پنج شنبه, 10 فروردين 1396 23:05

جستجو در شبکه گسترده

موفقیت

لباس هایی که شما را لاغر نشان می‌دهد

 اینکه رنگ‌های روشن سایز شما را بیشتر نشان می‌دهند و رنگ‌های تیره کمتر یک باور غلط است یا بهتر است بگوییم کمی تا قسمتی غلط! چون ظریف یا درشت‌تر به نظر آمدن شما بیشتر از اینکه در گرو رنگ لباس‌تان باشد در گرو فرم و طرحی است که انتخاب می‌کنید.


lebas


برای باور این قاعده فقط کافی است خودتان را یک باردر یک لباس با برش‌های راسته و خطوط عمودی تصور کنید و بار دیگردر لباسی پر ازخطوط و برش‌های افقی!

افقی نپوشید!

خط‌های عمودی لاغرتان می‌کند، این یک اصل است که همیشه جواب می‌دهد.این خطوط به خاطر خطای دیدی که ایجاد می‌کنند همیشه باعث بلند و در نتیجه ظریف‌تر به نظر آمدن شما می‌شوند. به طور کلی خطوط عمودی در هنرهای تجسمی نماد استواری، ایستایی، قدرت و کشیدگی قامت هستند. از طرف دیگر درست همان‌طور که درخت در طبیعت نماد استواری و ایستایی است این خطوط هم ایستایی و وقار را در نگاه بیننده القا می‌کنند. به استناد همه این دلایل از همین حالا برش‌های افقی در لباس‌های‌تان را فراموش کنید. در عوض بروید سراغ لباس‌هایی که فرمت کلی آنها راسته و کشیده است و در نتیجه پر است از برش‌های عمودی.


راه‌راه، اما ظریف!

غیر از فرم و برش، طرح پارچه‌ای که انتخاب می‌کنید هم در وزن کم‌کردن‌تان نقش دارد. پارچه‌هایی با خطوط راه‌راه بهترین انتخاب‌هایی هستند که شما می‌توانید برای لاغر‌تر به نظر آمدن سراغ‌شان بروید. اما صرف راه‌راه بودن کافی نیست! خطوط عمودی هم برای خودشان حساب و کتابی دارند، این خطوط همان‌قدر که می‌توانند لاغرتر نشان‌تان بدهند می‌توانند اندام شما را پهن‌تر هم به تصویر بکشند. خطوط عمودی برای اینکه کاربردشان بشود لاغرتر به تصویر کشیدن شما، باید خطوطی با عرض کم باشند نه خطوطی پهن و با فاصله‌های زیاد. از قضا امسال شانس هم با شما یار است چون در اغلب طراحی‌های تابستانه برندهای معروف لباس‌هایی با خطوط عمودی راه‌راه سیاه و سفید به چشم می‌خورد. البته یادتان باشد قرار نیست شما رنگ را کنار بگذارید و صرفا بروید سراغ لباس‌های راه‌راه سفید و مشکی!


با رنگ‌ها بازی کنید

برای برقراری تعادل در اندام‌ و در نتیجه متناسب و لاغرتر به نظر آمدن شما می‌توانید از ترفند ترکیب‌رنگ‌ها هم استفاده کنید.مثلا اگر سایز پایین‌تنه‌تان بیشتر از بالاتنه‌تان است بهتر است لباس‌هایی انتخاب کنید که در قسمت کمر برش دارند، تکه بالایی آنها طرح‌دار و به رنگ روشن هستند و قسمت پایین‌تنه آنها ساده‌اند و رنگ‌های مات و تیره دارند و البته برعکس!

ژاکت با شرایط خاص!

