثلا پدر یا مادر یک خانواده است، اینکه در جایگاه اجتماعی خودش مسئولیت‌هایی دارد که کسی به‌جز او از عهده‌اش برنمی‌آید و همین مسئولیت‌پذیری می‌تواند به اندازه کافی به آدم‌ها براي مبارزه با بيماري و مشكلات‌شان انگیزه بدهد و دوم اینکه به یادش می‌آورم زندگی چقدر مهم است و باید از زنده بودن و سالم بودن کمال لذت را برد. آدم‌ها گاهی در جریان زندگی فراموش می‌کنند زندگی چقدر مهم است كه باید این مسئله را هم یادآوری کرد.

اگر برگردد باز فراري‌‌اش مي‌دهم!


از بيماري هيولا نسازيد

خانواده و دوستان در این بین باید سعی کنند وقتی با بیمار روبه‌رو می‌شوند معمولی برخورد کنند، طوری رفتار نکنند که او یادش بیاید چقدر بیمار است، چقدر دشواري پيش رو دارد و به چه بيماري سختي دچار شده است و هر لحظه ضعيف‌تر مي‌شود. گاهی اوقات این نگرش‌های منفي و ترحم‌آمیز زندگی فرد بیمار را با مشکل جدي روبه‌رو می‌کند. خانواده‌ها باید بدانند همه آدم‌ها یک روز به‌دنیا می‌آيند و یک روز هم به دلایل مختلف از اين دنيا مي‌روند و با زندگي خداحافظي مي‌كنند. یکی با تصادف، دیگری با کهولت سن، یکی هم ممکن است بیمار شود و از دنیا برود، نباید به بيمار يادآوري كرد که بیمار است، تنها کاری که می‌شود انجام داد دادن یک امید پررنگ برای زندگی است.

موفق شدم چون عاشق زندگی بودم

من سه‌بار با سرطان جنگیدم و سه‌بار آن را پشت سر گذاشتم. اگر من زندگی را دوست نداشتم هرگز موفق نمی‌شدم پشت اين بيماري را به خاك بمالم. من اگر یادم نبود در زندگی چه مسئولیت‌هایی دارم، قطعا با مشکل روبه‌رو بودم و روزهاي سخت‌تري را مي‌گذراندم. اگر روحیه‌ای که خانواده به من می‌داد در کار نبود شاید نمی‌توانستم اینقدر سریع بیماری‌ام را با این همه مشکلات دارویی، اقتصادی و مالی پشت سر بگذارم.


منبع: مجله سیب سبز



 

 

15 پیشنهاد برای شروع یک روز پرانرژی

یک مشت جانانه بر فرق سر ساعت بینوایی که رسیدن صبح را نوید می دهد می زنید، دستی به موهای نامرتب تان می کشید، با کشیدن خمیازه پشت خمیازه غر زنان از رختخواب بلند می شوید.


enerji


احتمالا پس از شستن دست و صورت، صبحانه نخورده از خانه بیرون می زنید. همه چیز رنگ تکرار دارد و بوی روزمرگی! در طول روز هم که مدام یا سگرمه هایتان درهم است یا غر می زنید و به این و آن گیر می دهید. دنبال یک جو نشاط هستید و انرژی برای ادامه روز. اگر این صحنه ها برایتان آشناست به کمی تغییر نیاز دارید همین! ما به شما کمک می کنیم. 15 روش پرانرژی بودن که در این دو صفحه آمده مخصوص شماست.

1- بفرمایید صبحانه

تا یک صبحانه درست و درمان به بدن نزده اید از خانه بیرون نروید. صبحانه یعنی پر کردن باک انرژی و روشن کردن موتور بدن. ماشین هم بدون بنزین از جایش تکان نمی خورد، شما که جای خود دارید. باید مواد غذایی مفید و با کیفیت بخورید. برای صبحانه به پروتئین نیاز دارید تا روز بانشاطی پیش رو داشته باشید. نیمرو یا املت با قارچ میل کنید و کل روز با انرژی باشید.

