سه شنبه, 06 تیر 1396 15:02

جستجو در شبکه گسترده

موفقیت

هیچکس نمیتواند مرا آزرده خاطر و ناراحت کند

در دنیای پرهیاهوی امروز تقریبا همه ما گاهی از یکدیگر می‌رنجیم، بی‌آنکه بخواهیم، یکدیگر را می‌آزاریم و در موقعیت‌ها و شرایطی قرار می‌گیریم که برایمان بسیار ناراحت‌کننده یا غیرقابل تحمل است. اما واقعا چرا اینگونه است؟

آرامش

چرا اجازه می‌دهیم شرایط بیرون و اطرافیانمان اینگونه ما را آزرده‌خاطر و آسیب‌پذیر کند؟ در این میان چه‌کسی مقصر است؛ ما که شاید بیش از حد حساس شده‌ایم یا دیگران که به‌خود اجازه می‌دهند اینگونه با ما رفتار کنند؟ با اندکی تامل درمی‌یابیم که تقریبا غیرممکن است کاری کنیم که دیگران همیشه آنگونه که ما می‌خواهیم با ما رفتار کنند یا هرگز ناراحتمان نکنند.

پس بهترین راه این است که نحوه پاسخ‌دهی خودمان را با شرایط بیرونی به‌درستی هدایت کنیم.

 

اما توجه داشته باشیم که نباید به‌دنبال راه‌حل فوری بگردیم زیرا اگر می‌خواهیم نتیجه خوبی بگیریم، باید با صبر و حوصله زیاد تکنیک‌های مناسبی را به‌کار ببندیم.

در واکنش و برخورد با دیگران هنگامی که بعضی احساسات مانند خشم، اضطراب، خستگی یا احساس گناه بر ما غلبه می‌کنند، نمی‌توانیم واکنش مناسبی داشته باشیم. مثلا اگر در یک مصاحبه شغلی یا هنگام گفت‌وگو با شخصی مهم بیش از حد دچار ترس، اضطراب یا نگرانی شوید، نمی‌توانید به‌گونه‌ای مۆثر و موفقیت‌آمیز عمل کنید. بنابراین از موقعیتی که در آن قرار گرفته‌اید می‌رنجید و آزرده‌خاطر می‌شوید.

هر روز هزاران عامل ناراحت‌کننده اطراف ما وجود دارد. اما اگر تصمیم داشته باشیم واکنش درستی در مقابل آنها داشته باشیم، نباید بگذاریم به راحتی ما را برنجانند. در واقع هیچ‌چیز نمی‌تواند ما را ناراحت کند، مگر اینکه خودمان اجازه دهیم این اتفاق بیفتد. بنابراین باید ببینیم در یک موقعیت ناراحت‌کننده چه عواملی باعث می‌شوند ما واکنش نامناسب یا تندی داشته باشیم. ابتدا به‌نظر می‌رسد وقتی در برابر موقعیت یا شخص خاصی قرار می‌گیریم احساس یا رفتار نامناسبی داریم که باعث رنجش یا اقدام نامناسبی از طرف ما می‌شود اما با بررسی بیشتر متوجه می‌شویم که این باورهای ما درباره رویدادها یا اشخاص مختلف است که نوع احساسات و رفتار ما را شکل می‌بخشد. باید ببینیم وقتی با موقعیتی دشوار یا شخصی سختگیر مواجه می‌شویم، قبل از اینکه به احساس یا رفتار خاصی برسیم چه کار می‌کنیم؟ برای توصیف کاری که در این بین انجام می‌دهیم واژه‌های زیادی وجود دارد؛ سریع واکنش نشان می‌دهیم، تصمیم می‌گیریم، تحلیل یا قضاوت می‌کنیم، موقعیت را می‌سنجیم و ارزیابی می‌کنیم و...

اما تمام این واژه‌ها تحت عنوان فکرکردن قلمداد می‌شوند و شیوه تفکر ما در پاسخ به شخص یا موقعیتی خاص، یعنی نحوه پاسخ‌دهی و رفتار ما را در مرحله بعد معین می‌کنند و نشان می‌دهند که آیا اجازه می‌دهیم شرایط بیرونی به راحتی ما را ناراحت کنند یا خیر؟ متأسفانه بسیاری از اشخاص، به‌ویژه در موقعیت‌های خاص و غیرمنتظره اصلا فکر نمی‌کنند و فقط واکنش نشان می‌دهند ولی در بسیاری موارد ما براساس باورهایی که نسبت به موقعیت‌های مختلف داریم احساس و رفتار می‌کنیم. اگر باور داشته باشید که شکست‌خوردن و موفق نشدن خیلی وحشتناک و ناراحت‌کننده است، از موقعیت‌هایی که ممکن است در آنها شکست بخورید فرار می‌کنید یا واقعا شکست می‌خورید. اگر نتوانید تحمل کنید دیگران راهتان را در بزرگراه ببندند، وقتی چنین اتفاقی می‌افتد، بسیار عصبانی و ناراحت می‌شوید.

صرف‌نظر از میزان موجه‌بودن موقعیت، طرز تفکر ما درباره آن، معین خواهد کرد که تا چه حد ناراحت می‌شویم و به چه میزان به عوامل بیرونی اجازه می‌دهیم ما را برنجانند. در واقع چون شیوه تفکر ما درباره شخص یا موقعیت در این مرحله، طرز برخورد ما را تعیین می‌کند، ‌در این صورت این توانایی را داریم که پاسخ‌هایمان را کنترل کنیم و به اشخاص یا موقعیت‌ها اجازه ندهیم به راحتی ما را ناراحت کنند.