برای سایز کم کردن، یک راه دیگر هم دارید آن هم اینکه سراغ رو‌لباسی و ژاکت بروید؛ اما این انتخاب شرایط خاص خودش را دارد مثلا اینکه رولباسی و حتی ژاکتی که انتخاب می‌کنید باید کاملا ظریف باشد، راسته و البته با بلندی مشخص( تا زیر کمر). دکمه‌های رو لباسی و ژاکت‌تان را همیشه باید ببندید؛ شما به این روش خط ممتدی در ظاهرتان ایجاد می‌کنید که نتیجه آن می‌شود بلند قدتر و ظریف‌تر به نظر رسیدن! بر اساس همین قاعده باید ژاکت‌های 2 و حتی 4 دکمه را هم فراموش کنید چون این مدل ژاکت‌ها بالاتنه شما را پهن‌تر نشان می‌دهند.

 

این بار یک دست نپوشید

گاهی شما چاق نیستید اما بالاتنه درشتی دارید که اصلا باب میل‌تان نیست. برای حل این مشکل هم راهکار دارید؛ اول اینکه پوشیدن پیراهن‌های یک‌سره، کت و دامن، کت و شلوار و حتی بلوز شلوارهای یک‌رنگ ‌و یک طرح را فراموش کنید. در عوض سعی کنید بیشتر سراغ لباس‌های ترکیبی بروید. برای ظریف‌تر به نظر آمدن بالاتنه‌ شما همانطور که قبلا توضیح داده شد باید کت یا بلوز‌هایی انتخاب کنید که برش‌های عمودی دارند. یک کت راه‌راه البته با راه‌های ظریف دقیقا همان چیزی است که شما لازم دارید اما در انتخاب شلوار یا دامن‌تان باید قواعد دیگری را به کار بگیرید، اول اینکه سراغ رنگ‌های تیره بروید، برای مثال اگر کت شما سفید و مشکی است شک نکنید که دامن‌تان باید به رنگ مشکی ساده باشد.

 


ترفند دیگر شما برای سایز کم کردن، آن هم بدون آنکه پای رژیم غذایی در میان باشد رفتن سراغ بلوز و پیراهن‌هایی آستين بلند است. البته نه هر آستین‌بلندی! آستین‌های باریک و کشیده که به آسیتن‌های شمشیری یا لوله‌تفنگی معروفند سایز بالاتنه شما را کمتر نشان می‌دهند. اما درست در نقطه مقابل شمشیری‌ها آستین‌های کیمونو و پفی و چین دار قرار دارند. این آستین‌ها تا دل‌تان بخواهد شما را چاق‌و سایز بالا نشان می‌دهند!

دور این طرح‌ها خط بکشید!

پارچه‌های گل‌درشت را فراموش کنید! وقتی شما چاق هستیدنباید به پارچه‌های طرح‌دار به خصوص با گل‌های درشت فکر کنید. یادتان باشد که پارچه‌های چهارخانه آن هم از نوع خانه‌درشت، بدترین انتخابی است که می‌توانید داشته باشید. مگر اینکه سراغ چهارخانه‌ ریز بروید با خطوط عمودی‌ای که تونالیته تیره‌تری دارند. اگر روی گل‌دار پوشیدن اصرار دارید فقط یک راه حل دارید و آن هم اینکه سراغ پارچه‌هایی با گل‌هایی ظریف و ریز بروید. اما به هیچ قیمتی نباید سراغ پارچه‌هایی با طرح‌ و خطوط دایره حتی نقطه نقطه بروید، این پارچه‌ها در هر حالتی شما را چند سایز درشت‌تر از چیزی که هستید نشان می‌دهند.

پلیسه بپوشید

برای برقراری تعادل در بالاتنه و پایین‌تنه، آن‌هم زمانی که بالاتنه شما درشت‌تر از پایین‌تنه‌تان است یکی از انتخاب‌های مناسب رفتن سراغ شلوار و دامن‌های پلیسه‌است. برش‌های پلیسه به دامن و شلوار شما حجم بیشتری می‌دهند، نتیجه هم می‌شود اینکه سایز شما را البته بسته به میزان پلیسه‌هایی که دارند بیشتر نشان می‌دهند.