2- یک ربع فقط برای خودِ خودتان اختصاص دهید

چشم هایتان را که باز می کنید باید صبحانه آماده کنید، جوراب هایتان را پیدا کنید، کوچولو را به مدرسه برسانید؛ البته قبلش باید نگاهی به تکالیفش بیندازید، غذای ظهر یا شب را آماده کنید، سر کار بروید، بین یک خروار پرونده دست و پا بزنید و ... با اینحال نگران نباشید! بین این همه کاری که سرتان ریخته به خودتان هم برسید. فقط یک ربع به خودِ خودتان اختصاص دهید فارغ از فکر بقیه! بنشینید، مجله ای در دست بگیرید، یک فنجان چای برای خودتان بریزید، موسیقی گوش کنید، به هر کسی که دوست دارید تلفن بزنیدو خلاصه یک ربع هر کاری که حالتان را بهتر می کند انجام دهید.

3- لبخند بزنید

یک لبخند ساده و یک دنیا انرژی مثبت! محض رضای خدا قیافه آدم های اخمو و خموده را در متر، اتوبوس و پشت چراغ قرمز به خود نگیرید! لبخند زیباترتان می کند. وقتی به روی دیگران لبخند می زنید انگار همه یخ ها آب می شوند و سرما به گرمایی حیات بخش تبدیل می شود. نگاه تان در نگاه یک غریبه هم که می افتد یک لبخند ساده و صمیمی تحویلش دهید. اگر بدانید همین کار ساده چقدر روی روحیه خود و اطرافیانتان تاثیر می گذارد، دریغ نمی کنید. امتحانش مجانی است. از همین امروز شروع کنید.


4- روز را با اینترنت و ایمیل چک کردن شروع نکنید

بعید به نظر می رسد آنقدر گرفتار باشید که هر ثانیه ایمیل های حیاتی دریافت کنید که لازم باشد همان اول صبح به محض باز کردن چشم هایتان به سراغ اینترنت بروید! این بدترین شیوه شروع روز است. امکان دارد یک ایمیل با یک پیام ساده آنقدر افکارتان را به هم بریزد که کل روزتان خراب شود.

5- یک دفترچه یادداشت بخرید

وقتی یک دفترچه یادداشت کوچک داشته باشید و تمام کارها، افکار، قرارها، برنامه ها و حتی فهرست خریدتان را در آن یادداشت کنید، دیگر کارهای مهم را فراموش نمی کنید و مستاصل نمی مانید برنامه تان را کجا یادداشت کرده اید. همه چیز دم دست تان است. همه جا می توانید این دفترچه را همراه داشته باشید. در این صورت امکان اینکه قرار ملاقات، برنامه یا کاری را فراموش کنید، کم شده و روزتان هم خراب نمی شود.می توانید در این دفترچه احساسات، افکار یا اهدافتان را هم بنویسید و هر از گاهی مرور کنید.

6- دنیای تان را رنگی کنید

استفاده از رنگ های شاد راهی است برای دور شدن از غم و غصه چون رنگ ها به زندگی نشاط می دهند. رنگ ها ویتامین های روح هستند و خلق و خوی ما را عوض می کنند. توصیه می شود لباس های شاد بپوشید و برای دکوراسیون منزل نیز از این رنگ ها استفاده کنید.

7- ظهر که می شود کمی ورزش کنید

از صبح در خانه یا محل کارتان حسابی مشغول کار بوده اید. عادت کنید وقت ناهار کمی ورزش کنید. ورزش انرژی بخش است و از بین برنده استرس. لازم نیست مثلا یک ساعت دمبل بزنید. همین که 5 یا 10 دقیقه کمی نرمش کنید باعث می شود بقیه روز را با نشاط بیشتری دنبال کنید.