ما باید مسئولیت احساسات و رفتارمان را قبول کنیم و نباید دائم اشخاص و شرایط را مقصر بدانیم و رفتار خودمان را توجیه کنیم. پذیرش مسئولیت احساس‌ها و رفتارهایمان اهمیت زیادی دارد. مسئولیت به این معناست که شما در قبال احساس‌ها و رفتارهایتان پاسخگو هستید چون توانایی هدایت و کنترل آنها را دارید.

باورهای غلط

بسیاری از باورهای غلط ما باعث می‌شوند که اجازه دهیم دیگران به‌راحتی ما را ناراحت کنند؛ مثلا:

نگرانی بیش از حد در مورد طرز فکر دیگران درباره ما. این نوع تفکر نگرانی بیش از حد و ترس شدید از خردشدن را به‌وجود می‌آورد اما می‌توانید به جای آن درباره ترجیح‌های واقع‌بینانه فکر کنید، می‌توانید نسبت به کارهایی که می‌کنید متعهد باشید و در کنار آن بخواهید دیگران هم شما را تأیید کنند. اما اگر اینگونه نباشد، باز هم می‌توانید تحمل کنید؛ یعنی باید بپذیرید که همیشه نمی‌توانید مورد تأیید دیگران قرار بگیرید.

باور غلط دیگری که باعث ناراحتی شما می‌شود این است که:

فکر می‌کنید هیچ‌وقت نباید شکست بخورید زیرا تحملش را ندارید؛ این باور به‌‌بیان ساده، یعنی نگرانی بیش از حد از شکست خوردن. نمونه‌های زیادی در مورد ترس از شکست وجود دارد. بسیاری از افراد موفق هنگامی که شکست می‌خورند، دچار افسردگی می‌شوند و گمان می‌کنند به آخر خط رسیده‌اند و نمی‌توانند شرایط را بپذیرند. البته یکی از نتایج ترس از شکست معمولا ناتوانی از تحمل انتقاد است؛ یعنی مردم در مقابل هر چیز، توجیه و بهانه می‌آورند. آنها اجازه می‌دهند دیگران ناراحتشان کنند چون نمی‌توانند قبول کنند که اشتباه کرده‌اند.

آرامش

یکی دیگر از باورهای غلط نیز:

تحمل کم در برابر ناکامی است. این باور به این معناست که بخواهیم آدم‌ها و شرایط همیشه همانگونه‌ای باشند که خودمان انتظار داریم. گاهی حتی چیزهای بسیار کوچک و به ظاهر بی‌اهمیت می‌تواند درست به اندازه چیزهای بزرگ یا حتی بیش از آنها اینگونه افراد را ناراحت و عصبانی کند. گاهی تحمل کم در برابر ناکامی‌ها، حس درماندگی و قربانی‌بودن را برای ما به‌دنبال می‌آورد و این موضوع می‌تواند موجب واکنش‌هایی ناشی از خشم و عصبانیت، کناره‌گیری، فرار از مسئولیت‌پذیری، احساس تأسف و... شود.

بنابراین در بسیاری از موارد ما از دیگران یا شرایط آزرده‌خاطر می‌شویم و می‌رنجیم چون تحملمان کم است و نمی‌توانیم صبر کنیم تا شرایط بهتر شود. در خیلی از موارد هم گمان می‌کنیم اگر مشکلی پیش بیاید باید سریع بتوانیم برایش راه‌حلی پیدا کنیم. توجه داشته باشید که پشتکار و شکیبایی در مورد مشکلات و به‌دنبال راه‌حل بودن خوب است اما بهتر است با صبر و حوصله به‌دنبال راه‌حل بگردید.

یکی دیگر از مواردی که ما را متاثر و اندوهگین می‌کند:

پرداختن بیش از حد به گذشته است؛ یعنی گمان می‌کنید چیزی که باعث می‌شود احساس بدی داشته باشید، گذشته شما و تمام اتفاقاتی است که در دوره کودکی، در روابط پیشین یا در شغل قبلی برایتان پیش آمده است. مثلا همیشه می‌گویید چون پدر و مادرتان در کودکی رفتار خوبی با شما نداشته‌اند، حالا اعتماد به نفس لازم را ندارید یا چون معلم ریاضی شما در دوران مدرسه خوب درس نمی‌داده شما هیچ‌وقت نمی‌توانید به ریاضیات علاقه‌مند شوید؛

البته شکی نیست که تجارب گذشته ما تأثیر زیادی بر رفتارهای کنونی‌مان می‌گذارند ولی تا وقتی خودمان چنین اجازه‌ای را ندهیم حتی مرور خاطرات بد هم نمی‌تواند ما را ناراحت کند. وقتی ما بپذیریم که شرایط و افرادی که سر راهمان قرار می‌گیرند همیشه نباید آنگونه باشند که ما می‌خواهیم، از رفتار و شرایط نامطلوب هم کمتر رنجیده‌خاطر می‌شویم.