منبع: مجله زندگی ایده آل


 

گذشته را دیلیت کنید

همه ی ما در روابطی با افراد اطرافمان داریم که گاهی با شکست در این روابط مواجه می شویم. چه زن  باشیم چه مرد با این مساله آشنایی داریم و این درد را چشیده ایم. افرادی به زندگی ما سرک می کشند و آنچنان جا پای خود را در خاطرات ما محکم می کنند که کنار آمدن با خاطرات آنها بسیار دشوار است. اما تا کی؟


فراموش کردن

تا کی میخواهید به چنین زندگی ای که با یاد خاطرات دیروز شروع می کنید و با یاد آن نیز تمام می کنید، ادامه دهید؟ اکنون که این مقاله را می خوانیر وقت آن  رسیده که به این اوضاع خود سرو سامان دهید.

اما به راستی، فراموش کردن گذشته یعنی چه؟!

فراموش کردن گذشته؛ یعنی اینکه قبول کنید که برای تغییر گذشته کاری از دست‌تان برنمی‌آید. در مواجهه با شکست خود شما هرچه از دست‌تان برمی‌آمده کرده‌اید. باید بدانید که تا جاییکه می‌توانسته‌اید خوب، مهربان و موثر بوده‌اید. اگر قرار بود به عقب برگردید مطمئنا نمی‌توانستید کاری بیش از آن انجام دهید پس باید گذشته را فراموش کنید.

 فراموش کردن گذشته؛ یعنی خود را برای اشتباهاتتان ببخشید. فکر کردن دوباره به آنچه که می‌توانستید یا باید انجام می‌دانید هیچ اثری ندارد. اگر با اشتباهاتتان درگیر هستید یا شکست خورده‌اید سعی کنید خودتان را ببخشید.

فراموش کردن گذشته؛ یعنی افکارتان را بشناسید. اگر می‌بینید که مدام درگیر گذشته هستید، با ملایمت افکارتان را به زمان حال برگردانید. سعی کنید این عادت را کنار بگذارید که مدام به اشتباهات گذشته‌تان فکر کنید.

فراموش کردن گذشته؛ یعنی به ذات زمان اعتماد کنید. زمان می‌گذرد و شما هم باید از گذشته بگذرید. زخم‌هایتان به مرور التیام می‌یابند و فقط جای آن برجا می‌ماند.

فراموش کردن گذشته؛ یعنی ارتباطات جدید ایجاد کنید. لازم نیست که حتما یک گروه دوست تازه پیدا کنید، می‌توانید یک دوستی جدید را با یکی از همکارانتان شروع کنید یا یکی از همسایه‌ها را برای شام به خانه‌تان دعوت کنید. اگر در مورد شکست‌هایتان با کسی حرف بزنید راحت‌تر می‌توانید با آنها کنار بیایید.

فراموش کردن گذشته؛ یعنی در مکالمات خود به دنبال تعادل باشید. خیلی مهم است که دردها و ناراحتی‌هایتان را با دیگران قسمت کنید اما به همان اندازه مهم است که به زندگی دیگران هم علاقه نشان دهید. فراموش کردن گذشته؛ یعنی یک دنیای تازه را تجربه کنید. شروع به تحصیل در یک رشته تازه کنید یا یک سرگرمی جدید پیدا کنید. برای فراموش کردن گذشته باید به دنبال جهت‌های تازه باشید. فراموش کردن گذشته؛ یعنی زمان‌تان را در اختیار دیگران قرار دهید. فرصت‌های بیشمار تازه‌ای وجود دارد که به شما کمک می‌کند با گذشته‌تان خداحافظی کنید.

فراموش کردن گذشته””چه به معنای ترک یک رابطه عادتی یا سوگواری از مرگ عزیزی باشد””یکی از سخت‌‌ترین کارهاست. حتی بااینکه آن رابطه‌، رابطه‌ای ناسالم بوده اما هنوز هم برای جدا شدن از آن مشکل دارید.

آسان نیست، اما راه‌های عملی وجود دارد که کمکتان کند گذشته‌تان را فراموش کنید. اما قبل از اینکه با گذشته خداحافظی کنید، لازم است با خاطرات و تجربیاتتان روبرو شوید.