8- تکنیک 3-6-5 را دریابید

نمی دانید نفس عمیق کشیدن چه معجزه ای می کند! این کار ضربان قلب تان را تنظیم، استرس تان را کمتر و سیستم ایمنی بدنتان را تقویت می کند. از همین حالا شروع کنید: 5 ثانیه دم و 5 ثانیه بازدم! با این کار در هر یک دقیقه 6 بار نفس عمیق و درست کشیده اید. توصیه می شود این ورزش را هر روز 3 بار تکرار کنید. اگر وقتش را دارید هر بار 5 دقیقه این کار را انجام دهید.

9- اگر قهوه می خورید اندازه اش را نگه دارید

قهوه زیاد خوردن برای سرحال بودن اشتباه است. درست است که قهوه مغز را تحریک می کند اما مصرف بی رویه و بیش از حد آن برای سلامت چندان مفید نیست. از این گذشته، نوشیدن قهوه زیاد می تواند خواب را بر هم بزند و عوارض بی خوابی را که خودتان بهتر می دانید به دنبال داشته باشد. براساس نتایج پژوهش ها بهترین زمان برای نوشیدن قهوه بین 9:30 تا 11:30 صبح است که میزان کورتیزول یا همان هورمون استرس در کمترین میزان خود قرار دارد.

10- عطر لیموترش

بوی لیموترش سلول های مغز را تحریک کرده و انرژی تان را افزایش می دهد. خیلی ساده است؛ امتحانش کنید. یک لیموترش را بردارید و بو کنید؛ می بینید استرس تان کم می شود و حالتان حسابی سر جایش می آید.

11- رختخوابتان را مرتب کنید

نکند شما هم به خیل عظیم افرادی تعلق دارید که صبح به صبح رختخواب مچاله شده شان را به حال خود می گذارند و از خانه بیرون می زنند؟ اصلا خیلی ها تصور می کنند این یک کار زنانه است یا باید مادرشان این کار را بکند یا همسرشان ولی اگر بدانید مرتب کردن رختخواب چه نظمی به ذهن تان می دهد خودتان دست به کار می شوید! اینکه ملحفه ها و لحاف را مرتب کنید، بالش ها را سر جاییشان بگذارد، فقط 5 دقیقه از وقت تان را می گیرد اما همین کار ساده باعث می شود ذهن تان نظم و ترتیب بگیرد. تازه عصر هم که به منزل برمی گردید همه چیز سرجایش است و لازم نیست خسته و کوفته تازه به فکر مرتب کردن اتاق خوابتان باشید.

12- به بدنتان کمی کش و قوس دهید

هر وقت احساس خستگی کردید، بلند شوید و چند حرکت کششی ساده انجام دهید. همین کار ساده باعث می شود مثل یک بلوک بتنی سخت یک گوشه خشک تان نزند. دست ها، شانه و پاهایتان را بکشید. خلاصه توصیه می شود هر حرکتی را که بلدید انجام دهید تا خستگی حسابی از بدنتان بیرون برود. 3 دقیقه زمان کافی است تا با نشاط بیشتری به سر کارتان برگردید.


13- پنجره ها را باز کنید

خیلی وقت ها اصلا یادمان می رود به هوای تازه نیاز داریم. وقتی از خواب بیدار می شوید فرقی نمی کند تابستان باشد یا زمستان، پنجره ها را باز کنید و اجازه دهید هوای تازه وارد اتاق و ریه هایتان شود. سر کار هم که می روید پنجره های دفتر کارتان را باز کنید. خواهید دید همین کار ساده کلی کیف تان را کوک و شما را به اصطلاح شارژ می کند.

14- پیکاسو باشید

خیلی ها معتقدندنبرای داشتن یک روز رضایتبخش باید چیزی خلق کرد. پیشنهاد می کنیم برای خودتان بوم یا دفتر نقاشی، مداد رنگی و آب رنگ و مخلفات تهیه کنید. طراحی کنید یا شعری بسرایید. می دانیم که نقاش یا شاعر حرفه ای نیستید اما همین کارها باعث می شود زوایای پنهانی وجودتان را کشف کنید که شگفت زده تان می کند.