لحظه‌ای با خود فکر کنید و ببینید هنگامی که واکنش تندی نشان می‌دهید یا ناراحت می‌شوید چه‌کسی عامل اصلی آن است؛ رئیس، همسر، دوست، فرزند یا همکار شما؟ البته این بدان‌معنا نیست که نمی‌توانید به انتخاب خود از دست کسی یا چیزی عصبانی شوید؛ حتما می‌توانید اما درک اینکه چه‌کسی مسئول احساسات‌تان است (یعنی خودتان) به شما اجازه می‌دهد از خود بپرسید: «آیا دوست دارم در این موقعیت اینگونه احساس یا رفتار کنم؟» اگر جوابتان منفی است، در این صورت قصد دارید بدون تغییردادن تفکر نامعقول خود چه کاری انجام دهید؛ تغییری که تأثیر خوبی هم بر احساسات و رفتارهای شما خواهد گذاشت؟

 

منبع: همشهری آنلاین


 

اگر همسر پولدار ندارید،خودتان پولدارش کنید

می‌خواهیم به شما یاد دهیم که کاری کنید صفرهای پول‌های خارج از بانک شما از صفرهای پول‌هایی که همسرتان در بانک دارد بیشتر شود، می‌خواهیم به شما بیاموزیم چگونه همسر و خانواده‌تان را پولدار کنید.

اگر همسر پولدار ندارید،خودتان پولدارش کنید

می‌خواهیم به شما یاد دهیم که کاری کنید صفرهای پول‌های خارج از بانک شما از صفرهای پول‌هایی که همسرتان در بانک دارد بیشتر شود، می‌خواهیم به شما بیاموزیم چگونه همسر و خانواده‌تان را پولدار کنید.

اگر بخواهیم روراست باشیم باید بگوییم در این روزها بیشتر دختران جوان آرزو دارند آن شاهزاده اسب‌سواری که به خواستگاری‌شان می‌آید پولدار باشد؛ اما خب خیلی‌های‌شان هم می‌دانند که پولدار بودن ضامن خوشبختی نیست پس ترجیح می‌دهند با یك مرد با شخصیت‌‌تر ازدواج کنند ولی همیشه در ته ذهن‌شان آرزوی یک زندگی مرفه و بدون دغدغه وجود دارد؛ ما می‌خواهیم به شما بگوییم اگر شوهرتان پولدار نیست اصلا مهم نیست چون خود شما می‌توانید به او کمک کنید تا او هم به جرگه مردان مرفه بپیوندد؛ نقش خود را دست‌کم نگیرید، می‌توانید با یک مدیریت خوب وضعیت اقتصادی خانواده را متحول کنید به خصوص در این روزها که با هزینه‌های سرسام‌آور، کمتر خانواده‌ای قدرت پس‌انداز را دارد و ذخیره یک پس‌انداز امن و مطمئن بدون استفاده از مراکز مالی کمی بعید و در حالت خوش‌بینانه زمان‌بر به نظر می‌رسد پس شما باید با مدیریت درست مخارج کارها همه چیز را متحول کنید.

قرار پولدار شدن بگذارید

همه ما طرز تفکر خاصی درباره پول و پولدار شدن داریم و همین تفکر به صورت ناخودآگاه در زندگی دنبال می‌شود. این نوع طرز تفکر، می‌تواند شما را به پول نزدیک‌تر کرده یا از آن دورتر کند. برای بیشتر ما که همیشه در طول زندگی خود عباراتی مانند: «ما قدرت خرید آن را نداریم»، «من که پول چاپ نمی‌کنم»، «هیچ کسی نیست که هم پولدار باشد و هم خوشحال» را از زبان اطرافیان‌مان می‌شنویم، به این نتیجه می‌رسیم که پس‌انداز پول کار دشواری است؛ اما نباید با این طرز تفکر غلط برای خود محدودیت ایجاد کنید؛ بنابراین اگر در زندگی خود به دنبال موفقیت هستید، نحوه تفکر خود روی پول و افراد پولدار را تغییر دهید و سعی کنید به همراه همسرتان برنامه‌ای عملی برای رسیدن به آن تنظیم کنید.

راه ارزان خریدن را یاد بگیرید

سایت‌هایی وجود دارند که می‌توان خدمات، جنس‌ها و محصولات را با تخفیف خرید؛ سایت‌هایی که به عنوان سایت‌های تخفیف گروهی شناخته می‌شوند؛ در این سایت‌ها كالایی با تخفیف بسیار بالا برای مدت محدودی برای فروش روی سایت قرار می‌گیرد و اگر تعداد مشخصی از بازدیدكنندگان سایت از آن كالا سفارش دهند، آن سفارش قطعی شده و كالاهای سفارش داده شده برای خریداران ارسال می‌شود اما اگر تعداد خریداران به اندازه كافي نرسد، خرید کنسل می‌شود. اگر بتوانید خدمات و کالاهای مورد نیازتان را از این سایت‌ها بخرید در مخارج خانه صرفه‌جویی می‌شود و پایان هر ماه پس‌انداز قابل ملاحظه‌ای برای خانواده به وجود می‌آید که هم می‌تواند به شما و هم همسرتان آرامش مالی دهد. با یک جست‌وجوی ساده در اینترنت می‌توانید این سایت‌ها را پیدا کنید، البته حواس‌تان به کلاهبرداری‌ها هم باشد.