راهکارهایی برای فراموش کردن گذشته‌های تلخ از ذهن

با جرات می‌شود گفت در همه جای دنیا كسی وجود ندارد كه تا به حال اتفاق و خاطره‌ای بد را تجربه نكرده باشد. همه ما تجربه‌های ناخوشایندی داشته‌ایم كه در گوشه‌ای از ذهن ما ثبت شده و هر ازگاهی مرور آن برای‌مان عذاب آور است.عده‌ای آن را به سرنوشت نسبت می‌دهند و عده‌ای همه اتفاقات را بازتاب رفتار خود انسان‌ها می‌دانند اما چیزی كه مهم است نحوه نگرش و برخورد ما با خاطره‌های تلخ است. یادآوری و تفكر در مورد خاطرات ناگوار گاهی تا آنجا پیش می‌رود كه انرژی و توانایی ادامه زندگی را از انسان سلب می‌كند و اینجاست كه بالاخره همه مان با این سوال روبه‌رو می‌شویم كه با این خاطرات تلخ چه باید كرد؟ اما ما راه رویارویی با خاطرات ناخوشایندتان را برای‌تان می‌گوییم.

با خودت روراست باش: قبل از هرچیز باید با خودتان شفاف باشید و در مورد این موضوع به نتیجه‌ای روشن برسید كه فكر كردن در مورد گذشته و مرور تجربه‌های تلخ برای‌تان آزار‌دهنده است و مثل یك سم كشنده در دراز مدت شما را از پا خواهد انداخت. باید از این وضعیت خسته شوید، خسته از غصه خوردن و فكر كردن و مرور تجربه‌های گذشته، خسته از احساس افسردگی و حسرت در مورد گذشته و بعد از این خستگی سودمند و به موقع، باید همه توانت را برای مقابله با این حس یك جا جمع كنی. تنها به این فكر كن كه همین الان درست همین الان دیگر نمی‌خواهی حسرت گذشته را بخوری و از داشتن حس افسردگی و ناراحتی به اندازه كافی خسته شده‌ای.

یك راهكار عملی و موثر: یك مكان دنج و راحتی را درنظر بگیرید و آنجا بنشینید. چشم‌های‌تان را ببندید و چند نفس عمیق بكشید. به تاریكی پشت پلك‌تان توجه كنید و سعی كنید فضای تاریك را در مقیاسی بزرگ‌تر تصور كنید آنقدر كه سیاهی همه اطراف شما را احاطه كند. حالا یك تلویزیون را تصور كنید كه در مقابلتان قرار گرفته است و حتی‌الامكان این تلویزیون را قدیمی در نظرتان تجسم كنید چون شما در حال بازسازی اتفاقات گذشته‌تان هستید. بعد از این كار حادثه‌ای كه باعث دلخوری شما شده است را در صفحه تلویزیون خلق كنید و با دقت به آن نگاه كنید. شخصیت‌هایی كه هنگام به‌وجود آمدن آن حادثه تلخ وجود داشته‌اند را با جزئیات تصویرسازی كنید. صداها، رنگ‌ها و حتی بویی كه در آن لحظه حس كرده‌اید را از قلم نیندازید. بعد از این كار نوبت شماست.

سعی كنید با دكمه‌ای كه روی بدنه تلویزیون است (یادتان باشد كه تلویزیون شما از نوع قدیمی است و كنترل ندارد) صداها را كم و زیاد كنید. صداهایی كه باعث رنجش‌تان شده را كم و آن‌هایی كه حس خوبی به شما می‌دهد را زیاد كنید.  می‌توانید رنگ صورت یا لباس شخصیت‌هایی كه در این فیلم سینمایی خودساخته، باعث آزارتان شده است را كمرنگ تصویرسازی كنید. به‌تدریج شخصیت‌ها را حذف كنید و حتی می‌توانید نوع جملات آن‌ها را با سلیقه خود تغییر دهید.