15- تشکر کنید

سعی کنید از دیگران حتی به خاطر کوچکترین کاری که می کنند تشکر کنید. همین کار باعث می شود با اطرافیانتان مهربانتر باشید تا روزتان زیباتر شود. از خدا تشکر کنید که امروز را هم فرصت داده تا به روی زندگی لبخند بزنید.


منبع: مجله تندرستی


 

مهارت های دهگانه زندگی

مهارت های زندگی مهارت هایی هستند که توانایی اجتماعی و روحی فرد را افزایش می دهند و موجب می شوند تا او بتواند به نحوی بهتر و موثرتر با مشکلات و دشواری های زندگی مواجه شود. هر قدر مهارت های زندگی فردی بالاتر باشد، او بهتر می تواند سلامت روان و رفتار خود را حفظ کند و به شیوه ای منطقی و کارآمد مشکلات پیش آمده را برطرف کند.


maharat


مهارت های زندگی قدرت سازگاری افراد را بالا می برد، شخص می توان مسئولیت های اجتماعی و شخصی زندگی را بهتر بپذیرد و توانمندی هایش را بروز دهدو از آسیب های ناشی از ناتوانی در حل مشکلات در امان بماند.

سازمان بهداشت جهانی مهارت های دهگانه ای را معرفی کرده است که هر کس باید این توانایی ها را برای داشتن زندگی فردی و اجتماعی موفق کسب کند:


1- مهارت خودآگاهی

2- مهارت همدلی

3- مهارت روابط بین فردی

4- مهارت ارتباط موثر

5- مهارت مقابله با استرس

6- مهارت مدیریت هیجان

7- مهارت حل مسئله

8- مهارتت تصمیم گیری

9- مهارت تفکر خلاق

10- مهارت تفکر نقادانه

مهارت خودآگاهی

مهارت خودآگاهی توانایی شناخت نقاط ضعف و قوت هر فرد است. اگر هر فرد بتواند تصویری واقع بینانه از خود کسب کند و نیازها و تمایلاتش را به خوبی بشناسد، می تواند با حقوق فردی، اجتماعی و مسئولیت های فردی و اجتماعی اش آشنا شود.

مهارت همدلی

همدلی به این معنی است که فرد در هر شرایطی، چه خوب و چه بد، بتواند دیگران و مشکلاتشان را درک کند. به این ترتیب، دیگران را دوست دارد و دیگران نیز او را دوست دارند و به هم توجه می کنند که در نتیجه، روابط اجتماعی افراد با یکدیگر بهتر می شود.

مهارت روابط بین فردی

این مهارت، مشارکتو اعتماد واقع بینانه و همکاری با دیگران را مشخص می کند و موجب می شود تا روابط دوستانه ای را با دیگران ایجاد کند و دوستی های ناسالم را خاتمه دهد تا کسی از چنین روابطی آسیب نبیند.


مهارت ارتباط موثر

با کسب این مهارت، افراد می آموزند برای درک بهتر دیگران، به شیوه ای درست، به صحبت های آنها گوش دهند. همچنین فرد بتواند نیازها و احساسات خودش را با دیگران در میان بگذارد تا هم نیازهای دیگران و هم نیازهای خودش برآورده شود و در نتیجه ارتباطی رضایتبخش شکل گیرد.

مهارت مقابله با فشار عصبی

زندگی در دنیای مدرن با فشارهای روحی و روانی بسیاری همراه است. اگر این فشارها بیش از حد به طول بینجامد بر زندگی افراد تاثیر منفی می گذارد و زمینه ساز بروز مشکلات جدی می شود. با آموختن این مهارت افراد هیجان های مثبت و منفی را در خود و دیگران می شناسند و سعی می کنند واکنشی نشان دهند که این عوامل مشکلی برای آنها ایجاد نکنند.