از فروشگاه‌های بزرگ خرید نکنید

یک پیشنهاد دیگر این است که از فروشگاه‌های بزرگ و زنجیره‌ای‌ خرید نکنید، چون وقتی پا به چنین فروشگاه‌‌هایی می‌گذارید در آن جا هرچه هست جارو می‌کنید و تازه پای صندوق می‌فهمید چی کارکرده‌اید و باید چقدر پول دهید، بنابراین اول از همه سعی کنید برای خودتان یک فهرست خرید آماده کنید و تصمیم بگیرید فقط چیزهایی را که در فهرست است بخرید، ،همچنین اگر مصرف بالایی دارید، می‌‌توانید ازعمده‌فروشی‌ها‌ خرید کنید تا ارزان‌تر شود یا حتی می‌توانید از عمده فروشی مثلا يك كارتن پودررختشویی بخرید و آن را با مادر یا مادر‌شوهر خود قسمت کنید و پول آن را نصف بپردازید.

پول خردهای ارزشمند

معمولا اگر در جیب مردها پول خرد وجود داشته‌باشد همه را بیهوده خرج می‌کنند بدون اینکه هیچ یک از احتیاجات خانه را برآورده‌کرده‌باشند؛ شما می‌توانید با شوهرتان قرار بگذارید که همه این پول‌ها را جمع کنید تا در آخر هر ماه یک پول حساب‌ نشده برای پس‌ انداز به وجود بیاید مثلا می‌توانید یک قلک بخرید و هر چی پول خرد است در آن بریزید و البته باید شما پول خردهای شوهرتان را هم بگیرید چون به احتمال زیاد او فراموش خواهد کرد که پول خردهایش را در قلک بيندازد. با این کار هم دیگر با پول خرده‌ها هله هوله نمی‌خرید و كه چاق شوید و هم سلامت‌تان به خطر نمي‌افتد.

تخصص شوهر شما چیست؟

با چند سال زندگی با شوهرتان آنقدر شناخت از او به دست می‌آورید که بفهمید در چه زمینه‌ای بیشتر تخصص دارد و استعدادش در کجاست؛ شما به عنوان فردی که او را از بیرون می‌بینید باید بکوشید جنبه‌‌های مثبت او را تقويت کرده، موارد ضعيف را در اولين فرصت ممکن شناسايي و کمک به اصلاح آنها کنید تا بتواند در بهترین حرفه‌ای که می‌تواند فعالیت كرده ودرآمد بیشتری کسب کند، همچنین باید به او کمک کنید برای خود نقشه‌ای برای تبدیل شدن به فردی برجسته در حرفه خود بسازد تا هم شما و هم خودش بتوانید رشدش را در کار ارزیابی کنید.

به او قدرت ارتباط بدهید

حتما در اطراف همسرشما افراد با نفوذ یا همکارهای خاص وجود دارند که می‌‌توانند به پیشرفت حرفه ای او کمک کنند؛ کسانی که تخصص خاصی دارند و می‌توانند به متخصص شدن بیشتر او کمک کنند یا افرادی که ارتباطات اجتماعی وسیعی دارند و می‌توانند همسر شما را با افراد بیشتر آشنا کنند و به او قدرت ارتباط را بدهند یا رئیس و کارفرمای او که نقشی مستقیم در پیشرفت کار‌ی‌اش دارد؛ شما باید اول از همه اینگونه افراد را شناسایی كرده و بعد با همسرتان در مورد آنها صحبت کنید همچنين شما می‌‌توانید به شوهرتان پیشنهاد دهید تا اگر صلاح می‌داند با آنها رفت و آمد خانوادگی ترتیب دهید مثلا اینکه با مشورت شما و تشخیص شوهرتان یک شب شام آنها را دعوت کنید.

به او جهت دهید

در یک فرصت مناسب با همسرتان صحبت کنید و از او بپرسید کدام مهارت است که اگر آن را در خود تقويت کند، بيشترين اثر مثبت را در حرفه‌‌اش به جا مي‌گذارد؟ پاسخي که به اين سؤال مي‌دهد را به عنوان يک هدف بنويسيد وبه کمک خودش براي آن يک ضرب‌العجل تعيين کنيد. با هم طرح و نقشه‌ای بکشید، مثلا اینکه آیا لازم است مقداری پس‌‌انداز را صرف کلاس‌های آموزشی کند یا نیاز به کمی فراغت برای مطالعه بیشتر دارد؟ شما می‌توانید با فراهم کردن شرایط او در رسیدن به هدف یاری کنید پس یادتان نرود که اين کليد واقعي رسيدن به موفقيت شغلي است و موفقیت شغلی یعنی درآمد بیشتر.

لباس را ۶ ماه زودتر بخرید

بیشتر خانم‌ها عاشق خرید کردن از فروش فوق العاده‌ها و حراج‌ها هستند اما اگر شما جزو این دسته نیستید فراموش نکنید که یکی از بهترین مسیرهای پس انداز است. حراج‌های فصلی و فروش‌های فوق‌العاده برای شما فرصتی است که هم جنس خوب بخرید و هم پول زیادی نپردازید.کافی است هر چه را که می‌خواهید بخرید ۶ ‌ماه زودتر بخرید، یعنی برای زمستان سال بعد از حراجی‌های بهمن امسال استفاده کنید در این حالت می‌توانید با نصف قیمت به راحتی پوشاک خودتان و شوهرتان را مهیا کنید همچنين نگران از مد افتادن هم نباشید اگر ساده بخرید همیشه برازنده خواهید بود.