 بعد از این‌كه تصاویر كمرنگ و كمرنگ‌تر شد دست‌تان را روی دكمه خاموش تلویزیون بگذارید و تمام صحنه مربوط به آن تجربه تلخ را برای همیشه محو كنید. انجام این تمرین را اگر برای چند بار انجام دهید، می‌تواند كمك زیادی به فراموشی اتفاق تلخ گذشته تان كند.

تغییر خاطرات آن‌طور كه دوست دارید: وقتی از یك خاطره تلخ صحبت می‌كنید و سعی دارید آن را با كسی به اشتراك بگذارید تقریبا همه آدم‌ها یك جواب مشتركی را به شما می‌دهند و آن این جمله است« از خاطره بد بگذر و فراموشش كن» اما در دنیای واقعیت وقتی صحبت از عمل وسط می‌آید اینكار كمی مشكل به‌نظر می‌رسد. فراموش كردن اتفاق تلخ كار خیلی سختی است اما حداقل می‌توانید نوع احساسی كه نسبت به آن تجربه بد را دارید تغییر بدهید. وقتی خاطره‌ای تلخ را مرور می‌كنید قبل از هرچیز به این فكر كن كه این اتفاق می‌تواند جنبه مثبتی هم برای شما داشته باشد. به‌دنبال آن جنبه مثبت و خوب، تجربه ناخوشایند هم داشته باش تا حسی جدید را جایگزین حس آزاردهنده سابقت كنی.

 

خودت را از قلم نینداز: هنگام مرور و تصویرسازی یك حادثه تلخ، آیا خودت را در تصاویری كه دوباره بازسازی كرده‌ای می‌بینی یا خیر؟ اگر خودت را در صحنه نمی‌بینی این نشان می‌دهد كه شما هنوز غرق در احساسات باقی مانده از خاطرات گذشته‌ات هستی. اما وقتی در تصویرسازی تجربه‌های تلخ گذشته‌ات خودت را هم تجسم می‌كنی این نشانه خوبی است چون شما به‌عنوان یك تماشاچی به آن اتفاق نگاه می‌كنید و خودتان را جدا كرده‌اید و آن صحنه تلخ را در زمان حال و جایی كه هم‌اكنون هستی نگاه می‌كنی. یادت باشد گذشته تنها یك خاطره است و این ما هستیم كه آن‌ها را زنده می‌كنیم. در این تصویر‌سازی‌ و احیای دوباره زمان حال را از دست نده.


منابع: سایت میگنا/مجله اینترنتی پرداد


معـــرفی آزمون IELTS

همه ساله بیش از نیم میلیون نفر در آزمون IELTS شرکت می کنند. برای برگزاری این آزمون بیشتر از 400 مرکز در بیش از 100 کشور دنیا وجود دارد. امروزه این آزمون یکی از پذیرفته شده ترین آزمون بین المللی برای صلاحیت دانشگاهی است.


ilts



آزمون IELTS برای افرادی که می خواهند مهارت خود را در زبان انگلیسی جهت مقاصد خاصی نشان دهند، قابل استفاده می باشد که آزمون IELTS در 2 قالب کلی برگزار می گردد که انتخاب آنها بر اساس نیاز فرد خواهد بود.

اگر شما قصد دارید تا از دانشگاه بین المللی که زبان محاوره آن انگلیسی است پذیرش بگیرید، باید در بخش آموزش Academic شرکت نمایید.

اگر شما می خواهید در یک کشور انگلیسی زبان زندگی یا کار نمایید و یا در موسسات دبیرستانی و متوسطه تحصیل نمایید، بخش آموزش General مناسب تر است.همه ساله بیش از نیم میلیون نفر در آزمون IELTS شرکت می کنند.

برای برگزاری این آزمون بیشتر از 400 مرکز در بیش از 100 کشور دنیا وجود دارد. امروزه این آزمون یکی از پذیرفته شده ترین آزمون بین المللی برای صلاحیت دانشگاهی است.

آزمون IELTS از 4 بخش تشگیل گردیده، به نحوی که این 4 بخش محدوده کاملی از مهارتهای زبان انگلیسی شامل Speaking ,Listening, Writing و Reading را مورد آزمون قرار میدهند.