مهارت مدیریت هیجان

هر انسانی که در زندگی خود با هیجانات گوناگونی از جمله غم، خشم، ترس، خوشحالی، لذت و موارد دیگر مواجه است که همه این هیجانات بر زندگی او تاثیر می گذارد. شناخت و مهار این هیجانات، همان مدیریت هیجان است. برای کسب این مهارت فرد به طور کامل باید بتواند احساسات و هیجانات دیگران را نیز درک و به نوعی این هیجانات را مهار کند.

مهارت حل مسئله

زندگی سرشار از مسائل ساده و پچیده است. با کسب این مهارت بهتر می توانیم مشکلات و مسائلی را که هر روز در زندگی برایمان رخ می دهند، از سر راه زندگی مان برداریم.

مهارت تصمیم گیری

برای برداشتن هر قدمی در زندگی باید تصمیم گیری کنیم، مسیر زندگی انسان را تصمیم گیری کنیم، مسیر زندگی انسان را تصمیم گیری های او مشخص می کند. با آموختن این مهارت اهداف خود را واقع بینانه تعیین و از میان راه حل های موجود بهترین را انتخاب می کنیم و مسئولیت عواقب آن را نیز به عهده می گیریم.

مهارت تفکر خلاق

تفکر یکی از مهمترین مهارت های زندگی است. مهارت تفکر خلاق، همان قدرت کشف، نوآوری و خلق ایده ای جدید است تا در موارد گوناگون بتوانیم راهی جدید و موثر بیابیم. با آموختن تفکر خلاق، هنگام مواجهه با مشکلات و دشواری ها احساسات منفی را به احساسات مثبت تبدیل می کنیم.


هنگامی که تفکر خلاق را می آموزیم دیگر مشکلات زندگی مزاحم ما نیستند، بلکه هر کدام فرصتی هستند تا راه حل های جدید بیابیم و مشکلات را به گونه ای حل کنیم که کسی تاکنون این کار را نکرده باشد.

مهارت تفکر نقادانه

مهارت تفکر نقادانه موجب می شود هر چیزی را به سادگی قبول یا رد نکنیم و پیش از آن، موضوع مورد نظر را به خوبی مورد بررسی قرار دهیم و پس از آن، در مورد رد یا پذیرش آن تصمیم گیری کنیم. با آموختن تفکر نقادانه فریب دیگران را نمی خوریم و به عاقبت امور به خوبی فکر می کنیم و دقیق و درست تصمیم می گیریم و ارتباطات درستی برقرار می کنیم.


منبع: مجله موفقیت


 

معرفی ویتامین‌های روح

اولین ویتامین روح، دوست داشتن و مهربانی کردن با خودمان است و اولین قدم برای این که با خودتان مهربان باشید ، این است که خود را به صورت نامشروط دوست بدارید.


ویتامین‌های روح

یکی از مهمترین نکات در زندگی فردی، اجتماعی این است که،افرادی که نسبت به نیاز‌های خود بی توجه اند. نمی‌توانند ادعای خوشبختی کنند. این افراد معمولا سبک زندگی ناسالمی دارند و از نظر بهداشت روانی در معرض خطر ابتلا به اختلالات روانی از جمله افسردگی قرار دارند. بنابراین نخستین اصل بهداشت روان، صلح با درون و بیرون خود است.

واقعیت این است که توانایی ما برای دوست داشتن حقیقی دیگران رابطه مستقیم با تواناییمان برای دوست داشتن خودمان دارد. مهربانی نسبت به خودمان، مهربانی نسبت به دیگران را به بار می آورد.

رابطه مهرآمیز با خودمان رکن اساسی برقراری رابطه مهرآمیز با دیگران است.به عبارتی باید دوست مهربانی برای خود باشید.