خرج و مخارج‌تان را یادداشت کنید

اگر شوهرتان یا حتی خودتان اهل بی‌حساب خرج کردن هستید به شدت توصیه می‌کنیم هر دوی شما تمام هزینه‌های خود از کوچک‌ترین خریدهای روزانه گرفته تا بزرگ‌ترین خرج‌های عمده را در دفتری مخصوص بنویسید تا بتوانید به همراه هم هزینه را کنترل و مدیریت کنید. اگر هر ماه همه چیز را یادداشت کنید مقایسه ماهانه هزینه‌ها شما را در کنترل آنها موفق‌تر خواهد کرد. با این کار می‌فهمید روی چه کاری بیشتر از حد مجاز خرج کرده‌اید، دنبال دلیلش می‌گردید و سعی می‌کنید اوضاع دوباره عادی شود.


منبع: مجله زندگی ایده آل


وابستگی بیش از حد قاتل عشق است

بحث ما در این مقاله ، مربوط می شود به کسانی که به گونه ای مرموز و ناخواسته ، به دیگران وابسته می شوند و از خود ، شخصیتی "وابسته " می سازند ؛ بی آنکه بدانند راز موفقیت ، رهایی از وابستگی های افراطی است.

وابستگی

دوست عزیز ! آیا گاهی مشکلات دیگران ، به گونه ای افراطی و غیرقابل باور تبدیل به مشکل شما می‌شود؟ آیا زندگی دیگران، می تواند زندگی شما را کاملا تحت تاثیرخود قرار دهد ؟

اگر پاسخ شما مثبت است، شاید شما نیز یک "شخصیت وابسته" داشته باشید.

گاهی به دلیل درد کوبنده و عظیم ناشی از ترس و خجالت ، خودِ حقیقی ما پنهان میشود. در نتیجه ، ما احساس تهی بودن و پوچ بودن می‌کنیم. ما از ترس طرد شدن، ترس از این که مردم ما را ترک کنند و تنها بمانیم ، رفتارهای نامناسب دیگران را به طرز بیمارگونه‌ای تحمل می‌کنیم.

"شخصیت وابسته" ، ارتباط دارد با اینکه  تا چه‌اندازه اجازه می‌دهیم رفتاردیگران برما اثر بگذارد ؛ و تا چه میزان سعی می‌کنیم بر رفتار دیگران تاثیر بگذاریم:  آزار دادن، کنترل کردن، کمک‌ها و حمایت‌های آزاردهنده، احساس خشم و گناه شدید، وابستگی بیش از حد به افرادی خاص، توجه و تمرکز بر روی دیگران،  مشکلات اجتماعی و در نهایت اسارت در گردباد غم و اندوه را به دنبال دارد.

"شخصیت های وابسته"،  افراد تاثیر پذیری هستند که در مقابل مسایل و مشکلات خود  ، نسبت به مشکلات دیگران ، کمتر توجه نشان می دهند . در واقع می توان گفت : کانون تمرکز آنها ، شخص یا موضوعی غیر از خودشان است.

رهایی از هم‌وابستگی ، یعنی اینکه یاد بگیریم  : چگونه بدون دیوانه شدن ، دیگران را دوست داشته باشیم و در فکر دیگران باشیم، از برپا کردن آشوب در ذهن و محیط پیرامونی خود دست برداریم، بدون نگرانی و وسواس ، آدم ها را دوست داشته باشیم و در راستای مشکلات خود نیز تصمیمات صحیحی اتخاذ کنیم . آزادانه دیگران را دوست بداریم، آن گونه که به نفع آن‌ها باشد و خود نیز صدمه و آسیب نبینیم.

ما مجبور نیستیم مبنای ارزش و لیاقت خود را بر بازتاب و انعکاس رفتار دیگران قرار دهیم . اگر کسی که دوستش داریم رفتار بی‌جا و نامناسبی اختیار کند، نباید آشفته، گیج و پریشان شویم، و از همه چیز رنجیده خاطر شویم.

ما حق انتخاب و اختیار داریم . هربار که خودمان به تنهایی فکر می کنیم  که چگونه عمل کنیم، چگونه فکر کنیم، چگونه احساس کنیم و چگونه رفتار کنیم، حال بهتری پیدا می‌کنیم.

درباره‌ی احساسات خود حرف بزنید و مسئولیت آنها را به عهده بگیرید. به احساسات خود توجه کنید و آن‌ها را احساس کنید. هیچ کس شما را از داشتن چنین حسی منع نکرده است.

حمایت از اطرافیان در حد طبیعی صفت پسندیده‌ای است، ولی مجبور نیستیم تمامی انرژی خود را صرف دیگران کنیم؛ بد نیست کمی از آن را نیز برای خودمان حفظ کنیم.

اگر به هیچ وجه در مورد کاری که در حال انجام دادن آن هستید، احساس خوبی ندارید، پس بهتراست از انجام آن صرف نظر کنید.

حمایت از افرادی که از وجود ما سوء استفاده می‌کنند تا مسئولیتهای خود را زیر پا بگذارند، اشتباهی بیش نیست، هم آنها صدمه می‌بینند، هم ما. فاصله ی میان کمک کردن و صدمه زدن به دیگران، خط باریکی بیش نیست و ما باید تفاوت این دو را تشخیص دهیم.