بخش های Speaking و Listening در هر دو بخش آموزشی جنرال و آکادمیک یکسان هستند، در حالیکه بخش های Reading و Writing در بخش های آموزشی جنرال و آکادمیک متفاوتند.

و در مورد ساختار آزمون اینکه کل آزمون 2 ساعت و 45 دقیقه طول می کشد.

بخش های Writing, Reading و Listening در قالب یک مجموعه آزمون می گردد.

بخش Speaking ممکن است طی 7 روز قبل یا بعد از سایر بخش ها برگزار گردد که به طورمعمول این بخش (Speaking) در بعد از ظهر همان روز و یا در طول 2 یا 3 روز بعد برگزار می گردد که شما بایستی برای این بخش در مرکز امتحانی خود زمانی را تعیین نمایید.

امتیاز آزمون IELTS معمولا تا 2 سال معتبر خواهد بود.

برخی از موسسات در صورتیکه بتوانید ثابت کنید، توانایی زبان انگلیسی خود را حفظ کرده اید، ممکن است امتیاز شما را پس از 2 سال نیز قبول نمایند.

اگر قصد اخذ پذیرش برای موسسات آموزش عالی را دارید، آخرین امتیاز آزمون شما مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

با آرزوی موفقیت در این آزمون ...


منبع: وبلاگ فسقِلی ما


تله پاتی یا «دو هم اندیشی» چیست؟

تله پاتی را می توان پدیده ای ذهنی تعریف کرد که از ارتباط مستقیم میان ذهن با ذهن رخ می دهد، ریشه کلمه «تله پاتی» از کلمه یونانی تله به معنای دور و پاتی به معنای وقوع گرفته شده است، تله پاتی برای اولین بار توسط محقق فرانسوی «فردریک» در سال 1882 بیان شد، وی همچنین از بنیانگذاران انجمن تحقیقات روانی در دنیا بوده است.

ارتباط افکار با یکدیگر یک پدیده است که در آن؛ افکار، عقاید، احساسات و تصاویر ذهنی وجود دارد.

توصیف تله پاتی یا همان «دو هم اندیشی» به صورت جهانی در نوشته ها، افسانه ها، روایات قومی دیده می شود، حتی در جوامع قبیله ای استرالیا، تله پاتی به عنوان قوه ذهنی و استعداد فکری پذیرفته شده است. اما در جوامع پیشرفته اعتقاد بر این است که توانایی ویژه ای است که متعلق به عارفان و فیزیکدان ها می باشد که در عصر معاصر تحقیقات زیادی توسط فیزیکدانان انجام گرفته که گواه این موضوع است که علاقه به تله پاتی شروع دوره هیپتوزیم بود، همچنین دانشمندان با انجام آزمایش های بسیاری روی افراد انگلیسی و آمریکایی کشف کردند که تله پاتی جزو پدیده هایی ست که در حوزه مغناطیسی قرار می گیرد.

تله پاتی واقعا چیست؟

بسیاری از مردم که در حال یادگیری هنر «دو هم اندیشی یا تله پاتی» هستند، به منظور دستیابی به آن ابتدا باید یاد بگیرند که چگونه احساسات خود را کنترل کنند تا گردش انرژی در بین چاکراها، آزادانه هدایت شود.

برای رسیدن به آن سطح از وضوح ذهنی که بتوانیدتله پاتی کنید باید ذهنی که بتوانید تله پاتی کنید باید ذهن آرام و خالی داشته باشید چنانچه ذهن تان آشفته و مملو از احساسات، غم، کینه و یا هیجان باشد احتمال توانایی تله پاتی با یک ذهن دیگر به صفر می رسد.

اگر بتوانید خوب این کار را انجام دهید، از افکار دیگران نسبت به خودتان آگاه می شوید. علاقه به تله پاتی بعد از جنگ جهانی دوم زیاد شد، هزاران نفر از سوگواران که عزیزان خود را از دست داده بودند به سمت روح گرایی برای ارتباط معنوی با عزیزانشان کشیده شده بودند.