 

پس اولین و مهمترین ویتامین روح، دوست داشتن و مهربانی کردن با خودمان است  و اولین قدم برای این که با خودتان مهربان باشید ،این است که خود را به صورت نامشروط دوست بدارید، عشق نامشروط یعنی دوست داشتن خود. اگر و اما نگذارید و حتی در شرایطی که رفتارتان نامناسب است، باز خود را دوست بدارید. افرادی که در کودکی با عشق بدون شرط مادر پرورش یافته اند، رفتارشان را از شخصیت خود جدا می‌کنند و اشتبا‌هات خود را به حساب "بدبودن" شخصیت خود نمی گذارند. شما در مقام انسان حق اشتباه دارید. در صورت اشتباه کردن خود را ببخشید و به جای سرزنش و ملامت خود، سعی کنید از اشتبا‌هات تان پند بگیرید.

در دومین قدم ،با جسم خود مهربان باشید،اگر باور داشته باشید که فردی بی همتا و بی نظیر هستید، با جسم خود نیز با مهربانی رفتار خواهید کرد. افرادی که با خود مهربان هستند، به سلامتی خود توجه دارند و به میزان کافی استراحت می‌کنند، از رژیم غذایی متعادلی برخوردارند، ورزش می‌کنند، به سیگار، الکل یا دیگر مواد مخدر گرایشی ندارند.

و سپس با روح و روان خود مهربان باشید،مهربانی با خود یعنی مهربانی با روان و ذهن، ممکن است از خود بپرسید چنین چیزی چگونه عملی خواهد بود؟ افراد مهربان با خود، به سلامت روان توجه دارند. آن‌ها می‌دانند که نگرانی نسبت به آینده و افکار منفی و غیر منطقی؛ آرامش آنان را بهم می‌ریزد و به تنش و استرس می‌انجامد. آن‌ها می‌کوشند برای کمک به خود از استرس ‌های زندگی بکاهند. از این رو، از ذهن خود مراقبت می‌کنند و اجازه نمی دهند افکار منفی همچون علف هرز در مزرعه ذهن شان، نشو نما کند.

در گام بعدی با کمال گرایی وداع کنید،افرادی که با خود مهربان اند، کمال گرایی را کنار می‌گذارند، چون می‌دانند با این ویژگی نمی توانند به اهداف خود برسند، در عوض، آن‌ها سعی می‌کنند بر اساس معیار‌ها و ارزش ‌های خود عمل کنند و انتظار ندارند در هر کاری بهترین باشند. آن‌ها به جای رقابت با دیگران، با گذشته خود رقابت می‌کنند و به جای تاکید بر "بهترین" بودن و سبقت گرفتن از دیگران، خود را برای متوسط بودن آماده کرده اند. به عبارتی آن‌ها این جرات را دارند که در حد متوسط ظاهر شوند، بدین معنا که در هر کاری نمی خواهند اول باشند و اگر رتبه اول را کسب نکردند خود را سرزنش نمی کنند.

یک نکته مهم،برای خودتان وقت بگذارید،سعی کنید ساعت ‌هایی را در روز یا هفته به خودتان اختصاص دهید و به فعالیت ‌هایی که برایتان لذت بخش است، بپردازید.باغبانی، مطالعه، تماشای فیلم، حتی درست کردن ناخن ها. فعالیت ‌های لذت بخش، انرژی و سوخت شما را در زندگی تامین می‌کنند. بنابراین آن‌ها را جدی بگیرید.

دیگر این که، مشاوره اختصاصی داشته باشید،این روز‌ها در کشورمان مشاوره با افراد متخصص مانند روان پزشک، روان شناس و مشاور امری رایج است.

بنابراین توصیه می‌شود اگر مسایلی شما را آزار می‌دهد و نمی توانید درباره آن با کسی حرف بزنید، نمی توانید با گذشته خود کنار بیایید یا اگر اشتغال ذهنی دارید، حتما موارد مذکور را با مشاور در میان بگذارید. با این کار به آرامش بیشتری می‌رسید و راهکار‌هایی نیز برای مقابله با عوامل استرس زا فرا می‌گیرید.