اکثر افراد وابسته ، بسیار تاثیرپذیر و واکنش‌گرا می‌باشند. آنها همیشه با ترس و اضطراب واکنش نشان می‌دهند.عکس العمل نشان می‌دهند زیرا احساس خوبی در مورد خود ندارند.عکس العمل نشان می‌دهند زیرا بیشتر مردم درمقابل هر مساله‌ای از خود واکنش نشان می‌دهند.عکس العمل نشان می‌دهند ، زیرا تصور می‌کنند مجبورند عکس العمل نشان دهند.

افراد ‌وابسته‌ها ،  در واقع کودکان ترسو، آسیب پذیر و نیازمندی هستند که مایوسانه در جستجوی محبت و مراقبت دیگران می‌باشند . دیگران را محور زندگی خود قرار دادن ، یا به عبارتی زندگی خود را در مدار دیگران چرخاندن، ریشه در ناامنی احساسی دارد. 

وابستگی

احساس نیاز بیش از حد به دیگران ، با وجود اعتقادی پنهان و درونی به‌اینکه ما موجوداتی دوست داشتنی نیستیم و این که دیگران هرگز به فکر ما نیستند ، به تدریج به اعتقادی ثابت تبدیل می‌شود. گاهی فکر می‌کنیم کسی به فکر ما و برطرف کردن نیازهای ما نیست. در حالیکه واقعاً چنین نیست. نیاز ما باعث بسته شدن چشمانمان شده است و مانع می‌شود عشق و علاقه راستین اطرافیان را ببینیم. وابستگی بیش از حد به یک نفر ،  قاتلِ عشق است. احتیاج بیش از اندازه ما به دیگران ، باعث دور شدن آنها از ما و خاموش شدن عشق شان نسبت به ما (و گاهی باعث وحشتشان از ما) می‌شود.بسیاری از انسان‌ها از تنها ماندن وحشت دارند. درحالیکه گاهی تنهایی ، بخشی از انسان بودن ما آدمهاست. انسان ها در عین حال که موجوداتی اجتماعی هستند ، گاهی هم به تنهایی نیاز دارند .

ما توانایی مقابله با هر آن چه زندگی در سر راهمان قرار دهد را داریم  ، ما مجبور نیستیم تا این حد به اطرافیان وابسته باشیم . ما بر خلاف دوقلوهای به هم چسبیده گاهی می‌توانیم بدون هیچ شخص خاصی به زندگی خود ادامه دهیم. ما می‌توانیم برای کمتر وابسته بودن تلاش کنیم.

می توانید به این چند پیشنهاد هم  فکر کنید :

1-  تا جائیکه قادریم از کودکی خود جدا شویم. به تنهایی یا به کمک مشاور و یا دوستان و آشنایانی که توانایی تحلیل دارند،  نگاهی به دوران کودکی خود بیندازیم و ببینیم که ماجراها و ارتباطات دوران کودکی ما چگونه بر عملکرد امروزمان تاثیر گذاشته ، و سعی کنیم این مسایل را حل کنیم.

2-  از جستجوی خوشبختی در وجود دیگران دست بکشید.

3- بیاموزیم که به خود وابسته باشیم.

4- همیشه و همیشه به خدا توکل کنیم.


منبع: تبیان


 

چگونه در امتحانات تحصیلی موفق شویم

امتحان معیار ارزشیابی دانسته‌ها و توانایی‌های شماست و شما می‌‌توانید از آن به عنوان ابزاری برای ارزیابی مهارت های یادگیری خود استفاده کنید. اما شرایط فیزیکی و ذهنی وجود دارد که عملکرد شما در حین امتحان را تحت تأثیر قرار می‌‌دهد. بنابراین لازم است پاره ای نکات را هنگام امتحان رعایت کنید.

امتحان

 

برای عملکرد بهتر در امتحان توصیه های زیر را بکارگیرید:

با آمادگی کامل و به موقع در سر جلسه‌ی امتحان حاضر شوید. وسایل مورد نیاز مثل مداد، خودکار، ماشین حساب، لغت نامه و ساعت را به همراه داشته باشید. با این کار همه چیز در دسترس شما خواهد بود و نیازی به قرض گرفتن وسایل دیگران پیدا نخواهید کرد.

با اطمینان خاطر و آرامش کامل در امتحان شرکت کنید. مثبت اندیشی کنید. همواره این جملات را در ذهن خود تکرار کنید: ”‌ من برای امتحان کاملا آماده ام و به خوبی از عهده آن برمی آیم. ”‌ نگرانی را از خود دور کنید. هر گاه احساس نگرانی کردید، چند نفس عمیق بکشید تا آرام شوید. قبل از امتحان با دوستانتان راجع به اضطراب و دل‌شوره صحبت نکنید. بهتر است بدانید که نگرانی هم‌چون یک بیماری مسری قابل سرایت به دیگران است.

آرام ولی هوشیار باشید. اگر حق انتخاب دارید، مکان مناسبی را برای نشستن انتخاب کنید. نیمکتی را انتخاب کنید که بر روی آن فضای کافی برای کار داشته باشید. به پشتی نیمکت تکیه دهید و راحت باشید.

در ابتدا نگاهی گذرا به سۆالات بیندازید. حدودا 10% از وقت خود را برای این کار صرف کنید. کلمات کلیدی ( در سۆالات ) را مشخص کنید و برای پاسخ دادن به سۆالات زمان‌بندی کنید. در حالی‌که سۆالات را می‌‌خوانید، نکاتی که به ذهن‌تان می‌‌رسد و می‌‌توانید مفید باشد را در کنار آن‌ها یادداشت کنید.