موارد بسیاری از تله پاتی می توان یاد کرد، برای مثال تاکنون اتفاق افتاده که یکی از بستگان یا دوستان شما در حادثه ای زخمی و یا کشته شدند و شما بی خبر از اتفاق افتاده ناگهان نگران شوید و احساس بدی وجودتان را فرا گرفته باشد تا جایی که بی هدف سعی می کنید با آن فردتماس بگیرید و خبری از وی بگیرید.

دریافت اطلاعات به صورت های مختلف د رخود، افکارتان، خواب و یا تصاویر ذهنی در نهایت می تواند منجر به تغییر برنامه ها، سفرها و غیره شود.

با توجه به مطالعات متعدد انجام شده در این زمینه مشخص شده است که بسیاری از زنان به علت احساسات و هیجانات گیرنده ارتباط افکار با یکدیگر هستند. خوب، این هم درست است که زنان بیشتر از مردان به شهود باور دارند.

البته تله پاتی با عوامل بیزولوژیکی نیز مرتبط است، علم ثابت کرده زمانی که تله پاتی اتفاق می افتد میزان حجم خون فرد ارسال کننده سیگنال تغییر می کند همچنین امواج مغز گیرنده برای مطابقت با فرستنده نیز تغییر می کند.

یک واقعیت جالب درباره تله پاتی در طی ماموریت آپولو 14 در سال 1971 اتفاق افتاده است، طی یک آزمایش به اثبات رسیده است که «فاصله» یک مانع برای ارتباط افکار با یکدیگر نیست. هر چند که این آزمایش توسط سازمان ملی هوانوردی و فضا (ناسا) معتبر نیست. حتی اطلاعات مربوط به این آزمایش تا زمانی که ماموریت آن به پایان رسید نیز اعلام نشد.

این آزمایش توسط فضانورد میچل ادگار با چهار دریافت کننده بر روی زمین در فاصله 240000 کیلومتری انجام شد. میچل با گیرنده اش در زمین با تمرکز در توالی بیست عدد تصادفی در بین 200 توالی هر دو به درستی حدس زده بودند که عدد 51 مورد نظر بوده است. در خلاصه، ارتباط افکار با یکدیگر یا همان تله پاتی نیز درست مانند سایر پدیده های ذهنی و روانی برای آزمایش کردن بسیار مشکل است، این پدیده به طور عمده بر اساس حالات هیجانی از هر دو فرستنده و گیرنده می باشد.


منبع: مجله موفقیت


 

تست: هوش احساسی عشق شما چقدر است؟

همه مادر مورد ضریب هوشی (IQ) شنیده ایم و شاید تست هایی نیز در این زمینه داده باشیم. اما احتمال دارد برخی افراد چیزی در مورد هوش احساسی یا EQ نشنیده باشند. ای‌کیو در واقع هوشمندی احساسی افراد را اندازه می گیرد و توانایی ما برای درک احساسات و نیازهای روحی خود و اطرافیان است.

بر اساس آخرین مطالعات صورت گرفته در اروپا، افرادی که هوش احساسی بالایی دارند، از روابط احساسی خود رضایت کامل دارند و اصولا والدینی دارند که آنها نیز از نظر احساسی راضی و خوشحال هستند.

eq

برای اینکه بدانید هوشمندی احساسی نامزد/همسرشما چقدر است، تست زیر را انجام دهید.

1.    نامزد خود را به دوستان خود معرفی می کنید و نامزد شما:

a.    در خانه احساس راحتی می کند.
b.    چند دقیقه زمان می برد تا شرایط را درک کند اما سرانجام با موقعیت کنار می آید و لحظه های خوبی در کنار دوستان دارید.
c.    مبادی آداب است و در این جلسه دوستانه به هیچ وجه راحت نیست خیلی نزدیک شما باشد.
d.    از تماس مستقیم نگاه ها فرار می کند.