نکته ای که غالبا به فراموشی می رود، این است که به رشد روحی و معنوی خود توجه کنید.

مهربانی با خود، یعنی فرد به رشد خود در همه ابعاد توجه کند. یکی از ابعاد انسان، بعد معنوی است. افراد مهربان با خود، می‌کوشند صفات غیر اخلاقی و ناپسند را از خود بزدایند و صفات مثبت و نیکو را جایگزین کنند. این افراد معمولا بیش از دیگران به مسایل اخلاقی پایبند هستند. بنابراین ارزش ‌هایی مانند راستگویی، صداقت، پاکدامنی و فروتنی برای آن‌ها مهم است و سعی می‌کنند این ارزش ‌ها را در خود ایجاد کنند. قرآن بخوانید و در آن تفکر کنید، نهج البلاغه را باز کنید و سعی کنید پندهای مقدس آن را در زندگیتان پیاده کنید، خلاصه به رشد معنویتان توجه کنید.

ویتامین‌های روح

 

پس این هفته چند گام برای مهربان بودن با خودتان بردارید:

1- به نیازهای جسمی و روحی ات توجه کن.

2- وسیله ای که زندگی ات را راحت تر می کند بخر.

3- یکی از وسایل شخصی ات را  که قدیمی یا شکسته است بیرون بگذار.

4- ساعتی برای استراحت یا تفریح خودت در نظر بگیر.

5- دسته گلی برای خودت بخر یا کارت پستالی برای خودت درست کن و با واژه های مهرآمیز از خودت تعریف کن.

6- غذای خوشمزه و مقوی ای برای خودت بپز یا در رستوران بخور.

7- برای موفقیت هایت به خودت تبریک بگو.

دومین ویتامین روح، لبخند است. در برخورد با دیگران قبل از اینکه سخن بگوییم این چهره ی ماست که حرف می زند، هنگامی که لبخند می زنیم ، طرف مقابل هم با لبخند با ما برخورد می کند و ما هر دو ویتامین می گیریم.

وقتی لبخند به لب داریم در واقع به طرف مقابل می گوییم تو را با میل می پذیریم، وجود شما برای من خوشایند است،گوش شنوا برای شنیدن حرفهایت دارم و آسیبی به تو نمی رسانم.وقتی با یک لبخند ناچیز می توانیم این همه لطف و محبت نثار عزیزانمان کنیم ،چرا دریغ کنیم؟! پس لبخند ویتامین روح است و ترشرویی و اَخم میکروبی است که به روحیه ی دیگری تزریق می کنیم.

ویتامین بعدی، توجه به اطرافیان است. آیا شما در معاشرت با فرزند،همسر،پدر و مادر،برادر و دوستان به آنها توجه دارید ؟!با توجه ،ما به اشخاص،سلامت ِروح و نیرو می بخشیم ! وقتی همسرتان غذای خوبی درست می کند به هنر او توجه کنید، وقتی شوهرتان با خرید مناسبی وارد خانه می شود به زحمت او توجه کنید، وقتی کودکتان با یک نقاشی ساده نزدتان می آید به او توجه کنید و نقاشی او را بستایید،این توجه اثرات معجزه آسایی در روابط شما با دیگران دارد!

توجه داشته باشید که ما هر روز به ویتامین احتیاج داریم.

 

 منبع: با نگاهی به نشریه موفقیت شماره 198


 

نشانه های اعتماد به نفس پایین

 اگر اعتماد به نفس شما پایین است ،باید در ابتدا از این حقیقت آگاه باشید و آن را بپذیرید و سپس به طور آگاهانه و با عزم و اراده روی افزایش اعتماد به نفستان کارکنید، چرا که برای لذت از زندگی و رسیدن به رویاهای خود شدیدا به آن نیازمند هستید !!!

etemad benafs
 
 

شناخت علائم اعتماد به نفس پایین برای موفقیت شما در زندگی بسیار مهم است. اگر شما نمی دانید چطور اعتماد به نفستان گرفته شده است و نمی دانید که سطحی از اعتماد به نفس که باید برای استفاده از پتانسیل واقعی خود داشته باشید چقدر است ،باید در ابتدا از این حقیقت آگاه باشید و سپس به طور آگاهانه و با عزم و اراده روی افزایش اعتماد به نفستان کارکنید چرا که برای لذت از زندگی و رسیدن به رویاهای خود شدیدا به آن نیازمند هستید !!!