برای پاسخ‌گویی به سۆالات از یک برنامه منظم پیروی کنید. ابتدا به سۆالات ساده تر پاسخ دهید و بعد به آن‌ها که نمره بیش‌تری دارند. سپس به ترتیب به سوالاتی پاسخ دهید که:

مشکل تر هستند.

جواب دادن به آن‌ها وقت بیش‌تری می‌‌گیرد.

نمره کم‌تری دارند.

در امتحانات تستی برای انتخاب پاسخ درست دقت کنید.ابتدا پاسخ‌هایی را که می‌‌دانید اشتباه است، کنار بگذارید.

اگر تست نمره‌ی منفی ندارد، از بین پاسخ‌های باقی مانده، پاسخ صحیح را انتخاب نمایید و یا حدس بزنید.

اگر امتحان نمره منفی دارد و شما دلیل خاصی برای انتخاب پاسخ خود ندارید، حدس نزنید.

شک نکنید، معمولا اولین گزینه ای که انتخاب می‌‌کنید، پاسخ صحیح است. پس پاسخ خود را تغییر ندهید، مگر اینکه واقعا به نتیجه‌ی قطعی رسیده باشید.

در امتحانات تشریحی، قبل از پاسخ دادن به سۆالات خوب فکر کنید.

ابتدا نکات مهمی را که راجع به سۆالات به دهنتان می‌‌رسد، در چرک نویس یادداشت کنید.

این نکات را به ترتیب شماره گذاری کنید.

سپس آن‌ها را تنظیم کرده و پاک‌نویس کنید.

در پاسخ به سۆالات تشریحی، به اصل موضوع بپردازید و حاشیه نروید.

در جمله‌ی اول موضوع اصلی را بیان کنید.

مقدمه ای برای آن بنویسید.

سپس موضوع را با جزئیات بیش‌تری شرح دهید.

به سۆال توجه کنید و فقط به آنچه از شما خواسته شده پاسخ دهید. از توضیحات غیر ضروری و مثال‌های اضافی بپرهیزید.

10% از وقت امتحان را برای مرور مطالب کنار بگذارید.

برای ترک کردن جلسه‌ی امتحان عجله نکنید.

در انتها تمام سۆالات را مرور کنید.

مطمئن شوید که به تمام سۆالات پاسخ داده اید.

وقتی نتیجه‌ی امتحان را گرفتید، آن را بررسی کنید.

به اشکالات خود توجه کرده و سعی کنید در آن زمینه بیش‌تر مطالعه کنید.

برای امتحانات آخر سال، سۆالات امتحانات کلاسی را دوره کنید تا اشتباهات گذشته را تکرار نکنید.

 

 منبع: نشریه اینترنتی نوجوان ها


5 تکنیک برای دوستی‌های عمیق‌تر در اسلام

امروز دوست خوب مانند گوهری کمیاب است که می تواند در همه حال همراه و یاور انسان باشد و در سختی ها و مشکلات و شادی ها و خوشی ها همیشه مانند یک بازوی قدرتمند حامی و یاور شما باشد.


دوستی

شاید شما هم از آن دسته افراد هستید که تاکنون دوست های زیادی را برای خود انتخاب کرده اید، اما بعد از مدتی کوتاه و با گذشت زمان این دوستی ها رنگ و روی خودش را از دست داده و فقط در حد یک سلام و تعارف معمولی و کاملا سرد باقی مانده است.

این در حالی است که بیشتر افراد آرزو دارند تا دوستی های خود با افرادی که با آنها سر و کار دارند را عمیق تر و صمیمی تر کنند، چرا که امروز دوست خوب مانند گوهری کم یاب است که می تواند در همه حال همراه و یاور انسان باشد و در سختی ها و مشکلات و شادی ها و خوشی ها همیشه مانند یک بازوی قدرتمند حامی و یاور شما باشد.

اما نکته اصلی اینجاست که چرا بسیاری از دوستی ها زود فراموش می شوند و امروزه دوستی های عمیق و صمیمی کمتر دیده می شود و افراد بعد از مدتی دوستی رابطه خود را با یکدیگر قطع می کنند، در حالی که در روایات اسلامی به این حقیقت اشاره شده است که:

(اعجز النّاس من عجز عن اکتساب الأخوان و اعجز منه من ضیّع من ظفر به منهم؛ امیر مومنان علی علیه السلام: ناتوان ترین مردم کسی است که در دوستیابی ناتوان، و از او ناتوان تر کسی است که دوستانی را که بدست آورده) و بر آنها دست یافته از دست بدهد. (نهج البلاغه، حکمت 11)

به نظر می رسد علت اصلی این ناتوانی در نگه داشتن دوستان، عدم آگاهی به شرائط دوستی و همچنین راهکارهایی است که برای عمق بخشیدن به دوستی ها توصیه می شود، که در این بخش قصد داریم با بهره مندی از برخی از آیات الهی و روایات اسلامی روش های کاربردی را برای عمیق کردن دریای دوستی برای شما مخاطبین فرهیخته بیان کنیم.