2.    هنگامی که می گویید هفته گذشته کاری برایتان بسیار سخت گذشته است، نامزد شما:

a.    شما را شام بیرون دعوت یک بلیط استخر یا ماساژ به شما هدیه می کند تا به شما قوت قلب بدهد.
b.    می گوید: «می دانم چه احساسی داری» و شروع می کند از هفته بدی که خودش هم پشت سر گذاشته برای شما تعریف کردن
c.    با اخلاق بدی می پرسد: «خوب که چی؟»
d.    سعی می کند موضوع را عوض کند.

3.    در مورد اتفاقی که قرار است رخ دهد عصبی و هیجان زده هستید و نامزد شما:

a.    با شما همدردی می کند و سعی می کند با رفتاری صمیمانه اضطراب شما را کاهش دهد.
b.    از شما می خواهد دست از نگرانی بردارید.
c.    قبول دارد که گاهی اتفاق ها ممکن است بد پیش بروند.
d.    می خواهد مطمئن شود که او لازم نیست در آن جا حضور داشته باشد.

4.    هنگامی که هر دو به طور اتفاقی با دوستی که مشکل بزرگی داشته است روبه رو می شوید، نامزد شما:

a.    کلمات تسلی بخش به او می گوید و بعد از شما می پرسد که آیا موافق هستید هدیه ای یادگاری برای او تهیه کنید.
b.    پاسخ عادی و پیش پا افتاده ای همچون: «من نگرن تو و خانواده ات هستم» می گوید.
c.    حرفی همچون «اوه! که این طور» می گوید.
d.    فقط آنجا می ایستد و حرفی نمی زند.

5.    نامزد شما مشکلات احساسی دارد. وقتی از او می پرسید، او:

a.    صادقانه در مورد مشکلی که پیش آمده است، صحبت می کند.
b.    ابتدا از پاسخ دادن طفره می رود اما بعد همه ماجرا را توضیح می دهد.
c.    نمی خواهد در مورد موضوع صحبت کند.
d.    در مورد اینکه چه می گویید نظری ندارد.


راهنمای پاسخ ها

اگر بیشتر پاسخ های شما a بوده است: EQنامزد شما عالی است.

ما به واسطه احساسات، آسیب پذیری، خصلت و منش های خود با دیگران در ارتباط هستیم. هوشمندی احساسی خوب یعنی درک درست از احساسات و نیازهای خود و اطرافیان داشته باشیم. این بهترین روش برای ارتباط برقرار کردن است و در نهایت منجر به رابطه عمیق تر و طولانی تر می شود. نامزد شما مسوولیت پذیر و قابل اعتماد است.

اگر بیشتر پاسخ های شما b بوده است:  EQنامزد شما بسیار خوب است.

سعی کنید این مساله را تقویت کنید. اجازه دهید نامزدتان پاسخ های احساسی و فکرهای ناب خود را همیشه مطرح کند.

اگر بیشتر پاسخ های شما c بوده است:  EQنامزد شما پایین است.

شاید نتیجه تست چیزی نباشد که انتظار داشتید اما نباید ناامید شوید و به رابطه خود پایان ببخشید. بلکه باید بدانید که با چنین فردی کمی چالش خواهید داشت و باید کمی با او همکاری کنید تا رابطه خوبی با هم پیدا کنید. این نوع رابطه می تواند درس های زیادی برای آموختن داشته باشد.

اگر بیشتر پاسخ های شما d بوده است:  نامزد شما هیچ گونه هوش احساسی ندارد.

اینکه فردی هیچ نوع هوش احساسی یا ای‌کیو نداشته باشد، ممکن نیست. همه انسان ها بالاخره کمی ای‌کیو دارند. فقط سنگ است که نمی توان در آن نفوذ کرد. شاید با کمی صمیمیت بیشتر بتوانید احساسات این فرد را برانگیخته کنید. اما پیی از گرفتن تصمیم نهایی ببینید آیا این همان فردی است که می خواهید برای طولانی مدت در کنار او باشید؟


منبع: برترین ها