1. فقدان آرزو
نداشتن هر گونه آرزو و یا شور و شوق در هر آنچه شما در زندگی انجام می دهید ، یکی از بدترین نشانه های اعتماد به نفس کم است. اگر شما هیچ شور و شوقی در کارتان نداشته باشید ، برایتان دشوار خواهد بود که پیشرفت کنید یا چشم انداز بهتری در زندگی حرفه ای خود پیدا کنید. این امرمنجر به سرخوردگی و پرخاشگری می شود. به همین ترتیب عدم وجود شور و شوق در هر عرصه از زندگی شما، تنها شما را مطمئن می کند که بهترین کار خود راانجام نمی دهید و این فقط غم و ناخشنودی به ارمغان خواهد آورد.

2. رفتار و نگرش های منفی
همیشه دیدن چیزهای منفی و یا داشتن افکار منفی شما را از تجربه نتیجه مطلوب در هر چیزی که شمابرای آن در زندگی روزمره تلاش می کنید باز می دارد . تلاش کنید تا ورای افکار منفی قرار بگیرید و راه حل پیدا کنید یا از دوستی کمک بگیرید .

3. فقدان غرور در ظاهر شما
همیشه برداشت اول بسیار مهم است ، بنابراین اگر شما به ظاهر خود افتخار نمی کنید یا به لباستان بی توجه هستید و درهم برهم و آشفته به نظر می رسید،این تصویری است که شما از خود برای اطرافیانتان به تصویر می کشید .

ظاهر شما اغلب نشان می دهد که واقعا چه نوع شخصی هستید بنابراین اگر شما می خواهید تا تصویر خود را تغییر دهید سبک لباس پوشیدن خود را که نماینده شخصیت شماست عوض کنید .

4. شیوه زندگی ناسالم
یکی دیگر از نشانه های مهم اعتماد به نفس کم روشیست که از خودتان مراقبت می کنید : رژیم غذایی و شیوه زندگی شما . یک رژیم غذایی نا معقول، عدم ورزش و شاید مصرف بیش از حد الکل ، همه اینها نشانه های زندگی ناسالم است که اغلب با بیماری نیزهمراه است.

5. کمرویی
عدم توانایی صحبت کردن با کسی بدون سرخ شدن یا فقط عدم توانایی صحبت در هنگام آشنایی با افراد جدید مشکلات معمولیست که برای افرادی با اعتماد به نفس پایین رخ می دهد . با این حال ، اگر شما بیماری کمرویی شدید با حملات ترس یا ناراحتی عاطفی را تجربه می کنید ، توصیه می کنیم که از یک پزشک متخصص کمک بگیرید .

6. ترس
ترس از شکست احتمالا یکی از مخرب ترین احساساتی است که تجربه می کنیم اما ترس وقتی که تبدیل به فوبیا می شود و یا فقط اگریک ترس روزمره باشد نیازمند آنست که برآن غلبه کنیم تا ببتوانیم با همه وجود زندگی کنیم .پس یاد بگیرید چگونه ترس خود راکنترل و مدیریت کنید. این توانایی را دردرونتان بیابید که با هر ترسی روبرو شده و با تجزیه و تحلیل موقعیت ، ترس را به عنوان یک عامل محافظت کننده در مواجهه با خطر ببینید . منافع ترس را بشناسید وروی آن کار کنید تا خودتان را آزاد کنید .


منبع: بانو