قانون اول: راه درست مواجهه با اشتباهات

یکی از مهمترین مشکلاتی که سبب سرد شدن دوستی ها و بعضا قطع شدن آنها می شود، آن است که ما مهارت کافی برای مواجه شدن با اشتباهات طرف مقابل را نداریم و تمسخر طرف مقابل اولین عکس العمل ما در برابر این اشتباهات او می باشد در حالی که مسخره کردن طرف مقابل مانند آب یخی است که می تواند رابطه ما را به شدت سرد و متلاشی کندو به همین جهت در آیات الهی بر این مساله تاکید شده است که از تمسخر دیگران پرهیز کنید، چرا که این عمل ضررهای زیادی را در پی خواهد داشت که از جمله آنها سرد شدن دوستی هاست.

(یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسی أَنْ یَکُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسی أَنْ یَکُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإیمانِ وَ مَنْ لَمْ یَتُبْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُون: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، نباید قومی قوم دیگر را ریشخند کند، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و نباید زنانی زنانِ [دیگر] را [ریشخند کنند]، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و از یکدیگر عیب مگیرید، و به همدیگر لقب های زشت مدهید؛ چه ناپسندیده است نام زشت پس از ایمان؛ و هر که توبه نکرد آنان خود ستمکارند.) (الحجرات : 11)

پس اگر می خواهید دوستی های شما صمیمی تر و عمیق تر شود هیچ گاه دوستان خود را به خاطر انجام اشتباهات مسخره نکنید.

اختلاف همسران

قانون دوم: از جر و بحث های بیهوده بپرهیزید

یکی دیگر از آفت هایی مهمی که سبب سرد شدن دوستی ها می شود جدال و مراء است به این معنا که شما مدام بر حرف های طرف مقابل اعتراض کنید، به این هدف که هوش و زیرکی خود را اثبات و اظهار فضل و برتری کنید که این مسئله سبب می شود که رابطه دوستی شما پایدار و استوار نماند.

به همین جهت امام هادی علیه السلام در روایتی گهربار به این حقیقت اشاره کرده و می فرمایند:

(المراء یفسد الصداقة القدیمة و یحلل العقدة الوثیقة، و أقل ما فیه أن تکون فیه المغالبة، و المغالبة أس أسباب القطیعة؛ جدال، دوستی قدیمی را تباه می کند و پیوند محکم را می گسلد و کمترین چیزی که در آن است کوشش برای غلبه بر دیگری است، که آن هم ریشه علتهای جدایی می باشد.) (مسند الامام الهادی، ص 304)

قانون سوم: اسرار زندگی خود را فاش نکنید

یکی دیگر از نکاتی که در دوستی ها و مخصوصا در بین ما ایرانی ها رواج بیشتری دارد، آن است که در همان روزهای ابتدایی رفاقت، دو طرف تمام اسرار زندگی خود را فاش کرده و تمام جزئیات زندگی خود را برای یکدیگر بیان می کنند، در حالی که این مسئله کاملا اشتباه است و هیچ گاه نباید تمام اسرار زندگی خود را برای دیگران فاش کنید، چنانچه امیر مومنان علی علیه اسلام پیرامون این مسئله می فرمایند:

( اُبْذُلْ لِصَدیقِکَ کُلَّ المَوَدَّهِ وَ لا تَبْذُلْ له کُلَّ الطُّمأنینةِ و أعطِهِ من نفسِکِ کل المواساةِ و لاتَقُصَّ الیَهِ بکُلِّ اَسْرارِکَ؛ برای برای دوست خود تا می توانی ابراز دوستی کن ولی به طور کامل به او اعتماد مکن و با او همراهی کن ولی تمام اسرارت را برای او بیان مکن.)

به جای اینکه اسرار زندگی خود را فاش کنید تا می توانید به طرف مقابل خود محبت کنید و از این مسئله دریغ نورزید که این تکنیک می تواند نقش بسزایی در عمق بخشیدن به دوستی ها داشته باشد.

قانون چهارم: مودب باشید و طرف مقابل را ناراحت نکنید  

بد زبانی یکی از عواملی است که می تواند افراد را از اطراف شما پراکنده کند و سبب قطع شدن دوستی ها شود چرا که افراد همیشه دوست دارند با کسانی معاشرت داشته باشند که از ادب کافی برخوردار باشند و با رفتار و کردار خود آنها را ناراحت و غمگین نکنند و به همین دلیل امام علی علیه السلام می فرماید:(اذا احتشم الرّجل اخاه فقد فارقه: هرگاه مرد برابر خود را ناراحت و یا خجالت زده کند او را از دست بدهد.) (بحارالانوار، ج 74، ص 165)

قانون پنجم: همیشه متواضع و فروتن باشید

یکی از آفت های بزرگی که دوستی ها را تهدید می کند، تکبر و فخر فروشی بر دیگران است که این مساله ضررهای متعددی را در بر دارد از جمله اینکه سبب توهین به طرف مقابل و زمینه ساز رشد کدورت ها و کینه ها می شود و در نتیجه با این ویژگی منفی، شما به راحتی دوستان خود را از دست خواهید داد و به همین جهت در آیات و روایات متعددی به این مساله تاکید شده است که از این صفت ناپسند دوری کنید:

(وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ: و از مردم [به نِخوت] رُخ برمتاب، و در زمین خرامان راه مرو که خدا خودپسندِ لاف‌زن را دوست نمی‌دارد.) (لقمان : 18)

خلاصه کلام آنکه با رعایت این قوانین می توانید به سادگی دوستان زیادی را در اطراف خود داشته باشید و همچنین دوستان قدیمی خود را نیز برای همیشه حفظ کنید و از زندگی خود لذت ببرید.


منبع: تبیان